اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 45
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر :
جهان
بالفور جدید
ادوارد سعید، متفکر و نظریه پرداز مشهور فلسطینی مقیم امریکا، که با کتاب هایی چون «شرق شناسی»، «فرهنگ و امپریالیسم» و «اسلام رسانه ها» به شهرت رسیده است، در مقاله پیش رو، که در روزنامه گاردین به چاپ رسیده ابعاد فاجعه آمیز تهدیدهای امریکا علیه کشورهای اسلامی را چنین بررسی می کند.
«در مورد عراق که به نظر نمی رسید چندان خطری برای جهان باشد، ایالات متحده جنگ را آغاز کرد اما در مورد کره شمالی، به آن کشور پیشنهاد کمک های اقتصادی و انرژی می دهد. چه تفاوت تحقیرآمیزی بین اهانت و توهین به اعراب و احترام به کره شمالی وجود دارد؟ این سوالی است که بی پاسخ مانده است.
تقریبا یک سال است که سیاستمداران امریکایی، مقامات دولتی و روزنامه نگاران، دنیای اسلام و اعراب را مورد هجوم و تهمت قرار می دهند. البته این جملات تازگی ندارد و پیش از ۱۱ سپتامبر هم وجود داشت اما پس از آن شدت یافته است. به این حملات هماهنگ شده و یکدست، گزارش توسعه انسانی سازمان ملل افزوده شده است که معتقد است جهان عرب از نظر دمکراسی، علم روز و حقوق زن به طور وحشتناکی از دنیای امروز عقب مانده است. در غرب همه می گویند که اسلام نیاز به اصلاحات دارد و نظام آموزشی اعراب مدرسه ای است برای افراطیون مذهبی و بمب گذاری انتحاری، که نه تنها توسط رهبران مذهبی و پیروان ثروتمندشان (چون اسامه بن لادن) بلکه از سوی دولت هایی که ظاهرا از متحدین ایالات متحده امریکا به حساب می آیند، حمایت و تغذیه مالی می شوند. از دیدگاه این نظریه پردازان، اعراب خوب آنانی هستند که در وسایل ارتباط جمعی ظاهر شده و فرهنگ و جامعه عرب را بدون کوچکترین ملاحظه ای مورد تاخت و تاز قرار دهند.
من لحن آهنگ بی روح جملات آنان را به خاطر می آورم که هیچ مطلب مثبتی در مورد خودشان و یا مردم بر زبان نمی آوردند، آنها فقط فرمول های کسل آور و خسته کننده امریکایی را که مدت هاست خوراک امواج رادیویی و تلویزیونی است تکرار می کنند: ما دمکراسی نداریم، ما اسلام را به اندازه کافی به چالش نکشانده ایم، ما احتیاج داریم ناسیونالیسم عرب را از خود بزداییم و ایده اتحادیه عرب را فراموش کنیم. تمام این سخنان مزخرفاتی ایدئولوژیک و در عین حال بی اعتبارند. آنها بر این نکته اصرار دارند که فقط آنچه خودشان و آموزگاران امریکایی ایشان در مورد اعراب و اسلام می گویند درست است. این عبارات تکرار اظهارات کلیشه ای شرق شناسان محافظه کاری چون برنارد لوئیس است. بقیه این اظهارات نه عملی هستند و نه واقع گرایانه؛ آنها می گویند لازم است که «ما» به مدرنیته بپیوندیم و مدرنیته چیزی نیست جز غربی بودن، جهانی شدن، بازار آزاد، جامعه دمکراتیک و هر تفسیر و تعبیر دیگری که بتوان از این الفاظ و واژه ها استخراج کرد.
