اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت آغابزرگ طهرانی
252,000 تومان قیمت اصلی 252,000 تومان بود.136,500 تومانقیمت فعلی 136,500 تومان است.
تعداد فروش: 41
فرمت فایل
پاورپوینت فایل کامل و عالی پاورپوینت آغابزرگ طهرانی؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت آغابزرگ طهرانی با 97 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت آغابزرگ طهرانی:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت آغابزرگ طهرانی به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت آغابزرگ طهرانی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت آغابزرگ طهرانی تضمینشده است.
بخشی از متن فایل کامل و عالی پاورپوینت آغابزرگ طهرانی :
مقالات مرتبط: آقابزرگ تهرانی (دانشنامهتهرانبزرگ).
آقابزرگ تهرانی (۱۱ ربیعالاول ۱۲۹۳-۱۳ ذیالحجه ۱۳۸۹ق/۷ آوریل ۱۸۷۶-۲۰ فوریه ۱۹۷۰م) با نام محمدمحسن و معروف به صاحب الذریعه، فقیه، پژوهشگر، و کتابشناس شیعی امامی در قرن چهاردهم هجری قمری بود.
شیخ آقابزرگ علوم دینی را در تهران و نجف نزد اساتید بزرگی چون محدث نوری، شیخ الشریعه اصفهانی، سید محمدکاظم یزدی، محمد طه نجف، سید مرتضی کشمیری، میرزا حسین خلیلی، آخوند خراسانی، محمدتقی شیرازی، حاج آقا رضا همدانی و دیگر اساتید فرا گرفته و از بزرگان حدیث اجازه نقل حدیث گرفت. آقا بزرگ از محدثان بزرگ شیعه بود که بسیاری از فقها، مراجع تقلید، محدثان و مورخان نامدار معاصر از او اجازه روایت دریافت کردهاند. آقا بزرگ تالیفات بسیاری نگاشته و کتاب الذریعه الی تصانیف الشیعه به عنوان بزرگترین دایره المعارف کتابشناسی شیعی در معرفی کتابها و آثار شیعه، و کتاب طبقات اعلام الشیعه در شرح احوال و آثار عالمان و رجال شیعه شناخته میشود. شیخ آقا بزرگ روز جمعه ۱۳ ذی حجه ۱۳۸۹ق درگذشت و در نجف در آستانه کتابخانه عمومی خود دفن گردید.
فهرست مندرجات
1 – ولادت و نام
2 – نسب
3 – تحصیلات
3.۱ – پوشیدن لباس روحانیت
3.۲ – در حوزه تهران
3.۳ – در عراق
4 – اساتید
4.۱ – اساتید تهران
4.۲ – اساتید نجف
5 – اجازه نقل روایت
5.۱ – از علمای شیعه
5.۲ – از علمای عامه
6 – دریافت کنندگان اجازه روایت از آقابزرگ
7 – آثار
8 – شاگردان
9 – تدوین الذریعه
10 – تندیس تلاش و تحقیق
11 – فرزندان
12 – ویژگیها و عبادات
13 – وفات
14 – در نگاه دیگران
15 – فهرست منابع
16 – پانویس
17 – منبع
1 – ولادت و نام
محمدمحسن آقا بزرگ تهرانی فرزند حاج ملا علی در روز ۱۱ ماه ربیع الاول شب پنجشنبه سال ۱۲۹۳ قمری و یک هفته به سالروز میلاد حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مانده بود که به دنیا آمد.
حاج ملا علی از پیش بر آن بود که نام جدش حاج محسن را بر فرزند نهد تا یاد او بماند، ولی تقارن این تولد با ماه میلاد پیامبر باعث شد که اسم فرزندش را محمدمحسن نامید.
[۱] آقا بزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، مقدمه، ص۹، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان.
پس از دهها سال زمانی که هر کس برای گرفتن شناسنامه نام خانوادگی خاصی بر میگزید او شهرت «منزوی» را برگزید و به این ترتیب مولود ماه میلاد در شناسنامه «محمدمحسن منزوی» خوانده شد اما هیچ وقت به این اسم و رسم نامیده نگشت و مشهور نشد.
[۲] عبدالرحیم محمدعلی، شیخ الباحثین، ص۱۶ـ۱۸، چاپ اول، ۱۳۹۰ ق، نجف، مطبعه النعمان.
