خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بدعت و تحریف در دین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بدعت و تحریف در دین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگرشی فقهی و مقدماتی به پیش نویش قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگرشی فقهی و مقدماتی به پیش نویش قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
21دقیقه
44ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقایسه اجمالی نظریات اقتصادی ابن خلدون و آدام اسمیت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 48

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مقایسه اجمالی نظریات اقتصادی ابن خلدون و آدام اسمیت؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل مقایسه اجمالی نظریات اقتصادی ابن خلدون و آدام اسمیت انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل مقایسه اجمالی نظریات اقتصادی ابن خلدون و آدام اسمیت:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل مقایسه اجمالی نظریات اقتصادی ابن خلدون و آدام اسمیت آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل مقایسه اجمالی نظریات اقتصادی ابن خلدون و آدام اسمیت با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مقایسه اجمالی نظریات اقتصادی ابن خلدون و آدام اسمیت از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل مقایسه اجمالی نظریات اقتصادی ابن خلدون و آدام اسمیت، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مقایسه اجمالی نظریات اقتصادی ابن خلدون و آدام اسمیت :

چکیده:

یکی از موضوعات مهمی که در اقتصاد مطرح می باشد تحلیل چگونگی رابطه ارزش و قیمت از یک سو و عرضه و تقاضا و قیمت از سوی دیگر می باشد. در این مقاله نظریات و آراء اقتصادی ابن خلدون در مورد ارزش، نظریه مقداری پول و عرضه و تقاضا تجزیه و تحلیل شده و در ادامه با نظریات آدام اسمیت مقایسه شده است. ابن خلدون گرچه ارزش را منحصر در کار نمی داند ولی اکثریت نزدیک به تمامی آن را ناشی از کار می داند در مورد خدمات، که به تولید غیرمادی اشتغال دارند، ابن خلدون ارزش را کلاً ناشی از کار می داند. ابن خلدون و آدام اسمیت از اینکه ارزش را منحصر در کار بدانند احتراز دارند و عوامل دیگری را نیز دخیل در ایجاد ارزش می دانند. ابن خلدون به نقش طبیعت، تأکید بیشتری دارد و سرمایه برای او عمدتاً در حال استجاره معنی دارند که آن را هم ناشی از کار قبلی می داند. ولی چنانچه نظریه هزینه تولید آدام اسمیت را در خلق ارزش به عنوان نظریه های او پذیرفته باشیم نتیجه می گیریم که وی هر سه عامل را در خلق ارزش مؤثر می داند.

مقدمه:

یکی از مهم ترین موضوعاتی که در چارچوب مباحث اقتصادی تاکنون فکر بشر را به خود مشغول داشته و مکاتب اقتصادی گوناگون را به تفکر و اظهارنظر واداشته، بحث ارزش کالا و مسائل مربوط به آن است.

چگونگی رابطه ارزش و قیمت از یک سو و عرضه و تقاضا و قیمت از سوی دیگر نیز از مباحث مهم دیگری است که در اقتصاد مطرح بوده است.

در این مقاله نظریه یکی از متفکران بزرگ اسلامی، ابن خلدون (۷۳۲-۸۰۸ ه.ق) که در مقدمه معروف تاریخ خود، نظریات و آرای اجتماعی و اقتصادی ارزشمندی مطرح کرده، در خصوص سه مقوله ارزش، نظریه مقداری پول و عرضه و تقاضا مورد بررسی قرار گرفته است.

چنان که می دانیم، ابن خلدون ۴۰۰ سال پیش از آدام اسمیت (مقارن اواخر قرون وسطی) مقدمه را تألیف نموده است. بدین روی، مقایسه افکار این دانشمند اسلامی با آرای پدر علم اقتصاد، برجستگی و اهمیت نظریات او را نشان می دهد.

ابتدا به طرح نظریات ابن خلدون می پردازیم و سپس نظریات آدام اسمیت را به نحو اجمال مطرح می نماییم و آنگاه نظریات این دو دانشمند را مقایسه می کنیم.

بررسی آراء ابن خلدون

ارزش

ابن خلدون فصلی از کتاب نخستین مقدمه را به بحث ارزش اختصاص داده است.

عنوان این فصل از این قرار است: در حقیقت رزق و محصول و شرح آنها و اینکه محصول عبارت است از ارزش کارهای بشری.ا۱ چنانکه از عنوان مبحث به خوبی بر می آید، وی منشأ ارزش اشیاء را کار ذکر می کند. لیکن در مورد بعضی کالاها وی چیزهای دیگری غیر از کار را داخل می کند و این ما را از اینکه کار را تنها منشأ برای ارزش از دیدگاه ابن خلدون بدانیم بر حذر می دارد.

