اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عزاداری عاشورا
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 51
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عزاداری عاشورا؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل عزاداری عاشورا انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 106 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل عزاداری عاشورا:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل عزاداری عاشورا آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل عزاداری عاشورا با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل عزاداری عاشورا از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل عزاداری عاشورا، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عزاداری عاشورا :
متن کامل سخنان رهبر انقلاب در دیدار با روحانیون استان کهگیلویه و بویر احمد
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
از حسن حظ، امسال دیدار با آقایان علما و مبلغین که رسم هر ساله قبل از ماه محرم بود در این شهر و این استان واقع شد. ما از فرصت استفاده می کنیم و عرایضی را در زمینه مسائل مربوط به حضور ماه عظیم الشان محرم و خاطره فراموش نشدنی عاشورا به عرض برادران عزیز روحانی می رسانیم؛ لکن قبل از این که آن مطالب را عرض کنم، لازم است از آقایان علمای محترم و بخصوص برجستگان از علما و فضلا این استان که بحمد الله بار سنگین درس و بحث و علم و تفسیر و بیان حقایق و اقامه نمازهای جمعه و امثال آن را بر دوش دارند، صمیمانه تشکر کنم. این استان از لحاظ نیروی ایمان، یکی از استانهای برجسته است. اگرچه مردم ما در سرتاسر کشور بحمد الله به دین و معنویات اقبال دارند، لکن به هر حال همه چیز کم و زیاد دارد. این استان جزو آن مراکزی است که مردم آن نشان داده اند و ثابت کرده اند که مردم مؤمن، با اخلاص و با صفایی هستند. هرجا که مردم آن این جور باشند، روحانیون برای وظیفه الهی شان زمینه مناسب و مساعدی دارند.
بنده ضمن تشکر از زحمات آقایان، بخصوص بعضی از اجله علما که بحمد الله خدمات ارزشمندی را انجام می دهند، می خواهم این درخواست را بکنم که تلاش و جدیت شما برای به پایان رسیدن عقب ماندگیهای فرهنگی استان محروم کهکیلویه و بویر احمد، باید مضاعف بشود.
درباره مسائل مربوط به محرم دو نوع مطلب هست: یکی سخن درباره نهضت عاشورا که اگر چه بزرگان درباره فلسفه قیام امام حسین (ع) بسیار گفته اند، نوشته اند و حرفهای بسیار قیمی هم در این مقوله زده شده است، اما حقیقتا یک عمر می شود از این حقیقت درخشان سخن گفت . هرچه درباره مسأله عاشورا و قیام حسینی بیشتر فکر کنیم، بازهم این قضیه در ابعاد مختلف دارای کشش و گنجایش اندیشیدن و بیان کردن است. هرچه بیشتر درباره این قیام عظیم فکر کنیم، ممکن است حقایق تازه ای را بیابیم.
این مقوله اول است که اگرچه در طول سال گفته می شود و باید هم گفته بشود، اما محرم یک خصوصیتی دارد که در ایام محرم از این مقوله باید بیشتر سخن گفت. همان گونه که می گویند انشاءالله باز هم خواهند گفت.
مقوله دیگری که به مناسبت محرم قابل بحث است و کمتر در این مقوله صحبت می شود و بنده می خواهم امشب درباره آن قدری سخن بگویم، مقوله عزاداری حسین بن علی (ع) و برکات «احیای ذکر عاشورا» است.
تحقیقا یکی از مهمترین امتیازات جامعه شیعه بر دیگر برادران مسلمان این است که جامعه شیعه از خاطره عاشورا برخوردار است. از همان روز که مسأله ذکر مصیبت حسین بن علی (ع) باب شد، یک چشمه جوشانی از فیض و معنویت در اذهان و دلهای معتقدین به اهل بیت و محبین اهل بیت (ع) جاری شد که تا امروز نیز همچنان جریان داشته است و بعد از این هم انشاء الله جریان خواهد داشت. منشاء آن هم یادآوری خاطره عاشوراست.
