خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت اِبْراهیم (مفردات‌نهج‌البلاغه)
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت اِبْراهیم (مفردات‌نهج‌البلاغه) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت اِبْرام‌ (مفردات‌نهج‌البلاغه)
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت اِبْرام‌ (مفردات‌نهج‌البلاغه) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
10دقیقه
15ثانیه

خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت اِبْراهیم (مفردات‌قرآن)

قیمت اصلی 274,000 تومان بود.قیمت فعلی 158,500 تومان است.

تعداد فروش: 49

فرمت فایل

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت اِبْراهیم (مفردات‌قرآن) شامل 119 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت اِبْراهیم (مفردات‌قرآن) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل کامل و عالی پاورپوینت اِبْراهیم (مفردات‌قرآن) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت اِبْراهیم (مفردات‌قرآن) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت اِبْراهیم (مفردات‌قرآن) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل کامل و عالی پاورپوینت اِبْراهیم (مفردات‌قرآن) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل کامل و عالی پاورپوینت اِبْراهیم (مفردات‌قرآن) :

منبع: اِبْراهیم (قاموس قرآن (جلد ۱))

مقالات مرتبط: إِبْراهِیمُ (لغات‌قرآن)، ابراهیم (مفردات‌نهج‌البلاغه)، ابراهیم.

اِبْراهیم (علیه‌السّلام) جدّ اوّل حضرت رسول (صلّی‌اللَّه‌علیه‌و‌آله) و پیامبران بنی اسرائیل، مورد تصدیق مسلمین و یهود و نصاری است. این پیامبر بزرگ در شهر «اور» از شهرهای بابل بدنیا آمد(تولّد او را در شهر «فدّام آرام» نیز نوشته‌اند) و در آنجا بزرگ شد و با بت‌پرستان به مبارزه برخاست و سپس به شام هجرت نمود. قرآن مجید قسمت‌های بزرگی از زندگی و مبارزات وی را برای معرّفی او و ارشاد دیگران نقل کرده است. خداوند متعال نام ایشان را ۶۹ بار در قرآن مجید ذکر می‌کند. با توجه به آیات قرآن، دین اسلام همان دین ابراهیم است‌.

فهرست مندرجات

1 – سیر در آفاق‌
1.۱ – رشد و درک حضرت ابراهیم
1.۲ – توافق در وجود خالق با بت‌پرستان
1.۳ – نفی پرستش آفتاب و ماه
2 – شکستن بت‌ها
3 – معنای سقیم
4 – توضیح بل فعله کبیرهم
5 – سفر به مصر
6 – ذبح عظیم
7 – بنای کعبه‌
8 – ابعاد دیگری از زندگی حضرت ابراهیم
8.۱ – زنده شدن چهار پرنده
8.۲ – ختنه حضرت ابراهیم
8.۳ – محاجه با بت‌پرستان در بابل
8.۴ – یهودی یا نصرانی بودن حضرت ابراهیم
9 – نکته پایانی
10 – پانویس
11 – منبع

1 – سیر در آفاق‌

خداوند به ابراهیم‌ (علیه‌السّلام) رشد فکری داد و او را بسوی حق هدایت فرمود. در قرآن مجید می‌خوانیم: ابراهیم به پدرش آزر

[۱] قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۱، ص۷۱.

