خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جواز سقط جنین از منظر فقهای امامیه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جواز سقط جنین از منظر فقهای امامیه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سخنی در تنظیم خانواده
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سخنی در تنظیم خانواده قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
55دقیقه
46ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت و عقیم سازی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 73

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت و عقیم سازی؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت و عقیم سازی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت و عقیم سازی:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت و عقیم سازی آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت و عقیم سازی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت و عقیم سازی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت و عقیم سازی، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کنترل جمعیت و عقیم سازی :

فصل نخست

تولید مثل و فرزند متعدد داشتن بدون در نظر گرفتن موانع دیگر،پسندیده است. برای اثبات مطلوبیت آن، چند دسته از روایات، قابل استناد است:

دسته اول:

 روایاتی که دلالت دارند هنگام ازدواج زنی را انتخاب کنید که فرزندزیادمی آورد:

صحیحه محمد بن مسلم عن ابی جعفر(ع) قال: قال رسول اللّه(ص): تزوجوا بکرا ولودا ولاتزوجوا حسناء جمیله عاقرا: فانی اباهی بکم الامم یوم القیامه()

امام باقر(ع) از قول رسول خدا(ص) فرمود: با دختر باکره ای که فرزند زیادمی آورد،ازدواج کنید و با زن نازای زیبا ازدواج نکنید زیرا من به فزونی جمعیت شما در روز قیامت، برامت ها، مباهات می کنم.

روشن است که تشویق به ازدواج با ولود و بیان علتی که برای آن ذکر نموده(مباهات به فزونی جمعیت) دلالت برمطلوبیت فرزند زیاد دارد.

صحیحه عبداللّه بن سنان عن ابی عبداللّه(ع) قال: جاء رجل الی رسول اللّه(ص) فقال: یا نبی اللّه! ان لی ابنه عم قد رضیت جمالها و حسنها و دینها ولکنها عاقر. فقال( ص):لاتزوجها ان یوسف بن یعقوب لقی اخاه فقال: یا اخی! کیف استطعت ان تتزوج النساءبعدی؟ فقال: ان ابی امرنی وقال: ان استطعت ان تکون لک ذریه تثقل الارض بالتسبیح فافعل. قال(ع): فجاء رجل من الغد الی النبی(ص) فقال له مثل ذلک،فقال له: تزوج سکولاآء ولودا فانی مکاثر بکم الامم یوم القیامه. قال: فقلت لابی عبداللّه: ما السوآء؟ قال القبیحه، ()

امام صادق(ع) فرمود: مردی نزد حضرت رسول(ص) آمد و گفت: ای پیامبر خدا!دختر عمویی دارم که زیبایی و حسن و دین او را می پسندم ولی نازا است،پیامبر(ص) فرمود: با او ازدواج نکن زیرا حضرت یوسف در دیدار با برادرش پرسید:چگونه پس از من توانستی با زنان ازدواج کنی؟ پاسخ داد: پدرم به من فرمان داد و گفت:اگر می توانی فرزندانی پدید آوری که زمین را آکنده از تسبیح کنند، ازدواج کن. امام فرمود:فردای آن روز مردی نزد پیامبر آمد و همان پرسش را نمود، پیامبر فرمود: با زن سواء که فرزند زیاد می آورد، ازدواج کن زیرا من در روز قیامت به فراوانی مسلمانان برسایر امت ها تفاخر می کنم. راوی می گوید سوال کردم: سوآء چیست؟ امام فرمود: زن زشت منظر.

این حدیث از جوانب مختلف برمطلوبیت فراوانی اولاد دلالت می کند:

الف) تشویق به ازدواج با ولود.

ب) محبوب بودن سنگینی زمین به وسیله تسبیح کنندگان.

ج) تعلیل به تفاخر برامت ها در روز قیامت،به انبوه جمعیت مسلمانان.

