اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت شش قرن فراموشیِ مولانا معینالدین فراهی، مؤلفِ روضهالواعظین
246,000 تومان قیمت اصلی 246,000 تومان بود.130,500 تومانقیمت فعلی 130,500 تومان است.
تعداد فروش: 51
فرمت فایل
پاورپوینت فایل کامل و عالی پاورپوینت شش قرن فراموشیِ مولانا معینالدین فراهی، مؤلفِ روضهالواعظین؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت شش قرن فراموشیِ مولانا معینالدین فراهی، مؤلفِ روضهالواعظین با 91 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت شش قرن فراموشیِ مولانا معینالدین فراهی، مؤلفِ روضهالواعظین:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت شش قرن فراموشیِ مولانا معینالدین فراهی، مؤلفِ روضهالواعظین به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت شش قرن فراموشیِ مولانا معینالدین فراهی، مؤلفِ روضهالواعظین با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت شش قرن فراموشیِ مولانا معینالدین فراهی، مؤلفِ روضهالواعظین تضمینشده است.
بخشی از متن فایل کامل و عالی پاورپوینت شش قرن فراموشیِ مولانا معینالدین فراهی، مؤلفِ روضهالواعظین :
بیشماری از رجال ذینفوذ اواخر دوره تیموری در کشاکش و انتقال قدرت از تیموریان به شیبانیان، در درازنای تاریخ به فراموشی سپرده شدهاند. در این میان بداقبالیِ معینالدین مسکین فراهی بهرغم منصب قضا و وعظ در هرات، دو چندان نمایان است.
نویسندگان:
احمد عطوفتی خوافی، کارشناس زبان و ادبیات فارسی و نسخهپژوه
فرهاد احراری، پژوهشگر عرفان و تصوف اسلامی و نسخهپژوه
چکیده
بیشماری از رجال ذینفوذ اواخر دوره تیموری در کشاکش و انتقال قدرت از تیموریان به شیبانیان، در درازنای تاریخ به فراموشی سپرده شدهاند. در این میان بداقبالیِ معینالدین مسکین فراهی بهرغم منصب قضا و وعظ در هرات، دو چندان نمایان است. وی آثار چاپناشده متعددی دارد و به درستی تا کنون شناخته نشده است. «روضهالواعظین» اثر نویافته وی است که متأثر از «دُرجالدُّرر و دَرجالغُرر فی بیان میلاد خیرالبشر» اثر اصیلالدین واعظ دشتکی است و در این مقاله در پی معرفی این اثرِ درازدامن و علل فراموشی وی به عنوان یکی از شناختهشدهترین وعاظ و شعرای زاهد سده نهم هجری خواهیم بود. انگیزه اصلی نگارش این مقاله ارائه برخی اطلاعات نویافته درباره زندگانی و آثار معینالدین فراهی بهویژه «روضهالواعظین» است که در پژوهشهای قبلی مغفول مانده است.
واژگان کلیدی: روضهالواعظین، ملأ مسکین، مکتب هرات، نسخههای خطی، معینالدین فراهی.
ضرورت تحقیق
آثار فراهی از آن دسته نگاشتههایی قصهپردازانه و پر از اطناب است که مخاطبان وی غالباً از مردم عادی زمانه او بودهاند و گاه بزرگان و دیگر رجال متعین هم در مجالس وی حاضر بودهاند. متأسفانه تا کنون آثار و نگاشتههای فراهی بهدرستی معرفی و تصحیح نشدهاند. وی شارحی مسلّط بر فقه و واعظی شهیر و خوشبیان بوده است. در جامع هرات وعظ میگفته و دستی در شعر داشته است. بداقبالی که برخی آثارش بهنام دیگران از جمله دیوانش بهنام معینالدین چشتی در شبه قاره بهچاپ رسیده است. بهرغمِ چاپ مغلوط و انتساب ناروای یکی از آثارش در سالیان گذشته در شبه قاره، کماکان نسخههای خطی برخی از آثارش تصحیح نشدهاند.
