خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شعر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شعر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل به وصف شقایق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل به وصف شقایق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
32دقیقه
26ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شعر

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 55

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

باران دعا

تا اهل خدا شدیم، اندوه نماند

باران دعا شدیم، اندوه نماند

اندوه دل از برای خود بودن بود

روزی که تو را شدیم، اندوه نماند

باغ ترنم

دل، می خواهد، زمزمه آغاز کند

در باغ ترنم تو، پرواز کند

آن حنجره ی هزار آوا، ای کاش

در از قفس پرندگان، باز کند

محمدجواد محبت – کرمانشاه

پلک پنجره

کبوترها

ارتفاع خانه را، اجاره کرده اند

و بر پشت بام

رد پنجه ای خونین …

**

آی … دختر زیبا

امشب کبوتر قاصد را

در بسترت بخوابان

و بامداد، به پروازش بدار

بی نامه، از پلک پنجره

**

در آسمان

چشمی، دلواپس پرنده و پروازست .

مهدی مشایخی – زابل

زمزمه ها

لحظه های بی فایل پاورپوینت کامل شعر

زیاد داشته ام

هراس ازتو ندارم

مرگ!

به تو عادت دارم

*

پروانه ای

در تار

تا بغض شاعر، گل کند

و عنکبوتی سیر

تا فایل پاورپوینت کامل شعری تمام شود،

که بوی لجن دارد …

حمیدرضا شکارسری – تهران

کوچه پرستو

تو مهری و ز ظهور سحر نشان داری

عجب شباهت ماهی به آسمان داری

به شش جهت ز نگاه تو نور می بارد

چه نسبتی، تو بگو با فرشتگان داری؟

غزل، غزل، ز کلامت سپیده می ریزد

دلی به روشنی عشق، بی گمان داری

برای چلچله ها، سهره ها، کبوترها

تو در بهار دلت، باغ ارغوان داری

امید، روی نگاه تو خانه می سازد

درون سینه، دلی پاک و مهربان داری

ز سمت سبز عدالت تو آمدی، ای خوب

که صد نشانه ز خورشید جمکران داری

ز بسکه داغ شقایق نشسته بر جانت

شبیه لاله، دلی سرخ و خون نشان داری

شبی شبیه پرستو، ز خاک کوچیدی

تو رفته ای و کنون، سر بر آستان داری

برای دیدن روی شما دلم تنگ است

امام! ، چشم عنایت به عاشقان داری

رضا اسماعیلی – تهران

دست دعا

دست دعا، به زخمه ای، شرح کن این مقام را

تا که زبان چشاندم، لذت التیام را

آب، مضاف گشته از ماه ولی وضو کند

آن که برد غنیمت این زمزم نقره فام را

کوچه ی گریه بازتر، خلوت شب درازتر

خانه ی خنده سازتر، خاطر خوش خرام را

روح مرا، اشارتی، چشم مرا، بشارتی

ترجمه کن به لفظ دل پنجره ی سلام را

دامن دل ز دست رفت، آه به پای قامتش

سجده، شکست رونق قافله ی قیام را

باغچه، خیس عطر گل، عطر شبانه می شود

بوی گلاب و شبنم است، این فیض عام را

آینه بند ذوق شد، پنجه ی شوق فایل پاورپوینت کامل شعر من

نیت عشق می کنم، رکعت مستدام را

مجتبی طهمورثی – قصر شیرین

شبنم شوق

دود آهی بر نمی خیزد ز جان شعله ور

نیست ما را همدمی غیر از زبان شعله ور

سوختم در آتش حسرت، دریغا کس ندید

از من این جان و زبان توأمان شعله ور

شبنم شوقم، ز عشق پرتو خورشید مهر

می زنم پر در حریم کهکشان شعله ور

آتش عشقی نزد بر خرمن جانم شرر

دست خالی می روم از این جهان شعله ور

با که گویم راز خود را، بال پروازم نبود

سوختم عمری اگر در آشیان شعله ور

سالها بگذشت و از دل تیرآهی برنخاست

در کمند زندگانی، از کمان شعله ور

بت پرستی، رونقی دارد، در یان دنیای دون

کو بلالی، تا بیاید با اذان شعله ور

جواد جهان آرایی – کاشان

کوچ

وای بر ما

که چهل آینه را

در غباری سنگین

پس پر چین «محمدآباد»

غرق زنگار کدورت دیدیم

پدری آنجا بود

عوض زلف شب آذین پسر

دامن وصل مرا می بویید

من از او پرسیدم:

از چه رو کوچ به خلوت کردی؟!

گفت:

یک شب از خانه ی وجدان پسر

– بوی تعفن برخاست

و من از کوچ

همین یادم هست .

پدری دیگر گفت:

بنگر اینجا، ده متروک صبورآبادست

منزلی هست، درش باز به میدان فراق

معبرش: کوچه ی باریک دریغ و افسوس

قبله اش: چند وجب خاک خدا

من و «قاسم» همه شب

می گشایم در آن بقچه ی دلتنگی را،

**

من تماشا کردم

مادری را که دمی

سوکخندی به لبش آذین بست

نه تکلم می کرد، نه نگه می افشاند

شاید او پند به خاموشی داد

که: همین پیرستان

وادی گریه ی فردای شماست .

سلطانعلی جهان تیغ – زابل

آفتاب

ما، مستی انقلاب را، نفروشیم

تصویر گل و گلاب را، نفروشیم

تا در رگمان قطره ی خونی ست روان

یک جرعه ی آفتاب را، نفروشیم

بهار

از ساوه ی دیره چون انار آوردیم

در بهمن سینه نوبهار آوردیم

با مهر تو، از نارون خسته ی جان

نارنج و ترنج را به بار آوردیم

اشتیاق

پرورده ی شرجی و سرابم، چه کنم

در خطه ی نرگس و شرابم، چه کنم

بر تربت شیخ و خواجه، با دست تهی

خواهان حضور آفتابم، چه کنم

غربت

برکشته ی خویشتن به رقص آمده ایم

و ز مستی جان و تن به رقص آمده ایم

مردیم ز درد غربت، اما اینک

با بوی خوش وطن به رقص آمده ایم

آغوش نسیم

ماییم که حرف بیحسابی نزدیم

تهمت به گل و چشمه ی آبی نزدیم

چون ژاله برهنه تن، در آغوش نسیم

بر چهره ی خویشتن نقابی نزدیم

سوگند

چون داد تو خوش باشد و بیداد تو خوش

صید تو خوش است و دام صیاد تو خوش

سوگند به جان او که می داری دوست

بی یاد تو ناخوشیم و با یاد تو خوش

فتح الله شکیبایی – کرج

پرسش

جان

پراضطراب را

مانم

پرسش

بی جواب را

مانم

خار در چشم و استخوان به گلو

شیعه ی

بوتراب را

مانم

عبدالعظیم صالح آبادی – اهواز

مبعث نور

باغ

تا آیت بهاران شد

آسمان و زمین

به سجده شدند

کوه و دشت و نسیم و رود و هوا

با، نی جان بیقرار سحر

همه آواز شکر می خواندند

بوی اسفند و کندر و گل سرخ

در مشام حیات پیچیده ست

با دهانی

به وسعت افلاک

هاتف عشق

نغمه خوان گردید

نور از چشم آسمان بارید

مبعث مهر، عالم افروزست .

آیت مهرآیین – شیراز

عشوه

بلاگردان، چشمان سیاهت

فدای عشوه های گاه گاهت

غم، از دل می رود، ا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.