اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به داستان پردازی در منطق الطیر
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 59
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نگاهی به داستان پردازی در منطق الطیر، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به داستان پردازی در منطق الطیر شامل 110 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به داستان پردازی در منطق الطیر:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به داستان پردازی در منطق الطیر را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نگاهی به داستان پردازی در منطق الطیر توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی به داستان پردازی در منطق الطیر :
دانشجوی دوره دکترا واحد علوم و تحقیقات
دانشگاه آزاد اسلامی سبزوار
مقدمه
:
منطق الطیر در میان آثار عرفانی از نظر داستانی جایگاهی ویژه دارد. این اثر داستانی از بخشهای مختلف تشکیل شده و
در هر بخش آن حکایتهایی هم نقل شده است. نظمی که در این اثر دیده می شود اگرچه گاه نادیده گرفته می شود حکایت
از دقت نظر شاعر در تدوین منطق الطیر دارد
. (۱)
داستان عطار از بخش های مختلف تشکیل شده است. بعد از مقدمه
نسبتا طولانی شامل ستایش خداوند، نعت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و جانشینان آن حضرت داستان با
معرفی مقدماتی مرغان آغاز می شود. گفتگوی هدهد با مرغان بخش بعدی داستان است که در آن عذر مرغان و
پاسخهای هدهد همراه حکایتی برای اثبات گفته های او نقل می شود. با بیان عذر تمامی مرغان در بخش بعدی نظم و
ترتیب قسمت قبل دگرگون می شود و تعداد حکایتها افزایش می یابد. داستان شیخ صنعان حکایتی طولانی است که در
میانه داستان اصلی می آید و با تحول شیخ و تثبیت و تحکیم پایه های اعتقادی وی به پایان می رسد. بعد از تغییر حال
شیخ صنعان نوبت به تغییر حال مرغان می رسد و مرغان برای آشنایی با سیمرغ پرسش های خود را طرح می کنند و
هدهد پاسخ می دهد. اتفاق مرغان برای رفتن به سوی سیمرغ، طرح اشکالهای مرغان و پاسخ هدهد، بیان هفت وادی،
حرکت مرغان و دیدار با سیمرغ، بخشهای بعدی داستان را تشکیل می دهد. این بخشها نیز با نقل حکایتهایی همراه شده
است. علاوه بر چارچوب کل اثر که از واحدهای مختلف تشکیل شده بسیاری از حکایتهای نقل شده هم دارای واحدهای
مختلف است. تعداد واحدهای هر حکایت به وصف، گفتار، کردار و توضیحات نویسنده بستگی دارد
.
از آنجا که در حکایت گفتار و کردار دو عنصر اساسی است، از این نظر غالب حکایتها را می توان دو واحدی پنداشت. گاه
عطار یکی از این دو واحد را نادیده می گیرد و حکایت خود را برمبنای یکی از آنها می سازد. یعنی حکایتی که بر کردار بنا
شده است و گفتگو ندارد مثل حکایت پادشاه صاحب جمال که هیچ کس تاب نگریستن در چهره او را نداشت و پادشاه
دستور داد در قصر آینه هایی نصب کردند تا مردم چهره او را در آینه ببینند. و در مقابل آن حکایتی که بر گفتار استوار
است و فاقد کردار مثل حکایت عباسه که گفته های او در مورد بعثت انبیا اساس حکایت است. حکایتهای گفتاری بیشتر
موعظه هایی عارفانه است که از قول شخصیتهایی چون عباسه و یوسف همدان نقل می شود
.
