اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباره دیدن هلال ماه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 73
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباره دیدن هلال ماه – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباره دیدن هلال ماه شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباره دیدن هلال ماه گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباره دیدن هلال ماه با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباره دیدن هلال ماه از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباره دیدن هلال ماه با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباره دیدن هلال ماه را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پژوهشی درباره دیدن هلال ماه :
هنگامی که هلال ماه ظاهر شود و مردمی آن را ببینند، احکام آن که عبارتند از: لزوم روزه گرفتن، یا روزه گشودن، یاحج گزاردن یا فرا رسیدن زمان بازپرداخت بدهکاریهای زمانمند و… بر ایشان و همه کسانی که با ایشان، یک افق دارند، یا افق نزدیک به هم دارند، ثابت می شود.
پرسش این است که آیا احکام یادشده بر شهروندان شهرهای دور، که در افقهای جدا و دور دست قرار دارند نیز، لازم می گردد؟ به دیگر سخن، آیا دیدن هلال ماه در قسمتی از زمین، سبب استقرار احکام آن بر همه مردم روی زمین در شرق و غرب آن، یا دریا و خشکی آن می شود یا خیر؟
گروهی از فقیهان، در پاسخ به این پرسش «آری » گفته و اظهار کرده اند:
«حقّ در مساله یاد شده، ثبوت احکام دیدن هلال ماه بر تمامی مردم است.»
و افزوده اند:
«علمای پیشین تفاوتی میان شهرهای نزدیک به هم، یا دور از هم قایل نبودند، همان گونه که روایات، خالی از بیان چنین تفاوت و اختلافی هستند.»
تنها کسی که برای نخستین بار حکم یاد شده [=تفاوت شهرها] را اظهار داشته، شیخ طوسی، در برخی از کتابهای خویش است. و [چون] این مساله از مسائل پر اهمیتی است که همه مسلمانان [در اطراف و اکناف جهان] نیازمند به حکم آن هستند، به گونه ای که همواره در میدان جاذبه اهتمام به آن قرار دارند، از این روی، برای آگاهی یافتن به حقیقت امر و آشکار شدن حکم آن به روشنی، شایسته است که پرسش یاد شده را در زمینه ای جهان گستر طرح کنیم به گونه ای که دیدگاههای همه فقیهان عالمِ اسلام: شیعه و سنی را شامل شود. در این راستا، به فقهی تطبیقی – مقایسه ای – ست یابیم و دستاورد تاثیر متقابل دیدگاهها و آرا را در سایه پی جویی اثر گذاری بعض آنها بر بعض دیگر به روشنی ببینیم، و پس از روشن بینی حاصل از کاوش یاد شده سزاوار است که نگاهی دقیق و عمیق به روایات نقل شده در این باب افکنده و اشارتهای احتمالی آنها را به فروع یاد شده دریافته، تا نکته های نهان در زوایای پنهان این اخبار، بر ما آشکار گردد.
بنای نگارنده در این نوشتار بر این است که دیدگاههای صاحب نظران این میدان را با رعایت ترتیب زمانی آنها نقل کند تا در ضمن آن رشد و بالندگی افکار و شکوفایی و گسترش دیدگاهها نیز، روشن و اشکار شود. پس به کمک و یاری خداوند متعال، سخن را در این باب آغاز می کنیم.
شیخ صدوق، (م:۳۸۱ه.ق) در کتاب مقنع چنین می نویسد:
«بدان که روزه ماه رمضان، با دیدن هلال ماه آغاز و با دیدن آن انجام می یابد و این گونه نیست که راهی برای اعمال نظر و گمان در این باب گشوده باشد.»
و نیز در کتاب الهدایه در باب روزه گرفتن و روزه گشودن، با دیدن هلال ماه این گونه می نویسد:
«امام صادق(ع) می فرماید: روزه گرفتن و روز گشودن، تنها با دیدن هلال ماه [واجب] است و نه با اعمال نظر و به کارگیری ظن و گمان.»
و شیخ مفید(ره) (م:۴۱۳ه.ق) در کتاب مقنعه چنین آورده:
«… از محمد بن مسلم از امام صادق(ع) نقل شده که فرموده اند: هنگامی که هلال ماه را دیدید روزه بگیرید و هنگامی که آن را دیدید افطار کنید و در این باب، اِعمال نظر و کاربرد ظن و گمان سودی ندارد و هلال ماه نشانه ماه است که به واسطه آن عبادتهایی چون روزه گرفتن، روزه گشودن، حجّ گزاردن و دیگر از مناسک مربوط به ماههای سال بر دینمداران واجب می گردد.» و سید مرتضی (م:۴۳۶ه. ق) در کتاب ناصریات در این زمینه نوشته است:
«هر آینه پیامبر(ص) هلالهای ماه را دیده و بر اساس آن روزه و افطار را واجب کرد و نیز ایشان فرموده اند که: با دیدن هلال روزه را آغاز کرده و هم با دیدن آن روزه را به سر آورید.»
امّا سیّد در کتاب انتصار، متعرض این مساله نشده است و باید هم چنین باشد; چه این که کتاب یاد شده در بیان خصوص آرایی که ویژه امامیه است، نگاشته شده در حالی که مساله مورد بحث از این دسته مطالب نیست. و حلبی(م: ۴۴۷ه.ق) در کتاب کافی نوشته است:
«و نشانه آغاز شدن ماه دیدن هلال ماه است و هم به این وسیله به انجام رسیدن آن دانسته می شود.»
سلاّر (م:۴۴۸ه.ق) نیز در کتاب مراسم آورده:
«پس لازم است که بدانیم نشانه وارد شدن به ماه رمضان و نیز نشانه به سر آمدن آن چیست و این [به واقع همان] دیدن هلال ماه است.»
و شیخ طوسی (م:۴۶۰ه.ق) در کتاب نهایه این گونه نگاشته است:
«و زمان واجب شدن روزه و نیز زمان گشودن آن و نشانه ماههای سال، دیدن هلال ماه است، بدون وجود عوارض و موانع بازدارنده از دیدن آن. پس هنگامی که هلال ماه را در اوان ماه رمضان مشاهده کردی، به نیّت وجوب روزه فردا را روزه بدار و نیز چنانچه خود آن را ندیدی، ولی در شهر، کسان بسیاری به طور شایع آن را دیدند، همچنان روزه بر تو لازم خواهد بود و چون به خاطر وجود بازدارنده ای در آسمان، تنها پنجاه تن آن را دیده باشند باز هم روزه[بر تو] واجب است، ولی در صورتی که فقط یک، یا دو نفر آن را دیده باشند، روزه تنها بر کسانی که آن را دیده اند واجب می شود و نه بر دیگران و اگر به علت نامساعد بودن هوا، هیچ کس از افراد شهر نتوانند هلال ماه را ببینند و لیکن در بیرون شهر، توسط دو شاهد عادل دیده شود، باز هم روزه گرفتن واجب می شود.»