می توان درباره نثر بی روح و خالی از لطف دانشگاهیان روشنفکری چون فواد عجمی، فواض جرجیس، کنعان مکیه، شبلی تلحمی و مامون افندی یک مقاله نوشت؛ کسانی که از دهانشان بوی تعفن سرسپردگی، جعل حقایق و تقلیدهای مسخره استشمام می شود. موضوع برخورد تمدن ها که جورج بوش و هم پالکی هایش در تلاشند تا از آن به عنوان پوششی برای تسلط بر منطقه و نفت استفاده کنند و با ملت سازی به شیوه دمکراتیک، تغییر رژیم و مدرن سازی به طریق امریکایی دنبال می شود؛ اما آنچه که هرگز اهمیت ندارد مصیبت و نتایج مخرب جنگ است که هرگز ذکر نمی شوند؛ چیزی که در مورد آن عملا سکوت می شود این است که این جنگ یک طرح پاکسازی است که هدف از آن اجرا کردن نقشه یک بالفور جدید، یک بیانیه ۱۴ بندی ویلسونی تازه و به طور کلی دنیایی متفاوت است.
اشغال عراق پلی برای سرکوب همیشگی مردم فلسطین
بر همگان واضح و مشخص است که دولت واشنگتن هم اکنون با آریل شارون و نیات وی پیوند ناگسستی یافته است. نابینایی این دو دولت در مقابل واقعیات بر همگان معلوم و آشکار شده، اما آشنایی و آگاه بودن از یک واقعیت به معنای آن نیست که این واقعیت خطر کمتری به بار آورد.
وخیم ترین چشم انداز در بین همه امور آن است که اجرای پروژه ای به منظور سرکوب مردم فلسطین برای همیشه، ممکن است به بخشی از نظم نوین فرضی در منطقه پس از پیروزی امریکا بر صدام مبدل شود. این که آرمان فلسطین مورد غفلت قرار گرفته و یا در بین سایر مسایل بُر خورده و رنگ باخته است، تا آن که در زمانی «مقتضی تر» به آن رسیدگی شود، ایده ای عمیقا غیرمنصفانه و نادرست است، به همان ترتیب که بسیار خطرآفرین نیز می باشد. حتی در خود عراق، صرفنظر از این که مردم آن سرزمین تا چه اندازه ممکن است بلافاصله پس از سقوط صدام به خاطر خلاص شدن از چنگ او سپاسگزار باشند، آیا می توان تصور کرد که آنان یک نوع ارتباط یا پیوند صمیمانه میان خود و ایالات متحده را که به فریب دادن فلسطینی ها اشتغال دارد، دیر زمانی بدون آن که اعتراضی به زبان آورند تحمل خواهند کرد؟ در مورد نوع ارتباط تنگاتنگ با اسراییل که عده ای از سردمداران واشنگتن در ظاهر برای یک عراق نوین تدارک می بینند، چه می توان گفت؟ آن دمکراسی که ایالات متحده آرزو دارد که به کمک خود در عراق مستقر سازد یقینا بروز زود هنگام عواطف و احساسات به هواداری از فلسطین را محتمل تر خواهد ساخت.
غفلت و امروز و فردا کردن در ذات خود به حد کافی ناپسند هست، اما درباره ناگوارترین امکان یعنی سیر قهقرایی پیمودن و قدم نهادن به عصر «خداحافظ، آزادی فلسطین» چه می توان گفت؟
گاردین
۷ مارس ۲۰۰۳
استانداردهای دوگانه
اسراییل از دیرباز و با لجاجت تمام قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد را نقض می کند: و از خروج از اراضی اعراب که در سال ۱۹۶۷ به تصرف خویش درآورده است امتناع می ورزد. اما امتناع این کشور از اجرای قطعنامه شورای امنیت برای متهم کردن امریکایی ها به پیشه کردن استانداردهای دوگانه دلیل محکمی است: چرا چیزی که برای عراق ممنوع است، برای اسراییل آزاد به نظر می رسد؟
