اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل کامل و عالی پاورپوینت حکمت شرق و غرب، محتوای خود را در قالب 48 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 65
فرمت فایل
با پاورپوینت فایل کامل و عالی پاورپوینت حکمت شرق و غرب، محتوای خود را در قالب 48 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل کامل و عالی پاورپوینت حکمت شرق و غرب ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل کامل و عالی پاورپوینت حکمت شرق و غرب، کیفیت تضمینشده دارد.
استاد دانشمند و فیلسوف متخلق، آقای دکتر غلامرضا اعوانی سالهای طولانی به تدریس ، تحقیق، تصحیح، ترجمه، تألیف و مدیریت علمی اشتغال داشته اند. گزارش اجمالی این حیات پربار علمی را می توان در کتاب خواندنی و سودمند «جامع فایل کامل و عالی پاورپوینت حکمت شرق و غرب» دید. نوشتار زیر گزیده ای از آن است.
اسفند ۱۳۲۱ در خانوادهای کاملاً مذهبی متولد شدم. از سهچهار سالگی به مکتبی میرفتم که تقریباً تمام رجال فرهنگی سمنان در آنجا آموزش دیدهاند. بعد وارد مدرسه شدم، معلمان خوبی داشتیم که شیفته شغل معلمی بودند. به طور کلی سمنان، شهری فرهنگی است. شهرهایی که در حاشیه کویر هستند مخصوصاً سمنان، فارغالتحصیلان دانشگاهی زیادی داشتند. جامعالمقدمات را نزد یک روحانی از اول تا آخر گذراندم. نزد پدرم هم قرآن، حافظ، سعدی، عطار و مثنوی خواندم. علاقه بسیاری به رشته ادبی داشتم و به این رشته رفتم. آن موقع شاگردان ممتاز برای تحصیل در دانشگاههای آمریکا دعوت میشدند. من هم وارد رشته فلسفه دانشگاه آمریکایی بیروت شدم که استادان برجستهای داشت. رشتهام فلسفه غرب بود. با آمدن دکتر نصر به بیروت و شرکت در دروس ایشان، علاقهام به فلسفه اسلامی بسیار زیاد شد.
فلسفه شرق واقعاً دنبال یک سؤال اساسی است که مرتب تکرار شده و پاسخهای مختلفی به آن داده شده است. فلسفه اسلامی بسیار غنی و مسئلهمحور است و فقط خواندن متن نیست؛ یعنی شما پاسخ سؤالهای خود را از متن استنتاج و استنباط میکنید. فلسفه اسلامی تکرار مسائل یونانی نیست، در واقع وارث حقیقی حکمتهای دیگر از جمله حکمت یونانی است. از طریق مسلمانان بود که غربیها با سنت یونان آشنا شدند؛ این مسائل به جهان اسلام منتقل شد، اما بسیار دستخوش تغییر شد.
فلسفه و ایران
فلسفه اسلامی در هیچ جا غیر از ایران، حیات و حضور مستمر نداشته است. در اندلس زندگی کوتاه و دورهای گذرا داشت. استادان بزرگ فلسفه اسلامی مثل ابنسینا، سهروردی و ملاصدرا همگی ایرانی بودند، حتی پیروان مکتب ابنعربی هم به عنوان یکی از بزرگترین متفکران حوزه عرفان، همگی در ایران بوده اند. در مصر هم فلسفه اسلامی به معنای حکمت وجود ندارد. ولی جریان حکمت در ایران همیشه غالب بوده است.
قبل از اسلام هم یونانیان، ایران را سرزمین حکمت میدانستند. علاوه بر اینکه ایران از دوهزار سال پیش تا الآن یکی از مراکز بزرگ قدرت سیاسی بوده و کشورداری و جهانداری بدون حکمت عملی و نظری امکانپذیر نیست. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «علم اگر در ثُریّا باشد، ایرانیان به آن میرسند.» شش نویسنده کتاب حدیث اهلسنت (صحاح)، ایرانیاند و چهار نویسنده کتب اربعه شیعه نیز ایرانی هستند. علم با فلسفه و حکمت ارتباط دارد. نمیتوان بدون داشتن حکمت، علم داشت.
بعضیها میگویند زبان فارسی توانمند نیست، ولی این اشتباه است. کسانی که این حرف را میزنند، از تواناییهای فارسی خبر ندارند. زبان فارسی از زیباترین، زیبندهترین و توانمندترین زبانهای دنیاست و امکاناتش آنچنان که بایسته و شایسته است، ارزیابی نشده است. درست است که فارسی مثل انگلیسی، زبان بینالمللی نیست؛ ولی ما باید کار خودمان را انجام دهیم. یکی از کارهایی که فرهنگستان باید انجام دهد، معادلیابی صحیح برای واژگان خارجی است.
بسیاری از علوم و معارف را ایرانیان به غرب منتقل کردند، ابوریحان بیرونی هزار سال پیش کتابهایی درباره هند نوشت. برای اولین بار در سه قرن پیش، ترجمه اوپانیشادها به نام «سرّ اکبر» از زبان فارسی به لاتین و از لاتین به زبانهای اروپایی ترجمه شد و این موجب انتقال علم هندشناسی به اروپا شد؛ بنابراین جهان هماینک نیز سخت به فرهنگ ایرانی و اسلامی احتیاج دارد.