گفتگو
:
اهمیت گفتگو در منطق الطیر از عنصر داستانی فراتر رفته و به صورت قالب داستان آمده است
. (۲)
اصل داستان مرغان به
جز پایان آن گفتگوی مرغان با هدهد است که عذرها، اشکالها و پرسشهای مرغان را در بر می گیرد. در مقابل گفتگوی
هدهد با مرغان، حکایت یا حکایتهایی در واحدهای مختلف اثر قرار گرفته که نسبت آنها از نظر کمیت یکسان نیست به این
ترتیب که در بخش اول، گفته های هدهد و مرغان طولانی تر است و فقط یک حکایت روایت شده ولی در بخشهای بعدی
گفته ها کوتاهتر و تعداد حکایتها بیشتر است. قالب بعضی از حکایتها را نیز گفتگو تشکیل می دهد مثل حکایت مردی که
راز کبودی و سیاه جامگی دریا را از او سؤال کرد و دریا پاسخ داد که در عشق محبوب سیاه بر تن کرده است. تعداد این گونه
حکایتها در طول اثر کم نیست اما در همه گفتگوها دو طرف گفتگو حضور ندارند یعنی گاه حکایت فقط گوینده ای دارد
که سخن نمی گوید و مخاطب سخن می گوید. نمونه این گونه گفتگوهای یک طرفه حکایت گفتگوی سلیمان با خداوند
است که در آن حضرت سلیمان از خدا می خواهد قدرت او را بگیرد تا با آسودگی به زنبیل بافی بپردازد. در این حکایت
جواب سلیمان بازگو نمی شود و گفتگو یک سویه است. در حکایتهای طنزآمیز عطار نیز گفتگوی یکطرفه دیده می شود،
مانند حکایت دیوانه ای که با دیدن عمید خراسان و غلامان او رو به خدا کرد و گفت: «بنده پروردن بیاموز از عمید
» (۳)
مناجات شخصیتها با خداوند نیز از این گونه گفتگوها به شمار می آید مانند حکایت رابعه که اشتغال دشمنان به کار
دنیایی و بهره مندی دوستان از آخرت نیکو و انس خود با خداوند را طلب می کند. بخش دیگری از گفتگوهای
منطق الطیر تک گویی افراد حکایتها است. تک گویی گفتگویی است که مخاطب آن خود گوینده است و انسان در خلوت یا
مقاطع حساس زندگی چنین گفتگویی با خود دارد. این نوع گفتگو در منطق الطیر نمونه های نادری دارد. درخشان ترین
نمونه این نوع گفتگو تک گویی شیخ صنعان است که در آن ضعف و ناتوانی خود را بازگو می کند
:
عمر کو تا وصف بیداری کنم
یا به کام خویشتن زاری کنم
صبر کو تا پای در دامن کشم
یا چو مردان رطل مردافکن کشم
بخت کو تا عزم بیداری کند
یا مرا در عشق او یاری کند
(۴)
در گفته های پدری که در مرگ فرزند خویش با خود سخن می گوید تک گویی رنگ مرثیه سرایی به خود می گیرد
(۵)
گفتگوها از نظر کمیت متفاوت اند. مثلا گفتگوی شیخ صنعان با مریدان خود بعد از دیدن خواب دختر ترسا و قصد
عزیمت به روم بسیار کوتاه است و در سه مصرع انجام می گیرد و دلیل آن بی قراری و شتاب شیخ برای کشف راز خواب
است، در حالی که در گفتگوی مرغان با هدهد شاهد گفتگوهای طولانی تری هستیم زیرا مرغان قصد دارند عذر و
بهانه های خود را منطقی جلوه دهند و هدهد هم قصد دارد با نشان دادن صفات و جمال سیمرغ مرغان را با خود همراه
سازد، به این دلیل تفصیل سخن را برای تاثیرگذاری بیشتر، بر اجمال ترجیح می دهند. به غیر از آنچه تا کنون در مورد
گفتگوهای منطق الطیر گفته شد که بیشتر به شکل و ظاهر گفتگوها ناظر است ارزش مفهومی و معنایی گفتگو نیز
جای بحث دارد. گفتگو در معرفی شخصیتها، آشکارساختن تضاد درونی شخصیتها و بیان خواسته ها و آرزوهای آنان سهم
بسزایی دارد. مصداق بارز تعریف گفته شده حکایت گفتگوی خضر و دیوانه است که با گفته های دیوانه مشخص می شود
.
