خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل برهان نظم وحساب احتمالات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل برهان نظم وحساب احتمالات قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معقولیت اعتقادات دینی(تقریری جدید از نظریه فطرت)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معقولیت اعتقادات دینی(تقریری جدید از نظریه فطرت) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
28دقیقه
15ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بنیان استوار فطرت نقدی بر مقاله «معقولیت اعتقادات دینی »

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 44

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بنیان استوار فطرت نقدی بر مقاله «معقولیت اعتقادات دینی »؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان استوار فطرت نقدی بر مقاله «معقولیت اعتقادات دینی » شامل 88 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان استوار فطرت نقدی بر مقاله «معقولیت اعتقادات دینی » را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل بنیان استوار فطرت نقدی بر مقاله «معقولیت اعتقادات دینی » با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان استوار فطرت نقدی بر مقاله «معقولیت اعتقادات دینی » با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان استوار فطرت نقدی بر مقاله «معقولیت اعتقادات دینی » تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان استوار فطرت نقدی بر مقاله «معقولیت اعتقادات دینی » را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بنیان استوار فطرت نقدی بر مقاله «معقولیت اعتقادات دینی » :

این نوشته، نقدی است بر مقاله «معقولیت اعتقادات دینی »، منتشر شده در مجله نقدونظر شماره های سوم و چهارم، تابستان و پاییز ۱۳۷۴، به قلم آقای احمد نراقی.

نویسنده محترم در آن مقاله مدعی شده بود تقریری جدید از نظریه فطرت ارائه کرده است. در این مقاله عمدتا به دنبال دو امریم: یکی اینکه نشان دهیم معقول بودن اعتقاد دینی به معنای فطری بودن آن نیست و فطری بودن، معنای دیگری دارد; دیگر اینکه معقول بودن، اعم از خطا بودن و صحیح بودن، دانسته شده (۱) و این مساله که اعتقادات دینی معقول است، به هیچ رو افتخارآمیز جلوه نمی کند و نشانه حقانیت آنها نیست. اکنون براساس محتوای مقاله فوق مسائل زیر بررسی می شود:

۱. فطرت و معقولیت

با توجه به عنوان مقاله یادشده، نخست باید رابطه فطرت و معقولیت آشکار شود.

۱-۱. ابتدا از تعریف فطرت آغاز می کنیم. فطرت به معنای ابداع و ابتکار و خلقت و آفرینش ابتدایی و ویژه است (۲). آنجا که بداعت و ظرافت و عظمت و شگفتی دیده شود، تعبیر فطرت به کار می رود. برای نمونه در قرآن در مورد آفرینش آسمانها و زمین (۳) ، ابداع انسان (۴) ، ساختار روح آدمی و گرایشهای روان بشر (۵) ، این تعبیر به چشم می خورد.

۲-۱. تعریف معقولیت آن گونه که در مقاله مورد بحث آمده، عبارت از تناسب دلیل و مدعا و ابتنای ادعایی بر دلایل و قراین است که اصطلاحا قرینه گرایی نامیده می شود.

معقولیت از دیدگاه فلسفه و منطق لزوما به معنای حقیقت داشتن امری نیست، بلکه به معنای قابل تعقل بودن و قابل تصور بودن چیزی است. معقولات ثانیه فلسفی و منطقی اموری نیستند که معادل عینی و خارجی داشته باشند، اما در عین حال عقل آنها را تصور می کند. مفاهیم ممتنع و معدوم را نیز عقل تصور می کند، در حالی که وجود ندارند و نمی توانند وجود داشته باشند. (۶)

۳-۱. اکنون باید فطریت را با معقولیت مقایسه کنیم. آیا میان این دو مفهوم تساوی برقرار است؟ با توجه به حقیقت این دو و برخلاف ادعای مقاله مورد بحث، نسبت این دو مفهوم، تساوی نیست، بلکه نسبتشان عام و خاص مطلق است (۷). یعنی باید گفت فطرت انسانی، یعنی ساختار و ویژگیهای روح انسان، امری واقعی است و هنگامی که از فطرت دینی و اخلاقی به عنوان مثال یاد می شود به امری معقول و واقعی نظر داریم، نه اینکه سخن از امری اعتباری و غیرحقیقی در میان باشد.