دسته دوم:

 روایاتی که به خاطر محبوب بودن آوردن فرزند فراوان، به ازدواج تشویق می کنند:

صحیحه ابن رئاب عن محمد بن مسلم او غیره عن ابی عبداللّه(ع) قال: قال رسول اللّه( ص): تزوجوا فانی مکاثر بکم الامم غدا فی القیامه حتی ان السقط لیجی ءمحبنطیا علی باب الجنه، فیقال له: ادخل الجنه. فیقول: لا حتی یدخل ابوای قبلی ()

امام صادق(ع) از پیامبرخدا(ص) نقل می کند: ازدواج نمایید زیرا من در فردای قیامت به فزونی شما بر امت ها ا فتخار می کنم تا جایی که فرزند سقط شده با انتظار و ناراحتی بر دربهشت می آید، به او گفته می شود: وارد بهشت شو. در پاسخ گوید: خیر وارد بهشت نمی شوم مگر این که پدر و مادرم پیش از من وارد شوند.

شیخ صدوق درمعانی الاخبار درمعنای واژه محبنطیا از ابوعبیده نقل کرده:

المحبنطی بدون همزه یعنی کسی که به خاطر دیر شدن، منتظر و ناراحت است والمحبنطیء با همزه یعنی کسی که شکم بزرگ و فراخ دارد. ()

این روایت که در روایت بعدی نیز آمده است دلالت بر مطلوبیت ازدیاد فرزند دارد.

روایتی که درکتاب خصال در حدیث چهارصد گانه از امام علی(ع) آمده است:

تزوجوا فان رسول اللّه کثیرا ما کان یقول: من کان یحب ان یتبع سنتی فلیتزوج. فان من سنتی التزویج و اطلبوا الولد فانی اکاثر بکم الامم غدا ()

ازدواج کنید زیرا پیامبر بارها فرمود: کسی که دوستدار پیروی از سنت من است، بایدازدواج کند. همانا ازدواج جزء سنت من است و در طلب فرزند باشید زیرا من در فردای قیامت به فزونی جمعیت شما بر امت ها تفاخر می کنم.

اطلاق اطلبوا الولد محبوبیت زیاد نمودن فرزند رادر بر می گیرد. به علاوه علتی که در ذیل روایت بیان شده نیز برمطلوبیت آن دلالت دارد.

دسته سوم:

 روایاتی که برمطلوب بودن افزودن برتعداد فرزندان دلالت می کند:

عن عده من اصحابنا عن احمد بن محمد عن القاسم بن یحیی عن جده الحسن بن راشدعن محمد بن مسلم عن ابی عبداللّه(ع) قال: قال رسولاللّه(ص): اکثروا الولد اکاثر بکم الامم غدا ()

امام صادق(ع) از پیامبر(ص) نقل فرمود: برتعداد فرزندان بیفزایید زیرا من در روز قیامت به فزونی شما بر امت ها تفاخر می کنم.

عن عده من اصحابنا عن احمد بن محمد عن عثمان بن عیسی عن ابن مسکان عن بعض اصحابه انه قال: قال علی بن الحسین(ع): من سعاده الرجل ان یکون له ولدیستعین بهم ()

امام سجاد(ع) فرمود: از سعادت مرد داشتن فرزندانی است که از آنها یاری جوید.

عن عده من اصحابنا احمد بن محمد بن خالد عن بکر بن صالح قال: کتبت الی ابی الحسن(ع): انی اجتنبت طلب الولد منذ خمس سنین وذلک ان اهلی کرهت ذلک وقالت: انه یشتد علی تربیتهم لقله الشی ء فماتری؟ فکتب(ع) الی: اطلب الولد فان اللّه یرزقهم ()

از امام کاظم(ع) درنامه ای پرسیدم:پنج سال است که از بچه دار شدن اجتناب می کنم زیرا همسرم از این کار ناخشنود است و می گوید: برای من تربیت و نگه داری فرزند با کمبود مالی مشکل است. شما چه می فرمایید؟ امام در پاسخ نوشت: در پی فرزنددار شدن باش زیرا روزی او را خدا می دهد.

این روایت به خاطر جهالتبکربن صالح ضعیف است.

دسته چهارم:

روایاتی که عزل را ناپسند می شمارد:

صحیحه محمد بن مسلم عن احدهما(ع): انه سئل عن العزل. فقال: اما الامه فلاباس واماالحره فانی اکره ذلک الا ان یشترط علیها حین یتزوجها ()

از امام باقر(ع) یا امام صادق(ع) درباره حکم عزل پرسیدند، فرمود: اما با کنیز اشکال ندارد.ولی نسبت به زن آزاد این کار را ناپسند می دانم مگر هنگام ازدواج،باوی شرط شود.

