اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل از کویر عطش تا کوثر عطا ؛ قسمت اول
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 51
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل از کویر عطش تا کوثر عطا ؛ قسمت اول؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل از کویر عطش تا کوثر عطا ؛ قسمت اول شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل از کویر عطش تا کوثر عطا ؛ قسمت اول را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل از کویر عطش تا کوثر عطا ؛ قسمت اول با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل از کویر عطش تا کوثر عطا ؛ قسمت اول با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل از کویر عطش تا کوثر عطا ؛ قسمت اول تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل از کویر عطش تا کوثر عطا ؛ قسمت اول را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل از کویر عطش تا کوثر عطا ؛ قسمت اول :
فاطمه زهرا(س)، سرور بانوان دو جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر قرآن، کفو و همتای امیرالمؤمنان، یکی از علل آفرینش عالم امکان، سیده النساء العالمین و الگوی بی بدیل برای تمام جهانیان می باشد. با وجود اینکه کمتر کسی به کنه وجودی او رسیده، اما برای تشنه گان حقیقت، امکان دستیابی به ایشان از طریق علم و عمل به گفتار و سیره آن صدیقه کبری میسور می باشد. به منظور رسیدن به این هدف، گروه معارف و مبانی فصلنامه در نظر دارد تا در سلسله مقالاتی به تشریح مکتب فاطمه زهرا(س) اقدام نماید. بدین جهت در مقاله حاضر به طور اجمال به زندگی آن حضرت اشاره شده و در مقالات آتی به محور مهم الگو پذیری از آن بانوی بزرگوار، به قلم استاد فرزانه حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر بهشتی خواهیم پرداخت.
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید
الگوپذیری یا قهرمان گرایی، از ویژگیهای انسان است. انسانها برای همنوعان خودشان الگو می شوند، نه برای غیر همنوعان. بنابراین باید قهرمان و الگو را ازمیان همنوعان خود بجویند، نه از میان غیر همنوعان. فرشتگان و موجودات مجرد حتی خود خدا هم الگوی ما نیستند. الگو باید کسی باشد که محسوس و ملموس باشد. باید قولش را با گوش خود بشنویم و فعلش را با چشم خود بنگریم و تقریرش را مشاهده کنیم و اگر معاصر ما نیست، از منابع مسلم و قطعی، سیره، سلوک و گفتارش را به دست آوریم و از راه و رسم او الهام بگیریم.
الگوی مطلق
قرآن کریم از دو نفر به عنوان الگوی مطلق یاد کرده است: اول: ابراهیم خلیل؛ دوم: پیامبر اکرم(ص).
در باره ابراهیم خلیل می فرماید: «قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم و الذین معه»[۱] (برای شما راه و رسم ابراهیم و کسانی که همراه او بودند، اسوه و الگویی نیکوست).در حقیقت خلق و سیره ابراهیمی الگوست. اعم از اینکه در وجود خود او باشد یا در وجود همراهان او. البته در وجود او، اصلی و در وجود همراهان، تبعی است.
در باره پیامبر گرامی اسلام می فرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیرا»[۲] (حتماً برای شما در راه و رسم وسیره پیامبر خدا، اسوه و الگویی نیکوست، برای کسی که به خدا و روز قیامت امیدوار باشد و خدا را بسیار یاد کرده باشد). از این رو برای امت اسلام، این اسوه و الگو، محسوس و ملموس بود.
نام احمد نام جمله انبیاست چون که صد آمد نود هم پیش ماست
هر چه انسان، کاملتر شود، الگوهایی کاملتر نیاز پیدا می کند. چرا که هر تقاضایی در مقابل عرضه ایی است و انسانها به حکم فطرت خود، قهرمانگرایند. خداوند همین احتیاج را با بعثت انبیاء و نصب امامت برآورده کرده است. همچنانکه ابراهیم در عصر خویش الگوی مطلق بود؛ همراهانش به تبع او الگو بودند و پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز برای همیشه الگوی مطلق است. همین که مقام عصمت، به خاتمیت می رسد، الگوی مطلق، ازلی و ابدی می شود. پیش از ظهور او انسانها از تأسی به او قاصر بودند. لذا پیشگامانی می آمدند که دلها را مجذوب او کنند و راه را برای آمدنش هموار سازند.
