اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر ره آورد انقلاب اسلامی / در روابط بین الملل
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 68
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر ره آورد انقلاب اسلامی / در روابط بین الملل، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر ره آورد انقلاب اسلامی / در روابط بین الملل شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر ره آورد انقلاب اسلامی / در روابط بین الملل:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر ره آورد انقلاب اسلامی / در روابط بین الملل را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر ره آورد انقلاب اسلامی / در روابط بین الملل توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر ره آورد انقلاب اسلامی / در روابط بین الملل :
چکیده
مقاله حاضر مروری دارد بر خصوصیت انقلاب ها و از جمله انقلاب اسلامی ایران.
این مقاله در پی آن است تا گوشه ای از استعمار و استثمار کشورهای ضعیف (جهان سوم) توسط ابرقدرت ها، و نیز زورگویی های آنها را به تصویر کشد: بنابراین هدف، تمهیدی نظری بر تحلیل موقعیت جهانی ایران چه قبل از انقلاب (زمان امپراتوری های بزرگ تاریخ) و چه پس از انقلاب شکوهمند اسلامی است.
سپس نویسنده به مسائل ایران طی دو قرن؛ از تسلط مسلمانان تا حمله مغولان، طی سه قرن دوره مغولی، و یا ایران از صفویه تا انقلاب می پردازد و دوران پس از انقلاب و تأثیر انقلاب اسلامی را در سیستم بین الملل بررسی می نماید. مؤلف با توجه به موقعیت استراتژیک ایران در یکی از مهم ترین مناطق جهان یعنی خاورمیانه، خطراتی که همواره این کشور را تهدید نموده است، برمی شمارد. وی سعی دارد تا توطئه های قدرت های بزرگ را بر علیه ایران شرح و بسط دهد و در این راستا، به تماس کشورهای تحت استعمار (چه مستقیم و چه غیرمستقیم) اشاره دارد.
مؤلف در بخشی از مقاله از خصوصیات و موقعیت دیپلماسی ایران که جهان سخن می گوید و در پایان نیز گزارش مفصلی از تحولات روابط بین الملل و به خصوص توطئه ای آمریکا و انگلیس، علیه ایران ارائه می کند و در آن به تصرف آمریکا و موضع گیری های امام خمینی(ره)، تجاوز به خاک ایران و صدور قطعنامه های مختلف بین ایران و ابرقدرت ها، به خصوص آمریکا، می پردازد.
نویسنده، مقاله را با طرح جنگ ایران و عراق و نیز حمایت قدرت ها از عراق و موضع گیری های مجمع عمومی و سازمان ملل به پایان می برد و سرانجام با اشاره بر حمله عراق به کویت بر آن است که امنیت منطقه خلیج فارس، در گرو امنیت تمامی کشورهای منطقه است.
مقدمه
پس از جنگ جهانی دوم که استعمار شکل جدیدی پیدا کرد و با تکنولوژی هسته ای، فضایی و کامپیوتری به میدان آمد، دیگر نیازی به شکل قدیمی استعمار در همه جا نبود، بلکه بسیاری از رهبران کشورها یا «وابسته» بودند و یا به دلیل ترس از ابرقدرت ها، تن به خواست های آنها می دادند.
در این زمان، استعمار، یک سیستم بین المللی مدرن با ظاهری حقوقی، علمی و انسانی ایجاد کرد که عمدتا، نیازی به کاربرد جنگ برای تسلیم رهبران نبود.(۲)
ولی در عین حال، چنانچه دولت هایی، تسلیم سیستم جدید نشده و به نوعی ناسازگاری و آشوب سازی متهم شوند، در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی و تبلیغاتی، تحت فشار سیستم قرار می گیرند که نهایت آن در سقوط دولت هایی مانند دولت آلنده و قوام نکرومه متجلی می شود.
پس از جنگ جهانی دوم و انقلاب چین کشورهایی که به بلوک سوسیالیزم معروف شدند، به عنوان مبارزه با این سیستم استعماری خود را از دایره این سیستم بیرون کشیده و برای خود «ورشو» و «کومکون» را تأسیس کردند و به اتکای قدرت صنعتی شوروی از غرب روگرداندند.(۳) لذا کشورهای جهان سوم که یکی پس از دیگری از یوغ استعمار مستقیم و غیر مستقیم غرب خارج می شدند به دلیل ضعف های همه جانبه (اقتصادی، نظامی، ایدئولوژیک، علمی و…) به دنبال پناهگاه می گشتند که تنها ملجاء خود را بلوک سوسیالیزم، که قدرت اتمی نیز پیدا کرده بود، می دیدند اما پس از گذشت چند سال، غیر از منفور بودن استالینیزم، عملکرد رهبری بلوک شرق نیز نشان داد که در پی منافع خود است نه فریادرسی کشورهای ضعیف جهان سوم، زیرا در مقابل زورگویی غرب هر جا که صلاح او نباشد، یا فقط حمایت لفظی می کند و یا دخالت نمی کند و یا حتی با غرب سازش می کند، مانند جنگ اعراب و اسرائیل و یا کمک به سقوط دولت مصدق و …)
لذا در دهه پنجاه بعضی کشورهای جهان سوم با این یاس از شرق و با امید رسیدن به یک قدرت سوم در جهان، به تشکیل «جنبش عدم تعهد» دست زدند، اما عملاً به دلیل وجود همان سیستم بین المللی، این کشورها یا به گردونه غرب وارد شدند یا به گردونه شرق.
بنابرین بعضی با میل و بعضی با اکراه و اجبار سیستم. زیرا، «تنها ماندن» همان، وزیر پای یکی از این ۲ فیل تنومند له شدن، همان.
