بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عقد اختیار
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عقد اختیار قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
20دقیقه
09ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نکته ای در مجازات لواط

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 56

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل نکته ای در مجازات لواط!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نکته ای در مجازات لواط بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نکته ای در مجازات لواط از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل نکته ای در مجازات لواط شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل نکته ای در مجازات لواط استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نکته ای در مجازات لواط با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل نکته ای در مجازات لواط قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نکته ای در مجازات لواط حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نکته ای در مجازات لواط به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نکته ای در مجازات لواط :

خداوند در قرآن کریم می فرماید:

و لوطا اذ قال لقومه اتاتون الفاحشه ما سبقکم بها من احد من العالمین. انکم لتاتون الرجال شهوه من دون النساء بل انتم قوم مسرفون،(۱)

«به خاطر آورید» لوط را، هنگامی که به قوم خود گفت: (آیا عمل بسیار زشتی را انجام می دهید که هیچ یک از جهانیان، پیش از شماانجام نداده است؟! آیا شما از روی شهوت به جای زنان به سراغ مردان می روید؟! شما اسراف کار «و منحرف» هستید!

و در جای دیگر می فرماید:

و لوطا اذ قال لقومه اتاتون الفاحشه و انتم تبصرون ائنکم لتاتون الرجال شهوه من دون النساء بل انتم قوم تجهلون،(۲)

لوط را «به یاد آور» هنگامی که به قوم خود گفت: (آیا به سراغ کار بسیارزشتی می روید در حالی که «نتایج شوم آن را» می بینید؟! آیا شمابه جای زنان، از روی شهوت به سراغ مردان می روید؟! شما نادانید!

درحدیث ابوبکر حضرمی از امام صادق(ع) آمده است که رسول خدا(ص) فرمود:

خداوند مرد مفعول را در زندان جهنم حبس می کند تا از حساب خلایق فارغ شود، آن گاه فرمان می دهد او را در طبقات جهنم یکی پس از دیگری وارد کنند تا به پایین ترین طبقه وارد نشود و هرگز از آن جا بیرون نمی آید.(۳)

در حدیث سکونی از امام صادق(ع) روایت شده است که امیر المؤمنین(ع) فرمود:

اللواط ما دون الدبر و الدبر هو الکفر،(۴) لواط، تمتع کمتر از دخول است، و «دخول به» دبر کفر است.

حذیفه بن منصور می گوید:

از امام صادق(ع) پرسیدم: لواط چیست؟ فرمود: ما بین الفخذین، میان دو ران است. آن گاه پرسیدم: پس آن که دخول می کند چه؟فرمود: ذاک الکفر بما انزل الله علی نبیه(ص)، چنین کاری کفر ورزیدن به احکام الهی است.(۵)

خداوند در توصیف قوم لوط فرموده است که: آنهاقومی اسراف کار و نادان هستند که پیش از آنها هیچ یک از جهانیان، عمل زشت لواط را انجام نمی داده است. این بیان صراحت دارد که این عمل زشت در نهایت گمراهی و انحراف و مورد نفرت خداوند است. چه جهلی از این بدتر که شخص از نظام آفرینش و روش طبیعی آمیزش و تولید نسل آدمی و بقای آن بر زمین، غافل بماند و بر خلاف نظام زندگی و بقای انسان، همجنس بازی کند. از مذمت شدید قرآن چیزی جز حرمت استفاده نمی شود، علاوه بر آن که لواط ازمصادیق (وراء ذلک) در این آیه میباشد:(فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون). (۶)

دلالت روایات نیز به قدری روشن است که نیازمند توضیح نیست. قراردادن مجازات شدید برای لواط و نیز اطلاق کفر بر آن گویاترین دلیل بر حرمت آن است.

بحث در این است که پس از ثابت شدن جرم نزد حاکم شرع با توجه به اختلافی که به حسب ظاهر، میان روایات محل بحث وجوددارد مجازات این عمل زشت چیست؟ در این باره ابتدا بحث موضوعی پیرامون معنای لواط را مطرح کرده، سپس روایات مربوط به حکم آن را ذکر می کنیم و آن گاه به بررسی اختلاف موجود در موضوع حد می پردازیم.

معنای لواط

(لواط) به کسر لام عبارت است از بهره گیری جنسی مرد از مرد، هر چند دخول انجام نشود.