از این حدیث به دست می آید که انزال باید در رحم زن باشد و لازمه آن بارداری و ازدیادنسل است. مگر گفته شود: احتمال دارد روایت درمقام بیان این نکته نباشد بلکه می خواهدبگوید:

کراهت عزل برای رعایت حقوق زن درمجامعت است، که در تایید آن می توان به این مطلب تمسک جست که کراهت عزل با شرط هنگام عقد، برداشته می شود.

اگر قائل شویم که از جمله حقوق زن، افزودن برتعداد فرزند است، درنهایت، کراهت عزل دلالت بر مطلوبیت ازدیاد فرزند دارد.

همچنین روایات دیگری درکتب شیعه و سنی، مطلوبیت فزونی فرزند رامی رساند.

اشکال: احادیث دیگری داریم که با روایات قبلی تنافی دارد، به این مضمون که کمی عیال یکی از اسباب دو راحتی دنیا است:

فی الخصال عن ابیه عن سعد عن الیقطینی عن القاسم بن یحیی عن جده الحسن بن راشد عن ابی بصیر و محمد بن مسلم عن ابی عبداللّه(ع) قال: حدثنی عن جدی عن آبائه(ع): ان امیر المومنین علم اصحابه فی مجلس واحد اربعمائه باب مما یصلح للمسلم فی دینه ودنیاه الی ان قال: قله العیال احد الیسارین()

امام صادق(ع) فرمود: پدرم از جدم و او از پدرانش روایت کرده: امیرالمومنین(ع)دریک مجلس چهارصد مورد از مواردی که به صلاح دین و دنیای مسلمان است،به آنها تعلیم دادتا این که فرمود: کمی عیال از اسباب راحتی است.

قاسم بن یحیی درسند، مجهول است.

فی قرب الاسناد عن ابن طریف عن ابن علوان عن الصادق عن ابیه(ع) قال: قال رسول اللّه(ص) :قله العیال احد الیسارین () امام باقر(ع) از پیامبرخدا(ص) نقل کردندکه فرمود: کمی عیال از اسباب راحتی است.

ابن طریف و ابن علوان هردو مجهول هستند.

عن علی بن احمد بن موسی عن محمد بن هارون الصوفی عن عبیداللّه موسی الرویانی عن عبدالعظیم بن عبداللّه الحسنی عن ابی جعفر الثانی عن ابائه عن امیر المومنین(ع) قال:قله ا لعیال احد الیسارین()

امام جواد(ع) از پدرانش نقل نمود که حضرت علی(ع) فرمود: کمی عیال از اسباب راحتی است.

محمد بن هارون الصوفی و عبیداللّه موسی الرویانی هردو مجهول هستند.

این روایات کمی عیال را تشویق می کنند. پس با روایات گذشته که تشویق به زیادنمودن فرزند می نمایند، منافات دارند. گذشته ازاین که در ابتدای حدیث اول، ذکر شده که امام (ع) چهارصد مورد از موارد صلاح دین و دنیای مسلمان را به اصحابش تعلیم داد.

جواب: ا لف)

 این روایات از نظر سند ضعیفند و نمی توانند با روایاتی که برمحبوبیت ازدیادفرزند دلالت می کنند، معارضه کنند.

ب)

 واژه عیال مطلق است و شامل همسر و فرزندان می شود.

پس این روایات به روایاتی که دلالت برمحبوبیت ازدیاد فرزند می کنند، مقید می شوند.

ج)

 آنچه ازاین روایات استفاده می شود، تشویق به کم نمودن اهل و عیال نیست بلکه راهنمایی به این نکته است که زیادی عیال سخت و مشکل زا است و این مضمون با مستحب بودن ازدیاد اولاد و تلاش برای خانواده و تحمل مشکلات تنافی ندارد.

همانند این که بخشیدن آنچه نزد انسان محبوب است و یا ایثار مال، با ضیق معیشت،مشکل و سخت است با این حال، انفاق مستحب و پسندیده می باشد.

خلاصه، تحمل مشکلات درراه تحصیل نفقه عیال پسندیده است مثل بیان امام(ع):

الکاد علی عیاله من حل، کالمجاهد فی سبیل اللّه ()

کسی که از راه حلال برای امرار معاش زن و فرزند، تلاش می کند، همانند مجاهد راه خدااست.