مثلاً کوبا که پس از انقلاب ۱۹۵۹ و خروج از گردونه غرب تا ۲ سال، تقریبا خواهان روابط عادی با غرب و شرق بود، از سال ۶۱، با حمله ضد انقلابیون (که آمریکا آشکارا از آنها حمایت می کرد) به خلیج خوک ها مجبور شد، جهت پیدا کردن یک حامی قوی دیپلماتیک و تسلیحاتی، به شوروی رو آورده و تقریبا جزئی از بلوک شرق شود. (۴)
در عین حال، جهان پس از جنگ جهانی دوم به سیستم دو قطبی تبدیل شد. کشورهای استقلال یافته، علیرغم وابستگی های کم و زیاد خود، بالاخره تغییراتی به نفع خود در سیستم بین المللی ایجاد کردند مثلاً، قطعنامه هایی به نفع خود، بر علیه استعمار نو در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رساندند که اکثرا مورد حمایت شرق بود.(۵)
دولت های مهم جهان سوم که جهت استقلال با سیستم امپریالیستی مبارزه کرده اند، عبارتند از: هند (۱۹۴۹)، یوگسلاوی (۱۹۴۵)، اندونزی (۱۹۴۶)، ایران (۱۹۵۱) ویتنام (۱۹۵۴) تانزانیا (۱۹۶۲) الجزایر (۱۹۶۲) کوبا (۱۹۵۹) غنا (۱۹۵۷) گینه (۱۹۵۸) کره شمالی (۱۹۴۵) سوریه (۱۹۶۰) عراق (۱۹۵۸) یمن جنوبی (۱۹۶۷) لیبی (۱۹۶۹) شیلی (۱۹۷۱) گواتمالا() که در پایان دهه ۷۰ زیمبابوه (۱۹۷۹)، ایران (۱۹۷۹) ونیکاراگوا (۱۹۷۹) که به لیست اضافه شدند.
از جمع مذکور، شش دولت اندونزی (سوکارنو) الجزایر (بن بلا) کنگو (لومومبا) غنا (نکرومه) شیلی (آلنده) گواتمالا (آربنز) ایران (مصدق) با کودتای امپریالیستی سرنگون شدند و هند و یوگسلاوی با اتخاذ سیاست موازنه مثبت، از مبارزات خارج شدند و ویتنام که سالها با فرانسه و آمریکا در داخل مبارزه کرده بود، سعی نکرد این قهرمانی را به صحنه بین المللی بکشاند و در کامبوج متوقف شد. مصر نیز پس از ناصر، به دامن غرب افتاد. گینه، سوریه، تانزانیا، زیمبابوه و نیکاراگوا، در اثر فشارهای بین المللی و مسائل داخلی کم کم استحاله شدند و یا از فعالیت مهم سیاسی، نظامی، فرهنگی، اقتصادی در سطح جهان دست برداشتند و تنها کوبا، لیبی، کره شمالی و ایران باقی ماندند که هنوز در این سیستم مستحیل نشده اند. (۶)
دولت های انقلابی برای سیستم جهانی، از نهضت های آزادی بخش، بسیار خطرناکترند زیرا، از قدرت مالی خود و امکان حضور در کنفرانس ها و سازمان های بین المللی و با وجود سفارتخانه هایشان و با نفوذ وسایل ارتباط جمعی داخل خود (هنری، سیاسی و …) و با قدرت نظامی و عملی خود، مانند متخصصین و کارشناسان مختلف در جهت مبارزه با این سیستم بهره می برند و علیرغم تفاوت هایی که این کشورها با هم دارند؛ معمولاً فشارهای مشابهی از طرف امپریالیزم بر آنها وارد می شود، مانند جنگ مستقیم یا غیر مستقیم از طریق استان های مرزی به وسیله چریک های ضد انقلاب و یا دولت های همسایه، محاصره اقتصادی و نظامی، شانتاژهای تبلیغاتی؛ تحت عناوین عدم رعایت حقوق بشر یا حامی تروریسم و…
خصوصیت منحصر به فرد ایران بین دولت های انقلابی، ارائه یک فرهنگ و جهان بینی جدید در سطح جهانی است. و حدود ۱ میلیارد مسلمان «بالقوه» آمادگی بسیج را تحت عنوان این دیپلماسی جدید دارند.
آن هم «بسیج عقیدتی» که مؤثرترین نوع بسیج است و بسیار وحدت آفرین و کارساز می باشد. به همین دلیل، ایران در میان کشورهای انقلابی جهان، بیشتر برای سیستم خطر دارد. بنابراین بیشتر از همه، مورد نظر سیستم است. آری، زمانی که «سوسیالیزم بنیادگرا» در اثر ضعف های ایدئولوژیک، اقتصادی با رویزیونیسم در فلسفه وپراتیک مواجه شد و از تب و تاب افتاد و چشم های امیدوار، از آن رو گردان شد، ناگهان «اسلام بنیادگرا» سربرون آورد و مبارزه ای نو را آغاز کرد.
فصل اول: تمهیدی نظری بر تحلیل موقعیت جهانی ایران
الف: ایران قبل از اسلام و انقلاب اسلامی
۱ ایران طی ۱۲ قرن قبل از اسلام (۶۳۹م ۵۵۹ ق.م)
اولین امپراتوری بزرگ تاریخ در ایران، توسط کوروش هخامنشی تاسیس شد، بعدها که یونان و روم توانستند رقیب ایران شوند، تا پایان دوره ساسانیان (۷) ایران کماکان یک ابرقدرت جهان به شمار می رفت، لذا ایران موقعیت سیاسی نظامی بالایی در تاریخ قدیم جهان داشته است.
