خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تشکل های دانشجویی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تشکل های دانشجویی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحصیلات حوزوی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحصیلات حوزوی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
50دقیقه
50ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به فلسفه و کلام اسلامی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 50

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل نگاهی به فلسفه و کلام اسلامی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به فلسفه و کلام اسلامی شامل 107 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به فلسفه و کلام اسلامی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نگاهی به فلسفه و کلام اسلامی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نگاهی به فلسفه و کلام اسلامی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نگاهی به فلسفه و کلام اسلامی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به فلسفه و کلام اسلامی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی به فلسفه و کلام اسلامی :

با وجود سوءظنی که عامه مسلمین-خاصه فقها و زهاد-نسبت به فلسفه و حتی کلام (۱) اظهار می کردند،وقتی از اهمیت ابداعات مسلمین در علوم مختلف سخن می رود البته کلام و فلسفه اسلامی را نباید فراموش کرد.

غلط مشهوریست که گفته اند فلسفه اسلامی چیزی نیست جز نقل فلسفه یونانی به عربی.حقیقت آنست که آنچه فلسفه اسلامی خوانده می شودالتقاطی محض نیست،جنبه ابتکار و اصالت نیز دارد.از لحاظ غایت وحاصل حاکی از یک مرحله اساسی است در طریق تحقیقات فلسفی که بهرحال هرگز در جایی متوقف نمی شود و فردا هم مثل امروز در حرکت وترقی خواهد بود.کلام اسلامی را هم نوعی حکمت اسکولاستیک اسلام باید شمرد و اگر در آن هدف دفاع از عقاید اسلامی است در مقابل،شکوک و شبهات منکران حکمت اسکولاستیک اروپا هم جز این هدف دیگر نداشت و حتی این طرز فکر نزد متالهین اخیر اروپا نیز هست و این کلام «من دوبیران »حکیم فرانسوی مشهورست که می گوید تمام علم و معرفت انسان دو قطب دارد یکی وجود خود انسان است که همه چیز از آن شروع می شود و آندیگر وجود خداست که همه چیز بدان ختم می شود (۲) برای عقولی که عقاید غیر معقول را نمی توانند بپذیرند کلام نوعی فلسفه بودکه رنگ دنیای خویش را داشت-دنیای قرون وسطی.اگر اختلاف درمسائل راجع به خلافت و ولایت نزد بعضی فرقه ها منتهی به اختلاف درعقاید شد،در محیط آرام و کم تعصب علمی و عقلی اختلافات در اصول مجالی به اهل تعقل داد برای انصراف به کلام. مخصوصا ازین حیث فعالیت فرقه معتزله در خور یاد آوریست که وسعت نظر و تسامح معروف آنها متاسفانه بسبب خشونتی که در امر«محنه »نشان دادند لطمه دید وبا اینهمه افول آنها در تاریخ فکر اسلامی مقدمه یی است برای شروع یک دوره رکود و انحطاط.طریقه معتزله را-خاصه در بعضی مسائل فلسفی محققان از تاثیر یونانی مآبی یا مسیحیت خاصه آراء و تعالیم اریجن خالی نیافته اند (۳).توضیحی درین باب شاید اینجا بی فایده نباشد.گفته اند مدتهاقبل از ظهور معتزله پیروان اریجن در فلسطین و شام بین نصارا وجودداشته اند ازین رو احتمال هست که معتزله پاره یی آراء خویش را از آنهااخذ کرده باشند.شباهت بین بعضی از آراء معتزله با تعلیم اریجن البته قابل ملاحظه است اما دلیل آشنائی معتزله با افکار اریجن نیست و معتزله از حیث اعتقاد به قدرت و آزادی اراده انسان در نزد عامه مسلمین متهم بوده اند به مشارکت و مشابهت با مجوس و ظاهرا مخالفانشان بهمین سبب آنها را قدریه می خوانده اند،تا عنوان «مجوس امت »-که در یک حدیث راجع به قدریه می آمده ست-درباره آنها صادق آید.مساله آزادی اراده واختیار در حقیقت در آن ایام از مقالات اساسی مجوس بشمار می آمده است و در محیط مجادلات بین مسلمین و مجوس اعتقاد به جبر از موارد اعتراض موبدان بوده است بر مسلمین.چنانکه معتزله نیز به این اعتبار که گویی انسان را شریک قدرت الهی-در فعل و اراده-می دانسته اند از طریق مشاغبه مجوس خوانده می شده اند-یعنی ثنوی.در هر حال،این فرقه که بعضی خلفاء مثل مامون و واثق نیز از آنها حمایت می کرده اند-در مسائل راجع به عقاید غالبا راه حلهای ابتکاری عرضه کرده اند و ازین لحاظ عنوان آزاد فکران در (Les Rationnalistes de L,Islam) که بعضی (Freidenker des Islam) یا تعقل گرایان اسلام اسلام اهل تحقیق به آنها داده اند چندان گزاف نیست.بعلاوه در اروپای قرون وسطی نیز شهرت بعضی آراء و اقوال آنها قابل (Loquentes) یاد ملاحظه بوده است چنانکه در بعضی کتب لاتینی،حکماء اسکولاستیک از آنها بعنوان متکلمین کرده اند.