(وَإِذ قَالَ إِبرَهِیمُ لِأَبِیهِ ءَازَرَ أَتَتَّخِذُ أَصنَامًا ءَالِهَهً إِنِّی أَرَىکَ وَقَومَکَ فِی ضَلَل مُّبِین • وَکَذَلِکَ نُرِی إِبرَهِیمَ مَلَکُوتَ لسَّمَوَتِ وَلأَرضِ وَلِیَکُونَ مِنَ لمُوقِنِینَ • فَلَمَّا جَنَّ عَلَیهِ لَّیلُ رَءَا کَوکَبا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ لأفِلِینَ • فَلَمَّا رَءَا لقَمَرَ بَازِغا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّم یَهدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ لقَومِ لضَّالِّینَ • فَلَمَّا رَءَا لشَّمسَ بَازِغَه قَالَ هَذَا رَبِّی هَذَا أَکبَرُ فَلَمَّا أَفَلَت قَالَ یَقَومِ إِنِّی بَرِیء مِّمَّا تُشرِکُونَ • إِنِّی وَجَّهتُ وَجهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ لسَّمَوَتِ وَلأَرضَ حَنِیفا وَمَا أَنَا مِنَ لمُشرِکِینَ • وَحَاجَّهُ قَومُهُ قَالَ أَتُحَـجُّونِّی فِی للَّهِ وَقَد هَدَىنِ وَلَا أَخَافُ مَا تُشرِکُونَ بِهِ … • وَکَیفَ أَخَافُ مَا أَشرَکتُم وَلَا تَخَافُونَ أَنَّکُم أَشرَکتُم بِللَّهِ مَا لَم یُنَزِّل بِهِ عَلَیکُم سُلطَنا فَأَیُّ لفَرِیقَینِ أَحَقُّ بِلأَمنِ إِن کُنتُم تَعلَمُونَ • لَّذِینَ ءَامَنُواْ وَلَم یَلبِسُواْ إِیمَنَهُم بِظُلمٍ أُوْلَـئِکَ لَهُمُ لأَمنُ وَهُم مُّهتَدُونَ • وَتِلکَ حُجَّتُنَا ءَاتَینَهَا إِبرَهِیمَ عَلَى قَومِهِ …)

[۲] انعام/سوره۶، آیه۷۴- ۸۳.

(گفت: آیا بتها را معبود می‌گیری؟ من تو و قومت را در ضلالی آشکار می‌بینم بدین‌سان حکومت و تدبیر آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نشان می‌دهیم (روی عللی) و تا از اهل یقین شود. چون تاریکی شب او را فرا گرفت ستاره‌ای دید گفت: این پروردگار من است و چون غروب کرد گفت: غروب کننده‌ها (زوال پذیران) را دوست نمی‌دارم. و همین که ماه را طالع دید، گفت: این پروردگار من است و چون غروب کرد، گفت: اگر پروردگارم مرا هدایت نکند حتما از گمراهان خواهم بود. و همین که خورشید را طالع دید گفت: این پروردگار من است، این از آن دو بزرگتر است و چون در افق ناپدید گردید گفت: ‌ای مردم، من از آنچه شریک خدا قرار می‌دهید بیزارم، من رو کردم به کسی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، مایل به حقّم و از مشرکان نیستم. قوم با او به محاجّه برخاستند، گفت آیا با من درباره خدا که هدایتم کرده محاجّه می‌کنید من از آنچه بخدا شریک می‌نگارید بیم ندارم … چطور از بتهائی که شریک خدا می‌دانید بترسم و شما بی‌دلیل به خدا شریک می‌انگارید و نمی‌ترسید؟. .. اینهاست حجّت ما که به ابراهیم در برابر قومش دادیم)

[۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۷، ص۲۲۱.

[۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۷، ص۱۵۵.

[۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج، ص.

[۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۸۹.

(وَلَقَد ءَاتَینَا اِبرَهِیمَ رُشدَهُ مِن قَبلُ وَکُنَّا بِهِ عَلِمِینَ• اِذ قَالَ لِاَبِیهِ وَقَومِهِ مَا هَذِهِ لتَّمَاثِیلُ لَّتِی اَنتُم لَهَا عَکِفُونَ)

[۷] انبیاء/سوره۲۱، آیه۵۱- ۵۲.

(به ابراهیم از پیش، درک و رشد دادیم و به حال او دانا بودیم، به پدرش و قومش گفت: این تمثال‌ها چیست که بر عبادت آنها کمر بسته‌اید؟)

[۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۴۱۸.

[۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۲۹۶.

[۱۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج، ص.

[۱۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۹۳.

این آیات ترجمه یک بخش از احوال این پیامبر بزرگ است و از آنها سه مطلب به دست می‌آید:

1.۱ – رشد و درک حضرت ابراهیم

یکی اینکه خداوند به ابراهیم (علیه‌السّلام) رشد و درک عنایت فرمود و او به زودی دریافت که پرستش بتها باطل و عاری از حقیقت است. آنچه نمی‌بیند و نمی‌فهمد و نمی‌گوید و لا یضرّ و لا ینفع است چگونه قابل پرستش تواند بود؟ لذا به آن مردم می‌گفت:

(قَالَ هَل یَسمَعُونَکُم اِذ تَدعُونَ• اَو یَنفَعُونَکُم اَو یَضُرُّونَ)

[۱۲] شعراء/سوره۲۶، آیه۷۳.

