اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل کامل و عالی پاورپوینت زبان دل و دربار
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 73
فرمت فایل
پاورپوینت فایل کامل و عالی پاورپوینت زبان دل و دربار؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت زبان دل و دربار با 58 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت زبان دل و دربار:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت زبان دل و دربار به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت زبان دل و دربار با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل کامل و عالی پاورپوینت زبان دل و دربار تضمینشده است.
بخشی از متن فایل کامل و عالی پاورپوینت زبان دل و دربار :
در این گفتار اولین خاستگاهها و کانونهای جوشان زبان و ادب پارسی در کشور همسایه، ازبکستان، را مورد بحث قرار میدهیم
دامن کشیدن جهان ایرانی از کاشغر تا سارایوو
در این گفتار اولین خاستگاهها و کانونهای جوشان زبان و ادب پارسی در کشور همسایه، ازبکستان، را مورد بحث قرار میدهیم؛ کشوری که در آن نزدیک به سه سال، رایزن فرهنگی ایران در تاشکند، پژوهشگر، ویراستار و آموزگار زبان فارسی بودم. این سامان در آسیای میانه، از دیرباز تا امروز یکی از کانونهای جوشان ادب پارسی است. در ازبکستان پاسداران راستین زبانفارسی در بخشها و استانهای فارسنشین ازبکستان، بویژه – تاجیکهای سمرقند و بخارا- هستند که به روزگاری پیش از این، دو شهر آباد و نامدار ایرانزمین بودند. مردمان فارسزبانی که پرچم زبان فارسی و فرهنگ و آیین ایرانی را برافراشته نگاه داشتهاند. اینکه مردمانی در چنبره دشمنان گوناگون از زبان مادری نگهبانی کنند، کارشان ارزشی دوچندان خواهد یافت و تاجیکان کشور ازبکستان چنین کار کارستانی کردند.
ردپای «ایران خاوری» در ازبکستان
ارزشمندی کشور ازبکستان در چشم ما ایرانیها از کجاست؟ ازبکها خودشان را بخشی از «جهان ترک» میدانند و ترکها خود میگویند: «هرگاه در درازنای تاریخ، دست ما شمشیر بوده، دست ایرانیها خامه بوده است»! گیرا و دلربا آنجاست که این راستینگی را خودشان بر زبان میآورند. اینکه انیرانی خود بگوید که ما همواره در جنگ و چکاچک شمشیر بودیم، ولی ایرانیها دستشان گرم نوشتن و سرشان گرم اندیشیدن بوده است، برای ما بسی شیرین و خوشایند است.
ما در ازبکستان، رگهها و پیوندهای اندیشه و زبان ایران خاوری را پیدا میکنیم؛ از آن شمار، واژههای بسیار زیبا و دلنشینی که در گوش ما ناآشنا میآید اما در میان تاجیکهای سمرقند و بخارا، روایی بسیار دارد. امیدوارم که این رخداد مانا و زیبا در زندگی تکتک شما پیش بیاید که دیداری از آن سامان داشته باشید و بویژه این دو شهر باستانی و تاریخی را از نزدیک ببینید و پای گپ و گفت تاجیکان این دو شهر که «حافظ شیرازی» نیز در اولین عاشقانه دیوانش از ارج و ارزش آن دو یاد کرده، بنشینید. آنگاه که از آنجا برمیگردید، گویی از «تونل زمان» گذر کرده، به زمان اکنون بازگشتهاید.
اعتبار «فارسی اصیل» نزد تاجیکها
پیش از ازبکستان، یک سالی در تاجیکستان بودم. در واخوریها و نشست و برخاستها آنان به من میگفتند: «گپ شما فهما نیست»! و من شگفتزده میشدم که چرا چنین میگویند!؟ روزی که در همایش بزرگداشت جایگاه «رودکی»، آغاز به سخن نمودم، گفتم: «چرا گپ من فهما نیست؟» گفتند: «برای اینکه واژههای عربی در گفتار شما بسیار است»! دیگر دانستم که دوری زمینی میان ما و «زبان آمیخته فارسی-عربی» که ما ایرانیها به کار میبریم، کارش را کرده است!
از تاجیکستان که بازگشتم، پوست انداخته، گویی زیر و رو شدم. یک آشوب و دگرگونی درونی در من رخ داد که بسیاری دوستان و همکارانم آن را پیشواز گرفتند و بسیاری دیگر هم خشمگین شدند که «چرا شما در نوشتههای خودتان از واژههای عربی بهره نمیگیرید؟» من این آموزه ارزشمند را از تاجیکها دارم و این رویکرد ایرانی را وامدار آنها هستم.
یک «ایران» و یک «جهان ایرانی»
ما یک «ایران» داریم و یک «جهان ایرانی». ایران، آنچنان که روشن است، مرزهایی شناختهشده دارد و همه ما گستردگی و پهناوریاش را میدانیم. ولی یک «ایران فرهنگی» نیز داریم که گستردگی و پهناوریاش چندین برابر این ایران کنونی است. این مرزهای پهناور ایران فرهنگی یا جهان ایرانی، یک سرش به «کاشغر» چین میرسد و سر دیگرش به آن سوی «بالکان» در اروپا. «سعدی» در «گلستان» میگوید: «به کاشغر رفته بودم، مردم کوچه و بازار گلستان میخواندند» و از دیگر سو به «سارایوو»، پایتخت کنونی کشور «بوسنی و هرزگوین» میرسد که نامش هم گویا از «سرای» فارسی آمده و این نشان میدهد که پهناوری زبان فارسی و جهان ایرانی تا کجا دامن کشیده است.