۲ ایران طی ۶ قرن، از تسلط مسلمانان تا حمله مغولان (۱۲۲۱ ۶۳۹م) (۶۱۶ ۱۷ه)
در این دوره، ایران حکومت مرکزی مستقلی نداشت و گاه حکومت های محلی مانند؛ طاهریان، علویان آل زیار، آل بویه صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان بر قسمت هایی، یا تمام ایرانِ دوره ساسانی، مسلط بودند که عمدتا تحت لوای خلفای عباسی حکومت می کردند.(۸) ولی همین حکومت ها، باعث به وجود آمدن نظریه های سیاسی جدیدی شد که دولتهای خودجوش محلی با پذیرش لوای خلیفه (سکه و خطبه به نام خلیفه) از نظر شرعی مورد تأیید است.
به هر حال ایران از مراکز مهم و سرنوشت ساز امپراتوری عباسی بشمار می رفت و علاوه بر نقش سیاسی افرادی مثل ابومسلم و برمکی ها، دانشمندان ایرانی بیشترین نقش را در تمدّن عظیم اسلامی داشته اند فلذا چهره ایران را در این قسمت تاریخ جهان نیز درخشان کرده اند و تحقیق بسیاری در مورد اختراعات علمی و ابداعات فکر این دانشمندان لازم است تا حقیقت آنچه که غرب در تاریخ جهان بنام خود ثبت کرده مکشوف گردد.
۳ ایران طی سه قرن دوره مغول که آغاز افول تمدّن اسلامی ایران بود (۱۵۰۰ ۱۲۲۱م) (۹۱۹ ۶۱۶ ه)
و هر چند که پس از وحشیگری های چنگیزی بعضی از شاهان ایلخانی و تیموری، مقداری از تئوری اسلام را به خود گرفتند، اما دیگر ریشه های تمدّن اسلامی را خراب کرده بودند.
۴ ایران از صفویه تا انقلاب اسلامی (۴ قرن) (۱۹۷۹ حدود ۱۵۰۰م) (۱۳۹۹ ۹۰۶ه)
در این دوره حکومت مرکزی مستقل و قوی در ایران تشکیل شد، ولی باناکامی در اصلاحات شاه عباس، نادرشاه، قائم مقام و امیرکبیر، عقب ماندگی و ضعف ما در مقابل عثمانی و اروپا (که طعم غارتگری های چنگیز و مغول را مانند ایران نچشیده بودند) باعث آغاز و رشد روز افزون وابستگی شد (۹).
به رغم اینکه ایران به دلایل داخلی و خارجی، جزئی از نادر کشورهایی بود که به صورت مستعمره و یا تحت الحمایه استعمارگران، در نیامد اما رفته رفته ویروس «ضعف حکام» و عاقبت وابستگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی کشور در زمان قاجار آنچنان رشد کرد که سلسله پهلوی عامل کاملاً وابسته به استعمار کشور را حدود نیم قرن در اختیار گرفت.
علت مهم داخلی که به استعمار اجازه تثبیت نمی داد، همان فرهنگ ظلم ستیز شیعه بود که در صد ساله اخیر، ایران را قیام خیزترین کشور جهان کرد.
یعنی در چین، قیام بوکسورها و انقلاب ۱۹۴۹،
در هند، قیام ۱۸۷۵ و انقلاب ۱۹۴۹،
در شوروی، قیام ۱۹۰۵ و انقلاب ۱۹۱۷،
در لیبی، قیام عمر مختار،
در فلسطین، قیام عزالدین قسام و امروز قیام مداوم فلسطینی ها،
در عراق، قیام علمای شیعه به رهبری میرزاتقی شیرازی در ۱۹۲۰ و نیز قیام پس از جنگ عراق و کویت،
در ویتنام، قیام ضد فرانسوی و ضد آمریکایی طولانی،
در فیلیپین و اندونزی قیام های ضد اسپانیایی و ضد هلندی روی داد،
و در آفریقا و آمریکای لاتین هر کشور معمولاً یک قیام ضد استعماری آزاد شدند.
در ایران، قیام تنباکو (۱۸۹۰) مشروطه (۱۹۰۶) ملی کردن نفت (۱۹۵۰) ۱۵ خرداد (۱۹۶۳) و انقلاب اسلامی (۱۹۷۹)، هر کدام درسی برای مبارزان آن زمان در جهان بوده است. یعنی به طور متوسط هر ۲۰ سال که استعمار می رفت که به اعماق ایران راه یابد ضربه یک قیام بزرگ مردمی، او را تا مدتی گیج می کرد و موجب تغییر و تأخیر در برنامه های استعماری می شد. لذا میوه ایران تلخ ترین میوه برای استعمار بوده است.
مثلاً استعمار روسی که در اثر نهضت مشروطه ضربه اساسی خورده بود، با کودتای ۱۹۰۸ محمد علی شاه، خواست سلطه خود را اعاده و تثبیت کند که با قیام تبریز و اصفهان و … کاملاً شکست خورد.
استعمار انگلیس وقتی خواست از طریق قرارداد ۱۹۱۹ ایران را ببلعد با مخالفت اپوزیسیون قوی ایران به رهبری شهید مدرس مواجه شد، آن گاه مجبور شد، با کودتای ۱۹۲۱ رضاخان به ایران جنگ اندازد، اما با قیام ملی کردن نفت اخراج شد.
آمریکا با کودتای ۱۹۵۳، محمد رضا شاه وارد شد و قیام ۱۵ خرداد را سرکوب کرد اما با انقلاب اسلامی، به طور شگفت انگیزی دستش قطع شد.
ب موقعیت استراتژیک ایران در جهان
۱ واقع شدن ایران در خاورمیانه به عنوان مهم ترین منطقه استراتژیک جهان.
