اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوبکر عبدالقاهر جرجانی
275,000 تومان قیمت اصلی 275,000 تومان بود.159,500 تومانقیمت فعلی 159,500 تومان است.
تعداد فروش: 76
فرمت فایل
فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوبکر عبدالقاهر جرجانی شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوبکر عبدالقاهر جرجانی در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوبکر عبدالقاهر جرجانی با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوبکر عبدالقاهر جرجانی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوبکر عبدالقاهر جرجانی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوبکر عبدالقاهر جرجانی اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوبکر عبدالقاهر جرجانی :
مقالات مرتبط: عبدالقاهر بن عبدالرحمن جرجانی (مقالهدوم).
جرجانی، عبدالقاهر بن عبدالرحمان ابوبکر، ادیب، نحوی، مؤسس و نظریهپرداز بلاغت در سده پنجم میباشد.
فهرست مندرجات
1 – حیات
2 – نام پدر
3 – زادگاه
4 – اساتید
5 – القاب
6 – شاگردان
7 – مذهب
8 – شاعربودن
9 – وفات
10 – موضوع آثار
10.۱ – بلاغت در لفظ و معنا
10.۲ – پیوند علم نحو و معانی
10.۳ – نظمالقرآن
11 – تاثیر پذیری از ارسطو
12 – استفاده از اشعار عربی
13 – تاثیر بر دیگران
14 – آثار
15 – فهرست منابع
16 – پانویس
17 – منبع
1 – حیات
تاریخ ولادت او معلوم نیست.
2 – نام پدر
در برخی منابع، نام وی عبدالقادر
[۱] ابناسفندیار، تاریخ طبرستان، ج۱، قسم ۱، ص۱۲۸، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۲۰ ش .
[۲] محمدبن یعقوب فیروزآبادی، البلغه فی تاریخ ائمه اللغه، ج۱، ص۱۲۶، چاپ محمد مصری، دمشق ۱۹۷۲.
آمده و نام پدرش عبدالواحد
[۳] محمد کردعلی، کنوز الاجداد، ج۱، ص۲۶۰، دمشق ۱۳۷۰/ ۱۹۵۰.
ذکر شده است.
3 – زادگاه
به تصریح بسیاری از منابع، خانواده جرجانی ایرانی بودند و عبدالقاهر در جرجان زاده شد.
[۴] علیبن یوسف قفطی، انباه الرواه علی انباه النحاه، ج۲، ص۱۸۸، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۷۱/۱۹۵۲.
[۵] عمر فَرّوخ، تاریخ الادب العربی، ج۳، ص۱۸۳، بیروت ۱۹۸۹.
از زندگانی او اطلاع چندانی در دست نیست، حتی باخَرْزی (متوفی ۴۶۷)، که معاصر جرجانی بوده و او را ملاقات کرده،
[۶] علیبن حسن باخرزی، دمیه القصر و عُصره اهل العصر، ج۱، ص۲۴، چاپ محمد تونجی، دمشق) ۱۳۹۱/۱۹۷۱ .
از زندگانی او چیزی نگفته و به تمجید از وی بسنده کرده است.
[۷] علیبن حسن باخرزی، دمیه القصر و عُصره اهل العصر، ج۱، ص۵۷۸، چاپ محمد تونجی، دمشق ۱۳۹۱/۱۹۷۱ .
4 – اساتید
جرجانی در زادگاهش نزد ابوالحسین محمدبن حسن فارسی (متوفی ۴۲۱)، خواهرزاده ابوعلی فارسی (متوفی ۳۷۷)، نحو آموخت.
[۸] ابن انباری، نزهه الالباء فی طبقات الادباء، ج۱، ص۳۶۳، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۶/۱۹۶۷ .
[۹] عبدالوهاببن علی سُبکی، طبقات الشافعیه الکبری، ج۵، ص۱۴۹، چاپ محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
[۱۰] ابنمُلَقّن، العقد المُذهَّب فی طبقات حمله المذهب، ج۱، ص۲۶۷ـ ۲۶۸، چاپ ایمن نصر ازهری و سیدمهنّی”، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۷.
یاقوت حموی
[۱۱] یاقوت حموی، معجمالادباء، ج۴، ص۱۷۹۷، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳.
از قاضی ابوالحسن علیبن عبدالعزیز جرجانی (متوفی ۳۹۲) نیز به عنوان استادِ عبدالقاهر نام برده، ولی در جای دیگر
[۱۲] یاقوت حموی، معجمالادباء، ج۶، ص۲۵۲۴، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳.