راغب اصفهانی در مفردات گفته است:

لواط، اسم علم است و از لاط الشیء بقلبی یلوط لوطا و لیطا، مشتق شده است. در حدیث آمده است: الولد الوط یعنی: بچه متصل ترین چیز به قلب آدمی است. قال ابوبکر: اللهم اعز و الولد الوط، قال ابوعبیده: قوله: و الولد الوط ای الصق آبالقلب.(۷) و هذا امر لایلتاط بصفری بدین معناست که این مطلب به قلب من وارد نمی شود.

ولطت الحوض بالطین لوطا یعنی: حوض را گل اندود نمودم.تلوط فلان، یعنی عمل قوم لوط را انجام داد. این خود یکی از ریشه های اشتقاق لفظ است، زیرا از لفظ لوط که نهی کننده از این عمل بود مشتق شده است.

صاحب قاموس گفته است:

لوط به ضم لام یکی از پیامبران(ع) است. لاط، یعنی عمل قوم لوط را انجام داد. لاوط و تلوط نیز به همین معناست. لاط الحوض ولاط بالحوض، یعنی حوض را گل آلود کرد. لاط الشیء بقلبی، یعنی به آن چیز علاقه مند شدم….

در معجم الوسیط آمده است:

لاط الشیء بالشیء لوطا یعنی متصل به آن شد. و لاط الشیء بقلبی بدین معناست که آن چیز به قلب من وارد شده و دوستش دارم. ولاط فلان لواطا یعنی عمل قوم لوط را انجام داد. ولاط الحوض بالطین یعنی: حوض را گل اندود نمود.

لوط یعنی چیز چسبنده. لوطی یعنی کسی که عمل قوم لوط را انجام می دهد.

در المنجد می خوانیم:

لاط یلوط لوطا الحوض، یعنی حوض را گل اندود نمود. و لاط الشیء بالشیء یعنی آن، چیزی را به چیزی چسباند. لاط الشیء بقلبی، بدین معناست که آن چیز به قلب من متصل شد و آن را دوست دارم. لاط فلانا بفلان، یعنی فلانی را به فلانی ملحق کرد و منسوب نمود. لاط فلانا بعین او سهم، یعنی به فلانی چشم زخم رسانید و بر وی تیر انداخت. لاط الشیء بدین معناست که آن را مخفی نمود.

لغت شناسان دیگر نیز شبیه این عبارات را به کار برده اند و حق آن است که عمل قوم لوطیعنی همجنس بازی مردان بر خلاف آنچه نویسنده مفردات ذکر کرده، از لصوق(اتصال و چسبیدن) گرفته شده است نه از اسم لوط پیامبر(ع). به هر حال مفهوم لغوی لواط،همجنس بازی مردان، اعم از دخول یا سایر استمتاعات است، هر چند دومی به دلیل شرعی، موضوع حد نیست، لیکن در روایت یادشده امام(ع) در پاسخ سؤال از معنای لواط فرمود:(لواط استفاده از میان دو ران است و دخول کفر است.)(۸) همچنین است روایت سلیمان بن هلال(۹) که خواهد آمد.

مجازات لواط

روایات این باب بر دو دسته است:

الف) روایاتی که حد لواط را حد زانی می داند.

ب) احادیثی که حد لواط را متفاوت با حد زانی می داند.

دسته نخست

روایت نخست: ابان از زراره از امام باقر(ع) روایت کرده است:

الملوط حده حد الزانی.(۱۰)

اطلاق این روایت اقتضا می کند که تفاوتی بین احصان و غیر آن نباشد، یعنی تفاوتی میان متاهل بودن لواط شونده و مجرد بودن وی نیست، زیرا در مفعول احصان و عدم آن بی معناست، چرا که غریزه جنسی در مرد اقتضای فاعل بودن را دارد نه غیر آن، بنابر این حد لواط شونده رجم است، زیرا حد زنا کار محصن، رجم است و لواط شونده در هر حال محصن است.

روایت دوم: علاء بن فضیل از امام صادق(ع) روایت کرده است:

حد اللوطی مثل حد الزانی. ان کان قد احصن رجم و الا جلد.(۱۱)

روایت صراحت دارد که حد لواط کننده حد زنا کار است به ویژه با توجه به صراحت آن در تفصیل میان احصان و غیر آن و این که حد لواط کننده محصن مانند زناکار محصن، سنگسار است و حد غیر آن تازیانه است، بر این اساس برای مفعول حدی ذکر نشده است.