پیشینه تحقیق
اولین مقاله درباره فراهی را مرهون زندهیاد احمد گلچین معانی شاعر فهرستنویس و مصحح هستیم که وی در سال ۱۳۵۰ در مجله یغما تحت عنوان «معینالدین چشتی و معینالدین فراهی» به بیان تفاوت این دو پرداخته است. دیگر مقالات به شرح ذیل است:
الف) نقد نثر تفسیر حدایقالحقایق (بر مبنای سبکشناسی ساختارگرا)، رضایی، محمد؛ پورسلیمی، سعیده؛ سبکشناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، بهار ۱۳۹۲، شماره ۱۹.
ب) لزوم بازنگری و تصحیح مجدد دیوان فراهی هروی، احمد علیزاده، متنشناسی ادب فارسی، سال سیزدهم، پاییز ۱۴۰۰، شماره ۳ (پیاپی ۵۱).
ج) سبکشناسی اشعار فراهی هروی، احمد علیزاده، ماهنامه علمی سبکشناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)
د) اشعاری نویافته از ملأ واعظ فراهی در اخلاق نوری (نسخهای تازهیافته از سده یازدهم هجری)، مریم محمودی و نسرین ایزدی، پژوهشنامه نسخهشناسی متون نظم و نثر فارسی، مقاله ۱، دوره ۲، شماره ۴، شهریور ۱۳۹۶. سال ۱۵، شماره ۳، خرداد ۱۴۰۱.
ه) بررسی اصالت نسخههای خطی «معارجالنّبوّه فی مدارجالفتوّه» موجود در کتابخانههای ترکیه، مهبد خاتم گویا، ثریا رازقی، زهرا قرقی، و هنگامه آشوری، آینه میراث، پاییز و زمستان ۱۴۰۲، شماره ۷۳.
و) واعظ نامبردار دیروز و مسکین امروز، خلیل الله افضلی، فصلنامه جامی، پاییز ۱۳۹۵.
معالاسف مقالات چاپشده پیرامون معینالدین فراهی به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد.
مقدمه
بیتردید واپسین سالهای سده نهم مقارن با فوت سلطانحسین بایقرا یکی از سیاهترین دورههایی است که فرهنگ پارسی در مکتب هرات بهخود دیده است. عدم کفایت سیاسی و اقدامات نابخردانه بدیعالزّمان میرزا از جمله درگیری با پدرش و از سویی گریختن وی از ترس محمدخان شیبانی و پناهبردن به صفویان و سپس ماندن در عثمانی آن روزگار، از عوامل سقوط دارالسلطنه هرات است که ازبک شیبانی در این فضای کشمکش داخلی و نابسامانی به هرات تاخت. در این میان خیل عظیمی از شاعران و صنعتگران که در مکتب هرات پرورشیافته بودند، هرات را ترک کردند و یا به اجبار از خوف جان با شیبانیها همراه شدند، یا به دربار بابر گورکانی رفتند. غیاثالدین میرخواند مؤرخ معاصر وی در وصف حمله محمدخان شیبانی چهارسال بعد از فوت معینالدین فراهی در «حبیب السیر» مینگارد: «در مدت محاصره در سنه ۹۰۹ قمری آن مقدار خرابی از سپاه اوزبک در ظاهر آن بلده و توابع روی نمود که مزیدی برآن تصور نیست …». این گزارش گویای ویرانی تمامی مظاهر فرهنگ و تمدن مکتب مشعشع هرات است. متعاقباً حملات شاهعباس صفوی این مصیبت را دوچندان کرد و دیگر میراث چندانی از مکتب هرات برجای نماند. جلالالدین صدیقی در تحقیق خود ـ هرات در دوره صفویانـ میگوید: «حملات پیهم و مستمر ازبکان شیبانی بالای صفویان در هرات، این شهر را از شکوه و جلال پیشین انداخت. روابط آن را با دیگر شهرها بهکلی قطع کرد و آن پیوند و همکاری که میان بزرگان و شهروندان شهرهای بزرگ و بارونق خراسان تا ناحیه ماوراءالنهر و سرزمین هند و آسیای صغیر موجود بود، از بین رفت و سقوط اقتصادی و فرهنگی