(آیا اینها آنگاه که می‌خوانید می‌شنوند؟ یا به شما نفعی یا ضرری می‌رسانند؟)

[۱۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۵، ص۳۹۴.

[۱۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۲۸۲.

[۱۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۸، ص۲۹.

[۱۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۳۳۵.

این بود که با بت‌پرستی به مبارزه برخاست.

1.۲ – توافق در وجود خالق با بت‌پرستان

ابراهیم (علیه‌السّلام) و بت‌پرستان در وجود خالق توافق داشتند و اختلاف در این بود که آفتاب و ماه و ستارگان و بت‌ها در تدبیر و اداره عالم تاثیری دارند یا نه؟ ابراهیم (علیه‌السّلام) می‌خواست اثبات کند که تدبیر عالم مثل خلقت آن، هر دو کار خداست این مطلب از

(اِنِّی بَرِی‌ءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ)

[۱۷] انعام/سوره۶، آیه۷۸.

و از

(اَنَّکُمْ اَشْرَکْتُمْ بِاللَّهِ)

[۱۸] انعام/سوره۶، آیه۸۱.

آشکارا فهمیده می‌شود. اگر بخدا عقیده نداشتند گفتن اینکه: به خدا شریک قرار می‌دهید معنی نداشت. آن حضرت می‌خواست بفهماند تا خلق و امر را از خدا بدانند و آنها زیر بار نمی‌رفتند لذاست که می‌فرمود:

(لَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهدِینِ• وَلَّذِی هُوَ یُطعِمُنِی وَیَسقِینِ• وَاِذَا مَرِضتُ فَهُوَ یَشفِینِ• وَلَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحیِینِ• وَلَّذِی اَطمَعُ اَن یَغفِرَ لِی خَطِیـَتِی یَومَ لدِّینِ)

[۱۹] شعراء/سوره۲۶، آیه۷۸- ۸۲.

(آنکه مرا آفرید هم او هدایتم می‌کند. او اطعامم می‌کند و سیرابم می‌گرداند و چون مریض شوم شفایم می‌بخشد و اوست که مرا می‌میراند و سپس زنده‌ام می‌کند و از او انتظار دارم که روز جزا گناهم را ببخشد).

[۲۰] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۵، ص۳۹۶.

[۲۱] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۲۸۳.

[۲۲] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۸، ص۳۰.

[۲۳] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۳۳۶.

اینها برای آن ست که اثبات کند: تدبیر و گرداندن کارهای جهان مثل آفریدن، کار خالق است و در نتیجه پرستش و عبادت نیز خاصّ اوست. و از اینکه مشرکین و یا لااقلّ بسیاری از آنها بوجود خدا عقیده داشتند، و اختلاف بر سر تاثیر بت‌ها و اجسام طبیعی دیگر (البتّه تاثیر اجسام‌ طبیعی بالاستقلال) در امور عالم بود، نباید وحشت کرد. که قرآن از مشرکان نقل می‌کند می‌گفتند:

(ما نَعْبُدُهُمْ اِلَّا لِیُقَرِّبُونا اِلَی اللَّهِ)

[۲۴] زمر/سوره۳۹، آیه۳.

(بت‌ها را برای آن عبادت می‌کنیم که ما را پیش خدا مقرّب کنند)،

(هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ)

[۲۵] یونس/سوره۱۰، آیه۱۸.

(و اینان نزد خدا واسطه‌های ما هستند)

(وَ لَئِنْ سَاَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْاَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ)

[۲۶] لقمان/سوره۳۱، آیه۲۵.

(و‌ ای پیامبر اگر از آنها بپرسی آسمان‌ها و زمین را کی آفرید؟ حتما خواهند گفت: خدا).

1.۳ – نفی پرستش آفتاب و ماه

نفی پرستش آفتاب و ماه نظیر بت‌ها ساده نبود و احتیاج به تدبّر و تفکّر داشت که اوّلا ابراهیم خود یقین کند حکومت و تدبیر دست خداست و آنها معبود و پروردگار نیستند

(لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ)

[۲۷] انعام/سوره۶، آیه۷۵.