روایت سوم: عبدالله بن جعفر در قرب الاسناد از حسن بن ظریف از حسین بن علوان از جعفر بن محمد از پدرش از امام علی(ع)روایت کرده اند که حضرت کرارا در باره لواط کننده می فرمود:

ان کان محصنا رجم و ان لم یکن محصنا جلد الحد.(۱۲)

چگونگی دلالت این حدیث مانند حدیث پیشین است، به این بیان که روایت درمقام بیان حکم فاعل است و تفصیل میان محصن و غیرمحصن پس از کلمه (لوطی) و این که حد آن حد زنا کننده است، صریح در این است که روایت در مقام بیان حکم فاعل است.

روایت چهارم: ابوالبختری از جعفر بن محمد(ع) از پدرش(ع) روایت کرده است که علی بن ابی طالب(ع) کرارا می فرمود:

حد اللوطی مثل حد الزانی، ان کان محصنا رجم، و ان کان عزبا جلد مائه و یجلد الحد من یرمی به بریئا،(۱۳)

حد لواط کننده بسان حد زنا کار است، اگر محصن باشد سنگسار می شود و اگر عزب باشد صد تازیانه می خورد. هر کس به شخصی نسبت لواط بدهد و نتواند ثابت کند، حد قذف بر وی جاری می شود.

دلالت این روایت روشن است بلکه از روایت پیشین روشن تر است از این جهت که تعداد تازیانه غیر محصن که از آن عزب یاد شده است ذکر شده علاوه بر آن که بیان شده که هر کس به بی گناهی نسبت لواط دهد حد قذف بر وی جاری می شود.به هر صورت این روایت نیز صراحت دارد که حد لواط کننده حد زنا کار است.

روایت پنجم: صالح بن عقبه از یزیدبن عبدالملک روایت کرده است از امام باقر(ع) شنیدم که :

ان الرجم علی الناکح و المنکوح ذکرا کان او انثی اذا کانا محصنین، و هو علی الذکر اذا کان منکوحا، احصن او لم یحصن،(۱۴)

فاعل و مفعول چه مذکر باشند و چه مؤنث اگر محصن باشند سنگسار می شوند. همین حد بر مذکر نیز در صورتی که مفعول واقع شود، جاری می شود، چه محصن باشد و چه غیر محصن.

کیفیت دلالت این حدیث روشن تر است ، زیرا صریح تر است با این بیان که مراد از فاعل و مفعول در صورتی که مفعول مؤنث باشد که حکم آن سنگسار است زناست نه نزدیکی مرد با همسر خود. لواط در جایی صدق می کند که پای دو مرد در میان باشد. حکم تمام صور یکی است، جز در جایی که مفعول مذکر باشد که حکم وی سنگسار است چه محصن باشد و چه نباشد، زیرا عدم احصان درمفعول صدق نمی کند، بنابر این روایت دلالت می کند بر این که حد لواط، حد زناست، در فاعل سنگسار یا تازیانه است و در مفعول به نحو مطلق سنگسار ثابت است.

روایت ششم: نوفلی از سکونی از امام صادق(ع) روایت کرده که امیر مؤمنان(ع) فرمود:

لو کان ینبغی لاحد ان یرجم مرتین لرجم اللوطی.(۱۵)

روشن است که حد زناکار محصن سنگسار است و سخن امام(ع) دلالت می کند که مجازات لواط از زنا شدیدتر است، لیکن حد یک گناه تکرار نمی شود و اصولا تکرار حد سنگسار که منجر به کشته شدن شخص می شود، ممکن نیست ولی اگر ممکن بود، لواط کننده مستحق چنین مجازاتی بود، و اگرغیر از سنگسار جایز بود با توجه به این که گناه بسیار بزرگی است مناسب بود امام آن را ذکر کند،ولی ذکر نشده است بلکه امام(ع) فرمود: (لو کان ینبغی لاحد ان یرجم مرتین لرجم اللوطی). پس این حدیث دلالت می کند بر این که حد لواط کننده حد زنا کار است.

روایت هفتم: ابو بصیر از امام صادق(ع) روایت کرده است :

ان فی کتاب علی: اذا اخذ الرجل مع غلام فی لحاف مجردین ضرب الرجل و ادب الغلام، و ان کان ثقب و کان محصنارجم،(۱۶)

در کتاب علی(ع) آمده است: اگر مردی با نوجوانی زیر ملحفه ای برهنه باشند، مرد شلاق زده می شود و نوجوان تادیب می شود. اگرمرد دخول کرده باشد و محصن باشد سنگسار می شود.

