اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت گفتوگو با سعدی درباب بشرِ خودکش
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 73
فرمت فایل
دانلود و استفاده از فایل کامل و عالی پاورپوینت گفتوگو با سعدی درباب بشرِ خودکش – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت گفتوگو با سعدی درباب بشرِ خودکش شامل 43 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت گفتوگو با سعدی درباب بشرِ خودکش گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل کامل و عالی پاورپوینت گفتوگو با سعدی درباب بشرِ خودکش با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل کامل و عالی پاورپوینت گفتوگو با سعدی درباب بشرِ خودکش از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل کامل و عالی پاورپوینت گفتوگو با سعدی درباب بشرِ خودکش با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت گفتوگو با سعدی درباب بشرِ خودکش را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل کامل و عالی پاورپوینت گفتوگو با سعدی درباب بشرِ خودکش :
اول اردیبهشت بزرگداشت شاعری است که با حکمت انساندوستی بین دوپارهی جهان پیشامغول و پسامغول پل زد
شعر پارسی چکیدهی منظوم عالیترین جاودانه خردهای تمدن ایرانی در ساحت میراث کهن این تمدن همچنان صدرنشین است. در این شاهنشین، جایگاه سعدی، شاعر پارسیگوی، بیهمتا و جاودانه است. هشت قرن پس از سعدی، هنوز، هیچ شاعر فارسیگویی در همهی فرهنگهای آسیایی از بنگلادش گرفته تا ترکیه نتوانسته بهاندازهی سعدی در حافظهی ادبی و تربیتی این قاره بنشیند. به همین دلیل اول اردیبهشتماه، روز بزرگداشت سعدی درحقیقت روز بزرگداشت زیباترین و دلنشینترین میراث تمدن ایرانی ـ یعنی روز بزرگداشت شعر و ادب فارسی ـ بلکه روز بزرگداشت انسانیت است.
خوانندگان سعدی فارغ از اینکه در چه جغرافیایی زندگی میکنند همواره از روزآمدی اندیشهها و حکمتهای او به حیرت میافتند. نه در گذشته، نه در حال که زمانهی فروپاشی نهادهای حقوقبشری بهواسطهی نسلکشیهای عریان و پشتیبانیشده است، هیچ حکیمی مانند سعدی یافت نمیشود که نویدبخش اندیشهی دوستی بهعنوان پادزهر دشمنیها باشد و دغدغهی از دست رفتن فرصتهای مهرورزی به تمامیت پیکره انسانیت را یادآوری کند.
به یقین نظامهای سیاسی حامی نسلکشی فراموش نکردهاند که در سالهای نهچندان دور، یعنی در سالهای پایانی دههی دوم قرن ۲۱، افسردگیهای میلیونی ناشی از تنهاییهای گسترده و خودکشیهای فزاینده چگونه دولتمردان انگلستان و ژاپن را به تأسیس وزارتخانههای امور تنهایی کشاند.
حاصل آنکه جهانیان در همین چندسالهی اخیر و در اندازههای بیمانند یا مشغول خودکشی یا دیگرکشی بودهاند.
سعدی، فیلسوف هستیشناس
در رویارو شدن با این دگرگونیهای هستیبرافکن، کدام فیلسوف را میشناسیم که با آسیبشناسی دقیق در اهمیت پیوندهای انسانی بگوید:
گر تیغ برکشند عزیزان به خون من
من همچنان تأمل دیدار میکنم
آنها که خواندهام همه از یاد من برفت
الّا حدیث دوست که تکرار میکنم
این سخنان سعدی، خیلی فراتر از اینکه نشانهی احساس مهربانی و دلسوزی باشد، تفسیر یک فلسفهی هستیشناسی است که زندگی را در ژرفترین پهنهی خود معنی میکند. اگر فلسفهی مدرن با تأکید بر «منافع شخصی» و اهمیت «خودمختاری» بهمثابهی والاترین ارزش اخلاقی بر طبل فردگرایی میکوبد و رستگاری هر دو دنیا را ازطریق پیجویی منافع و آزادیهای شخصی ممکن میداند، سعدی این گزارهی ناموفق و جنگافزا را هشت قرن پیش در نیمبیت مردود اعلام کرده است: «من از آن روز که در بند توأم آزادم».