خاطره عاشورا فقط بیان یک خاطره نیست، بلکه بیان حادثه ای که دارای ابعاد بیشمار است . پس یادآوری این خاطره در حقیقت خود یک مقوله ای است که می تواند به برکات فراوان و بیشماری منتهی بشود. لذا شما ملاحظه می کنید که در زمان ائمه (ع)، قضیه گریستن و گریاندن برای امام حسین (ع) جایگاه ویژه ای داشته است. مبادا کسی خیال کند که با وجود فکر، منطق و استدلال دیگر چه جایی برای گریه کردن و بحثهای قدیمی است؟ نه آقا، این اشتباه است . هر کدام از آنها جای خود را دارد. هر کدام از آنها سهمی در بنای شخصیت انسان دارد. عاطفه جای خود و منطق و استدلال نیز جای خود را دارد. خیلی از مشکلات است که باید آنها را با عاطفه و محبت حل کرد و منطق و استدلال کافی نیست. شما اگر ملاحظه بکنید، خواهید دید که در نهضتهای انبیا وقتی که پیغمبران مبعوث می شدند و در وهله اول عده ای دور آنها را می گرفتند که عامل اصلی اقبال آنها، منطق و استدلال نبود. شما در تاریخ پیغمبر اسلام که یک تاریخ مدون و روشنی است سراغ دارید که آن حضرت مثلا گروهی از کفار قریش را که استعداد و قابلیت دارند نشانده باشند و برایشان استدلال کرده باشند و مثلا بگویند به این دلیل خدا هست، یا به این دلیل خدا واحد است، یا به این دلیل عقلانی بتها باطل اند . استدلالهای پیامبر (ص) مربوط به بعد است. دلایل عقلانی مربوط به زمانی است که نهضت پیش رفته است. در وهله اول، نهضت یک حرکت احساسی و عاطفی است. در وهله اول است که پیامبر اسلام (ص) ناگهان فریاد می زند: «نگاه کنید به این بتها و ببینید که اینها ناتوانند .» در همین مرحله است که می گوید: نگاه کنید خدا متعال واحد است؛ قولوا لا اله الا الله تفلحوا! به چه دلیل «لا اله الا هو» موجب فلاح هست؟ کدام استدلال عقلانی و فلسفی اینجا وجود دارد؟ البته در خلال هر احساسی که صادق باشد یک برهان فلسفی خوابیده است؛ اما بحث این است که نبی وقتی می خواهد دعوت خود را شروع کند، استدلال فلسفی را مطرح نمی کند، احساس و عاطفه صادق مطرح می کند. البته آن احساس صادق، احساس بی منطق و غلط نیست. در درون خود یک استدلالی هم دارد. این احساس در ابتدا مردم را متوجه ظلمی که در جامعه جاری است و اختلافات طبقاتی که وجود دارد و نیز فشاری که انداد الله از جنس بشر و شیاطین انس بر مردم وارد می کنند، می برد. سپس وقتی که نهضت وارد جریان معقول و عادی خود شد، نوبت به استدلال منطقی هم می رسد. کسانی که دارای تحمل عقلی و پیشرفت فکری هستند، استدلال عادی را می یابند. بعضی هم در همان درجات ابتدایی می مانند. البته معلوم نیست آنهایی که از لحاظ استدلال سطح بالاتری دارند، از لحاظ درجات معنوی هم حتما سطح بالاتری داشته باشند. گاهی کسانی که سطح عقلی آنها پائین تر است، جوشش عواطفشان، ارتباط و علقه شان با مبداء غیبی و با پیغمبر (ص) بیشتر است و محبتشان جوشانتر است و همین ها هم درجات بالاتری را کسب می کنند. قضیه این جوری است. عاطفه مهم و جای خود را دارد، نه عاطفه جای استدلال را و نه استدلال جای عاطفه را می گیرد. حادثه عاشورا در ذات و طبیعت خود یک دریای خروشان عواطف صادق است. یک انسان والا، پاک، منور و بدون ذره ای شائبه تردید در شخصیت ملکوتی والای او، برای هدفی که همه منصفین عالم در صحت این هدف که نجات جامعه از جنگ و ظلم و جور و عدوان است متفق هستند، قیام می کند.