ارزش آفرینی کار در پرتو نظریه تقسیم کار

ابن خلدون در بیان اهمیت کارهای انسان در تولید ارزش در بحث مربوط به تقسیم کار تأکید ورزیده است:

»..درآمد و دارایی عبارت از ارزش کارهای انسانی است و از این رو هر گاه کارهای انسانی فزونی یابد بر ارزش آنها هم افزوده می شود و در نتیجه خواهی نخواهی دارایی و درآمد آنان فزونی می یابد و این امر موجب رفاه و توانگری آنان می شود…«ا۲ و نیز منشأ تفاوت رفاه در شهرهای مختلف را تفاوت در میزان کارهای انجام گرفته در آن شهرها می داند:

»… و علت آن (تفاوت رفاه در شهرها) تفاوت و اختلاف کار در شهرهای مزبور می باشد چنانکه گویی همه آنها بازارهایی مخصوص کارهاست و خرج در هر بازاری به نسبت خود آن است… ولی در هر جا درآمد و هزینه بیشتر باشد وضع معاش اهالی آن عظیم تر و وسیع تر خواهد بود… که احوال تجمل خواهی و ثروت در آن شهر انبوه تر و فزون تر است و بنابراین وضع معاش اهالی آن هم فراوان تر و بیشتر است… تا آنکه یاد کردیم به شهرهایی می رسیم که کارشان برای فراهم آوردن ضروریات زندگانی آنان وافی نیست… و به همین سبب مردم این گونه شهرهای کوچک، ضعیف احوال اند و تا حدی دچار فقر و بینوایی هستند، زیرا کارهایشان در برابر ضروریات زندگانی وافی نیست و مال و ثروتی که برای ثمره دادن به کار می اندازند فزونی نمی یابد و از این رو دارایی آنان رشد و توسعه نمی یابد و به جز در موارد نادری بینوا و نیازمند می باشند«.ا۳

بنابراین از نظر ابن خلدون اولاً منشأ ایجاد ارزش، کار انسانی است و ثانیاً دلیل اختلاف رفاه در شهرهای گوناگون، تفاوت در سطح کارهایی است که در مجموع شهر انجام می گیرد.

اهمیت کوشش از دیدگاه ابن خلدون

ابن خلدون با الهام گیری از مضامین متون دینی اهمیت کوشش و فعالیت انسانی را در کسب معاش متذکر می گردد. ابن خلدون با اشاره به متون دینی وارده در زمینه منابع خدادادی می گوید: »… و خدا سبحانه و تعالی همه آنچه را در این جهان است برای انسان آفریده است و در چندین آیه از کتاب خود بر او منت نهاده است و می گوید: برای شما همه آنچه را در آسمانها و زمین است بیافرید و خورشید و ماه را برای شما رام کرد و دریا را برای شما رام فرمود و کشتی را برای شما مسخر کرد و چهارپایان را برای شما رام فرمود. این گونه شواهد در قرآن بسیار است و دست و قدرت انسان بر جهان و آنچه در آن هست گشاده است زیرا خدا او را به منزله جانشین خود قرار داده است«.ا۴

ابن خلدون در زمینه اهمیت کار و تلاش لازم در جهت بهره برداری از منابع خدادادی می گوید:

»… و نیروهای بشر پراکنده است، پس آنها در این مورد اشتراک دارند و آنچه یکی از آنان در نتیجه این گشادگی بدست می آورد دیگری را از آن محروم می کند مگر آنکه عوضی از وی باز گیرد، پس هنگامی که انسان قدرت یابد و از مرحله ناتوانی درگذرد و در برگزیدن پیشه ها تلاش می کند تا آنچه را خدا به سبب آن به او ارزانی داشته است در تحصیل نیازمندیها و ضروریات زندگانی از راه پرداختن عوض آنها خود خرج کند. خدای تعالی می فرماید: پس روزی را نزد خود بجویید و گاهی هم وسیله روزی بی کوشش و تلاش بدست می آید مانند بارانهایی که برای زراعت سودمند است و مانند آن. ولی با همه این چنین موجباتی فقط کمک وی می باشد و ناچار باید تلاش کند…«.ا۵

تأکید ابن خلدون بر اهمیت کار و تلاش و کوشش انسان در فعالیتها و بهره برداری و تمتع از نیروهای بالقوه طبیعی که خداوند در اختیار انسانها قرار داده و معطل نگذاشتن استعدادها و امکانات خدادادی، نشانگر روحیه حاکم بر اندیشمندان و جوامع اسلامی در خصوص لزوم تحرک و فعالیت مفید انسانها و پرهیز از انزواگرایی است، که بر جوامع مسیحی در قرون وسطی حاکم بوده و در قرون اخیر به خصوص پس از حمله مغول بر جامعه اسلامی حاکم شد و از عوامل مهم انحطاط تمدن شکوفای اسلامی به شمار می رود.

ارزش از دیدگاه ابن خلدون

ابن خلدون فصلی از کتاب نخستین مقدمه را به بحث ارزش اختصاص داده است؛ عنوان این فصل از این قرار است:

»در حقیقت رزق و محصول و شرح آنها و اینکه محصول عبارت است از ارزش کارهای بشری«.