گفته که ابوالحسین فارسی تنها استادِ جرجانی بوده است.
بسیاری از شرححالنگاران تصریح کردهاند که عبدالقاهر، جرجان را، حتی برای دانشاندوزی، ترک نگفته و این از نکات شگفت زندگی اوست.
[۱۳] ابن انباری، نزهه الالباء فی طبقات الادباء، ج۱، ص۳۶۳، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره) ۱۳۸۶/۱۹۶۷ .
[۱۴] علیبن یوسف قفطی، انباه الرواه علی انباه النحاه، ج۲، ص۱۸۹، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۷۱/۱۹۵۲.
[۱۵] عبدالرحمانبن ابیبکر سیوطی، بغیه الوعاه فی طبقات اللغویین و النحاه، ج۲، ص۱۰۶، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۴.
[۱۶] احمدبن مصطفی طاشکوپریزاده، مفتاح السعاده و مصباح السیاده، ج۱، ص۱۶۵، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
5 – القاب
جرجانی را با القاب و صفاتی همچون امام در نحو و ادب، شیخِ زبان عربی، مؤسس علم معانی و بیان، علامه و دارای تألیفات سودمند، فقیه، متکلم، دیندار، قانع و آرام ستودهاند.
[۱۷] محمدبن احمد ذهبی، سیراعلام النبلاء، ج۱۸، ص۴۳۲، چاپ شعیب ارنؤوط و محمدنعیم عرقسوسی، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۱۸] ابنشاکر کتبی، فوات الوفیات، چاپ احسان عباس، ج۲، ص۳۶۹ـ۳۷۰، بیروت ۱۹۷۳ـ۱۹۷۴.
[۱۹] عبداللّهبن اسعد یافعی، مرآه الجنان و عبره الیقظان، ج۳، ص۷۸، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۷.
[۲۰] عبدالوهاببن علی سُبکی، طبقات الشافعیه الکبری، ج۵، ص۱۴۹، چاپ محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
[۲۱] عبدالرحیمبن حسن اسنوی، طبقات الشافعیه، ج۲، ص۲۷۵، چاپ کمال یوسف حوت، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
[۲۲] ابنمُلَقّن، العقد المُذهَّب فی طبقات حمله المذهب، ج۱، ص۲۶۷، چاپ ایمن نصر ازهری و سیدمهنّی”، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۷.
[۲۳] محمدبن یعقوب فیروزآبادی، البلغه فی تاریخ ائمه اللغه، ج۱، ص۱۲۶، چاپ محمد مصری، دمشق ۱۹۷۲.
[۲۴] عبدالرحمانبن ابیبکر سیوطی، بغیه الوعاه فی طبقات اللغویین و النحاه، ج۲، ص۱۰۶، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۴.
[۲۵] جرجی زیدان، تاریخ آداب اللغه العربیه، ج۲، جزء ۳، ص۴۴، بیروت ۱۹۸۳.
[۲۶] علیبن یوسف قفطی، انباه الرواه علی انباه النحاه، ج۲، ص۱۸۸، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۷۱/۱۹۵۲.
6 – شاگردان
جرجانی، پس از استادش، ابوالحسین فارسی، در جرجان به تدریس پرداخت و بسیاری از طالبان علم برای یادگیری نحو و علوم ادبی و درک محضر او به آنجا شتافتند.
[۲۷] علیبن یوسف قفطی، انباه الرواه علی انباه النحاه، ج۲، ص۱۸۸، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۷۱/۱۹۵۲.
[۲۸] عبدالوهاببن علی سُبکی، طبقات الشافعیه الکبری، ج۲، ص۱۰۶، چاپ محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
[۲۹] عمر فَرّوخ، تاریخ الادب العربی، ج۳، ص۱۸۳، بیروت ۱۹۸۹.
از جمله شاگردان جرجانی، احمدبن عبداللّه مهابادی، ابوالحسن علیبنمحمد فصیحی، فضلبن اسماعیل تمیمی، محمدبن احمد ابیوردی، احمدبن ابراهیم شَجَری و خطیب تبریزی بودند.
[۳۰] ابن انباری، نزهه الالباء فی طبقات الادباء، ج۱، ص۳۶۳، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۶/۱۹۶۷ .
[۳۱] یاقوت حموی، معجمالادباء، ج۱، ص۳۵۷، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳.