این سوال به ویژه امروزه برای واشنگتن که برای برقراری رابطه محکم با تمام نیروهای منطقه به طور بی سابقه ای به امکاناتی دست یافته، دردآور است. حتی حمایت بی چون و چرای اسراییل از امریکایی ها قادر به جبران امتناع این کشور از اجرای قطعنامه های شورای امنیت نمی باشد. با توجه به وابستگی عظیم این دولت یهودی به ایالات متحده امریکا، گسترش جو اسرائیل ستیزی شدید در اروپا و روابط کهنه روسیه با اعراب، و آگاهی وسیع مردم خاورمیانه همگی ایالات متحده را در تنگنای شدیدی قرار داده است. واقعا چه پاسخی می توان به این سوال داد که چرا تجهیزاتی که داشتن آنها برای عراق به قیمت تحمل جنگ ویرانگر تمام شد برای دولت اسراییل هیچ منعی ندارد. این در حالیست که هنوز هم به یقین ثابت نشده که عراق دارای چنین تسلیحاتی بوده است. اما اکثر محافل بی طرف جهانی اذعان دارند که اسراییل بزرگترین زرادخانه اتمی، بیولوژیک و شیمیای منطقه را در اختیار دارد. آیا اعمال چنین استانداردهای دوگانه و تبعیض آمیز از سوی امریکا نباید خشم مسلمانان جهان را برانگیزد؟
نزاویسمایاگازتا
۲۵ مارس ۲۰۰۳
تبلیغات به سبک هیتلر
نیویورک تایمز فاش کرد که ایالات متحده امریکا برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی و پدید آوردن واقعیت های نوین طرحی را در اختیاردارد که می تواند گمراه کننده و دروغین باشد. این طرح را وزارت دفاع امریکا تهیه کرده است.
پیش از این وزارت خارجه و سازمان اطلاعات مرکزی امریکا مسوولیت تبلیغات و شایعه پراکنی را بر عهده داشتند اما ضعف و سستی آنها در دوران جنگ افغانستان وظیفه جدیدی را بر عهده وزارت دفاع نهاد تا برای زیباکردن چهره ایالات متحده بیشتر بکوشد. دونالد رامسفلد مدعی است که رسانه های غربی در پخش گزارش خبری و تصویری پیروز شدند اما رسانه های امریکا در منعکس کردن پیروزی های نظامی ناکام ماندند. به همین علت بود که رامسفلد به همراه ریاست ستاد ارتش تصمیم گرفتند یگان ویژه ای به نام «دفتر تاثیرگذاری استراتژیک» تاسیس نمایند که وظیفه اصلی آن پخش اخبار و اطلاعات از طریق یک شرکت تبلیغاتی است. به نوشته نیویورک تایمز بعضی مقامات پنتاگون عقیده دارند در صورتی که اعراب و مسلمانان دروغ های انتشار یافته از این طریق را کشف کنند، اهمیت این عملکرد از میان خواهد رفت. ژنرال سایمون وارن مسوولیت نظارت بر پخش اخبار و گزارش های این یگان را بر عهده گرفته است. فرهیختگان اروپایی این روش امریکا را مورد انتقاد قرار داده اند چون امریکا ناچار است برای مبارزه با تروریسم، خود به تروریسم متوسل شود و این خود تحولی ساختاری در سیستم دمکراسی غرب به وجود خواهد آورد و به جای آنکه غیرنظامیان هدایت آن را بر عهده بگیرند، نظامیان هدایت آن را بر عهده خواهند گرفت. عده ای از صاحب نظران این روش را الهام گرفته از روش تبلیغاتی جوزف گوبلز وزیر تبلیغات آلمان نازی می دانند.
هیتلر در کتاب خود نبرد من می نویسد هدف از تبلیغات جلب توجه مردم به بعضی واقعیت ها و سپس بهره برداری از آن است. به نظر می رسد که جورج بوش در چارچوب جنگ تبلیغاتی خود که به وسیله رامسفلد وزیر دفاع او به اجرا درمی آید این نصیحت هیتلر را به کار گرفته است. او یکی از دستیاران خود را به هالیوود اعزام کرد و ضمن دیدار با چهل تن از کارگردانان سینمایی به آنان اطلاع داد که رئیس جمهور خواستار ساخت فیلمی درباره شجاعت سربازان امریکایی است. آشکار است که هدف بوش از ساختن چنین فیلمی نشان دادن این است که نبرد امریکا علیه افغانستان، سومالی، عراق و یا… یک جنگ مقدس است.
