خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تفسیر قرآن مجید (بر اساس تفسیر موضوعی)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تفسیر قرآن مجید (بر اساس تفسیر موضوعی) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدگاه ابن سینا و صدرالمتالهین در باره علم الهی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدگاه ابن سینا و صدرالمتالهین در باره علم الهی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
17ساعت
33دقیقه
47ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در باب علم باری تعالی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 44

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در باب علم باری تعالی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در باب علم باری تعالی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در باب علم باری تعالی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در باب علم باری تعالی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در باب علم باری تعالی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در باب علم باری تعالی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در باب علم باری تعالی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در باب علم باری تعالی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در باب علم باری تعالی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در باب علم باری تعالی :

چکیده

آنچه در این مقاله مورد پژوهش واقع شده، مساله علم باری است . در متون دینی ما بر علیم بودن خداوند تاکید فراوانی شده است . یکی از آموزه های محوری ادیان آسمانی این است که خداوند به همه چیز آگاه است و هیچ چیز از گستره علم او بیرون نیست . تاثیرات جدی این باور در ساحت اندیشه و عمل انسانی به قدری روشن است که ما را از توضیح بی نیاز می سازد . عقیده به علم شامل و عام خدا، هر چند که از مسلمات دینی است; اما تحلیل فلسفی آن با چالشهایی مواجه است که تعمق بیشتر را موجه می سازد .

یکی از دشوارترین مباحث فلسفه الهی بحث علم خدای متعال است . بزرگان فلسفه و کلام تلاشهای فراوانی برای تبیین آن مبذول داشته اند . برخی از فیلسوفان مانند شیخ الرئیس در التعلیقات و صدر المتالهین در اسفار برای تبیین این موضوع، به مباحث مقدماتی مهمی پرداختند . در عین حال، بین فیلسوفان و متکلمین اختلافات زیادی در این زمینه مشاهده می شود . تا آنجا که برای فرار از پاره ای اشکالات، برخی از متکلمین بکلی علم الهی را هم نسبت به ذات خویش و هم نسبت به اشیای عالم منکر شده اند; اما غالب قریب به اتفاق فلاسفه و متکلمین علم خدا را در هر دو مورد پذیرفتند; هر چند درباره کیفیت این علم بین خود آنها اختلاف نظر جدی وجود دارد . برخی، هم علم به ذات و هم علم به مخلوقات را عین ذات الهی دانسته اند و برخی دیگر علم به ذات را عین ذات و علم به مخلوقات را صورتهایی قائم به ذات و خارج از آن شمرده اند و بعضی علم تفصیلی ذاتی خداوند را نسبت به مخلوقات پذیرفته اند، اما برخی دیگر، چنین علمی را منکرند و علم تفصیلی پیشین به مخلوقات را خارج از ذات و قائم به ذات دانسته اند و برخی دیگر بکلی منکر علم تفصیلی پیشین شده اند و علم تفصیلی به مخلوقات را در مرتبه مخلوقات و بلکه عین وجود آنها می دانند . برخی نیز علم خدا به مخلوقات را از نوع علم حصولی و برخی آن را از نوع علم حضوری دانسته اند .

یکی از معضلات در مبحث علم باری تعالی نحوه تبیین علم او به پدیده های مادی است . این مساله از چند جهت مورد اشکال واقع شده است: یکی این که پدیده های مادی کثرت دارند و لازمه علم خدا به تک تک آنها، راه یافتن کثرت و ترکیب در ذات حق است که با بساطت و وحدت و صرافت ذات او سازگاری ندارد; دیگر این که پدیده های مادی متغیر و درگذرند و لازمه علم خدا به آنها این است که این تغییر و تحول در ذات حق راه پیدا کند; از جهت سوم این اشکال مطرح است که طبق دیدگاه فیلسوفان، امور مادی نه مدرک واقع می شوند و نه مدرک; یعنی امور مادی نه تنها صلاحیت درک و شعور را ندارند، قابل درک نیز نمی باشند . بنابراین، چگونه ممکن است که خداوند به امور مادی جهان، علم داشته باشد .