[۳۲] یاقوت حموی، معجمالادباء، ج۵، ص۱۹۶۴، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳.
[۳۳] یاقوت حموی، معجمالادباء، ج۵، ص۲۱۶۶، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳.
[۳۴] یاقوت حموی، معجمالادباء، ج۵، ص۲۳۶۵، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳.
[۳۵] یاقوت حموی، معجمالادباء، ج۶، ص۲۸۲۴، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳.
[۳۶] علیبن یوسف قفطی، انباه الرواه علی انباه النحاه، ج۲، ص۱۸۹ـ۱۹۰، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۷۱/۱۹۵۲.
7 – مذهب
جرجانی پیرو فقه شافعی و در کلام، اشعری بود.
[۳۷] عبدالوهاببن علی سُبکی، طبقات الشافعیه الکبری، ج۵، ص۱۴۹، چاپ محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
[۳۸] ابن قاضی شهبه، طبقات الشافعیه، ج۱، ص۲۵۹، چاپ حافظ عبدالعلیمخان، بیروت: دارالندوه الجدیده، ۱۴۰۷ـ ۱۴۰۸.
[۳۹] عبدالرحمانبن ابیبکر سیوطی، بغیه الوعاه فی طبقات اللغویین و النحاه، ج۲، ص۱۰۶، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۴
.
[۴۰] احمدبن مصطفی طاشکوپریزاده، مفتاح السعاده و مصباح السیاده، ج۱، ص۱۶۵، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
8 – شاعربودن
وی به عربی شعر میسرود و به گفته فیروزآبادی
[۴۱] محمدبن یعقوب فیروزآبادی، البلغه فی تاریخ ائمه اللغه، ج۱، ص۱۲۷، چاپ محمد مصری، دمشق ۱۹۷۲.
اشعار فراوانی داشت، حدود صد بیت از سرودههایش را باخرزی
[۴۲] علیبن حسن باخرزی، دمیه القصر و عُصره اهل العصر، ج۱، ص۵۷۹ – ۵۹۴، چاپ محمد تونجی، دمشق ۱۳۹۱/۱۹۷۱ .
و ابنشاکر کتبی
[۴۳] ابنشاکر کتبی، فوات الوفیات، ج۲، ص۳۷۰، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۷۳ـ۱۹۷۴.
نقل کردهاند، بسیاری از سرودههای او در شکایت از احوال زمانه و برخی نیز در مدح اشخاص بوده است، از جمله در مدح خواجه نظامالملک طوسی ، وزیر سلجوقیان (متوفی ۴۸۵).
[۴۴] علیبن یوسف قفطی، انباه الرواه علی انباه النحاه، ج۲، ص۱۸۹ـ۱۹۰، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۷۱/۱۹۵۲.
[۴۵] ۱۸۵، عمر فَرّوخ، تاریخ الادب العربی، ج۳، ص۱۸۳، بیروت ۱۹۸۹.
9 – وفات
در باره تاریخ وفات وی اختلاف نظر هست؛ ابنشاکر کتبی
[۴۶] ابنشاکر کتبی، فوات الوفیات، چاپ احسان عباس، ج۲، ص۳۷۰، بیروت ۱۹۷۳ـ۱۹۷۴.
و زیدان
[۴۷] ابنشاکر کتبی، فوات الوفیات، ج۲، ص۳۷۰، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۷۳ـ۱۹۷۴.
و فرّوخ
[۴۸] عمر فَرّوخ، تاریخ الادب العربی، ج۳، ص۱۸۴، بیروت ۱۹۸۹.
تاریخ درگذشت او را ۴۷۱ آوردهاند و اسماعیلپاشا بغدادی
[۴۹] اسماعیل بغدادی، هدیه العارفین،ج ۱، ستون ۶۰۶، در حاجیخلیفه، ج۵.
نیز سال ۴۷۴ را ذکر کرده و در دیگر منابع هر دو تاریخ آمده است.
[۵۰] محمدبن احمد ذهبی، سیراعلام النبلاء، ج۱۸، ص۴۳۲، چاپ شعیب ارنؤوط و محمدنعیم عرقسوسی، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۵۱] عبداللّهبن اسعد یافعی، مرآه الجنان و عبره الیقظان، ج۳، ص۷۸، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۷.
