خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کلیاتی در مورد معجزه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 48
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل کلیاتی در مورد معجزه یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل کلیاتی در مورد معجزه شامل 84 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل کلیاتی در مورد معجزه را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل کلیاتی در مورد معجزه با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل کلیاتی در مورد معجزه بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل کلیاتی در مورد معجزه با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل کلیاتی در مورد معجزه وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل کلیاتی در مورد معجزه با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل کلیاتی در مورد معجزه مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کلیاتی در مورد معجزه :
و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا…
قرآن مجید در این قسمت از آیات بحث اعجاز را مطرح می کند; و معجزه بودن قرآن رابیان می نماید و مردم را به معارضه دعوت کرده و می گوید: اگر قرآن را کتابی در حد کتابهای بشری میدانید پس شما هم مانند آن را بیاورید.
در این آیه تنها مخاطبین را دعوت به معارضه نموده ولی در سوره اسراء مطلب را بشکلی بیان کرده که نه فقط مخاطب مردم عرب در زمان پیغمبر و نه فقط مردم زمان پیغمبر اعم از عرب و عجم و اصولا مردم روی زمین، بلکه همه مردم روزگاران را دعوت به مبارزه نموده است و حتی از انسان ها فراتر رفته و جنیان را نیز در این حکم داخل نموده است. آنجا که می فرماید:
قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یاتوا بمثل هذا القرآن لایاتون بمثله و لو کان بعضهم لبعض ظهیرا.
بگو اگر انسانها و جنیان گرد آیند که مانند این قرآن بیاورند نتوانند اگر چه برخی پشتیبان بعض دیگر باشند. (سوره اسراء آیه ۸۸)
اینگونه آیات بیانگر دو حقیقت است.یکی اینکه معجزه در عالم وجود دارد و دیگر اینکه قرآن معجزه است. راجع به هیچیک از این دو مطلب از نظر قرآن نمی توان تردید کرد.
انکار معجزه بودن قرآن انکار قرآن است
عده ای که در زمان ما نمونه آنان زیاد است از آنجا که راز معجزه را درک نمی کنند با وجودیکه دلشان می خواهد به نحوی از انحاء خود قرآن را بپذیرند، ولی معجزه بودن آنرا انکار دارند، و یا بکلی از ریشه وجود معجزه را در عالم نفی کرده و تمام معجزاتی که در قرآن آمده مثل شکافته شدن دریا برای موسی و یا اژدرها شدن عصای او را به معنای طبیعی حمل نموده و به توجیهات باردی دست می زنند، و این چیزی جز انکار قرآن نیست.
قرآن مجید در آیات متعددی به نقل معجزات انبیاء سلف می پردازد و در این گونه آیات که هم اکنون مورد بحث ما است ولا اصل وجود معجزات را اثبات کرده و ثانیا می رساند که قرآن نیز یکی از معجزات الهی است. این ما هستیم که بایستی دعوت قرآن را که همواره بندگان باوجدان را دعوت به تفکر می کند، اجابت نموده و موضوعات قابل تفکر و تعقل را که یکی از آنها همین موضوع معجزه بودن قرآن است; مورد اندیشه انسانی قرار دهیم و راز آن را که از رازهای بسیار بزرگ معارف اسلامی است کشف نماییم. و اینک ما از لغات معجزه آغاز می کنیم.
لغت معجزه
معجزه از ماده «عجز» است. عجز یعنی ناتوانی و معجزه یعنی کاری که دیگران در مقابل آن ناتوانند و کسی دیگر قادر به انجام آن نیست.
گاهی بجای معجزه کلمه «خرق عادت » استعمال می شود ولی این همان برداشتی است که اشاعره از معنای معجزه داشتند و معنای خوبی هم نیست.
اصولا در قرآن نه کلمه معجزه استمعال شده و نه خرق عادت و هر دو اصطلاحات علمای اسلامی است. البته کلمه معجزه در اصطلاح عموم مسلمین رائج است و حتی شاید در زمان ائمه اطهار هم استعمال می شده است ولی «خرق عادت » اینچنین نیست بلکه تنها گروه خاصی از متکلمین اسلامی، یعنی همان گروه اشاعره که معنای معجزه را این چنین می پنداشتند بکار برده اند.