وی در کتاب خلاف چنین نوشته است:
«مساله هشتم: نشانه ماه رمضان و هنگام واجب شدن روزه آن، یکی از دو امر است: یا دیدن هلال ماه و یا گواهی دادن دو گواه… دلیل حکم یاد شده عبارت است از اخبار بسیاری که از پیامبر(ص) و امامان، علیهم السلام، نقل شده و از فراوانی در حدّ تواتر هستند [در نتیجه نسبت به صدور آنها از معصوم(ع) قطع حاصل می شود] ما این اخبار را در کتاب تهذیب نقل کرده ایم.» وهمو، در کتاب مبسوط گفته است:
«نشانه ماه رمضان دیدن هلال ماه، یا وجود دو گواه عادل است … و چنانچه شخص هلال ماه را در شهر خویش ندید، لیکن در خارج شهر افراد دیگری آن را دیدند، به گونه ای که بیان شد، واجب است عمل کردن به مقتضای آن، البته در صورتی که شهرهای یاد شده به گونه ای نزدیک هم باشند که در فرض نبود بازدارنده و وجود شرایط در هر دوی آنها به خاطر اشتراک یا نزدیکی آنها در عرض [جغرافیایی] امکان دیدن هلال ماه وجود داشته باشد، مانند شهرهای: بغداد، واسط، کوفه، تکریت و موصل، ولی چنانچه شهرهای یاد شده از یکدیگر دور باشند، همچون بغداد و خراسان، یا بغداد و مصر، در این حال هر یک از آنها حکم خاص خود را دارد.»
باید گفت این نخستین موردی است که از شیخ، بویژه در کتاب یاد شده اندیشه فرق نهادن میان شهرها بدون اشاره به آن در دو کتاب پیشتر از آن، به چشم می خورد.
نظر نگارنده در این باب که چرا شیخ تنها در این کتاب [مبسوط] متعرض تفاوت شهرها شده و نه در دو کتاب پیشتر بر آن، یادآوری نکته ای که از استاد ارجمند علاّمه بزرگوار آیه اللّه بروجردی، به یادگار دارد روشن می شود، چه این که ایشان در مورد کتابهای شیخ می فرمود:
در واقع شیخ، در زمینه فقه سه کتاب نوشته که برای هر یک از آنها هدفی جز هدف دو کتاب دیگر داشته است. به این ترتیب که، نهایه را تنها برای ارائه دیدگاههای امامان، علیهم السلام، و خلاف را برای بیان فتاوای مسلمانان و مبسوط را برای یادآوری فروع و نتایج [فتواهای معصومان(ع)] نوشته است و روشن است که پرداختن به این فروع و پیامدها، عکس العملی بوده در برابر اهل سنّت که بر شیعه خُرده می گرفتند و می گفتند کتابهای فقهی شیعه، از ذکر فروع خالی و عاری بوده و تنها در بردارنده مضمون صریح روایاتند; از این روی شیخ، که خداوند اَجر بسیارش دهد و نیکیهایش افزون سازد، به منظور زدودن این لکّه از پیشانی فروزان شیعه به نگارش کتاب مبسوط پرداخت و به همین خاطر، سزاوار است که در مورد این فروع به نوشته های اهل سنت نیز مراجعه شود، تا هم چگونگی ورود این مباحث به حوزه شیعی روشن شود و هم با کاوش در روایات نقل شده دلیلی هر چند اشارت وار بر آنها یافت گردد.
و حلبی که هم عصر شیخ بوده در کتاب اشاره السبق نوشته است:
«علم به حلول ماه رمضان و واجب شدن روزه آن، یا با دیدن هلال ماه و یا با گواهی دو گواه عادل که جایگزین دیدن ماه هستند، حاصل می شود.»
و ابن حمزه(که از نظر سلسله فقیهان یک یا دو طبقه پس از شیخ قرار دارد) در کتاب وسیله نوشته است:
«شروع ماه رمضان، در صورت نبود مانع، با دیدن هلال ماه و در صورت وجود مانع با گذشتن سی روز از زمان دیدن هلال ماه شعبان، دانسته می شود و چنانچه هلال ماه شعبان را نیز ندیده باشد، با گذشت شصت روز از دیدن هلال ماه رجب شروع رمضان احراز می گردد.
امّا دیده شدن هلال ماه رمضان، از شش حالت خارج نیست، به این ترتیب: یا یک نفر آن را دیده و یا چند نفر، یا در شهر با فرض مانع دیده شده و یا بدون مانع یا در خارج شهر و با مانع دیده شده و یا بدون مانع. در حالت نخست، چنانچه شخص به راستی آن را دیده باشد روزه تنها بر بیننده هلال لازم می شود، گرچه نزد ابویعلی بر همگان لازم می گردد و در حالت دوم، یا دیدن به گونه فراگیر صورت می گیرد و یا به گونه محدود که در فرض نخست، روزه بر همه واجب می شود و در فرض دوم، اگر یک نفر یا بیشتر دیده باشند و در ضمن مانعی در آسمان باشد [که سبب ندیدن همگان شود] باز هم روزه واجب است و این، همان حالت سوم است و امّا در حالت چهارم، روزه تنها با فرض دیدن پنجاه تن واجب می گردد… اگر در شهری دیده شود و در شهر دیگری خیر، پس اگر دو شهر یاد شده به یکدیگر نزدیک باشند، روزه بر شهروندان هر دوی آنها واجب می شود و اگر از هم دور باشند، مانند بغداد و مصر یا شهرهای خراسان [با دیدن در یکی از آن دو] روزه بر ساکنان شهر دیگر واجب نمی شود.»
و ابن زهره (م:۵۸۵ه.ق) در کتاب غفیه نوشته است:
«و نشانه آغاز ماه، دیدن هلال است، همچنانکه نشانه پایان ماه نیز دیدن آن است.»
و فاضل آبی (م:۶۷۲ه.ق) در کتاب کشف الرموز چنین دارد:
«امّا بحث درباره ماه رمضان، در زمینه نشانه، شرایط و احکام آن مطرح می شود، که باید گفت: نشانه آن، دیدن هلال ماه است، اگر کسی آن را دید روزه ماه رمضان بر او واجب می شود.»
و محقق حلّی (م:۶۷۶ه.ق) در کتاب شرایع نوشته است:
«سخن در باب ماه رمضان، نشانه، شرایط و احکام آن. امّا درباره امر نخست [=نشانه] پس باید گفت آغاز ماه با دیدن هلال ماه دانسته می شود. در نتیجه، اگر شخص آن را ببیند بر او لازم است که روزه بدارد… و چنانچه در شهرهای نزدیک به هم، همچون: کوفه و بغداد دیده شود روزه بر اهالی هر دو شهر واجب می شود، بر خلاف حالتی که دو شهر از هم دور باشند، مانند [شهرهای] عراق و خراسان.»