[۵۲] عبدالوهاببن علی سُبکی، طبقات الشافعیه الکبری، ج۵، ص۱۴۹، چاپ محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
[۵۳] ابنمُلَقّن، العقد المُذهَّب فی طبقات حمله المذهب، ج۱، ص۲۶۷.، چاپ ایمن نصر ازهری و سیدمهنّی”، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۷.
10 – موضوع آثار
10.۱ – بلاغت در لفظ و معنا
دانشمندان مسلمان از سده دوم برای اثبات اعجاز قرآن به تدوین علوم بلاغی پرداختند و عبدالقاهر جرجانی نیز برخی آثار خود را در همین زمینه تألیف کرد، وی، بر خلاف کسانی که بلاغت را بیشتر در لفظ میدانستند و به آن بها میدادند، یا آنان که جلوه بلاغت را بیشتر در معنی میدیدند (مانند ابوعَمرو شیبانی و حسنبن بِشر آمِدی )، نظریه جدیدی عرضه کرد، وی با نقد دقیق نظریه هر دو گروه،
[۵۴] عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، دلائل الاعجاز، ج۱، ص۳۵ـ۵۲، چاپ محمد رشیدرضا، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
دیدگاه خود را، که به نظم و تَلاؤُم شهره گشت، مطرح کرد.
پیشینیان لفظ را به لباس یا غلافی مانند میکردند که بر اندیشهها سایه میافکند و آنها را میپوشاند و غلاف و پوشش نیز طبیعتاً غیر از محتوا و از جنسی دیگر است.
[۵۵] محمد زکی عَشْماوی، قضایا النقد الادبی بین القدیم و الحدیث، ج۱، ص۲۸۰، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
جرجانی در پی ابطال این نظر بود، پیش از وی بیشتر به مفردات و اجزا بها میدادند، بیآنکه بدانند زیبایی یک اثر در ترکیب و نظم اجزای آن است؛ چیزی که در نقد ادبی و زیباییشناسی معاصر نیز بسیار مهم است.
[۵۶] محمدرضا شفیعی کدکنی، «نظر جرجانی در باب صور خیال»، ج۱، ص۵۵ – ۵۶، نشر دانش، سال ۳، ش ۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۲).
، از اینرو، به نظر جرجانی، یک کلمه مادام که در گروهی از کلمات مرتبط با یکدیگر واقع نشده باشد، خالی از هرگونه اهمیت و مفهوم است، جرجانی برای بیان این معنی، تابلو نقاشی را مثال میزند که هر رنگی در کنار دیگر رنگها جلوهگر میشود و گیرایی یک تصویر در مجموع و انتظام این رنگهاست.
[۵۷] عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، دلائل الاعجاز، ص۷۰، چاپ محمد رشیدرضا، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
، آیور آرمسترانگ ریچاردز، نقاد معروف، نیز همین مطلب را در باره یک نقاشی و یک قطعه موسیقی مطرح کرده و گیرایی و جاذب بودن آنها را در پیوند رنگها و صداها دانسته است.
ریچاردز در مبحث نظریه استعمال میگوید که فضیلت و برتری ادبی هر سخن، در کاربرد صحیح و مناسب واژگان است و در سازگاری و پیوند میان آنها، و این همان سخن جرجانی است.
[۵۸] آیور آرمسترانگ ریچاردز، فلسفه بلاغت، ج۱، ص۶۰ـ۶۱، ترجمه علی محمدی آسیابادی، تهران ۱۳۸۲ ش.
[۵۹] آیور آرمسترانگ ریچاردز، فلسفه بلاغت، ج۱، ص۷۹ـ۸۰، ترجمه علی محمدی آسیابادی، تهران ۱۳۸۲ ش.
[۶۰] محمد زکی عَشْماوی، قضایا النقد الادبی بین القدیم و الحدیث، ج۱، ص۲۸۲ـ ۲۹۳، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
، به گفته کمال اَبودیب، این نظر جرجانی همان است که زبانشناس معاصر، بنیامین لی ورف، مطرح کرده است که معنی، حاصل کلمات یا تکواژها نیست، بلکه محصولِ طرح ارتباطی میان تکواژهاست
[۶۱] محمدرضا شفیعی کدکنی، «نظر جرجانی در باب صور خیال»، ج۱، ص۵۶، نشر دانش، سال ۳، ش ۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۲).
از اینرو، در مبحث اعجاز قرآن، بر خلاف معتزله که خصوصیات فصاحت را در تکتک کلمات و حتی حروف و صداها جستجو میکردند، جرجانی بر اساس نظریه نظم، اعجاز قرآن را در ساختار میداند نه در کلمات.
