خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن علی
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن علی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن ابراهیم
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن ابراهیم قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
19دقیقه
07ثانیه

خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن ازرق فارقی

قیمت اصلی 270,000 تومان بود.قیمت فعلی 154,500 تومان است.

تعداد فروش: 65

فرمت فایل

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن ازرق فارقی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن ازرق فارقی شامل 115 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن ازرق فارقی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن ازرق فارقی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن ازرق فارقی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن ازرق فارقی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن ازرق فارقی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن ازرق فارقی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن ازرق فارقی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن ازرق فارقی :

مقالات مرتبط: ابن ازرق (ابهام‌زدایی).

اَزْرَق، فایل کامل و عالی پاورپوینت احمد بن یوسف بن ازرق فارقی (شوال ۵۱۰ – بعد از ۵۷۷ق /۱۱۱۷-۱۱۸۱م)، محدث، فقیه ، مورخ، جغرافی دان معروف سده ۶ق /۱۲م و مؤلف « تاریخ مَیّافارقین و آمِد » می‌باشد.

فهرست مندرجات

1 – زندگی نامه
2 – تحصیلات
3 – فعالیت های سیاسی
4 – سفر های علمی
4.۱ – سفر به ماردین
4.۲ – سفر به بغداد
4.۳ – سفر به دمشق
4.۴ – سفر به مشرق
4.۵ – سفر به گرجستان
4.۶ – سفر به دربند
5 – وفات
6 – تاریخ میافارقین و آمِد
6.۱ – ابهام در آثار
6.۲ – سال و محل تألیف
6.۳ – هدف از تألیف
6.۴ – محتوای تاریخ
6.۴.۱ – سرفصل های کتاب
6.۴.۲ – شرح تاریخ میافارقین
6.۵ – منابع کتاب
6.۵.۱ – کتاب تَشْعیث
6.۵.۲ – روش نقل
6.۵.۳ – یادداشتهای شخصی
6.۶ – ارزش کتاب
6.۷ – استفاده دیگران از ابن ازرق
6.۸ – چاپ کتاب
6.۸.۱ – بخشی از تاریخ میافارقین
6.۸.۲ – تاریخ‌الفارقی،الدوله‌المروانیه
7 – فهرست‌منابع
8 – پانویس
9 – منبع

1 – زندگی نامه

او در مَیّافارقین ، از شهرهای مهم دیاربکر ، در خانواده ای اصیل و سرشناس متولد شد. اطلاعات مفصلی درباره پدر و خاندان او در دست نیست. همین قدر می‌دانیم که نیای وی «رئیس ابوالحسن علی بن ازرق» یکی از رجال مشهور زمان خود بود و لقب «رئیس»، بر پایگاه مهم سیاسی – اجتماعی وی دلالت دارد.
از دوران صباوت ابن ازرق آگاهی زیادی نداریم. جای شگفتی است که گرچه او در زمره مورخان بزرگ محسوب است، اما تاریخ نگارانی چون ابن خلکان ، ابن شاکر کُتبی ، یاقوت و امثال آنان چیزی از چگونگی زندگی وی به دست نداده اند، هر چند بعضی از اینان مانند ابن خلکان اخباری را از تاریخ او در کتاب خود نقل کرده است. عمده اطلاعات ما درباره این مورخ از جای جای «تاریخ مَیافارقین و آمِد» خود او به دست می‌آید.

2 – تحصیلات

ابن ازرق در جوانی برای فراگیری دانش به بغداد رفت و در آن‌جا به آموختن قرآن ، فقه ، لغت و نحو ، حدیث و تفسیر همت گماشت و از دانش گروه زیادی از مشایخ و استادان آن شهر بهره گرفت.
قرآن را نزد «شیخ ابومحمد بن بنت الشیخ، شیخ عبدالوهاب حفاف و ابومنصور رزّاز» و جماعتی دیگر خواند. فرائض، یا مبحث ارث را پیش شیخ «ابوالمظفر بن شهر زوری عطار» و نحو و لغت را در خدمت ابومنصور جوالیقی آموخت. حدیث را از «ابن سمرقندی، عبدالوهاب اَنماطی و قاضی ابوبکر» فراگرفت. افزون بر این، وی در مجلس درس علمای دیگری نیز حاضر شد.

