اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زعامت و رهبری
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 47
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل زعامت و رهبری، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل زعامت و رهبری شامل 109 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل زعامت و رهبری:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل زعامت و رهبری را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل زعامت و رهبری توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زعامت و رهبری :
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، مجدد اسلام در جهان مادی و ظلمانی قرن بیستم، حضرت امام خمینی قدس سره، در پی یک بیماری تقریبا طولانی، با دلی آرام و قلبی مطمئن به سوی رفیق اعلی سفر نمودند و ملت با ناباوری، غم سنگین فراغ امام را بر دوش خود احساس کرد.دشمن مستکبر و کینه توز که سالها خود را برای چنین لحظه هایی آماده ساخته بود، به گمان خام خود، به مقصود نزدیک شده بود.اما دو عامل بسیار مهم در کنار هم، اسباب شکست، خواری و ناامیدی دشمن و امید و شادمانی مؤمنان و مستضعفان را فراهم کرد.
حضور ده میلیون عزادار در بزرگترین تشییع و خداحافظی، توفانی از اراده میلیونی مردم را در حفظ دستآوردهای انقلاب اسلامی و اظهار ارادت، محبت و اطاعت از رهبری انقلاب را به وجود آورد.توفانی که همچون توفان «طبس » که هواپیماهای تجاوزگر را در هم کوفت، امیدهای دشمن را به یاس مبدل نمود.در کنار حضور خیره کننده مردم عزادار و ماتم زده، اجلاس فوق العاده مجلس خبرگان رهبری و تصمیم گیری سریع و قاطع و انتخاب صحیح و درست آنان، انقلاب اسلامی را صاحب سکانداری امین، با تقوا، بادرایت، شجاع و مدیر کرد.در واقع یک روز هم، انقلاب و ملت بدون رهبر و نقطه امید به سر نبرد و رحمت واسعه الهی، آن حضور عجیب و بی سابقه را به بار نشاند.
به این ترتیب، دوره دوم ریاست جمهوری مقام معظم رهبری به پایان نرسید.امام از میان ملت رخت بربست و خلف و شاگرد و مرید صالح او طلوع کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای بنابر وصیت حضرت امام قدس سره، که وصیت نامه سیاسی – الهی ایشان را یا فرزندشان حاج احمد آقا قرائت نمایند یا ریاست جمهوری، با استنکاف حاج احمد آقا، در مجلس خبرگان، در برابر دیدگان مصیبت زده و حیرت آلود میلیونها ایرانی و میلیونها خارجی که از ماهواره برنامه را دریافت می کردند، وصیت نامه سیاسی – الهی حضرت امام را قرائت نمودند، که چندین بار با بغض و اشک معظم له قطع شد، اما با تسلط بر احساسات خویش، توانمند و رسا، آخرین توصیه های جاودانه امام را به اطلاع همگان رساندند. مردم وفادار، هشیار، متدین و انقلابی ایران، برترین تشییع و بی نظیرترین تجلی وفاداری را به نجات دهنده خویش از ظلمات طاغوتیان، نشان دادند و در کنار موج خروشان عزا و این مصیبت جانکاه، روزها و شبها، با اشک و ماتم و بر سر و سینه کوفتن در کنار بارگاه تازه برپا شده مرشد، قائد و رهبر کبیر خود، از ابراز بیعت و وفاداری و حق شناسی نسبت به انتخاب شایسته مجلس خبرگان نیز غافل نبودند و با دیدار رهبر جدید خود، هرگونه کج اندیشی و فرصت توطئه را از دشمن خارجی و ایادی داخلی او سلب کردند.حضرت آیت الله خامنه ای، غم جانکاه این روز و حضور زیبای مردم را در وداع با رهبر بزرگ خود، هنرمندانه به قلم می کشند.حضوری که تجلی زیباترین شعورها و شعارها بود و سپاس ملتی را از مرجع عالیقدر خود که با پاکی، عمر خود را به سر برد و در بندگی خدا، بندهای طواغیت و مستکبران را از دست و پای این ملت و محرومان جهان گسست، به تصاویر بی نظیر دوربینها، عکسها و شعرها نشاند.