وی که از هجر جانان بی قرار است آرزوی مرگ می کند; برخلاف خضر در فکر حفظ جان نیست; جانفشانی در راه محبوب
را پیشه خودساخته است و نمی تواند با خضر همراهی کند
. (۶)
در طرح بهانه ها و عذرهای مرغان از زبان خود آنها
شخصیت و خصوصیات درونی آنان برای خواننده مجسم می شود. عامل دیگری که از لحاظ مفهومی در داستان اهمیت
دارد و در درون گفتگو جای می گیرد، لحن است که مانند گفتگو می تواند در نمایش احساسات و افکار تاثیرگذار باشد. از
این نظر تنوع چندانی در منطق الطیر به چشم نمی خورد. دلیل این امر آن است که واحدهای مختلف داستان تنوع
زیادی ندارد. غیر از لحن شخصیتهای داستان لحن دیگر موجود در داستان متعلق به راوی است که با توجه به نوع
داستان کیفیت آن انتخاب می شود. در داستان عطار، لحن روایی برگزیده شده رنگ عارفانه به خود می گیرد و از آنجا که
لحن بعضی شخصیتها ازجمله هدهد نیز عارفانه است لحن نقش و نقاش همانند می شود به گونه ای که اگر سخن قهرمان
اثر را جدا از پیکره اصلی داستان درنظر بگیریم با سخنان شاعر و عقاید او تفاوتی ندارد. با اینهمه لحن در اثر مورد بحث ما
در موقعیتهای مناسب با چرخش به موقع تنوع هایی در داستان ایجاد کرده است. این تنوع کلام هدهد قابل مشاهده
است. لحن عارفانه کلام هدهد در زمان خودستایی و اظهار عجز مرغان با کلماتی درشت و با ناسزاگویی همراه می شود. در
این گفتگوها مرغان، بی حاصلان و بددلان خوانده می شوند و به آنها توهین می شود ولی بعد از توضیحهای هدهد و ایجاد
تغییر در افکار و گفته های مرغان لحن هدهد هم تغییر می کند و کار هدایت مرغان بدون بکارگیری الفاظ درشت و با
لحنی عارفانه انجام می گیرد. لحنهای متفاوت در حکایتها هم وجود دارد. در حکایت محمود غزنوی، و بیمار شدن ایاز
لحن سخن محمود با قاصد آمرانه است ولی با ایاز به مهربانی سخن می گوید. در داستان شیخ صنعان، تمسخر و یاس و
التماس در لحن گفته های دختر ترسا و شیخ صنعان نشان دهنده تغییر لحن افراد داستان است. لحن طنزآمیز بعضی
حکایات هم نشان از وجود این نوع لحن در منطق الطیر عطار دارد
.
طنز
:
عطار در نیمه نخست اثر خود از طنز استفاده نکرده است و تقریبا از اواسط اثر به طنز روی آورده بیشتر طنزهای عطار
در گفتگوی شخصیتها ایجاد شده است و اکثر کسانی که گفته های طنزآمیز از قول آنان نقل شده دیوانگانند
.