[۱] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، ج۱، ص۳۳، بیروت، ۱۹۷۴م.

[۲] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، ج۱، ص۳۴، بیروت، ۱۹۷۴م.

چنین به نظر می‌رسد که ابن ازرق از میان همه دانش هایی که آموخت، به تاریخ دلبستگی بیشتری داشت و در کسب آن مشتاقانه کوشش می‌ورزید. اکثر مؤلَّفات تاریخی موجود مانند: تاریخ بغداد ، تاریخ موصل ، اغانی ، تاریخ صابی ، اخبار الطوال ، معارف و غیره، کتب لغت، جغرافیا و هر آنچه را که به حوادث تاریخی مرتبط بود، مطالعه کرد.

[۳] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، ج۱، ص۱۶-۱۹، بیروت، ۱۹۷۴م.

3 – فعالیت های سیاسی

ابن ازرق همچون جدش «ابوالحسن علی» مدتی از عمر خود را عهده دار پاره ای از مشاغل دولتی بود.
در ۵۴۳ق /۱۱۴۸م وی را در شغل اِشراف بر اوقاف حومه مَیّافارقین می‌بینیم و این زمانی بود که «مکین الدین مصری» از جانب «سعید حسام الدین» در این شهر حکم می‌راند.
در ۵۶۲ق /۱۱۶۶م نظارت بر حصن کیفا را برعهده گرفت. پس از مدتی به مَیّافارقین بازگشت و به منصب اِشراف بر موقوفات این شهر گمارده شد.
افزون بر این ها، ابن ازرق در بلاد دیگر مناصب دیگری را عهده دار بوده است. او چندی متصدی اِشراف موقوفات دمشق بود و مدتی نیز مسئولیت های مهمی در گرجستان داشت.

[۴] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، ج۱، ص۳۵، بیروت، ۱۹۷۴م.

به سبب همین پایگاه بلند اجتماعی – سیاسی ابن ازرق بوده است که گزارش های او را می‌توان از صحت و سندیت قابل ملاحظه ای برخوردار دانست، زیرا او در مقامی بوده که می‌توانسته است از مسائل و رویدادهای سیاسی و اجتماعی بسیاری که برای دیگران دست یافتنی نبود، اطلاع حاصل کند.

4 – سفر های علمی

ابن ازرق عالمی کثیرالسفر بود. به سابقه علاقه شدیدی که به تاریخ ، و اوضاع اجتماعی، تاریخی و جغرافیایی داشت، به سفرهای متعددی دست زد. در خلال این سفرها با طبقات مختلف، از خلفا، سلاطین و وزرا گرفته تا علما، قضات و مسئولان حکومتی شهرها و ولایات ملاقات ها کرد و اطلاعات ارزشمندی به دست آورد. این سفرهای آموزنده تأثیر زیادی در او برجای گذاشت.
در واقع بخش زیادی از آنچه در کتاب تاریخ میافارقین وی آمده، ثمره مشاهدات و یادداشت های او در طی این سفرهاست. ابن ازرق چند بار به شهر آمِد سفر کرد و در آن‌جا شاهد برخی کشمکش ها میان «سعید حسام الدین» و سپاه فرنگ بود. سفرهایی هم به موصل کرد.

4.۱ – سفر به ماردین

در یکی از این سفرها که در ۵۴۴ق /۱۱۴۹م اتفاق افتاد، ابن ازرق در مصاحبت «سعید حسام الدین» بود. ماردین ، در شمال جزیره، یکی دیگر از شهرهایی بود که ابن ازرق چند نوبت به آن سفر کرد. در خلال دیدارش از این شهر، با بعضی از قضات و خطبا مانند «علم الدین ابوالفتح محمد بن نباته، قاضی ماردین، و بهاءالدین علی ابن نباته، خطیب این شهر»، ملاقات کرد.
در این سفر قلعه ماردین، مسجد شهر و نیز مقابر بزرگانی چون «شمس الدین غازی» وبرادرش «شمس الدوله» را دید. او از بقعه عظیمی در ماردین سخن می‌گوید که به دست «امیر حسام الدین» در نقطه ای به نام «عین باقیری» بنا شده بود. همچنین به آرامگاهی که حسام الدین در این بقعه ساخته و موقوفات فراوانی که بر آن وقف کرده و سرانجام به خزانه عظیم کتاب های آن اشاره می‌کند.