صدر المتالهین در باب علم باری می گوید:

مطلب، سطحش بلند و جایگاهش رفیع و لطافتش بسیار است . ذهن از درک آن قاصر و دلها از شنیدن آن مدهوش و چشمها از دیدن نورش بی تاب است . (۲)

قبل از ورود به مساله علم الهی، شایسته است که جهت توضیح بیشتر محل نزاع به پیروی از برخی فلاسفه مباحثی مقدماتی را در باب علم از قبیل تقسیم علم به حصولی و حضوری، انواع علم حضوری، تجرد علم، علم ذاتی، علم فعلی و … مطرح نماییم .

هر چند که این تعریف، تعریف درستی است; اما، شامل علم حضوری نمی شود; زیرا در علم حضوری، آنچه که در نزد مدرک حاصل می شود حضور خود شی ء است نه صورت آن . بنابراین، بهتر است در تعریف علم گفته شود: علم عبارت است از حضور خود شی ء و یا صورت آن در نزد مدرک .

تقسیم علم به حضوری و حصولی

یکی از تقسیمات اولیه علم، تقسیم آن به حضوری و حصولی است . در علم حضوری، عالم بدون واسطه، از ذات معلوم آگاه می شود و وجود واقعی و عینی معلوم برای عالم و مدرک منکشف می گردد . به تعبیر دیگر، واقعیت معلوم عین واقعیت علم است و شی ء ادراک کننده، بدون وساطت تصور ذهنی، واقعیت معلوم را می یابد; مثل این که اراده کاری کنیم و یا تصمیمی بگیریم یا این که لذت و اندوهی به ما دست دهد; در این موارد، واقعیت اراده و تصمیم و لذت و اندوه بر ما هویداست .

علم حصولی علمی است که در آن، واقعیت معلوم، به حالت بی واسطه مورد شهود و آگاهی قرار نمی گیرد، بلکه شخص از راه چیزی که نمایانگر معلوم می باشد و اصطلاحا صورت یا مفهوم ذهنی نامیده می شود از آن آگاه می گردد . در این نوع علم، واقعیت معلوم غیر از واقعیت علم است; مانند علم ما به زمین و آسمان و درخت ها و انسانهای دیگر . وقتی که صورتی از چهره فلان رفیق در حافظه خود داریم، آنچه که نزد ما حاضر است و در حافظه ما وجود دارد صورتی است از چهره رفیق ما نه واقعیت آن .

تا اینجا، فرق علم حصولی با علم حضوری در ناحیه علم و معلوم مطرح شد . یک فرق دیگر بین این دو در ناحیه عالم وجود دارد و آن این که در علم حضوری، قوه مخصوص و آلت مخصوصی در حصول آگاهی دخالت نمی کند بلکه عالم، با ذات و واقعیت خود، واقعیت معلوم را می یابد; اما در علم حصولی یک قوه مخصوصی از قوای مختلف نفسانی که کارش صورتگری و تصویرسازی است دخالت می کند و صورتی تهیه می نماید و نفس به وسیله آن قوه عالم می گردد . بنابراین، علم حضوری مربوط به یک دستگاه مخصوص از دستگاههای مختلف نفسانی نیست ولی علم حصولی مربوط به یک دستگاه مخصوصی است که دستگاه ذهن یا دستگاه ادراکی خوانده می شود . (۳)

انواع علم حضوری

یکی از مباحث مهم در معرفت شناسی، بحث انواع و اقسام علم حضوری است . در اینجا، به اختصار، به انواع علم حضوری اشاره می شود:

الف) علم به ذات خویش

علم به ذات در هر موجودی که حظی از علم و شعور داشته باشد، وجود دارد . بنابراین، انسان و حیوان به ذات خود علم حضوری دارند . چنان که موجودات مجرد و برتر از همه، ذات واجب الوجود به ذات خویش علم حضوری دارند . در این علم، تعدد و تغایری میان عالم و معلوم وجود ندارد . وحدت عالم و معلوم کاملترین مصداق حضور معلوم در نزد عالم است . به تعبیر دیگر، ملاک این علم، عینیت و وحدت عالم و معلوم است .

