خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاریخ نگاری انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی قدس سره
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاریخ نگاری انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی قدس سره قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی در میان انقلابهای بزرگ جهان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی در میان انقلابهای بزرگ جهان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
20ساعت
33دقیقه
17ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مجموعه مقالات «امام خمینی و انقلاب اسلامی »

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 44

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مجموعه مقالات «امام خمینی و انقلاب اسلامی » یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مجموعه مقالات «امام خمینی و انقلاب اسلامی » شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مجموعه مقالات «امام خمینی و انقلاب اسلامی » را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مجموعه مقالات «امام خمینی و انقلاب اسلامی » با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مجموعه مقالات «امام خمینی و انقلاب اسلامی » بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مجموعه مقالات «امام خمینی و انقلاب اسلامی » با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مجموعه مقالات «امام خمینی و انقلاب اسلامی » وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مجموعه مقالات «امام خمینی و انقلاب اسلامی » با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مجموعه مقالات «امام خمینی و انقلاب اسلامی » مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مجموعه مقالات «امام خمینی و انقلاب اسلامی » :

بسم الله الرحمن الرحیم

برای این مجموعه از مقالات خود، به نظرم رسید نام «امام خمینی وانقلاب اسلامی » را برگزینم. زیرا بخش عمده آنها به یکی از این دو عنوان اختصاص دارد. چند مقاله هم راجع به «جهان اسلام » است که آنها نیز درفضای انقلاب اسلامی و در راستای حاکمیت انقلاب، و الهام گرفته از افکاربلند امام خمینی و به منظور پیاده کردن آرمانهای والای آن امام بزرگوارنوشته شده است.

به نظر می رسد این دو عنوان «امام خمینی » و «انقلاب اسلامی » از هم قابل تفکیک نباشند، هر جا نام امام خمینی هست نام انقلاب اسلامی مطرح است، و از شنیدن یکی از این دو عنوان دیگری به ذهن تداعی می نماید.مسلما این دو عنوان، برای همیشه هم در تاریخ اسلام و جهان، با هم ثبت وضبط و تجزیه و تحلیل خواهد گردید و به همان اندازه که تاریخ، به انقلاب اسلامی، و آثار و تبعات ناشی از آن، اهمیت می دهد به همان نسبت، و شایدبیشتر از آن، برای «امام خمینی » عظمت قائل می شود، زیرا او را بنیانگذار وسلسله جنبان این انقلاب باشکوه می داند.

امام خمینی مرد قرن است، انقلاب اسلامی هم، انقلاب قرن است. امام خمینی، در پایان قرن چهاردهم هجری قمری، و آغاز قرن پانزدهم بطور حتم،مجدد اسلام به شمار می آید، انقلاب اسلامی هم، احیای تفکر اسلامی وتجدید حیات سیاسی و فرهنگی اسلام در این قرن و سرفصلی روشن وغیرقابل تردید در تاریخ اسلام است که باید آن را مبدا تاریخ مقطعی ایران واسلام قرار داد و زمان و حوادث را با قبل و بعد از انقلاب مشخص کرد.

مروری بر تحولات و انقلابات اسلامی

در اسلام، تحولات و انقلابات بسیاری رخ داده است که هر کدام از آنهابه نسبت اهمیت و قدرت تاثیر خود، در سرنوشت اسلام و مسلمین مؤثرافتاده است چه تاثیر مثبت و چه تاثیر منفی زیرا به نسبت نزدیکی به اسلام وتبیین صحیح از مفاهیم آن، اوضاع واحوال مسلمین را به پیش برده و چهره اسلام را نیکو جلوه داده است، یا به عکس، به نسبت دوری از مفاهیم وحقایق اسلامی، در وضع مسلمانها تاثیر نامطلوب گذارده و چهره ای ناپسند،از اسلام ترسیم نموده است.

در اینجا مجال آن نیست که یک یک انقلابات و تحولات مهم و مؤثرتاریخ اسلام را ارزیابی کنیم، که خود نیاز به تالیف یک یا چند کتاب دارد، تاحق هر انقلاب را ادا و حدود کاربرد و تاثیر منفی یا مثبت آن را روشن کند،ما تنها فهرستی از آنها را یاد می کنیم با اشاره به برخی از آثار هر کدام.