بر اساس این روایت، نوجوان غیر بالغ تادیب می شود و مرد محصن سنگسار می شود، زیرا حد او حد زناکار است. اگر غیر از این بودامام(ع) ذکر می کرد، زیرا امام صادق(ع) با نقل از کتاب علی(ع) در مقام بیان حکم شرعی و حد واجب است و مفهوم شرط این است که (ان لم یکن محصنا جلد) یعنی اگر محصن نباشد تازیانه زده می شود، چنان که به این مطلب در روایات دیگر تصریح شده است.

روایت هشتم: ابن ابی عمیر از برخی اصحاب از امام صادق(ع) در باره مرد لواط کار روایت کرده است:

ان علیه الرجم ان کان محصنا و علیه الجلد ان لم یکن محصنا.(۱۷)

طبق این روایت، حکم لواط کننده و حد او حد زناکار است و به هر دو قسم حد یعنی سنگسار در صورت احصان و تازیانه در فرض عدم احصان نیز تصریح کرده است. با توجه به صحت سند و صراحت دلالت و موافقت آن با دیگر روایات صحیح یا مؤثق چنان که صاحب وسایل از شیخ نقل کرده است حمل این روایت بر تقیه بی وجه است.

دسته دوم

بر اساس این دسته از روایات، حد لواط کننده کشتن با شمشیر یا پرتاب کردن او از کوه با دست و پای بسته یا سوزاندن وی در آتش است.

روایات کشتن با شمشیر

روایت نخست: سلیمان بن هلال از امام صادق(ع) در باره مردی که همجنس بازی کرده بود، نقل می کند:

ان کان دون الثقب فالجلد، و ان ثقب اقیم قائما ثم ضرب بالسیف ضربه اخذ السیف منه ما اخذ،(۱۸)

اگر دخول نکرده باشد تازیانه می خورد و اگر دخول کرده باشد ایستاده نگه داشته می شود سپس با شمشیر ضربه ای به او وارد می شودتا هرجا که شمشیر کارگر شد.

عرض کردم: آیا این عمل قتل او خواهد بود؟ فرمود:(هو ذاک ، این عمل قتل اوست.)

ظاهر کلام امام(ع) این است که حکم لواط کننده قتل است، چنان که راوی از جمله (اقیم قائما ثم ضرب بالسیف ضربه اخذ السیف منه ما اخذ) همین را فهمیده است، و کشتن با شمشیر غیر از سنگسار کردن است و ظاهر (جلد) در عبارت (ان کان دون الثقب فالجلد) این است که مراد تعزیر می باشد، لذا باید کمتر از عدد حد یعنی صد تازیانه باشد.

این روایت دو اشکال دارد:

اولا، این حدیث به دلیل وجود جوهری واقفی و سلیمان بن هلال ضعف سند دارد.

ثانیا، ظاهر (جلد) حد است یعنی صد تازیانه و همجنس بازی کمتر از دخول، لواط شمرده می شود و مستحق حد است ولی دخول کفر شمرده می شود و حد آن قتل است. لیکن از عبارت (اقیم قائما ثم ضرب بالسیف ضربه اخذ منه ما اخذ) استفاده نمی شود که حکم این شخص قتل است، زیرا ممکن است شمشیر تنها تا قسمت اندکی از بدن نفوذ کند. به علاوه جمله (اقیم قائما) مخالف عمل امیرمؤمنان(ع) است، ایشان در باره مردی که با نوجوانی لواط کرده بود، فرمود: (یا قنبر النطع و السیف، قنبر، نطع(فرشی از پوست که محکومان را هنگام مجازات روی آن می نشاندند.) و شمشیری بیاور.)(۱۹) آن گاه مرد و نوجوان روی آن فرش پوستی به روخوابانده شدند و با شمشیر به هر دو ضربه ای وارد کرد و آنها را دو نیم ساخت.

این دلیل آن است که چنین عملی در مورد مخصوص و به جهت خاصی بوده و قتل در اینجا عوض از سنگسار بوده یا مستقل می باشد،چنان که در وجه جمع خواهد آمد.

روایت دوم: حماد بن عثمان می گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: مردی به مردی دخول کرده «حکم آن چیست» امام(ع) فرمود:

علیه ان کان محصنا القتل، و ان لم یکن محصنا فعلیه الجلد.(۲۰) عرض کردم: حکم مفعول چیست؟ فرمود: علیه القتل علی کل حال محصنا کان او غیر محصن.