چنانکه از عنوان مبحث به خوبی بر می آید وی منشأ ارزش اشیاء را کار ذکر می کند، لیکن در خلال توضیحات خود در برخی موارد، مواد اولیه (طبیعت) را هم داخل می کند که پس از بررسی آنها می توان به نظریه ابن خلدون در خصوص ارزش دست یافت. او مشاغل را به چند دسته تقسیم می کند:

ا۱- مشاغل صنعتی که آن را به دو قسم تقسیم می کند:

قسم اول از صنایع که برای جامعه ضروری شناخته می شوند و بیشتر با دست، سرو کار دارند و فکر و جنبه عملی شان بیش از جنبه نظریشان است؛ مانند نجاری، خبازی، بافندگی و درودگری. این گروه را می توان تحت عنوان صنایعی نام برد که به تولید کالا می پردازند و محصول آنها مادی و محسوس است.

قسم دوم از صنایع که از حیث موضوع، شریف شمرده می شوند و از ارزش علمی بیشتری برخوردارند تا عملی مانند: مامایی، نویسندگی، نوازندگی و پزشکی. ابن خلدون به این دسته از فعالیتها عنوان هنر نیز داده است. این دسته را می توان تحت عنوان خدمات قرار داد.

ا۲- بازرگانی و تجارت.

ا۳- کشاورزی.

لازم به ذکر است که ابن خلدون دو نوع اول از فعالیتهای اقتصادی را تحت عنوان طرق کسب روزی در پرتو اعمال انسانی ذکر می کند. لیکن کشاورزی را تحت عنوان استخراج محصولاتی می داند که در دل طبیعت برای انسان نهاده شده است؛ زیرا می گوید:

»… و یا کسب روزی بوسیله بهره برداری از حیوانات اهلی است بدانسان که محصولات آنها را که مایه نیاز مردم است استخراج می کند و مثلاً از چهارپایان، شیر و از کرم ابریشم، حریر و از زنبور، عسل بدست می آورند یا از گیاهان بهره برداری می کنند، به کار کشت و درختکاری می پردازند و از اثرات آنها بهره مند می شوند و این گونه اعمال را کشاورزی می نامند«.ا۶

الف منشأ ارزش در خدمات

در مورد خدمات نظیر مامایی، پزشکی و نویسندگی که به تولید غیرمادی اشتغال دارند از آنجا که مواد اولیه به کار نمی رود و نیازی به سرمایه نمی باشد، ابن خلدون ارزش را کلاً ناشی از کار می داند.

البته باید توجه داشته باشیم که حرفه مامایی و پزشکی در عصر ابن خلدون نیاز به ابزار و وسایل و امکانات قابل ملاحظه ای از حیث قیمت نداشته است.

»… آنچه انسان از آن سود برمی گیرد و از میان انواع ثروتها آن را کسب می کند، اگر از جمله صنایع باشد پس مایه سودی که از آن به دست می آید ارزش کاری است که در آن انجام گرفته است«.ا۷

ب منشأ ارزش در کالاها

در خصوص کالاها و محصولات محسوس مادی از آنجا که در آن مواد اولیه به کار رفته است لذا ارزش آن را ناشی از دو عامل می داند: یکی کار و دیگر ارزش مواد اولیه به کار رفته در آنها.ا۸

لیکن در این موارد هم ابن خلدون اهمیت بیشتر برای کار قائل است و ارزش کار را بیشتر می داند.

»…گاهی از صنایعی است که چیزهای دیگری هم در آنها هست مانند نجاری و پارچه بافی که با آنها چوب و رشتنی هم می باشد ولی در آن دو، کار افزونتر است و بنابراین ارزش آن یعنی کار بیشتر است«.ا۹

ابن خلدون معتقد است که گاهی وجود عامل کار در یک کالا آشکار و مشخص است و گاهی نیز ناپیدا و نامشخص. ابن خلدون شخصاً از مواد غذایی نام می برد، مثالی که می توان برای فهم نظر ابن خلدون به کار برد مورد نان می باشد:

»در یک ماده غذایی مانند نان کار انجام گرفته توسط نانوا برای مردم آشکار است لیکن کار انجام گرفته توسط کشاورز و شاید آسیابان و سایر کارهای دیگر لازم برای پخت نان برای مردم ناآشکار است«.

ج منشأ ارزش در بازرگانی و تجارت

در مورد فعالیتهای تجاری و بازرگانی، ابن خلدون علاوه بر کار، عامل سرمایه را نیز داخل می کند:

»… اگر ثروت و وسیله معاش به جز صنایع باشد آن وقت نیز ناچار باید در ارزش با قیمت تعریف شده است، آن فایده و مایه کسب را در نظر گرفت«.

به نظر می آید از نظر ابن خلدون، ارزش سرمایه نیز ناشی از عامل کاری است که قبلاً انجام شده است، لذا منشأ ارزش فعالیت تجارت و بازرگانی نهایتاً کار می باشد:

»… و اگر ثروت و وسیله معاش به جز صنایع باشد آن وقت نیز ناچار باید در قیمت آن فایده و مایه کسب را درنظر گرفت و ارزش کاری را که سبب آن به دست آمده است در آن داخل کرد زیرا اگر کار نمی بود فایده و مایه کسب آن به دست نمی آمد«.ا۱۰

د منشأ ارزش در کشارزی

با توجه به تعریفی که ابن خلدون از فعالیت کشاورزی دارد و اینکه وی کشاورزی را استخراج مواهب و ثمرات طبیعت از دل آن می داند می توان گفت که او بخش مهم و اصلی از ارزش محصولات کشاورزی را ناشی از کار انجام گرفته برای این استخراج به حساب می آورد لیکن احتمالاً ارزش خود طبیعت را نیز باید در نظر گرفت.