۲ طولانی ترین مرز با خلیج فارس و کنترل تنگه هرمز و نفت صادراتی از خلیج فارس
تنگه هرمز در ردیف مهم ترین کانال ها و تنگه های جهان است (پاناما سوئز جبل الطارق باب المندب هرمز)
زیرا، منطقه خلیج فارس علاوه بر اینکه در حال حاضر حساس ترین نقطه خاورمیانه است به دلیل بالاترین ذخیره و تولید نفت نسبت به مناطق دیگر، مهم ترین منطقه جهان به شمار می رود.(۱۰)
اگر اسرائیل را جزئی از جهان سوم محسوب نکنیم پهلوی مهم ترین عامل آمریکا در جهان سوم بود. ژاندارم این منطقه و دومین کشور اوپک بود، ولی با انقلاب اسلامی ایران و با سقوط پهلوی، قضیه برعکس شد و به قول نیکسون رئیس جمهور اسبق آمریکا «ایران که از نزدیکترین یاران ما بود، ناگهان به یکی از مراکز دشمنی با آمریکا تبدیل شد».
با انقلاب ایران قیمت نفت تا ۳۰۰% افزایش یافت و رشد شدید تورم و بیکاری در غرب، وحشت غرب را برانگیخت و آنها توطئه هایی را در داخل و خارج اوپک علیه این مسأله آغاز کردند تا قیمت به مقدار اولیه خود برگردد. این هدف در اوایل سال ۱۹۸۶ محقق شد و بعد از آن اوپک فقط توانست چند دلار به قیمت نفت بیفزاید.
ج تأثیرات انقلاب اسلامی در سیستم بین المللی
ایران نقش مهمی برای آمریکا و بلوک غرب داشت، لذا آمریکا پایگاه های مهم نظامی و استراق سمع در ایران داشت. (۱۱)
و دکترین نیکسون نیز موانع فروش مدرن ترین سلاح به ایران و حتی آواکس را نیز، از میان برداشته و سیل سلاح های مدرن آمریکایی به ایران سرازیر بود.
اما پس از انقلاب، ایران با لغو پیمان سنتو نوار امنیتی به دور کمونیسم را پاره کرد (ناتو سنتو سیتو آنزوس) و حصار قدرت غرب از تایلند و ترکیه بی حفاظ شد.
با خروج تدریجی مستشاران آمریکایی در ایران و ملی کردن شرکت های آنها و گروگانگیریِ جاسوسانِ سفارتِ آمریکا که قطع رابطه را به دنبال داشت، تقریبا تمام انگشت های رسمی دست قدرتمند آمریکا در ایران قطع شد.
این بار برخلاف همیشه که آمریکا، شوروی را در مقابل خود داشت و همه حرکت ها و پیمان هایش، بر محور ضد روسی تنظیم می شد، حال با ظهور قدرت جدید در منطقه، معیار جدیدی بر ارزش های جامعه آمریکا افزوده شد و «حرکت های ضد ایرانی» سرلوحه اهداف منطقه ای آمریکا قرار گرفت مانند:
تشکیل نیروی واکنش سریع، که طی ۴۰ سال جنگ سرد و رقابت با شوروی بی سابقه بود.
تشکیل شورای همکاری خلیج که نه برای جلوگیری از نفوذ شوروی، بلکه نوار امنیتی در مقابل نفوذ انقلاب ایران بود.
تجدید روابط با عراق و حذف نام عراق از لیست حامیان تروریسم، که بر محور دشمنی مشترک با ایران انجام شد (در طول جنگ عراق با ایران)
تأسیس پایگاه های جدید آمریکا در شرق ترکیه و پایگاه هوا دریایی پاکستان تنها در جهت رفع کمبود ناشی از تعطیل پایگاه های آمریکا در ایران نبود بلکه، افزایش قدرت نوار امنیتی به دور ایران هم در نظر بود.
تحویل آواکس ها به عربستان (چند سال زودتر از موعد مقرر) و فروش بی سابقه تسلیحات به کشورهای جنوب خلیج و عراق، از طرف آمریکا و فرانسه (۱۲) و انگلستان، در راستای استراتژی ضد ایرانی غرب قابل توجیه بود، نه ضد روسی.
اما این اقدامات تأمینی و بقیه آنها که یکی پس از دیگری انجام شد، مانع نفوذ انقلاب ایران نشد و برای اولین بار در مردم عراق و خلیج فارس، تفکر انقلاب ایران نمایان شد:
در عربستان قیام تسخیر مسجدالحرام (۱۹۸۰)
در عراق و کویت مبارزات شدید و مسلحانه در ۱۹۸۰ و پس از آن
در بحرین کودتای ناموفق انقلابیون در اوایل دهه هشتاد و نهضت شیعیان در ۱۹۹۴
در لبنان که از طرف اسرائیل مورد تجاوز قرار گرفت (۱۹۸۲)، حزب الله طرفدار ایران ظهور کرد و ناگهان به بمب ساعتی علیه غرب و اسرائیل تبدیل شد.
در مصر و سودان، که سادات و نمیری خواستند با سپر دفاعی «اسلامیزاسیون» خود را در مقابل انقلاب، به اصطلاح واکسینه کنند، اتفاقا توسط انقلابیون مسلمان ساقط شدند.