اشکال:

 اگر فزونی فرزند مطلوب است چرا در بعضی از ادعیه برای دشمنان دین درخواست گردیده است؟ مثلا درحدیث نبوی آمده است: (متن حدیث) بارخدایا! به محمد( ص) و خاندانش و کسانی که دوستدار آنها هستند، عفاف و معاش به قدر کفایت عطافرما و کسانی را که به او و خاندانش بغض و دشمنی می ورزند، به زیادی مال و فرزندگرفتار فرما.()

نویسنده کتاب الحیاه ازاین دعای آموزنده چند مطلب استفاده می کند:

الف)

 کسی که از سیره پیامبر(ص) پیروی می کند، نباید در پی ازدیاد فرزند باشد تا بتواند برتامین نیازمندی ها و تعلیم و تربیت آنها موفق شده و آنها رابافرهنگ و با اخلاق وکارآزموده نماید و در حفظ سلامت جسمی و اعتدال روحی آنها، با سیراب کردن روانشان از محبت و عطوفت، موفق شود و فرزندانی سالم و با نشاط و مفید و کارا و رشد یافته،تحویل جامعه دهد.

ب)

 رسول خدا(ص) برای دشمنان خود و دشمنان خاندانش از پروردگار طلب کثرت مال وفرزند کرد. شاید این دعا اشاره به تبعات نظام پر جمیعت مخربی باشد که بافرض غلبه برمشکلات آن،مردم دربندهای استثماری نظام سرمایه داری خواهند افتاد که ازآنان سودجویی اقتصادی نماید.

قابل توجه است که کلینی(ره) روایت مذکور را درکافی،با سند خود بدون کلمه کثره نقل نموده و آورده است:وارزق من ابغض محمدا و آل محمد المال و الولد. لیکن مراد ازروایت، روشن است زیرا مال و فرزند، مذموم نیست درنتیجه زیادی آن دو مورد نظراست.()

پاسخ:

کثرت مال و فرزند نسبت به کفار، وزر و وبال است زیرا به خاطر انکار حق و روی گرداندن از راه راست، هرچه از اموال و اولاد و امکانات داشته باشند، درراه اهدافشان به کار می بندند، که موجب غرق شد نشان درضلالت و انحراف می گردد. پس این دعا منافاتی با محبوبیت فراوانی فرزند برای مسلمانان ندارد زیرا کثرت اولاد سبب افتخار پیامبر وتقویت مسلمانان است. همان طور که در روایات صحیح فراوان و مورد اتفاق،به این مطلب تصریح شده است.

البته اگر وضعیت مسلمانان به صورتی باشدکه جمعیت زیاد موجب اختلال در نظام جامعه و یا سبب به وجود آمدن مفاسد می شود، فراوانی فرزند، رجحان و برتری خود را از دست می دهد.

اشکال دیگر برکلام الحیاه این است که مدعی شده سیره پیامبر(ص) برکمی تعداد فرزندبوده است. چطور می شود این ادعا را پذیرفت، درحالی که پیامبر سفارش زیادی بر ازدیادفرزند کرده است؟ شاید کم بودن تعداد فرزندان آن حضرت، تقدیر الهی بود، از طرف دیگرسیره بعضی از امامان(ع) برازدیاد نسل بوده است. چگونه است که به این سیره تمسک نمی گردد و به غیر اینها توجه می شود؟!

علاوه براین که درجواب کلام ایشان، که نظام کثرت جمعیت سبب گرفتاری در باندهای سودجویی اقتصادی می شود، می گوییم: ازدیاد نسل،زمانی پسندیده است که موجب این نوع مشکلات نشود.

زمانی که مسوولان مربوط، تدابیر لازم رابیندیشند و وسایل و امکانات مورد نیاز را فراهم نمایند، دیگر ملازمه ای بین کثرت جمعیت و این مشکلات نیست و می توان برآن فائق آمد.

بنابراین نفرین کفار به زیادی فرزند، ملازمه ای باناپسندبودن نفس فزونی اولادنزد پیامبرندارد بلکه نفرین ازاین جهت است که زیادی جمعیت آنان سبب وزر ووبال آنها است،وچه بسا در بعضی از دعاها،آنها به عقیم شدن نفرین شده اند، تامسلمانان از تجاوز و اذیت آنان در امان و سلامت باشند. همانند این دعای صحیفه سجادیه:

اللهم افلل بذلک عدوهم اللهم عقم ارحام نسائهم و یبس اصلاب رجالهم و اقطع نسل دوابهم و انعامهم ()

بارالها! با آنچه خواسته شد، دشمنان آل محمد را درهم شکن خدایا! رحم زن هایشان را نازاگردان و صلب مردانشان را خشک و عقیم ساز و نسل دام و حیواناتشان را قطع کن.