اولین تحول مهم در تاریخ اسلام، هجرت رسول اکرم از مکه به مدینه بوده است، که اسلام را از انزوا بیرون آورد و برای اسلام در صحنه سیاسی جهان، جایی باز کرد و به همین خاطر به اشاره علی علیه السلام مبدا تاریخ اسلام قرار گرفت. دوران پس از هجرت را باید دوران حاکمیت اسلام و تشریع قوانین اجتماعی و سیاسی و بلکه تشریع بخش عمده احکام عبادی دانست،این تحول، در آیات و سوره های مکی و مدنی و در قوانین اسلامی، کاملامشهود است و شرح آن معمولا هنگام بیان فرق این دو دسته از آیات و سورقرآنی، و گاهی، در مساله ناسخ و منسوخ و نیز در «تاریخ فقه » در دوران نخست: (دوران تشریع) تحریر می گردد.

دومین تحول، رحلت رسول اکرم صلی الله علیه وآله است در سال یازدهم هجرت، واستقرار نظام خلافت و پیامدهای آن مانند ارتداد بسیاری از قبایل عرب وجنگهای مسلمانها با اهل رده (مرتدین) در درون جزیره العرب، و آغازفتوحات اسلامی در بیرون از جزیره العرب بخصوص در شام و عراق و ایران.

از آنجا که نظام خلافت به عقیده شیعه، عدول از نظام امامت و سرپیچی از نص خدا و رسول بوده است، دیدگاه شیعیان نسبت به آن منفی است، امااهل سنت با استناد به مبارزه قاطع نظام خلافت با حرکت ارتداد و پیشرفتهای پیاپی لشکر اسلام در شرق و غرب جزیره العرب و به تصور این که خلافت ناشی از شورای اهل حل و عقد بوده است، آن را یک ارزش شمرده اند. شیعه معتقد است که اگر پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه وآله نظام امامت استقرارمی یافت، حقایق و معارف و احکام اسلامی و مفاهیم قرآنی روشنتر می شد،زمینه اختلافات فقهی و سیاسی از میان می رفت و یا کم رنگ می گردید. ودر نتیجه، سرنوشت جهان به گونه دیگری رقم می خورد، که بررسی این مطلب نیازمند بحثی مستوفا است.

تحول سوم، قیام مردم علیه خلیفه سوم و استقرار خلافت بر علی علیه السلام بود.گرچه از دیدگاه تاریخی، علی علیه السلام با اصرار و بیعت مردم به خلافت رسید و نه با معیار نص و براساس نظام امامت، ولی شیعیان بر این عقیده اند که این تحول، برگشت مردم از باطل به حق یعنی همان نظام امامت بوده است. وبدین ترتیب پس از گذشت سالها از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بار دیگر اسلام درمسیر واقعی خود قرار گرفته است. و این مطلب نیز بحث دامنه داری رامی طلبد.

در هر حال، اگر علی علیه السلام از دیدگاه جمهور مسلمانها، خلیفه چهارم بوده وهست، و از لحاظ تاریخی خلافت او، امتداد خلافتهای پیش از آن بوده است و او با همان معیار معمول خلافت روی کار آمد و نه با معیار نص، و براساس نظام امامت، در عین حال، شیعیان خاص آن حضرت، قبل از ایام خلافت، اورا امام می دانستند و در حال خلافت هم به دیده امامت (و نه خلافت) به اومی نگریستند و باید گفت: خلافت علی علیه السلام، هر دو گروه اکثریت و اقلیت را بادو دیدگاه مختلف راضی و خشنود کرده بود. و علی القاعده باید مسلمانها دردوران خلافت علی علیه السلام روزگار خوشی را طی کرده طعم شیرین نظام ارزشمند اسلام را می چشیدند. ولی به عکس، با توجه به کیفیت روی کارآمدن او پس از قتل خلیفه پیش از وی و با توجه به وقایع تلخی که گروههای مختلف ناکثین و قاسطین و مارقین پدید آوردند و با انگیزه های گوناگون جامعه اسلامی را درگیر سه جنگ خونین (جمل، صفین و نهروان) کردند،علی علیه السلام فرصت نیافت چنان که می خواست به اهداف والا و بلند خود برسد وبه دنبال آن، سرانجام در محراب عبادت به شهادت رسید و مسلمانها باشهادت علی علیه السلام پا به دوران تاریک و تلخی گذاشتند که قریب یک قرن ادامه یافت: دوران حکمرانی «بنی امیه » با دو تیره «سفیانی » و«مروانی »اش.

