خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوزکریا محیی‌الدین یحیى بن شرف نووى
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوزکریا محیی‌الدین یحیى بن شرف نووى قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوزرعه عبدالرحمن بن محمد بن زنجله
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوزرعه عبدالرحمن بن محمد بن زنجله قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
49دقیقه
51ثانیه

خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوزید خضرمى اشبیلى مالکى

قیمت اصلی 259,000 تومان بود.قیمت فعلی 143,500 تومان است.

تعداد فروش: 44

فرمت فایل

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوزید خضرمى اشبیلى مالکى، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوزید خضرمى اشبیلى مالکى شامل 104 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوزید خضرمى اشبیلى مالکى:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوزید خضرمى اشبیلى مالکى را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوزید خضرمى اشبیلى مالکى توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوزید خضرمى اشبیلى مالکى را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل کامل و عالی پاورپوینت ابوزید خضرمى اشبیلى مالکى :

۱
وفات۲
اساتید۲.۱
نخستین گروه اساتید۲.۲
دومین گروه اساتید۲.۳
سومین گروه اساتید۳
شاگردان۴
ابن خلدون از نگاه معاصرانش۵
ابن‌ خلدون‌ در روزگار معاصر۶
جایگاه فرهنگی۷
آثار و اندیشه‌های‌ ابن‌ خلدون‌۷.۱
الف۷.۲
ب‌۸
پانویس۹
منابع مقاله۱۰
وابسته‌ها

برای دیگر کاربردها، ابن خلدون (ابهام‌زدایی) را ببینید.

ابن خَلْدون‌ ابوزید عبدالرحمان‌ بن‌ ابوعبدالله‌ محمد بن‌ محمد بن‌ ابوبکر محمد بن‌ الحسن‌ بن‌ محمد بن‌ جابر بن‌ محمد بن‌ ابراهیم‌ بن‌ عبدالرحمان‌ بن‌ خلدون‌ حَضْرَمى‌ اِشبیلى‌ تونسى‌ (اول‌ رمضان‌ ۷۳۲- ۸۰۸ق‌/۲۷ مه ۱۳۳۲-۱۴۰۶)، ملقب‌ به‌ ولى‌الدین، جامعه‌شناس‌، سیاست‌مدار، متفکر، مورخ‌ و قاضى‌ مالکى‌ مذهب‌.

عبدالرحمان‌ در شهر تونس‌ (از سرزمین‌ افریقیه‌) چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. او برخى‌ از مقدمات‌ را پیش‌ پدر آموخت‌ و برای‌ فراگیری‌ علوم‌ سنتى‌ نزد استادان‌ تونسى‌ به‌ شاگردی‌ نشست‌. او قرائت‌های‌ مختلف‌ قرآن‌ و نیز نحو و حدیث‌ و فقه‌ مالکى‌ را بیاموخت‌ و چندی‌ به‌ حفظ شعر پرداخت‌. وی‌ ۱۶ ساله‌ بود که‌ یک‌ حادثه سیاسى‌ بزرگ‌ در زادگاهش‌ روی‌ داد و در تربیت‌ علمى‌ او اثری‌ عمیق‌ نهاد. در ۷۴۸ق‌/۱۳۴۷م‌ سلطان‌ ابوالحسن‌ مرینى‌ (۷۳۲- ۷۴۹ق‌/ ۱۳۳۱- ۱۳۴۸م‌) سلطان‌ مغرب‌ اقصى‌، با استفاده‌ از ناتوانى‌ و کشمکش‌های‌ درونى‌ سلاطین‌ مغرب‌، برای‌ دو سال‌ مغرب‌ ادنى‌ را به‌ زیر فرمان‌ خود درآورد، و ابن‌ خلدون‌ به‌ سبب‌ پایگاه‌ اجتماعى‌ خانواده‌اش‌ و آمادگى‌ علمى‌ توانست‌ از دانشمندان‌ برجسته‌ای‌ که‌ سلطان‌ مغرب‌ در دربار خود گرد آورده‌ بود، نیک‌ بهره‌ برگیرد. وی‌ در زندگى‌نامه خود از این‌ رویداد به‌ عنوان‌ یکى‌ از حوادث‌ فراموش‌ ناشدنى‌ یاد کرده‌ است‌. آشنایى‌ او با یکى‌ از همین‌ دانشمندان‌، ابوعبدالله‌ محمد بن‌ ابراهیم‌ آبلى‌ (د ۷۵۷ق‌/۱۳۵۶م‌) در پرورش‌ اندیشه‌ و توجه‌ او به‌ فلسفه‌ و منطق‌، تأثیری‌ ژرف‌ نهاد. در همین‌ زمان‌ طاعون‌ مرگباری‌ که‌ در آسیا شیوع‌ یافته‌ بود، در ۷۴۹ق‌ مغرب‌ را نیز فراگرفت‌ و از جمله‌ پدر و مادر و بسیاری‌ از استادان‌ ابن‌ خلدون‌ را روانه دیار نیستى‌ کرد. بازتاب‌ این‌ فاجعه‌ در زندگى‌نامه ابن‌ خلدون‌ از آن‌ رو کم‌رنگ‌ است‌ که‌ وی‌ پیش‌تر در مقدمه، به‌ اندازه کافى‌ از آن‌ سخن‌ گفته‌ و آن‌ را عامل‌ مهمى‌ در جهت‌ انحطاط جوامع‌ بشری‌ دانسته‌ است‌.