الحیات
۲ مارس ۲۰۰۳
دمکراسی سودگرا
بررسی مواضع، دیدگاه ها و بیانات مسوولان امریکایی چنین می نماید که طرح دموکراتیزه نمودن کشورهای اسلامی از سوی امریکا به طور دقیق و همه جانبه برنامه ریزی گردیده است. اگر چه نمی توان حدس زد که در تحقق برنامه مذکور، حکومت بوش تا چه حدی موفق خواهد شد، اما مسلم است هدف اصلی دولت امریکا در مقطع زمانی فعالی برای حمایت از دمکراسی در جهان اسلام کسب حداکثر منافع اقتصادی و سیاسی می باشد. دولت امریکا در دهه های گذشته نفع خود را در حمایت از رژیم های خودکامه و مستبد می دید اما با تحولات سریع سال های اخیر و بیداری ملت ها برنامه ریزان کاخ سفید کسب سود بیشتر برای دولت امریکا را در حمایت از دمکراسی می بینند. آیا این یک دمکراسی سودگرا نخواهد بود؟
الزمان
۱۸ فوریه ۲۰۰۳
میزگرد هسته ای
دولت بوش برای برگزاری یک اجلاس سری سرگرم برنامه ریزی است. قرار است در این نشست درباره ساخت نسل جدیدی از سلاح های هسته ای، از جمله بمب های اتمی بسیار کوچک، بمب های ویرانگر پناهگاه های زیرزمینی و بمب های نوترونی که هدف از تولید آنها منهدم کردن مواد شیمیایی یا بیولوژیک می باشد، بحث و تبادل نظر شود. در سندی که به بیرون از وزارت دفاع (پنتاگون) درز کرده، این مطلب قید شده است.
ملاقات مقامات بلندپایه نظامی امریکا و دانشمندان امور هسته ای آن کشور با یکدیگر مشخص خواهد کرد که آیا آزمایش های هسته ای از سر گرفته شود یا نه، و چگونه می توان عموم مردم امریکا را متقاعد کرد که این سلاح های جدید ضروری خواهند بود. دولت مصمم است تمام زرادخانه هسته ای خود را مورد بررسی و بازرسی های دقیق قرار دهد، تا از این زرادخانه بتوان به عنوان بخشی از دکترین جدید بوش حاکی از حمله پیگیرانه استفاده کرد، بدین ترتیب که انبارهای ذخیره سلاح های شیمیایی و بیولوژیک متعلق به کشورهای متمرد و خود سر مورد حمله قرار گیرند.
گاردین
۱۹ فوریه ۲۰۰۳
لفاظی های مذهبی بوش
یک رئیس جمهور دوباره متولد شده، یک کشور به شدت افراطی، تندروهای عضو گروه ضربت جمهوری خواهان، آیا همه اینها بالاخره یک جنگ تمدن ها به راه نخواهد انداخت؟ اگر بدانید که جواب این سوال منفی است، حیرت می کنید. هوچی گری درباره جنگ در راه خدا نه با یک اشتباه بلکه با سه اشتباه آغاز شد.
اولین اشتباه یکسان دانستن نقش مذهب در امریکا با نقش آن در جوامع دین سالار است.
دومین اشتباه، تکیه به این فرض است که همه امریکایی های مذهبی تفکر یکسانی درباره سیاست خارجی دارند. سومین اشتباه، یکی دانستن تاثیر بر مسایل ناچیز با تاثیر بر مسایل اساسی است.
از ۱۱ سپتامبر تاکنون، سیاست خارجی امریکا اساسا نه تحت تاثیر مذهب بلکه تحت تاثیر ترس کاملا زمینی از سه چیز؛ یعنی شبکه های تروریستی، کشورهای یاغی و سلاح های به شدت ویرانگر، قرار داشته است. کسانی که سیاست خارجی را براساس واقعیت های روزانه هدایت می کنند، اشخاصی نظیر دونالد رامسفلد و کوندالیزا رایس واقع گرایانه واقع بین به شمار می آیند نه سرسپردگان جنگ در راه خدا. خیالبافانی که سال هاست علیه کشورهای یاغی هشدار می دهند نه پیروان کلیسای انجیلی بلکه روشنفکران نادین محور پیچیده و محافظه کاری هستند که تمام اوقات خود را در موسسات تحقیقاتی در واشنگتن می گذرانند، و برای مجلات مدعی کمالات مقاله می نویسند.