»…ناچار باید در هر گونه محصول و ثروتی نیروی انسانی مصرف شود، زیرا اگر مانند صنایع بنفسه کاری باشد پیدا است که کار انسانی در ایجاد آن ضرورت دارد و اگر از حیوان یا گیاه یا معدن به دست آید باز هم ناچار باید به نیروی کار انسانی حاصل گردد چنانکه می بینیم و گر نه به هیچ رو، چیزی به دست نخواهد آمد و سودی از آن حاصل نخواهد شد«.ا۱۱

جمع بندی نظریه ابن خلدون در خصوص منشأ ارزش

با بررسی مجموع نظریات ابن خلدون در زمینه ارزش ملاحظه می شود که گر چه وی ارزش را منحصر در کار نمی داند لیکن اکثریت نزدیک به تمامی آن را ناشی از کار می داند.

یکی از محققین در تاریخ عقاید اقتصادی خود، ابن خلدون را پیشاهنگ طرح تئوری ارزش کار می داند و معتقد است قرنها قبل از آدام اسمیت، ریکاردو و مارکس در مورد اهمیت ارزش کار در تعیین ارزش اقتصادی تأکید کرده و ارزش کالا را معادل با کار متبلور در آن دانسته است،ا۱۲ لیکن خود ابن خلدون پس از توضیحات مفصلی که درباره ارزش در موارد گوناگون می دهد چنین نتیجه گیری می کند:

»… بنابراین آشکار شد که کلیه یا بیشتر سودها و به دست آمده ها، عبارت است از ارزش کارهای انسانی«.ا۱۳

یعنی در بسیاری موارد نظیر خدمات، به طور کلی ارزش ناشی از کار است، لیکن در مورد برخی کالاهای دیگر ارزش کار، یک عامل مهم است، هر چند ارزش مواد اولیه و طبیعت نیز بایستی لحاظ گردد.

چنانچه ملاحظه نماییم ابن خلدون سود تسامل به دست آمده ها که ممکن است درآمد را دربر بگیرد را ناشی از تولید خدمت، یا کالا را برابر با ارزش کارهای انسانی می داند.

»…کلیه یا بیشتر سودها و به دست آمده ها عبارت است از ارزش کارهای انسانی«.

از آنجا که سود ایجاد شده به قیمت کالا بستگی دارد لذا در واقع ارزش کالای مورد نظر به قیمت آن کالا وابسته است و قیمت نیز براساس نظریات ابن خلدون چنانچه مدلل خواهیم نمود متغیر و براساس عرضه و تقاضا تعیین می گردد و لذا کار و یا چیزهای دیگر عامل ارزش است لیکن برابر با آن نمی باشد و ارزش کالا براساس عوامل دیگر مشخص می گردد.ا۱۴

قیمت و عملکرد عرضه و تقاضا در تعیین آن

از خلال بحثی که ابن خلدون پیرامون مسأله علل گرانی و ارزانی کالاها نموده می توان به نظریه او در خصوص عملکرد عرضه و تقاضا در تعیین قیمت پی برد.

– عملکرد عرضه و تقاضا

ابن خلدون کالاهای مورد نیاز مردم را به دو دسته تقسیم می کند:

ا۱- کالاهای ضروری مانند مواد غذایی یعنی گندم، جو، باقلا، نخود و سایر حبوبات.

ا۲- کالاهای تفننی و کمالی (کالاهای معمولی و کالاهای لوکس) مانند خورشها، میوه ها، انواع پوشیدنیها، اثاث و ابزار خانه، مرکوبها و انواع ساختمانها و بناها.

ابن خلدون معتقد است، هر گاه شهر توسعه یابد و ساکنان آن افزون شود بهای مواد ضروری از قبیل اغذیه و نظایر آنها ارزان می شود و بهای اشیای تفننی و کمالی چون خورشها و میوه ها و غیره رو به گرانی می گذارد و هر گاه جمعیت شهری تقلیل یابد و اجتماع و عمران آن ضعیف گردد قضیه برعکس خواهد بود و علت آن این است که چون حبوب از مواد غذایی ضروری است برای تولید آنها کوشش فراوان می شود، زیرا هیچ فردی از فراهم آوردن مواد خوراکی ماهیانه یا سالانه خود و خانواده اش غفلت نمی کند و از این رو عموم یا بیشتر مردم در آن شهر یا در نواحی نزدیک آن برای تولید و به دست آوردن آنها به تلاش می پردازند و ناچار هستند این گونه نیازمندیهای خود را فراهم سازند و چون همه مردم برای به دست آوردن مواد غذایی خود می کوشند، در نتیجه مقدار بسیاری از مواد خوراکی نسبت به میزان نیازمندی خاندانهای آنها زیاد می آید، که نیاز بسیاری از مردم آن شهر را برطرف می کند و از این رو بی شک مواد خوراکی بیش از نیاز مردم آن شهر فراهم می آید و اغلب بهای آنها تنزل می کند، مگر آنکه در بعضی از سالها زراعت آنها دچار آسیبهای آسمانی بشود. اگر به علت بیم از این گونه آفت زدگیها مواد غذایی را احتکار نمی کردند، در نتیجه فراوانی آنها، که در پرتو توسعه عمران و اجتماع حاصل می شود، بی گمان آنها را مفت و رایگان در دسترس مردم قرار می دادند.

از سوی دیگر ابن خلدون بر آن است که: »دیگر لوازم زندگی مانند خورشها، میوه ها و نظایر آنها چندان مورد نیاز عامه اهالی شهر نیست و مردم شهر یکسره در راه به دست آوردن آنها تلاش نمی کنند، بلکه اکثریت مردم هم بدانها توجهی ندارند؛ گذشته از این، هنگامی که یک شهر از لحاظ عمران توسعه پذیرد و عادات و رسوم تجملی و ثروتمندی در آن بیش از حد رواج یابد آن وقت این گونه لوازم تفننی طالبان فراوانی خواهد داشت و آنها را طبقات مختلف به نسبت رفاه و آسایش زندگی خود بسیار به کار خواهند برد و در نتیجه مقدار موجود این گونه لوازم در برابر حوائج طالبان آنها بیش از حد اندک خواهد بود و خریداران آنها به طور روزافزون افزایش خواهد یافت در صورتی که لوازم تفننی بر همان میزان نخست کمیاب باقی خواهد بود و از این رو جویندگان برای به دست آوردن آنها ازدحام می کنند و توانگران و آسایش طلبان بهای آنها را بیش از اندازه گران می پردازند زیرا بیش از دیگران بدانها نیازمندند و بدین سبب این گونه لوازم چنانکه می بینی گران می شود«.ا۱۵

نظریه ابن خلدون در این زمینه از لحاظ اقتصادی قابل توجه می باشد. چنانکه می دانیم کالاهای ضروری بسیار کم کشش می باشد. لذا با تغییر درآمد و یا قیمت تغییر چندانی در مقدار تقاضا برای آنها به وجود نمی آید، پس قیمت این نوع کالاها بیشتر تابع مکانیسم عرضه است تا تقاضا. در شرایط رونق اقتصادی که درآمدها افزایش می یابد، در حالی که عرضه این نوع کالاها افزایش می یابد، تقاضا برای آنها چندان افزایش نمی یابد، لذا قیمت آنها کاهش می یابد.

لیکن در مورد سایر کالاها (به ویژه کالاهای لوکس) با افزایش درآمد، تقاضا برای آنها افزایش می یابد در حالی که عرضه آنها افزایش چندانی پیدا نمی کند و لذا قیمت آنها افزایش پیدا می کند.

توجه به این نکته لازم است که در عصر ابن خلدون صنایع ماشینی و خودکار که به تولید انبوه کالاهای گوناگون می پرداخته اند وجود نداشته است. اغلب صنایع، دستی بوده و بنای ساختمانها نیز با دست و با کندی صورت می گرفته است و لذا پاسخگویی به تقاضای بازار با محدودیت عرضه روبرو بوده است. نتیجه ای که می توان از مجموع مباحث ارائه شده از سوی ابن خلدون گرفت این است که او به خوبی از عملکرد عرضه و تقاضا در تعیین قیمت کالاها آگاهی داشته است.

یکی از محققینا۱۶ بر این اعتقاد است که: »… (ابن خلدون) در مورد تورم معتقد است که کالاهای ضروری مثل گندم، باقلا، پیاز و غیره دچار تورم نمی شوند، زیرا قیمت این نوع کالاها به طوری که ملاحظه شد کمتر تابع مکانیسم تقاضا بوده و بیشتر تابع عرضه می باشد و از آنجا که مقدار عرضه بیش از مقدار تقاضای آنهاست، قیمت واحد هر یک از آنها تنزل می یابد. ولی کالاهای لوکس و تجملی دچار تورم می شوند، زیرا تولید این کالاها در شرایط عمران اقتصادی، کم خواهد شد و نتیجتاً با افزایش تقاضا برای خرید آنها، قیمت آنها بالا می رود. از این تجزیه و تحلیل، می توان نتیجه گرفت که ابن خلدون از عملکرد عرضه و تقاضا در بازار آگاهی داشته و همانند مارشال و کینز معتقد است که هر دو در تعیین قیمت نقش مهمی دارند«.ا۱۷

جمع بندی نظریه ابن خلدون پیرامون عملکرد عرضه و تقاضا

ابن خلدون مازاد عرضه مواد ضروری نظیر مواد غذایی را سبب کاهش قیمت آنها دانسته و از سوی دیگر مازاد تقاضای کالاهای تجملی را موجب افزایش قیمت آنها می داند. چنانکه می دانیم کالاهای ضروری کم کشش و کالاهای دیگر به ویژه لوکس پرکشش است، لذا نظریه ابن خلدون در این خصوص به لحاظ اقتصادی حائز اهمیت است.