آن روز، روز عزای بزرگ عالم اسلام شد.سوزش آن غم به ملت ایران منحصر نماند.در سراسر جهان، هرجا دل روشن و جان بیداری بود، مصیبت زده بود.هرجا مسلمانی آگاه از انقلاب و مسائل آن بود، خود را صاحب عزا شمرد.پس در روی زمین جایی نماند که در آن دلهایی از این حادثه ی عظیم از اندوه لبریز نشود و انسانهایی از این فقدان بی جبران، به عزا ننشینند.و اما ایران یکسر عزاخانه ای شد که در هر شهر و روستایش، شیون حسرت بار از یکایک خانه ها سرازیر شد و کوی و میدان و خیابان را پر کرد.هیچ کس نتوانست این جرعه ی درد را خاموش فروبرد.از دلاوران میدانهای نبرد تا مادران و پدرانی که غم شهادت جوانانشان، نتوانسته بود گره عجز و اندوه بر جبینشان بیفکند، تا بزرگ مردان عرصه ی علم و عرفان و سیاست و تا یکایک آحاد این ملت عظیم القدر، همه و همه در این مصیبت عظمی زار زار گریستند یا صدا به فغان بلند کردند، یا بی صبرانه بر سر و سینه زدند.
مصیبت فقدان امام، همان به بزرگی امام بود و جز خدا و اولیائش کیست حد و مرز این عظمت را بشناسند؟ آن جا که دلهای بزرگ بی تاب می شوند، آن جا که انسانهای بزرگ دست و پا گم می کنند، آن جا که صحنه، از بیقراری میلیونها و میلیونها انسان پر است، کدام زبان و قلم است که بتواند نمایشگر و صحنه پرداز گردد؟
من که خود قطره ی بی تابی در اقیانوس متلاطم آن روز و آن روزها بوده ام، چگونه خواهم توانست آن را شرح کنم؟ زمان، یگانه ی خود را از دست داد و زمین گوهری یکدانه را در خود گرفت.پرچمدار بزرگ اسلام، پس از عمری مبارک که در راه اعتلای اسلام سیری شده بود، دنیا را وداع کرد. (۱)
مقام معظم رهبری، چند ماه مانده به پایان دوره دوم ریاست جمهوری، خود را آماده ترک این مسؤولیت می نمودند:
قبل از رحلت حضرت امام که دوران ریاست جمهوری در حال اتمام بود، دست و پایم را جمع می کردم.مکرر مراجعه می کردند و بعضی از مشاغل را پیشنهاد می نمودند.آدمهای بی مسؤولیت، این مشاغل را پیش خودشان، به قد و قواره ی من بریده و دوخته بودند! ولی من گفتم که اگر یک وقت امام به من واجب کنند و بگویند شما فلان کار را انجام دهید، چون دستور امام تکلیف است و بروبرگرد ندارد، آن را انجام می دهم.اما اگر تکلیف نباشد – و من از امام خواهش خواهم کرد که تکلیفی به من نکنند تا به کارهای فرهنگی بپردازم – دنبال کارهای فرهنگی می روم. (۲)
اما، خداوند حکیم، امر دیگری را برای این ملت و حضرت آیت الله خامنه ای مقدر فرموده بود که با رحلت حضرت امام (ره)، این تقدیر جاری شد.رهبری، همچنان که تمامی مسؤولیتها را به صورت تکلیف پذیرفته بودند، در قبال مسؤولیت رهبری نیز تا آن گاه که بر عهده ایشان تکلیف نشد، قدمی برای این مسؤولیت برنداشت و حتی فکر آن را نیز نمی کردند.
آنچه که در خصوص تعیین رهبر واقع شد و بار این مسؤولیت، بر دوش بنده ی کوچک ضعیف حقیر گذاشته شد، برای خود من حتی یک لحظه و یک آن از آنات گذشته ی زندگی، متوقع و منتظر نبود.اگر کسی تصور کند که در طول دوران مبارزه و بعدا در طول دوران انقلاب و مسؤولیت ریاست قوه ی اجرایی، حتی یک لحظه در ذهن خودم خطور می دادم که این مسؤولیت به من متوجه خواهد شد، قطعا اشتباه کرده است.من، همیشه خودم را نه فقط از این منصب بسیار خطیر و مهم، بلکه حتی از مناصبی که به مراتب پایینتر از این منصب بوده است – مثل ریاست جمهوری و دیگر مسؤولیتهایی که در طول انقلاب داشتم – کوچکتر می دانستم.
یک وقتی خدمت امام قدس سره این نکته را عرض کردم که گاهی نام من در ردیف بعضی از آقایان آورده می شود، در حالی که در ردیف آنها نیستم و من یک آدم کوچک و بسیار معمولی هستم.نه این که بخواهم تعارف کنم، الان هم همان اعتقاد را دارم.بنابراین، چنین معنایی اصلا متصور نبود.
