خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حدود آزادی مطبوعات در کلام امام خمینی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حدود آزادی مطبوعات در کلام امام خمینی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غزلی از امام خمینی قدس سره
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل غزلی از امام خمینی قدس سره قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
12ساعت
49دقیقه
25ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی مطبوعات در کلام امام خمینی (ره)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 44

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آزادی مطبوعات در کلام امام خمینی (ره)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی مطبوعات در کلام امام خمینی (ره) با 118 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی مطبوعات در کلام امام خمینی (ره):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی مطبوعات در کلام امام خمینی (ره) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی مطبوعات در کلام امام خمینی (ره) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی مطبوعات در کلام امام خمینی (ره) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی مطبوعات در کلام امام خمینی (ره) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آزادی مطبوعات در کلام امام خمینی (ره) :

یک کار خارجی که در خارج واقع می شود هر کاری می خواهد باشد انسان وقتی می خواهد قلم دستش بگیرد و راجع به این کار یک چیزی بنویسد یا می خواهد برود در مرجع مردم، در محضر ملت راجع به این مسأله یک مطلبی بگوید قبل از این که می رود و این مسأله را می گوید، ببیند که آیا این حبّ نفس که تابع او حبّ به علایق خودش است، حبّ به دوستان خودش است او را همچون کور کرده است که نمی تواند واقعیت را بگوید و واقعیت را فدای خودش می کند یا نه این طور نیست و فدای خودش نمی خواهد بکند چیزی را. آن وقت اگر دید آن طوری است، بداند که قلم مال شیطان است و به دست اوست و زبان مال شیطان است و در قدرت اوست و اگر دید که نه، کار خوب را هر کس بکند این خوب است، چون خوب است، هر کس بکند این کار را، تحسین می کند. کار، خود کار را ببیند، صدور کار از فلان، این است که انسان را مبتلا می کند. خود کار را وقتی می بیند نگاه بکند بدون صدورش از این و آن، انسان می تواند حکم بکند، می تواند حکم بکند که مجلس شورای اسلامی ما، این مجلس چطور است، می تواند حکم بکند اگر خود مجلس چطور است، می تواند حکم بکند اگر خود مجلس را نگاه کند، نه افراد را در نظر بگیرد، یک چیزی که از مجلس می گذرد خود او را نگاه کند که این چیزی که از مجلس گذشته است این چطور است، اینجا می تواند قضاوت کند، برای این که بسته به افراد نیست اگر پای افراد پیش آمد به مجردی که پای افراد پیش می آید همین معنایی که قبلاً وقتی که بدون افراد، بدون توجه به افراد حکم به خوبیش یا بدیش کرده بود حالا وقتی که توجه به افراد کرد عوض می شود، حکم عوض می شود در باطن انسان. اکثرا هم خودشان غفلت دارند یعنی بینش از روی دوستی و بینش از روی عداوت یک جور یک چیزی است که در انسان تأثیر می گذارد.(۱)

خواستن حق برای حق کمال بزرگ انسان

باید اشخاصی که می خواهند صحبت کنند، ببینند که آیا حق را می خواهند برای حق؟ بزرگتر چیزی که انسان اگر آن را داشته باشد کمال بزرگ دارد این است که حق را برای حق بخواهد، از حق خوشش بیاید برای این که حق است و از باطل متنفر باشد برای این که باطل است. اگر حق از دست دشمنش هم اجرا شد، این مالکیت داشته باشد برای نفس خودش که آن حق را تعریف کند و اگر باطل از فرزندش یا دوستانش وجود پیدا کرد، این مالکیت را داشته باشد که از او تنفر داشته باشد و اظهار تنفر کند.