همو، در کتاب معتبر، با یادآوری آنچه از شرایع بیان داشتیم، به بیان فتوای ابن عباس پرداخته و چنین نگاشته است:
«و ابن عباس هم به حکم یاد شده فتوا داده است.»
و تفاوت نهادن میان شهرهای مختلف تاکنون در سه مورد مطرح شده است: نخست در سخن شیخ، و دیگر در کلام ابن حمزه و سوم در بیان محقق حلّی. پس از او، تا مدت یک قرن و نیم، به این دیدگاه بر نمی خوریم.
او در کتاب مختصر نافع، تنها به یادآوری نشانه ماه [رمضان] اکتفا کرده و اظهار داشته است که با دیدن هلال ماه، روزه این ماه واجب می گردد.
و یحیی بن سعید حلّی(م:۶۹۰ه.ق) در کتاب جامع الشرایع » دارد:
«نشانه ماه رمضان دیدن هلال ماه است که چنانچه شخص آن را به تنهایی ببیند روزه بر او واجب می شود»
و پس از او، علاّمه حلّی (م:۷۲۶ه.ق) در کتاب تذکره صغ ا نگاشته است:
«روزه ماه رمضان بر کسی که هلال ماه را دیده باشد واجب است هر چند که یک تن باشد.»
و هم در آن کتاب آمده:
«مساله: چنانچه اهالی شهری، هلال ماه را ببینند و ساکنان شهر دیگر آن را نبینند، پس اگر دو شهر یاد شده به یکدیگر نزدیک باشند مانند بغداد و کوفه، بنا بر این حکمی یکسان داشته و روزه گرفته و گشودن آن بر اهالی هر دو شهر لازم می گردد. اگر از هم دور باشند، مانند: بغداد، خراسان، حجاز و عراق، در این حال هر شهری حکمی خاص خود را خواهد داشت. این مطلب را شیخ نیز بیان داشته و نزد ما هم همین درست است، همان گونه که ابوحنیفه و برخی از شافعیان و قاسم، سالم و اسحاق هم آن را پذیرفته اند و مستند این فتوا، روایتی است که کریب آن را نقل کرده به این مضمون: اُمّ الفضل، دختر حارث، وی را به سوی معاویه در شام گسیل داشت. او می گوید: به شام رسیدم و به کار خود رسیدگی کردم. در این هنگام، زمان حلول ماه رمضان رسیده بود. ما، هلال ماه را در شب جمعه دیدیم، سپس در اواخر ماه، به مدینه بازگشتم.
عبداللّه بن عباس، از من در مورد هلال ماه پرسید که چه زمان آن را دیدید؟
به او گفتم: در شب جمعه.
پرسید: آیا خود آن را دیدی؟
گفتم: آری، من و دیگران آن را دیدیم مردم روزه گرفتند، همچنانکه معاویه روزه گرفت.
گفت: لیکن ما آن را در شب شنبه دیدیم، بنا بر این تا کامل شدن روزهای ماه، یا دیدن هلال به روزه ادامه می دهیم.
از او پرسیدم که آیا به دیدن روزه داران دیگر اکتفا نمی کنی؟
پاسخ داد: خیر، زیرا رسول خدا(ص) این گونه فرموده اند.
علاوه بر این که شهرهای دور از هم در امکان دیدن هلال متفاوت هستند، زیرا دارای اوقات طلوع متفاوتی هستند و زمین نیز کروی شکل است، از این روی ممکن است که هلال در شهری دیده شود و در عین حال، در شهری دیگر پدیدار نگردد; زیرا محدّب بودن زمین، مانع دیدن آن می شود و این امر مورد تایید کارشناسان رصد است، و بسیار دیده شده که برخی از ستاره های نزدیک به زمین برای افرادی که از شرق و غرب یا به عکس، مسافرت می کنند پنهان شده است. بعضی از شافعیان گفته اند: حکم همه شهرها یکسان است، تا جایی که اگر هلال در شهری دیده شود و از این روی شروع ماه ثابت گردد، این حکم برای همه ساکنان زمین نافذ خواهد بود، چه شهرهای نزدیک به هم وچه شهرهای دور از هم، چه دارای افقهای همسان باشند و چه نباشند. و همین نظر را احمد بن حنبل و لیث بن سعد و برخی از علمای ما اختیار کرده اند، به این دلیل که روز یاد شده آغاز ماه است در بعضی از شهرها به واسطه دیدن هلال و در دیگر شهرها به واسطه گواهی گواهان. پس روزه در آن واجب می شود، به استناد آیه شریفه:
هر که از شما ماه [رمضان] را درک کرد بر اوست که روزه بگیرد.
و هم کلام معصوم(ع) که فرموده:
خداوند روزه ماه رمضان را واجب کرده است و طبق فرض با دیدن هلال، شروع ماه ثابت می شود. و دلیل دیگر این که زمان پرداخت دیون و نیز انجام نذرهای مشروطه به زمان، با آن ثابت می گردد. و نیز به استناد کلام امام صادق(ع) که فرموده اند: پس اگر ساکنان شهری دیگر آن را دیدند تو نیز به آن گردن بِنهِ.
و هم ایشان در مورد کسی که بیست و نُه روز را روزه گرفته چنین فرموده اند:
چنانچه شهود عادلی گواهی دهند که ساکنان شهری، با دیدن هلال، سی روز، روزه داشته اند، باید یک روز، روزه را به قضا انجام دهد.
دلیل دیگر این که سطح زمین صاف است. پس دیدن هلال در جایی و ندیدن آن در جایی دیگر، تنها ناشی از پدید آمدن مانعی خواهد بود، زیرا ماه در جایی که بتوان آن را دید قرار نگرفته است. لیکن می توان در این قبیل دلیلها مناقشه کرد، چه این که در شمار روزهای ماه رمضان بودن روز یاد شده، مورد نزاع است [و مسلّم نیست] و نمی توان شهادت و گواهی یاد شده را معتبر دانست، زیرا این اول کلام است، و سخن امام صادق(ع) نیز با توجه به سایر روایات ناظر به شهرهای نزدیک شهر محلّ دیدن هلال است و امّا هموار بودن زمین، مردود و مشهور کروی بودن آن است.»