تحول چهارم، بنابراین، آغاز خلافت «بنی امیه » است که نه تنها شیعیان خاص علی، که دوستان و طرفداران عام هل بیت یعنی اکثریت قریب به اتفاق مسلمانها، از آن رنج بردند.

هر چند در همین دوران استبداد سیاسی و قومی، که رنگ نژادی و برتری عرب بر عجم، به خود گرفت، دامنه فتوحات اسلام در اطراف کشور اسلام،بخصوص در غرب آن، تا اندلس، ادامه یافت و همین امر باعث گردید که عده ای از مورخان اسلام، این دوران را مثبت ارزیابی کنند که خود قابل تجزیه و تحلیل و جای تامل است. به نظر می رسد در این دوران، ظواهراسلام حاکم بوده و نه روح اسلام و باطن آن.

به هر حال، این دوران، با همه تحولات مثبت کم و منفی بسیار و حوادث بسیار تلخ آن، با انقراض خلافت «اموی » و روی کار آمدن خلافت «بنی عباس » سپری گردید.

تحول پنجم، استقرار خلافت بنی عباس بود با گرایش و تظاهر به دوستی اهل بیت پیغمبر، نه، بلکه به نام «اهل بیت علیهم السلام » و به داعیه حکومت فردی ازآل محمد که مورد رضایت مسلمانها باشد (رضی من آل محمد). بنی عباس به یاری ایرانیان و با گرایش به فرهنگ ایرانی، روی کار آمدند، که شرح آن از بعد سیاسی و فرهنگی در کتابها آمده است. از جمله در کتاب پرتو اسلام نوشته «دکتر احمد امین » مصری.

خلافت آل عباس، با همه تبعات تلخ و شیرین آن، به جای گسترش سیاسی و پیشرفت در فتوحات اسلامی که قبلا اتفاق افتاده بود، مبدا تحول فرهنگی عظیمی در اسلام گردید، زمینه تالیف و تاسیس و پیشرفت علوم اسلامی وآشنایی با فرهنگ وعلوم یونانی و ایرانی و هندی و مصری و دیگر ملل رافراهم کرده و سرانجام باعث آغاز کار تالیف و تصنیف در اسلام گردید.پیشرفت این حرکت فرهنگی، تقریبا تا سه قرن ادامه داشت و پس از قرن چهارم تدریجا دچار رکود و درجا زدن گردید و با حمله «مغول » در قرن هفتم رو به ضعف و انقراض رفت.

خلافت عباسی، نه تنها باعث رونق بازار علم و دانش برای جمهورمسلمانها و اهل سنت گردید، که برای پیروان اهل بیت نیز – برخلاف خواست دستگاه خلافت – منشا خیر شد. ما می دانیم که در دوران امام باقر و امام صادق علیهما السلام (نیمه اول قرن دوم) روایات و افکار اهل بیت نضج گرفت و درمحیط علمی، رسمیت پیدا کرد، به طوری که در قرن سوم و چهارم با مذاهب دیگر رقابت می کرد. من در یک مقاله که در شماره ۳۲ همین نشریه تحت عنوان «نقش امام صادق در نهضت علمی اسلام » چاپ شد، به شرح این حقیقت پرداخته ام.

از لکه های ننگ و تاریک دوران «بنی عباس » همان به شهادت رسانیدن امامان معصوم و اولاد پیغمبر به دست خلفا و نیز گسترش بساط لهو و لعب وشهوترانی و میگساری است کما این که از تاریکترین نقاط دوران «بنی امیه » فاجعه کربلا و پس از آن فاجعه شهادت «زیدبن علی بن الحسین »است که هر کدام، اثر خود را گذاشت: شهادت امام حسین، به حکومت «آل ابی سفیان » و شهادت «زیدبن علی » به حکومت «آل مروان »پایان داد. و هر دو جنایت و جنایات مشابه آن، زمینه را برای تبلیغات «آل عباس » و روی کارآمدن آنان فراهم کرد.