او توضیح میدهد که این کلمات پیش از نزول قرآنکریم در بین مردم عرب وجود داشته و تقریباً با همان مفاهیم نیز در قرآن کریم به کار رفته است، البته نبودِ کلمات متنافر در قرآنکریم مهم است، ولی برای اعجاز قرآن کافی نیست، از سوی دیگر آرایههای ادبی و مجاز و استعاره نیز نمیتواند ملاک اعجاز قرار گیرد، زیرا در بسیاری از آیات قرآنکریم چنین صنایعی به کار نرفته است؛ پس، آنچه مهم است ارتباط اسلوب موجود در میان واژگان است که در دیدگاه جرجانی عنوان نظم به خود گرفته است.
این نظریه جرجانی، که زبان صرفاً مجموعهای از واژهها نیست، با نظریه فردینان دو سوسور که زبان را مجموعهای از پیوندها و ارتباطها، میداند قابل مقایسه است، مقیاس نقد نیز نزد جرجانی همین است، یعنی نظمی که روابط میان اشیا را برقرار کرده و هدف زبان نیز تعبیر از این پیوندهاست
[۶۲] محمد مندور، النقد المنهجی عندالعرب، ج۱، ص۳۳۴ـ۳۳۶، قاهره ۱۹۷۲.
10.۲ – پیوند علم نحو و معانی
پیوند میان علم نحو و معانی نیز در آثار جرجانی مطرح گشته است، به تعبیر وی، « علم معانیالنحو » یعنی یافتن بهترین روابط نحوی در میان کلماتی که برای ادای مقصود بیان میشود.
[۶۳] عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، دلائل الاعجاز، ص۲۷۶، چاپ محمد رشیدرضا، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
[۶۴] عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، دلائل الاعجاز، ص۲۸۲ـ۲۸۳، چاپ محمد رشیدرضا، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
[۶۵] عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، دلائل الاعجاز، ص۴۰۳ـ۴۰۴، چاپ محمد رشیدرضا، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
، به بیانِ دیگر، علم معانی نحو، آگاهی شاعر و ادیب از کاربردهای نحوی زبان است و اینکه هر ساختاری در چه حالتی، چه نقشی میتواند داشته باشد.
[۶۶] محمدرضا شفیعی کدکنی، موسیقی شعر، ج۱، ص۳۱، تهران ۱۳۷۰ ش.
، زبانشناسان معاصر، نظیر بلومفیلد و چامسکی، نیز به جایگاه و نقش مسائل نحوی و پیوند میان نحو و بلاغت پیبردهاند
[۶۷] محمدعبدالمطلب، قضایا الحداثه عند عبدالقاهر الجرجانی، ص۵۱، بیروت ۱۹۹۵.
[۶۸] محمدعبدالمطلب، قضایا الحداثه عند عبدالقاهر الجرجانی، ص۷۲، بیروت ۱۹۹۵.
، از دیگر اندیشههای ابتکاری جرجانی، نشان دادن ارتباط میان ساختارِ اندیشه و ساختار زبان بود، وی انتظام بین لفظ و معنی را انعکاس نظم ذهنی میشمرد.
[۶۹] عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، دلائل الاعجاز، ص۴۴، چاپ محمد رشیدرضا، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
[۷۰] عبدالحسین زرینکوب، نقد ادبی: جستجو در اصول و روشها و مباحث نقادی با بررسی در تاریخ نقد و نقادان، ج۲، ص۷۲۴، تهران ۱۳۷۸ ش.
10.۳ – نظمالقرآن
گفتنی است که پیش از جرجانی نیز اصطلاح « نظمالقرآن » در مبحث اعجاز به کار رفته بود، جاحظ نخستین کسی است که «نظم» و «تألیف» قرآن را برهانی عظیم دانسته است
[۷۱] عمروبن بحر جاحظ، البیان و التبیین، ج۱، ص۳۸۳، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت ۱۳۶۷/ ۱۹۴۸.
، ابنندیم نیز از چندین مؤلف یاد کرده است، از جمله از جاحظ و ابناِخشید (متوفی ۳۲۶) و ابوعلی حسنبن علیبن نصر که کتابهایی با عنوان نظمالقرآن داشتهاند، محمدبن زید واسطی معتزلی (متوفی ۳۰۷) نیز کتابی با عنوان اعجازالقرآن فی نظمه و تألیفه داشته است.