علامه در کتاب منتهی صجِا چنین نوشته است:
«آغاز ماه با دیدن هلال معلوم می شود، چنانچه شخص هلال
را ببیند بر اوست که روزه بدارد.» و نیز در همان کتاب این گونه آمده:
«چنانچه اهالی شهری هلال را دیده باشند روزه بر همه مردم واجب می شود، چه ساکنان شهرهای نزدیک و یا شهرهای دور. احمد، لیث بن سعد و برخی از شافعیان نیز، بر این قول رفته اند(در این جا، ذکری از بعض علمای ما نیاورده است آنچنان که در تذکره گفته بود) و شیخ طوسی، اظهار داشته که در صورت نزدیک بودن شهرها و هم افق بودن آنها، همچون بغداد و بصره، حکم آنها همسان خواهد بود، بر خلاف این که دور از هم و با اختلاف افق باشند: مانند: بغداد و مصر، در این صورت حکم آنها متفاوت خواهد بود…»
سپس علاّمه، به نقد تفصیل میان شهرهای نزدیک و دور برآمده چنین می افزاید:
«اگر گفته شود که عرضهای [جغرافیایی] شهرهای دور مختلف بوده و از این روی، ممکن است هلال ماه در منطقه ای دیده شده و در منطقه ای دیگر دیده نشود، زیرا زمین شکل کُروی دارد.
در پاسخ می گوییم: بخش سکونت پذیر زمین تنها یک چهارم کلّ مناطق آن است و با توجه به فاصله ماه از زمین، این مقدار چندان به حساب نمی آید. و خلاصه سخن این که اگر طلوع ماه در برخی از مناطق دیده نشود عدم طلوع آن در بعضی مناطق دور دست از آن منطقه، به خاطر کُروی بودن زمین، نمی توان حکم به یکسان بودن آنها کرد، ولی در غیر این صورت، حق مطلب تساوی در حکم است.»
این سوال جای طرح دارد که آیا کلام علاّمه، در منتهی به شکلی که گذشت ناظر به همان تفصیل یاد شده در تذکره است، یا نظر به تفصیلی دیگر دارد; یعنی تفصیل میان صورت علم به طلوع نکردن ماه در سرزمینهای دور که تفاوت حکم را موجب می شود و صورت علم نداشتن به آن که منجّر به تساوی حکم دو منطقه می شود؟ حقّ این است که مستفاد از عبارت منتهی تفصیلی دیگر است، نه همان تفصیل میان شهرهای دور و نزدیک که در تذکره اختیار کرده است.
سخن علاّمه در کتاب قواعد چنین است:
«آغاز ماه رمضان، با دیدن هلال ماه دانسته می شود گرچه تنها یک تن آن را ببیند و در نتیجه گواهی او پذیرفته نشود… و حکم شهرهای نزدیک به هم یکسان است، بر خلاف شهرهای دور از هم، پس چنانچه شخص به منطقه ای دور دست مسافرت کند که هلال ماه در آن جا در شب سی ام دیده نشود، باید که از ساکنان آن شهر پیروی کند. و چنانچه شخص سپیده دم عید را درک کرد و با این حال، مرکب او را به منطقه ای دور دست انتقال داد که هلال ماه در آن جا به خاطر نزدیکی درجات دیده نشد، حکم به وجوب امساک و خودداری از انجام مفطرات جای بحث و نظر دارد. و چنانچه شخص هلال ماه رمضان را دید و سپس از آن، به منطقه ای دور که هلال در آن دیده نشده سفر کرد، نزدیک تر به واقع این است که روزه روز سی و یکم بر او واجب است، همچنانکه در فرض عکسِ صورت یاد شده افطار روز بیست و نهم لازم خواهد بود.»
باید گفت این سخن، هر چند برابر مبنای یاد شده درست باشد، از این باب که هر منطقه ای حکم خاص خود را دارد، بنا بر این چنانچه شخص یاد شده مسافرت و نقل و انتقالی نمی داشت، هرگز مجبور به روزه گرفتن در روز سی و یکم نمی شد، همچنانکه مجبور روزه گشودن در روز بیست و نهم و این احکام، تنها نتیجه تغییر مکان وی و پیروی از حکم خاص هر منطقه صورت گرفته، لیکن با وجود این، احکام یاد شده [=روزه روز سی و یکم و افطار روز بیست و نهم] به خودی خود بر اذهان افراد متشرّع سنگینی می کنند، همچنانکه حکم کردن به دو عید یا دو شب قدر [در صورت نقل و انتقال] پس، بدین روی، چنانچه دلیل قاطعی بر یکسان بودن حکم همه ساکنان مناطق مختلف یافت شود، این امتیاز را دارد که با ارتکاز و نهانخانه اذهان متشرعان سازگارتر بوده و از این روی، پذیرفتنی تر خواهد بود.
علاّمه در کتاب مختلف متعرض این مساله نشده است و می دانیم که این کتاب معرکه آرا و افکار فقیهان شیعه است. و نیز شهید اول(م:۷۸۶ه.ق) در کتاب دروس نوشته است:
«روزه ماه رمضان با دیدن هلال این ماه آغاز می شود، حتی اگر، شخص به تنهایی آن را ببیند… و شهرهای نزدیک به هم، همچون: بصره و بغداد حکم یکسانی دارند، بر خلاف شهرهای دور، مانند: بغداد و مصر، این [تفصیل] مطلبی است که شیخ اظهار داشته است و احتمال می رود که در صورت دیدن هلال در سرزمینهای شرقی، حکم به شروع ماه برای سرزمینهای غربی هم ثابت شود هر چند از هم دور باشند، به جهت حصول قطع و یقین به امکان دیدن آن در شرق، بر فرض نبودن مانع.»
به نظر نگارنده این دیدگاه، در واقع حکم به تساوی همه مردم نیست، زیرا در این صورت، تفاوتی میان شهرهای شرقی و غربی نخواهد بود.
سپس شهید در ادامه سخن خود چنین می نویسد:
«بیان سه فرع: نخست این که چنانچه شخص هلال ماه را در شهری دید و پس از آن به شهر دیگری که حکمی جز حکم شهر اول دارد مسافرت کرد حکم شهر دوم، معتبر است، از این روی، ممکن است سی و یک یا بیست و هشت روز روزه بر او واجب شود، حتی اگر سپیده دم عید را درک کرد و پس از آن مسافرت کرد، باید به انتظار عید منطقه دوم روزه بدارد. چنانچه [اول ماه را] با روزه صبح کند و پس از آن به نقطه ای دیگر مسافرت کند در این که بتواند روزه خود را بگشاید جای بحث است و رعایت جانب احتیاط، در فروعهای یاد شده پسندیده تر می نماید.»
محققّ ثانی (م:۹۴۰ه.ق) در کتاب جامع المقاصد، در ذیل کلام علاّمه که نوشت:
«چنانچه شخص هلال ماه را ببیند و پس از آن به جایی سفر کند که در آن جا هلال دیده نشده پس نزدیک تر به واقع این است که روزه روز سی و یکم بر او واجب خواهد بود.»
نوشته است:
«این سخن، کلامی متین و نیکوست، هر چند در صورتی که مسافر شب هنگام به مقصد خود برسد حکم مساله یاد شده و هم فرض عکس آن، با اشکال رو به رو می شود.»