پس اسراییل چه می شود؟ آیا در این بخش از سیاست خارجی نیست که امریکا در حال فدا کردن منافع ملی خود در برابر قدرت گروهی پیروان کلیسای انجیلی و لابی اسرائیلی است؟ پاسخ به این دو سوال در آینده نزدیک روشن خواهد شد.
اکونومیست
۸ مارس ۲۰۰۳
نبرد کمپانی ها بر سرعراق
روزنامه بین المللی «هرالدتریبیون» طی گزارشی از «رقابت بی صدا و در عین حال بی رحمانه شرکت های غربی برای دستیابی هر چه بیشتر به بازار پرسود بازسازی عراق پس از جنگ»، می نویسد: انجمن های تجاری کشورهای مختلف صنعتی غرب رایزنی های فشرده ای را با دولت های متبوع خود آغاز کرده اند تا از رقابت نفس گیر بازار دست کم ۱۰۰ میلیارد دلاری دوران بازسازی عراق عقب نمانند.
«هرالد تریبیون» بازسازی عراق را به میدان پاداش و جریمه شرکت های غربی توسط امریکا تشبیه کرده و خاطرنشان می کند:
کمپانی های آلمانی، فرانسوی، و روسی از این نگرانند که امریکایی ها به بهانه عدم همراهی دولت های آنان در جنگ با عراق، فرصتی را به سرمایه گذاری این موسسات در آینده بازسازی عراق ندهند. با این همه، به نظر می رسد که اشتهای سیری ناپذیر سرمایه داران امریکایی طاقت دیدن شریکی را در کنار خود در آینده عراق ندارند، حتی اگر این شریک، متحد دیرینه آنان یعنی انگلیس باشد. همچنین، به نظر می رسد که اگر چه اروپایی ها در امر جنگیدن، کشتن و کشته شدن در عراق علاقه ای به همگامی با امریکایی ها نداشتند، اکنون به شدت مشتاق مشارکت با آنان در بهره وری هر چه بیشتر و به هر قیمت از خوان نعمت گسترده عراق پس از جنگ هستند.
مثلث منحوس
مخالفت مجلس ترکیه با لایحه «اعطای اختیار به دولت برای دادن مجوز ورود و بهره مندی نظامیان امریکا از اراضی ترکیه جهت حمله به عراق موجبات تضعفیف موقعیت امریکا و انگلستان در منطقه را فراهم آورد.
مخالفت پارلمان ترکیه، ضربه سهمگینی به امریکا در قانع کردن کشورهای اسلامی وارد ساخت. محورها ممانعت اروپا به سرکردگی فرانسه و آلمان و نیز مخالفت های روسیه و چین به موقعیت جهانی امریکا آسیب های جدی وارد ساخته است. جورج بوش و تونی بلر، بعد از این با مقام های جدی تری در سازمان ملل متحد و ناتو مواجه خواهند گردید. به غیر از کشورهایی نظیر قطر، کویت و اردن مواضع سایر کشورهای غربی و جهان اسلام نسبت به عملکردهای امریکا مشکوک و تردیدآمیز است. اکنون، چنین استنباط می گردد که امریکا از حمله به عراق قصد دارد وضعیت نوینی در خاورمیانه به وجود آورد.
جهان اسلام و به ویژه منطقه خاورمیانه مورد طمع «تقسیم بندی نوین» نیروهای سلطه جو و استعمارگر واقع شده است، اگر چه پس از جنگ جهانی اول و حتی دوم، ما (ترکان) به عنوان کشوری مغلوب، شاهد تجزیه سرزمین هایمان گردیدیم؛ ولی حالا شرایط متفاوت است، هم در ترکیه و هم در همه کشورهای منطقه.