[۷۲] ابنندیم، الفهرست، ج۱، ص۴۱.
، خَطّابی
[۷۳] حمدبن محمد خَطّابی، بیان اعجاز القرآن، در ثلاث رسائل فی اعجاز القرآن، ص۲۴ـ۲۵.
نیز اعجاز قرآن را در نظم آن دانسته است، باقلاّنی
[۷۴] محمدبن طیب باقلانی، کتاب تمهیدالاوائل و تلخیص الدلائل، ص۱۷۷ـ ۱۷۸، چاپ عمادالدین احمد حیدر، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
هم تصریح کرده که اعجاز قرآن در حروف آن نیست، بلکه در نظم، انضمام و چینش آنهاست.
قاضی عبدالجبار معتزلی
[۷۵] قاضی عبدالجباربن احمد، المغنی فی ابواب التوحید و العدل، ج۱۶، ص۱۹۹، چاپ امین خولی، قاهره۱۳۸۰/۱۹۶۰.
نیز فصاحت را نه در اجزای کلام به تنهایی، بلکه در پیوند آنها میداند، در واقع، این بحث به طور پراکنده در آثار دانشمندان پیش از جرجانی مطرح بوده، ولی مبتکر این نظریه، جرجانی است که زمینهساز علم معانی، بهعنوان دانشی مستقل شد
[۷۶] شوقی ضیف، البلاغه: تطور و تاریخ، ج۱، ص۱۸۹، قاهره ۱۹۷۶ .
[۷۷] احمد احمد بدوی، عبدالقاهر الجرجانی و جهوده فیالبلاغه العربیه، ج۱، ص۳۵۳، قاهره ۱۳۸۱/۱۹۶۲ .
[۷۸] مصطفی ناصف، «النظم فی دلائل الاعجاز: عرض و تفسیر و منهج»، ج۱، ص۱۸، حولیات کلیه الاداب، ژانویه ۱۹۵۵.
[۷۹] مصطفی ناصف، «النظم فی دلائل الاعجاز: عرض و تفسیر و منهج»، ج۱، ص۲۰، حولیات کلیه الاداب، ژانویه ۱۹۵۵.
[۸۰] مصطفی ناصف، «النظم فی دلائل الاعجاز: عرض و تفسیر و منهج»، ج۱، ص۲۹، حولیات کلیه الاداب، ژانویه ۱۹۵۵.
[۸۱] احمد احمد بدوی، عبدالقاهر الجرجانی و جهوده فیالبلاغه العربیه، ص۴۱۱ـ ۴۱۵، قاهره ۱۳۸۱/۱۹۶۲.
اما نکته مهم این است که کار جرجانی در نظریه نظم، از چنان کمال و استحکامی برخوردار است که اخلاف او نتوانستهاند چیز مهمی بر نظریه وی بیفزایند.
[۸۲] محمدرضا شفیعی کدکنی، «نظر جرجانی در باب صور خیال»، ج۱، ص۵۶، نشر دانش، سال ۳، ش ۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۲.
11 – تاثیر پذیری از ارسطو
از دیگر مباحثی که در باره جرجانی مطرح میشود آن است که وی تا چه حد متأثر از فلسفه یونان و اندیشههای ارسطو بوده است.
به نظر طهحسین، جرجانی به واسطه مطالعه آثار ابنسینا با اندیشهها و تقسیمات ارسطو آشنا شده و مباحث خود را بر آن مبنا پیریزی کرده و به خوبی توانسته است میان قواعد نحو عربی و اندیشههای ارسطو جمع بندد
[۸۳] ابنوهب کاتب، کتاب نقد النثر( = البرهان فی وجوه البیان)، ج۱، ص۲۹ـ۳۰، منسوب به قدامه بن جعفر، چاپ طه حسین و عبدالحمید عبادی، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
[۸۴] احمد احمد بدوی، عبدالقاهر الجرجانی و جهوده فیالبلاغه العربیه، ج۱، ص۳۹۲ـ۳۹۴، قاهره ۱۳۸۱/۱۹۶۲.
البته شباهت موجود میان مباحث جرجانی و اندیشههای ارسطو آن اندازه نیست که حاکی از تبعیت و تقلید باشد و همچنین تأثیر و نفوذ معارف یونانی در آرای جرجانی چندان مهم و قابل اعتنا نیست؛ اما، چون عبدالقاهر از دانشمندان علم کلام بوده و با مباحث عقلی و ذوقی انس داشته است، عجیب نیست که آرای او در بعضی موارد با بعضی تحقیقات حکیمان یونان شباهت یافته باشد.