و قطع هرگونه روابط اجتماعی، سیاسی و مذهبی فراهم شد. انتقال پایتخت از هرات به قزوین و سپس تبریز و اصفهان و حملات مکرّر ازبکان شیبانی، این شهر (هرات) را از چشم انداخت و در دورههای بعدی سقوط شهر به دست افغانان ابدالی و ناامنیها و فساد و جابهجاییهای اقوام تا حد زیادی زمینهی اضمحلال شهر را در عرصههای مختلف رقم زد». افول هرات و بهدنبال آن کوچ رجال صاحبنفوذ به هند، عثمانی و اصفهان و سمرقند و حکمرانیها و تاخت و تازهای حکومتهای نالایق باعث شد میراث مکتوب شمار زیادی از رجال و مشاهیر ذینفوذ هرات در فاصله حمله ازبکها و حملات بعدی صفویان نابود و بهدست فراموشی سپرده شود که آثار معینالدین فراهی مصداقی بارز از این ماجراست. مکتبی که در آن وراقان، نگارگران، مجلدان، مذهبان و نسخهنویسان فراوانی فرهنگیترین کالای بشری یعنی میراث مکتوب را خلق نمودند.
فراه و مولانا محمد فراهی
معینالدین زمچی اسفزاری در «روضاتالجنات فی اوصاف مدینه هرات» که خود مقارن و از مؤرخان هرات و منشیان دربار سلطانحسین بایقراست و یک دهه قبل از معین فراهی درگذشته است، ولایت فراه را ولایتی وسیع و صاحب توابع و مضافات بسیار و زادگاه دانشمندان زیادی چون ابونصر فراهی، جلالالدین فراهی و برخوردار فراهی معرفی کرده است و اصالت مردمان و «شاهان فراه» را که قومی بزرگ بودهاند، با ملوک سجستان برابر دانسته است. شاهان فراه قومی بزرگ بودهاند و خاندان قدیم داشتهاند که واقعه کشتن هجده تن از شاهان فراه را توسط امیر اویس ترخان، زمچی روایت کرده است.
پدر معینالدین، «مولانا شرفالدین حاجیمحمد فراهی» یا «مولانا محمد فراهی» صاحب مرتبه عالی و عالم به علوم ظاهری و باطنی و مشهور بوده است. وی را با واسطه مرید شاهعلی فراهی مرید علاءالدوله سمنانی معرفی کرده است. گزارشهای فوق درک بهتری از القاب وی –شرفالدین و شاه – را واضح میکند. گزارشهای منابع تاریخی اواخر دوره تیموری از روابط وی با شاهرخ – سلطان حسین – و ابوالقاسم بابر و دیگر امرای محلی تیموری در فراه ارائه میکنند. و «خواندمیر» وی را از اعاظم فقیهان زمان میرزا ابواالقاسم بابر-حاکم فرهنگدوست و هنرپرور تیموری- معرفی کرده است. گزارش بیشتری از «عبدالرزاق سمرقندی» در «مطلعالسعدین و مجمعالبحرین» است که شرح امتحان علمی خود و مولانا محمد فراهی را در حضور شاهرخ تیموری به اجمال روایت کرده است. ابوسعید هروی در حصه دوم مزارات هرات میگوید: «مولانا فراهی در سال ۸۶۰ فوت نموده و از اصحاب زینالدین خوافی است. بغایت بزرگوار و بسیار عالیقدر و در ترک تجرید یگانه روزگار. اوقات شریف را به مطالعه علوم دینیه و معارف یقینیه میگذراند». وی دستی در شعر داشته و تخلصش «فراهی» بوده است. معینالدین به دفعات از اشعار پدرش در آثارش استفاده کرده است. وی دارای فرزند دیگری بهنام نظامالدین بوده که مدتهای مدید به قضاوت و تدریس در مدرسه غیاثیه هرات و مدرسه اخلاصیه مشغول بوده و در نهایت مراعات زهد و تقوی و مهارت در امر درس و فتوا مشغول و مشهور بوده است. و مؤرخانی چون واصفی و خواندمیر وی را به وفور زهد و مراعات حلال و حرام معرفی کردهاند.