تحول ششم، در اوایل خلافت «آل عباس »، با حدود نیم قرن جلو و عقب تحولی با دو گرایش متضاد، در غرب جهان اسلام اتفاق افتاد: اول، روی کارآمدن «امارت اموی » در اندلس با فرار یک تن از «بنی امیه » به نام «عبدالرحمن داخل » از دست «منصور دوانیقی » به «اندلس » و تاسیس حکومت مستقل از خلافت عباسی در آنجا است که باعث رونق بازار علم وفرهنگ و تمدن اسلامی بسیار جالب و جاذب گردید و آثار آن تا قرن پنجم وتا انقراض دوران «امارت » و یا «خلافت » اموی در اندلس، و حتی تا نیمه قرن نهم هجری، و انقراض حکومت اسلامی و «غروب اسلام در اندلس »ادامه داشت و شرح آن را باید در کتابهای مربوط به اسلام در اندلس، ازجمله کتاب با ارزش تاریخ دولت اسلامی در اندلس تالیف «محمد عبدالله عنان » و ترجمه «عبدالمحمد آیتی » در ۵ مجلد، ملاحظه کرد. این اتفاق عجیب پلی میان اسلام و اروپا و وسیله آشنایی اروپا با «فرهنگ اسلامی »گردید.

باری، این تحول عظیم سیاسی و فرهنگی، عمده گرایش اموی و سنی داشت. اما اتفاق دومی که با گرایش شیعی و با عاطفه خاص به اهل بیت و به وسیله این خاندان، در غرب اتفاق افتاد، همانا نهضت علوی «ادریسیان » بوددر غربی ترین نقطه افریقای اسلامی (کشور مغرب کنونی) که توسط «ادریس بن عبدالله بن الحسن بن الحسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام » رخ داد و هر چندفکر فقهی و مذهبی آنان، سنی بود، با مذهب مالکی، اما با عواطف شدید به اهل بیت توام بود که تا عصر حاضر این عواطف در مغرب بشدت بچشم می خورد و آنان خود را شیعه می دانند. همین عواطف و تمایلات به اهل بیت،باعث گردید که اکثر سلسله های حاکم بر مغرب پس از ادریسیان، از میان علویین و «بنی الحسن » پدید آیند، از جمله سلسله علوی کنونی با حدودچهارصد سال سابقه. کمی پس از آن در شرق و اواسط افریقا سلسله های خوارج با گرایشهای افراطی و غیرافراطی (در لیبی و الجزایر) پیدا شدند ویک تیره از آنان (آل رستم) چندی حکمرانی داشتند که آن نیز در این زمان تحولی در افریقای اسلامی به شمار می آمد.

رقابت و درگیری این دو گرایش در میان حاکمان اندلس و حاکمان مغرب،تا چند قرن ادامه داشت و همچنین، بین حاکمان مغرب با طرفداران خلافت عباسی و با گروههای خوارج که گفتیم در افریقا روی کار آمده و از میان رفتند ولی پیروان آنان در الجزایر و تونس و لیبی هنوز باقی هستند، کما این که بقایای خوارج به نام «اباضیه » در کشور عمان هنوز حاکمیت دارند. ولی بطور کلی نقش این فرقه در قرون بعد از سه قرن اول کمرنگ بوده است وتنها یک تیره از آنان یعنی «اباضیه » که از همه تیره های خوارج معتدلترهستند تاکنون باقی مانده اند.

این تضادهای سیاسی و فکری و فرهنگی، در میان مسلمانان افریقا، تاعصر حاضر، قابل لمس است، هر چند بجز کشور مغرب، در نقاط دیگر افریقاچندان مشهود نیست.

البته در مغرب، حرکت موحدین رنگ شیعی داشته با گرایش «سلفی گری » که شرح آن مفصل است و آثار آن کم و بیش مشهود می باشد.