سعدی، آزادی واقعی را برآمده از مهرورزی انسانی میشناسد و ازهمینروست که انسان بیتفاوت نسبت به رنج دیگران یا آدم بیعشق را از جرگهی انسانیت خارج میداند:
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
واقعاً اگر شاعری ریختن یک قطره خون بیگناه را بهای سنگین و غیرقابل قبولی برای مُلکِ سراسر زمین میدانست امروز کودککشیهای عریان را در مقیاس دهها هزار میدید چه میگفت؟
به مردی که ملک سراسر زمین
نیارزد که خونی چکد بر زمین
دریادل و بلکه «دریاآشام»
غرض از مقدمه فوق صرفاً یادآوری ضرورت بزرگداشت سعدی و حکمت تمدنگستر سعدی نیست، بلکه بهانهی یادآوری و بزرگداشت یکی از فاخرترین شعرای معاصر افغانستان یعنی شادروان خلیلالله خلیلی است که اکنون نزدیک به چهار دهه است که روی در نقاب خاک کشیده و بهسوی فردوس پرواز کرده است.
خلیلی که همانند پیشوا و مراد ادبیاش ـ یعنی سعدی ـ جهانشناس عصر خویش بود، جدا از استادیِ ادبیات فارسی، سالها بهعنوان یک دیپلمات افغانستانی به وطن خویش خدمت کرده بود، طعم آوارگیها را درنتیجه تجاوز شوروی به افغانستان چشیده بود و با دیدی فراخ و جهان آگاه، وجدان رقیق انسانی را فراتر از خاک و زادگاه خود نمایندگی میکرد.
شاهدمثال، داستان دلانگیزی است که بین نگارنده این سطور و او رخ داد. در سالهای ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷خورشیدی، من بهعنوان نمایندهی ایران در سازمان ملل، سخت درگیر تلاش برای پایاندادن جنگ طولانی و خانمانسوز عراق علیه ایران بودم و قطعنامهی ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل را برای رسیدن به صلح پی میگرفتم. در همان روزگاران دانستم که برای بزرگداشت سعدی، همایشی در شیراز طرحریزی شده است و یکی از مدیران آن برنامه در تماس شخصی از من خواست که از میان سعدیشناسان مقیم آمریکا کسی یا کسانی را برای شرکت در کنگرهی سعدی دعوت کنم.
از بخت خوش دیری نپایید که مطلع شدم یک شاعر بلندپایه و پارسیگوی افغانستانی از سر ناچاری و فرار از تجاوزات اتحاد شوروی به افغانستان، در ایالت نیوجرسی آمریکا مقیم شده و دوران کهولت را میگذراند. کسی که رابطِ بین من و ایشان بود، ابیاتی را از او میخواند که نشان از یک طبع رقیق وطندوستانه داشت. خلیلی خطاب به رودخانهی هودسن که از نزدیکی خانهی موقت او میگذشت، گفته بود:
امواج هودسونم نبرد دل ز کف که من/ دیوانهی نوازش دریای دیگرم
با اشتیاق و همدردی، با او تماس گرفتم و از ایشان دعوت کردم برای شرکت در همایش سعدی در شیراز به ایران سفر کند. با اندوهی وصفناپذیر پاسخ داد که بهعلت بیماریهای متعدد، زمینگیر است و بدن رنجورش مسافرت طولانی را برنمیتابد ولی قول داد که قصیدهای را در بزرگداشت سعدی تقدیم کنگره کند. چیزی نگذشت که به وعده وفا کرد و قصیدهی بلند و فاخری که در بزرگداشت سعدی سروده بود، برایم فرستاد که تقدیم دبیرخانه همایش شیراز کردم.
از این بهروزی در همهی عمر مفتخرم، زیرا قصیدهی خلیلی نهتنها با استعارات باشکوه سعدی را ستوده بود بلکه در لابهلای این ستایشهای معرفتافزا، بهخاطر فجایع تجاوز شوروی به افغانستان دادنامه و رنجنامهای را تقدیم جهانیان و وجدانهای بیدار کرده بود. خلیلی درحقیقت سعدی ـ شاعر «بنیآدم» ـ را به قرن بیستم فراخوانده بود تا در حیرت مشاهدهی شدت جنایات تجاوزگران، شعر تاریخی «بنیآدم» را از نو بازآفرینی و تفسیر کند یا به اعتراف بکشاند که بنیآدم چندان هم اعضای یک پیکر نیستند.