ثانیا با پرستش آنها به مبارزه برخیزد لذا آن حضرت با رشد و درکی که خدا داده بود طلوع و غروب و محکوم به حکم و مسلوب الاختیار بودن آنها را به حساب آورد و یقین کرد که پروردگار نیستند و پروردگار همان خالق و آفریننده زمین و آسمان‌هاست و آن وقت گفت:

(یا قَوْمِ اِنِّی بَرِی‌ءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ • اِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْاَرْضَ)

.

[۲۸] انعام/سوره۶، آیه۷۸-۷۹.

هیچ مانعی ندارد که بگوئیم: ابراهیم (علیه‌السّلام) بخدا ایمان داشت و درباره ربوبیّت آفتاب و ماه و غیره که مردم می‌پرستیدند در کاوش و تحقیق بود و ابتدا درباره هر یک از آنها گفت: این پرورش‌دهنده من است سپس به حسابش رسید و دید هیچ یک ربّ نیست و آنگاه گفت: پروردگار من همان خالق من و آفریننده مخلوقات است. اگر به ظاهر قرآن دقّت کنیم و از حق‌گوئی باک ننمائیم مطلب همین است. از امام صادق (علیه‌السّلام) سئوال شد: آیا ابراهیم در گفتن‌

(هذا رَبِّی)

[۲۹] انعام/سوره۶، آیه۷۸.

مشرک شد؟ فرمود: … این از او شرک نبود زیرا او در طلب پروردگارش بود.
چه مانعی دارد که بگوئیم: ابراهیم (علیه‌السّلام) در همان وضع و در کاوش بود و گفت‌

(هذا رَبِّی)

[۳۰] انعام/سوره۶، آیه۷۸.

و بعد بطلانش بر وی روشن شد. مگر نه این است که همه با سیر در آفاق و انفس به وجود خدا پی می‌برند، مگر نه این است که خدا فرمود:

(نُرِی‌ اِبْراهِیمَ‌ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ)

.

[۳۱] انعام/سوره۶، آیه۷۵.

ممکن است بعضی ساده لوح چنین پندارد که پیامبران ‌(علیهم‌السّلام) همه چیز را از اوّل می‌دانستند و یقین آنها بدون تفکّر و تدبّر بود و احتیاج به آن نداشتند. ما در مقابل این سخن تفکّر، ۱۵ ساله حضرت رسول (صلّی‌اللَّه‌علیه‌وآله) را در کوه حراء و آیه‌

(اَوْحَیْنا اِلَیْکَ رُوحاً مِنْ اَمْرِنا ما کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتابُ وَ لَا الْاِیمانُ)

[۳۲] شوری/سوره۴۲، آیه۵۲.

[۳۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۸، ص۱۱۰.

[۳۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۷۵.

[۳۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۲، ص۱۷۵.

[۳۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۶۴.

و آیه‌

(تِلْکَ مِنْ اَنْباءِ الْغَیْبِ نُوحِیها اِلَیْکَ ما کُنْتَ تَعْلَمُها اَنْتَ وَ لا قَوْمُکَ)

[۳۷] هود/سوره۱۱، آیه۴۹.

[۳۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۰، ص۳۶۲.

[۳۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۰، ص۲۴۱.

[۴۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۲، ص۷۲.

[۴۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۲۸۷.

را دلیل می‌آوریم که صریح‌اند: حضرت رسول (صلّی‌اللَّه‌علیه‌وآله) پیش از وحی از این چیزها اطلاع نداشت. آری خداوند ابراهیم (علیه‌السّلام) را هدایت کرد ولی با تفکّر و تدبّر در امور عالم و ملکوت آسمان‌ها و زمین. و سپس وحی آسمانی آن هدایت را محکم‌تر کرد.