کسانی که حق را برای حق می خواهند، اندکند و بسیار اندک، کسانی که باطل را برای باطل بودنش بغض بر آن دارند و تنفر از آن دارند، اندکند و بسیار اندک.(۲)

تفکر قبل از گفتن و نوشتن و انتخاب تیترهای درشت

توجه کنید که قلم های شما شریک خنجرهایی که از پشت به ما می زنند نباشد، توجه کنید که زبان های شما، قلم های شما چماق نباشد و با همان قلم بنویسید که چماق بد است، توجه کنید که قلم های شما و زبان های شما مسلسل نباشد و به سینه این جوان های ما وارد بشود و آن وقت بگویید که به ما حمله شده است.

شما هم حمله کردید، فقط صدام نیست شما هم شریک خواهید بود. قبل از این که به نطق ها بروید و قبل از این که مقاله های بخواهید بنویسید و قبل از این که تیترها را بخواهید درشت بنویسید با خودتان خلوت کنید و ببینید که برای چه این کار را می کنید؟ مقصد شما چه؟ شما حق را برای حق می خواهید یا حق را از رقبای خودتان هم نمی پذیرید؟ باطل را برای باطل از آن متنفر هستید یا باطل را از دوستان خودتان می پذیرید؟

شما خودتان را امتحان کنید، انسان یک موجود عجیب و غریبی است که تا آخر عمر خودش نمی تواند خودش را بشناسد.(۳)

اهل قلم مجبور به فساد نیستند

این طور نیست که ما مجبور باشیم و معاقب نباشیم از باب این که مجبور هستیم. نه، ما مختاریم، لکن با اختیار خودمان فساد ایجاد می کنیم، با اختیار خودمان قلم هایمان را به کار می اندازیم برای این که دیگران را بی آبرو کنیم، قلم های خودمان را و زبانهای خودمان را به کار می اندازیم برای این که حریفها را از میدان بیرون کنیم، اینها همه مسائلی است که در خود انسان هست و خود انسان خیال می کند کار خوب می کند و حال آن که کار بد دارد می کند، خیال می کند برای خداست و حال آن که برای شیطان است.(۴)

با اختیار و قدرت جلوی زبان و قلم را بگیرید

ما تا اصلاح نکنیم خودمان را، نمی توانیم کشور خودمان را اصلاح کنیم. من نمی گویم که این طور باشید که خیر، از همه هواهای نفس بیرون بروید، این نه برای من و نه برای شما و نه برای «الّا من عصمه اللّه » میسور نیست، لکن ما قدرت داریم که جلوی زبانمان را بگیریم، نمی توانیم بگوییم زبانمان اختیار ندارد، ما قدرت داریم که جلوی قلم مان را بگیریم، نمی توانیم بگوییم قلم من اختیار ندارد.

ما جلوی زبانمان را، جلوی بیانمان را، جلوی قلم مان را، جلوی عملمان را همه را می توانیم بگیریم، قدرت داریم. این معنایی که می توانیم و قدرت داریم و به واسطه او همه مؤاخذه ها و همه گرفتاری ها هست هر چه هم انسان حبّ به یک کسی داشته باشد، یا بغض به یک کسی داشته باشد، قلمش را نگه دارد، لااقل این قدر قدرت داشته باشد که در نوشته هایش دنبال این نباشد که بد از هر جا هست پیدا بشود و او بنویسید، ضعف از هر جا هست پیدا بشود و او بنویسید.(۵)

قلم ها نصیحت کنند نه تندگویی

ما اگر بخواهیم که واقعا کشور خودمان یک کشوری باشد که برای خودمان باشد، دیگران نتوانند به او تسلط پیدا کنند حالا باید همه قشرهایی که هستند، با هم دست به دست هم بدهند، دست بردارند از این حبّ و بغض هایی که اساسش هم همان حبّ نفس است، یک مقدار حبّ نفس را کنترلش کنند، نمی توانند خارجش کنند کمش کنند، موقتا کمش کنند تا این پیروزی حاصل بشود، موقتا جلوی قلم ها را بگیرند، و اگر می خواهند نصیحت کنند، نصیحت باشد، نصیحت را آدم ممکن است قبول کند، اما تندگویی را همان آدمی هم که هر چه باشد تندگویی را نمی تواند تحمل کند.(۶)

قلم آلوده مورد نفرت است

وقتی ما بتوانیم با زبان نرم، با نصیحت، با قول سالم بدون نیش، بدون اظهار غرض مردم را اصلاح کنیم، دوستان خودمان را زیاد کنیم، برای خدا همین معنا باشد خوب چه ادعایی هست که آدم با قلم خودش به ضد خودش عمل کند.

