اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل زیبای پاورپوینت ماجرای جالب ترکی صحبت کردن امام خمینی با یکی از مهمانانشان (۲۰ اسلاید)
234,700 تومان قیمت اصلی 234,700 تومان بود.119,200 تومانقیمت فعلی 119,200 تومان است.
تعداد فروش: 76
فرمت فایل پاورپوینت
💡 پاورپوینت جامع و ویژه فایل زیبای پاورپوینت ماجرای جالب ترکی صحبت کردن امام خمینی با یکی از مهمانانشان (۲۰ اسلاید) – انتخابی بینظیر برای ارائه شما!
📊 فایل پاورپوینت کامل:
فایل زیبای پاورپوینت ماجرای جالب ترکی صحبت کردن امام خمینی با یکی از مهمانانشان (۲۰ اسلاید) با ۲۰ اسلاید طراحیشده بهصورت حرفهای، آماده ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد. تمامی اسلایدها بهصورت کاملاً دقیق تنظیم شدهاند.
🎯 چرا این فایل پاورپوینت را انتخاب کنید؟
- این پاورپوینت به شما کمک میکند تا یک ارائه حرفهای و درخشان داشته باشید که بهسرعت توجه مخاطبان را به خود جلب میکند و آنها را با محتوای شما همراه میسازد.
- ساده و شفاف: مطالب به گونهای تدوین شدهاند که بهراحتی قابل فهم باشند، بنابراین شما به هیچ وجه درگیر پیچیدگیهای محتوا نخواهید شد.
- آماده ارائه: نیازی به ویرایش یا تغییرات اضافی نیست؛ فایل بهگونهای طراحی شده که بهسرعت بتوانید از آن در ارائهها یا سمینارهای خود استفاده کنید.
✅ کیفیت تضمینشده:
فایل زیبای پاورپوینت ماجرای جالب ترکی صحبت کردن امام خمینی با یکی از مهمانانشان (۲۰ اسلاید) بدون هیچگونه بهمریختگی یا نقص در تنظیمات آماده شده است تا شما بتوانید بهترین ارائه را با اطمینان کامل انجام دهید.
⚠️ یادآوری:
اگر در این توضیحات هرگونه بهمریختگی مشاهده کردید، دلیل آن کپیبرداری از متن است. در فایل اصلی فایل زیبای پاورپوینت ماجرای جالب ترکی صحبت کردن امام خمینی با یکی از مهمانانشان (۲۰ اسلاید)، هیچ مشکلی وجود ندارد و تمامی اسلایدها بهصورت دقیق تنظیم شدهاند.
🌟 همین حالا این پاورپوینت کامل را دریافت کنید و یک ارائه موفق و بینقص داشته باشید!
بخشی از متن فایل زیبای پاورپوینت ماجرای جالب ترکی صحبت کردن امام خمینی با یکی از مهمانانشان (۲۰ اسلاید) :
>
به گزارش ایسنا، مهر نوشت: در تاریخ پرماجرای انقلاب، هیچ روزی مانند دوازدهم بهمن نبود که در آن، مردی از دودمان پیامبران و بر شیوهی آنان، با دستی پرمعجزه و دلی به عمق و وسعت دریا، در میان مردمی شایسته و چشم به راه، چون آیهی رحمت فرود آمد و آنان را بر بال فرشتگان قدرت حق نشانید و تا عرش عزت و عظمت برکشید و هیچ روزی چون چهاردهم خرداد نبود که در آن، طوفان مصیبت و عزا، بر این مردم تازیانهی غم و اندوه فرود آورد. ایران یک دل شد و آن دل در حسرتی گدازنده سوخت، و یک چشم شد و آن چشم در مصیبتی عظیم گریست. هر چند ابعاد وسیعی از شخصیت والای امام همچنان ناشناخته مانده و تلاش در کشف و شهود برخی از آنها به زمان بیشتری نیاز دارد لکن تأمل در بخش مشهود از ابعاد شناخته شده شخصیت امام میتواند زوایای نامشهودی را در ابعاد ناشناخت آن مراد دلها آشکار سازد.
به مناسبت فرارسیدن سی و ششمین سالگرد رحلت جانسوز رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی به بازخوانی روایت چند نفر از شاگردان و دلدادگان آن شخصیت استثنایی خواهیم پرداخت.
آنچه در ادامه میخوانید روایت مرحوم آیت الله شیخ علی آل اسحاق از حضرت امام (ره) است:
آیتالله علی آل اسحاق یکی از شاگردان امام خمینی در قم و نجف همچنین از زمرهی یاران ایشان بود. وی در رابطه با ویژگیهای شخصیتی و اخلاقی امام خمینی میگوید: امام در شیوهی برخورد و رفتار، بسیار با وقار بود. ابتدا صحبت نمیکردند و اگر کسی حرفی داشت، خوب گوش میکردند. همهی کسانی که با امام بودند، فکر میکردند امام در درجهی اعلی، آنها را دوست دارند. به همه مجال میدادند که نزدشان بروند. وقتی میشنیدیم که فردی درخواست ملاقات با امام را دارد و منافق است، سعی میکردیم که نزد امام نرود. به امام میگفتیم، خطرناک است که با این افراد ملاقات کنید، اما امام میفرمودند: اشکالی ندارد، بگذارید بیاید، حتی در صورتی که تقاضای ملاقات خصوصی داشتند، امام قبول میکردند.
امام از همان ابتدا زهد را پیشهی خود ساخته و دل به دنیا نبسته بودند. زمانی خودشان این آیهی «انما الحیاه الدنیا لعب و لهو و ان تؤمنوا و تتقوا یؤتکم اجورکم و لایسئلکم اموالکم» را فرمودند، امام در شخصیت فردی خودشان به هیچ وجه به دنبال این چهار مورد نبودند. گاهی شخصیت فردی در جریان حرکت اسلامی، مانند رسولالله (ص) شخصیت اجتماعی میشود. پیامبر اکرم (ص) در شخصیت فردیشان، دایرهوار مینشستند که مشخص نشود، ولی وقتی شخصیتشان در جریان اسلام مطرح میشد، خودشان نیز در اذان برای خودشان صلوات میفرستادند. امام وقتی شخصیت اجتماعی پیدا کردند آن را رها نکردند، اما در شخصیت فردی خود بشدت تلاش میکردند که مطرح نشوند، به دنبال تفاخر نبود و حاضر نمیشدند که کسی همراه ایشان برود. وقتی در قم همراه ایشان میرفتم، گفتند: چرا دنبال من میآیی؟ برو درست را بخوان.
روزی دیدم امام تنها میرود. خدمتشان رفتم، فرمودند: «بفرمایید.» گفتم: «آقا میخواهیم در خدمتتان باشم.» فرمودند: «من دوست ندارم.» گفتم: «هرچند شما دوست ندارید، ولی ما احساس وظیفه میکنیم.» خیلی صریح فرمودن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