تحول هفتم، که در جهت گسترش فرهنگ «اهل بیت » اتفاق افتاد، همانااستقرار دو قدرت سیاسی با فرهنگ شیعی، در شرق و غرب جهان اسلام بود.در آغاز قرن چهارم: در شرق، به قدرت رسیدن «آل بویه » در ایران و در«بغداد» مرکز خلافت اسلامی، که تا نیمه قرن پنجم ادامه داشت. اما در غرب،استقرار خلافت و امامت «فاطمیین » بود که از وسط شمال افریقا «تونس کنونی » آغاز و در «مصر» مستقر گردید و تا قرن ششم ادامه یافت.

از قدرت «آل بویه » عمده شیعیان اثنی عشری سود بردند و حوزه های علمی شیعه در همه جا و از همه بیشتر در بغداد مرکز خلافت رونق پیدا کرد که در تاریخ تشیع به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است و علوم مذهب «شیعه »عمده در همان شهر رواج و گسترش یافت و تالیف و تدریس می گردید.

اما به قدرت رسیدن «فاطمیین » در غرب جهان اسلام، براساس فکر واندیشه «باطنی گری » و به نام «اسماعیلیه » بود و گرچه این فکر، حتی درقلمرو حکومت «فاطمیین » فراگیر نگردید، اما محبت و علاقه به اهل بیت پیغمبر را در غرب جهان اسلام، و بلکه در شرق گسترش داد که تاکنون آثارآن در مصر باقی است. تحولات ناشی از حرکت «اسماعیلیه » در شرق اسلامی با حمله مغول و سقوط بغداد در سال ۶۵۶ هجری قمری، و اندکی پس از آن در سوریه، ادامه داشت و کم کم افول نمود، و به صورت اقلیت متفرق در هند و افریقا و ایران و یمن باچند فرقه و عمده با دو فرقه «بهره » و«آقاخانیه » تاکنون، به حیات خود ادامه می دهد و هیچ نقش سیاسی وفرهنگی بارز و آشکاری به عهده ندارد. برخلاف گرایش «شیعی امامی » که پس از «آل بویه » تا عصر حاضر همواره نقش مهمی را بازی می کرده که اثرآن را در تحولات پس از حمله مغول، خواهیم دید.

فرق آشکار دیگر این دو نهضت و حرکت شیعی، علاوه بر گستردگی علوم اسلامی با تمام شعباتش در مذهب امامیه از فقه و تفسیر و حدیث و رجال وجز آن و به علاوه ازدیاد پیروان آن در شرق و غرب عالم اسلام و به علاوه ادامه قدرت آن تاکنون در ایران، آن است که فرقه اسماعیلیه از آغاز، به ترور و خشونت دست زد در حالی که طائفه امامیه همواره آرامش و امانت ومتانت و دعوت خود را از راه علم و دانش و منطق، رعایت نموده و می نمایدو شاید همین امر سر بقاء و راز پیشرفت آن باشد، با این که سنت مبارزه خودرا با حکومتهای جور همواره حفظ کرده و هیچگاه تن به سازشکاری نداده است.

تحول هشتم در تاریخ اسلام، که سرنوشت اسلام و مسلمین را از لحاظسیاسی و فرهنگی دگرگون کرد و اسلام را رو به انحطاط برد، همانا از حمله مغول در سال ۶۱۶ قمری و عمده پس از سقوط «بغداد» و انقرض خلافت «آل عباس » در ۶۵۶ آغاز می شود. درباره آثار و تبعات منفی بسیار و مثبت اندک و غیرقابل ذکر این تحول، سخن بسیار گفته اند و هنوز هم جای بحث دارد.

بطور کلی، قدرت سیاسی اسلام، صددرصد و بخش عمده آثار علمی ودستاوردهای فرهنگی چشمگیر مسلمانها به دست مغول از میان رفت، منش و شخصیت اسلامی و اخلاق و آداب و سنتهای به جای مانده از صدر اسلام تا آن هنگام و همچنین، مواریث قرون گذشته مسلمانها که دست آورد همه ملل اسلامی بخصوص ایرانیان و مصریان و دیگر عربها بود، از میان رفت وبه عقیده برخی از مورخان بزرگ، خودباختگی و انحطاط روحی مسلمانهااز آن هنگام آغاز شد و تا دوران کنونی همچنان آثار آن باقی است.