پس از وجود مقدس پیامبر، سایر معصومین اسوه مطلق هستند، هر چند آنها خود را تابع و فرع می دانند.
امیرالمؤمنین (ع) در نامه خود به عثمان بن حنیف – که عامل بصره و برسفره پرزرق و برق برخی از شهروندان حضور یافته بود – نوشت: «الا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاکم بطمریه و من طعمه بقرصیه، الا و ان لکل مأموم اماماً یقتدی به و یستضیئی بنور علمه، الا و انکم لا تقدرون علی ذلک ولکن اعینونی بورع و اجتهاد و عفه و سداد».[۳] (آگاه باشید که امام شما از دنیای شما به دو جامه کهنه و از طعام خود، به دو قرص نان اکتفا کرد. آگاه باشید که هر مأمومی را امامی است، که به او اقتدا می کند و به نور علمش روشنی می گیرد، آگاه باشید که شما بر این کار توانایی ندارید، ولی مرا به ورع، کوشش، پاکدامنی و استواری یاری کنید).
به طور کلی مصرف کم و بازدهی بسیار، مطلوب است. ولی توانها و استعدادها فرق می کند. هیچ کس در مصرف کم و بازدهی بسیار، به مقام ایشان نمی رسد؛ چرا که توان آنها را ندارد.
الگوهای نسبی
هر کسی در حد خود می تواند برای دیگران الگو باشد. هر کس بر حسب ایده ای که دارد، هر گاه در دیگری، کمال آن ایده را یافت، به او تأسی می کند. به همین جهت است که قرآن، اسوه هایی را معرفی و از آنها تعبیر به «اسوه حسنه» نموده، تا انسانها بدانند که از هر کسی نباید الگو گرفت و به هر کسی نباید اقتدا کرد.
ای بسا ابلیس آدم رو که هست پس به هر دستی نباید داد دست
در زندگی انسان نه تنها الگوی مطلق، که مطلق الگو هم تأثیر دارد. هر زنی به هر اندازه که از کمال و هنر زن بودن برخوردار است، می تواند بر زنان دیگر که در سطحی پایین ترند، الگو باشد. مردان نیز این چنین هستند. پدر و مادر خوب برای فرزندان، الگو و اسوه هستند. خواهران و برادران بزرگتر، برای خواهران و برادران کوچکتر اسوه و الگویند. سران هر قومی برای قوم خود الگویند. به همین جهت در روایت نبوی آمده است که: «صنفان من امتی اذا صلحا صلحت امتی و اذا فسدا فسدت امتی»[۴] (دو گروهند از امت من که هر گاه صالح شوند، امت من صالح می شود. و هر گاه فاسد شوند، امت من فاسد می شود). پرسیدند: آنها چه کسانی هستند؟ فرمود: «الفقهاء و الامراء» فقیهان و زمامداران.
آنان که به درجه انسان کامل نرسیده اند، الگوی مطلق نیستند. ولی به حکم عقل و نقل، می توانند برای برخی از انسانها الگو باشند. قرآن کریم می گوید: «و السابقون الاولون من المهاجرین و الانصار و الذین اتبعوهم باحسان رضی الله عنهم و رضوا عنه»[۵](و مهاجران و انصاری که از سبقت گیرندگان اولیه اند و کسانی که به نیکی، آنها را پیروی کرده اند، خداوند از آنها و آنها از خداوند خشنود هستند).