تهاجم به عراق یک جنگ غارتگرانه و سلطه جویی محض است، تحت لوای جنگ بوش علیه صدام؛ پس، نباید این تقسیم بندی نوین تحقق یابد.
در مقابله با این طرح شوم که در قرن بیست و یکم موجبات درگیری های قومی مذهبی در منطقه را فراهم خواهد آورد، نه فقط ترکیه، بلکه اعراب، ایرانیان، اکراد و همه ملل منطقه باید هوشیار و آماده باشند؛ در غیر این صورت، و با پیروزی مثلث منحوس (امریکا انگلیس اسرائیل)، همه ما (همه ملل منطقه) بازنده خواهیم شد.
ینی شفق
YENISAFAK
۲۰ مارس ۲۰۰۳
سرباز ترسوی تگزاس
من نهایتا در این فکر هستم که ما از دروغ شنیدن خسته شده ایم. خسته از صحبت هایی که از موضع بالا عنوان می شود، خسته از بمباران شدن با وطن پرستی متعصبانه دوران جنگ جهانی دوم و داستان های هراس آور، اطلاعات غلط و مقالات دانشجویی تزیین شده در پوششی از «اطلاعات محرمانه». حالمان از اینکه مورد اهانت مردان حقیر واقع شویم به هم می خورد، از تونی بلر، جک استراو و امثال جورج بوش و دسیسه های طرفداران نومحافظه کار وی که سال ها در فکر تغییر نقشه خاورمیانه به نفع خود بوده اند نیز حالمان به هم می خورد. پس تعجبی ندارد که رد صریح «اطلاعات» امریکا از سوی هانس بلیکس در سازمان ملل موجب دلگرمی افراد بسیاری گردید. ناگهان، هانس بلیکس های این جهان توانستند دست امریکایی ها را رو کرده، نشان دهند که آنها تا چه اندازه تبدیل به «متحدان» غیرقابل اعتمادی شده اند. انگلیسی ها صدام حسین را بیشتر از ناصر دوست ندارند. اما میلیون ها انگلیسی برخلاف بلر جنگ جهانی دوم را به خاطر دارند. آنها گول داستان های بچگانه در مورد هیتلر، چرچیل، چمبرلن و سیاست ساکت ساختن را نمی خوردند. آنان دوست ندارند سخنان و ناله های کسانی را که تجربه جنگی آنها به هالیوود و تلویزیون محدود می شود بشنوند.
آن علاقه چندانی به شروع جنگ های بی پایان در کنار فرماندار و مجری اعدام در تگزاس که از شرکت در جنگ ویتنام طفره رفت ندارند. وی و رفقای نفتی اش اکنون در حال اعزام بینوایان امریکا برای نابودی ملتی مسلمان اند که هیچ ارتباطی با جنایات ضدبشری ۱۱ سپتامبر ندارند. جک استراو، بچه دبستانی دیروز و جنگ طلب امروز و تونی بلر همه اینها را نادیده می گیرند. او برای ما درباره خطرات سلاح های هسته ای که عراق فاقد آن است و از شکنجه و سرکوب دیکتاتوری صدام صحبت می کند، صدامی که امریکا و انگلیس تا زمانی که وی یکی از خود ما بود از او حمایت کردند اما او و بلر نمی توانند دستور کار سیاسی سیاه دولت بوش را مورد بحث و بررسی قرار دهند. همانطور که «ماموران فاسد» اطراف رئیس جمهور امریکا (به گفته یک مقام عالی رتبه سازمان ملل) از عهده این کار برنمی آیند.