اما از آنجا که در میان تهرانیها از دیر باز عادت چنین بود که پسری را به نام جد بزرگ خانواده و به اسم «آقا بزرگ» صدا کنند، محمدمحسن آقا بزرگ خوانده شد. با این تفاوت که آقا بزرگ خاندان محسنی براستی «آقایی بزرگ» شد و با همین نام شهره آفاق گشت.
[۳] آقا بزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، مقدمه، ص۹، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان.
2 – نسب
پدر محمدمحسن، حاج ملا علی و مادرش زنی باورمند و نیکوکردار بود که از سادات علوی محسوب میگشت. و با نام بیگم خوانده میشد و دختر حاج سید عطار تهرانی بود.
[۴] عبدالرحیم محمدعلی، شیخ الباحثین، ص۱۴، چاپ اول، ۱۳۹۰ ق، نجف، مطبعه النعمان.
جدِّ بزرگش حاج محسن، بازرگان بود و به یاری منوچهرخان معتمدالدوله گرجی، نخستین چاپخانه ایران را بنیاد نهاده بود.
3 – تحصیلات
محمدمحسن در حالیکه تنها چهار یا پنج سال داشت هر روز قرآن فرا میگرفت. او از نخستین آموزگار خویش چنین یاد کرده است:
«قبل از رفتن به مکتبخانه، در توی خانه، پیش عمال عمو، «زهرا سلطان خانم» از اول حروف ابجد و بعضی سورههای کوتاه قرآن را خوانده بودم …»
[۵] تاریخ فرهنگ معاصر، (فصلنامه) سال ۴، شماره ۱ و ۲، ص۳۰۳، (بهار و تابستان ۱۳۷۴ ش)، مقاله «زندگانی من» به قلم خود شیخ آقا بزرگ تهرانی.
پس از آن که به ۷ سالگی رسید (۱۳۰۰ق) در محلهاش پامنار به مکتبخانه آقا سید ضیاء رفت و پیش او قرآن و کلیات نصاب الصبیان را در لغت عربی و فارسی و … خواند.
[۶] تاریخ فرهنگ معاصر، (فصلنامه) سال ۴، شماره ۱ و ۲، ص۳۰۳، (بهار و تابستان ۱۳۷۴ ش)، مقاله «زندگانی من» به قلم خود شیخ آقا بزرگ تهرانی.
3.۱ – پوشیدن لباس روحانیت
فرزند حاج ملا علی ابتدا علاقه چندانی به درس و مشق نداشت و بیشتر دوست داشت به پیشه اجدادی خویش تجارت و بازرگانی بپردازد. او خود در اینباره مینویسد:
«تا شش سال از عمر گذشت در خانه بازی میکردم. به یاد دارم که دکانی درست کرده اجناس بقالی و عطاری و ترازو با سایر لوازم دکان تهیه میکردم … شوق زیادی به درس خواندن نداشتم. میخواستم کاسب شوم، ولی مرحوم پدرم کسب را نمیخواست چون خودش درس عربی نخوانده بود میخواست من طلبه علم شوم. مرا چندی برای امتحان به دکان بزازی برادرم مرحوم آقای محمدابراهیم در سر سه راه بازار پامنار فرستاد. با محبتهای برادرانه بلکه پدرانه او از زحمت رفتن به دکان عاجز شدم و پس از مدتی استعفا دادم و به شوق درس افتادم.»
[۷] تاریخ فرهنگ معاصر، (فصلنامه) سال ۴، شماره ۱ و۲، ص۳۰۳ و ۳۰۴. (بهار و تابستان ۱۳۷۴ ش)، مقاله «زندگانی من» به قلم خود شیخ آقا بزرگ تهرانی.
«پس از آن که پدر شوق و ذوق فرزندش را در تحصیل علم و کمال افزونتر از پیش دید و استعداد او را در این راه شکوفا یافت به این فکر افتاد که برای تشویق و ترغیب او مجلسی را ترتیب دهد و پسرش را ملبس به لباس دانش و دین سازد. و چون ۱۰ ساله شد (۱۳۰۳ق) پدرش مجلسی ترتیب داد، با حضور جمعی از روحانیون آن روزگار تهران، و در این محفل معنوی، وی لباس روحانیت پوشید و عمامه بر سر گذارد. حاضران به او تبریک گفتند و خواستند تا خواندن «جامع المقدمات» را بیاغازد. پس از پوشیدن لباس روحانی وی را با افزودن کلمه شیخ (کلمهای که برای روحانیون، هم عنوان است و هم احترام) بر سرِ نامش، شیخ آقا بزرگ خواندند.»