دوره سوم‌ زندگى‌ ابن‌ خلدون‌ هنگامی آغاز مى‌شود که‌ دوره دوری‌ از کارهای‌ سیاسى‌ و پرداختن‌ به‌ کار تحقیق‌ و تألیف‌ و تعلیم‌ است‌. ابن‌ خلدون‌ مدت‌ ۴ سال‌ (۷۷۶-۷۸۰ق‌/۱۳۷۴- ۱۳۷۸م‌) در قلعه ابن‌ سلامه‌ یا قلعه تاوغزوت، در ایالت‌ وهران الجزایر در ۶ کیلومتری‌ جنوب‌ غربى‌ شهر فرنده، به‌ دور از جنجال‌های‌ سیاسى‌ و توطئه‌های‌ درباری‌ به‌ تألیف‌ کتاب‌ تاریخ‌ العبر دست‌ زد و مقدمه آن‌ را به‌ شکلى‌ نوآیین‌ پرداخت‌. مى‌توان‌ گفت‌ که‌ تا این‌ هنگام،‌ ابن‌ خلدون‌ پس‌ از گذشت‌ ۴۳ سال‌ از عمر خویش‌ با کسان‌ و مسائل‌ گوناگون‌ بسیاری‌ آشنا شده‌ بود که‌ در دوره اخیر عزلتش‌ با تأمل‌ در آنها توانست‌ مطالب‌ مقدمه‌ و بخش‌هایى‌ از تاریخ‌ مغرب‌ را فراهم‌ آورد. ابن‌ خلدون‌ پس‌ از آن‌که‌ بخشى‌ از اثر خود را از حافظه‌ نوشت‌، برای‌ تکمیل‌ و تصحیح‌ آن‌ نیازمند به‌ کتاب‌هایى‌ شد که‌ تنها در شهرها به‌ دست‌ مى‌آمد. بنابراین‌، پس‌ از بهبود از یک‌ بیماری‌ برای‌ سفر از سلطان‌ ابوالعباس‌ حفصى‌ (۷۷۲-۷۹۶ق‌/ ۱۳۷۰-۱۳۹۴م‌) اجازه‌ و امان‌ گرفت‌ و قلعه ابن‌ سلامه‌ را به‌ سوی‌ تونس‌ ترک‌ گفت‌.

