خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آیینه های تجلیل
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آیینه های تجلیل قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کندی؛ نخستین فیلسوف اسلامی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کندی؛ نخستین فیلسوف اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
18ساعت
03دقیقه
10ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شعر

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 79

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل شعر!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل شعر بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل شعر از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل شعر شامل 41 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل شعر استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل شعر با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل شعر قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل شعر حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل شعر به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شعر :

زیر نظر : اکبر نهاوندیان

آوازهای چکاوک

دور از چشم کویر

زنی از شبنم و ابر

چادر «گل گلی» اش را

هر روز

بر درختان کهن می آویخت

پای نیزار سکوت

جامی آواز چکاوک می ریخت

*

درختانی را می ستایم

که در شرجی عشق

بر سرشان

بهار باریده ست

و یاران

ریشه هایشان را

مؤمنانه می بوسد

*

چنان آشفته ام

که شانه های تو حتی

پناهگاهم نیست

گیسوانت را یله کن

باد

پریشان تر از من نخواهد گشت

*

به دنبال تو

ای دریای مواج

به دنبال تو

ای توفان پرپیچ

دلم

مانند رودی

در تکاپوست.

حسین اسرافیلی- تهران

چشم خورشید

داغ دلم شد تازه تر وقتی تو را دیدم

وقتی تو را با مردم این شهر سنجیدم

کی فکر می کردم ولی حالا یقین دارم

من عاشقم خط می کشم بر روی تردیدم

انگار شب ها همچنان با روز می جنگند

گم شد میان ظلمت چشم تو خورشیدم

فصل «سکوتت» آمده، این جور معلوم است

امسال هم در امتحانت پاک تجدیدم

اعصاب من خرد است از اینکه هزاران سال

تو بی وفا بودی و من هم دیر فهمیدم

این را من آخر می نویسم با غم و حسرت

ای کاش از اول تو را هرگز نمی دیدم

الهام مظفری- کرمانشاه

نگاه لیلی

ای گل

باغسار سبز دلم

مقدمت

بر سراچه ی جانم

همچو بوی بهار

میمون باد

ای نسیم طراوت عمرم

تا ابد

لیلی نگاه شیدایم

برجمالت

به شوق

مجنون باد

هومن عقیلی نژاد – اصفهان

ندامت

هزار شهر بیابان شدیم تا رفتی

و کربلای یتیمان شدیم تا رفتی

هزار پنجره باران شدیم و باریدیم

و سقف خانه ی ویران شدیم تا رفتی

قسم به اسب سپیدت، سیاه روی تر از

کلاغ برف زمستان شدیم تا رفتی

قسم به موی پریشان خواهرت که نخفت

دچار خواب پریشان شدیم تا رفتی

چه روزها که گذشتند و آفتاب نشد

و مثل شام غریبان شدیم تا رفتی

شمادتین نگفتیم بی شهادت تو

چه کافرانه مسلمان شدیم تا رفتی

بیژن ارژن – کرمانشاه

خیال

چو بر چشم ترم پا می گذاری

مرا با خویش تنها می گذاری

خیال، ای نحوی توفان ندیده

حذر کن! پا به دریا می گذاری

فریب

نگاهت فتنه زیر و دلفریب است

دلم با مردم چشمت غریب است

رباعیهای پلکت می سرایند

که این دل بیقرار و ناشکیب است

موج

نسیم افکند پیچ و تاب در موج

شکسته زورق مهتاب در موج

دگر چشم مرا آسایشی نیست

کجاره می گشاید خواب در موج

دکتر غلامرضا کافی – شیراز

فصلی از یادها

شاید

زمانه زهر فراموشی

در کام یادهای تو می ریزد

یا من همیشه کودک دیروزم

آخر هنوز

لذت (کوفی ۱) که گاهگاه

دور از گزند خشم کلانتر، زن محل

بر تیرهای کهنه ی دالان می بستیم

در ذهن پرتلاطم من جاریست

یا خانه خانه بازی پیگیر

بر سنگفرش صبور حیاطمان

ءء ء

من فکر می کنم

آنها که دوست نمی دارند

خوشبختند

اخلاق را طلاق بده

شادکام باش!

***

نسرین چگونه با تو بگویم

بنگاه پرمخافت «شوفاری ۲»

با شعبه های نافذ فعال

بیداد می کند

وابستگان چه سرسپرده

چه بیدرد

وارد به ریزه کاری سلاخی

مأمور و درنتیجه

معذورند

با گوش های مخفی این دام گستران

حرفی نمانده است

***

می خوارگی عزیز گناهی نیست

وقتی خیال ناب تو را

جرعه جرعه نوشیدن

***

این دیروقت شب

که نه امشب

با تو، اگرچه نه با تو

طی می کنم

شمرده، پریشان

راه امید «کول کشان ۳» را

من فکر می کنم

این دزدهای خسته ی ناکام

مصداق رنجبران را

تصویر زنده اند

زیرا زیاد نمی دزدند

زیرا زیاد نمی خواهند

زیرا نه خواستن

و نه دزدی را

اینها هنوز نمی دانند

دفتر گشوده اند و تو می خوانی

یک صفحه را

همیشه

همیشه

با آنکه خسته ای

زده ای

سخت دلخوری

با دست بسته، باز، به خواندن محکومی

وقتی نسیم نیست

دست نسیم نه

توفان باش

تا ناگهان ورق

برگردد

تا پشت صفحه را

به چشم ببینی

گفتی «بلاچه ۴» می زند آن ابرهای دور

اما چه راه دوری

تا باران

محمدجواد محبت-کرمانشاه

__________________

۱-تاب بازی

۲-سخن چینی

۳-قاچاق خرده پا، در نواحی مرزی

۴-برق آسمان

استغاثه های عاشقانه

مه شدی خانم لیلا به سال ۱۸۹۲ در باکو به دنیا آمد و در سال ۱۹۱۲ چشم از جهان فرو بست. خانم لیلا با سید زرگر؛ شاعر کوبایی ازدواج و با محبت و صفا، اواخر عمر کوتاهش را با او سپری کرد. از این شاعر، تنها دو غزل برجای مانده که فایل پاورپوینت کامل شعرها را به سید زرگر تقدیم کرده است. این غزل را لیلا در بستر مرگ، خطاب به سید زرگر سروده است.

ای شاعر پر اندوه

از من درگذر که به دام مرگ گرفتار آمده ام

روزگار رخصت نداد تا دمی در کنار تو شادمان باشم

می میرم حال آن که حسرتت را به دل دارم

بهار زندگیم خزان شد و بساط عشرتم را مرگ برچید

ای من فدای چشمان اشکبارت،

بر بالینم بیش از این گریه مکن، شتاب کن به تهیه ی کفن و مزارم

از من درگذر که بسیار جفا از من دیده ای

می میرم و خجلم که فرصت جبران وفای تو نیست

افسوس که دخترم نیز چون من تن به مرگ سپرد

و از من نشانه ای باقی نماند

من و دخترم فدای عشق شدیم

از من چیزی برجای نمانده، جز غزلی به یادگار

ای دوست لیلای دلخسته را حلال کن

می میرم و از خداوند می خواهم که پیوسته یار و نگهدارت بادا.

جلال محمدی گلچین

دفتر خدا

قرار بود بیایی سری به ما بزنی