ب) علم نفس به افعال خود

یکی دیگر از اقسام علم حضوری، علم نفس به افعال نفسانی است . نفس از آن جهت که موجودی است مجرد، حظی از فاعلیت و ایجاد دارد . صدرالمتالهین می گوید:

خدای متعال نفس انسانی را به گونه ای خلق کرده است که بر ایجاد صور اشیاء مجرد و مادی قدرت این فعالیت و ایجاد، متناسب با شدت و ضعف وجودی نفس است .

به نظر فلاسفه، حداقل پاره ای از صور ادراکی ما فعل و معلول نفس است; چنان که اموری مانند اراده، تصمیم، حکم، مقایسه، تعقل، تخیل و احساس از منشآت نفس می باشند وقیام صدوری به آن دارند .

ج) علم نفس به انفعالات و حالات روانی و احساسات و عواطف خود

نفس از برخی رویدادهای بیرونی و درونی و جسمانی و روحانی، تاثراتی می پذیرد که این تاثرات توام با علم و آگاهی است; برخی از این انفعالات در ارتباط با بدن هستند و برخی دیگر نفسانی صرف هستند; مانند احساس لذت و الم، غم و شادی و ترس، مهر و کین و سیری و گرسنگی . هستی این امور عین علم نفس به آنهاست . ممکن نیست که کسی لذت ببرد اما نداند که لذت می برد و یا غمگین باشد و نداند که غمگین است .

د) علم نفس به قوا و نیروهای خود

علم نفس به قوا و نیروهای خود، چه قوای ادراکی مانند قوه بینایی و شنوایی و قوه تخیل و تفکر و چه قوای تحریکی مانند قوه غضب و شهوت، از نوع علم حضوری است . هر فعلی از افعال ادراکی و تحریکی نفس، توسط قوه ای از قوای نفس انجام می گیرد . آگاهی نفس از این قوا، آگاهی مستقیم و حضوری است نه این که به واسطه صورت و یا مفهوم ذهنی از آنها آگاه گردد; به همین دلیل است که نفس هیچگاه در به کارگیری آنها اشتباه نمی کند; به عنوان مثال، نیروی ادراکی را به جای نیروی تحریکی به کار نمی گیرد و به جای این که درباره چیزی بیندیشد به انجام حرکات بدنی نمی پردازد . (۴)

ه) علم نفس به صورتها و مفاهیم ذهنی

هر چند که درک ما نسبت به اشیا و حقایق خارجی به واسطه مفاهیم و صور ذهنی است اما درک ما نسبت به خود آن مفاهیم، به واسطه مفاهیم و صور ذهنی دیگر نیست; بلکه نفس ما مستقیما آنها را می یابد . اگر علم ما به صور ذهنی، از راه صور ذهنی دیگر ممکن می شد، می بایست در مورد علم به یک چیز، بی نهایت صور ذهنی تحقق یابد . بنابراین، علم به این صور و مفاهیم ذهنی از آن جهت که مستقیما در نزد نفس حضور دارند، علم حضوری نامیده می شوند; ولی از آن جهت که خاصیت مرآتیت و حکایتگری از اشیای خارجی را دارند علم حصولی به حساب می آیند .

و) علم علت به معلول

یکی دیگر از اقسام علم حضوری علم علت بر معلول است . البته مقصود از علت در اینجا علت فاعلی و مفیض وجود است . این معنا از علیت، در عالم ماده میان موجودات مادی راه ندارد . دلیل این علم حضوری این است که بر اساس مبانی حکمت متعالیه، وجود معلول نسبت به علت، وجود رابط و وابسته، بلکه عین ربط و تعلق است و هیچ گونه استقلال و جدایی از او ندارد . بنابراین، معلول به تمام وجود خویش در نزد علت حاضر است . به تعبیر دیگر، معلول تجلی و تشانی از علت است و معنا ندارد که علت مفیض، نسبت به فیض و تجلی خود غافل باشد . (۵)