از مطالب گذشته جواب روایت بعدی از امام رضا(ع) روشن می شود:

عن ابیه عن جده قال: مر جعفر(ع) بصیاد،فقال: یا صیاد! ای شیء اکثر ما یقع فی شبکتک؟قال: الطیر الزاق. قال: فمر و هو یقول(ع): هلک صاحب العیال هلک صاحب العیال ()

امام رضا(ع) از پدرش از جدش(ع) نقل فرمود: امام صادق(ع) درراه به صیادی برخورد و ازاو پرسید: ای صیاد! چه حیوانی بیشتر در تور تو گرفتار می شود؟ صیاد پاسخ داد: پرنده زاق. راوی گوید: ا مام(ع) درحالی که به راه خود ادامه می داد،فرمود: صاحب اهل و عیال هلاک شد صاحب اهل و عیال هلاک شد.

زاق پرنده ای است که با منقار به جوجه هایش غذا می دهد و به سبب جمع آوری غذا برای جوجه هایش به دام می افتد.

جواب از روایت این است که جمله هلک صاحب العیال هلک صاحب العیال، درمقام ترحم و دلسوزی برصاحب عیال است، نه در مقام مذمت فراوانی عیال یا فزونی اولاد.

اشکال:

 مدعای شما باآیاتی که درسرزنش کسانی وارد شده که دارای زنان و فرزندمتعددبوده و اهل شهوترانی و تفاخر به فراوانی فرزند هستند، تنافی دارد.

 

پاسخ:

 دراین آیات،محبت افراطی و تفاخر جاهلی که میان دنیا پرستان رایج است، موردمذمت واقع شده و این منافاتی با پسندیده بودن ازدیاد فرزند برای اموردینی ومعنوی ندارد، اموری چون مباهات به آنان در روز قیامت، تسلط یافتن برکفار توسط آنان وپرکردن زمین از تسبیح کنندگان.

اشکال:

 قرآن کریم از اولاد، تعبیر به فتنه و دشمن نمود. با در نظر گرفتن این نکته، چگونه می توان افزایش فرزند را کاری محبوب و پسندیده به شمار آورد؟

پاسخ:

 دارا بودن فرزند ازنعمت هایی است که خداوند از لطف خود به بندگانش عطا کرده است. مثل این که در قرآن می فرماید: و یمددکم باموال و بنین() تا خدا شمارا با اموال و فرزندان فراوان کمک کند.

لیکن پدر و مادر به واسطه آنها در معرض امتحان هستند. پس آیات قرآن بر دو مطلب دلالت دارد که با هم تنافی ندارند:

الف) خداوند با عطا کردن اولاد، بربندگانش منت نهاد.

ب) مردم را از جاذبه کورکننده ای که در فرزندان نهفته است و سبب انحراف والدین از راه درست می شود، برحذر داشت.

همانند آیاتی که از غفلت، به واسطه فرزندان، نهی نموده است مثل این آیه:

یا ایها الذین آمنوا لاتلهکم اموالکم و لااولادکم عن ذکراللّه و من یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون ()

ای کسانی که ایمان آوردید! اموال و فرزندانتان، شما را از یاد خدا غافل نکند.

کسانی که چنین کنند، زیان کارانند.

این آیه منافاتی با پسندیده بودن ازدیاد فرزند ندارد.

خلاصه:

زیاد نمودن فرزند، ذاتا کاری نیک و پسندیده است و تنها به واسطه عناوین ثانوی، ازآن عدول می شود مثلا انسان برای به دست آوردن معیشت، به گناه بیفتد که دراین صورت عزب بودن حلال می شود و رجحان کثرت اولاد از بین می رود مانند آنچه در روایت زیر ذکرشده است:

روی انه یاتی علی الناس زمان لاتنال المعیشه فیه الا بالمعصیه فاذا کان ذلک الزمان حلت العزوبه ()

روزی فرا می رسد که اداره زندگی جز با گناه میسر نیست. همانا در آن زمان، مجرد بودن حلال است.