خیلی ها خیال می کنند که این حرفی که من می زنم ضد فلان است و سرکوب می شود فلان، لکن اوّل خودش سرکوب می شود. اینها توجهی به این معنا ندارند اوّل وقتی که یک همچو شد که دیدند قلم، قلم آلوده است، این مورد نفرت واقع می شود. چه ادعایی دارد انسان که می تواند یک انسانی را دعوت به خیر بکند با زبان ملایم، با قلم ملایم، با نصیحت، با دوستی او را به راه راست ببرد آن طور که انبیا می کردند.

انبیا بنایشان بر این بود که دست به شمشیر نبرند الّا برای آنها که علاجی ندارند جز شمشیر و فاسد می کنند جامعه را.(۷)

گرفتاری قلم برای مردم

اگر قلم های ما و زبان های ما هم این طوری بشود که واقعا بخواهیم این جامعه پیش ببرد، این مملکت اصلاح بشود و در حالی که ما همه گرفتار هستیم، لااقل از این گرفتاری قلم ما، مردم بیرون بیایند، آخر این گرفتاری گرفتاری زیادی است. اگر بخواهیم جامعه را اصلاح بکنیم باید یک قدری فکر بکنیم که حالا خوب است که ما قلم ها را یک قدری غلاف کنیم و یک قدری مردم را نصیحت کنیم.

اگر قلم، می گویم قلم مان اصلاحی باشد، دنبال این نرویم هی عیب پیدا کنیم وهی بنویسیم، شما که این عیب را پیدا کردید و نوشتید حریف شما هم/همین/یک عیب دیگری برای شما می تراشد فردا زیادترش می کند. آن یکی هم همین طور، همین طور تا آخر.(۸)

بغضِ شخصی عامل کمک به تبلیغات خارجی

اگر فرض کنید یک کدورتی فرض کنید بین دو طایفه باشد خوب ما باید دنبال این برویم که اصلاح کنیم این را با قلم مان، با گفتارمان، اجتماع کنیم، با هم باشیم، برادریم، همه می خواهند که این مملکت اصلاح بشود. اگر با قلم ما، با قدم ما، گفتار ما، خدای نخواسته یک آسیبی به این مملکت برسد، یک آسیبی به این جمهوری اسلامی برسد، در خارج بگویند اینها نمی توانند اداره بکنند، خودمان هم دامن بزنیم به این.

چرا باید ما به واسطه یک بغضی که با یک شخصی یا با یک جمعی داریم در دنیا یک طوری بگوییم که دنیا به جمهوری اسلامی بدبین بشود؟ جمهوری اسلامی را خودتان که می خواهید آن را، یک کاری بکنید که دنیا لااقل این طور که دارند خودشان تبلیغ می کنند، دیگر دست ما هم دنبال تبلیغ نباشد، به حرف های ما هم استشهاد نکنند آنها. باید توجه به این مسائل داشت، انسان خیلی گرفتار است/انسان/خداوند ما را از این گرفتاری ها نجات بدهد و خداوند ما را از شر خودمان نجات بدهد.(۹)

به تبلیغات خارجی کمک نکنید

ای کاش! اشخاصی که در داخل هستند، از نویسندگان، از گویندگان، توجه به این معنا می کردند که کمک به تبلیغات خارجی نکنند، کمک به جنایات دیگران نکنند، این قلم ها را یک مقدار متوقف کنند برای اسلام، برای خدا، برای کشور اسلام، برای ملت اسلامی، این قلم ها را یک قدری متوقف کنند. هی دعوت نکنند مردم را که بیایید فحش بدهید، خودشان کم است برای فحش دادن دعوت می کنند از این و آن که بیاید یا اللّه ! بیایید مبارزه کنید با جمهوری اسلامی، بیایید فحش بدهید به جمهوری اسلامی، بیایید بگویید جمهوری اسلامی اصلاً اسلامی نیست، بیایید بگویید که این ارگان هایی که در ایران هستند، همه شان خلاف اسلامند.