البته در آن ساعات بسیار حساسی که سخت ترین ساعات عمرمان را گذراندیم و خدا می داند که در آن شب و صبح شنبه چه بر ما گذشت، برادرها از روی مسؤولیت و احساس وظیفه، با فشردگی تمام، فکر و تلاش می کردند که چگونه قضایا را جمع و جور کنند، مکرر از من به عنوان عضو شورای رهبری اسم می آوردند، که البته در ذهن خودم آن را رد می کردم، اگر چه به نحو یک احتمال برایم مطرح می شد که شاید واقعا این مسؤولیت را به من متوجه کنند.
در همان موقع، به خدا پناه بردم و روز شنبه، قبل از تشکیل مجلس خبرگان، با تضرع و توجه و التماس، به خدای متعال عرض کردم: پروردگارا! تو که مدبر و مقدر امور هستی، چون ممکن است به عنوان عضوی از مجموعه ی شورای رهبری، این مسؤولیت متوجه من شود، خواهش می کنم اگر این کار ممکن است اندکی برای دین و آخرت من زیان داشته باشد، طوری ترتیب کار را بده که چنین وضعیتی پیش نیاید.واقعا از ته دل می خواستم که این مسؤولیت متوجه من نشود.
بالاخره در مجلس خبرگان، بحثهایی پیش آمد و حرفهایی زده شد که نهایتا به این انتخاب منتهی شد.در همان مجلس، کوشش و تلاش و استدلال و بحث کردم تا این کار انجام نگیرد، ولی انجام گرفت و این مرحله گذشت.
من، همین الان خودم را یک طلبه ی معمولی و بدون برجستگی و امتیازی خاص می دانم، نه فقط برای این شغل با عظمت و مسؤولیت بزرگ، بلکه – همان طور که صادقانه گفتم – برای مسؤولیتهای به مراتب کوچکتر از آن، مثل ریاست جمهوری و کارهای دیگری که در طول این ده سال داشتم.اما حالا که این بار را روی دوش من گذاشتند، با قوت خواهم گرفت، آن چنان که خدای متعال به پیامبرانش توصیه فرمود: «خذها بقوه » . (۳)
برای این مسؤولیت، از خدا استمداد کردم و باز هم استمداد می کنم و هر لحظه و هر آن، در حال استمداد از پروردگار هستم تا بتوانم این مسؤولیت را در حد وسع خودم – که تکلیف هم بیش از وسع نیست – با قدرت و قوت و حفظ شان والای این مقام، حفظ کنم و انجام بدهم.این، تکلیف من است که امیدوارم ان شاء الله شمول لطف و ترحم الهی و دعای ولی عصر (عج) و مؤمنین صالح باشم. (۴)
حضرت امام خمینی قدس سره، با روشن بینی الهی خود، اخلاص و توانایی حضرت آیت الله خامنه ای را در اندازه های رهبری ملت می دیدند و گاه به اشاره و گاه به تصریح این موضوع را مطرح می فرمودند.
حجت الاسلام و المسلمین، مرحوم حاج سید احمد آقا خمینی (ره) نقل می کنند:
وقتی که آیت الله خامنه ای در سفر کره (شمالی) بودند، امام گزارشهای آن سفر را از تلویزیون می دیدند.از آن منظره ی دیدار از «کره » استقبال مردم و با سخنرانیها و مذاکرات خود در آن سفر خیلی جالب بود و امام گفته بودند، الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند. (۵)
حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی نیز یک نمونه دیگر از اشارات حضرت امام را بیان می کنند:
در جلسه ای با حضور سران سه قوه، آقای نخست وزیر (موسوی) و حاج احمد آقا در محضر امام بحث شد.حرف ما با حضرت امام این بود که اگر این قضیه اتفاق بیافتد، (۶) ما بعدا با قانون اساسی مشکل داریم، زیرا ممکن است خلاء رهبری پیش بیاید.ایشان گفتند: «خلا رهبری پیش نمی آید و شما آدم دارید.» گفتم: «چه کسی؟» ایشان در حضور آقای خامنه ای گفتند: «این آقای خامنه ای » . (۷)
خانم زهرا مصطفوی دختر گرامی حضرت امام (ره) می گویند:
من مدتها قبل از برکناری قائم مقام رهبری شخصا، از محضر امام درباره رهبری پرسیدم و ایشان از آیت الله خامنه ای نام بردند و پرسیدم که آیا شرط مرجعیت و اعلمیت در رهبری لازم نیست، و ایشان نفی کردند و از مراتب علمی ایشان پرسیدم و صریحا فرمودند که (ایشان اجتهادی را که برای ولی فقیه لازم است، دارد) . (۸)
در مجلس خبرگان اضطراری، که پس از رحلت حضرت امام (ره) تشکیل شد، بحث روی شورای رهبری بود که هم حضرت آیت الله خامنه ای و هم حجت الاسلام والمسلمین آقای هاشمی رفسنجانی با آن موافق بودند، اما قضای الهی چیز دیگری بود و فضای مجلس خبرگان، گویا به ندای هاتف غیبی، با نام آیت الله خامنه ای معطر گردید و اصرار مقام معظم رهبری در آن مجلس، مبنی بر عدم پذیرش این مسؤولیت، به رغم استدلالهایی که می فرمودند، مقبول نیفتاد و ردای مبارک رهبری امت بر دوش توانای ایشان قرار گرفت.