قرآن لفظ دیگری را بکار برده و آن کلمه «آیت » است که به نظر می رسد از هر دو کلمه معجزه و خرق عادت رساتر به مقصود است.
چرا قرآن معجزه را «آیه » خوانده است؟
«آیت » یعنی نشانه و یا دلیل محکم. چرا قرآن آنچه را که ما معجزه می گوییم آیه نامیده است؟ برای آنکه مردی که پیدا می شود و ادعا می کند که فرستاده پروردگار هستم، او مرا فرستاده و به من وحی کرده، و آنچه که من می گویم بپذیرید، بدلیل اینکه سخنان من از آن خودم نیست بلکه سخن خدای شماست آیا اشخاص باید بدون چون و چرا بپذیرند یا نه؟ پیدا است که در اینجا سه احتمال وجود دارد: یکی اینکه واقعا این شخص پیام آور خدا باشد و دیگر آنکه دروغگو و جعال بوده و خودش نیز آگاه به دروغ خودش باشد و سوم آنکه مسئله برای خودش هم اشتباه شده باشد. مثلا در باطن روح او فعل و انفعالاتی پدید آمده و بروز نموده و تجسم یافته باشد و او آنها را وحی پنداشته و باور نموده باشد.
احتمال سوم برای بسیاری از افراد اتفاق می افتد. کسانیکه واقعا دروغ نگفته و نمی خواهند بگویند ولی در عین صداقت دچار توهمات شده اند و امر برای خودشان هم مشتبه گشته است.
اینکه کفار قریش رسول الله (ص) را مجنون می خواندند یکی از عللش این بوده که چون پیغمبر آنچنان حسن سابقه ای در میان مردم داشت که اگر می گفتند او دروغگو است این لکه بر دامن او نمی چسبید. و لذا برای خنثی کردن دعوت رسول الله (ص) به افرادیکه دعوت او را می پذیرفتند، اظهار می کردند که این مرد دچار توهمات روحی و روانی شده است.
پس روی این حساب شخصی که مدعی نبودت است برای اثبات ادعای خویشی بایستی دلیل محکم بیاورد و اگر مردم این درخواست را می کردند درخواستی منطقی بوده است و در غیر این صورت یعنی پذیرفتن بدون دلیل، کاری ابلهانه محسوب می گردد.معجزه همان دلیل محکمی است که ادعای نبوت را اثبات می کند و بهمین مناسبت نیز «آیت » خوانده می شود.
برای توضیح بیشتر این مطلب، ما در اینجا به ترتیب مباحث زیر را مطرح می کنیم:
۱- معجزه چیست؟
۲- آیا معجزه ممکن است؟
۳- آیا معجزه واقع شده است؟
۴- چگونه معجزه دلالت بر صدق آورنده آن دارد؟
۵- پیغمبر اسلام و معجزه
۶- اعجاز قرآن
۱- معجزه چیست؟
بعضی می پندارند معجزه مسئله ای نیست بلکه مسئله مهم قبول و یا عدم قبول خداوند است. یعنی می گویند ما اگر خدا را قبول کردیم دیگر راجع به معجزه بحثی نداریم زیرا خدای مورد قبول ما قادر مطلق است و به حکم «ان الله علی کل شیی قدیر» او قدرت دارد مرده را زنده کند و از چوبی اژدها بسازد و رسول الل را در ظرف لحظه ای از مسجد الحرام به مسجد الاقصی ببرد و بلکه به همه آسمانها سیر دهد.
ولی بر خلاف این پندار مسئله به این سادگی ها نیست که اگر خدا را قبول کردیم مشکلات همه حل شده باشد.
توضیح اینکه:
۱- بعضی ممکن است معجزه را اینطور تعریف کنند که: معجزه یعنی آنچه که بدون علت روی می دهد.
ولی این تعریف بسیار نادرست است و شاید مادی مسلکان و آنان که می خواهند معجزه را نفی کنند این نغمه را آغاز کرده اند و سپس کم و بیش به سر زبانها افتاده است.
زیرا کسانی که طرفدار معجزه هستند می خواهند آنرا دلیل بر چیزی بدانند و حال اینکه اگر معجزه بدون علت رخ داده باشد دلیل بر هیچ امری نخواهد بود!!