ایندیپندنت
۲۲ مارس ۲۰۰۳
یادآوری تلخ
ممکن است یادآوری این امر که دیکتاتور عراق از بیست سال پیش در راه تولید سلاح های کشتار جمعی کار می کرد، از سوی چهار قدرت دارای حق وتوی شورای امنیت سازمان ملل، یعنی امریکا، فرانسه، انگلستان و شوروی، با فن آوری تسلیحاتی تجهیز شده است و در جنگ علیه ایران از لحاظ نظامی مورد حمایت قرار گرفته است، مایه خشم واضعان حقوق در مباحثات صلح اخلاقی در این روزها باشد. اروپا بعداز سال ۱۹۸۱ بدون اینکه خشم محسوسی از خود نشان دهد، از وجود ده ها هزار قربانی ایرانی گازهای سمی که همگی قربانیان جنگ شیمیایی بودند، مطلع شد. ماهواره های امریکایی، تصاویری از وضعیت خطوط جبهه ایران را برای صدام ارسال می کردند. چرا آن روزها، تظاهراتی از سوی میلیون ها آلمانی، انگلیسی و یا ایتالیایی نگران صورت نگرفت.
تازه بعد از تهاجم توام با شکست صدام به کویت در ده سال بعد بود که سازمان ملل تحریم نفتی محدودی درباره عراق وضع کرد. این تحریم نیز در مقیاسی وسیع از سوی اعضای ناتو، ترکیه، اردن و سوریه ملغی شد. حلقه قاچاق نفت عراق (با فروش سالانه حدود پنج میلیارد دلار) در اختیار خانواده دیکتاتور این کشور است. اینکه سودهای حاصله از این قاچاق به حساب مردم عراق واریز شوند، امری نامحتمل است. معقولانه تر به نظر می رسد که اینها به بانک های مرکزی اروپایی، از کارائیب تا سوئیس و لوکزامبورگ و شهر لندن، واریز شود بدیهی است که بدون بر جای گذاشتن کوچکترین ردپایی در پژوهش درباره علل و عوامل جنگ علیه عراق، دیگر کشورهای جهان نمی توانند چهره ای بی گناه به خود گیرند و همراه با آنان، برخی تاجران آلمانی که تاسیسات فنی یا مصالح شیمیایی برای صدام، این دیکتاتور قتل عام کننده ارسال کرده اند.
دی سایت
۲۵ فوریه ۲۰۰۳
گونترگراس: بوش = بن لادن
گونترگراس، نویسنده آلمانی و برنده جایزه نوبل، دولت اسپانیا را متهم کرد که با نادیده گرفتن افکار عمومی در ارتباط با بحران عراق، اسپانیا را به گذشته غیردمکراتیک خود می کشاند.
گراس که برای ارائه ترجمه اسپانیایی کتاب تازه اش به نام «خرچنگرو» به مادرید آمده است، گفت: اسپانیا دمکراسی جوانی مثل آلمان پس از جنگ است و اگر رهبران آن افکار عمومی مردم خود را نادیده بگیرند و خود را به صورت رعایای ایالات متحده امریکا درآورند، به ایام پیش از مردم سالاری برمی گردد.
این نویسنده پرآوازه آلمان گفت: من نمی خواهم در سیاست اسپانیا دخالت کنم، اما اگر نخست وزیر، افکار مردم کشور خود را به سخره بگیرد، به شیوه مردم سالارانه عمل نکرده است. «خوزه ماریاآزنار» نخست وزیر اسپانیا، با وجود مخالفت اکثریت کشور با جنگ، به صورت یکی از حامیان سرسخت موضع تند واشنگتن در قبال عراق در آمده است. برای نخستین بار پس از پیروزی حزب «آزنار» در انتخابات، این حزب پیشتازی خود را در نظرخواهی ها از دست داده است که تحلیل گران تقصیر را متوجه خط مشی این حزب در قبال عراق می دانند.
گراس که به سبب افکار بحث انگیز و صادقانه اش زبانزد است، معتقد است که ایالات متحده دچار «نوعی عقده برتربینی» در موضعش در برابر عراق شده است.
او که دارنده جایزه نوبل ادبی است، در یک برنامه تلویزیونی در آلمان از امریکا به دلیل جنایات جنگی انتقاد و بوش را با اسامه بن لادن مقایسه کرد.