لذا نراقی درکتاب مستند گوید:ظاهر روایت،کم شدن رجحان است،به اندازه ای که در معیشت به مضیقه می افتد.()

همچنین اگر فزونی جمعیت،سبب به وجود آمدن امراض یا نابسامانی زندگی والدین یا فرزندان و یا موجب نابسامانی اجتماع شود، رجحان و برتری خود را تا وقتی این وضعیت ادامه دارد، از دست می دهد.

فصل دوم:

از روایات فصل قبل، استحباب داشتن فرزند و افزایش نسل، به دست می آید نه وجوب آن. شاهد براین مدعا،تعلیل رسول اکرم است(بانی اباهی و اکاثر یوم القیامه)وهمچنین تعلیل به آکنده شدن زمین از تسبیح و مانند این جملات، که از آنها تنها محبوبیت و ا ستحباب استفاده می شود.

به علاوه، از روایات صحیح، جوازعزل استفاده می شود:

صحیحه محمد بن مسلم قال: سالت ابا عبداللّه عن العزل. فقال: ذلک الی الرجل یصرفه حیث شاء ()

ازامام صادق(ع) درباره عزل پرسیدم، امام فرمود: اختیار آن، به دست مرد است. هرجا که بخواهد می تواند آن را بریزد.

موثقه عبدالرحمان بن ابی عبداللّه قال: سالت ابا عبداللّه(ع) عن العزل. فقال: ذلک الی الرجل ()

از امام صادق(ع) از حکم عزل سوال نمودم. پاسخ فرمود: در اختیار مرد است.

روایات دیگری از این قبیل نیز وجود دارد.اطلاق این دو روایت و مانند آن که مطلق عزل راجایز دانسته اند می فهماند:جایز است انسان به طور کلی از داشتن فرزند خودداری کند چه رسد به جایی که عزل سبب کم شدن فرزند شود.

لیکن از آنجا که روایات دیگری عزل را در زن آزاده ناپسند می شمارد مثل صحیح محمد بن مسلم () در جمع بین این دو دسته، قائل به کراهت عزل می شویم. مویداین که مراد ازواژه اکره کراهت اصطلاحی است نه حرمت، جواز شرط عزل در ضمن عقد ازدواج است زیرا اگر مراد از کراهت، حرمت باشد، دیگر درضمن عقد، شرط عزل، جایز نمی بود چون شرط، مخالف کتاب خدا و سنت پیامبر می باشد. بنابراین، مشهور فقها قائل به کراهت عزل شده اند.

به علاوه، اگر بپذیریم عزل حرام است، بدون تردید، فقهای ما در صورتی که زن رضایت دهد و یا در آغاز ازدواج، باوی شرط شده باشد، درجواز عزل وحدت نظر دارند.

این دلیل روشنی است که بچه دار شدن واجب نیست و اطلاق آن می فهماند عزل جایزاست حتی در صورتی که به بچه نیاوردن بینجامد تاچه رسد به جایی که عدم ازدیاد اولاد را در پی می آورد. اضافه بر این که ترک ازدواج حرام نیست هرچند سبب کمی جمعیت شود.

خلاصه:

همان طور که بچه دار شدن واجب نیست، ازدیاد فرزند نیز واجب نمی باشد بلکه کاری بسیار پسندیده است و به خاطر بهانه های سست و بی پایه نمی توان از آن سرباززد.

وظیفه دولت اسلامی است که مردم را به سوی آنچه پیامبر(ص)، دعوت نمود، سوق دهد. اما اگر عوارض جانبی مانند اضطرار داشت، اشکالی در منع موقت آن نیست لیکن درصورت امکان، دولت باید با برنامه ریزی درست درصدد رفع اضطرار باشد تادوباره زمینه ترغیب به آنچه پیامبر تشویق می فرمود، فراهم شود و مردم،به داشتن فرزندمتعدد تشویق شوند.

مقتضای اطلاق روایات این است که تشویق و تاکیداتی که برفزونی فرزند وارد شده، شامل همه فرقه های مسلمانان می شود زیرا از روایات فهمیده می شود مقصود، تشویق به افزودن فرزند است، تا جمعیت امت اسلامی برسایر ملل فزونی یابد. اگر بخواهیم اطلاقات را که شامل همه مسلمانان می شود حمل بر خصوص شیعه نماییم، خلاف ظاهر روایات است.