از لحاظ سیاسی، شیرازه سیاست و معیار وحدت امت اسلام که در خلیفه بغداد متمرکز بود از میان رفت، هر چند اقلیتهایی در اینجا و آنجا، در شرق وغرب اسلامی، تسلیم آن خلافت نبودند، ولی به هر حال، خلافت بغداد قدرتی برای اسلام شمرده می شد. پس از آن، در شرق اسلام، حکومتهای متفرق ومتضاد با گرایشهای مختلف سنی و شیعی و با مذاهب گوناگون فقهی و کلامی و نظامهای متفاوت سیاسی و به نامهای گوناگون پی درپی به وجود آمدند وازمیان رفتند، هر چند قدرت عمده در شرق از آن سلاطین ایرانی و ترک نژادبود. غرب جهان اسلام، نیز وضعی مشابه داشت، هر چند عنصر عربی و تفکر«سنی » بر آن غلبه داشت که تاکنون ادامه یافته است.

تحول نهم، این وضع، تا حدود دو قرن و اندی ادامه داشت، تا به طورمعجزه آسا و در ناباوری تمام، دو نظام نیرومند با دوگرایش «شیعی و سنی »تدریجا در شرق و شمال جهان اسلام، رخ نمود، و بعدا نظام سومی به آن دو،در شرقی ترین جهان آن روز اسلام (شبه قاره هند) پیوست.

اول، نظام سلطنت و امارت و (بعدا خلافت) «آل عثمان » در آسیای مرکزی (ترکیه) کنونی در حدود «یک قرن » پس از انقراض «خلافت عباسی »با گرایش شدید سنی بود، که پس از سیطره «سلطان سلیم » (۹۲۳ ه . ق) برسوریه و مصر و عربستان، رسما به عنوان «نظام خلافت اسلامی » شناخته شدو تدریجا جای خلافت بغداد را گرفت و تا ناف اروپا و افریقا قلمرو قدرت سیاسی و فرهنگی خود را گسترش داد. خلافت عثمانی تا چند قرن در جهان اسلام، حرف اول را می زد تا این که پس از جنگ بین الملل اول، در ثلث اول قرن چهاردهم هجری قمری با نیرنگ اروپاییها و عمده «انگلیس » از هم پاشید و قلمرو آن به بیش از ۲۰ کشور عربی و یک کشور ترک، تقسیم گردید.

این نظام سنی اسلامی، از لحاظ سیاسی بسیار قوی ولی از لحاظفرهنگی، چشمگیر نبود اما در هر حال، در پیشبرد فکر اسلامی سنی و حمایت از اسلام، ظرف چند قرن، نقش عمده را به عهده داشت.

دوم، نظام پادشاهی صفویه در پایان قرن نهم و آغاز قرن دهم هجری قمری، در ایران اسلامی باگرایش شدید و مفرط «شیعی اثنی عشری » و باضدیت آشکار با گرایش «سنی » و با درگیریهای فراوان با همتای سنی خود«خلافت عثمانی ». سلطنت صفویه با ادعای سیادت و انتساب به اهل بیت پیغمبر (که بعدا مورد بحث مورخان قرار گرفت و طرفداران و مخالفان فراوان پیدا کرد) داعیه حمایت صددرصد از مذهب شیعه امامیه داشت وبدان عمل می کرد.

این نظام، از لحاظ سیاسی تدریجا دوشادوش نظام «عثمانی » در بخش عمده شرق اسلام تا ماوراءالنهر و آسیای وسطی و تا مرزهای هند گسترش پیدا کرد. اما از لحاظ فرهنگی، فرهنگ و فکر شیعی را گسترش داد،به طوری که پس از دوران طلایی آل بویه هیچ گاه فرهنگ و علوم شعیه امامیه تا این پایه گسترش نیافته بود. علوم فقه و اصول، حدیث و روایت ورجال، کلام و فلسفه و عرفان، فوق العاده پیشرفت کرد البته با فکر شیعی و باتعهد به مذهب اهل بیت (مذهب امامیه اثنی عشریه).