[۸] حکیمی، محمدرضا، شیخ آقا بزرگ، ص۴، چاپ اول، تهارن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
شیخ آقا بزرگ در زندگینامه خود مینویسد:
«مرحوم آقا سید جمال افجهای عمامه بر سر من گذاشت.»
[۹] تاریخ و فرهنگ معاصر، (فصلنامه) سال ۴، شماره ۱ و۲، ص۳۰۵.
3.۲ – در حوزه تهران
شیخ آقا بزرگ تهرانی از سال ۱۳۰۳ق که معمم شد، تا سال ۱۳۱۵ق در تهران سکونت داشت. نخست مراحل مقدماتی را در مدرسه دانگی آغاز کرد و در مدرسه پامنار و سپس در مدرسه فخریه (مروی) آنرا پی گرفت. او در عرض این دوازده سال توانست علوم و فنون مختلفی چون ادبیات، منطق، تجوید قرآن، فقه، اصول، خط نسخ و نستعلیق را یاد گیرد. او در این مدت به جز تحصیل و تکمیل معلومات، کارها و اقدامهای جالبی هم داشته است که از آن میان استنساخ چندین نسخه از کتابهای معتبر و حایز اهمیت است. برخی از آن کتابها که امروزه زینتبخش بعضی کتابخانهها و گنجینههاست هر یک حاکی از سلیقه و خط زیبای او، و مهمتر از همه بیانگر تلاش و تکاپوی او در احیای متون و میراث علمی و فرهنگی شیعه است.
[۱۰] آقا بزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج۱ (القرن الرابع)، مقدمه.
[۱۱] آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج۲۰، مقدمه.
[۱۲] دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱، ص۴۴۵.
زمانی که در مدرسه دانگی مشغول تحصیل بود، در غیاب پسر خالهاش حاج سید محمدتقی، پسر حاج سید عزیزالله که کتابدار کتابخانه آن مدرسه بود، کتابداری میکرد! خود در اینباره مینویسد:
« … من نایب کتابدار بودم که کتابها را به طلاب میدادم و قبوضات میگرفتم و هر سه ماه تجدید نظر میکردم.»
[۱۳] تاریخ و فرهنگ معاصر، (فصلنامه) سال ۴، شماره ۱ و۲، ص۳۰۵.
3.۳ – در عراق
شیخ آقا بزرگ تهرانی تا سال ۱۳۱۵ق در تهران بود و در آن مدت تنها برای چند سفر زیارتی و تفریحی از تهران خارج شد. یکی از آن سفرها، سفر به مشهد مقدس بود که او و پدرش در حالیکه در رفت و برگشت همراه و همقافله با شیخ فضلالله نوری بودند در سال ۱۳۱۱ق انجام دادند و دیگری سفر به ایلکا (از روستاهای نور در مازندران) بود که به دعوت شیخ جواد ایلکانی و به صلاحدید پدر صورت گرفت و سومی سفر به کشور عراق، برای زیارت عتبات بود که همراه برادرش کربلایی محمدابراهیم و در سال ۱۳۱۳ق آغاز شد. شیخ آقا بزرگ به هیچ وجه نمیخواست از این سفر برگردد و مصمم بود که برای تحصیل علم در حوزه علمیه نجف اشرف، در آن شهر بماند اما اصرار بیش از حد برادر و همراهان او را وادار به بازگشت ساخت، تا اینکه در سال ۱۳۱۵ق برای همیشه ایران را ترک کرده و راه نجف را در پیش گرفت.
آن سال در حالیکه تنها بیست و دو بهار از عمرش میگذشت وارد عراق شد. پس از آنکه چند صباحی را در شهر کربلا، با زیارت و عبادت گذراند، روز چهارشنبه ۱۷ شعبان همان سال وارد نجف گشت تا در آنجا تحصیل کند.
[۱۴] تاریخ و فرهنگ معاصر، (فصلنامه) سال ۴، شماره ۱ و۲، ص۳۰۵ ـ ۳۰۸ و ۳۱۰.