ما چنین زبانی داریم که درونش زیبا، زاینده و جوشان است. هیچ زبان باستانی و تاریخی در جهان، به زیبایی سخن و سرود پارسی نیست. این را گویشوران آن زبانها نیز میگویند که زبان فارسی، گویی سرودی آهنگین است. کسی که گوشش با زبان فارسی آشنا نیست، هنگامی که به گفتار من و شما گوش میدهد، گمان میکند که داریم آهنگی مینوازیم یا سرودی گوشنواز میخوانیم.
شکوه زبان فارسی پشتوانه شهریاری ایرانی
زبان فارسی شکوفا و توانمند، پشتوانه بزرگی برای پادشاهی و «شهریاری ایرانی» نیز بوده است. چه اینکه، هم «زبان دل» بوده است و هم «زبان دربار». کشورداری و «اندیشه ایرانشهری» یکی از پایههای ارزشمندش همین زبان پارسی است. زیبایی زبان فارسی و نیرومندی پادشاهی و شهریاری ایرانی از روزگار کوروش و داریوش تا امروز، ما ایرانیها را در جهان، نامدار کرده است. ولی چهرهشدن، گویی آسیبهایی نیز به دنبال دارد! مگر نه این است، آنگاه که زیبا و توانا باشیم، بدچشم و بدخواه بسیار نیز خواهیم داشت؟ به گفته مولانا: «دشمن طاووس آمد پرّ او/ ای بسا شه را بکشته فرّ او». اکنون که در این جایگاه هستیم، از سر بیخیالی و سادهانگاری، ارزش این سرمایههای والا و مینوی را نمیدانیم، چون خود در درون داستان هستیم. آنگاه که دور شویم، بزرگی این قله خودش را نشان میدهد.
بسیاری از دانشمندان، چه ایرانی و چه انیرانی، باور دارند که «ورارود» یا «فرارودان»، گهواره زبان فارسی است و این بیت زیبا را از «ابوحفص سغدی سمرقندی» گواه آوردهاند که: «آهوی کوهی در دشت چگونه دودا / او ندارد یار، بییار چگونه بودا» که میگویند، اولین سروده در زبان فارسی است. «رودکی سمرقندی» را هم پدر سخن و سرود پارسی میدانند، همو که کاروانسالار پارسیگویان است و همه سرایندگان پارسیسرا، بیگمان و گفتوگو، از سر سفره آن «تیرهچشم شاعر روشنبین» به گفته «ناصر خسرو»، برخاستهاند.
تنگنای زبان فارسی در سمرقند
«سمرقند قندمند / به این روزت که افکند» زمان سرایش این سرود دردناک مردمی، هزار و دویست سال پیش است.
«عبدالله»، فرزند «طاهر ذوالیمینین»، به خوشایند «خلیفه» بغداد، فرمان میدهد که هر نوشته پارسی را که یافتید، بسوزانید و هر آنکس که به پارسی سخن میگوید، زبانش را کوتاه کنید! او با اینکه خراسانی است، ولی برای دو روز فرمانروایی و کامبخشی، گویشوران زبانفارسی را اینچنین آزار میدهد و به چوب و چماق میسپارد؛ فرمان اوست که: «در قلمرو من هر کجا که از تصانیف و مقال عجم و مغان کتابی باشد، جمله را بسوزانند»! به گفته حافظ: «شکایت از که کنم، خانگیست غمّازم»! اگر زبان فارسی ماند و تا امروز، شکسته و بسته و خسته به دست ما رسیده و زبانی نیمبند و نیمهجان و آمیخته با عربی است، از سر بیتفاوتی و دشمننوازی برخی از «ایرانیان دروغین» بوده که پشت به میهن و ارزشهای میهنی کرده، روی به دربار «خلیفه» داشتند.
فرهنگ ایرانی در تاشکند
گمان نکنید که ما با ازبکها، پیوندی جز زبان فارسی نداریم؛ چنین نیست! «علی بن محمّد ترمذی» که زندگی و مرگش در شهر تاریخی «ترمذ» در ازبکستان امروزی گذشت، بینشمند بزرگی است که در «تذکرهالاولیا»ی «عطّار نیشابوری»، زندگینامه و اندیشههای او آمده است. دیگر اینکه اگر در روزگار «ایران باستان» ما در ایران، فلسفهای با نام «خرد خسروانی» و نامدارانی مانند «بزرگمهر» داشتیم، ولی پس از آمدن تازیان به ایران و آغاز زمانهای دیگر، این «ابوعلی سینا» بود که چهره نامدار فلسفه ایرانی شد. بوعلیسینا که زاده شهر بخارا بود و آرامگاهش در همدان است، از بزرگان و پیشگامان فلسفه به شمار میآید.
در شعر و ادب پارسی هم ما «رودکی» را داریم که پدر شعر فارسی است و سخنگوی برجسته دیگری به نام «سیف فرغانی» با آن سروده مردانه و توفنده و ستیزندهاش در رویارویی با مغولان تازشگر:
«هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرّش شیران گذشت و رفت
این عوعوی سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت، غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام، ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد»
که این سراینده نترس و بیباک فارسیگو هم از «فرغانه» ازبکستان بود. هنر ایرانی نیز در دورهای در ازبکستان با نام «کمالالدّین بهزاد» درخشید و دبستان نگارگری هرات و تیموری امروزه برای ما بسیار آشناست. آیین و دبستان هرات و دبستان تیموری، ریشه در خاک ازبکستان امروزی دارد.
چگونه از دولتمرد نیکنام و کاردان ازبک در سدههای پیش، «امیرعلیشیر نوایی» یادی نکنم که سرایندهای دوزبانه و توانا بود. همچنین، «عبدالرّحمان جامی» و کسی که گفتهاند در کارهای نیک، همچون ارجنهادن به دانشمندان و دستگیری از بیچارگان و نیز ساختن کاریز، کا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