وی همچنین در پس کلام علاّمه که نوشت:
و در صورت عکس فرض گذشته شخص یاد شده باید در روز بیست و نهم افطار کند[به خاطر دیدن هلال شوّال] می نویسد:
«در صورتی که ماه ناقص باشد [یعنی سی روز نباشد] و با این فرض قضایی بر عهده مکلّف نخواهد بود بر خلاف آنچه برخی از اهل سنّت گفته اند که علاّمه نیز برای پاسخ به همین بعض، مطلب یاد شده را بیان داشت.»
نگارنده می گوید، با تقریری که محقق ثانی برای سخن علاّمه اظهار داشته، این گونه به نظر می رسد که دیدگاه علاّمه را که همان تفصیل بین شهرهای دور و نزدیک است، پذیرفته است.
و نیز شهید ثانی (م:۹۶۶ه.ق) در شرح کتاب در این باب چنین نوشته است:
«آغاز ماه رمضان، با دیدن هلال ماه معلوم می شود، در نتیجه وجوب روزه بر بیننده آن ثابت می گردد، حتی اگر بر دیگران لازم نباشد که روزه بدارند.»
وی در کتاب مسالک صحث هم سخنی در این زمینه دارد که در پی می آید:
«وچنانچه هلال ماه، در سرزمینهای نزدیک به هم، همچون کوفه و بغداد دیده شود… به این معنی که در یک شهر از شهرهای نزدیک به هم دیده شود و در دیگر از آنها دیده نشود، روزه داشتن بر همه ساکنان آنها واجب می گردد، بر خلاف این که شهرهای یاد شده از هم دور باشند که در این صورت، هر شهری حکمی مستقل از دیگر شهرها خواهد داشت… و متفرّع بر این مطلب این که چنانچه شخص، هلال ماه را در شهری در شب جمعه ببیند و پس از آن به شهری دور در شرق شهر اول [=مبدا] برود که در آن جا هلال را در شب شنبه دیده اند، یا بر عکس، حکم چنین شخصی بنا بر قول ظاهرتر از دو قول در مساله، پیروی از وضعیت شهر دوم [=مقصد] است، از این روی، در چنین فرضی، ممکن ست سی و یک روز روزه بدارد و یا در روز بیست و نهم، روزه بگشاید و چنانچه در منطقه ای صبح را به عید آغاز کند و سپس در همان روز، به مسافرت رود و پیش از ظهر به شهر دوم برسد، باید به نیت روزه از افطار خودداری کند و همین کافی است برای انجام وظیفه او، و اگر پس از ظهر به شهر دوم رسید، باید که خودداری کند از گشودن روزه و با این حال، روزه آن روز را به جا آورد. و در فرض عکس صورت قبل [یعنی به جایی مسافرت کند در آن جا عید فطر رسیده باشد] باید که روزه بگشاید و پسندیده تر در همه این فرضها، رعایت جانب احتیاط است، زیرا دلیل روشنی وجود ندارد، بلکه تنها استدلالهای اجتهادی[=ظنّی] دیده می شود که علمای اصحاب بر اساس مساله یاد شده استنتاج کرده اند، با اختلاف نظر ایشان، هم در اصل و هم در فروع آن.»
نگارنده می گوید: گویا شهید، به سنگینی این فروع و دور از ذهن بودن آن برای پیروان شریعت پی برده که این چنین دست به دامن احتیاط شده است، لیکن مستفاد از تعلیل ایشان که نوشت:
«روشنی در مساله نیست بلکه تنها استنتاجهای ظنّی به چشم می خورد» این است که فروع یاد شده، مورد پذیرش ایشان نبوده، هر چند مبتنی بر اصول و قواعد مقبولی باشند.
می دانیم که شهید، از برجستگان فقها در این قبیل مباحث است، بلکه در چنین مسائلی او را باید صاحب ید بیضاء دانست و ای کاش، این فقیه نامور، اشکال اصلی را متوجه اساس و بنیان این فروع می کرد و راه را برای یکسان دانستن حکم همه شهرها، چه دور و چه نزدیک، هموار می ساخت.
مقدس اردبیلی، (م:۹۹۳ه.ق) از دیگر فقیهان است که در کتاب مجمع الفائده و البرهان صفث به این مساله پرداخته و ضمن توضیح عبارت متن یعنی: «… و شهرهای نزدیک مانند بغداد و کوفه حکمی یکسان دارند برخلاف شهرهای دور…» می نویسد: «دلیل این تفصیل پس از فرض یادشده روشن است، زیرا چنانچه شخص در این شهر، هلال را نبیند و در شهری دیگر هلال دیده شود، درست خواهد بود، اگر بگوییم او هلال را ندیده است در این صورت، به استناد دلیلهایی که دلالت می کنند بر این که ماه رمضان، با دیدن هلال شروع می شود، می توان گفت: این شخص هنوز ماه رمضان را درک نکرده است، پس می تواند روزه بگشاید. در نتیجه، دیدن هلال در شهری دیگر برای ساکنان این شهر، سودی نخواهد داشت و دلیلی بر ملازمه میان دیدن در یکی و دیدن در دیگری وجود ندارد، بلکه برابر فرض، که همان اختلاف افق شهرهای یاد شده است، می دانیم حتی ملازمه ای میان دیدن آن در آن جا و امکان دیده شدنش در این جا وجود ندارد، و بلکه گاهی دیده شدن آن در این جا، ممکن نیست، و اگر به این نکته توجه نشود، گاه و در برخی از حالتها پیش می آید که باید کمتر از بیست و نُه روز روزه داشت… پس کلام علاّمه در کتاب منتهی (مبنی بر نبود تفاوت و تفصیل پس از دیدن هلال در یکی از شهرها و واجب شدن روزه و هم افطار، میان شهرهای دور از هم و یا نزدیک به هم، به استناد دیدن هلال در شهری و ثبوت آن به گواهی گواهان در دیگر شهرها…) دور می نماید به دلیل آنچه بیان شد.»