کردار
:
در کنار انبوه حکایتهای کوتاهی که کردار آنها به یک یا دو مورد ختم می شود و به عبارت دیگر در آنها محدودیت کرداری
وجود دارد، حکایتهای بلند و کوتاه دیگری هم وجود دارد که از مزیت کردارهای متعدد بهره مند است مثل حکایت شیخ
صنعان، حکایت پادشاه و پسر وزیر که محبوب پادشاه بود و دل به دیگری سپرده بود; و حکایت درویشی که دل به عشق
پسر پادشاه داده بود و مغضوب پادشاه گشت که از حکایتهای بلند منطق الطیر محسوب است و حکایتهای درویشی که
عاشق دختر پادشاه شده بود و دختر بر او خندید و حکایت استادی که کنیز محبوب شاگرد خود را فصد کرد، از جمله
حکایتهای کوتاهتر منطق الطیر است که تعدد کردار دارد. اجمال گرائی عطار در نقل حکایات باعث شده است که بسیاری
از حکایتهای خود را با کردار آغاز نماید. حکایت محمود غزنوی و خارکش از آن جمله است که با بیت «ناگهی محمود شد
سوی شکار / اوفتاد از لشکر خود برکنار
» (۷)
شروع می شود چون منطق الطیر اثری عارفانه است بسیاری از کردارهای این
اثر به عارفان و صوفیان متعلق است مانند حکایت رابعه که دو درم را از ترس جفت شدن سیم و گمراهی در یک دست
نگرفت. در این حکایتها که کردار عارفانه مشاهده می شود شاعر با بیان کردار به نوع شخصیت پردازی هم دست می یابد و
به وسیله کردار به نوعی عالی تر تجسم شخصیت است قهرمان خود را به خواننده معرفی می کند. تغییر و تحول اعمال و
عقاید آدمی هم نوعی کردار محسوب می شود که در شکل گرفتن شخصیت آدمی دخیل است. این نوع کردار هم در
منطق الطیر مورد توجه قرار گرفته است. نمونه مشهور آن تغییر و تحول شیخ صنعان است که در دو مرحله انجام
می گیرد. در ابتدای داستان، شیخ در وضعیت پایدار داستان، عارفی است با مریدان بسیار که از تعلقات دنیوی به دور است
.
با دیدن دختر ترسا تغییر و تحولی در شیخ ایجاد می شود که او را به وضعیت ناپایدار داستان یعنی مرحله عشق زمینی
می کشاند و با دعای مریدان دوباره تحولی در او رخ می دهد و بعد از گذر از وضعیت ناپایدار به وضعیت پایدار موقعیت
ابتدایی می رسد. نوع دیگر تغییر، در کردار دختر ترسا دیده می شود که یک بار در پایان داستان و پایان زندگی دختر ترسا
رخ می دهد اما زندگی او نیز مانند شیخ صنعان دارای وضعیت پایدار و ناپایدار است. زیرساخت بعضی از کردارهای
حکایات این اثر برای ورود قهرمان به مرحله وضعیت ناپایدار توهم است مانند پندار نادرست پادشاهی که گمان می کرد
سنگ دست آموز او بخرد است و با آن که او را با طوق مرصع و جامه های فاخر آراسته بود عاقبت سگ با دیدن استخوانی
او را رها کرد
.
زیرساخت بخش دیگری از کردارهای حکایات توطئه و فریب است مانند حکایت غلامی که از سوی زلیخا مامور شد پنجاه
ضربه با چوب به یوسف بزند ولی ضربات را بر پوستینی می زد و با هر ضربه یوسف فریاد می کشید. پشیمانی، از دیگر زیر
ساختهای کرداری است که در حکایت پادشاهی که در حال مستی دستور قتل پسر وزیر را صادر کرد و بعد پشیمان شد به
کار گرفته شده. نوع دیگری از محدودیت کرداری مربوط به اعمال و کرداری است که با عقاید گوینده یا عقاید عامه
سازگاری ندارد و گوینده، قادر نیست به وضوح آن را بازگو نماید چنان که در داستان شیخ صنعان، دختر ترسا در صورتی
حاضر می شود عشق شیخ را بپذیرد که شیخ چهار شرط او را قبول کند:«سجده کن پیش بت و قرآن بسوز / خمر نوش و
دیده از ایمان بدوز
» (۸)
شیخ نوشیدن شراب را می پذیرد و شاعر هم به تفصیل شراب نوشی او را وصف می کند; پذیرش
قرآن سوزی را از زبان خود شیخ نقل می کند ولی انجام آن را اصلا بیان نمی کند و دو مورد بعدی را به اختصار وصف
می کند. بخشی از کردارهای حکایات تعجب خواننده را برمی انگیزد. به این کردارها، کردارهای شگرف می گوییم مانند
گریستن ایاز بر تخت پادشاهی و ناخرسندی او از پادشاه شدن، زمانی که محمود تاج و تخت را به او بخشید. این نوع کردار
غالبا تعلیق و کششی به دنبال دارد که خواننده را به تعقیب حکایت وا می دارد
.