اینها یک قدری توجه داشته باشند به مسؤولیت های که به عهده شان است، توجه داشته باشند، این متاع خوب را آن طور مشوه نکنند.(۱۰)

خوراک تبلیغاتی برای بوقهای خارجی

شیاطینی که از اطراف دنبال این هستند که یک چیزی پیدا کنند و در بوق ها بزرگش کنند در نظر بگیرید. چرا هر روز برای بوق های خارجی یک چیزی درست می کنید و خوراکی درست می کنید که آنها تبلیغ بر ضد شما بکنند؟ من تکلیف می دانم این را که عرض کنم و الّا نمی خواستم چیزی بگویم.(۱۱)

منشأ قلم ها و گفتاریهای انحرافی

دو راه بیشتر نیست یا عبودیت خدا یا عبودیت نفس اماره. این دو راه است.اگر انسان از عبودیت دیگران آزاد بشود و عبودیت خدا را بپذیرد که لایق این است که انسان عبد او باشد، کارهایی که انجام می دهد، انحراف ندارد؛ یعنی انحراف عمدی نخواهد کرد.

تمام اینهایی که انحرافی هستند چه عقاید انحرافی و چه اعمال انحرافی و چه قلم های انحرافی، چه نطق های انحرافی است، اینها برای این است که از کانال عبودیت اللّه عبور نکرده اند، اینها بنده هواهای نفسانی هستند.(۱۲)

توطئه گرها و قلم های بازیگر، بیمار هستند

مسأله این طوری است که آن آقایان توی خانه هاشان می نشینند و می نویسند یا گاهی برای رفقایشان می گویند و گاهی توطئه ها دارند که از آن توطئه ها هم بی خبر خیلی نیستیم مسأله این طوری آن مرضشان را بگویند، بیمارند اینها.

آن مرض واقعی ای که دارند بگویند. مرض واقعی این است که اسلام آمد منافع ما رااز دستمان گرفت، ما از اسلامی که منافعمان را، منافع مادیمان را از دست بگیرد ما بیزاریم. من نه این که اعتقادم این باشد که شما آقایان و همه ملت ما از این مطالبی که من امروز گفتم بی اطلاع باشند لکن تذکرش خوب است ممکن است در بین این جمعیت های زیادی که هستند بعضی ها توجه شان درست نباشد و بازی بخورند از این بازیگرها، این نویسنده ها بازیگرند، این قلم هایشان قلم های بازیگری است، اینها با هرحیله ای که هست می خواهند این ملت را دلسرد کنند.(۱۳)

تقویت روحیّه ملت، پرهیز از تضعیف خدمتگزاران نظام

تذکر متواضعانه اش است به حضرات گویندگان و نویسندگان اعم از روحانیون معظم و سایر آقایان، مطبوعات و تمامی رسانه های گروهی. عزیزان من! شما می دانید آنچه که به دست آوردید از نفی طاغوت و جایگزین کردن جمهوری اسلامی به جای آن، ارزان نبوده است بلکه با خون هزاران جوان مؤمن و هزاران معلول و مجروح که ما باید تا آخر عمر خود را رهین آنان بدانیم، به دست آمده است. این نعمت بزرگ الهی را ارزان از دست ندهید.

شما حضرات آقایان که در پیروزی انقلاب سهیم بودید و اسلام و ایران مال خودتان است، سعی کنید قلم ها و زبان هایتان در خدمت انقلاب و به ثمر رسیدن آن که آزادی واستقلال در سایه جمهوری اسلامی و زیر پرچم توحید و اسلام بزرگ است، باشد.