در پاکستان ضیاءالحق مجبور شد به همان سیاست متوسل شود و مدتی توانست روی موج انقلاب اسلامی مردم سوار گردد زیرا؛ رابطه خیلی خوبی با ایران برقرار کرد و خشم انقلابی مردم نسبت به شخص او بسیار کم شد (۱۳) اما شعار مرگ بر آمریکا در پاکستان رواج یافت، چنانچه؛ در سفر رئیس جمهور ایران به پاکستان همراه عظیم ترین استقبال از یک رئیس جمهور در خارج از کشورِ خود کاملاً عیان شد
در مراکش و تونس، فشار شدیدی از سوی طرفداران انقلاب اسلامی بر شاه حسن و بورقیبه وارد شد که در یکی از این قیام ها شاه حسن با نشان دادن عکس امام خمینی در تلویزیون، که در تظاهرات مردم بدست آمده بود، به ارتباط انقلابیون با ایران اعتراف کرد، مقارن با اجلاس فارس، بورقیبه نیز نتوانست بالاخره باقی بماند و با یک کودتای اصلاح طلب بالاخره کنار زده شد.
در دیگر کشورهای اسلامی مانند الجزایر، مالزی و اندونزی و حتی کشورهای اروپایی، اصول گرایان، اسلامی همه جا پس از انقلاب اسلامی ایران در صحنه جامعه، یک قطب مهم سیاسی اجتماعی را تشکیل دادند که مهم تر از همه، پیروزی اسلام گرایان در انتخابات سراسری الجزایر (مرحله اول) در اوایل دهه نود بود که با کودتای نظامیان، مانع از حکومت اسلام گرایان شدند ،اما در ترکیه، اسلام گرایان توانستند در انتخابات شهرداری های کشور در چند شهر بزرگ، به پیروزی برسند.
د موقعیت دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران در جهان
حال در یک بررسی استقرایی، می خواهیم ببینیم دیپلماسی ایران چه موقعیتی و چه خصوصیاتی دارد که این گونه جهان غرب را به وحشت انداخته است و همه ساله کتابها، مقالات و کنفرانس های زیادی در جهان؛ به اسلام بنیانگرا و شیعه اختصاص داده شده و می شود.
برخی از خصوصیات دیپلماسی ایران
۱ بهره گیری از توده مردم در دیپلماسی
مثلاً حرکت توده ای حجاج و زائرین عتبات در راهپیمایی ها و انتخابات (رأی گیری ریاست جمهوری در خارج از کشور) و فعالیت های دانشجویان خارج از کشور
حرکت های سیاسی ورزشکاران ما در کشورهای دیگر، به حدی که فدراسیون فوتبال (فیفا) به تحریک آمریکا در پذیرفتن فوتبالیست های ما در مسابقات جهان، شرط گذاشت که فعالیت سیاسی نشود.
۲ دیپلماسی ایران مقهور قدرت ها نیست و در مقابل هر ضربه، سعی می کند به جای عقب نشینی ضربه متقابل بزند، حتی اگر طرف مقابل، یک ابرقدرت باشد.
مانند پاسخ شدید به انگلیس و فرانسه در جنگ سفارتخانه ها در بهار ۱۹۸۷، که غیر قابل تصور بود(۱۴) و در تاریخ ۴۰ ساله اخیر جهان، جرأت چنین کاری را هیچ کشور مستقل جهان سومی نداشته است. مقایسه کنید با مقابله به مثل ضعیف شوروی در مقابل اخراج دیپلماتهایش از آمریکا، در مقابل اخراج ۵۵ دیپلمات روسی، فقط اخراج ۵ دیپلمات آمریکایی.
و همچنین قیاس کنید، با مقابله به مثل ضعیف لیبی در مقابل اخراج دیپلماتهایش از اروپا در بهار ۱۹۸۶ و بسان جنگ ۸ ساعته دریایی ایران با آمریکا، در ۲۹ فروردین ۱۳۶۷ پس از حمله آمریکا به اسکله سلمان و حال مقایسه کنید با مقابله به مثل ضعیف شوروی در تجاوز ناو آمریکایی به مرزهای دریایی شوروی در سال ۱۹۸۶
خصوصیت دیگر دیپلماسی ایران این است که به جای برخورد انفعالی، گاه خود اقدام به تهاجم می کند. در این مورد می توان از حضور ایران در کنفرانس های بین المللی نام برد اعم از، کنفرانس بهداشت، کشاورزی، توسعه و عدم توسعه، ورزشی، اتمی، صنعتی، فقر و گرسنگی، سیاسی، حقوقی، مسأله زنان، خلع سلاح، حقوق بشر، نژادپرستی و … باشد؛ معمولاً حمله اصلی ایران به سیستم حاکم و ابرقدرت ها؛ خصوصا غرب است. چرا که غرب را باعث اصلی تمام مشکلات و مصائب می داند و از نژادپرستی مخفی غرب، در جهت اثبات برتری غرب در لوای علم و سیاست سخت انتقاد می کند و حتی به اینکه نام مسابقات جهانی ورزشی، «المپیک»(۱۵) باشد اعتراض می کند.
خصوصیت دیگر دیپلماسی ما این است که از شکست یا بی نتیجه بودن و یا مخالفت کشورهای دیگر در مورد فعالیت های خود مأیوس و درمانده نمی شود، چه بسا در بحران گروگان گیریِ، جاسوسانِ آمریکاییِ سفارت آنها و انزوای شدید ایران در اتهام جنگ طلبی علیه عراق و فشار شدید بین المللی در پذیرفتن قطعنامه های سازمان ملل و نظریات کمیسیون حقوق بشر و سازمان عفو بین المللی(۱۶) و تنها ماندن ایران در اوپک در سال ۱۹۸۳(۱۷) و شکست طرح ایران در اخراج اسرائیل از سازمان ملل که چند سال در مجمع عمومی مطرح کردیم، این خصوصیت را نمایان می کند و آخرین نمونه آن، فشار همه جانبه بین المللی علیه ایران به دلیل حمایت از انتفاضه است.