۲. فطرت و شناخت

از آنجا که مساله معقولیت بخشی از مساله شناخت است و از عقل، شناخت عقلی، جایگاه عقل در شناخت و… در مساله شناخت فراوان یاد می شود و عقل نیز یکی از تواناییهای روح انسان است، وقتی که سخن از فطرت در میان است باید رابطه شناخت با فطرت نیز روشن شود. در مقاله مورد بحث، اعتقاد دینی، فطری و معقول دانسته شده، اما نه از قبیل مفاهیم عقلی و ریاضی عام و بین الاذهانی قطعی، بلکه فردی و مشروط به شرایط خاصی که اصولا باید دور از هر استدلال و غیرمنتج از معلوم و آگاهی دیگری باشد.

۱-۲. فطرت ادراکی و گرایشی

فطرت دو شاخه دارد: فطرت ادراکی یا شناختی و فطرت احساسی یا گرایشی (۸). توجه کافی به این تقسیم بندی مانع بروز خطاهایی از این قبیل است که فطرت بی رابطه با شناخت عقلی دانسته شود. بلکه باید گفت فطرت با شناخت و برهان و استدلال رابطه دارد.

فطرت ادراکی یا شناختی، عبارت از ادراک و شناخت حقایقی است که طبق اصطلاح منطق، «بدیهی » و فطری دانسته شده است (۹). از آنجا که طبق نظر قرآن مجید (۱۰) و نیز براساس عقیده حکمای مسلمان، انسان هیچ معلوم ذاتی ندارد و تمام آگاهیهای انسان اکتسابی است (۱۱) ، آنچه را روح و عقل انسان، بی واسطه درک می کند و تنها تصور آن کافی است تا عقل آن را تصدیق کند، معلوم فطری و بدیهی و این نوع ادراک را ادراک فطری می نامند. این ادراکات، مبنا و زیربنا برای آن دسته از آگاهیها هستند که طبق اصطلاح منطق «نظری » نامیده می شوند. علوم نظری تا به علوم بدیهی بازگشت نکنند، بی فایده است و اعتبار ندارند، اما بدیهیات خود معیارند و پایه و دیگر نیاز به زیربنا ندارند و وضوح ذاتی دارند (۱۲). البته به این نکته باید توجه داشت که امور بدیهی بی نیاز از استدلالند نه غیرقابل استدلال.

بنابراین گرایش به حقایق پس از شناخت آنها امکان دارد. هنگامی که روح انسان توان شناخت حقایق را داشته باشد و انسان از فطرت ادراکی برخوردار باشد، مفهومش این است که انسان از حس کنجکاوی برخوردار است و براساس این حس است که به «دین » و «اخلاق » و «هنر»، نخست پی برده و سپس چون آنها را در راستای کمال خویش می یابد، به آنها می گراید. بدین ترتیب فطرت گرایشی نیز داریم و دین به هر دو معنای ادراکی و گرایشی، فطری است.

۲-۲. بدیهی و نظری

چنانکه اشاره شد در شناخت، بدیهی و نظری وجود دارد. بدیهی خود معیار و ذاتا آشکار است، برخلاف نظری که دیگر معیار و ذاتا مبهم است و شناخت آن نیازمند دقت نظر و بحث و استدلال است. وقتی که از فطرت یاد می کنیم، باید بدانیم سرشت و ساختار روح چنین است که می تواند به آگاهی برسد و از بدیهیات آغاز کرده و سپس به نظریات برسد.

۳-۲. قرینه گرایی معتدل و اصلاح شده، بریده از شناخت نیست و دست کم با علم حضوری پیوند دارد. در مقاله مورد بحث آمده است: «اثبات حقانیت اعتقادات دینی به مدد نظریه فطرت…» ایشان برای تحکیم این مدعا دلایل و براهین متعددی اقامه کرده اند و از جمله تمسک به علم حضوری و استناد به درک وجدانی را برای حصول آن مطلوب، کارساز دانسته اند. ب اثبات معقولیت اعتقادات دینی… این نوشتار درپی تبیین و تحکیم این مدعاست.»

چنانکه ملاحظه می شود قرینه گرایی معتدل جدای از ادراک وجدانی و علم حضوری دانسته شده است، درحالی که چنین نیست، بویژه آنکه در خود مقاله مورد بحث نیز در مورد قرینه گرایی معتدل بدین نکته اذعان شده که اعتقادات واقعا پایه (که همان عقاید دینی اند) غیراستنتاجی، یعنی در واقع وجدانی و حضوری اند:

«ج در بنیان انگاری معتدل، اعتقادات واقعا پایه، همچنان اعتقاداتی هستند که به روش پایه به دست آمده اند; یعنی از سایر اعتقادات استنتاج نشده اند… اعتقادات واقعا پایه محصول نوع خاصی از تجربیات و مسبوق به مجموعه ای از شرایط و عواملند که به شرط اعتمادپذیری علی الاغلبی آن فرایندها، مقبولیت موجهی می یابند».