به نظر نگارنده، مقدس اردبیلی، به نیکی متوجه ضعف و سُستی مبنایی شده است که بر اساس آن گاهی روزه ماه رمضان بیست و هشت روز خواهد شد و این همان نکته ای است که پیش از این بیان داشتیم، مبنی بر این که چنین احکامی بر اذهان مؤمنان سنگینی کرده و به سادگی پذیرفتنی نیست، همچنانکه اشارت رفت که قبل از محقق اردبیلی، شهید بزرگوار نیز به این نکته آگاهی یافته بود و در آن جا بیان داشتیم که ای کاش شهید ضعف و سستی فروع یاد شده را ناشی از ضعف مبنای تفصیلی [و تفاوت نهادن میان شهرهای دور و نزدیک] می دانست و نه متوجه بی پایگی اجتهاد و استنباط ظنّی فقیهان [با فرض صحت و راستی مبنی و اساس]، و از کمال بهره مندی است که مقدس اردبیلی، چنین سُستیها و کاستیهایی را دلیلی بر ناراستی مبنی قرار می دهد، لیکن، نقطه ابهای در کلام ایشان دیده می شود که همچنان شگفت انگیز است و آن این که چگونه ایشان ناسازگاری فروع یاد شده را با ارتکاز اهل شرع گواه سُستی مبنای تساوی [میان شهرهای دور و نزدیک در حکم] دانسته اند; چه این که در صورت قرار دادن دیدن هلال ماه در منطقه ای از زمین، در حکم دیدن آن در همه مناطق، چگونه ممکن است که ماه رمضان بنا بر برخی از احتمالها، بیست و هشت روز شود. اگر چنین گفته شود که در صورت ادّعای دیدن هلال ماه در جایی در شب جمعه و سپس پی بردن به این که هلال در شب پنج شنبه دیده شده بود، ماه رمضان در این فرض بیست و هشت روز می شود، در پاسخ می گوییم به واقع در چنین فرضی خطای ادّعای نخست روشن می شود و پی می بریم که آغاز ماه، تنها از شب نج شنبه بوده است و با این توجیه، هرگز ماهی از ماههای سال کمتر از بیست و نُه روز نخواهد شد و بلکه تنها، بنا بر مبنای تفصیل بین شهرهای دور و نزدیک است که صاحب آن نظر، خود بر این واقعیت اعتراف دارند که در برخی شرایط ماه بیست و هشت و در برخی دیگر سی و یک روز می شود و این خود بهترین گواه بر سُستی مبنای یاد شده است و از این روی، این فروع شاذّ و نامانوس، باید به خوبی مورد توجه و تامل قرار بگیرند، تا شاید در اتّخاذ دیدگاه نهایی در تحقیق این مساله ما را یاری دهند.
و جای تعجب است که ایشان [=مقدس اردبیلی] در توضیح عبارت علاّمه:
«چنانچه شخص پیش از (بعد از، خ ل) دیدن هلال ماه مسافرت کرده و در شب سی و یکم هم آن را نبیند، باید که همراه با ساکنان شهر مقصد روزه بدارد و در فرض عکس، در روز بیست و نهم باید همراه با آنها افطار کند.»
نوشته است:
«امّا مساله متفرع بر این قول، بسیار روشن است.»
باید گفت گرچه ترتّب پیامدهای قول یاد شده بر آن روشن است، لیکن این پیامدها مستلزم سنگینی بر ذهنها و دوری از آنهاست، که ایشان [=مقدس اردبیلی] خود از آن می گریختند.
از دیگر فقیهان، صاحب مدارک (م:۱۰۰۹ه.ق) است که در کتاب مدارک (که همچون مسالک شرحی است بر شرایع) نگاشته است: «چنانچه هلال ماه در یکی از شهرهای نزدیک به هم، که با یکدیگر اختلاف افق ندارند، دیده شود و در سایر شهرها دیده نشود، روزه گرفتن بر ساکنان همه آن شهرها واجب می شود، بر خلاف شهرهای دور از شهر یاد شده که عبارتند از شهرهایی که با یکدیگر اختلاف افق دارند، زیرا روزه تنها بر کسانی واجب است که هلال را دیده اند، نه آنان که آن را ندیده اند. و علاّمه (ره) در کتاب تذکره نظری را از برخی علمای مانقل کرده مبنی بر این که همه شهرها حکمی یکسان دارند، پس چنانچه هلال ماه در شهری دیده شده و حکم به شروع ماه شود، این حکم در حق تمامی ساکنان زمین، چه شهرها دور باشند و چه نزدیک و چه در افق با هم اختلاف داشته باشند یا خیر نافذ است و همین دیدگاه را علاّمه، در کتاب منتهی در ابتدای سخن خویش برگزیده است [که پیش از این عبارت ایشان را نقل کردیم] گرچه در آخر سخن، چنین نوشته:«… و بالجلمه ان علم طلوعه فی بعض الاصقاع…[که ناظر به تفصیل خاصی میان شهرهاست و ما پیش از این به آن اشاره کردیم] … و این کلامی پسندیده و پذیرفتنی است.»
سپس صاحب مدارک، به فروع مبتنی بر تفصیل میان شهرها که منجّر به سی و یک یا بیست و هشت روز روزه گرفتن و یا روزه گرفتن پس از عید گرفتن می شود، پرداخته و می نویسد:
«شهید در کتاب دروس چنین دارد: «شایسته تر و پسندیده تر این است که در تمامی این فرضها جانب احتیاط رعایت گردد» و شکّی در صحّت این سخن نیست، چه این که مساله یاد شده بسیار جای اشکال و تامّل دارد.»
و محقق بزرگوار فیض کاشانی (م:۱۰۹۱ه.ق) در کتاب وافی در پی سخن امام(ع) که فرمودند:«چنانچه اهالی شهر دیگری ماه را یافتند تو نیز، برابر آن عمل کن » و نقل روایتی دیگر مثل آن چنین نوشته است:
«توضیح این که: امام(ع) از آن روی کلام یاد شده را بیان داشتند که با فرض دیدن یک تن هزار تن دیده اند، آنچنان که گذشت. ظاهر حدیث این است که هیچ تفاوتی میان این که شهر مورد نظر، از شهرهای نزدیک بوده باشد، یااز شهرهای دور نخواهد بود; زیرا ملاک تکلیف دیدن هلال است، نه امکان دیدن آن. افزون بر این که ضابطه ای عُرفی برای تشخیص دوری و نزدیکی وجود ندارد، و لفظ موجود در حدیث نیز اطلاق و شمول دارد، از این روی، آنچه در بیان متاخران از اصحاب ما مبنی بر تفاوت شهرهای دور و نزدیک دیده می شود و هم آنچه در باب تفسیر دوری و نزدیکی از روی اجتهاد اظهار داشته اند، همه و همه بی وجه است.» شیخ جلیل القدر یوسف بحرانی (م:۱۱۸۶ه. ق.) در کتاب حدائق نوشته است:
«چهارم، هر آینه گروهی از اصحاب،بلکه به نظر می رسد مشهور آنان تصریح کرده اند که حکم شهرهای نزدیک به هم، همچون بغداد و کوفه یکسان است، در نتیجه چنانچه هلال ماه در یکی از این شهرها دیده شود روزه گرفتن بر ساکنان همه آنها واجب می شود، ولی چنانچه از هم دور باشند… پس هر یک حکم خاص خود را داراست… و علاّمه در کتاب تذکره، از برخی از علمای ما، قولی را مبنی بر وحدت و یکسانی حکم همه شهرها نقل کرده است… و نیز از علاّمه در کتاب منتهی گزارش به همین قول، به چشم می خورد آن جا که فرموده: چنانچه هلال ماه در شهری دیده شود، روزه گرفتن بر همه مردم واجب می شود…»
وی در ادامه سخن خویش چنین می آورد
«آنچه علاّمه بیان داشته، کلام حقّی است که روایات صریح و صحیح هم آن را تایید می کنند… و امّا آنچه گاهی ادعّا می شود، مبنی بر این که در بعض مناطق هلال طلوع می کند و در بعض دیگر طلوع نمی کند به استناد کروی بودن زمین، باید گفت دیدگاهی است مردود… از این روی، فروعی که متّرتب بر مساله یاد شده، در صورت ناهمسانی حکم در همه جا، یاد کرده اند، بدون دلیل و بی وجه است.»