اوج و فرود
:
مجال کوتاه حکایتهای منطق الطیر فرصت مناسبی برای جلوه گری اوج و فرود و ایجاد تعلیق نمی دهد با این همه شاعر با
شیوه های گوناگون، اوج و فرودهایی در بعضی حکایتها فراهم آورده است. چهار شرط دختر ترسا در داستان شیخ صنعان
با توجه به گفته های قبلی او که شیخ را سالخورده و نامناسب برای عشق ورزی می داند شمه ای از این اوج و فرودهاست
.
نوع دیگر تعلیقهای حکایت شیخ صنعان از طریق گره هایی ساخته می شود که دختر ترسا با بهانه گیری های خود در سر
راه شیخ به وجود می آورد; مثلا از شیخ تقاضای سیم و زر می کند و چون او را تهیدست می بیند از وی می خواهد خوکبانی
کند. دیگر تعلیق این داستان که به واسطه توهم و موقعیت رخ می دهد، مربوط به زمانی است که در پایان داستان دختر
ترسا بعد از توبه و ندامت به دنبال شیخ و مریدانش به راه می افتد و چون شیخ با دیدن وی به سوی او می رود مریدان
گمان می کنند شیخ دوباره در گرداب هوس گرفتار آمده است. این پندار به خواننده هم منتقل می شود اما به سرعت گره
گشوده می شود و راز توبه دختر آشکار می گردد. در حکایتهای کوتاه منطق الطیر هم اوج و فرودهایی دیده می شود،
گم شدن جاروب و غربال شیخ خرقانی در نیشابور بعد از یافتن زر در میدان شهر، و تصمیم محمود غزنوی دایر بر کشتن
گلخن تابی که محمود بی خبر مهمان او شد، از نمونه های این گونه تعلیقهاست. نمونه تعلیق از طریق گفتار سخن پیرمرد
خارکشی است که در مقابل محمود غزنوی قیمت پشته خار خود را ده همیان زر تعیین کرد و موجب تعجب درباریان شد
.
تعلیق و گره افکنی داستانها غالبا به گره گشایی ختم می شود که در منطق الطیر هم گونه هایی از گره گشایی وجود دارد
.
نوعی از گره گشایی به وسیله خواب انجام می گیرد مثل خواب دختر ترسا در حکایت شیخ صنعان که در این خواب آفتاب
را در کنار خود می بیند و بعد از آن متحول می شود. گونه دیگر گره گشایی همچون ایجاد گره و تعلیق به وسیله کردار
انجام می گیرد مانند حکایت روح الامین که به فرمان خداوند برای یافتن بنده ای که خداوند را می خواند، دشت و کوه و
دریا را از زیرپا گذاشت و او را نیافت و بعد که بازگشت و سراغ بنده را از خداوند گرفت پی برد که بنده مناجات کننده در
یکی از دیرهای روم است و بت پرستی است که با بت رازونیاز می کند. در این جا گره اول حکایت باز شد اما گره دیگری
ایجاد می شود و آن توجه خداوند به فردی بت پرست است که موجب تعجب جبرئیل می گردد و با توضیحات خداوند و
موحد گردانیدن بت پرست این گره نیز گشوده می شود
.