ز) علم معلول نسبت به علت ایجادی خود

همان دلیلی که در باب علم حضوری علت به معلول گفته شد در اینجا نیز قابل بیان است; یعنی اگر معلول نسبت به علت ایجادی خود، عین ربط و تعلق است و به هیچ وجه از آن جدایی و انفصال ندارد، قهرا همانگونه که معلول نزد علت حاضر است، علت نیز در نزد معلول حضور دارد . بنابراین، طرفین، نسبت به هم علم حضوری دارند . به بیان دیگر، می توان گفت که چون معلول نسبت به ذات خویش علم حضوری دارد و با توجه به این که ذات او عین ربط و تعلق به علت است، قهرا، این وابستگی و تعلق وجودی خود را نیز می یابد (هر چند کم رنگ) و یافت وابستگی و تعلق بدون یافت طرف وابستگی و تعلق ممکن نیست . (۶)

علم ذاتی و علم فعلی

صفات ذاتی الهی صفاتی هستند که از مقام ذات با توجه به نوعی از کمال وجودی انتزاع می شوند مانند حیات، قدرت و علم، اما صفات فعلی صفاتی هستند که از مقام فعل با توجه به رابطه وجودی خاص انتزاع می شود مانند خالق و رزاق و رب .

بنابراین، ویژگی صفات ذاتیه این است که برای انتزاع آنها لازم نیست که وجود مخلوقات را از دیدگاه خاصی منظور کرد; بر خلاف صفات فعلیه که منظور کردن وجود مخلوقات در انتزاع آنها ضروری است . خلاصه این که، صفات ذاتیه از مقام ذات انتزاع می گردند; ولی صفات فعلیه از مقام فعل انتزاع می شوند .

در این که صفات فعلیه عین ذات خدا نیستند میان فلاسفه اتفاق نظر وجود دارد اما در مورد صفات ذاتیه، آرا، مختلف است و قول امامیه این است که این صفات، عین ذات الهی می باشند . (۷)

از بیان سابق می توان معنای علم ذاتی و علم فعلی را نیز فهمید: علم ذاتی علمی است که خداوند در مقام ذات بدون در نظر گرفتن مخلوقات واجد آن است و این علم، عین ذات الهی است، ولی علم فعلی از مقام فعل (مخلوقات) انتزاع می شود و قبل از تحقق مخلوقات وجود ندارد .

نکته مهمی که در باب صفات فعلیه از جمله علم فعلی ذات حق باید مورد عنایت قرار گیرد این است که اتصاف افعال الهی به زمان و مکان و تغییر و تحول و … باعث این نمی شود که ذات حق متصف به این اوصاف گردد; زیرا اینگونه افعال دارای دو حیثیتند; یکی حیثیت انتساب به مخلوقات که از این نظر متصف به قیود زمانی و مکانی می شوند و دیگری حیثیت انتساب به خدای متعال که از این منظر، منسلخ از زمان و مکان می باشند . بنابراین، اگر گفته می شود که خداوند در فلان زمان و مکان، فلان موجود را آفرید و یا نسبت به فلان پدیده علم پیدا کرد، بازگشت این قیود به مخلوقات است نه این که مستلزم نسبت زمان و مکان به خدای متعال باشد . این نکته، در خور دقت فراوان و کلید حل بسیاری از مشکلات است . (۸)

علم تفصیلی و اجمالی

یکی دیگر از مباحثی که در باب علم باری تعالی میان فلاسفه مطرح است، علم تفصیلی و اجمالی می باشد . بحث، این است که خداوند پیش از آفرینش مخلوقات در مقام ذات نسبت به مخلوقات علم تفصیلی دارد یا علم اجمالی . منظور از علم تفصیلی، دانستن تک تک پدیده ها و موجودات با همه چند و چون آنهاست و مراد از علم اجمالی، دانستن کلیات امور – نه جزئیات آن – است .