[۵] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، ج۱، ص۳۵-۳۷، بیروت، ۱۹۷۴م.

4.۲ – سفر به بغداد

ابن ازرق سه بار از بغداد دیدار کرد. در یکی از این دیدارها موفق به دیدن خلیفه وقت (مقتفی) و هفت نفر از فرزندان خلیفه پیشن (مقتدی) شد. ضمن سفرهایش به بغداد، با عده ای از علمای این شهر ملاقات کرد، در مجلس آنان حاضر شد و استماع سخن کرد و کتاب هایی بر آنان خواند.
در بغداد او شاهد وزارت و عزل «شرف الدین علی بن جراد (طراد) زینبی»

[۶] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، ج۱، ص۳۷- ۳۸، بیروت، ۱۹۷۴م.

نقیب النقباء بعضی از خلفای عباسی مانند المستظهر بالله

[۷] ابن اثیر، الکامل، ج۱۰، ص۲۸۰.

[۸] ابن اثیر، الکامل، ج۱۰، ص۴۴۱.

[۹] ابن اثیر، الکامل، ج۱۰، ص۴۴۴.

[۱۰] ابن اثیر، الکامل، ج۱۱، ص۹۷.

و وزیر «المقتفی بالل»ه بود.

[۱۱] ابن اثیر، الکامل، ج۱۱، ص۷۶.

دیدار ابن ازرق از بغداد بیشترین اثر را در حیات علمی و موقعیت اجتماعی او داشت.

4.۳ – سفر به دمشق

او چند بارهم به دمشق سفر کرد. در آن‌جا با قاضی القضات « کمال الدین شهرزوری» دیدار کرد و از مهربانی های فراوان او بهره مند شد.
در این سفر و از جانب همین قاضی القضات بود که مقام نظارت اوقاف حومه دمشق به او تفویض شد. ابن ازرق به هنگام اقامت در دمشق، در ۲۲ شوال ۵۶۵ق /۹ ژوئیه ۱۱۷۰م، شاهد زلزله شدیدی در این شهر و مناطق دور و نزدیک آن شد. این زلزله در بعلبک ویرانی های فراوان به بار آورد و گروه زیادی از مردم را به هلاکت رسانید. باروی حلب و بعضی از نواحی انطاکیه ، حماه ، حِمْص ، شیزر و طرابلس نیز در این سانحه خساراتی دید.

[۱۲] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، ج۱، ص۳۹، بیروت، ۱۹۷۴م.

[۱۳] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، ج۱، ص۴۰، بیروت، ۱۹۷۴م.

ابن ازرق در سفرهای مکررش به دمشق، مساجد ، قبور و مشاهد گروهی از خلفا، علما، قضات و اولیا را زیارت کرد و بعدها شرح مشاهدات خویش را در کتاب تاریخ خود آورد. از جمله نقاطی که در گزارش های خود از آن‌ها یاد کرده، جامع اموی ، مسجد قصب (محل دفن بعضی از کسانی که همراه حسین بن علی (علیه‌السلام) به شهادت رسیدند)، قبر ولیدبن عبدالملک ، سعدبن عُباده ، واثله بن الاسقع (از صحابه)، بلال ، مؤذن رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و جز این هاست.

[۱۴] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، ج۱، ص۴۱، بیروت، ۱۹۷۴م.

4.۴ – سفر به مشرق

ابن ازرق به بلاد دیگری چون روم ، اخلاط در ارمنستان ، ری ، برکری (شهر کوچکی در شرق اخلاط)، نوشهر (نیشابور و حوالی آن)،

[۱۵] یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۸۲۴.

تبریز ، حمص، حماه، حلب، مَنْبَج (شهری در شمال شرقی حلب)، رأس العین در سوریه و مداین نیز سفر کرد و از اوضاع سیاسی، نظام اجتماعی، رسوم و عادات آن‌ها و رویدادهای مهمی که در آن مناطق رخ داده بود، در تاریخ گزارش کرد.

[۱۶] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، ج۱، ص۴۱، بیروت، ۱۹۷۴م.