بنابراین می توان گفت که ابن خلدون به عملکرد عرضه و تقاضا پی برده بوده است.ا۱۸

ابن خلدون و نظریه مقداری پول

الف – پول از نظر ابن خلدون

ابن خلدون پول را مشتمل بر دو فلز قیمتی طلا و نقره می داند که دارای ارزش ثابت می باشد و از نوسانات بازار دور است.

ابن خلدون در این خصوص می گوید:

»… سپس باید دانست که خدای تعالی دو سنگ معدنی را که عبارت از زر و سیم است، برای قیمت هر محصول و ثروتی آفریده است و آنها اغلب ذخیره و مایه کسب جهانیان می باشند و اگر هم در برخی اوقات، موارد دیگری بجز زرو سیم می اندوزند باز هم به قصد به دست آوردن آن دو می باشد، زیرا هر ثروتی به جز زر و سیم در معرض نوسانهای بازار و رکود آن واقع می شود ولی زر و سیم از این ماجرا دور هستند، بنابراین زر و سیم اصل و اساس همه کسبها و به منزله مایه کسب و اندوخته است«.ا۱۹

آنجا که می گوید: »برای قیمت هر محصول آفریده« نشانگر تشخیص او از نقش پول به عنوان وسیله اندازه گیری ارزش (معیار ارزش) و نیز مرتبط با نقش مبادلاتی آن است.

آنگاه ابن خلدون صراحتاً به یکی دیگر از وظایف پول یعنی ذخیره ساختن آن اشاره می کند. او تأکید می کند که اگر کالاهای دیگری را موقتاً بیندوزند به این نیت است که روزی آن را تبدیل به طلا و نقره نمایند زیرا این دو برخلاف دیگر اشیاء دارای وضعیت ثابت و از نوسانهای بازار به دور هستند.

سه نقش یاد شده برای پول از دیدگاه ابن خلدون با کارکردهای سنتی پول که در کتب پول و بانک برای پول ذکر می گردد، مطابقت دارد. البته کارکردهای پول در عصر حاضر بسیار وسیع تر از این موارد است و بحثهای مربوط به سیاستهای پولی بخش مهمی از اقتصاد کلان را تشکیل می دهد که جای طرح آن در اینجا نیست. توجه به این نکته لازم است که کلاسیکها نیز برای پول نقش واسطه قائل بوده و به متغیرهای حقیقی بها می دادند و بنابراین سیاستهای پولی نزد آنان نقشی نداشته است و کارکردهای جدید پولی بیشتر از زمان »کینز« مطرح شد هر چند خود »کینز« بیشتر سیاستهای مالی را به خصوص به هنگام رکود اقتصادی مؤثر می دانست.

ب ابن خلدون و نظریه مقداری پول ۲۰

با بررسی و مقایسه آنچه ابن خلدون پیرامون پول گفته و نیز نظریه مقداری پول می توان استنباط نمود که گر چه وظایفی که برای پول به عنوان معیار ارزش، وسیله مبادله و وسیله اندوختن ارزش می دانند و از وظایفی که ابن خلدون برای پول قائل شده می توان برداشت نمود که او نیز پول را خنثی و بدون اثر در فعالیتهای اقتصادی بداند، لیکن اینکه سطح عمومی قیمتها مستقیماً با مقدار پول در گردش بستگی دارد، در افکار ابن خلدون مشاهده نمی گردد.ا۲۱

یکی از صاحب نظران کشورمان با استناد به متن اظهارات ابن خلدون که در بند الف عیناً نقل گردیده می گوید:

»در فرهنگ اقتصادی دالوز، از انتشارات یک سازمان مهم انتشاراتی فرانسه نوشته است که نظریه مقداری پول را اول بار ابن خلدون ارائه کرده است. ا۲۲خیلی کوشیدم اثبات این ادعا را از خلال مقدمه دو هزار صفحه ای ابن خلدون (که اگر حقیقت داشته باشد باعث افتخار ملل شرق است) پیدا کنم ولی متأسفانه نه تنها تأیید آن را نیافتم بلکه مخالف آن را به شرحی که ملاحظه می شود پیدا کردم«.

آنگاه ایشان به نقل مطالب یاد شده از ابن خلدون از صفحه ۵۵۶ و ۵۵۵ مقدمه می پردازد و در ادامه می گوید:

»تمام کوشش واضعین نظریه مقداری پول این بوده است که ثابت کنند ارزش پول به عکس مقدار آن وابسته است: اگر مقدار آن افزایش یابد ارزش آن کاهش پیدا می کند. برای آدام اسمیت »ارزش زر و سیم نیز مانند هر کالای دیگری تغییر می کند به نحوی که این دو کالا گاهی ارزان تر و گاهی گران ترند«، در حالی که در جملات اخیر ابن خلدون به صراحت می گوید که هر ثروتی در معرض نوسانهای بازار و رکود آن واقع می شود مگر زر و سیم. حقیقت نظریه مقداری پول این است که اگر زر و سیم زیاد یا کم شود ارزش آن کم و زیاد می شود و ثابت نیست«.ا۲۳

خلاصه

– ابن خلدون گر چه ارزش را منحصر در کار نمی داند لیکن اکثریت نزدیک به تمامی آن را ناشی از کار می داند. در مورد خدمات که به تولید غیرمادی اشتغال دارند ابن خلدون ارزش را کلاً ناشی از کار می داند.

در خصوص کالاها و محصولات محسوس مادی از آنجا که در آن مواد اولیه به کار رفته است لذا ارزش آن را ناشی از دو عامل می داند: یکی کار و دیگر ارزش مواد اولیه به کار رفته در آنها، لیکن در این موارد هم ابن خلدون اهمیت بیشتری برای کار قائل است.

در مورد فعالیتهای تجاری و بازرگانی، علاوه بر کار سرمایه را هم داخل می کند لیکن سرمایه را ناشی از کار قبلی می داند.

در ارتباط با کالاهای کشاورزی، کار و طبیعت را دخیل می داند.

– ابن خلدون برای پول سه نقش قائل گردیده است:

واسطه میان مبادلات، معیار ارزش و وسیله ذخیره ارزش.

خلاصه نظریه مقداری پول این است که پول را خنثی دانسته و سطح عمومی قیمتها را مستقیماً با مقدار پول در گردش در ارتباط می داند.

هر چند ابن خلدون پول را خنثی می داند، لیکن اینکه سطح عمومی قیمتها مستقیماً با مقدار پول در گردش بستگی دارد در افکار ابن خلدون مشاهده نمی گردد.

– ابن خلدون کالاهای مورد نیاز مردم را به دو دسته کالاهای ضروری و تفننی (کمالی) تقسیم می کند.

وی معتقد است کالاهای ضروری مثل گندم دچار تورم نمی شوند زیرا قیمت آنها کمتر تابع مکانیسم تقاضا و بیشتر تابع عرضه است و با توجه به اینکه عرضه آنها بیش از تقاضا برای آنها است قیمت آنها کاهش می یابد؛ لیکن کالاهای تجملی و لوکس دچار تورم می شوند زیرا تولید آنها در شرایط عمران اقتصادی کاهش یافته و نتیجتاً با افزایش تقاضا برای آنها قیمتشان بالا می رود. از این تجزیه و تحلیل می توان نتیجه گرفت که وی از عملکرد عرضه و تقاضا اطلاع داشته است.

نظریه ارزش، نظریه های مقداری پول و عملکرد عرضه و تقاضا از دیدگاه اسمیت

ارزش از دیدگاه اسمیت

اسمیت در »ثروت ملل« پس از بحثی در خصوص تقسیم کار و ضرورت مبادله بین انسانها و شرایطی که به موجب آن پیدایش پول جهت تسهیل امر مبادلات لازم به نظر می رسد اضافه می کند که تقسیم کار از جمله نهادهای طبیعی است و نتیجه منطقی تمایل طبیعی افراد به مبادله است که منشأ آن نفع شخصی می باشد. بنابراین تقسیم کار معلول غریزه مبادله است که در همه انسانها وجود دارد و به طور طبیعی به اقتضای نفع شخصی توسعه یافته است.ا۲۴

بعد از آنکه ضرورت مبادله کالاها بین مردم مشخص گردید، وی در جستجوی کشف نظام و قواعدی برمی آید که به موجب آن بتواند »ارزش معاوضه ای« و یا »ارزش نسبی«ا۲۵ کالاها را که در مبادله شرکت دارند تعیین کند. نخست در خصوص واژه ارزش توضیح می دهد و برای آن دو نوع متفاوت از هم ذکر می کند:

ارزش استعمال و معاوضه ای

باید دانست که واژه ارزش دو معنی مختلف دارد. گاهی درجه مطلوبیت بعضی از اشیاء را بیان می کند و گاهی قدرت خرید سایر کالاها را، که مالک بودن آن شیء بخصوص ایجاد می کند؛ اولی را می توانیم ارزش استعمال و دیگری را ارزش معاوضه ای بنامیم.ا۲۶

درباره رابطه این دو نوع ارزش، اسمیت می گوید:

»اشیایی که ارزش استعمال آنها بیشتر است، ارزش معاوضه ای ندارند یا اگر هم داشته باشند بسیار کم است. به عکس کالاهایی که بیشترین ارزش معاوضه ای را دارند اغلب ارزش استعمال آنها کم یا اصلاً ارزش استعمال ندارند. هیچ چیز مفیدتر از آب نیست ولی با آب به ندرت می توان چیزی را خرید و به ندرت می توان در قبال آن چیزی را دریافت کرد. به عکس یک قطعه الماس به ندرت ارزش استعمال دارد، ولی معمولاً در برابر آن مقدار زیادی کالاهای دیگر می توان دریافت کرد«.ا۲۷

اسمیت برای هر کالا دو نوع قیمت قائل است: قیمت بازار و قیمت حقیقی. قیمت بازار، قیمتی است که در شرایط رقابت از تقاطع منحنیهای عرضه و تقاضا به وجود می آید و لذا پیوسته در حال نوسان است.