بهر حال،صرف نظر از اختلاف معتزله و اشاعره تاثیر متکلمین اسلام در عادت دادن اذهان به برهان و نظر بسیار بوده است.بعلاوه،متکلمین در جزئیات مباحث فلسفی گهگاه نظرهایی اظهار کرده اند که هنوزنیز جالب است.و از بعضی جهات آنها را از طلایه داران پاره یی مکتبهای فلسفی اروپا می توان تلقی کرد.چنانکه قول ضرار بن عمرو که گوید جسم مرکب است از لون و طعم و رایحه و حرارت یا برودت و یبوست یا رطوبت (۴) بانظریه هیوم و میل،حکماء انگلیسی که (Phenomenism) خوانده می شود و آن را می توان مذهب اصالت عوارض نام مذهبشان فنومنیسم هادشباهت بسیار دارد.همچنین،اعتقاد به تجدید جواهر و اجسام را حالابعد حال که بعضی به نظام نسبت داده اند و بموجب آن خداوند دنیارا در هر«حال »بدون آنکه فنا کند و بازگرداند خلق می کند (۵) می توان شبیه دانست به رای مالبرانش در باب خلق مستدام که این فیلسوف فرانسوی در تبیین آن می گوید اگر دنیا باقی است از آن روست که خداوندچنان می خواهد و همین حفظ و ابقاء عالم از جانب خداوند عبارت ازخلق مستدام آنست (۶) ،در واقع،قول دیگر مالبرانش هم که منشااعتقاد او به خلق مستدام است و بر حسب آن تمام اسباب و علل مادی وطبیعی در عالم معدات هستند و علت و فاعل حقیقی تمام امور جز مشیت و اراده الهی نیست نیز تا حدی همان قول مشهور ابو الحسن اشعریست که نظریه او در فلسفه موسی بن میمون اسرائیلی و بعد از آن در فلسفه توماس داکویناس هم انعکاس یافته آنچه نزد موسی بن میمون وتوماس داکویناس بشدت نقد و رد شده است (۸) مخصوصا قول بعضی متکلمین اسلام است در باب جزء لا یتجزی-یا جوهر فرد-که قول ابو الهذیل علاف بوده است و باقلانی آن را موافق مذهب اشاعره تصحیح و تقریر کرده است.با وجود نفوذ اقوال ذیمقراطیس و ابیقوردرین نظریه متکلمین تاثیر عقاید هندوان نیز در آن محسوس است (۹) اما بهرحال شک نیست که مسلمین آن را در موارد دیگر بکار برده اند و از آن نتایج دیگر گرفته اند غیر از نتایج منظور حکماء یونان.در حقیقت،کلام که هدف آن برهانی کردن عقاید اسلامی بود اگر چه در دفع شکوک و شبهات منکرین،وجود خود را مفید و تا حدی مؤثر نشان داد اما بسبب اشتمال بر چون و چراهای اهل فلسفه نزد بسیاری از مسلمین-که تایید ایمان رادر شان و حد عقل و استدلال نمی دیدند-مطعون واقع شد یا مکروه.

در فلسفه اسلامی اولین نام درخشان عبارت بود از یعقوب بن اسحق کندی(متوفی ۲۶۰)-یک عرب خالص از خانواده امراء کنده.

این نکته مخصوصا قابل توجه است زیرا در واقع ردی است بر قول بعضی شعوبیه متاخر که تعصب آنها می خواهد حکمت و تعقل را در بین مسلمین در انحصار یک قوم بگذارد و سهم دیگران را انکار کند.رد دیگر وجودفارابی است که گویند ترک بوده است و ابن خلکان هم به ترک بودنش تصریح می کند (۱۰) ،اگر چه صحت قولش مشکوک است.همچنین است وجود ابن رشد،ابن طفیل،ابن باجه که همه آنها نشان می دهند حکمت و عقل اختصاص به یک قوم یا چند قوم ندارد.بهر حال تعصبات نژادی درین مسائل کودکانه است و ناشی از ناشناخت.کندی را-چنانکه ابن الندیم (۱۱) می گوید-فیلسوف العرب می خوانده اند.با آنکه ظاهراغیر از فلسفه در علوم مختلف تالیفات داشته است از آثار او چندان چیزی نمانده.وی که از خاندان اشراف و امراء عرب بود در کوفه،بغداد و بصره می زیست و چون با علوم یونانی،ایرانی،و هندی آشنائی تمام داشت (۱۲) به امر مامون خلیفه مامور شد کتب حکمت را از یونانی یا سریانی نقل کند.در اواخر عمر مورد تعقیب واقع گشت و ظاهرا به اتهام تمایل به اعتزال در عهد متوکل کتابخانه اش مصادره شد.کندی تالیفاتش بالغ بر دویست و هفتاد مجلد می شد که حتی از ده یکشان هم امروز نشانی نمانده است.قسمتی از آثار او در قدیم به لاتینی ترجمه شد و از بعضی آثارش فقط ترجمه لاتینی باقی است.تاثیر فکر نو افلاطونی درین آثارمحسوس است و تحت تاثیر همین جریان بود که فیلسوف عرب در صددبر آمد فلسفه ارسطو را با حکمت افلاطون تلفیق کند.درست است که کندی در اواخر عمر به محنت افتاد اما تاثیر وجود او در نشر علوم عقلی بین مسلمین بسیار بود و شاید بتوان گفت گرایش به تحقیق تجربی هم بوسیله آثار علمی او از دنیای اسلام به اروپای غربی راه یافت (۱۳) ،درحکمت کار کندی را فارابی دنبال کرد-که نیز مانند اوانسیکلوپدیست بود-جامع علوم مختلف.ابو نصر فارابی(متوفی ۳۳۹)از ترکستان یاماوراء النهر برخاست اما اکثر عمرش در عراق و شام گذشت.در فلسفه اسلامی سیمائی جالبتر و در عین حال ساده تر از او نیست.نه مثل کندی ازطبقه اشراف بود،نه مثل ابن سینا به خدمت سلاطین و امراء علاقه یی نشان داد.قناعت او،حتی از زهد صوفیه هم بالاتر بود،و ظاهرا به احوال دیوجانس یونانی شباهت داشت.به کار و خانه اعتنائی نداشت،لباس صوفیه می پوشید و از همه کس به دنیا بی علاقه تر بود.با وجود این،درفلسفه به اصلاح دنیا و ایجاد مدینه فاضله می اندیشید-برای تمام انسانیت.

وی حکمت ارسطو را موافق طریقه نو افلاطونیان شرح کرد،درباره عقل ونفس،درباره سعادت،و در بیان اغراض ما بعد الطبیعه ارسطو تحقیقات جالب انجام داد،مثل کندی آراء و تعالیم افلاطون و ارسطو را تلفیق کرد، با اینهمه،هم در رد کندی کتاب نوشت هم در رد رازی و ابن الراوندی.

همین اقدام او برای جمع بین رای دو حکیم نشان می دهد که تا چه حد قول کسانی که می پندارند فلسفه اسلامی چیزی جز ادامه حکمت ارسطو نیست بر خطاست.بر عکس،مسلمین چون معتقد بوده اند که فکر ارسطو دراصل با اندیشه افلاطون مخالف نیست مثل بعضی حکماء اسکندریه در جمع و تلفیق بین آنها مساعی مهم بجا آورده اند. (۱۴) بعلاوه،توجه فارابی-و همچنین کندی-به مسائل منطق تاثیر خود را در علاقه مسلمین به منطق باقی گذاشت.

در واقع مسلمین در منطق که بمناسبت ارتباط آن با ارسطو مربی اسکندر یکچند نزد آنها به میراث ذی القرنین شهرت یافت با علاقه مطالعه کردند و از آن نه فقط در مجادلات و در علم اصول بهره بردند بلکه درتوسعه خود منطق هم پیشرفتهایی کردند.اشکالات امام فخر بر بعضی نکات منطق (۱۵) تفسیرات و ایرادات بعضی محققان امثال زین الدین ساوی و شیخ اشراق بر پاره یی جزئیات آن علم و کتاب الرد علی المنطقیین ابن تیمیه اگر هم هیچ یک تاثیری در تخریب منطق یونانی نداشته است حاکی است از قدرت و جسارت مسلمین در این گونه مسائل.ابو البرکات بغدادی(متوفی ۵۴۷)هم که در المعتبر،به نقد منطق می پردازد بیانش حاکی از تاثیر فرهنگ مسلمین است که توسعه کلام و اصول آنها را درارزش منطق یونانی به شک می انداخت.قول ابن تیمیه درباب منطق که می گوید هوشمند بدان حاجت ندارد و نادان از آن فایده ای نمی برد،شباهت دارد به آنچه امثال بیکن و دکارت درباب منطق یونانی وبیحاصلی آن گفته اند (۱۶) این سوء ظن نسبت به منطق اختصاص به ابن تیمیه-که یک فقیه قشری اما فوق العاده با هوش بود-نداشت،جلال الدین سیوطی حتی کتابی در تحریم منطق نوشت.فکر یونانی در نزداکثر فقهاء چنان موجب ضلال و در ردیف مقالات زنادقه و براهمه مخالف هر نوع فکر دینی تلقی می شد که حکمت ارسطو حتی با وجودروپوش نو افلاطونی که فارابی و ابن سینا به آن پوشیدند، نزد غزالی ملازم کفر بود.

باری حکمت فارابی در واقع تنها حکمت ارسطو مطابق آراءنو افلاطونی نیست نشانه هایی هم از حکمت مشرقی-حکمت صوفیه که خود او ظاهرا از آنها بوده است-در آن هست،اما این رنگ نو افلاطونی در حکمت ابن سینا هم هست چنانکه نوعی گرایش به حکمت صوفیه هم در فلسفه شیخ مشهودست.ابن سینا(متوفی ۴۲۸)در جوانی طبیب نام آوری بود و هم در جوانی به حکمت نیز شهرت یافت اما کاری که خلاف حکمت کرد آن بود که خود را گرفتار دردسرهای پوچ وزارت کردآن هم وزارت و یا ندیمی امراء کوچک دیلمی در همدان و اصفهان.نتیجه این بی حکمتی هم آن بود که بزودی دستخوش یا آلت دست لشکریان گشت.معهذا،حتی وزارت هم او را از تدریس و تالیف باز نداشت ودر ایام وزارت خویش نیز مجلس درس و بحث صبحگاهی را تعطیل نکردحکمت او بر خلاف مشهور تقلید صرف نیست و تصرف دماغ این حکیم ایرانی نژاد درین فلسفه مشائی-که ارسطوئی و نو افلاطونی است محسوس است.کتاب الشفا و کتاب النجاه او هر دو هنوز مهمترین مجموعه-یا دائره المعارف-فلسفه مشائی مسلمین است.کتاب الانصاف او که متاسفانه نمانده است نوعی حکمیت بوده است بین شارحان شرقی(بغداد؟)و غربی(اسکندریه)که در آن آراء و مباحثات هر دو دسته درمسائل حکمت مشائی مطرح شده است و شیخ به اعتقاد خود در بین آنهاداوری کرده.حکمت المشرقیه او نیز ظاهرا در بیان آراء شارحان شرقی بوده است و در مقابل شارحان اسکندرانی فلسفه مشاء.کتاب اشارات او که گویند از آخرین تالیفات مهم او بشمارست به بیان گرایشهای عرفانی شیخ خاتمه می یابد.در بین آثار ابن سینا چند رساله عرفانی هست و رمزی که از آنها می توان علاقه وی را به حکمت ذوقی دریافت.اهمیت فلسفه ابن سینا در جامعیت اوست و توفیقی هم که در سازش بین تعلیم فلسفه و تعلیم دین یافته است،ارزش ابتکاری دارد.اسم ابن سینا نزدحکمای اسکولاستیک اروپا شهرت تمام یافت-مخصوصا در قرن سیزدهم-و اگر حکماء نصارا وی را به چشم یک مخالف می دیده اند،به چشم یک مخالف قابل احترام می دیده اند که حتی معارضه با او هم درخور اهمیت بوده است.از کتاب عظیم شفاء شیخ اجزاء راجع به منطق، سماع طبیعی،کتاب النفس و ما بعد الطبیعه در قرون وسطی به لاتینی ترجمه شد و در تبیین طریقه مشائی شهرت او به جائی رسید که در تمام اروپای آن ایام یک فیلسوف مسیحی اگر پیرو ابن سینا نبود،پیرو ابن رشد بود (۱۷) در حالی که نفوذ فکر او در فلسفه ابن رشد خود حاجت به بیان ندارد.