بعضی تعلیقها محصول کردار یا گفتار معما گونه ای است که در داستان ایجاد می شود. در این مورد حالت تعلیق حکایت
افزایش می یابد. حکایت محمود غزنوی و کودک ماهیگیر نمونه ای از این نوع تعلیق است. بعد از شراکت محمود با کودک
و صید صد ماهی محمود به شریک خود که از او می خواهد سهم خود را بردارد می گوید: «آنچه فردا صید افتد آن مرا
» (۹)
این گفته محمود سؤالی ایجاد می کند که مگر فردا محمود قصد انجام چه کاری را دارد و ادامه حکایت نشان می دهد که
روز بعد محمود کودک را در سلطنت خویش شریک می سازد. در حکایت شهریار و قصر زرنگار که همگان به ستایش قصر
می پردازند و تنها زاهدی یک عیب در آن مشاهده می کند این معما گونگی به چشم می خورد. پادشاه که از عیب جویی
زاهد متعجب است و در ظاهر قصر عیبی نمی بیند در مورد رخنه بازی که زاهد ادعا می کند در قصر وجود دارد از او
سؤال می کند و زاهد می گوید: «رخنه ای هست آن ز عزرائیل باز
» (۱۰)
معماگونگی بعضی گفته ها و کردارها همواره با تعلیق
همراه نیست مانند درویشی که در بیابان فراخ به سبک مردی برخورد و در باز جست احوال به او گفت که از تنگنای جهان
و اسارت در آن اندوهگین است. چنین جوابی در آن بیابان سؤال برانگیز است و درویش هنگام مشاهده تعجب همکلام
خویش، گفته معماگونه خود را شرح می دهد
.
پیوند
:
پیوند بخشهای مختلف آثار داستانی با شیوه های معدودی انجام می گیرد. در موارد بسیاری پیوند مناسب وجود ندارد
.
یک بخش پایان می گیرد و بخش دیگری آغاز می شود بدون آن که از نظر ظاهری یا معنایی پیوندی بین دو بخش باشد
.
در منطق الطیر نیز غالبا از این شیوه استفاده شده است اما مواردی هم هست که شاعر سعی کرده به گونه های مختلف با
اتصال بخشهای اثر خود نوعی انعطاف و نرمی در داستان مرغان به وجود آورد. یکی از شیوه های پیوند دو صحنه مختلف
داستان یا گذر از زمانی به زمان دیگر که در آثار نظامی و فردوسی هم فراوان دیده می شود استفاده از تصویرسازی است
.
شاعر در این گونه موارد با ساخت تصویری رزمی یا بزمی، از طلوع یا غروب خورشید سخن می گوید
. (۱۱)
عطار در داستان
شیخ صنعان یک بار از این شیوه پیوند استفاده کرده است: «ترک روز آخر چو با زرین سپر / هندوی شب را به تیغ افکند
سر
» (۱۲)
با پایان گرفتن داستان شیخ صنعان با اشاره صریح شاعر این داستان به بخش بعدی پیوند می خورد: «چون
شنیدند این سخن مرغان همه / آن زمان گفتند ترک جان همه
» (۱۳)
این مورد نیز در منطق الطیر نادر است. نوع دیگر
پیوند، مقدمه چینی شاعر است برای ورود به حکایتی چنانکه در پایان حکایت صوفی و عسل فروش آورده است: «رحمت او
بین که با پیغمبری / در عقاب آمد ز بهر کافری
» (۱۴)
این بیت مقدمه ای است برای ورود به حکایت بعدی که در آن موسی
مورد اعتراض خداوند قرار می گیرد به خاطر آن که قارون هفتاد بار موسی را خوانده بود و موسی هیچ بار به او پاسخ
نداده بود در حالی که به گفته خداوند اگر یک بار موسی نزد خداوند شفیع قارون می شد خداوند شاخه شرک او را
برمی کند. نوع دیگر پیوند بخشهای مختلف به وسیله تداعی معانی صورت می گیرد. تداعی معانی با به کار بردن لفظ یا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