قیمت حقیقی کالاها

باید به خاطر آورد که آنچه عمل مبادله را ممکن می سازد مازاد کالاهایی است که از طریق کار و کوشش افراد در حرفه های مختلف حاصل می گردد و سپس برای رفع نیاز دیگران در جریان مبادله قرار می گیرد. اسمیت براین اساس می گوید:

»قیمت حقیقی هر کالا در واقع هزینه حقیقی ای است که برای به دست آوردن آن، باید شخص متحمل گردد و این هزینه حقیقی چیزی جز رنج و زحمت به دست آوردن آن کالا نیست. ارزش حقیقی هر چیز برای شخصی که آن را به دست آورده و میل دارد آن را بفروشد و یا در برابر کالای دیگر مبادله کند، عبارت است از رنج و زحمتی که خود نمی کشد و می تواند به دیگر مردم تحمیل کند. آنچه که با پول و یا کالا خریداری می شود، با کاری خریداری شده است که می توانستیم با رنج و زحمت بدن خود آن را فراهم کنیم«.

در واقع آن پول و کالا ما را از این رنج و کوشش بی نیاز کرده است. پول و کالاهای مزبور دارای ارزشی معادل مقدار معینی کار است که ما در برابر آنچه که فرض می کنیم دارای مقدار ارزش مساوی است مبادله می کنیم. کار قیمت نخستین بود، یعنی قدرت خرید ابتدایی که در ازای همه چیز پرداخت می شد«.ا۲۸

حال بهتر است که از بیان خود وی در ثروت ملل به تبیین عناصر متشکله قیمت حقیقی بپردازیم. اسمیت که بخش ششم از کتاب یکم ثروت ملل را به این موضوع اختصاص داده است، در آغاز اجتماعاتی را در نظر می گیرد که در آنها اثری از انباشت سرمایه و همچنین مالکیت خصوصی اراضی وجود ندارد و لذا تنها عاملی که در قیمت حقیقی کالاهای مورد مبادله انسان مؤثر است، کار است. اسمیت می گوید:

»اگر در میان مردمی که از راه شکار زندگی می کنند برای شکار یک سگ آبی دو برابر کاری که برای شکار آهو لازم است مصرف کنند، طبیعتاً قیمت سگ آبی با دو آهو مبادله می شود، یا دو برابر آن ارزش خواهد داشت. طبیعی است که آنچه محصول کار دو روز یا دو ساعت آدمی است باید ارزش آن دو برابر چیزی باشد که معمولاً محصول یک روز یا یک ساعت کار است«.ا۲۹

ملاحظه می شود که در این اجتماعات اولیه و ساده ارزش هر کالا برابر با هزینه تولید آن می باشد که بیان پولی این ارزش همان قیمت حقیقی کالاست.

با پیدایش پدیده جدیدی تحت عنوان انباشت سرمایه در اجتماعات بشری، کسانی بر آن شدند تا مواد خام اولیه و مواد لازم جهت تولید کالا را، با سرمایه خود تهیه کنند و آنها را در اختیار کارگران قرار دهند و متعهد گردند که هزینه لازم جهت پرداختن مزد کارگران را به عهده بگیرند و سرانجام محصول تولید شده توسط کارگران به اندازه ای باشد که علاوه بر آنکه هزینه مزد کارگران و هزینه مواد اولیه را جوابگو است، مازادی هم از آنها بیشتر داشته باشد تا صاحب سرمایه بتواند آن را تصاحب کند. توجیه تئوریک حق سرمایه دار به گرفتن مازاد ارزش تولید شده توسط کارگران چنین است که آنان ریسک کرده و سرمایه خود را در امر تولید به مخاطره انداخته اند و لذا ضرورت دارد به نحوی این ریسک آنان پاداش داده شده و جبران گردد و اصولاً اگر امید به دریافت سود نباشد، سرمایه داران انگیزه ای جهت سرمایه گذاری در خود نمی بینند زیرا، همان طور که قبلاً اشاره کرده ایم، هر کس در جستجوی نفع شخصی خود است. هر چند در نهایت، این جستجوی نفع شخصی، تأمین کننده انتفاع جامعه نیز هست.

نظام تولید در جامعه ای که در آن انباشت سرمایه به وقوع پیوسته است، در مقایسه با جامعه ابتدایی ترسیم شده در صفحات قبل که در آن اثری از انباشت سرمایه نبود، بیانگر این واقعیت است که در جامعه ساده اولیه، کارگر صاحب همه ارزش بود که با کار خویش به وجود می آورد و در جامعه ای که انباشت سرمایه مطرح گردیده است ارزشی که کارگر به مواد می افزاید باید بین او و کارفرمایی که سرمایه اش را در امر تولید به کار انداخته، تقسیم شود. بنابراین در چنین وضعیتی در قیمت حقیقی کالاها علاوه بر مزد کارگر، سود کارفرما هم لحاظ می گردد. یعنی سود به عنوان عامل دوم تشکیل دهنده قیمت حقیقی قلمداد می شود و گفتنی است که در همین جاست که خیلیها می گویند اسمیت تئوری ارزش را با تئوری توزیع اشتباه کرده است. اسمیت خود درباره سود کارفرمایان چنین می گوید:

»شاید بتوان اندیشید که سود سرمایه عبارت است از نام مختلفی که به دستمزد نوع معینی از کار تعلق می گیرد، یعنی مزد کار بازرسی و مدیریت. اما سود سرمایه به

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.