وی‌ در شعبان‌ سال‌ ۷۸۰ق‌/۱۳۷۸م‌ به‌ تونس‌ وارد شد و سلطان‌ او را به‌ خود نزدیک‌ گرداند، و طالبان‌ دانش‌ از هر سو به‌ او روی‌ آوردند. به‌ همین‌ سبب‌ برخى‌ از حاسدان‌ همچون‌ ابن‌ عرفه‌ امام‌ جماعت‌ تونس‌ و مفتى‌ آن‌جا، بدگویى‌ از ابن‌ خلدون‌ را آغاز کردند، اما سلطان‌ به‌ این‌ سخنان‌ غرض‌آلود توجهى‌ نکرد و از باب‌ دانش‌دوستى‌ ابن‌ خلدون‌ را به‌ ادامه تألیف‌ تاریخ‌ تشویق‌ مى‌کرد، تا آن‌که‌ تاریخ‌ بربر و زناته‌ و امویان‌ و عباسیان‌ و پیش‌ از اسلام‌ را تا آن‌جا که‌ توانست‌ نوشت‌ و نسخه‌ای‌ ترتیب‌ داد و آن‌ را به‌ خزانه سلطان‌ (کتابخانه سلطنتى‌) تقدیم‌ کرد و به‌ همین‌ مناسبت‌ قصیده‌ای‌ بلند در ستایش‌ سلطان‌ و سیرت‌ و فتوحات‌ او سرود تا خود را از گزند بدگویان‌ در امان‌ دارد، اما بدگویى‌ نزدیکان‌ سلطان‌ و فتنه‌انگیزی‌های‌ ابن‌ عرفه،‌ سلطان‌ را چندان‌ از او بیمناک‌ ساخت‌ که‌ چون‌ مى‌خواست‌ سفر کند، او را با خود همراه‌ مى‌برد. چون‌ ۴ سال‌ از اقامت‌ ابن‌ خلدون‌ در تونس‌ گذشت‌، سلطان‌ به‌ اندیشه سفر زاب‌ افتاد و وی‌ از ترس‌ تکرار داستان‌ سفر پیشین‌ از سلطان‌ اجازه‌ خواست‌ تا به‌ سفر حج‌ روانه‌ شود و بدین‌سان‌ در نیمه شعبان‌ ۷۸۴/۲۴ اکتبر ۱۳۸۲ با کشتى‌ به‌ بندر اسکندریه‌ رهسپار شد.

آخرین‌ مرحله زندگى‌ ابن‌ خلدون‌ با این‌ سفر آغاز شد. او پس‌ از ۴۰ شبانه‌روز سفر دریا در عید فطر ۸۷۴ق‌/۸ دسامبر ۱۳۸۲م‌ به‌ بندر اسکندریه‌ رسید. وی‌ از این‌ هنگام‌ تا پایان‌ عمر، نزدیک‌ به‌ یک‌ربع‌قرن‌، در مصر ماند و دیگر به‌ وطنش‌ بازنگشت‌. نه‌ تنها تجربه‌های‌ شخصى‌ او، که‌ سرنوشت‌ غم‌انگیز دوستش‌ ابن‌خطیب‌ (ه م‌) و نیز کشته‌ شدن‌ بردارش‌ یحیى‌ در یکى‌ از شب‌های‌ رمضان‌ ۷۸۰ق‌ در تلمسان‌ به‌ توطئه ابوتاشفین‌ پسر سلطان‌ ابوحمو او را نسبت‌ به‌ بیهودگى‌ کوشش‌ در عرصه سیاست‌ هشیارتر کرده‌ بود. سفر مصر گویای‌ عزم‌ راستین‌ او در کناره‌گیری‌ از سیاست‌ بود.

ابن‌ خلدون‌ ۱۰ روز پس‌ از جلوس‌ الملک‌ الظاهر سیف‌الدین‌ برقوق‌ (۷۸۴-۷۹۱ق‌) از ممالیک‌ برجى‌ مصر، به‌ اسکندریه‌ رسید و چون‌ از سفر حج‌ بازماند. در اول‌ ذیقعده‌ به‌ قاهره‌ رفت‌ و شکوه‌ شگفت‌انگیز این‌ شهر را که‌ پیش‌تر شنیده‌ بود، به‌ چشم‌ دید. چون‌ آوازه ابن‌ خلدون‌ پیش‌ از خود او به‌ قاهره‌ رسیده‌ بود و طالبان‌ علم‌، خواستار درس‌ وی‌ بودند، در جامع‌ الأزهر به‌ تدریس‌ پرداخت‌. پس‌ از آن‌ با سلطان‌ ملاقات‌ کرد و از او برای‌ رهایى‌ خانواده‌اش‌ که‌ به‌ صورت‌ گروگان‌ در تونس‌ مانده‌ بودند، یاری‌ خواست‌. بدین‌سان‌ دیده‌ مى‌شود که‌ ابن‌ خلدون‌ اگر چه‌ خود را از سیاست‌ دور مى‌داشت‌، اما ارتباط خود را از دربارها و سلاطین‌ نبریده‌ بود. در واقع‌، موقعیت‌ اجتماعى‌ و پایگاه‌ علمى‌ او این‌ پیوند را ضروری‌ مى‌ساخت‌.