علم تفصیلی و اجمالی در انسان نیز مطرح می شود . علم تفصیلی انسان نسبت به اشیا این است که در حال حاضر مساله ای از مسائل را در نظر می گیرد و به موجب برهانی که بر آن قائم است آن را تصدیق می کند و مسائل دیگر را نیز به همین نحو اذعان می نماید . علم اجمالی آن است که انسان اصول و قواعد کلی یک علم مانند حساب، هندسه یا فقه را بداند و با دانستن آنها می تواند هر مساله ریاضی و یا هر مساله فقهی را به اندازه آشنایی اش به آن اصول، قواعد و کلیات، حل کند . ملکه اجتهاد و استنباط در برخی از علوم مانند فقه قبل از بررسی تفصیلی مسائل، از نوع علم اجمالی است . می توان گفت علم اجمالی علمی است بسیط و واحد اما علم تفصیلی علمی است مرکب و متعدد . (۹)

حال، پس از ذکر این مقدمات، به بحث علم باری و حل شبهات آن وارد می شویم . ما در اینجا دو بحث را به صورت مجزا مطرح می کنیم; یکی ادله اثبات علم خدا و دیگری پاسخ به شبهات وارده در این موضوع .

ادله اثبات علم خدا

برای اثبات علم خداوند ادله متعددی اقامه کرده اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

الف) واجب الوجود مجرد است و هر مجردی به ذات خود عالم است . پس واجب الوجود به ذات خود عالم است . دو مقدمه این برهان در فلسفه به صورت قاطع به اثبات رسیده است . در اینجا به همین مقدار اشاره می کنیم که تجرد ذات حق و مبرا بودن او از جسمیت و مادیت لازمه واجب الوجود بودن و غنای ذات حق است; زیرا لازمه مادیت، ترکیب و فقر و نیاز و محدودیت زمانی و مکانی و امتداد مقداری است; علاوه بر این که در عالم ماده، علیت افاضی و هستی بخشی راه ندارد و حال آن که خداوند، هستی بخش و فیاض جهان است . در توضیح مقدمه دوم می گوییم: همانگونه که قبلا به اثبات رسید، هر جا که علم مطرح می شود، حضور مطرح خواهد بود و نیز هر جا که حضور در کار باشد علم هم در کار است; با توجه به این که در مجردات، غیبت و حجاب مادی در کار نیست، قهرا موجود مجرد، نسبت به ذات خویش حضور دارد; بلکه عین حضور است . بنابراین، خداوند به ذات خویش علم دارد . این دلیل، علم خداوند به ذات خود را به اثبات می رساند .

ب) علم از کمالات وجودی است و واجب الوجود واجد همه کمالات وجودی است . بنابراین، واجب الوجود واجد کمال علمی است . دو مقدمه این برهان نیز، در جای خود به اثبات رسیده است . این که علم از کمالات وجودی است و جهل امر عدمی و نقص و کاستی است، در آن شکی نیست . رابطه میان جهل و علم، عدم و ملکه است . با توجه به این که جهل، فقدان و نقص است، مقابل آن; یعنی علم، کمال خواهد بود . درباره مقدمه دوم (واجب الوجود واجد همه کمالات وجودی است) می توان گفت اگر خداوند واجد یک وصف کمالی و وجودی نباشد، قهرا ناقص و نیازمند و محدود خواهد بود که لازمه این امور، ممکن الوجود و ماهیت دار بودن ذات حق است و این، با واجب الوجود بودن او قابل جمع نیست . این دلیل، نه تنها علم به ذات را ثابت می کند، علم به مخلوقات را نیز ثابت خواهد کرد و نه تنها اصل علم خدا را ثابت می کند; بلکه اطلاق و عدم محدودیت او را نیز به اثبات می رساند .

ج) علم از کمالاتی است که در برخی از مخلوقات مانند فرشتگان، انسان و حیوان، وجود دارد و از آنجا که اگر هر کمال وجودی در معلول باشد، باید همان کمال به نحو اکمل و اتم در علت ایجادی وجود داشته باشد، قهرا خداوند باید برخوردار از علم باشد . مقدمه اول به خاطر بداهت، بی نیاز از اثبات است و درباره مقدمه دوم، می توان گفت که معلول با همه کمالاتش چیزی جز جلوه و پرتوی از علت نیست . استقلال و انفصال معلول از علت خویش با معلولیت او که عین ربط و وابستگی به علت است منافات دارد . بنابراین، هر کمالی که در معلول یافت شود، باید مرتبه اکمل آن در علت وجود داشته باشد .