سعی کنید روحیه ملت را تقویت نمایید و در مقابل فحاشی های منحرفین که برای تضعیف روحیه ملت است بی دریغ فعالیت نمایید و از تضعیف اشخاص و یا گروه هایی که در خدمت جمهوری اسلامی هستند و تضعیف آنان مستقیما خدمت به جهانخوارانی است که در کمین نشسته اند تا از قلم ها و زبان های شما بهره گیری کنند، بپرهیزید.(۱۴)

بزرگترین اهانت به ملت از سوی قلم های منحرف

این قلم ها می خواهند که ملت را دلسرد کنند در عین حالی که ملت خودش وارد عمل هست لکن باز احتیاطا آنها حرف را می زنند منتشر هم می کنند به افراد هم می گویند که نه، خبری نشده است جمهوری اسلامی هم کاری از آن نیامد، اسلام هم از آن کاری نمی آید و همین ها در خارج منعکس بشود، آنهایی که در خارج هستند بی اطلاعند از وضع ایران، باورشان بیاید.

آنها دلشان را خوش می کنند به این که بگذارید خارجی ها باور کنند و شاید یک فرجی برای این ستمکارها پیدا بشود و ایران به آن حال برگردد و اینها هم مشغول بشوند به آن کارهایی که دلشان می خواست بکنند.

من این که شما را زحمت دادم و این واضحات را برای شما گفتم برای این است که توجه داشته باشید که این انگل هایی که می خواهند نباشد اسلام و می خواهند نباشد نظام جمهوری اسلامی و از این صدمه دیدند، در بین مردم، در بین جوان ها، در بین مدارسی که هست، افتاده اند و از این حرف ها می زنند و این بزرگتر اهانتی است که به یک ملت می کنند که ملت خودش با دست خودش یک طاغوت را کنار گذاشته و یک طاغوت را به جای او گذاشته.(۱۵)

ایجاد اختلاف بزرگترین معصیّت

خدا را در نظر بگیرید، ای گویندگان! ای نویسندگان! ای کارکنان مملکت! ای کارمندان اداری و غیراداری و کشاورز و همه! خدا را در نظر بگیرید، خدا حاضر است همه جا، زبان شما در محضر خداست، چشم شما در محضر خداست وهمه قوای شمادر محضر خداست، در محضر خدا، خدا را معصیت نکنید.

بزرگتر معصیت امروز در کشور ما ایجاد اختلاف است، ایجاد نفاق است. بزرگترین رحمت برای ما و تکلیف برای ما ایجاد آرامش است و ایجاد رفاه است.

گویندگان ما، نویسندگان ما هر چند هم بسیار خوب باشند و بسیار متعهد باشند، لکن گمان نکنند که از آن شرور باطنی پاک شدند، از آن شیطان باطن پاک شدند. توجه کنند که شیطان باطنی انسان تا آخر هم همراه انسان هست و گاهی این شیطان کاری می کند که انسان خودش را به هلاکت برساند، که رفیقش را به هلاکت برساند.(۱۶)

چماق زبان و چماق قلم بالاترین چماق هاست

چماق زبان و چماق قلم بالاترین چماق هاست که فسادش صدها برابر چماق های دیگر است. آنهایی که می خواهند صحبت بکنند و خصوصا در این چند روز زیاد هم هستند، باید توجه بکنند به این که قبل از این که می خواهند صحبت بکنند، بنشینند و با خودشان فکر بکنند ببینند که این زبان چماق است و می خواهد به سر یک دسته دیگر کوبیده بشود یا این که این زبان، زبان رحمت است و برای وحدت؟