وانگهی اگر (بفرض محال) یک چیز بدون علت پیدا شود دیگر هیچ چیز را در عالم نمی شود اثبات کرد، نه اصلی از اصول علمی و طبیعی بر جای می ماند و نه از اصول فلسفی و کلامی، و حتی اثبات خدا هم متزلزل می گردد. چرا؟
زیرا ما خدا را بدلیل اینکه علت عالم است می شناسیم و اگر فرض کنیم که در هستی نظامی وجود ندارد بلکه ممکن است چیزی بدون علت پدید آید، این احتمال را که عالم بکلی صدفه و بدون علت پدید آمده است، نمی توانیم رد کنیم. پس تعریف برای معجزه بسیار نادرست است. (۱)
۲- ممکن است گروهی دیگر بگویند معجزه پیدایش چیزی بدون علت نیست، استثناء در قانون علیت نیست بلکه باین معناست که بجای علت واقعی یک شیئی علت دیگری جانشین آن می گردد و بالاخره معجزه یعنی جانشین شدن علتی بجای علت دیگر.
مثلا علت واقعی و حقیقی پیدایش انسان آمیزش دو انسان است حالا اگر این علت حقیقی کنار رود و جایش را به علت دیگری بدهد و انسانی از غیر طریق آمیزش دو انسان پدید آید، آن معجزه است.
این گفتار ناشی از عدم اطلاع بر علوم عقلی است زیرا پس از آنکه پذیرفتیم که در عالم، نظام علت و معلول حکمفرماست; این نظام یک نظام قراردادی نیست که بشود آنرا تغییر و تبدیل نمود بلکه طی یک رابطه حقیقی و واقعی و تخلف ناپذیر است.
یعنی در طبیعت اگر «الف » علت «ب » بود بین «الف و ب » یک رابطه واقعی و حقیقی بر قرار است که نه «الف » آنچنان رابطه را با غیر «ب » دارد و نه «ب » با غیر «الف » می تواند داشته باشد و هیچگاه «ب » بدون «الف » هستی نمی یابد. و بالاخره علت واقعی یک امر یک امر است و بس; و هیچ چیز با دو چیز نمی تواند رابطه علت و معلولی داشته باشد.
پس در مثال فوق هیچگاه نمی شود «ج » بجای «الف » بنشیند و یا بالعکس «د» بجای «ب » معلول «الف » گردد. (۲)
۳- در مقابل این دو تعریف تعریف سوم برای معجزه هست که اشکالات عقلی فوق به هیچ وجه بر آن وارد نمی گردد.
و آن اینستکه بگوئیم معجزه نه نفی قانون علیت است و نه نقض و استثناء آن، بلکه خرق ناموس طبیعت است.
فرق است میان خرق قانون علیت و خرق ناموس طبیعت. معجزه نه آن است که چیزی از غیر راه علت اصلی پدید آمده باشد بلکه آنچه از غیر مسیر و جریان عادی و طبیعی بوجود آمده است، معجزه نام دارد.
به بیان بهتر:
معجزه خارج شدن امری است از جریان عادی بنحوی که دخالت ماوراء الطبیعه در ان آشکار باشد.
با این بیان در پیدایش معجزه، علتی بجای علت دیگر نمی نشیند بلکه این مطلب که بین علت و معلول یک نوع رابطه حقیقی و تخلف ناپذیر برقرار است پذیرفته شده ولی مسئله معجزه بدین گونه توجیه می گردد که:
علل واعقی اشیاء برای بشر که می خواهد با علم و تجربه به آنها برسد همواره مجهول است و تنها خداوند آگاه بر علتهای واقعی اشیاء است و بشر بوسیله تجربه و آزمایش فقطبه یک سلسله تقارنات و ارتباطات دسترسی پیدا می کند و بیجا آنرا رابطه علیت می پندارد.
روی این حساب معجزه امری است که از غیر مسیر عادی که بشر تنها مسیر پیدایش آن امر پنداشته است پدید آید. این نکته را باز توضیح خواهیم داد.
آیا معجزه ممکن است؟
جواب این سؤال تا حدودی در بخش قبل روشن شد یعنی اینکه معجزه ممکن است، یا محال، بستگی دارد به تعریف معجزه و اینکه ما آنرا چگونه توجیه نمائیم.
اگر بگوییم معجزه یعنی آنچه که بدون علت پدید می آید بدیهی است که محال است. و نیز اگر بگوییم معجزه نقض قانون علیت است یعنی همانکه علتی بجای علت حقیقی و واقعی امر بنشیند، باز هم ممکن نیست.
اما اگر به معنای سوم گرفتیم یعنی خارج شدن طبیعت از جریان عادی خودش در این صورت معجزه ممکن است نه محال و در اینجا ما ناچاریم توضیح بیشتری بدهیم.
«هگل » فیلسوف معروف اروپائی کلامی دارد که بر اساس آن در فلسفه خود مسائل زیادی بنیان نهاده است.
او می گوید: یک سلسله مسائل است که از ضرورت های عقل محسوب گردیده و اجازه خلاف آنرا خلاف هیچگاه نمی دهد یعنی اصلا خلاف آن امکان ندارد.
مثل قضایائیکه در ریاضیات بکار میرود و او نامش را «قضایای تحلیلی » می گذارد.
شما در ریاضی می گویید مجموع زوایای یک مثلث ۱۸۰ درجه است و یا مساوی با دو قائمه است. این حکم ضرورت عقل است یعنی اگر عقل مثلث را درک بکند که مثلث یعنی چه؟ بلافاصله حکم می کند که ضرورت ایجاب می کند و غیر آن محال است که باید مجموع زوایای مثلث ۱۸۰ درجه باشد و حتی نیم درجه کم و زیاد نمی تواند باشد.
قضایائیکه در فلسفه و منطق جزء قضایای ضروریه محسوب می گرددند همه از همین قبیلند مثل اجتماع نقیضین و ارتفاع نقیضین.
ولی یک سلسله مسائلی داریم که مسائل تجربی است، یعنی آنهائی که ما عقلا هیچگونه ضرورتی در آن درک نکرده ایم بلکه بحکم آنکه آنطور دریافته ایم می گوییم آنطور است.
مثالی که هگل برای این نوع مسائل ذکر می کند این استکه می گوید: ما تا به حال هرچه در عالم تجربه کرده ایم این طور یافته ایم که آب در اثر حرارت صد درجه مثلا بخار می شود. بعد اسم آن را می گذاریم (علیت) و می گوییم حرارت علت بخار شدن آب است و یا اگر آب را می بینیم در سرمای زیر صفر درجه منجمد می گردد می گوییم سرما علت انجماد است.
وی می گوید: برای عقل انسانی هیچکدام ضرورت ندارد، ما چون اینطور دیده ایم اینگونه حکم کرده ایم. در حالیکه اگر از اول که متولد شده بودیم خلافش را مشاهده کرده بودیم یعنی حرارت را موجب انجماد و سرما را باعث بخار شدن آب می یافتیم از نظر عقل ما هیچ تفاوتی نمی کرد.
یعنی انجماد در اثر برودت و تبخیر در اثر حرارت را ضرورت عقلی ایجاب نمی کند بلکه صرفا یک قضیه وجودیه است. در عالم تابحال اینطور بوده بدون آنکه خلاف آنهم ضرورت داشته باشد.
این کلام تا اینجا کلام بسیار درستی است و حتی امثال بوعلی هم که گویا بهمین مطلب پی برده بوده اند در کلماتشان طرح شده که برای علوم طبیعی که همیشه بر تجربه استوار است و تجربه هم ضرورت بدست نمی دهد چه فکری باید کرد؟ با توجه به این نکته علوم و قوانین طبیعی چه نحو اعتباری می تواند داشته باشد؟ آیا می توان قوانین تجربی را تحت ظابطه علیت فلسفی درآورد؟
در این زمینه می گویند در مواردی که تجربه رابطه اتی را نشان می دهد مثل اینکه حرارت موجب تبخیر و برودت انجماد می آورد در این گونه موارد در واقع یک علیتی وجود دارد و بدون علیت نمی تواند باشد و آن علت واقعی محال است جای خود را بدیگری بدهد. ولی اینکه آن علت همین باشد که ما آنرا با حواص خودمان بوسیله تجربه و آزمایش کشف کرده ایم مشکوک است. و لذا علوم تجربی روز
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