هر چند نظام سلطنت صفوی پس از حدود دو قرن با حمله ازبکهای متعصب به ایران و تصرف پایتخت ایران (اصفهان) از میان رفت اما جای خود را به نظامهای سلطنت شیعی دیگر داد که از همه با دوام تر سلسله قاجاریه بود که در آغاز قرن سیزدهم هجری پدیدار و در نیمه اول قرن چهاردهم توسط «رضاخان پهلوی » منقرض گردید.

سلسله قاجار، نسبت به سلسله صفوی، هم از لحاظ سیاسی و هم ازلحاظ فرهنگی ضعیف بود و بخش مهمی از شمال و شرق کشور را از دست داد.

اما نظام سومی که سالهای پس از استقرار نظام «خلافت عثمانی » و نظام سلطنت ایرانی، روی کار آمد همانا استقرار سلطنت تیموریان، خاندان «امیرتیمور» در شبه قاره هند بود با گرایش سنی و گاهی با تمایلات شیعی که ازلحاظ سیاسی نوسان داشت و از لحاظ فرهنگی چشمگیر نبود.

این سلسله، سرانجام در اواخر قرن سیزدهم هجری در تاریخ(۱۲۷۵ه .ق)به دست «انگلیس » از میان رفت و شبه قاره دربست در قبضه آنان قرارگرفت. تا این که در نیمه دوم قرن چهاردهم هجری با قیام مردم هند از چنگال استعمار نجات یافت اما آن کشور پهناور، به دو کشور اسلامی، و هندی وبعدا کشور اسلامی هم به دو کشور پاکستان و بنگلادش تقسیم شد، و تاکنون این وضع ادامه دارد و هنوز هم مسلمانها در آن منطقه حساس و پرآشوب،وضع اطمینان بخشی ندارند، آینده آنان در پاکستان و بنگلادش دچار ابهام ودر کشور «هند» بسیار اسف انگیز و یاس آور است «ولله الامر من قبل و من بعد».

خدا می داند که سرنوشت اسلام در «شبه قاره هند» به کجا می انجامد،مخصوصا با نغمه های تازه وهابیت و «سپاه صحابه » که علاوه بر جنگ عقیدتی، دست به اسلحه برده است و جنگ «شیعه و سنی » و «سنی و سلفی »راه انداخته است. در حالی که این مردم، از لحاظ فرهنگ اسلامی ضعیف، واز لحاظ سیاسی هم، قدرت در دست عناصر «لائیک » است و از سوی آنان بااستقرار «نظام اسلامی » که مسلمانها به آرزوی آن، از «هند» جدا شدند، وبنیانگذاران کشور پاکستان بزرگ، به همین انگیزه مسلمانها را از هندیها،جدا کردند، بشدت مبارزه می شود بخصوص پس از استقرار نظام اسلامی درایران. هر چند هواخواهان نظام اسلامی رو به ازدیاد هستند.

در همین دوران، قبل و بعد از شبه قاره هند، بسیاری از نقاط اسلامی افریقا و آسیا مستعمره اروپاییان بود که بعدا راجع به آزادی آنها بحث می کنم.

تحول دهم، معمولا مورخان ما مشروطیت را در ایران و نیز در ترکیه عثمانی، آغاز یک تحول می دانند، که البته از لحاظ سیاسی و فرهنگی می تواند یک تحول باشد هر چند در هر دو بعد ضعیف، و از لحاظ سیاسی ضعیف تر بوده و مدت کمی هم به حیات خود ادامه داده است.

تقریبا همزمان با یکی دو دهه اختلاف، فکر مشروطیت با تاثر از اروپا وبا چاشنی اسلامی در این دو کشور اسلامی اوج گرفت و به نتیجه رسید. درسال ۱۳۲۴ قمری نظام حکومت مشروطه در ایران و اندی پیش از آن در«عثمانی » سمیت یافت، اما اسم آن از رسم آن بیشتر بود، و چون اصل فکراز بیگانه بود سرانجام کار به دست حامیان فکر غربی و نظام لائیک، افتاد وعلمای دین که اکثرا بشدت از آن به عنوان بخشی از حکومت عادله اسلامی،حمایت می کردند از صحنه سیاست بخصوص پس از روی کار آمدن رضاخان به کمک انگلیسیها، بیرون رانده شدند بنابراین، این دوران اگر درآغاز، تحول آزادی بخش به شمار می آمد «به نظام استبداد» انجامید، که بایدآن نظام را هم به عنوان یک تحول، مورد بحث قرار داد.