2 – شکستن بت‌ها

نادره دیگری که قرآن از این مرد بزرگ نقل می‌کند شکستن بت‌ها و تکّه پاره کردن آنهاست چه تصمیم بزرگ و چه کار پر مخاطره‌ای؟! ! چه شجاعت و اقدام مؤثّری و ضربت مهلکی؟! ! بازی با مقدّسات مردم آن هم مردم نادان مگر کار آسانی است؟! ! هر چه بود آن حضرت خواست بت‌ها را در هم شکند تا مردم بدانند: این معبودهای انگل حتی به دفاع از خود نیز قدرت ندارند. او به پدرش و قومش گفت:

(اِذ قَالَ لِاَبِیهِ وَقَومِهِ مَا هَذِهِ لتَّمَاثِیلُ لَّتِی اَنتُم لَهَا عَکِفُونَ• قَالُواْ وَجَدنَا ءَابَاءَنَا لَهَا عَبِدِینَ• قَالَ لَقَد کُنتُم اَنتُم وَءَابَاؤُکُم فِی ضَلَل مُّبِین• قَالُواْ اَجِئتَنَا بِلحَقِّ اَم اَنتَ مِنَ للَّـعِبِینَ• قَالَ بَل رَّبُّکُم رَبُّ لسَّمَوَتِ وَلاَرضِ لَّذِی فَطَرَهُنَّ وَاَنَا عَلَی ذَلِکُم مِّنَ لشَّـهِدِینَ)

[۴۲] انبیاء/سوره۲۱، آیه۵۲- ۵۶.

(این صورت‌ها چیست که پرستش می‌کنید؟ گفتند: پدران خود را در چنین کار یافته‌ایم (و از آنها پیروی می‌کنیم) گفت: بی شک شما و پدرانتان در ضلالی آشکار بوده‌اید. گفتند جدّی می‌گوئی یا شوخی می‌کنی؟ گفت: نه جدّی می‌گویم، اینها ربّ نیستند ربّ شما ربّ آسمان‌ها و زمین است که آنها را آفریده و من بر این حقیقت گواهم)

[۴۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۴۱۹.

[۴۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۲۹۷.

[۴۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۶، ص۱۳۳.

[۴۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۳۱۵.

(فَقَالَ اِنِّی سَقِیم• فَتَوَلَّواْ عَنهُ مُدبِرِینَ• فَرَاغَ اِلَی ءَالِهَتِهِم فَقَالَ اَلَا تَاکُلُونَ• مَا لَکُم لَا تَنطِقُونَ• فَرَاغَ عَلَیهِم ضَربَا بِلیَمِینِ)

[۴۷] صافات/سوره۳۷، آیه۸۹- ۹۳.

(آنگاه به ستارگان نظر کرد (عظمت و ملکوت خداوندی در نظرش مجسّم شد و نادانی مردم ناراحتش کرد) گفت: من پریشانم. روی از او بگردانیدند و پی کارشان رفتند. ابراهیم بسوی خدایانشان رفت (پیشوای توحید از دیدن آن مجسّمه‌های بی‌جان که در اثر حکومت جهل، مقام الوهیّت را احراز کرده بودند به سختی تکان خورد و بر آنها فریاد کشید و گفت آیا نمی‌خورید؟! ! چه شده چرا سخن نمی‌گوئید پس شروع کرد بکوبیدن آنها)

[۴۸] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۲۲۴.

[۴۹] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۱۴۸.

[۵۰] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۱، ص۱۲.

[۵۱] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۳۱۶.

(فَجَعَلَهُم جُذَذًا اِلَّا کَبِیرا لَّهُم لَعَلَّهُم اِلَیهِ یَرجِعُونَ• قَالُواْ مَن فَعَلَ هَذَا بِـَالِهَتِنَا اِنَّهُ لَمِنَ لظَّـلِمِینَ• قَالُواْ سَمِعنَا فَتی یَذکُرُهُم یُقَالُ لَهُ اِبرَهِیمُ• قَالُواْ فَاتُواْ بِهِ عَلَی اَعیُنِ لنَّاسِ لَعَلَّهُم یَشهَدُونَ• قَالُواْ ءَاَنتَ فَعَلتَ هَذَا بِـَالِهَتِنَا یَـاِبرَهِیمُ• قَالَ بَل فَعَلَهُ کَبِیرُهُم هَذَا فَسـَلُوهُم اِن کَانُواْ یَنطِقُونَ• فَرَجَعُواْ اِلَی اَنفُسِهِم فَقَالُواْ اِنَّکُم اَنتُمُ لظَّـلِمُونَ• ثُمَّ نُکِسُواْ عَلَی رُءُوسِهِم لَقَد عَلِمتَ مَا هَـؤُلَاءِ یَنطِقُونَ• قَالَ اَفَتَعبُدُونَ مِن دُونِ للَّهِ مَا لَا یَنفَعُکُم شَیـا وَلَا یَضُرُّکُم• اُفّ لَّکُم وَلِمَا تَعبُدُونَ مِن دُونِ للَّهِ اَفَلَا تَعقِلُونَ• قَالُواْ حَرِّقُوهُ وَنصُرُواْ ءَالِهَتَکُم اِن کُنتُم فَعِلِینَ• قُلنَا یَنَارُ کُونِی بَردا وَسَلَمًا عَلَی اِبرَهِیمَ• وَاَرَادُواْ بِهِ کَیدا فَجَعَلنَهُمُ لاَخسَرِینَ)