4.۵ – سفر به گرجستان

به علاوه، ابن ازرق در خلال سیاحت هایش در نواحی شرق از ناحیه کُرج ( گرجستان ) و پادشاه آن به نام «دیمتری بن داوود» (دمیتری فرزند داوید) دیدار کرد و سپس در بعضی از ولایات این پادشاهی مانند ابخاز و دربند به سیاحت پرداخت.

[۱۷] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، ج۱، ص۴۲، بیروت، ۱۹۷۴م.

او گزارش می‌دهد که به هنگام اقامت در تفلیس (۵۴۸ق /۱۱۵۳م)، شاه دیمتری شخصاً او را به محل وقوع جنگی برد که در ۵۱۵ق /۱۱۲۱م میان نیروهای پدرش داوود و سپاهیان «طغرل بن محمد بن ملکشاه» (حک ۵۲۶ -۵۲۹ق /۱۱۳۲- ۱۱۳۵م)، برادر «محمود بن ملکشاه» (حک ۵۱۱ – ۵۲۵ق /۱۱۱۷-۱۱۳۱م) از سلجوقیان عراق، امیر ایلغازی و دُبَیس بن صَدَقه،

[۱۸] ابن اثیر، الکامل، ج۱۰، ص۵۶۷.

رخ داده بود و مسلمانان شکست سختی را متحمل شده بودند. دیمتری آنگاه شرحی از اقدامات مساعد و برخوردهای ملاطفت آمیز پدرش نسبت به مسلمانان گرجستان و مقرراتی که به سود آنان وضع کرده بود، برای ابن ازرق بازگفت.
این مورخ گزارش می‌دهد که این مقررات تا زمانی که وی در تفلیس اقامت داشت، هنوز نافذ بود و دیمتری شیوه مسلمان دوستی پدرش را دنبال می‌کرد. ابن ازرق خود شاهد حضور دیمتری در مسجد در روز جمعه برای استماع سخنان خطیب بوده است.
شرحی که وی از سفر گرجستان به دست داده، محتوی اطلاعات سودمندی درباره طرز رفتار شاه داوود و پسرش دیمتری نسبت به مسلمانان آن سامان است.

[۱۹] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، بیروت، ۱۹۷۴م.

ابن جوزی

[۲۰] ابن جوزی یوسف، مرآه الزمان، ج۸، ص۱۰۱-۱۰۲، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۰ق /۱۹۵۱م.

نیز به پاره ای از اقدامات خیرخواهانه و دلجویی های داوود گرجی در قبال مسلمانان تفلیس تصریح کرده است.

4.۶ – سفر به دربند

ابن ازرق در ۵۴۹ق /۱۱۵۴م به دربند رفت. آنچه از این سفر در کتاب تاریخ وی آمده شرح ارزشمندی از اوضاع دربند در سال مذکور است.
در حومه این شهر او به دسته ای از احفاد بنی امیه ، کِنده و قبایل دیگر عرب، برخورد. پدران اینان که در قتل حسین بن علی (علیه‌السلام) شرکت داشتند، از بیم گماشتگان مختار بن ابو عبید ثقفی نخست به خراسان ، از آن‌جا به اردبیل و سرانجام به گرجستان گریخته و در روستای مدینه الباب، یعنی دربند ، پناه جسته و در ۱۰ فرسنگی این محل رحل اقامت افکنده بودند

[۲۱] مینورسکی ولادمیر، تاریخ شروان و دربند در قرن دهم و یازدهم، ج۱، ص۱۷۰-۱۷۱، کمبریج، ۱۹۵۸.

روزی ابن ازرق در ملازمت دیمتری در حومه شهر گردش می‌کرد که یکی از روستاییان آن‌جا پیش او آمد. ابن ازرق از این‌که این روستایی با او به عربی سخن می‌گفت، در شگفت شد و ضمن گفت و گو از احوال او و قبیله اش جویا شد. معلوم گردید که این عرب یکی از اخلاف همان امویان فراری است که در این گوشه دور افتاده پناه جسته اند.
نکته جالب این‌که وقتی ابن ازرق از روستایی عرب نژاد پرسید که چرا اجدادش به دربند آمده اند، او از پاسخ دادن طفره رفت، ولی ابن ازرق با بهره مندی از اطلاعات تاریخی خویش گفت:
«شما از همان مردمی هستید که فرزند علی (علیه‌السلام) را کشتید و مجبور شدید از برابر مختار بدین کشور بگریزید.»

[۲۲] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، ج۱، ص۴۳، بیروت، ۱۹۷۴م.

[۲۳] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، ج۱، ص۴۴، بیروت، ۱۹۷۴م.

مورخ آنگاه درباره شیوه زندگی، زبان ، وضع معیشت و طرز استقرار اعراب در آن ناحیه پرسش هایی کرد. مرد عرب پاسخ داد که عربی زبان مادری آنان است و مادران با کودکان خود جز به عربی سخن نمی‌گویند. او از طرز رفتار شاه دیمتری و فرمانروایان دیگر نسبت به اعراب آن سامان اظهار خرسندی کرد.

[۲۴] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، ج۱، ص۴۵، بیروت، ۱۹۷۴م.

5 – وفات

تاریخ درگذشت ابن ازرق به درستی روشن نیست، اما بنابر یکی از دو یادداشتی که وی به خط خود در صفحه آخر نسخه ای از احیاء العلوم غزالی نوشته و در آن صریحاً قید کرده که قرائت این کتاب را در ۵۷۷ق /۱۱۸۱م به پایان رسانده است،

[۲۵] عوض بدوی عبداللطیف، مقدمه بر تاریخ الفارقی ابن ازرق، بیروت، ۱۹۷۴م.

معلوم می‌شود که ابن ازرق تا این تاریخ هنوز حیات داشته است، و این‌که بعضی از مورخان و پژوهشگران مانند خلیل

[۲۶] خلیل عمادالدین، الامارات الارتقیّه فی الجزیره و الشام، ص ۵۰۸، بیروت، ۱۴۰۰ق/ ۱۹۸۰م.

، کحاله،

[۲۷] کحاله عمررضا، معجم المؤلفین، ج۲، ص۲۱۲، بیروت، ۱۹۵۷م.

بستانی

[۲۸] بستانی، ج۲، ص۳۳۳

و مُنجّد،

[۲۹] مُنجّد صلاح الدین، معجم المخطوطات المطبوعه، ج۱، ص۹۶، ۱۹۵۰-۱۹۵۴م، بیروت، ۱۹۷۸م.

سال وفات او را ۵۷۲ق /۱۱۷۶م گفته‌اند نباید درست باشد.

6 – تاریخ میافارقین و آمِد

ظاهراً تنها اثر باقی‌مانده از ابن ازرق تاریخ مَیّافارقین و آمِد است که به « تاریخ الفارقی» نیز شهرت دارد.
در این‌که ابن ازرق تاریخی با این عنوان نوشته است، تردیدی نیست. به نظر می‌رسد که قدیم ‌ترین مورخ سرشناسی که نام کامل ابن ازرق و کتاب او را در تاریخش آورده، ابن شداد

[۳۰] ابن شداد محمد، الاعلاق الخطیره، ج۳، ص۲۷۸-۲۷۹، به کوشش یحیی عَبّاره، دمشق، ۱۹۷۸م.

است.
حاجی خلیفه

[۳۱] حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج۱، ص۳۰۷، استانبول، ۱۹۴۱م.

و بغدادی

[۳۲] بغدادی اسماعیل، ایضاح المکنون، ج۱، ص۲۱۲، استانبول، ۱۹۴۵م.

به کتاب دیگری با نام «تاریخ مَیّافارقین» اشاره کرده‌اند که توسط «ابن ازرق فارقی، ابوالفضل عبدالله ابن محمد بن عبدالوارث» (د ۵۹۰ق /۱۱۹۴م) تألیف شده است.
ابن فوطی

[۳۳] ابن فوطی عبدالرّزاق، تلخیص معجم الآداب فی معجم الالقاب، ج۴، ص۶۷۹، به کوشش مصطفی جواد، دمشق، ۱۹۶۳م.

[۳۴] ابن فوطی عبدالرّزاق، تلخیص معجم الآداب فی معجم الالقاب، ج۴، ص۶۸۰، به کوشش مصطفی جواد، دمشق، ۱۹۶۳م.

[۳۵] ابن فوطی عبدالرّزاق، تلخیص معجم الآداب فی معجم الالقاب، ج۴، ص۹۳۲، به کوشش مصطفی جواد، دمشق، ۱۹۶۳م.

از دانشمندی به نام «عمادالدین احمد ابن یوسف بن ازرق فارقی» قاضی سخن رانده و او را فاضلی متدین، عالمی ادیب و مؤلف «تاریخ میافارقین» معرفی کرده و سپس سه بیت از اشعار او را نقل نموده است.
زرکلی ذیل دو مدخل جداگانه از دو ابن ازرق، یکی «احمد بن یوسف بن علی بن ازرق فارقی» مؤلف «تاریخ مَیافارقین و آمِد»

[۳۶] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۱، ص۳۷۳، بیروت، ۱۹۸۶م.

و دیگری «عبدالله بن محمد بن عبدالوارث ابوالفضل بن ازرق»، مؤلف تاریخی درباره میافارقین یاد کرده است.

[۳۷] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۱، ص۴۲۴، بیروت، ۱۹۸۶م.

6.۱ – ابهام در آثار

آیا اینان همه از یک ابن ازرق سخن می‌گویند یا دو یا چند ابن ازرق ؟
آیا تاریخ میافارقین و تاریخ میافارقین و آمِد دو کتاب جداگانه بوده است ؟
آیا همان گونه که مصطفی جواد گفته،

[۳۸] جواد مصطفی، حاشیه بر تلخیص معجم الا¸ذاب ابن فوطی، ج۴، ص۶۸۰.

کلمه فارقی بعد از نام «عبدالله بن محمد بن عبدالوارث» زائد و ناصحیح است ؟
به هر تقدیر، وجود پاره ای شباهت ها میان نام دو مؤلف، عنوان و موضوع دو کتاب مورد بحث، و هم زمانی تقریبی آن دو مؤلف ابهام هایی را در ذهن برمی انگیزد و احتمالاً سهوهایی را موجب می‌شود. چنانکه شلتوت بخشی از تاریخ میافارقین را که به کوشش « بدوی عبداللطیف عوض » تصحیح و چاپ شده به اشتباه از آن «عبدالله بن محمد بن عبدالوارث ابوالفضل ازرق» دانسته است،

[۳۹] شلتوت فهیم محمد، حاشیه بر السیف المهند بدرالدین عینی، ج۱، ص۷۷، قاهره، ۱۹۶۶، ۱۹۶۷م.

در صورتی که آنچه به دست عوض منتشر شده، محققاً مربوط به «احمد بن یوسف بن ازرق» است.
عواد و علوجی

[۴۰] کورکیس عواد و عبدالحمید علوجی، جَمهره المراجع البغدادیه، ص۲۷۷، بغداد، ۱۹۶۲م.

در ذکر مشخصات «تاریخ مَیافارقین و آمِد» چاپ «بدوی عبداللطیف عوض» سهواً سال فوت ابن ازرق را ۵۹۰ق /۱۱۹۴م قید کرده اند.
ظن قوی این است که بر حسب اتفاق دو تن همزمان یا به فاصله ای اندک به نوشتن تاریخ هایی درباره مَیافارقین اقدام کرده اند، منتها وجود همان شباهت ها باعث خلط دو کتاب و مؤلفان آن‌ها شده است.

6.۲ – سال و محل تألیف

زمان و مکان نوشتن تاریخ ابن ازرق به وجه تحقیق روشن نیست. ظن غالب آن است که وی این کتاب را در سال های آغازین حیات علمی خود ننوشته، چون در این زمان به کارهای دولتی اشتغال داشته و فرصتی برای تصنیف کتاب پیدا نمی‌کرده است. می توان گفت که او تاریخ خود را در اواخر عمر یا اندکی پیش از وفات خویش نوشته است.
به احتمال قوی ابن ازرق «تاریخ مَیافارقین و آمِد» را به درخواست خلیفه ، وزیر یا امیری ننوشت، بلکه به سابقه عشق مفرطی که عموماً به تاریخ و خصوصاً به تاریخ زادگاه خود مَیافارقین داشت، دست به چنین کاری زد و از این رهگذر تصویر تاریخی – جغرافیایی ارزشمندی از بنیادگذاری این شهر تا ۵۷۲ق /۱۱۷۶م در اختیار نسل های پس از خود گذاشت. گویا تنها کتابی که عمدتاً و اساساً درباره

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.