همین روایت را شیخ صدوق به اسناد خود از حماد بن عیسی، و شیخ طوسی به اسناد خود از محمد بن یعقوب نقل کرده اند.

روایت دلالت دارد بر این که حکم فاعل و مفعول در صورت دخول، کشتن است، لیکن تقسیم به احصان و عدم احصان و این که مجازات او مانند زنا در صورت عدم احصان تازیانه است، می فهماند که در این جا قتل با شمشیر نیست، بلکه با سنگسار است.چنانکه تبدیل سنگسار به کشتن با شمشیر و غیر آن در صورت وجود مصلحت خاصی، جایز است ، مانند این که زنا با بینه ثابت شده باشد نه با اقرار، زیرا در سنگسار ممکن است شخص از گودال فرار کند که در این صورت اگر زنا با اقرار ثابت شده باشد، برگرداندن او جایز نیست، چرا که فرار به منزله انکار است، و در مورد زنا نص خاص داریم که انکار بعد از اقرار حد را ساقط می کند.

مؤید این که روایت می فهماند که کشتن در این جا با سنگسار است نه با شمشیر این است که حکم مفعول بدون تفاوت میان محصن وغیر محصن بیان شده است و این روایت با روایات پیشین که می گفت: حد مفعول حد زنا کار است(۲۱)، منافات ندارد ومذکر چه محصن باشد و چه غیر محصن (۲۲) در صورت مفعول واقع شدن با توجه به عدم تصریح به شمشیر و ذکر قتل آسنگسار می شود.

مقتضای جمع میان روایات این است که مراد از قتل، کشتن با سنگسار یا غیر آن در همان صورتی است که کشتن زنا کار به غیر سنگسارجایز باشد. بنابراین، مدلول روایت یاد شده مخالف مدلول روایات پیشین که می گفت: حد آن حد زنا کار است نمی باشد. به علاوه سند حدیث به سبب معلی بن محمد ضعیف است ، زیرا این شخص طبق نقل علامه در خلاصه و نجاشی در رجال خود، از نظرحدیث و مذهب مضطرب است، چنان که در این حدیث وی نیز اضطراب مشاهده می شود.(۲۳)

روایت سوم: محمد بن حسن به اسناد خود از حسین بن سعید نقل کرده است:

دست خط کسی را که می شناختمش و برای امام کاظم(ع) نامه نوشته بود و نیز جواب حضرت به وی را مشاهده کردم. از امام(ع) سؤال شده بود: آیا بر مردی که با پسر نوجوانی در میان دو ران او بازی کرده حد ثابت است؟ امام(ع) نوشته بود: لعنه الله علی من فعل ذلک.

همین مرد برای امام نوشته بود البته من جواب امام(ع) را به چشم خود ندیدم : حد دو مردی که بدون اجبار و با رضایت، یکی بادیگری در میان دو ران آمیزش کرده، چیست و توبه وی چیست؟ امام در پاسخ نوشته بود: القتل.

همچنین از امام(ع) سؤال شده بود: حد دو مردی که در یک رختخواب خوابیده باشند چیست؟ پاسخ امام(ع) چنین بود: ماه سوط.(۲۴)

صاحب وسایل از شیخ طوسی نقل کرده است:

این روایت را بر کسی حمل می کنیم که این عمل از وی تکرار شده باشد و در این صورت کشتن وی واجب است، یا آن را بر کسی حمل می کنیم که محصن باشد.

دلالت: امام کاظم(ع) درجواب این پرسش که: حد دو مردی که یکی با دیگری و بدون اجبار و با رضایت، در میان دو ران نکاح کرده، چیست و توبه وی چیست؟ فرمود: حد وی قتل است. موضوع این پرسش همان است که مورد بحث ماست و قتل اعم از رجم است،بلکه مقابل آن است، زیرا رجم قتل خاص است.

اشکال: این روایت، اولا از حیث سند به جهت ارسال، ضعیف است. ثانیا، مورد سؤال آمیزش میان دو ران است و این غیر از لواط است، و کشتن چنین کسی با مذاق شرع در باب حدود تناسب ندارد.

شاید به همین جهت شیخ طوسی روایت را بر محصن که این عمل را تکرار کرده حمل نموده، با این که تکرار یک گناه پیش از ثابت شدن در دادگاه موجب قتل نیست و پس از ثابت شدن، دارای یک حد است.