آیا اعتقادات غیراستنتاجی واقعا پایه که تحت شرایط خاصی به صورت تجربه های شخصی رخ می نمایند، غیروجدانی و به صورت دیگری، جز آنچه علم حضوری نفس نامیده می شود، هستند؟ در این صورت چه نامی می توان بر آنها نهاد؟ و اگر بنیان انگاری معتدل بازگشت به درک وجدانی و علم حضوری داشته باشد در گرو معلومات بدیهی بوده و اطلاق معقولیت بر آن خطا خواهد بود. زیرا در علم بدیهی خطا راه ندارد و نمی توان آن را معقول صرف، اعم از اینکه خطا باشد یا صحیح، دانست.

۳. فطرت و اعتباریات

در مقاله مورد بحث آمده است: به طور کلی، نظریه فطرت در دو حوزه متفاوت طرح شده است:

۱-۱. حوزه امور اعتباری، بویژه مسائل حقوقی و اخلاقی…». در این مورد باید تصریح شود که اعتباری دانستن حقوق و اخلاق خطاست و با توجه به توضیحات درباره رابطه فطرت و شناخت آن، نباید تصور شود که از فطرت در حوزه امور اعتباری و غیرحقیقی بهره گرفته می شود بلکه فطری دانستن اخلاق با حقیقی بودن آن ناسازگار نیست. در این زمینه توجه به نکات زیر لازم است:

۱-۳. تعاریف اعتباری: امر اعتباری چند تصور و تعریف دارد (۱۳). یک تعریف رایج این است که اعتباری در مقابل حقیقی و اصیل قرار می گیرد. فرضا هنگامی که در فلسفه ، «وجود» اصیل نامیده می شود و ماهیت «اعتباری »، مراد این است که وجود حقیقی است و تنها فرض ذهن نیست و مستقل از آن نیز وجود دارد، برخلاف ماهیت که اعتباری است و مستقل از ذهن و نمی توان برای آن موجودیتی فرض کرد. (۱۴)

بدین قیاس اخلاق و حقوق نیز اعتباری و ارزشی نام گرفته اند. پوزیتیویسم، فلسفه تحلیل زبانی، پرچمدار این اندیشه است که اخلاق اعتباری است و صرفا جنبه انشایی دارد (۱۵). درحالی که مفاهیم اخلاقی و حقوقی را نمی توان مانند مفاهیم ماهوی یکسره اعتباری و بریده از واقعیات دانست، بلکه اخلاق و حقوق نیز متکی بر واقعیاتند; بدین صورت که مصالح و مفاسد حقیقی مترتب بر رفتارهای اخلاقی و حقوقی است که انسان را ملزم به انجام برخی کارها و ترک بعضی دیگر می کنند. (۱۶)

۲-۳. ماهیت اخلاق: همان گونه که اشاره شد، اخلاق را نمی توان اعتباری و انشایی صرف دانست، بلکه دستورها، تکالیف و «انشائیات » اخلاقی را نیز می توان در قالب «اخباریات »و توصیفها بیان کرد و مثلا به جای گزاره «باید راستگو بود» یا «راستگو باش »، گزاره «راستگویی خوب است » یا «راستگویی روابط جامعه را بخوبی سامان می دهد» را گذاشت.

در این صورت اخلاق امری فطری و واقعیتی روحی خواهد بود. در مرحله فهم و ادراک، انسان توان شناخت صفات و وظایف اخلاقی را دارا بوده و در مرحله گرایش و عمل نیز بدانها رو خواهد کرد.

۳-۳. گرایشهای حقیقی روح: علاوه بر گرایش اخلاقی انسان، گرایشهای علمی، دینی و هنری نیز باید در نظر آیند. انسان، دانشدوست و برخوردار از حس کنجکاوی است و نمی توان این ویژگی انسان را منکر شد که هم توان فهم حقایق را دارد و هم علاقه به آگاه شدن. همچنین انسان ذوق هنری و علاقه به هنر دارد و این امر نیز درحقیقت فرع بر توان علمی انسان است که می تواند ظرافتها و نکات بدیع را دریابد. گرایش دینی و کمال خواهی انسان نیز از فروعات توان علمی انسان است که شرحش می آید.

۴-۳. حس پرستش: هنگامی که انسان شناخت کافی و مناسب از جهان ماده از یک سو و شناخت روشن درباره حقیقت نفس خویش از سوی دیگر داشته باشد و مقایسه درستی میان ماده و ماورای آن انجام دهد، نتیجه می گیرد که نباید روح خود را با مادیات معاوضه کند و به آنها قانع شود. نتیجه این امر، کمال خواهی و بی نهایت طلبی عملی و پرستش کمال مطلق است. حقیقت دین نیز چیزی جز روی آوری به کمال مطلق و پرستش آن نیست. پرستش کمال مطلق و خدا نیز فرع بر شناخت کامل اوست.