[۸۵] عبدالحسین زرینکوب، شعر بیدروغ، ج۱، ص۱۹۲، شعر بینقاب، تهران ۱۳۵۶ ش.
[۸۶] عبدالحسین زرینکوب، نقد ادبی: جستجو در اصول و روشها و مباحث نقادی با بررسی در تاریخ نقد و نقادان، ج۱، ص۱۶۹ـ۱۷۰، تهران ۱۳۷۸ ش.
به گفته کمال ابودیب، کار جرجانی در طبقهبندی اقسام استعاره از لحاظ بلاغت و مشابهت میان آنها، که نشاندهنده آخرین گسترش تحلیلی استعاره در مطالعات اروپایی نیز هست، اساساً با طبقهبندی ارسطو متناقض است.
امین خولی
[۸۷] امین خولی، الاعمالالکامله، ج۱، ص۱۲۳، مناهج تجدید فیالنحو و البلاغه و التفسیر و الادب، قاهره ۱۹۹۵.
، معتقد بود که جرجانی در کتاب دلائلالاعجاز متکلمی است که با جدل و منطق مباحث خود را مطرح میکند، ولی در اسرار البلاغه ادیب بلیغی است که به دور از استدلالهای منطقی، با تکیه بر ذوق، مباحث را پیش میکشد
[۸۸] احمد بدوی، عبدالقاهر الجرجانی و جهوده فیالبلاغه العربیه، ص۳۹۵ـ۳۹۷، قاهره۱۳۸۱/۱۹۶۲.
نکته مهم دیگر در آثار جرجانی آن است که وی فقط به طرح نظریهها بسنده نکرده، بلکه با آزمودن آرای خود با آیات قرآن و اشعار عرب به آنها جنبه عملی بخشیده است.
[۸۹] عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، دلائل الاعجاز، ج۱، ص۲۲۱ـ ۲۲۵، چاپ محمد رشیدرضا، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
[۹۰] عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، کتاب اسرارالبلاغه، ج۱، ص۲۸۴ـ ۲۸۵، چاپ هلموت ریتر، استانبول ۱۹۵۴.
[۹۱] محمد زکی عَشْماوی، قضایا النقد الادبی بین القدیم و الحدیث، ج۱، ص۲۹۶، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
12 – استفاده از اشعار عربی
جرجانی در استفاده از اشعار عربی، از دورههای گوناگون ادب عربی ( جاهلیت تا عصر عباسی) شاهد آورده
[۹۲] عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، کتاب اسرارالبلاغه، ص۴۰۱ـ۴۱۲، چاپ هلموت ریتر، استانبول ۱۹۵۴.
و این موضوع باعث شده است که دیدگاههای ادبی، نقدی و بلاغی جرجانی، عام و شامل باشد و همه این دورانها را در بر گیرد.
[۹۳] محمد برکات حمدی ابوعلی، معالم المنهج البلاغی عند عبدالقاهر الجرجانی، ج۱، ص۶۲ـ ۶۵، عمان ۱۴۰۵/۱۹۸۴.
بر عبدالقاهر خرده گرفتهاند که در بحث اعجاز قرآن و مباحث بلاغی، از نقش موسیقیایی آیات و مسئله اصوات در زبان غافل مانده است.
[۹۴] محمد برکات حمدی ابوعلی، معالم المنهج البلاغی عند عبدالقاهر الجرجانی، ج۱، ص۱۲۷، عمان ۱۴۰۵/۱۹۸۴.
[۹۵] طالب محمداسماعیل زوبعی، البلاغه العربیه: علم المعانی بین بلاغه القدامی و اسلوبیه المحدثین، ج۱، ص۶۰ـ۶۹، بنغازی ۱۹۹۷.
برخی ناقدان نیز معتقدند که جرجانی نسبت به اسلوب، اهمال کرده و بیشتر به ترکیب نحوی گرایش داشته است؛ ولی، جرجانی به اسلوب، زبان و متکلم اشاره کرده و نقش هر یک را بیان داشته است.
[۹۶] نصر حامد ابوزید، اشکالیات القراءه و آلیات التأویل، ج۱، ص۱۶۳ـ۱۶۴، بیروت ۱۹۹۹.