اگر چنانچه مالک نفس خودشان هستند و این امر مهم را که مالکیت شخص بر نفس خودش است و حضرت موسی سلام اللّه علیه یک همچو ادعایی کرد و او بحق بود که به خدای تبارک وتعالی عرض کرد که من مالک هیچ کس نیستم الا مالک خودم و برادرم. این یک ادعای بزرگ است که شایسته پیغمبران است. ماها مالک خودمان نیستیم، مالک برادرهایمان هم نیستیم، مالک فرزندانمان هم نیستیم، مالک دوستانمان هم نیستیم عمده مالکیت خودش است از خودش که انسان وقتی می خواهد صحبت بکند زبان مملوک او باشد و او سلطنت بر زبان خودش داشته باشد نه این که شیطان بر نفس او و بر زبان او تسلط پیدا بکند و حرف ها و چماق ها و اسلحه هایی باشد که ازاسلحه صدام برنده تر است.(۱۷)

قلم انتقامجو، قلم شیطان است

به همه آقایان من می گویم با هم جنگ نکنید، روزنامه ها را پر نکنید دوباره از بدگویی از هم و از انتقاد از هم.

انتقاد غیر انتقاجویی است. انتقاد، انتقاد صحیح باید بشود. هر کس از هر کس می تواند انتقاد صحیح بکند اما اگر قلم که دستش گرفت انتقاد کند برای انتقامجویی، این همان قلم شیطان است.

اگر روی مصالح عامه یک کسی به کسی اشکال می کند و همچنین است که اگر خودش را بردارند یک کسی دیگر را این جا بنشانند وهمین حرف ها را بزند خودش ناراحت نشود، این میزان دستش باشد که قلم دست شیطان است می نویسد یا دست رحمان است، زبان، زبان شیطان است یا زبان رحمان است.(۱۸)

انتقاد زیانبخش

باید مطلب نشریات رو به انتقاد سالم و مصلحت اندیشی و هدایت باشد. گاهی ممکن است یک انتقادی از باب این که با سلامت نفس نوشته نشده است، انتقاد باعث بدتر شدن وضع شده باشد. انتقادی وضع را آرامش می دهد که از روی مصالح باشد و نویسنده توجه به این داشته باشد که مسؤولیت الهی دارد و پیش خدا مسؤول است. کسی که قلم به دست می گیرد، بداند که مورد سؤال قرار می گیرد که اینکه نوشتی چه بود.(۱۹)

مسؤولیت الهی نشریات

من نمی رسم که همه مجلات را بخوانم اما گاهی می بینم که بعضی ها انحراف دارند. خود آنها که مدعی هستند که ما در راه اسلام قدم برمی داریم، باید بدانند که این قلم ها بسیاریشان با اسم اسلام است و نه برای اسلام. این عهد بزرگی است به دوش شما و مسؤولیتی بزرگ است و بدانید که یک روز از باب این مسؤولیت، سؤال خواهد شد و آن وقت دیگر چیزی پنهان نخواهد ماند. دل شما بر علیه شما شهادت می دهد، دست شما بر علیه شما شهادت می دهد، خود اعضا بر ضد انسان اگر خلاف کرده باشد، شهادت می دهند.(۲۰)

تیراژ بیشتر، مسؤولیّت بیشتر

اگر تیراژ روزنامه ای دویست هزار باشد، پانصد هزار نفر آن را مطالعه می کنند واگر انحراف باشد، پانصد هزار نفر را منحرف می کند واین مسؤولیت کوچکی نیست. این غیر از معصیتی است که در خانه است، آن هم معصیت است اما نه به بزرگی این.

هر چه تیراژ شما بیشتر باشد، باید بیشتر توجه به اصلاح آن بکنید. آنها که می گویند تیراژ بیشتر، توجه مردم بیشتر است پس هر چه می خواهیم می نویسیم، اشتباه می کنند. آنها مسؤولیت بیشتر دارند. همان طوری که مردمی که در کوچه و محلات و کارخانه و صحرا مشغول فعالیتند، مردم سالمی هستند، نویسنده ها باید فکر کنند که این جمعیت این محیط را ب

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.