ایها الناس ان رسول الله (ص) قال: «من رای سلطانا جائرا» بحث بر سر این است. امام حسین فلسفه حرکت خود را مقابله با جور قرار می دهد، «یعمل فی عباد الله بالجور و الطغیان» یا «بالاثم و العدوان» بحث بر سر این است. آنچنان انسانی در راه مقدسترین هدفها، که همه منصفین عالم آن را قبول دارند. دشوارترین مبارزه را تحمل می کند. دشوارترین مبارزه، مبارزه غریبانه است. کشته شدن در میان هیاهو و هلهله دوستان و تحسین عامه مردم چندان دشوار نیست. وقتی که دو صف حق و باطل وجود دارد و کسی مثل پیغمبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) در رأس جبهه حق ایستاده است و می گویند: «چه کسی حاضر است به میدان برود؟» همه می روند .
پیامبر (ص) برای کسانی که به میدان می روند دعا می کند. دست به سر آنها می کشد و آنها را بدرقه می کند. مسلمانان برای آنها دعا می خوانند. بعد آنها به طرف میدان می روند، جهاد می کنند و به شهادت می رسند. این یک جور کشته شدن و یک جور جهاد کردن است. یک جور جهاد کردن هم جهادی است که وقتی انسان به سمت میدان نبرد می رود، سرتاسر آن جامعه نسبت به او یا منکرند، یا غافلند، یا از او کناره می جویند و یا در مقابل او هستند. آن کسانی هم که قلبا او را تحسین می کنند تعداد کمی هستند و حتی جرأت نمی کنند زبانا هم او را تحسین کنند. یعنی در حادثه عاشورای امام حسین (ع) حتی عبد الله بن عباسها و عبد الله بن جعفرها که خودشان جزو خاندان بنی هاشم و جزو همین شجره طیبه هستند جرأت نمی کنند بیایند بایستند در مکه یا مدینه فریاد بزنند و به نام امام حسین (ع) شعار بدهند. این مبارزه غریبانه است. سخت ترین مبارزه ها این مبارزه است. همه با انسان دشمن هستند و همه از انسان روی گردانند حتی دوستان هم از او اعراض می کنند. بطوری که وقتی امام حسین (ع) به یکی می گوید: «تو بیا به من کمک کن! او به جای کمک، اسب خودش را پیشنهاد می کند که بیا از این اسب من استفاده کن! آیا غربت از این بالاتر و مبارزه از این غریبانه تر می شود؟ آن وقت در این مبارزه غریبانه، عزیزترین عزیزانش در مقابل چشمش قربانی می شوند؛ پسرانش، برادرزاده هایش، برادرهایش، پسر عموهایش و گلهای بنی هاشم در مقابل او پرپر می شوند و روی زمین می ریزند. حتی بچه شش ماهه اش کشته می شود. علاوه بر همه اینها، می داند که به مجرد این که جان از جسم مطهرش خارج بشود، عیالات او که این جور بی پناه و بی دفاع هستند، مورد تهاجم قرار خواهند گرفت. این گرگهای گرسنه در اطراف این دختر بچه های جوان می ریزند، دلهای آنها را می ترسانند، اموال آنها را غارت می کنند، آنها را به اسارت می گیرند، به آنها اهانت می کنند و به دختر والای امیرالمؤمنین (ع) زینب کبری (س) که جزو شخصیتهای بارز دنیای اسلام بوده است جسارت می کنند! اباعبد الله (ع) همه اینها را می داند. ببینید این مبارزه چقدر سخت است. علاوه بر همه اینها، خود و اهل و عیالش تشنه اند؛ بچه های کوچک، دختر بچه ها، پیرها و بچه شیرخواره، همگی تشنه اند . حالا درست تصور می کنید که این مبارزه چقدر سخت است. آنچنان انسانی والا، پاک، مطهر، منور، انسانی که ملائکه آسمان برای تماشای جلوه او بر یکدیگر سبقت می گیرند که حسین بن علی (ع) را تماشا کنند و به او متبرک بشوند، انبیا و اولیا آرزوی مقام او را می کنند، در چنان مبارزه ای با آن شدت و محنت، به شهادت می رسد. کدام انسانی است که عاطفه اش از این حادثه جریحه دار نشود و کدام انسانی است که این حادثه را بشناسد و بفهمد و نسبت به این حادثه دلبسته نشود؟ این چشمه جوشانی است که از روز عاشورا شروع شد. از همان وقتی که زینب کبری (س) طبق نقلی که شده است، رفت بالای «تل زینبیه» و خطاب به پیغمبر (ص) عرض کرد:
«یا رسول الله! صلی علیک ملائکه السماء. هذا حسینک مرمل بالدماء مقطع الاعضاء مصلوب العمامه و الرداء.»