البته این اطلاقات، شامل فرقه هایی چون ناصبی ها و سایر دشمنان آل محمد(ص)، نمی شود و از آنها منصرف است زیرا به فزونی جمعیت آنان فخر و مباهاتی نیست.

در پایان این فصل شایان ذکر است دولت اسلامی باید با هوشیاری تمام، نظارت نماید درمنطقه ای که به علت عوارض جانبی، کنترل جمعیت اعمال می شود، طرفداران حق کم نشوند و مخالفین دین اسلام زیاد نگردند. دراین صورت هرچند ازدیاد جمعیت، خالی ازعوارض نیست، اما لازم و واجب می شود، تا درآن منطقه جمعیت مسلمانان زیاد گشته،حق بر باطل، غلبه نماید چرا که غلبه باطل از هر عوارض و مفسده ای، زیان بارتراست.

فصل سوم:

جلوگیری از تشکیل نطفه و تنظیم خانواده، تازمانی که موجب ارتکاب حرام نباشد، اشکالی ندارد زیرا روشن گردید بچه دار شدن و ازدیاد نسل واجب نیست وفرقی نمی کند با چه روش صورت گیرد گاهی با عزل و انزال در بیرون رحم انجام می شودوگاه با تخلیه در کاندوم و گاه از طریق خوردن قرص و دارو که موجب عدم انعقاد نطفه می شود یا با قراردادن ابزاری در داخل رحم که مانع از ملاقات اسپرم مرد با تخمک زن می شود و یا این که با عمل جراحی و بستن لوله ها(لوله انتقال منی و یاتخمک زن) به صورت موقت که بتوان دوباره آن را به حالت عادی باز گرداند.

البته اگر کار گذاشتن ابزار در داخل رحم مستلزم لمس غیر شوهر و یا نگاه کردن به بدن زن باشد، جایز نیست زیرا لمس نامحرم و نگاه او به بدن زن، حرام می باشدو در آلت تناسلی حتی برمحارم مثل مادر و خواهر نیز حرام است. روایاتی براثبات حرمت دلالت می کند:

صحیحه ابی حمزه الثمالی عن ابی جعفر(ع) قال: سالته عن المراه المسلمه یصیبها البلاءفی جسدها اما کسر و اما جرح فی مکان لایصلح النظر الیه یکون الرجل ارفق بعلاجه من النساء ایصلح له النظر الیها؟ قال: اذا اضطرت الیه فلیعالجها ان شاءت()

ازامام باقر(ع) درباره زن مسلمانی پرسیدم که آسیبی به بدن او می رسد یا شکستگی و یازخمی، در عضوی از بدن او است که نگاه کردن بدان جایز نیست آیا مردی که به معالجه آن، بیش از زنان مهارت دارد، می تواند به او نگاه کند؟ امام فرمود: هرگاه زن نیاز ضروری به آن پزشک داشته باشد، می تواند زن را درمان کنددر صورتی که زن بیمار، اجازه دهد.

موثقه سماعه بن مهران قال: سالت ابا عبداللّه عن مصافحه الرجل، المراه. قال(ع): لایحل للرجل ان یصافح المراه الا امراه یحرم علیه ان یتزوجها، اخت اوبنت اوعمه اوخاله او بنت اخت اونحوها و اما المراه التی یحل له ان یتزوجها فلایصافحها الا من وراء الثوب ولایغمز کفها ()

از امام صادق(ع) درباره دست دادن مرد با زن پرسیدم، امام فرمود: دست دادن مرد با زن جایز نمی باشد مگر بازنی که ازدواج وی با او حرام است، مثل خواهر یا دختر یا عمه یاخاله یا دختر خواهر یا مانند آنها و اما با زنی که ازدواج با اوحلال است، نباید مرد دست دهد مگر با پارچه و بدون فشردن کف دست.

[این دو روایت می رساند لمس و نگاه به بدن زن، برمرد نامحرم حرام می باشد.]

البته، اگر تشکیل نطفه و باروری سبب به وجود آمدن مرض و یا تشدید بیماری شودوناچار باشد نزد پزشک مرد رود مثلا به خاطر مهارت اشکالی ندارد هر چند به نگاه کردن ویا لمس بینجامد زیرا دراین صورت نیاز ضروری به معالجه دارد و نگاه و لمس به هنگام ض

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.