وی سپس شروع به یاد کرد فروع یاد شده می کند که عبارتند از: سی و یک روز یا بیست و هشت روز روزه داشتن و هم در روز عید روزه گرفتن و آن گاه می نویسد:
«نمی توان با این فرضها موافقت کرد.»
و پس از آن، کلام محقق فیض کاشانی را در کتاب وافی، برای تایید دیدگاه خود نقل می کند.
به این ترتیب او [=شیخ یوسف بحرانی] همسان بودن همه مردم را در وجوب روزه اختیار کرده است، لیکن با کمال تاسّف آن را بر مبنایی سُست بنا نهاده، یعنی بر این باور که زمین شکلی مسطّح و نه کروی دارد، بلکه بر این باور پافشاری کرده و از خداوند توفیق نگارش کتابی در ردّ کروی بودن زمین را طلب می کند و خدای را سپاس که چنین توفیقی نیافت; چه این که بسیار پیش می آید که توفیق شخص در عدم توفیق در انجام کاری است.
امّا تایید این دیدگاه[=همسانی مردم در شروع انجام ماه] به آنچه که در وافی و کتابهای مانند آن یاد شده در حدّی از توانایی است که هیچ جایی برای سُست انگاشتن آنها وجود ندارد.
و امّا محقق ارجمند نویسنده کتاب ریاض (م:۱۲۳۱ه.ق) در کتاب خویش ذکری از مساله مورد بحث به میان نیاورده، همچنانکه فقیه بزرگوار سید احمد خوانساری، در کتاب جامع المدارک.
[این دو فقیه] تنها به ذکر دیدن هلال ماه اکتفا کرده اند. البته نباید از دو کتاب یاد شده انتظاری هم در بیان مساله مورد نظر داشت; زیرا این هر دو در شرح کتاب مختصر نافع نگاشته شده و کتاب یاد شده تنها دیدن هلال را بیان داشته بدون حتی اشاره ای به حکم شهرهای دور از هم یا نزدیک به هم. از دیگر فقیهان می توان به نراقی (م:۱۲۴۵ه.ق) اشاره کرد که در کتاب مستند پس از بیان توضیحی درباره طول و عرض شهرها و این که عرض آنها عبارت است از فاصله آنها از خط استوا و طول آنها عبارت است از فاصله آنها از جزایر خالدات چنین بیان داشته:
«چنانچه درجه طول [جغرافیایی] شهری به مقدار زیادی دور از [طول] شهری دیگر باشد و همچنین عرضهای آن دو، بسیار از هم دور باشند. در این صورت این امکان وجود دارد که ماه نسبت به درجه خاصی از تحت الشعاع خورشید خارج شود، در حالی که هنوز نسبت به درجه ای دیگر در تحت الشعاع خورشید قرار دارد که در این حال، هلال در شهری دیده می شود و در شهری دیگر دیده نمی شود و روشن است که این تفاوت، ناشی از اختلاف هوا یا زمین نیست، بلکه مربوط به خارج شدن ماه از حوزه تابش خورشید در درجه ای خاص است.»
و به هر روی، وی پس از این که با دقت سرشار خویش در مباحث علم هیئت، ما را بهره مند ساخته، چنین نگاشته است:
«حقی که چاره ای جز از پذیرفتن آن نیست این که دیدن هلال ماه، در یکی از دو شهر برای ساکنان شهر دیگر به طورمطلق کافی است، چه دو شهر یاد شده به هم نزدیک باشند یا تا حدّ زیادی از هم دور، زیرا اثبات تفاوت حکم دو شهر، بستگی بر علم به دو مطلب است که هرگز امید حصول آنها نمی رود:
۱. بدانیم ملاک روزه گرفتن و گشودن، وجود هلال ماه در خود شهر است و بودنش در شهری دیگر کافی نیست و این که حکم شارع به ثبوت قضای روزه پس از دیده شدن هلال ماه در شهری دیگر، ناشی از این است که دیدن آن در شهر دیگر، دلیلی است بر این که هلال ماه در این شهر نیز وجود داشته است [هر چند که دیده نشده] و هیچ راهی برای اثبات این مطلب وجود ندارد; زیرا هنوز جای این ادّعا هست که گفته شود وجود ماه در یک شهر به طور مطلق، برای شهرهای دیگر هم کافی است.
۲. بدانیم دو شهر یاد شده به لحاظ [امکان] دیدن هلال با یکدیگر تفاوت دارند به این صورت که هلال ماه در یکی باشد و در دیگری نباشد و این را نیز نمی توان کشف کرد; زیرا به صرف داشتن اختلاف طولی یا عرضی، نمی توان چنین نتیجه ای را گرفت و تنها نتیجه ممکن این است که بگوییم هلال ماه را در یکی می توان دید و در دیگری خیر، امّا این که در یکی باشد و در دیگری نباشد را هرگز، نمی توان نتیجه گیری کرد، زیرا احتمال دارد که ماه پیش از حاصل شدن مغرب در دو شهر مذکور از تحت الشعاع خورشید خارج شده باشد، هر چند در یکی از دو شهر از شعاع خورشید دورتر قرار گرفته باشد… و هیچ راهی برای دانستن این مطلب، جز مراجعه به نظر یک یا چند عالم هیئت که بازگشت به گفته یک یا دو رَصَد کننده می کند، وجود ندارد و این مقدار هم، به جهت احتمال خطای همه ایشان، بیشتر موجب علم نمی شود، و بدون حاصل شدن علم به دو مطلب، یاد شده، هیچ دلیلی برای دست کشیدن از اطلاق یا عموم روایات وجود ندارد.
از فقیهان دیگر در این باب، کاشف الغطاء (م:۱۲۶۳ه.ق) است که در کتاب کشف الغطاء چنین نوشته است:
«… هنگامی که حکم به ثبوت هلال ماه در منطقه ای ابت شود، این حکم در مورد مناطق نزدیک به آن جا هم نافذ خواهد بود… بر خلاف مناطق دور از منطقه یاد شده… و چنین شخص هلال ماه را در جایی ببیند و سپس به جایی دیگر نقل مکان کند، به مقتضای حکم منطقه مقصد به روزه هایش می افزاید و یا از آنها کم می کند.