شروع کرد روضه امام حسین (ع) را خواندن و ماجرا را به صدای بلند گفتن: ماجرایی که می خواستند مکتوم بماند. او به صدای بلند گفت. در کربلا گفت، در کوفه گفت، در شام گفت، در مدینه گفت و این چشمه شروع به جوشیدن کرد که تا امروز هم می جوشد. این حادثه عاشورا است. یک وقت کسی نعمتی ندارد، سؤالی هم در مقابل آن نعمت از او نمی شود اما کسی که نعمتی را دارد، آن وقت از او سؤال می شود. یکی از بزرگترین نعمتها، نعمت خاطره و یاد حسین بن علی (ع) یعنی نعمت مجالس عزا، نعمت محرم و نعمت عاشورا برای جامعه شیعی ماست. متأسفانه برادران مسلمان غیر شیعی ما خود را از این نعمت برخوردار نکردند. آنها هم می توانند خود را از این نعمت بزرگ برخوردار کنند. البته بعضی از آنها در گوشه و کنار برای اباعبدالله (ع) عزاداری می کنند، اما رایج نیست؛ ولی بین ما رایج است. از این جلسات و از این خاطره چه استفاده ای باید کرد؟ شکر این نعمت چیست؟ این مطلبی است که من می خواهم به عنوان سؤال مطرح کنم و شما جواب بدهید. این نعمت با این عظمت، دلها را به منبع جوشش ایمان اسلامی متصل می کند. این نعمت، کاری کرده که در طول تاریخ، ستمگران حاکم از عاشورا و از قبر امام حسین (ع) ترسیده اند. این ترس، از زمان خلفای بنی امیه شروع شده و تا امروز هم ادامه دارد؛ و شما یک نمونه آن را در انقلاب خود ما دیدید. وقتی که محرم شد، نظام مرتجع کافر فاسق فاسد پهلوی دید دیگر دستش بسته است و نمی تواند کاری انجام دهد. فهمیدند محرم شده است. در گزارشهای بازمانده از آن رژیم منحوص، اشارتها بلکه صراحتهایی وجود داشت که نشان می داد آنها با آمدن محرم دست و پایشان را حسابی گم کردند و امام بزرگوار ما رضوان الله علیه آن مرد حکیم تیز بین دنیا شناس انسان شناس، خوب فهمید که از این حادثه برای پیشبرد هدف امام حسین (ع) چگونه استفاده کند و کرد. محرم را به عنوان ماهی که در آن خوب بر شمشیر پیروز می شود اعلام و با همین تحلیل و منطق، و به برکت محرم، خون را بر شمشیر پیروز کرد. این یک نمونه است که شما دیدید. از این نعمت باید استفاده کرد. هم مردم و هم روحانیون باید از این نعمت استفاده کنند. استفاده مردم این است که به مجالس عزاداری دل ببندند و این مجالس را اقامه کنند. مردم، مجالس عزاداری را هر چه می توانند در سطوح مختلف بیشتر کنند. در این مجالس مخلصانه، شرکت کنند؛ و برای استفاده هم شرکت کنند نه برای وقت گذراندن یا به شکل عامیانه فقط به عنوان ثواب اخروی که نمی داند این ثواب اخروی از کجا می آید! مسلما حضور در این مجالس ثواب اخروی دارد؛ اما ثواب اخروی این مجالس از چه ناحیه ای است؟ به چه جهت است؟ این ثواب مسلما مربوط به یک جهتی است که اگر آن جهت نباشد، ثواب هم نیست. بعضی آن جهت را متوجه نیستند. مردم باید در این مجالس شرکت کنند. قدر آنها را بدانند و از آنها استفاده کنند. مردم این مجالس را وسیله ای برای ایجاد اتصال و ارتباط هر چه محکمتر روحی و قلبی میان خود و حسین بن علی (ع) و خاندان پیغمبر (ص) و روح اسلام و قرآن قرار بدهند. اما آنچه که مربوط به روحانیون است، دشوارتر است، چون قوام مجالس عزا به این است که عده ای جمع بشوند و یک روحانی در این مجلس شرکت بکند و او عزا را اقامه کند تا دیگران استفاده کنند. شما چگونه اقامه عزا خواهید کرد؟ این سؤال من از تمام کسانی است که نسبت به این قضیه احساس مسئولیت می کنند. به اعتقاد بنده سه چیز باید در این مجالس باشد:
اول این است که این مجالس باید محبت به اهل بیت (ع) را زیاد کند، چون رابطه عاطفی یک رابطه بسیار ذی قیمتی است. لذا شما باید کاری کنید که در این مجالس، محبت شرکت کننده به حسین بن علی (ع) و خاندان پیغمبر (ص) و مناشح معرفت الهی روز به روز بیشتر بشود. اگر شما در این مجالس خدای ناکرده وضعی را به وجود آوردید که مستمع این مجلس یا کسی که بیرون این مجلس است از لحاظ عاطفی به اهل بیت علیهم السلام نزدیک نشد و خدای ناکرده دور شد و احساس بیزاری و دوری کرد، آن وقت مجلس عزا نه تنها یکی از بزرگترین فواید خود را نداشته است بلکه به یک تعبیر مضر هم بوده است.
حالا شما که مؤسس و گوینده مجلس هستید، ببینید چه می شود کرد که عواطف مردم نسبت به حسین بن علی علیه الصلاه و السلام و اهل بیت پیغمبر علیهم افضل صلوات الله روز به روز بر اثر حضور در این مجالس بیشتر بشود.
دومین نکته این است که باید در این مجالس نسبت به اصل حادثه عاشورا یک معرفت روشنتر و واضحتری برای مردم به وجود بیاید. این جور نباشد که ما بیاییم در مجلس حسین بن علی (ع) یک سخنرانی بکنیم یا یک منبر برویم بطوری که اگر در داخل این مجلس یک آدم اهل فکر و تأمل بود که امروز در جامعه ما کسانی که اهل فکر و تأملند و این از برکات انقلاب است با خود فکر کند که ما برای چه اینجا آمدیم و قضیه چه بود؟ چرا باید برای امام حسین گریه کرد؟ چرا امام حسین (ع) اصلا آمد کربلا و عاشورا به وجود آورد؟ باید طوری باشد که اگر برای کسی چنین سؤالی به وجود آمد، شما پاسخ آن را داده باشید. پس اگر شما در روضه ای که می خوانید یا سخنرانی که می کنید و مطالبی که بیان می کنید نکته و حتی اشاره ای به این معنا نباشد، یک رکن از آن سه رکنی که عرض شد کم و ناقص است و ممکن است آن فایده لازم را به این مجلس ندهد و حتی خدا ناکرده در بعضی از فروض، ضرر هم داشته است.
سومین چیزی که در این مجالس لازم است این است که معرفت دینی و ایمان دینی مردم را افزایش بدهد. شما باید یک چیزی از دین را در این مجلس بگویید که موجب ایمان و معرفت بیشتر بشود . یک موعظه درست، یک حدیث صحیح، یک بخشی از تاریخ آموزنده درست، تفسیر آیه ای از قرآن و بیان مطلبی از یک عالم و دانشمند بزرگ اسلامی، چیزهایی است که می تواند بیان شود. این جور نباشد که ما برویم بالای منبر یک مقدار لفاظی کنیم و حرف بزنیم یا احیانا مطلبی هم اگر ذکر می کنیم مطلب سستی باشد که نه تنها ایمان را
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