اکنون اگر دین، هنر، اخلاق و دانش دوستی فطری دانسته شد، باید دقت داشت که اعتباری دانستن آنها یا اعتباری دانستن اخلاق مساوی با نفی فطرت یا نادیده انگاشتن اندام و ساختار روح انسان خواهد بود و این امری است که حتما نویسنده محترم مقاله به آن رضایت نمی دهد.

۴. تفاسیر فطری بودن دین

نویسنده محترم مقاله دو تفسیر برای فطری بودن دین بیان کرده است: یکی اینکه دین فطری است، زیرا با سرشت یگانه همه انسانها سازگار است و دیگر اینکه دین فطری است، یعنی انسانی است و در آن تکلیف بمالایطاق وجود ندارد. اما ایشان نفرموده است کدام تفسیر درست است و یا احیانا هر دوی آنها صحیح است و یا هیچکدام درست نیست. در حالی که در شان چنین تحقیق و مقاله ای است که از این امر غافل نماند.

۱-۴. در مورد فطری بودن دین در دو بخش ادراک و گرایش به اندازه کافی در این نوشتار توضیح داده شد و حتما باید دقت شود تا میان این دو شاخه خلطی صورت نگیرد تا برداشت نادرستی از فطری بودن دین در کار آید.

۲-۴. در صورتی که مراد از فطری بودن دین، فطری بودن ایمان و اعتقاد دینی باشد، اولین تفسیر مذکور در مقاله، یعنی وحدت سرشت انسانها در زمینه فطری بودن دین قابل قبول خواهد بود و این چیزی است که قرآن کریم بدان تصریح فرموده است (۱۷). یگانگی سرشت انسانها نیز آن طور که از ظاهر سخن نویسنده برمی آید، امری اعتباری نیست، اما نویسنده محترم مقاله در جای دیگری وجود ملحدان و منکران و وقوع جنایات و تبهکاریها را در تاریخ بشر نشانه نقض برای سرشت یگانه روحی انسانها دانسته است (۱۸). در حالی که می توان توضیح داد که پذیرش دین و دیگر امور فطری آزادانه انجام می گیرد و انحراف از فطرت و پشت کردن به فهم و خواست فطری نیز برای انسان امکان پذیر است; و اصولا فطری بودن مفهومش جبری بودن نیست.

۳-۴. گرایش و عمل دینی: اما دومین تفسیری که در مقاله مورد بحث برای فطری بودن دین بیان شده است، در جای دیگری مورد انکار ایشان قرار گرفته است (۱۹). بدین گونه که ممکن است کسی الحاد را ملایم با طبع دانسته و تکالیف یا رفتار الحادی را نیز بمالایطاق نداند. لیکن با توضیحی که ما درباره فطری بودن دین دادیم، نتیجتا گرایش و عمل دینی فرع ادراک فطری است و پیش از طرح این مساله که دین ملایم با طبع انسان است و یا در دین تکلیف بمالایطاق وجود ندارد، باید فطری بودن دین در بعد ادراکی اثبات شود و چنین درکی بدیهی و غیرقابل انکار باشد، تا به دنبال آن گرایش دینی نیز امکان پذیر شود و یافت نشدن تکلیف بمالایطاق نیز گواهی بر فطری بودن دین گرفته شود. آنگاه اشکال ملحدان نیز بی پایه خواهد بود، زیرا اصل الحاد خلاف درک فطری و نتیجه انکار امری بدیهی یعنی شناخت انسان از دین و خداست.

۵. فطری بودن خداشناسی

آنچه درباره فطری بودن دین گفته شد، درباره فطری بودن خداشناسی نیز مطرح است، لیکن در مقاله مورد بحث آمده است: «فرض مطلوب در این نوشتار آن بود که نشان دهیم، اعتقاد به وجود خداوند به عنوان محوری ترین اعتقاد دینی فطری است; بدین معنا که پذیرفتن آن بدون تمسک به قراین و شواهد و براهین معقول است ». اما پذیرش این دیدگاه، چنانکه در قسمت بعدی بحث ملاحظه می کنیم، نادرست است.

۶. براهین خداشناسی

در مورد باورهای انسان فرضهایی هست که بررسی تمام آنها لازم است:

۱-۶. نخستین فرض بی اعتقاد

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.