معینالدین فراهی (ملأ مسکین)
یگانه خوشاقبالی فراهی حضور وی در زمانهای است که منابع شناختهشده دوره تیموری هرچند به اختصار وجوهی از شخصیت وی را گزارش کردهاند. با توجه به اصالت و نفوذ خاندان موسوم به شاهی در فراه و روابط پدر معینالدین با بزرگان عهد تیموری بهنظر میرسد در فراه ولادت یافته و تحصیل و اشتغال و معاش وی در هرات و فراه سپری شده است. آنگونه که واصفی در «بدایعالوقایع» گزارش کرده، معینالدین فراهی ایام تحصیل در هرات و در مدرسه نظامیه آن شهر علوم متداول زمانه را فراگرفته است. خصوصاً که در خوشنویسی ماهر بوده و «اکثر خطوط را در غایت جودت بر صحیفه تحریر مینگاشت». گواه این ادعا نسخهای از «درجالدرر و درجالغرر فی بیان میلاد سیدالبشر» اثر اصیلالدین عبدالله بن عبدالرحمن واعظ حسینی دشتکی شیرازی است که در ۸۸۹ قمری -درست ۱۹ سال قبل از فوت- در کمال پختگی کتابت کرده است. کتاب مذکور به صورت عکسی در ایران چاپ شده است. تحت آموزش و تأثیرپذیری از پدرش که شرفالدین به واقع بوده است، دانشی وسیع داشته است که با نگاهی گذرا به مجموعه آثارش معلومات وی در تاریخ، فقه، حدیث و لغت بهخوبی مشهود است. در روایت میرخواند مشهود است که: «… در بسیاری از فضایل و کمالات اظهار وقوف مینمود و در زهد و تقوا درجه علیا داشت. معینالدین مدتها در ایام جمعه بعد از نماز ظهر در مقصوره مسجد جامع هرات وعظی در کمال تأثیر میگفت و درر غرر معانی آیات و احادیث را به الماس طبع میسفت». مضافاً در دیباچه نسخه خطی «روضهالواعظین» مسند ارشاد و وعظ را امری به ارث برده از آبا و اجداد خود یاد میکند. بیشترین گزارشها درباره معینالدین فراهی را «غیاثالدین بن همام مشهور به میرخواند» درگذشته به سال ۹۴۲ قمری روایت میکند. وی در تمامی آثارش هرچند کوتاه بهنحوی به معینالدین اشاره کرده است. علیشیر نوایی شخصیت ذینفوذ زمانه وی و نفر دوم بعد از سلطانحسین بایقرا که مقارن با وی بوده است، در تذکره «مجالسالنفایس» تصویر بهتری از وی به ما نشان میدهد و با توجه به مقام و موقعیت علیشیر نوایی اینگونه بیپروا از معینالدین فراهی یاد میکند: «پسر مولانا محمد فراهی است؛ و در ممالک خراسان وعظ او پیش خواص و عوام مرغوب ولیکن شخصی دیوانهسان است و مریدان او نیز بدینسانند… هر سخن که بخواهد بر سر منبر میگوید و کسی وی را مؤاخذه نمیکند». هرچند که وی تاوان برخی از سخنانش را بر منبر داده و مورد شکنجه و عتاب سلطان خاقان قرار گرفته است. و به قول برادرش نظامالدین، منبر قابلیت وی را ضایع کرده است. بهنظر میرسد این جسارت وی ریشه در سلامت مالی و احتمالاً نزدیکی وی به سلطانحسین و دربار خاقان تیموری دارد؛ چرا که خواندمیر (متوفای ۹۴۲ ق) گزارشی مفصل از همراهی معینالدین فراهی با سیفالدین احمد تفتازانی -فرزند سعدالدین تفتازانی-، کمالالدین حسین واعظ، حمیدالدین تبادکانی، امیر جمالالدین مازندرانی و ابوسعید پورانی و دیگر اعیان و اشراف و رؤسا و کلانتران ارائه میکند که به منظور منصرفنمودن سلطانحسین از سفر حج و ماندن وی در هرات برای دفع حملات احتمالی ازبکها به نزد وی رفتهاند و وی بهرغم علاقه از سفر منصرف شده است. از سویی دیگر در گزارشی دیگر خواندمیر در مآثرالملوک اطلاعات دیگری به ما میدهد که فراهی «به وفور زهد و کثرت عبادت موصوف است… و هرگز قدم شریفش به خانه هیچکس از امرا و ارکان دولت نرسیده است و از این طایفه تحفه و هدیه قبول نکرده است. در ملفوظات زینالدین قواس بهدادنی خوافی چندین بار نام وی ذکر شده و روایاتی از زهد وی به میان آمده است: «خدمت مولانا معینالدین میفرمودند: که مدّت چهل سال است که به امر خطیر تذکیر قیام مینمایم. درین مدّت چشم من بر سقف بازار ملک نیفتاده با وجود آنکه هر روز یکبار یا دوبار از آنجا گذشتهام و این از جهت آن بود که من خلق را نصیحت میکنم. اگر به هوای نفس کار کنم سخن مرا در نفوس خلایق چه تأثیر خواهد بود؟ روایت دیگری را واصفی از عتاب و نصیحت غلاظ و شداد فراهی توسط پدرش مولانا محمد فراهی روایت میکند که حق استفاده از گندم وقفی را که در خانه بوده، ندارند و خوردن گندم وقفی را باعث تیرگی قلب و بیهودگی علم و تحصیل میدانسته، حال اینکه معینالدین و نظامالدین بیان داشتهاند، آن گندم بهعنوان امانت در منزل آنها بوده. روابط گسترده محمدشاه فراهی با فضلا و دانشمندان عصر و رفتارهای زاهدگونه و تقوای فقیهانه و بیالتفاتی وی به مقامات و متمکنین عصر و حتا متلکهای واعظگونه به بزرگان عصر نشان از چگونگی رشد و تربیت فراهی دارد. به گونهای که حتی بعد از فوت برادرش بیشتر از یکسال در منصب قضاوت علیرغم اصرار خاقان والا گهر –حسین بایقرا- دوام نیاورد و حاضر به ادامه آن نشد. بهنظر میرسد وی روزگار را با تدریس در مدارس هرات و وعظ و حمایتهای مالی تیموریان سپری کرده است. نگارنده در هیچکدام از منابع واپسین دوره تیموری و بعد از آن و حتا تفحص در هامشهای نسخ خطی آثار وی تاریخ تولد وی را نیافتم، لیکن با درنظرداشت تاریخ فوت وی در ۹۰۷ قمری وگزارش خود وی در «معارجالنبوه» که چند دهه در تکمیل آن کوشیده است به نظر میرسد وی در بین سالهای ۸۲۰ تا ۸۴۰ متولد شده است».
معاصران، وابستگان و ارادتمندان فراهی
معاصران معینالدین فراهی اعم از خویشان وی در فراه و سایر همعصران وی در عهد «خاقان منصور» حسین بایقرا آنچنان از شهرت برخوردارند که کمتر کسی از پژوهشگران عهد تیموری است که شناختی از آنان نداشته باشد. افرادی نظیر بهاءالدین عمر جغارگی، امیر علیشیر نوایی، مولانا عبدالرحما
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