در این قصیده قدرتمند، خلیلی اعتراف کرده که سعدی از لحاظ ظرفیت فهم مکارم انسانی دریادل و بلکه «دریاآشام» است. بااینحال او را به مشاهدهی جنایات جنگ و تجاوز خوانده و منتظر است سعدی بار دیگر زبان نافذ را بچرخاند و بر زندگی معاصر معناهای جدیدی بیافکند.
بهنظر نگارنده دعوت خلیلی از سعدی بهشدت تکاندهنده و تأملبرانگیز است. خاک عشقآلودِ شیراز، خلیلی را برای دیداری دعوت کرده بود و خلیلی با دعوت متقابل از سعدی برای دیداری از افغانستان و بازگویی حکمتهایش در رویارویی با فجایع یک ابرقدرت، درواقع به عریانسازی بیاخلاقی «اردوگاه شرق» همت گماشت.
باری، قصیدهی فاخر خلیلی در کنگرهی سعدی در شیراز نهتنها با فاصلهی زیادی در صدر مشارکتهای ادبیِ خارجیِ همایش قرار گرفت، بلکه از حیث قدرت ادبی و مضمونی سرآمد همهی مقالات داخلی و خارجی و جاودانی شد.
داستان ما امّا در اینجا به پایان نمیرسد. حدود چهاردهه بعد از سرودهشدن این قصیده یعنی در زمانی که نسلکشی عریان اسرائیلی در غزه با پشتیبانی کامل کشورهای غربی، چیزی از اعتبار منشور ملل متحد و منشور حقوق بشر باقی نگذاشته است، قصیدهی خلیلی بار دیگر در فضای مجازی بهشدت مورد استقبال و توجه قرار گرفت و خوانندگان از هماهنگی مضمون قصیده با چگونگی زمانهی ما سخت در حیرت افتادند.
قصیدهی مزبور بهطور معجزهوار، به بسیاری از جزئیات رخدادهای تمدنسوز دوران ما مربوط میشود. قوای تجاوزگر شوروی در فوریهی ۱۹۸۸، افغانستان را ترک گفتند و کارنامهی سنگینی از جنایاتِ خود در حافظهی تاریخ بهجا گذاشتند. قصیدهی خلیلی امّا سالها پس از درگذشت او در غربت، به حیات خود ادامه داد تا نیمقرن بعد نشان دهد که جهان سرمایهداری غرب نیز در بزنگاه تاریخ فضیلتی ندارد که به جهان موزهایشده کمونیسم بفروشد.
قصیدهی خلیلی را بهمثابهی یکی از موفقترین مانیفستهای اعتراضی، بشردوستانه و امیدبخش معاصر با هم بخوانیم و دریابیم، همانگونه که سعدی با حکمت انساندوستی بین دوپارهی جهان پیشامغول و پسامغول پل زد و اجازه نداد که خشونتهای تاریخی به گسست تمدنی بینجامد، مریدِ افغانیِ سعدی ـ خلیلی ـ نیز برای جهان نسلکشیدیدهی امروز حکمتها و نویدهای مهمی برای بازآفرینی ارزشهای الهی و انسانی دارد.
هو
به بارگاه سعدی
مرحبا محفل استاد بشر شیخ همام
که در اقلیم سخن پیشرُوان راست امام
هشت قرن است که خاک در این روضهی پاک
نامهی اهل ادب را شده مشکینه ختام
هشت قرن است که بنوشته فلک با خط زر
رقم عزت آن را به جبین ایام
زهره هر شب در «بستان» بگشاید که ملک
عطرآگین کند از نکهت آن طرهی شام
زین «گلستان» بهفلک هدیه برد باد سحر
تا کند عرشنشینان سخن تازه مشام
در ره خانقهاش بوسه زند صبح و مسا
سالگان ره تحقیق به اخلاص تمام
بر در میکدهی عشق نیاید چون وی
پیر دردیکش دریادل دریاآشام
آن که در خاک در خمکدهی وحدت دید
رازهایی که نشد کشف به جمشید زجام
ایبسا شاعر لفّاظ که با جودت طبع
نشناسد به جهان هیچکس از وی جز نام
لیک آوازهی این شیخ قرون و اعصار
تا زمانست و مکانست نیابد انجام
اوست کاَنوار ازل دیده در آئینه صبح
اوست کاَسرار ابد خوانده به دیباچهی شام
شهد جوشد زنئ خامهی وی تا دم حشر
بس حلاوت که خدایش بنهاده به کلام
خوانده در مدرسه حکمت قرآن تع
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