4 – اساتید
شیخ آقا بزرگ، استادان زیادی داشته است که عبارتند از:
4.۱ – اساتید تهران
با عنایت به نوشتههای شیخ، یادکردی از آن نیک مردان و دانشوران را که همگی از اساتید او در دوره مقدمات و سطوح شمرده میشود و شیخ پیش از هجرت به نجف، در تهران پیش آنان درس خوانده بود ـ لازم دیده، به ترتیب نام میبریم:
1- شیخ محمدحسین خراسانی (متوفی ۱۳۴۷ق)؛ ۲- شیخ محمدباقر تهرانی معروف به معزالدوله؛
3- شیخ زینالعابدین محلاتی (شیخ در مدرسه صدر صدرنشین نویسی را از دو طرف فرا گرفت)؛
4- میرزا ابراهیم زنجانی (م ۱۳۵۱ق)؛ ۵- شیخ محمدرضا قاری؛
6- میرزا محمود قمی؛ ۷- حاج شیخ ملا محمدعلی نوری ایلکانی؛
8- شیخ علی نوری ایلکانی (باید همان نوری حکمی و غیر از آن نوری ایلکانی باشد که پیش از این نام برده شد)؛
9- سید عبدالکریم مدرسی لاهیجی؛ ۱۰- میرزا محمدتقی گرگانی (م ۱۳۳۶ق)؛
11- سید محمدتقی تنکابنی (م ۱۳۲۷ق)؛ ۱۲- شیخ محمدتقی نهاوندی؛
13- سید حسن استرآبادی؛ ۱۴- شیخ عباس نهاوندی؛
15- شیخ عبدالله اصفهانی؛ ۱۶- سید محمدتقی قزوینی؛
17- حاج میرزا سید حسن تهرانی؛ ۱۸- آقا شیخ مهدی مازندرانی؛
19- آقا شیخ محمد شاه عبدالعظیمی؛ ۲۰- آقا شیخ عبدالحسین شیرازی؛
21- آقا میرزا کوچک ساوجی؛ ۲۲- حاج محمدعلی عراقی؛
23- آقا میرزا شهابالدین شیرازی؛ ۲۴- آقا شیخ عبدالخالق یزدی.
4.۲ – اساتید نجف
اما اساتید بزرگ شیخ در سطوح عالی حوزه علمیه نجف اشرف عبارتند از:
1. محدث نوری (۱۲۵۴-۱۳۲۰ق)؛ ۲. شریعت اصفهانی، معروف به شیخ الشریعه (۱۲۶۶-۱۳۳۹ق)؛
3. آیت الله سید محمدکاظم یزدی؛ ۴. آیت الله شیخ محمد طه نجف (۱۲۴۱-۱۳۲۳ق)؛
5. سید مرتضی کشمیری (۱۲۶۸-۱۳۲۳ق)؛ ۶. حاج میرزا حسین خلیلی (۱۲۳۰-۱۳۲۶ق)؛
7. آخوند خراسانی (۱۲۵۵-۱۳۲۹ق)؛ ۸. آیت الله محمدتقی شیرازی (متوفی ۱۳۳۸ق)؛
9. سید احمد تهرانی کربلایی (متوفی ۱۳۳۲ق)؛ ۱۰. شیخ محمدعلی چهاردهی رشتی (۱۲۵۲-۱۳۳۱ق)؛
11. شیخ احمد شیرازی، معروف به «شانه ساز»؛ ۱۲. شیخ حسن تویسرکانی؛
13. سید آقا قزوینی؛ ۱۴. شیخ عبدالله اصفهانی؛
[۱۵] تاریخ و فرهنگ معاصر، سال ۴، ش ۱ و ۲، ص۳۱۲-۳۱۳.
15. آیت الله حاج آقا رضا همدانی.
[۱۶] تاریخ و فرهنگ معاصر، سال ۴، ش ۱ و ۲، ص۳۱۳.
[۱۷] آقا بزرگ تهرانی، طبقات اعلام الشیعه، ج۲، ص۷۷۷.
5 – اجازه نقل روایت
علامه تهرانی اهمیت بسیاری به روایت و نقل حدیث میداد و در کسب اجازه برای نقل احادیث میکوشید. علماء و فقهای بسیاری برای او اجازهنامه روایتی نوشته یا از او اجازه گرفتهاند تا آنجا که او پس از محدث نوری، سرشناسترین شیخ روایت یاد میشود. در اینجا ما نخست از کسانی نام میبریم که پیر پژوهشگران از آنان گواهی نقل روایت داشته است.
5.۱ – از علمای شیعه
محدث نوری: وی نخستین کسی است که برای شیخ آقا بزرگ در حالیکه او هنوز در دوران جوانی بود، اجازه نقل حدیث داده است.