بعد از رحلت امام (ره)، در آن روز اول که در مجلس خبرگان شرکت کردند، بنده هم عضو مجلس خبرگان بودم.و بالاخره اسم این بنده ی حقیر به میان آمد و بحث کردند چه کسی را انتخاب کنیم و اتفاق کردند بر این که این موجود حقیر ضعیف را به این منصب خطیر انتخاب بکنند.من فعالیت کردم.مخالفت جدی کردم، نه این که می خواستم تعارف بکنم.خدا خودش می داند که در دل من، در آن لحظات چه می گذشت.
رفتم آن جا ایستادم و گفتم: «آقایان صبر کنید، اجازه بدهید!» – اینها همه ضبط شده و موجود است، هم تصویر و هم صدای آن هست – شروع کردم به استدلال کردن که من را برای این مقام انتخاب نکنید.هر چه اصرار کردم قبول نکردند.هر چه من استدلال کردم، آقایان مجتهدین و فضلاء که در همان جا بودند، استدلالهای ما را جواب دادند.من قاطع بودم که قبول نکنم، ولی بعد دیدم که چاره ای نیست.چرا چاره ای نبود؟ زیرا به گفته ی افرادی که من به آنها اطمینان دارم، این واجب، در من متعین شده بود، یعنی اگر من این بار را برندارم، این بار زمین خواهد ماند، این بود که گفتم قبول می کنم.چون دیدم بار بر زمین می ماند، برای این که بار بر زمین نماند آن را برداشتم.اگر کس دیگری آن جا بود یا من می شناختم که ممکن بود این بار را بردارد و دیگران هم او را قبول می کردند، یقینا من قبول نمی کردم که این بار را بردارم.
بعد هم گفتم: پروردگارا توکل بر تو و خدا هم تا امروز کمک کرد. (۹)
در شرایطی خبرگان رهبری، با سرعت و دقت، و استفاده از اشاره های گرهگشای امام راحل و فضای معنوی ایجاد شده توسط مقلب القلوب، اقدام به انتخاب شایسته حضرت آیت الله خامنه ای نمودند و معظم له نیز با توکل به خدای متعال آن را پذیرفتند، که دشمن نقشه های شومی را برای پس از امام پیش بینی کرده بود و در تبلیغات مستمر رادیوها و مطبوعات بیگانگان در مدت چند روزه دوران بیماری حضرت امام، کاملا این امر مشخص بود.