در قاهره‌ سلطان‌ دو وظیفه‌ بر عهده او نهاد: یکى‌ تدریس‌ در مدرسه قمحیه‌، از موقوفات‌ صلاح‌الدین‌ ایوبى‌ (۵۳۲ – ۵۸۹ق‌/۱۱۳۸-۱۱۹۳م‌)، به‌ جای‌ یکى‌ از مدرسان‌ تازه‌ درگذشته آن‌جا، و دیگر، منصب‌ قضای‌ مالکیان‌ مصر به‌ جای‌ جمال‌الدین‌ عبدالرحمان‌ قاضى‌ پیشین‌ مالکى‌ که‌ مورد سخط سلطان‌ قرار گرفته‌ بود. او پس‌ از دریافت‌ خلعت‌ سلطانى‌ در مدرسه صالحیه‌ بر مسند قضا نشست‌، اما چون‌ بر آن‌ شد تا با فساد و سودپرستى‌ رایج‌ در کار قضا به‌ مبارزه‌ای‌ جدی‌ برخیزد، مخالفان‌ از هر سو بر ضد او برخاستند و مناسباتش‌ با بزرگان‌ دولت‌ تیره‌ شد. در این‌ میان‌ همسر و فرزندانش‌ که‌ با کشتى‌ عازم‌ اسکندریه‌ بودند، گرفتار طوفان‌ دریا شدند و همگى‌ جان‌ سپردند.
این‌ مصیبت‌، ابن‌ خلدون‌ را دل‌شکسته‌ و به‌ ترک‌ منصب‌ مصمم‌ کرد و سلطان‌ نیز درخواست‌ او را برآورد و مسند قضا را به‌ متصدی‌ پیشین‌ آن‌ باز گرداند، و بدین‌سان‌، ابن‌ خلدون‌ بهترین‌ پناه‌ را در تدریس‌ و مطالعه‌ و تألیف‌ و عبادت‌ بازیافت‌. گذشته‌ از مدرسه قمحیه‌، ابن‌ خلدون‌ در مدرسه نوبنیاد ظاهریه‌ نیز به‌ تدریس‌ فقه‌ مالکى‌ گماشته‌ شد، اما پس‌ از چندی‌ به‌ علت‌ اقدامات‌ مخالفانش‌ از این‌ سمت‌ برکنار شد.

ابن‌ خلدون‌ پس‌ از ۳ سال‌ اقامت‌ در مصر قصد سفر حج‌ کرد. در نیمه رمضان‌ ۷۸۹ قاهره‌ را ترک‌ گفت‌ و پس‌ از گزاردن‌ حج‌، در جمادی‌الأولی‌ سال‌ بعد به‌ آن‌جا بازگشت‌ و به‌ حضور سلطان‌ رسید و اجازه‌ یافت‌ که‌ به‌ جبران‌ مسند تدریس‌ که‌ در مدرسه ظاهریه‌ از دست‌ داده‌ بود، در محرم‌ ۷۹۱ در مدرسه صلغتمش‌ (یا صرغتمش‌) به‌ تدریس‌ حدیث‌ پردازد. همچنین‌ سلطان‌ در همان‌ سال‌ او را به‌ تولیت‌ خانقاه‌ بیبرس‌ گماشت‌، ولى‌ پس‌ از یک‌ سال‌ یا بیشتر به‌ سبب‌ همراهى‌ با فقهای‌ دیگر در صدور جواز قتال‌ با سلطان‌ (الملک‌ الظاهر) که‌ بر اثر توطئه بعضى‌ امرا از سلطلنت‌ برکنار شده‌ بود، از آن‌ مقام‌ عزل‌ شد، اما ابن‌ خلدون‌ با سرودن‌ ابیاتى‌ در مدح‌ سلطان‌ توانست‌ دیگر بار او را بر سر مهر آورد. به‌ نظر مى‌رسد وی‌ از این‌ دوره برکناری‌ که‌ تا سال‌ ۷۹۷ یا ۷۹۹ق‌ ادامه‌ یافت‌، برای‌ بازنگری‌ در مقدمه‌ و تکمیل‌ تاریخ‌ و نگارش‌ زندگى‌نامه خود استفاده‌ کرده‌ باشد.