1- آیت الله سید حسن صدر کاظمی (م ۱۳۵۴ق)؛ ۲- شیخ محمدصالح آل طعان بحرانی (۱۲۸۴-۱۳۳۳ق)؛
3- شیخ علی خاقانی (م ۱۳۳۴ق)؛ ۴- سید محمدعلی شاه عبدالعظیم (۱۲۵۸-۱۳۳۴ق)؛
5- شیخ موسی بن جعفر کرمانشاهی؛ ۶- سید ابوتراب خوانساری (۱۲۷۱-۱۳۴۶ق)؛
7- شیخ علی کاشف الغطاء (م ۱۳۵۰ق)؛
[۱۸] آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج۲۰، مقدمه.
8- ملا علی نهاوندی؛
9- شیخ محمد طه نجف؛ ۱۰- سید مرتضی کشمیری؛
11- حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی؛ ۱۲- آخوند محمدکاظم خراسانی؛
13- سید احمد تهرانی کربلایی؛ ۱۴- میرزا محمدعلی مدرسی رشتی؛
15- شیخ الشریعه اصفهانی؛ ۱۶- سید ناصر حسین لکهنوی (فرزند علامه مجاهد میر حامد حسین هندی)؛
17- آخوند محمدتقی نهاوندی؛ ۱۸- علامه سید عبدالحسین شرف الدین عاملی؛
19- آقا سید علی شوشتری؛ ۲۰- حاج شیخ عباس قمی؛
21- سید محمدعلی هبهالدین شهرستانی؛ ۲۲- آقا میرزا هادی خراسانی حائری.
روایت از این پنج بزرگوار همچون روایت از شیخ محمدصالح طعان بحرانی به صورت مْدبجه میباشد.
[۱۹] مرعشی نجفی، شهابالدین، المسلسلات فی الاجازات، ج۲، ص۳۲۳.
[۲۰] تاریخ و فرهنگ معاصر، ش ۱ و ۲، ص۳۱۴.
یعنی اجازهای که دو نفر به یکدیگر اعطا کرده باشند.
5.۲ – از علمای عامه
1. شیخ محمدعلی ازهری مکی، از علمای مالکی مذهب و رئیس مدرسان مسجد الحرام.
2. شیخ عبدالوهاب شافعی، امام جماعت مسجد الحرام.
3. شیخ ابراهیم بن احمد حمدی، از عالمان شهر مدینه.
4. شیخ عبدالقادر خطیب طرابلسی، مدرس حرم شریف.
5. شیخ عبدالرحمن علیش حنفی، از مدرسان دانشگاه الازهر و امام جماعت در مسجد «رأس الحسین (علیهالسلام)» واقع در قاهره مصر.
[۲۱] الهادی، سال ۴، ش ۴، ص۷۶، سال۱۳۹۶ ق.
[۲۲] عبدالرحیم محمدعلی، شیخ الباحثین، ص۲۲، چاپ اول، ۱۳۹۰ ق، نجف، مطبعه النعمان.، .
6 – دریافت کنندگان اجازه روایت از آقابزرگ
کسانی که از شیخ آقا بزرگ تهرانی اجازه روایتی گرفتهاند «طبقه پس از شیخ» خوانده میشوند و در میان آنان، نام بسیاری از فقها و مراجع تقلید، محدثان و مورخان نامدار معاصر، روایتگران به چشم میخورد و شمارش اسم آنان افزون بر آن است که در این مجال بگنجد. تا آنجا که گفته میشود:
«او استاد مطلق محدثان شیعه بود و بیش از دو هزار اجازه در روایت حدیث از او صادر شد…»
[۲۳] هیتی، احمد عبدالله، الشیخ آغا بزرگ الطهرانی فقید العلم و الادب، ص۹، بغداد، ۱۳۹۰ ق.
حال به عنوان نمونه تنها برخی از آن بزرگان را نام میبریم.
1- آیت الله حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی؛ ۲- علامه شیخ عبدالحسین امینی تبریزی «مسند الامین» نامیده میشود.
3- سید عبدالحسین شرفالدین عاملی؛ ۴- آیت الله سید عبدالهادی شیرازی؛
5- علامه سید هبهالدین شهرستانی؛ ۶- شیخ محمدمهدی شرفالدین شوشتری؛
7- شیخ نجمالدین عسکری؛ ۸- سید مصطفی صفایی خوانساری؛
9- شیخ محمدحسن مظفر؛ ۱۰- سید محمدعلی روضاتی اصفهانی؛
11- آیت الله سید محمدهادی میلانی؛ ۱۲- میرزا حیدر قلی سردار کابلی؛
13- آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی؛ ۱۴- میرزا محمدعلی اردوباری؛
15- می
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