ثالثا، حسین بن سعید اظهار داشته که پاسخ امام(ع) را ندیده است و گویا مطمئن نبوده پاسخ از امام(ع) باشد.

مگر گفته شود: موضوع لواط وسیع است و عبارت است از: همجنس بازی مردی با مرد دیگر اعم از این که دخول شده باشد یا خیر.در این صورت باید در تنقیح موضوع بحث شود که آیا لواط ی که بر آن حد زنا کار یا قتل یا غیر آن مقرر شده، این است که مردی به جای ازدواج با زنان از طریق همجنس بازی رفع شهوت کند چنان که قوم لوط چنین می کردند و دخول در تحقق موضوع حد دخالت ندارد، یا این که دخول در تحقق موضوع حد دخیل است؟ به هر حال با استناد به این روایت حکم به قتل لواط کار، مشکل است، زیرا اولا، راوی خود جواب را ندیده است. ثانیا، آنچه نقل شده این است که پس از تصریح به این که آمیزش مرد، بدون دخول و میان دو ران مردی بوده است، امام(ع) فرموده: حد وی قتل است، درحالی که صدق لواط بر چنین موردی جای بحث است، هر چند چنین عملی نیز حرام است و فاعل و مفعول هر دو تعزیر می شوند.مطلب جای درنگ است.

روایت چهارم: ابوبکر حضرمی از امام صادق(ع) روایت کرده است:

زن و شوهری را نزد امیر مؤمنان(ع) آوردند، که آن شوهر با پسر آن زن از شوهر دیگرش لواط کرده بود و به شهادت شهود، دخول کرده بود، حضرت دستور فرمود مرد با ضربات شمشیر به قتل برسد و آن نوجوان نیز کمتر از میزان حد، تازیانه بخورد و به اوفرمودند:

(اما لوکنت مدرکا لقتلتک لامکانک ایاه من نفسک بثقبک)(۲۵) اگر بالغ بودی تو را هم می کشتم ، زیرا خودت را برای دخول در اختیار آن مرد گذاشتی.

پس از ثابت شدن موضوع نزد امیر مؤمنان(ع) به واسطه شهادت شهود، حضرت دستور قتل لواط کننده و تعزیر نوجوان غیر بالغ راصادر کرد و اگر حد آن مانند زنا بود، حکم به سنگسار می کرد.

اشکال: حکم مزبور حکمی خاص در واقعه مشخص بوده که حاکم شرع در انتخاب آن حد، مصلحتی دیده است و این منافات نداردکه حد شرعی لواط همان حد زنا یعنی رجم باشد و امام(ع) آن را به جهت مصلحت تبدیل به قتل کرده است به ویژه آن که با شهادت وبینه ثابت شده است نه با اقرار و نزد اکثر فقیهان، در صورت وجود محذور در اجرای سنگسار، کشتن با شمشیر جایز است.

روایت پنجم: سیف تمار از امام صادق(ع) روایت کرده است:

مردی را همراه پسر نوجوانی که با او لواط کرده بود، نزد امیر مؤمنان(ع) آوردند و بینه نیز علیه آنها به این عمل زشت شهادت داد،امام(ع) فرمودند:(یا قنبر النطع و السیف، قنبر، نطع و شمشیری بیاور). آن گاه مرد و نوجوان به صورت روی آن فرش پوستی قرار داده شدند. سپس امر فرمود آن دو را با شمشیر به دو نیم کردند.(۲۶)

دلالت حدیث: عمل امام(ع) حجت و دلیل است بر این که این مجازات حکم خداوند بوده است که امام(ع) در برابر دیدگان مردم اجراکرد.

اشکال: اولا، به جهت وجود بنان بن محمد و عباس معروف به غلام بن شراعه، این حدیث ضعف سند دارد. ثانیا، این مجازات،حکمی بود که در یک واقعه مشخص به نقل امام صادق(ع) از امام علی بن ابی طالب(ع) صادر شده است و شاید به خاطر حکمتی خاص، امام(ع) سنگسار را به کشتن با شمشیر تبدیل کرده است. شاید آن مصلحت، تکرار این عمل بوده است، گویا آن مرد، نوجوان را همسر خود قرارداده بود. یا این حکم یک حکم ولایی بود، امام از ولایت خود استفاده کرده و حکم به قتل آن پسر ب

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.