همچنین ایران از موقعیت های خود و توبه دشمنانش مغرور و دلباخته نشده و اصول خود را گم نمی کند، مثلاً؛ وقتی کارتر طی نامه محرمانه ای در پاییز ۱۳۵۸ از امام درخواست ختم ماجرای گروگان گیری را کرد، که در آن نوعی التماس یک ابرقدرت از یک کشور جهان سوم و نوعی توبه آمریکا از گذشته خود نهفته بود. امام از موضع قاطع و انقلابی به موضع نرمش و سازشِ طمع کارانه و کوته بینانه نیفتاد و کماکان خواستار احقاق کامل حقوق ایران و توبه رسمی آمریکا شد و حتی امام نامه محرمانه را، افشا کرد و کاخ سفید را در وضعیت نامطلوب قرار داد. مهم تر از آن ردِّ در خواست مذاکره مک فارلین، نماینده مخفی و خصوصی رئیس جمهور آمریکا با رئیس جمهور یا رئیس مجلس و یا نخست وزیر، در شهریور ۱۳۶۵ بود، در حالی که او با کیک آشتی و هدیه آسمانی، انجیل توسط ریگان امضاء شد و هدیه آتشینی مانند کُلت؛ جهت ذوب کردن یخ های روابط ایران و آمریکا، مخفیانه تا ایران آمده بود تا هیچ گونه مانعی بر سر راه مذاکره نبیند و پیام مخصوص رئیس جمهور را برساند.
این نوع توبه در تاریخ آمریکا پس از جنگ جهانی سابقه نداشته است، بلکه برعکس یاد شهروند آمریکایی مثل کیسینجرویک افسر آمریکایی و یا یک عضو کنگره آمریکا بدون این هدیه ها و پیام مخصوص رئیس جمهوری، به راحتی می تواند در چین با هواکوفنگ و در اردن با شاه حسین و در خلیج فارس به احکام منطقه ملاقات کند.
چنانچه فالین خود گفته بود: اگر من برای خرید پوست به شوروی رفته بودم به راحتی می توانستم در ۱ روز، ۳ بار با گورباچف ملاقات کنم.
همچنین در مقایسه انقلاب ایران و نیکاراگوا همه می دانند که نیکارگوا برای حل مسأله ضد انقلابیون خواستار مذاکره مستقیم با آمریکا شد، ولی آمریکا حاضر به مذاکره نشد و می گفت: نیکاراگوا، خود با ضد انقلابیون مورد حمایت آمریکا مذاکره کند.
در حالی که بالعکس آمریکا در ایران خود برای مذاکره التماس کرد!!
آری بسیاری از رهبران انقلابی جهان، با یک چراغ سبز ابرقدرت ها سرو دل می بازند و خود و اصول خود را در اختیار آنها می گذارند: «اما سه زر»، انقلابی بزرگ آفریقا، طرح «دو گل» جهت استقلال و پیوستن به گروه آفریقا فرانسه را با طمع و کوته بینی می پذیرد، «کشیش موزوروا»، در دهه ۷۰ با امتیازات مختصرِ «یان اسمیت» از مبارزه علیه دولت نژاد پرست «رورودزیا» دست می کشد، «جعفر نمیری»، سودان را به دامن آمریکا می اندازد و …….
۳ صراحت ایران در دیپلماسی به جای نفاق و وعده های دروغ چشمگیر است و به دلیل عدم سازش و انعطاف ناپذیری در اصول و مبانی عقیدتی خود، به تندروی(۱۸) معروف شده است.
مثلاً شهید رجایی در پاسخِ تبریکِ میتران رئیس جمهور سوسیالیست فرانسه به مناسبت انتخابش به ریاست جمهوری ایران در تابستان ۱۳۶۰؛ صریحا انتقادات مردم و دولت ایران را از حرکت های دولت فرانسه مطرح کرد و آن را حتی غیر منطقی با فرهنگ و تمدن درخشان چند سده گذشته فرانسه دانست.
و نیز یک اقدام بی سابقه ایران که جالب است اینکه؛ در تهران خیابان مجاور سفارت انگلستان را «بابی سندز»(۱۹) و همچنین نام بیمارستان شوروی و خیابان مقابل درب سفارت شوروی را «میرزاکوچک خان» (قربانی خیانت های شوروی به نهضت جنگل زمان رضاشاه) گذاشته اند و خیابان های چرچیل و روزولت و فرانسه و… را نیز تغییر نام داده اند. در مورد سازش ناپذیری در اصول موارد بسیاری را می توان نام برد که به چند مورد اشاره می کنیم:
ما در عین رابطه نزدیک اقتصادی با ژاپن و نیاز به تکنولوژی آنها، زمانی که وزیر خارجه ژاپن در سال ۸۴ اعلام کرد که جهت میانجیگری در جنگ ایران و عراق قصد سفر به تهران را دارد، دولت ایران رسما از پذیرفتن ایشان خودداری کرد تا او هدف سفر را رسما تغییر داده و پذیرفته شد؛
و یا زمانی که اوپک تصمیم گرفت اجلاس خود را برای اولین بار در یک کشور صنعتی در ژاپن تشکیل دهد، تنها کشوری که از قهر ژاپن هراسی نداشت و ضرر خود را بر تغییر اصول اوپک ترجیح داد و مخالفت کرد ایران بود بنابراین چنین تغییری را مانع شد (سال ۱۹۸۵)؛
آقای هاشمی رفسنجانی نیز در ژاپن (سال ۸۵) اعلام کرد که ما برای گرفتن امتیاز از قدرتمندها دست از اصول خود بر نمی داریم
عدم حضور رئیس جمهور ایران در مجلس دعوت نخست وزیر زیمبابوه (موگابه)، فقط به دلیل اصول اسلامی که حضور در مجلس شراب و گناه را ممنوع می شمارد علیرغم اینکه از نظر دیپلماتیک برای ایران خیلی سنگین تمام می شد نیز مؤید این ادعاست و همین اقدام را وزیر خارجه ایران در آلمان فدرال نیز انجام داد (۱۹۹۴).