آراء او را ارباب کلیسا بقدری با تعلیم سن اگوستن موافق یافتند که تمام اتباع گونه گون فلسفه اگوستن در اروپای غربی با وجود اختلافاتی که بین فکر او و فکر سن اگوستن هست (۱۸) آن را به همین چشم می دیدند.اهتمام او در تلفیق بین دین و عقل چنان بود که اگر او را به اعتبار این آثارنتوان یک فیلسوف مستقل خواند توماس داکویناس و البرتوس بزرگ را هم نمی توان خواند.در واقع حتی تاثیر افکار ابن سینا در آراء این دوحکیم قرون وسطی قابل ملاحظه است و بی شک حق با راجربیکن انگلیسی است که این حکیم مسلمان را بزرگترین استاد فلسفه بعد ازارسطو می خواند (۱۹).کتاب شفای او به یک معنی اوج کمالی است که تفکر فلسفی در قرون وسطی به آن رسیده است-خاصه در زمینه تلفیق بین عقل و دین.

حتی قبل از وی و همراه با مساعی کندی و فارابی همواره نزدمسلمین برای تلفیق بین عقل و دین اهتمام دائم در کار بود. گذشته ازکوشش متکلمان درین باب،مساعی اخوان الصفا مخصوصا اهمیت داشت.وجود این فرقه سری-شیعه یا باطنیه-که نوعی فراماسونری اسلامی محسوب می شد حکایت از پیروزی و غلبه عقل داشت در قلمرواسلام.پنجاه و چهار رساله فلسفی به این جمعیت منسوبست که رسائل اخوان الصفا خوانده می شود و در آنها تعلیم مشائی و اشراقی بهم آمیخته است و صبغه فیثاغورسی هم محسوس است.می توان گفت حکمت آنهارنگ نوفیثاغورسی و نو افلاطونی دارد که با مذاهب و مبادی شرقی واسلامی انطباق یافته باشد.اما تاثر آن از حکمت یونانی ظاهرا تا آن پایه نیست که بعضی محققان حتی لفظ صفا،نام آن را-که در واقع یاد آور داستان «حمامه مطوقه »کلیله و دمنه است-از لفظ سوفوس یونانی بمعنی حکمت،مشتق بدانند:ادعایی که هیچ دلیل قانع کننده همراه ندارد (۲۰) اخوان الصفا به حرکت و تحول حیات از جمادی به نباتی و سپس حیوانی،توجه کرده اند و درین طرز بیان آنها بعضی محققان نشانه یی یافته اند از آنچه طلایه فرضیات معروف چارلزداروین تواند بود. (۲۱) در بیان این نکته به اعتقاد اخوان الصفا کافی است توجه شود به خزه،که گاه روی سنگها را می پوشد و فاصله یی است بین جماد و نبات یا به بوزینه که برزخ بین حیوان و انسان است (۲۲) آراء اخوان الصفا در طبیعیات و الهیات نزد اروپائیها با اهمیت تلقی شد و از غور در رسائل آنها پیداست که هدف آنها عبارت بوده است از تلفیق بین عقل و دین.چنانکه مآخذ عمده شان هم حکمتهای هرمسی،فیثاغورسی،و افلاطونی بوده است بعلاوه پاره یی تعالیم شیعه با بعضی ماخوذات از آراء فارابی و شاید صوفیه.باری،اگر در قرون وسطی این رسائل به لاتینی نقل نشد تا در اذهان حکماء اسکولاستیک تاثیر مستقیم باقی گذارد این اندازه هست که بهر حال،هم در آثار بعضی حکماء اسلام تاثیر گذاشت هم در اندیشه بعضی متفکران یهود-هم درابن رشد و هم در ابن جبرول.

حکمت یهودی را در قرون وسطی بدون شک-خاصه در اندلس- باید جلوه دیگری از حکمت اسلامی شمرد.در بین حکماء یهود کسانی که در مغرب زمین تاثیر بیشتری داشته اند عبارتند از ابن جبرول و موسی بن میمون.این هر دو حکیم اهل اندلس بوده اند و هر دو نیز این نکته را نشان داده اند که فکر یهود در آن ایام تا چه حد تحت تاثیر فکر اسلامی بوده است. (۲۳)
(Fons vitae) ابن جبرول که فقط ترجمه لاتینی آن از قدیم باقی است بقدری نزدیک با حکمت اسلامی ینبوع الحیاه بود که حکماء اسکولاستیک او را گاه یک حکیم مسلمان می پنداشته اند.دلاله الحایرین ابن میمون که درفلسفه توماس داکویناس تاثیر بارز داشت خود تحت تاثیر ابن رشد بود.در هرصورت حکماء یهود قرون وسطی شاگردان حکماء اسلامی بوده اند (۲۴) وآثار خود را با استفاده از کتب مسلمین بوجود آورده اند اما این که ارنست رنان

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.