تحول یازدهم، استقرار استعمار انگلیس و فرانسه در هند و کشورهای عربی و افریقا و استقرار نظام استبداد در ایران و در ترکیه با دو چهره: درترکیه پس از انقراض خلافت عثمانی و جدا شدن کشورهای عربی و افریقایی از آن، نظام استبدادی «آتاتورک » با گرایش مفرط «لائیک » و بیرون راندن دین بکلی از عرصه سیاست و حکومت و سرکوب کلیه حرکتهای اسلامی وجلوگیری از مظاهر دینی و تعطیل مدارس علمی اسلامی و بالاخره گسترش فرهنگ اروپایی با تمام مظاهرش در پوشش قومیت و ملیت ترکی، روی کارآمد.

این وضع در بدنه نظام حکومت و در «سران آن » تاکنون بشدت ادامه دارد هر چند حرکت (آتاتورک) نتوانست اسلام را از میان ببرد و مردم ترکیه همچنان مسلمان هستند و ملزم به آداب و رسوم اسلامی در چهره اروپایی،کما این که فکر اسلام سیاسی هم رو به گسترش است و پیش بینی می شود که دیر یا زود، سیاست و حکومت به دست طرفداران نظام اسلامی بیفتد.

اما در ایران، استبداد رضاخانی با پوشش کمرنگ و مسخره نظام مشروطه، در بعد سیاسی و فرهنگی بشدت در جهت ضدیت با اسلام و بافرهنگ و مظاهر اسلامی، پیش می رفت، هر چند پس از شروع جنگ بین المللی دوم و هجوم «متفقین » به ایران و با فرار رضاخان، این قدرت ضداسلامی، ضعف پیدا کرد و محمدرضا تا سالها نتوانست دیگر علمای دین واسلام خواهان را کنترل نماید تا این که با فرار او نیز، این سلسله پنجاه ساله ضد ارزشهای اسلامی هم، منقرض گردید و نظام اسلامی استقرار یافت که اینک، در صدد مقایسه آن با نظامهای گذشته کشورهای اسلامی هستیم.

تحول دوازدهم استقرار نظام جمهوری اسلامی; هر چند این نظام جمهوری اسلامی، در ایران حاکمیت پیداکرد و به ظاهر تحولی است خاص ایران، اما با توضیحات ما که در این جا به اختصار و در مقالات مندرج دراین مجموعه به تفصیل آمده است خواهیم دید که این انقلاب، یک انقلاب اسلامی فراگیر نسبت به کل جهان اسلام است و به محدوده ایران اختصاص ندارد و ما ترجیح می دهیم این مطلب را طی چند فراز بیان کنیم.

اول زمینه های انقلاب اسلامی

۱- فکر اسلام سیاسی یا اندیشه استقرار نظام اسلامی فراگیر و حکومت اسلامی مستقل، همراه اسلام پدید آمده و پس از هجرت رسول اکرم عملا درمدینه، به منصه ظهور رسیده است و پس از آن حضرت، همان طور که قبلاگفته شد تا قرن چهاردهم به گونه های مختلف و به نامها و عناوین متفاوت درجهان اسلام جریان داشته است و آخرین پایگاه حکومتی به نام اسلام کشورپهناور عثمانی بود که با انقراض آن، عملا حکومتی به نام اسلام دیگر وجودنداشت بجز حکومت آل سعود در عربستان که متظاهر به اسلام و مدعی تعهدبه مقررات اسلامی است.

۲- اصولا ریشه اختلاف فرق اسلامی از جمله فرقه های سنی و شیعه وخوارج با تیره های مختلف، از صدر اسلام تاکنون، از اختلاف در حکومت نشات گرفته است وهر کدام از آنها به نحوی از حکومت خاصی حمایت و بانظام حاکم مخالفت یا موافقت داشته است.

۳- کما اینکه تحولات یاد شده در بالا پیش از تحول اخیر یعنی «انقلاب اسلامی » عمده از یک نوع فکر سیاسی و یک نوع بینش خاص نظام حکومتی سرچشمه گرفته است.

معنی این س

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.