۴ یکی از خصوصیات دیپلماسی ما رعایت اصل «عزت نفس» است که باید تواضع داشت، اما نه به قیمت سوء استفاده و تکبر و طمع طرف مقابل؛
مثلاً برخورد ایران با ترکیه و پاکستان و کشورهای جنوب خلیج فارس در مبادلات تجاری و رفت و آمدهای دیپلماتیک، و در عین حال برخورد قاطع با پاکستان در مورد درگیری های سنی و شیعه در شهر کویته؛
توقیف یا حمله موشکی به کشتی ها یا اسکله های خلیجی ها در عکس العمل نسبت به حمایت آنها از عراق، طی سالهای ۸۴ و ۸۵ به بعد در عین اینکه پیشنهاد انعقاد قرارداد صلح و عدم تعرض را در خلیج فارس می نمود (ایران و اعضای شورای همکاری خلیج)؛
پاسخ منفی ایران به وزیر کشور ترکیه در مبارزه ۲ جانبه با کردهای ۲ کشور ایران و ترکیه؛
سیاست «تألیف قلوب» نیز همواره مورد توجه بوده است؛ مانند کمک به گرسنگان اتیوپی (سال ۸۵)، سیل زدگان بنگلادش و ترکیه، کمک به مردم یمن جنوبی پس از جنگ داخلی، (سال ۸۶) کمک به مسلمانان سری لانکا (سال ۱۳۶۶) و کمک به مردم مسلمان بوسنی هرزوگوین در جنگ با صرب های وحشی طی سالهای میانی دهه ۹۰؛ به طوری که رئیس جمهوری بوسنی این کمک های ایران را از همه کشورها مهمتر و بیشتر دانست.
سیاست حمایت از اقلیت های مسلمان در کشورهای غیر اسلامی نیز همواره مورد توجه بوده است؛
اشاره به مذاکرات رئیس مجلس با مسئولین چین (سال ۱۳۶۴)
اشاره به مذاکرات رئیس مجلس با کاردار فرانسه (سال ۱۳۶۴)
اشاره به مسافرت های روحانیون به این کشورها و ملاقات های رسمی با مسلمانان؛ مانند مسافرت تولیت آستان قدس رضوی به چین (سال ۱۳۶۷)
اشاره به اعتراضات رسمی نمایندگان و رئیس مجلس؛ به طور جداگانه به دولت هند در کشتار مسلمانان (سال ۱۳۶) و تخریب مسجد بابری
اشاره به اعتراض رسمی وزارت خارجه به درگیری پلیس و شیعیان پاکستان (تیر ماه ۱۳۶۴)؛
اشاره به مذاکرات رئیس جمهور ایران با رئیس جمهور فیلیپین در تهران، راجع به مسلمانان فیلیپین (اسفند ۱۳۷۳)؛
۵ ایران در کنار حمایت سیاسی اقتصادی از نهضتهای آزادیبخش و هسته های حزب الله در جهان، به مصداق «لایکلف الله نفسا إلاّ وسعها» در حد توان با امکانات محدود به وظیفه خود در مقابله با امکانات گسترده تبلیغی جهان زورمدار و نیز تهاجم فرهنگی غرب عمل کرده است؛ از جمله بحث آزاد تلویزیونی درباره مارکسیسم، بین نظریه پردازان مارکسیسم و اسلام در سال های (۱۳۵۸ و ۱۳۵۹)
۶ از سال ها قبل از پیروزی انقلاب و بعد از پیروزی «وحدت جهان اسلام در مقابل جهان کفر»، دکترین رهبران ایران بوده و هست.
البته یک مسأله همیشه مطرح بوده که چون در سیستم دیپلماسی امروز، وحدت، صرفا از کانال دولت ها امکان پذیر است و با توجه به اینکه، اکثر دولت های اسلامی، غیر مردمی هستند، چگونه این دکترین را باید اجرا کرد، یعنی چه مقدار باید به دولتها نزدیک شد تا جهت وحدت کلیه مسلمانان بهره برداری کرد و چه مقدار باید با آنها مخالفت کرد تا مؤید آنها محسوب نشویم. این بحث هم از جهت تاریخی (دیپلماسی پیامبر) وهم از جهت عقلی و نقلی (حدیث) وهم از جهت فن دیپلماسی، قابل بررسی است که طرح آن خود جزوه ای جداگانه می طلبد.
نقطه حساس این دیپلماسی ما زمانی بود که سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به ایران سفر کرد (خرداد ۱۳۶۴) گفته شد که ایران از مواضع انقلابی خود دست برداشته و متحد ارتجاع شده است (۲۰) در حالیکه «حفظ اصول» را می توان در مذاکرات مسئولین با سعود الفیصل تشخیص داد؛
رئیس مجلس گفت: در مورد جنگ، جز اینکه حزب بعث کیفر ببیند، راه دیگری وجود ندارد؛(۲۱)
نخست وزیر بیان داشت: علیرغم اشتراکاتی که بین ایران و عربستان وجود دارد، باید دانست وقتی در یک کشور، انقلاب صورت می گیرد؛ این انقلاب زبان جدیدی دارد که باید برای فهم آن تلاش بیشتری نمود؛
مورد دیگر اجرای این تز، رابطه بسیار نزدیک با ترکیه و پاکستان است که تا کنون مسافرت های مهمی در سطح ریاست جمهوری، نخست وزیری و وزرای خارجه و قراردادهای بسیار وسیعی خصوصا با ترکیه در سطح ۳ میلیارد دلار داشته ایم. (۲۲)
حال به گوشه ای از مذاکرات «تورگوت اوزال» با یکی از مسئولان ایران دراسفند ماه ۱۳۶۶ توجه می کنیم
«دولت ترکیه به احساسات دینی ملت خود باید بیشتر احترام بگذارد».