در حال حاضر دلیل توجه بیشتر متفکران ما به فیلسوفان غربی، این است که ایرانیان قوم متفکری هستند و چشمشان باز است. هر جای دنیا اتفاقی بیفتد، حواسشان هست و به دنبال آن میروند. دلیل رغبتشان به فلسفه غربی هم چیزهایی است که در جای دیگر میبینند و سراغ آن میروند. دوست دارند که جریانهای مختلف فکری در کشورهای دیگر را هم دنبال کنند.
فلسفه تطبیقی
هر کسی نمیتواند فلسفه تطبیقی کار کند، باید بر هر دو سنت احاطه داشته باشد؛ یک پایش در یک سنت فکری و پای دیگرش در سنت فکری دیگر باشد؛ مثلاً اگر کسی بخواهد در مورد ابنسینا کار کند، باید تمام آثار او را بخواند تا بتواند کار عمیقی در فلسفه تطبیقی انجام دهد، مستقیم باید به کتابهایش مراجعه کند و اگر مثلاً بخواهد او را با سنتوماس مقایسه کند، باید لاتین بداند، اگر میخواهد با ارسطو مقایسه کند، باید زبان یونانی بداند و مبادیشان را در نظر بگیرد که چه اختلافاتی دارند. سهروردی میگوید: منجمان پدیدههای نجومی را در همه جای عالم رصد میکنند، وقتی مشاهدات آنها درست باشد، همه به یک نتیجه میرسند. آیا در آسمان حقایق این رصد وجود ندارد؟ آنهایی که درست رصد کنند و با علم رصدِ حقایق آشنا باشند، اگر در معانی و در حقایق و معقولات تعمق کنند، میبینید که به یک شکل رصد کردهاند. همان مسئلهای که ملاصدرا میگوید: افلاطون و هایدگر هم از دیدگاههای مختلف بررسی کردهاند. «فلسفه تطبیقی» بررسی میکند که چه اختلافی میان این مبادی و اصول وجود دارد، اما کار دشواری است.
حکمت اسلامی
حکمت تحت هدایت وحی امکان بروز پیدا میکند؛ بنابراین حاصل تلاش همه ادیان، ترویج حکمت است. ادیان در باطنشان حکمت الهی را دارا هستند. حکمت گوهر آموزه همه پیامبران است. ایران نیز از بزرگترین فرهنگهایی بوده که حکمت در آن رواج داشته و در کمتر جایی حکمت را اینگونه در پرتو تعالیم وحی میتوان یافت. ایرانیان به حکمت شهرت داشتهاند، هم در ایران باستان و هم پس از اسلام حکمت در میان ایرانیان رواج داشته است.
حکمت پس از رنسانس، منحرف و بهتدریج به ضد حکمت تبدیل شد؛ ولی در جهان اسلام تا به امروز ادامه پیدا کرد. در غرب از یک طرف علوم جدید با حکمت پیوندی ندارد و از طرف دیگر نظریهای به نام «حقیقت مضاعف» مطرح شد که آنرا به ابنرشد نسبت دادهاند. بنا بر این نظریه، دو راه برای رسیدن به حقیقت وجود دارد: یکی «فلسفه» و دومی «دین» و این دو هیچ ربطی به یکدیگر ندارند و در موازات همدیگر حرکت میکنند. کسانی به نام «ابنرشدیانِ لاتین» که نهضت فلسفی نیرومندی داشتند، از پیروان سرسخت این نظریه بودند و مرکزشان نیز مهمترین دانشگاه آن زمان، دانشگاه پاریس بود. آنها باعث شدند که فلسفه از دین جدا شود، غرب فلسفه را انتخاب کرد و این خود به نفی حکمت و مبادی الهی آن منجر شد.
اما در شرق، این حکمت به حکمت وحیانی نزدیک شد، البته با درجات مختلف و بنا به اصل توحید اسلامی، حکمت به اصل واحدی رسید. ابنسینا در تحول حکمت نقشی بسیار اساسی داشت و از جمله شخصیتهای بینظیر عالم است. در ابتدای شفا میگوید: «روش فلسفی من، حکمت مشرقیه است؛ کسانی که میخواهند به فلسفه خاص من مراجعه کنند، کتاب حکمالمشرقیین مرا بخوانند» که متأسفانه به جز مقدمه و بخش منطقش، بقیه از بین رفته است! همچنین کتابی داشت به نام «الانصاف» در بیست جلد که میان حکمای شرق و غرب در بیستهزار مسئله داوری کرده است. حکمت مشرقی ابنسینا را سهروردی، ابنعربی، خواجه نصیر و ملاصدرا به صورت وحدت بین دو حکمت با درجات مختلف ادامه دادند. اینها بزرگترین دستاوردهای حکمت و فلسفه در ایران است که در غرب دیده نمیشود، غرب و ایران دو راه مخ
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری