خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بهشت پیامبر(ص)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بهشت پیامبر(ص) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کوچه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کوچه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
02ساعت
08دقیقه
33ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بای ذنب قتلت؟

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 54

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل بای ذنب قتلت؟ – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل بای ذنب قتلت؟ شامل 22 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل بای ذنب قتلت؟ گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بای ذنب قتلت؟ با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بای ذنب قتلت؟ از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بای ذنب قتلت؟ با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بای ذنب قتلت؟ را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بای ذنب قتلت؟ :

 

فایل پاورپوینت کامل بای ذنب قتلت؟

محبوبه ابراهیمی

به بهانه ی ایام فاطمیه، سیاه ترین روزهای تاریخ

جمعیت در کوچه موج می زند، علی را کشان کشان برای بیعت به سوی مسجد می برند، بانو دوان دوان به دنبال مولا… پاهایش بی رمق…، زانوانش به خاک ساییده می شوند و او هم چنان دستان علی را می کشد… و این غلاف شمشیر است که دست بانو را از دستان پر قدرت اما اسیر در ریسمان ظلم و جنایت، جدا می کند… و ناله های بانو بی ثمر در گلو حبس می شود.

فاطمه – بانوی عفت – در کوچه ها نقش بر زمین شده است. میخ در، درب آتش گرفته و محسن دیده به جهان نگشوده از دیدن این صحنه ها به حال بانو می گریند. نگاه اشک آلود مجتبی، سایبان پیکر مادر می شود و شانه هایش عصای دستان او… و بی بی را در حالی که هنوز زنجیر نگاهش به گام های علی قفل شده، به خانه می برد… .

در و دیوار کوچه به غربت این خاندان خون می گریند… و باز هم شیطان صفتان مسلمان نما، خم به ابرو نمی آورند… .

بانوی مهر در بستر درد و الم آرمیده و این سرور عالمیان است که بر بالین او، اشک شرمساری و فراق می ریزد: به یاد می آورد سفارش های باغبان سفر کرده ای که باغ آرزوهایش را به دستان قدرتمند و غیور او سپرده… و اندوه علی آن گاه مشتعل می شود که باز به فاطمه می نگرد، گلستانی که لگدکوب درب و دیوار و آتش شده است… .

قطره های اشک مولا، گونه های درد آلود فاطمه را شست و شو می دهد. غنچه ی نگاه بانو می شکفد، گویی قصد نجوای با علی را دارد… .

مولا، چون کوهی نستوه و باوقار و صبور، آماده ی شنیدن واژه های بانو است ولی نه… پیمانه ی صبر علی لبریز شده و اشک ها بی اختیار، چون قطرات زلال باران، جاری می شوند و راه گلو را می گشایند و این بهترین فرصت است تا مولا، درد دلی را که زنگار غم گرفته در آخرین ثانیه های «با فاطمه بودن » بازگو کند.

اما نه… علی باز هم باید صبوری پیشه کند، چرا که فاطمه خود غصه های او را می خواند و «غم مولا» را با «درد پهلو و سینه » با هم آمیخته و می چشد و اگر علی هم بگرید… او که مسکن دردهای بانوست… نه علی! … صبور باش…

بانو لب به سخن می گشاید و این گونه هم بغض گلوی علی را می شکند و هم سکوت دایمی اش را. فاطمه خیره در چشمان مولا، لب به وصیت می گشاید و امیرالمؤمنین که هرگز کوچک ترین تمنایی از او نشنیده، مشتاقانه به سفارش های همسرش گوش جان می سپارد… .

– علی جان! مبادا پس از رفتنم تنها بمانی، مبادا کودکانم از مهر مادری فاصله بگیرند، ازدواج با «امامه » را به تو پیشنهاد می کنم که نسبت به فرزندانم دلسوز و مهربان است… .

– علی جان! برای تشییعم تابوتی محیا کن که پیکرم عفیفانه حمل شود… .

– علی جان! پیکرم را شبانه غسل کن، شبانه کفن نما و شبانه به خاک بسپار. مبادا دیوسیرتانی که به پدرم، تو و من ظلم نمودند بر جنازه ام نماز به جای آورند… .

– علی جان! مبادا وقتی که مرا در خاک نهادی، رهایم کنی و تنهایم بگذاری. منتظرت هستم تا بالای سرم رو به خانه ی حق بنشینی و در گوشم نجواگر سلام زیبای معبودم باشی و برایم استغاثه کنی… که تو خود بهتر می دانی که در این ثانیه ها، بیش از هر وقتی، به تو نیازمندم… .

طوفان این کلمات دل علی که نه، عرش و سما را به لرزه می اندازد.

نسیم ثانیه ها بر فراز غربت دو یار غم دیده می گذرد، عبور لحظه ها گذرگاه دوری علی و فاطمه اند. ثانیه های وداع فرا رسیده و

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.