محقق دانشور، شیخ محمد حسن نجفی، صاحب جواهر (م: ۱۲۶۶ه.ق) در کتاب خویش نوشته است:
«و به هر روی، چنانچه هلال ماه در یکی از شهرهای نزدیک به هم، مانند کوفه و بغداد و مانند اینها که اختلاف افقِ [چندانی] ندارند، دیده شود، روزه گرفتن بر ساکنان همه این شهرها واجب می شود… بر خلاف شهرهای دور از هم، همچون: عراق، خراسان و مانند اینها که اختلاف افق آنها، یا معلوم و یا محتمل است… لکن گاهی چنین اشکال می شود که اختلاف افقی در منطقه مسکونی زمین، که تنها یک چهارم تمام مساحت زمین را در بر می گیرد، به چشم نمی خورد یا به این خاطر که زمین هموار است و نه کروی و یا به این دلیل که مساحت یاد شده[=یک چهارم کل مساحت زمین] با توجه به بلندای آسمان [=فاصله زمین از ماه] قابل چشم پوشی است و چه بسا بر همین مطلب گواهی می دهد (علاوه بر اطلاق روایات، بویژه در روایت صحیح هشام که در بردارنده لفظ نکره است که به گونه علی البدل همه حالتها را در بر می گیرد.) سخن معصوم(ع) در دُعا که چنین آمده: «و قراردادی دیدن هلال ماه را دیدنی یکسان برای همگان »، و نیز این که هرگز اتفاق نیفتاده که اختلاف مشاهده ای میان شهرهای شرقی و غربی رخ داده باشد… بلکه ظاهر عبارت نقل شده از مُنتهی این است که علاّمه در ابتدای سخن خویش همین دیدگاه را برگزیده، گرچه در آخر سخن، چنین گفته: و به هر روی، چنانچه طلوع ماه در بعضی مناطق و طلوع نکردن آن در برخی دیگر به خاطر دوری از هم و نیز کروی بودن زمین معلوم گردد، در این صورت حکم این دو منطقه یکسان نخواهد بود…»
وی سپس چنین ادامه می دهد:
«و احتمال می رود که حکم مساله به این شکل نباشد[یعنی اختلافی میان مناطق نباشد] زیرا که به طور عادّی نمی توان علم به طلوع ماه در برخی مناطق و طلوع نکردن آن در بعضی دیگر به دست آورد، بنا بر این، واجب بودن روزه بر همگان [حتی با دیدن ماه در یک شهر] مطلقاً[ چه در شهرهای دور ساکن باشند و چه در شهرهای نزدیک] قولی قوی و متین خواهد بود و بر این اساس، فروعی که شهید، در کتاب دروس برای این مساله بیان داشته، به این ترتیب که اگر شخص هلال را در شهری دیده و سپس به شهری دیگر که حکمی دگر دارد مسافرت کند، تابع حکم شهر دوم خواهد بود، در نتیجه می شود که سی و یک روز یا بیست و هشت روز، روزه بگیرد… از اساس و پایه ردّ می شود.»
سید حکیم، در مستمسک العروه در ذیل این عبارت صاحب عُروه که نوشت: «اگر دیده شدن هلال در شهری دیگر جز شهر مکلّف ثابت شود، در این صورت اگر دو شهر یاد شده نزدیک به هم باشند، همین مقدار [برای آغاز ماه رمضان] کافی است و در غیر این صورت، کافی نیست مگر این که با دور بودن از هم توافق آنها در افق حراز گردد.
در پس عبارت: «کافی است » چنین نوشته است:
«به دلیل اجماع و گفته شده که: می توان برای این حکم هم به خبر صحیح هشام بن حکم از امام صادق(ع) استناد کرد; چه این که ایشان در مورد شخصی که بیست و نه روز روزه گرفته بود، چنین نوشته است: چنانچه برای او شهود عادلی باشند که به سی روز روزه با دیدن ماه در شهری دیگر گواهی دهند، در این صورت باید یک روز روزه قضا انجام دهد. و هم می توان به اطلاق دلیلهایی که بر کفایت دو شاهد عادل که به دیدن هلال گواهی دهند دلالت می کنند تمسک جُست. البته بر این اساس که همه این دلیلها تنها ناظر و منصرف به صورت نزدیک بودن شهرها هستند. صفحه بعد
صفحه قبل نگارنده می گوید، از آن جا که بی تردید شهرهای مختلف در طول و عرض جغرافیایی با یکدیگر متفاوتند و این تفاوت موجب اختلاف آنها در طلوع و غروب [ماه و خورشید] و نیز دیدن و ندیدن هلال ماه می گردد، چنانچه علم حاصل شود که دو شهر در طول جغرافیایی مساوی هستند، بدون شک سخن گواهان [=بیّنه] در باب دیدن هلال ماه در یکی از آنها معتبر خواهد ود و بدین وسیله دیدن هلال در شهر دیگر نیز ثابت می شود و همین گونه است اگر هلال در یکی از شهرهای شرقی دیده شود، زیرا در این صورت دیدن هلال در مورد شهرهای غربی به طور قطع [و به طریق اولی] ثابت می شود، ولی چنانچه هلال ماه در شهرهای غربی دیده شود، در این صورت دور نیست که به اطلاق روایت یاد شده تمسک جسته [و یکسانی حکم را ثابت کنیم] مگر این که علم پیدا کنیم که هلال در شهرهای شرقی دیده نشده است، چه این که در این صورت و با وجود علم، دیگر مجالی برای حکم ظاهری [ظنّی] نخواهد بود و ادّعای انصراف [حدیث یاد شده] به صورت نزدیدک بودن شهرها، بی دلیل است. آری این احتمال وجود دارد که بگوییم حدیث یاد شده اطلاقی نسبت به شهرهای دور ندارد، زیرا نگاه آن به صورت تعمیم حکم نسبت به درون و بیرون شهر یاد شده است و عمومی از جهت اختلاف افق و یا اشتراک افق دو شهر ندارد، لیکن احتمال پیشین قوی تر است.
فقیه معاصر آیه اللّه خویی، در کتاب منهاج الصالحین نوشته است:
«مساله ۷۵: چنانچه هلال ماه در شهری دیده شود، این امر برای ثبوت هلال در شهرهای دیگری که با شهر یاد شده اشتراک افق دارند، به گونه ای که دیدن آن در یکی از آنها گواه[امکان] دیده شدن آن در دیگر از آنهاست، کافی است، بلکه به نظر می رسد دیدن هلال در یک شهر برای ثبوت آن در دیگر شهرها به طور مطلق کفایت کند توضیح: شهرهای
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