انتظار ما ملت مسلمان ترکیه از دولت آن کشور، حمایت کامل از مبارزات ملت مسلمان فلسطین است که، به شعائر مذهبی و آثار فرهنگ و خط و تاریخ اسلام توجه کند و خط و فرهنگ و زبان اسلامی نیز مانند گذشته، رسمی، قوی و نیرومند شود. و از مسلمان ترک اروپای شرقی و غربی کاملاً حمایت نماید.
جنابعالی که فرد مسلمانی هستید، انتظار می رود در راه تقویت اسلام قدم بردارید.
اگر صدام جان بگیرد و تقویت شود به هیچکدام از کشورهای اسلامی، حتی ترکیه رحم نخواهد کرد و به تجاوزات خود ادامه خواهد داد. (۲۳)
۷ استفاده ایران از روشهای عمومی دیپلماتیک:
الف : اعزام مبلغ، جهت رساندن مکتب انقلاب به خارج از مرزها، به مناسبت های ۲۲بهمن و غیره ؛
ب : چاپ مجلات و کتب و ارسال فیلم ها به زبان های خارجی و تماس با مردم کشورها از طریق سفارتخانه ها و مراکز فرهنگی در خارج؛
ج : ارسال پیام های کتبی و شفاهی برای مسئولین سایر کشورها، مانند؛ پیام رئیس مجلس به رؤسای پارلمان های جهان در به کارگیری سلاح شیمیایی از طرف عراق و پیام ریاست جمهوری به سران کشورهای اسلامی در مورد اجازه دادن و تأیید مردم، برای راهپیمایی روز قدس ۱۳۶۷؛
پیام های مختلف وزیر خارجه، به دبیر کل های سازمان ملل، سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش عدم تعهد در مورد جنگ یا مسأله فلسطین و بوسنی.
د : مسافرت های مختلف مسئولین به کشورهای دیگر مانند سفر رئیس جمهور به سوریه، لیبی، الجزایر، پاکستان و کشورهای خط مقدم جنوب و آفریقا سفر نخست وزیر موسوی به ترکیه، کوبا، نیکاراگوا، و اروپای شرقی و نیز سفر رئیس مجلس به کره شمالی، هند، لیبی، سوریه، چین و ژاپن و متقابلاً سفر وزیر خارجه آلمان غربی، ژاپن، عربستان، و نخست وزیر ترکیه، بلغارستان و شخص دوم الجزایر، لیبی و نیکاراگوئه به ایران و رئیس جمهور پاکستان، ترکیه، فیلیپین، رومانی، ازبکستان، ترکمنستان و …؛
ه: تشکیل کنفرانس های بین المللی در داخل، در رابطه با: جنایات آمریکا، بهداشت و پزشکی، اتحاد مبارزان عراق، کنفرانس اندیشه اسلامی، مسائل قضایی، جنبش های آزادی بخش و هسته های حزب الله ائمه جمعه سراسر جهان
نهج البلاغه، حج، علم و تکنولوژی در جهان اسلام، اخلاق پزشکی و …
و کمک در برگزاری سمینارهای بین المللی حج در کانادا، تایلند، سری لانکا، سیرالئون، آلمان غربی، انگلستان، پاکستان و…
و : شرکت در کنفرانسهای بین المللی در جهت استفاده از تریبون آنها، برای رساندن اعتراض مظلومان به سیستم ظالمانه بین المللی
ز : بستن قراردادها و پیمان های مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی، مانند؛توسعه اکوویا پیمان استراتژیک با لیبی.
پس به طور کلی با در نظر گرفتن زیر و بم هایی در دیپلماسی که طبیعی هر انقلاب است می توان گفت که: «دیپلماسی ایران مورد نقض مهمی برماکیاولیسم حاکم بر دیپلماسی معاصر است»
ایران در عین حال که طبق اصول اولیه دیپلماسی خواستاراحترام متقابل به حاکمیت، آزادی در مرزهای کشور هاست و البته جنگ را جدا از دیپلماسی نمی داند، با مسائل مستحدثه دیپلماتیک، در چارچوب مکتب اسلام برخورد می کند؛
مثلاً کمک به مستضعفین و مبارزین در کشورهای دیگر در عین اعتقاد به عدم دخالت در امور داخلی کشورها (۲۴)
اعلام تفاوت بین خشونت مقدس و خشونت توجیه ناپذیر مظلوم علیه ظالم(۲۵) مثلاً گروگان گیری، هواپیما ربایی یا بمب گذاری که در آن غیر مقصرین متضرر شوند، از نوع دوم محسوب می شود. خصوصیت مهم دیپلماسی ما عدم سازش در برابر ظلم، است که به اشکال مختلف ظهور می کند:
الف: مبارزه برای محو دولت اسرائیل (استراتژی آزادی قدس)
حرکت هایی از قبیل؛ اعلام روز جهانی قدس، تلاش در جهت اخراج اسرائیل از سازمان ملل و دیگر سازمان های بین المللی، قرار دادن سمبل قدس در دفتر ملاقات های رسمی ریاست جمهوری و سالن وزارت خارجه، تهیه فیلم های ضد صهیونیستی و تمبر و سکه و پوستر و سرودهای یاد بود ق
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