[۵۲] انبیاء/سوره۲۱، آیه۵۸- ۷۰.

(آنها را تکّه تکّه کرد و فقط بزرگشان را گذاشت که شاید بدو مراجعه کنند (مردم چون وارد بت‌خانه شدند و از ماجرا آگاهی یافتند) گفتند کی با خدایان ما چنین کرده؟ او بی‌شک ستمکار است گفتند: شنیدیم جوانی ابراهیم نام آنها را به بدی یاد می‌کرد. گفتند: او را به محضر مردمان بیاورید، تا گواهی دهند (که خدایان را به بدی یاد می‌کرده و این گواهی وسیله اقرار او باشد چون ابراهیم را آوردند) گفتند: ای ابراهیم آیا تو با خدایان ما چنین کرده‌ای؟ گفت: بلکه (شاهد حال که همه قطعه قطعه شده‌اند و بزرگشان سالم مانده، نشان می‌دهد که) بزرگشان این کار را کرده است. از خودشان بپرسید اگر سخن می‌گویند. مردم به ضمیرهای خود مراجعه کردند و گفتند: که شما ستمگرید (نه ابراهیم بعد باطلشان را بجای حق گرفته و خود را در محاکمه او ذی حق دانسته) گفتند: تو میدانی که اینها سخن نمی‌گویند (و احاله به گفتگو با خدایان دلیل آنست که تو این کار کرده‌ای) گفت: پس جز خدا، چیزی می‌پرستید که نه سودی به شما می‌رساند و نه زیانی می‌زند؟!! قباحت بر شما و بر آنچه غیر از خدا می‌پرستید آیا نمی‌فهمید؟! (از این سخنان روشن شد که ابراهیم در مقام دفاع از خود نیست و نمی‌خواهد بگوید: من نکرده‌ام بلکه غرضش ابطال خدائی خدایان است). گفتند: اگر می‌خواهید مجازاتش کنید، او را بسوزانید و خدایانتان را یاری کنید (تا در آینده کسی به این فکر نیافتد و بدانند جزای اهانت به خدایان سوزاندن است) گفتیم: ‌ای آتش بر ابراهیم خنک و سالم باش. خواستند با این نیرنگ او را مغلوب کنند ولی آنها را زیان‌کارتر کردیم‌) حقّانیّت ابراهیم کاملا روشن گردید.

[۵۳] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۴۲۱.

[۵۴] طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۲۹۹.

[۵۵] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۶، ص۱۳۵.

[۵۶] طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۹۴.

تا اینجا آنچه زیر عنوان سیر در آفاق و شکستن بتها گفته شد، متّخذ از قرآن مجید و کاملا ساده و طبیعی است، ولی برای توضیح بیشتر به سه مطلب از آنچه گذشت دوباره اشاره می‌کنیم.

3 – معنای سقیم

(فَنَظَرَ نَظْرَهً فِی النُّجُومِ فَقالَ اِنِّی سَقِیمٌ)

[۵۷] صافات/سوره۳۷، آیه۸۹.

در ترجمه این آیه گفتیم که: ابراهیم (علیه‌السلام)، آنها را توبیخ کرد و از پرستیدن بت‌ها بر حذر نمود، آنگاه به ستارگان نگاه کرد و عظمت خدا در نظرش مجسم شد و از نادانی آن قوم بر آشفت و گفت: من پریشان حالم. در لغت به مکان خوفناک و به قلب کینه‌ور

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.