در نیمه رمضان‌ ۸۰۱ سلطان‌ او را به‌ جای‌ قاضى‌القضاه در گذشته مالکى‌ مذهب‌، ناصرالدین‌ بن‌ التنسى‌، برگماشت‌ و سلطان‌ خود در نیمه شوال‌ همان‌ سال‌ درگذشت‌ و پسرش‌ ناصرالدین‌ فرج‌ معروف‌ به‌ الناصر بر جای‌ او نشست‌. رقابت‌ فقیه‌ مالکى‌ نورالدین‌ بن‌ الخلّال‌ بر سر منصب‌ قاضى‌القضاتى‌ مالکیان‌ و بذل‌ مال‌ در این‌ راه‌ به‌ عزل‌ ابن‌ خلدون‌ از این‌ سمت‌ (نیمه محرم‌ ۸۰۳) انجامید و او بار دیگر به‌ تدریس‌ و تألیف‌ سرگرم‌ شد.

وفات

وی‌ چند روز پس‌ از بازگشت‌ به‌ مصر برای‌ سومین‌ بار به‌ قاضى‌القضاتى‌ مالکیان‌ منصوب‌ شد، اما بر اثر سعایت‌ عده‌ای‌ از آن‌ سمت‌ برکنار شد و جمال‌الدین‌ البساطى‌ جای‌ او را گرفت‌، او ۳ بار دیگر به‌ این‌ سمت‌ گمارده‌ شد و سرانجام‌ در هنگامى‌ که‌ عهده‌دار منصب‌ قضای‌ مالکیان‌ مصر بود، در روز چهارشنبه‌ ۴ روز مانده‌ به‌ پایان‌ رمضان‌ (۲۵ یا ۲۶ رمضان‌) ۸۰۸ق‌/۱۶ یا ۱۷مارس‌ ۱۴۰۶م‌، در ۷۸ سالگى‌ درگذشت‌ و در مزار صوفیان‌ در بیرون‌ باب‌ النصر قاهره‌ به‌ خاک‌ سپرده‌ شد. ابراهیم‌ بن‌ احمد باعونى‌ (۷۷۷-۸۷۰ق‌/۱۳۷۶- ۱۴۶۵م‌) وفات‌ او را در ۸۰۷ق‌ یاد کرده‌، اما این‌ تاریخ‌ دقیق‌ نیست‌.

اساتید

ابن‌ خلدون‌ در نزد ۳ دسته‌ از عالمان‌ زمان‌ دانش‌ اندوخت‌:

1. پدر وی‌، استادان‌ مکتب‌ و شیوخ‌ دیگر تونس‌ پیش‌ از ۷۴۸ق‌؛

2. دانشمندان‌ مجلس‌ سلطان‌ ابوالحسن‌ مرینى‌ در زمان‌ استیلای‌ او بر تونس‌ تا ۷۵۲ق‌؛

3. دانشمندان‌ مغرب‌ و اندلس‌ که‌ ابن‌ خلدون‌ پس‌ از پیوستن‌ به‌ ابوعنان‌ در فاس‌، یعنى‌ بعد از ۷۵۴ق‌، از آنان‌ استفاده‌ کرد.

نخستین گروه اساتید

وی‌ از نخستین‌ گروه‌ استادانش‌ نام‌ چند تن‌ را یاد کرده‌ است‌: ابوعبدالله‌ محمد بن‌ سعید بن‌ بُرّال‌ انصاری‌ در قرائت‌ و حدیث‌ و فقه، ابوعبدالله‌ محمد بن‌ العربى‌ حصایری‌ در نحو، ابوعبدالله‌ محمد بن‌ الشواش‌ زرزالى‌، ابوالعباس‌ احمد بن‌ القصّار در نحو. ابوعبدالله‌ محمد بن‌ بَحْر در ادب‌ و زبان‌ عربى‌ (همانجا)، شمس‌الدین‌ ابوعبدالله‌ محمد بن‌ جابر قیسى‌ وادی‌ آشى‌ در حدیث‌ و فقه، ابوعبدالله‌ محمد بن‌ عبدالله‌ جیانى‌، ابوالقاسم‌ محمد القصیر، قاضى‌القضاه ابوعبدالله‌ محمد بن‌ عبدالسلام‌ در فقه.

دومین گروه اساتید

برخى‌ از استادان‌ گروه‌ دوم‌ اینهاست‌:
فقیه‌ ابوعبدالله‌ محمد بن‌ سلیمان‌ سطّى‌، ابومحمد بن‌ عبدالمهیمن‌ حضرمى‌ محدّث‌ و نحوی‌، ابوالعباس‌ احمد زواوی‌ در قرائت‌، ابوعبدالله‌ محمد بن‌ ابراهیم‌ آبلى‌ در علوم‌ معقول. ابوالقاسم‌ عبدالله‌ بن‌ یوسف‌ مشهور به‌ ابن‌ رضوان‌ مالقى‌، کاتب‌ سلطان‌. در مجلس‌ سلطان‌ ابوالحسن‌ دانشمندان‌ بزرگ‌ دیگری‌ نیز بوده‌اند که‌ سمت‌ استادی‌ بر ابن‌ خلدون‌ نداشته‌اند، ولى‌ چنان‌ تأثیری‌ در اندیشه او به‌ جا نهاده‌اند که‌ وی‌ نام‌ و احوال‌ آنان‌ را به‌ عنوان‌ دوستان‌ خود اجمالاً آورده‌ است‌.

سومین گروه اساتید

از گروه‌ سوم‌، ابن‌ خلدون‌ نام‌های‌ زیر را ضبط کرده‌ است: استاد ابوعبدالله‌ محمد بن‌ صفار مراکشى‌ در قرائت‌، قاضى‌القضاه فاس‌ ابوعبدالله‌ محمد المقری‌ تلمسانى‌ در فقه‌، ابوالبرکات‌ محمد بن‌ محمد بلفیقى‌ اندلسى‌ در انواع‌ معارف‌ و آداب‌ مصاحبت‌ ملوک‌، ابوعبدالله‌ محمد بن‌ احمد الشریف‌ حسنى‌ تلمسانى‌ در فقه‌، ابوالبرکات‌ محمد بن‌ محمد بلفیقى‌ اندلسى‌ در انواع‌ معارف‌ و آداب‌ مصاحبت‌ ملوک‌، ابوعبدالله‌ محمد بن‌ احمد الشریف‌ حسنى‌ تلمسانى‌ در معقول‌ و منقول‌، قاضى‌ ابوالقاسم‌ محمد بن‌ یحیى‌ برجى‌ اندلسى‌ کاتب‌ و منشى‌ مخصوص‌ سلطان‌ ابوعنان‌ و شیخ‌ رحّاله‌ ابوعبدالله‌ محمد بن‌ عبدالرزاق‌ فاسى‌ در قرائت‌ و حدیث‌. ابن‌ خلدون‌ نزدیک‌ به‌ ۵۰ صفحه‌ از کتاب‌ «التعریف» را به‌ ذکر نام‌ و احوال‌ استادان‌ خود اختصاص‌ داده‌ و از آنان‌ با تمجید و تکریم‌ فراوان‌ یاد کرده‌ است‌. طه‌ حسین‌ عقیده‌ دارد که‌ انگیزه ابن‌ خلدون‌ در این‌ کار، مستند نشان‌ دادن‌ معلومات‌ و آموخته‌هایش‌ به‌ رقیبان‌ ازهری‌ خویش‌ بوده‌ است‌، اما احتمال‌ این‌که‌ این‌ کار را از سر دلبستگى‌ به‌ استادان‌ و قدرشناسى‌ از آنان‌ انجام‌ داده‌ باشد، بیشتر است‌. کتاب‌های‌ تراجم‌ و طبقات‌، صحت‌ داوری‌های‌ ابن‌ خلدون‌ را درباره استادانش‌ جز در یک‌ مورد تأیید مى‌کند.

شاگردان

ابن‌ خلدون‌ خود در مورد شاگردانش‌ اطلاعى‌ به‌ دست‌ نمى‌دهد و در مآخذ دیگر هم‌ آگاهى‌ کافى‌ در این‌ باره‌ نیامده‌ است‌. او که‌ حتى‌ در گیرودار اشتغالات‌ سیاسى‌ دست‌ از تدریس‌ برنمى‌داشت‌، اصولاً مى‌بایست‌ شاگردان‌ بسیاری‌ داشته‌ باشد. سخاوی چند تن‌ مصری‌ را نام‌ مى‌برد که‌ از ابن‌ خلدون‌ بهره‌ برده‌اند: مقریزی‌، ابن‌ عماد اقفهسى‌، ابن‌ حجر عسقلانى‌. ابن‌ حجر و عده‌ای‌ دیگر از وی‌ اجازه‌ گرفته‌اند و کسانى‌ چون‌ باعونى‌ هم‌ در دوره اقامت‌ او در قاهره‌ از هم‌ صحبتى‌ با او بهره‌مند شده‌اند.

هر چند ابن‌ خلدون‌ علومى‌ را که‌ تدریس‌ مى‌کرده‌ – مانند بسیاری‌ از جزئیات‌ مهم‌ زندگى‌ خود – به‌روشنى‌ بیان‌ نکرده‌ است‌. اما از آن‌چه‌ در مورد مدارس‌ محل‌ تدریس‌ خود آورده‌، مى‌توان‌ دریافت‌ که‌ او در مناصب‌ تدریس‌ رسمى‌ خود علوم‌ دینى‌ به‌ویژه‌ فقه‌ تعلیم‌ مى‌داده‌ است‌. چه‌، مدرسه قمحیه‌ را صلاح‌الدین‌ ایوبى‌ برای‌ تدریس‌ فقه‌ مالکى‌ وقف‌ کرده‌ بود و در مدرسه ظاهریه‌ هم‌ ابن‌ خلدون‌ را برای‌ تدریس‌ فقه‌ مالکى‌ تعیین‌ کرده‌ بودند. در مدرسه صلغتمش‌ هم‌ او عهده‌دار درس‌ حدیث‌ بود و در آن‌جا الموطأ امام‌ مالک‌ را تدریس‌ مى‌کرد. آن‌چه‌ در مورد استماع‌ مقریزی‌ از ابن‌ خلدون‌ در مورد کتاب‌ تاریخ‌ او آمده‌ است‌، مربوط به‌ نشست‌هایى‌ غیر از جلسات‌ تدریس‌ رسمى‌ در مدارس‌ِ مذکور است‌.

ابن خلدون از نگاه معاصرانش

ابن‌ خلدون‌ در نظر معاصران‌ و مؤلفان‌ نزدیک‌ به‌ زمانش‌ مورد ارزیابی‌های‌ مختلف‌ قرار گرفته‌ است‌. دوستش‌ ابن‌ خطیب‌ او را با صفات‌ پسندیده بسیار ستوده‌ و سرآمد در فنون‌ عقلى‌ و نقلى‌ دانسته‌ و مایه مباهات‌ سرزمین‌ مغرب‌ معرفى‌ کرده و محمد بن‌ محمد بن‌ عرفه‌ او را فاقد شرایط لازم‌ برای‌ احراز مقام‌ قضا دانسته‌ است‌، اما باید به‌ خاطر داشت‌ که‌ این‌ داوری‌ بر زبان‌ رقیب‌ او در تونس‌ جاری‌ شده‌ است‌.

از علمای‌ مصری‌ معاصر ابن‌ خلدون‌، مقریزی‌، ابن‌ حجر، اقفهسى‌ و باعونى‌، شاید به‌ علت‌ اختلاط بیشترشان‌ با او و استفاده‌ از محضر وی‌، مقام‌ علمى‌ و کردارش‌ را ستوده‌اند و از او با تکریم‌ یاد کرده‌اند. مقریزی‌ مقدمه او را بى‌نظیر و آن‌ را چکیده دانش‌ها و اندیشه‌های‌ درست‌ مى‌دانست‌. ابن‌ حجر ۷ جلد بزرگ‌ تاریخ‌ او را نمودار فضل‌ و اطلاع‌ او مى‌شمرد. وی‌ که‌ بارها به‌ حضور ابن‌ خلدون‌ رسیده‌ و از بیانات‌ آموزنده‌ و به‌ویژه‌ تاریخ‌ او بهره‌مند شده‌ بوده‌، او را زبان‌آور، فصیح‌، بلیغ‌، با نگارش‌ خوب‌، آگاه‌ به‌ امور کشورداری‌ و با طبع‌ شعر متوسط معرفى‌ کرده‌ است‌. حافظ اقفهسى‌ نیز از او با تمجید سخن‌ گفته‌ است‌. باعونى‌ که‌ با او محشور و میان‌ آن‌ دو پیوند دوستى‌ بوده‌ است‌، او را از «عجایب‌ زمان‌» و متبحر در علوم‌ نقلى‌ و عقلى‌ شمرده‌ است. ابن‌ عربشاه‌ او را ب

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.