خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عاشورای خونین حسین علیه السلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عاشورای خونین حسین علیه السلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل باز تاب اندیشه سیاسی عاشورا در شعر معاصر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل باز تاب اندیشه سیاسی عاشورا در شعر معاصر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
17ساعت
34دقیقه
44ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مرثیه عاشورا

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 60

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل مرثیه عاشورا؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل مرثیه عاشورا شامل 18 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل مرثیه عاشورا را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل مرثیه عاشورا با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل مرثیه عاشورا با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل مرثیه عاشورا تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مرثیه عاشورا را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مرثیه عاشورا :

محتشم چشمانش را که باز کرد به اطراف حرکت داد. تاریکی بود و سکوت و نور کم فروغ شمعی کوچک. صداهایی از وردست خیال، درهم و برهم که موج برمی داشت و اوج می گرفت.

دردی ویران کننده بر رخش پاشیده بود لبهایش لحظه ای لرزید و بغض را در سینه اش کشت. احساس کرد غمی به سنگینی عالم بر دلش سنگینی می کند، غمی که اگر بر کوه فرود می آمد می شکست و فرو می ریخت.

انگار همین دیروز بود. گل زندگیش، پسر دلبندش (۱) پیش رویش سوخت و پرپر شد. دلش ازدست روزگار سر رفت. دیگر زندگی و شعر برایش بی معنا شده بود. ادبای کاشان و شعرای معاصر در رثای فرزندش بسیار سروده بودند، حتی خودش هم مرثیه ای غرا در عظمت این واقعه سروده بود. اما درد او را این چیزها درمان نمی کرد.

دوباره بر بستر دراز کشید که چشمش به شیشه مات پنجره افتاد. دلش هری فرو ریخت. انگار دو چشم کوچک و پرمژگان به او خیره شده بود. پسرش بود که می گریست و بابا، بابا می گفت. چشمانش را مالید، کسی پشت پنجره نبود.

روح صدا در تار و پود محتشم کاشانی حلول کرد. حس غریبی به او دست داد. در خود نبود. در مرگ فرزند خود را مقصر می دانست، چشمان غم گرفته اش را بست تا بار دیگر پسر را در خواب به تماشا بنشیند.

آب بود و آب، آبشارهای بزرگ رودخانه های پرجوش و خروش، چشمه های زلال، آب همه جا بود، او بر هوا می رفت و هیچ نمی گفت. باغی از دور نمایان شد. بوستانی بزرگ و بی انتها، تا چشم کار می کرد درخت بود و گل و گیاه. سبز سبز. میوه هایی آبدار و زرین که همه یکجا به ثمر نشسته بودند.

در به آرامی باز شد. صدایی ملکوتی از ورای زمان او را به رفتن می خواند. خود را در کشاکش راه یله داد، خود نمی رفت، بلکه انگار نیرویی نامرئی او را می کشاند. احساس کرد که دلش سبک شده است. درد و غم از تنش شسته شده و حالت غریبی اش ریخته است.

در خط نگاهش مردی سبزپوش را به نظاره نشست، قامت رسای مردی زیباروی که لبخند می زد و او را می نگریست.

او را شناخت، دلش گواهی داد او پیامبر رحمت، صلی الله علیه وآله، است. خواست برود و دستهایش را غرق بوسه کند، صدای گامهای شمرده اش از اعماق زمان به گوش می رسید، نزدیکتر آمد و نرم خندی زد. لبهای حضرت حرکت نمی کرد. اما شنید:

تو برای فرزند خود مرثیه می سرایی، اما برای فرزند من مرثیه نمی گویی؟

آری، دیشب همین را به او فرموده بود. خجالت می کشید چشم در چشم پیامبر، صلی الله علیه وآله، بدوزد. یارای آن نداشت که چشم از سیمای پرمحبت او برگیرد، حیران و واله فقط می نگریست و دم فرو بسته بود.

پیامبر، صلی الله علیه وآله، فرمود:

چرا در مصیبت فرزندم مرثیه نگفتی؟

کلام پیامبر، صلی الله علیه وآله، عتاب داشت. عرق بر چهره اش نشست.

– «چون تاکنون در این وادی گام برنداشته ام. راه ورود برای خود پیدا نکردم ».

فرمود: بگو:

باز این چه شورش است که در خلق عالم است.

از خواب پرید. در تاریکی دوات و کاغذ را یافت، د

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.