این برهان، علم واجب هم به ذات خویش و هم به مخلوقات را ثابت می کند، اما نمی تواند علم نامتناهی او را ثابت کند .

د) سابقا در شمارش انواع علم حضوری، علم علت ایجادی به معالیل خود را یکی از اقسام علم حضوری دانستیم و بر این مدعا دلیل قاطعی اقامه کردیم . مسلما با این بیان، علم خداوند به همه موجودات عالم هستی که مخلوق و معلول اویند، ثابت می شود و با توجه به این که در همان بحث، این نکته نیز به اثبات رسید که هر عالمی به ذات خویش نیز علم حضوری دارد، علم حق به ذات خویش نیز به اثبات می رسد .

ه) تشکیلات و نظامهای دقیق و حیرت انگیزی که در مخلوقات مشاهده می شود، نشان می دهد که خلقت، از روی تصادف نیست و علم و اراده و تدبیری در کار است . بنابراین، مطالعه نظم و اتقان دستگاه صنع، می تواند ما را به وجود علم وسیع و گسترده در صانع مدبر رهنمون گردد . (۱۰)

و) خدا علت همه موجودات جهان هستی است . علم به علت مستلزم علم به معلول می باشد; پس، خداوند به تمام جهان هستی علم دارد . مقدمه اول در جای خود مبرهن است و در اینجا نیازی به اثبات آن نیست . در مورد مقدمه دوم، در اینجا به همین مقدار اشاره می شود که علم تام به علت در واقع علم به حیثیت علیت او هم خواهد بود; زیرا حیثیت علیت علت، از علت انفکاک پذیر نیست، همانگونه که حیثیت معلولیت از معلول منفک نیست . بنابراین، با توجه به این که خداوند، علت حقیقی همه موجودات جهان هستی است و با عنایت به این که خداوند نسبت به ذات خود علم کامل دارد، پس، به همه مخلوقات خود نیز علم کامل خواهد داشت . (۱۱)

پاسخ به شبهات وارده و حل معمای علم ذاتی خدا

شبهه اول: در تعریف علم گفته شد که «علم، حضور چیزی یا صورت چیزی برای چیز دیگر است .» این معنا، در مورد علم خدا به ذات خود صادق نیست; زیرا، در مورد خداوند، دو چیز مطرح نیست که یکی برای دیگر حاضر شود . بنابراین، نمی توان علم خدا به ذات خویش را پذیرفت .

پاسخ: اولا، اگر به این دلیل علم حق به ذات خویش محال است باید علم هر موجودی (از جمله انسان) به ذات خویش محال باشد; زیرا همین مناقشه در آنجا نیز مطرح می شود و حال آن که بالبداهه و بالوجدان هر کسی نسبت به ذات خویش علم دارد . ثانیا، آنچه که در علم، مطرح است حضور، عدم غیبت و حجاب است; اگر در جایی که میان دو چیز ارتباط خاص مطرح می شود، حضور صدق کند، در آنجا که وحدت و اتحاد در کار است، به طریق اولی حضور صدق خواهد کرد; زیرا، معنی ندارد که یک موجود مجرد نسبت به ذات خویش بیگانه و در غیبت و خفا باشد .

شبهه دوم: نسبت میان عالم و معلوم، نسبت تقابل است و در تعریف تقابل گفته اند که تغایر آنها به گونه ای است که در یک جا جمع نمی شوند . بر این اساس، ذات حق نمی تواند به ذات خود عالم باشد; زیرا لازمه اش جمع دو وصف متقابل عالمیت و معلومیت در ذات حق است .

پاسخ: اولا، همان اشکال نقضی پیشین در اینجا نیز مطرح م

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.