، مسئله دیگر آن است که جرجانی به طور پراکنده مباحث صنایع بدیعی را مطرح کرده
[۹۷] عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، کتاب اسرارالبلاغه، ج۱، ص۵ ۱۹، چاپ هلموت ریتر، استانبول ۱۹۵۴.
و نظریهای کلی و عمومی برای بدیع نداده است و اگر چنین میکرد میتوانست مانع از پراکندگی مباحث اصحابِ بدیع گردد.
[۹۸] شوقی ضیف، البلاغه: تطور و تاریخ، ج۱، ص۲۱۸ـ۲۱۹، قاهره ۱۹۷۶ .
13 – تاثیر بر دیگران
جرجانی بر محققان پس از خود تأثیر جدّی گذاشت، فخررازی (متوفی ۶۰۶) کتابش را بر اساس دو کتاب جرجانی، یعنی دلائل الاعجاز و اسرارالبلاغه، اما با تقسیمبندی جدید تألیف کرد.
[۹۹] محمدبن عمر فخررازی، نهایه الایجازفیدرایه الاعجاز، ج۱، ص۵۱، چاپ احمد حجازی سقّا، بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
، سَکّاکی (متوفی ۶۲۶) با تکیه بر آرای جرجانی و دیگر دانشمندان بلاغت، کتاب مفتاح العلوم را تألیف کرد و در بخش سوم آن، در باره معانی و بیان جداگانه بحث نمود.
[۱۰۰] شوقی ضیف، البلاغه: تطور و تاریخ، ج۱، ص۲۸۸، قاهره ۱۹۷۶ .
، یحییبن حمزه علوی (متوفی ۷۴۵)
[۱۰۱] یحییبن حمزه علوی، کتاب الطراز المتضمن لاسرار البلاغه و علوم حقائق الاعجاز، ج۱، ص۴، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
نیز جرجانی را مؤسس قواعد علم بلاغت دانسته است.
سعدالدین تفتازانی (متوفی ۷۹۲) در مقدمه کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح
[۱۰۲] مسعودبن عمر تفتازانی، کتاب المطوّل فی شرح تلخیص المفتاح، ج۱، ص۴، استانبول ۱۳۳۰، چاپ افست قم ۱۴۰۷.
بیان کرده که نهایت توان خود را در مطالعه دو کتاب جرجانی به کار گرفته است.
[۱۰۳] عبدالقاهربن عبدالرحمان جرجانی، کتاب اسرارالبلاغه، مقدمه ریتر، ص۶ـ۷، چاپ هلموت ریتر، استانبول ۱۹۵۴.
، برخی گفتههای جرجانی به کتابهای تفسیر نیز راه یافته است.
[۱۰۴] طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۱۰۸ـ۱۰۹.
، زَمَخشَری (متوفی ۵۳۸) نخستین مفسری است که به پیروی از اندیشههای جرجانی، به تفسیر بلاغی آیات قرآن پرداخته است.
[۱۰۵] شوقی ضیف، البلاغه: تطور و تاریخ، ج۱، ص۲۴۳، قاهره ۱۹۷۶ .
[۱۰۶] عبدالعزیز عتیق، علمالبیان، ج۱، ص۲۸ـ۲۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
آرای جرجانی در شعر و ادبیات فارسی نیز مؤثر بوده است، خاقانی شروانی در بیتی،
[۱۰۷] بدیلبن علی خاقانی، دیوان، ج۱، ص۲۷۵، بیت ۶، چاپ ضیاءالدین سجادی، تهران ۱۳۷۸ ش.
ترکیب «نظم قرآن» را آورده است، حافظ به واسطه کشّاف زمخشری، به طور غیرمستقیم، با آرای عبدالقاهر جرجانی آشنا شده و رمز و رازهای قرآن را آموخته و این رمزِ دلبستگی حافظ به « کشفِ کشّاف » است
[۱۰۸] شمسالدین محمد حافظ، دیوان، بیت۲، چاپ محمد قزوینی و قاسم غنی، تهران ۱۳۶۹ ش.
[۱۰۹] محمدرضا شفیعی کدکنی، «نظر جرجانی در باب صور خیال»، ج۱، ص۵۶، نشر دانش، سال ۳، ش ۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۲).
و حافظ که اوج هنر خود را «نظم» خوانده
[۱۱۰] شمسالدین محمد حافظ، دیوان، بیت ۱۱، چاپ محمد قزوینی و قاسم غنی، تهران ۱۳۶۹ ش.
[۱۱۱] شمسالدین
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