آدرس:
Tv. Nrw
سیاه و سفید
حدود پنچاه سال از لغو آخرین قوانین تبعیض نژادی در ایالات متحده می گذرد. زمانی که سیاهان و سفیدپوست ها حق ازدواج با هم را نداشتند، رنگین پوستان نمی توانستند در مدارس سفیدها تحصیل کنند و حتی گاهی از امکان استفاده از مکان های تفریحی محروم شده بودند اما امروز گونه جدید از جداسازی نژادها در حال شکل گرفتن است که البته بخش اعظم آن به ایالات جنوبی امریکا مربوط می شود. موضوع مهاجرت جمعی سفیدها از این ایالت ها که روزگاری شاهد سرسختی ساکنان سفیدپوشان برای تداوم برده داری بود نکته ای در خور توجه است. این معضل از دید بسیاری از جامعه شناسان امریکا نماد احیای نوعی جداسازی نژادها در جامعه امریکایی تلقی می شود.
واشنگتن پست
۲ مارس ۲۰۰۳
تبعیض اینترنتی
گوگل (
GOOGL
) که مشهورترین موتور جست وجوگر اینترنتی می باشد اخیرا حدود یکصد سایت را که گرایشات ضدصهیونیستی داشتند از فهرست جست وجوی خود حذف کرده است. مرکز برکمن وابسته به دانشگاه هاروارد در این مورد اعلام کرده است که شرکت گوگل ۱۲۷ سایت را از موتور جستجوگر فرانسوی و آلمانی زبان خود حذف کرده و افرادی که خواهان استفاده از این سایت ها هستند در صورت جست وجوی کلمه های اصلی این سایت ها به آنها دسترسی پیدا نخواهند کرد. شرکت گوگل علت این امر را متابعت از قوانین کشورهای آلمان و فرانسه در زمینه مخالفت پخش دیدگاه ها و تبلیغات ضدیهودی اعلام کرده است.
W.W.W.Berkman.Com
انتقادات دو جانبه
چنین به نظر می رسد که روابط ایالات متحده و دولت عربستان سعودی پس از پایان جنگ در عراق تحولات عمیقی را شاهد باشد. ظاهرا فشار شدید مطبوعات و محافل تندروی امریکا در ماه های اخیر بر دولت عربستان و مقاومت مقامات سعودی در برابر درخواست های امریکا در جهت همکاری کامل در جنگ علیه عراق بروز تغییر در روابط دو طرف در فردای جنگ امریکا و عراق را توجیه می نماید، اما با نگاهی اجمالی به محورهای اصلی اختلافات می توان چنین نتیجه گیری کرد که انتقادات محافل تندروی امریکا بر علیه دولت سعودی تشابه زیادی با ویژگی های داخلی سیستم سیاسی، مذهبی، اقتصادی ایالات متحده دارد، لذا فشار امریکا در موارد مورد بحث بر دولت سعودی بیانگر نوعی تبعیض می باشد. مهم ترین دیدگاه هایی که درباره این کشور مطرح شده به ترتیب اهمیت چنین است:
عربستان سعودی باید برخی از اصولی را که در مدارس وهابی می آموزند، تغییر دهد.
سیستم بانکداری در این کشور باید حالت شفاف تری پیدا کرده و تغییر کند.
و در نهایت عربستان باید با پذیرفتن راهنمایی های مقامات امریکایی تمام عزم خود را در جهت یافتن کسانی که مسوول رویداد یازدهم سپتامبر و زیان های ناشی از آن هستند جزم نماید.
برای درک برخی از خواسته ها باید ابتدا آنها را ریشه یابی کرد. امریکا نیز درست مثل عربستان کشوری است پر از مدارس متعلق به گروه های بنیادگرا و افراطی. بعضی از این گروه ها به شدت و سرسختانه علیه اسلام تبلیغ می کنند. این گروه ها که غالبا یهودی و مسیحی هستند با حمایت از اسراییل نقش مهمی را در گسترش بحث برانگیز این کشور در خاورمیانه ایفا می کنند. اگر از امریکا نیز درخواست شود که تغییراتی در این مدارس مذ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