«فاینانشال تایم » چاپ لندن در تاریخ ۳ خردادماه ۶۸ «یازده روز پیش از رحلت امام (ره) نوشت:
با رحلت آیت الله خمینی، شکاف بزرگی در راس سیستم سیاسی ایران ایجاد خواهد شد، بیانیه های رسمی و نیز گزارشهای رسانه های خبری ایران، حاکی از آن است که پرکردن این شکاف، امکان پذیر نخواهد بود. (۱۰)
«رادیو بی بی سی » گفت:
خلایی را که درگذشت آیت الله خمینی در سطح رهبری ایران به وجود آورده، مشکل می توان جبران کرد. (۱۱)
«رادیو امریکا» با شادی و شعف اعلام کرد:
مرگ آیت الله خمینی قطعا به بی ثباتی عظیمی در ایران منجر خواهد شد و برخی پیش بینی می کنند که این وضع، احتمالا شعله یک جنگ داخلی را در ایران خواهد افروخت. (۱۲)
اما خوابی که دیده بودند، این بود که گروه های داخلی را به اغتشاش و جنگ داخلی تشویق و ترغیب کنند و از سویی گروهک دست نشانده منافقین، یک تجاوز و جنگ خونین را به کشور تدارک دیده و به علامت آنان وارد معرکه شود.منافقین لحظه رحلت امام (ره) را زمان به قدرت رسیدن خود تلقی کرده و سرکرده آنان در گردهمایی از نیروهای نظامی خود در ۷ خردادماه ۶۸ گفته بود:
نیروهای نظامی سازمان، باید برای شرایط مرگ [امام] خمینی آماده باشند.مرگ [امام] خمینی به عنوان بالاترین نقطه آمادگی در مردم ایران، برای استقبال از عملیات نظامی ما خواهد بود [! ! ] . (۱۳)
روزنامه «الشرق الاوسط » که توسط سعودیها منتشر می شود، در ۱۴ خرداد ۶۸ می نویسد:
چریکهای مسعود رجوی که از حمایت عراق برخوردارند، طرحهایی را برای انجام یک تهاجم عمده در طول مرزها به فاصله چند ساعت پس از رحلت آیت الله خمینی، تدارک دیده اند. (۱۴)
بنی صدر خائن و فراری، در مصاحبه با آسوشیتدپرس مدعی شد که:
«درگذشت [امام] خمینی، این مساله را محتمل می کند که وی [بنی صدر] بزودی به کشور بازگشته و احتمالا وارد دولت شود» . (۱۵)
حضرت آیت الله خامنه ای، در تشریح و توضیح توطئه دشمنان برای پس از رحلت امام بزرگوار (ره)، به شعور و تقوای مردم و معجزه الهی در خنثی کردن این توطئه ها اشاره می کنند و می فرمایند:
با رحلت امام خمینی (ره) طیف وسیع دشمنان اسلام – که در صفوف مقدم معارضه با جمهوری اسلامی بودند – این امید را پنهان نکردند که جمهوری اسلامی در غیاب پدید آورنده و پروراننده ی خود، نیروی دفاع و رشد را از دست بدهد و چون کودکی بی صاحب، احساس ضعف و درماندگی کند، یا بکلی از پای درآید و یا به ناچار به دامان این و آن پناه برد! در محاسبات تنگ نظرانه ی دشمنان – که همه بی استثنا اسیر محاسبات صددرصد مادی بود و از فهم روابط معنوی و برکات ایمان و تقوا بی نصیبند – نمی گنجد که معجزه ی الهی در طلیعه ی قرن پانزدهم، یعنی حکومت صلاح و دین و حیات دوباره ی ارزشهای اسلامی، آن قله ی مرتفعی باشد که دست آلوده ی بندگان هوا و هوس به آن نرسد و دیپلماسی زر و زور از به دام افکندن آن، عاجز بماند. (۱۶)
حضور ده میلیونی مردم در تشییع بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و هادی و مرشد خود، و انتخاب بموقع و شایسته آیت الله خامنه ای، معجزه الهی را به نمایش گذاشت و دشمن یک بار دیگر ناکام شد.هرچند دشمنان دلخوش کرده بودند که حضرت آیت الله خامنه ای از اداره نظام در میان این همه دشواریها، توطئه ها و خباثتهای جهانی و داخلی، ناتوان مانده و دیر یا زود سکان نظام از دست ولایت فقیه عادل، مجتهد، آگاه، مدیر و مدبر خارج شده و به آرزوی چند ساله خود خواهند رسید! اما گذشت زمان، این دلخوشی را نیز رنگ یاس زد و دوست و دشمن معترف شدند که خلا حضرت امام خمینی (ره) از لحاظ اداره کامل نظام جمهوری اسلامی و حفظ صلابت، اقتدار و عزت آن و مواضع اصولی اش، توسط خلف صالح وی، کاملا پر شده است، که در مباحث آینده به مواردی از این قدرت، درایت و هدایت اشاره خواهیم داشت.
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در آیینه کلام حضرت امام خمینی قدس سره
به یقین، گلی را که در بوستان امام خمینی قدس سره پرورش یافته است، کسی بهتر از باغبانش نمی شناسد و عطر کلام او که چنین گلی را پرورش و به انقلاب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