الگویی برای زنان
آری، پیامبر خدا(ص) برای همه مسلمانها، بلکه بعنوان یک انسان کامل برای همه انسانها الگوست و در این جهت میان زن و مرد، فرقی نیست؛ ولی در عین حال، خلق و خوی ویژه زنانه و احساسات لطیف و عواطف رقیق جنس مؤنث و مسئولیتهایی که در نظام خلقت بر دوش او نهاده شده، ایجاب می کند که زنان، الگویی مطلق و اسوه بی بدیل، از جنس خود داشته باشند، تا بتوانند تمام آنچه عقول و عقلاء از جنس زن انتظار دارند و قرآن و سنت نیز مؤید آنهاست، در راه و رسم و سیره اخلاقی یا اجتماعی و خانوادگی او مجسم و تبلور یافته، بنگرند و به او تأسی جویند. هنگامی که چشم، گوش، قوه عاقله و فاهمه انسان به یک حقیقت توجه داشته باشند، جاذبه های حقیقت، قوی و دافعه های باطل، محکم واستوار می شود و آثار گران بهای آن در زندگی شخص پدیدار می گردد. چه خوب است که انسان همان بشنود که مورد گواهی قلب سلیم اوست و همان را ببیند که می شنود و همان را بخواهد که دیده می بیند و گوش می شنود و وجدان پاک به آن گواهی می دهد. این همان اقلیم عشق است که هاتف اصفهانی در باره آن می گوید:
چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی
گر به اقلیم عشق روی آری همه آفاق گلستان بینی
آنچه بینی دلت همان خواهد آنچه خواهد دلت همان بینی
درست است که زهرا(س) نسخه وجود پیامبر اکرم(ص) است؛ ولی در این نسخه وجودی، مسائل بیشتری تبلور یافته است، که برای زنان در عرصه خانواده و قلمرو اجتماع، مفیدتر و آموزنده تر است.
کتاب تکوینی وجود پیامبر (ص)، کتابی جامع است و نیاز به شرح دارد. زهرا (س)، شارح کمالات زنان و علی(ع)، شارح کمالات مردان است. اگر این دو نبودند، دشوار بود که همگان بتوانند از آن کتاب جامع بهره بگیرند. زنان از طریق زهرا(س) و مردها از طریق علی(ع) به پیامبر می رسند و همه انسانها از طریق پیامبر به خدا می رسند. نزدیکترین راه به سوی خدا، راهی است که از عترت، آغاز شود و از نبوت ختمیه عبور کند و به خدا برسد، این همان صراط مستقیم است.
«و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله»[۶](و این است صراط مستقیم من، که شما باید از آن تبعیت کنید و راههای دیگر را تبعیت نکنید که شما را از راه خداوند، دور و پراکنده می سازد).
اگر زهرا (س) نبود، راه بی نشان بود و زنان خدا جوی که بخاطر خدا پیامبر خاتم را می جویند، سرگردان و گمراه می ماندند و اگر علی نبود، شهر علم و کمالات پیامبر، بی در و دروازه و دربان بود و مسافران شیفته و دل باخته این شهر، راهی به داخل این شهر نمی یافتند و از خدای خویش نیز دور می ماندند.
حقوق، تکالیف و مسئولیتهای زن را می توان به سه قسم تقسیم کرد: فردی، خانوادگی ( چه در زیر سایه پدر و مادر و چه در دوره همسرداری و مادری) و اجتماعی. نه حق بدون تکلیف، کارساز است و نه تکلیف بدون حق عملی است.
در این میان عقلاء، مصلحان دلسوز و در رأس آنها، پیامبران در باره این حقوق و مسئولیتها، داد سخن داده اند که می توان در کتب دینی، اخلاقی، سیاسی، حقوقی، تاریخی و جامعه شناسی جلوه های بسیاری از آن را مطالعه کرد. اسلام در این راه، آخرین گام را برداشته و «قول فصل» را آورد، به این صورت که سخن آخر را در باب حقوق و تکالیف زن بیان نمود و راه را برای تکامل، آگاهی و آزادی زن از تمام قیود دست و پا گیر و از تمام غلها و زنجیرها گشود.
طبعاً زن ایده آل، زنی است که حقوق و تکالیف فردی، خانوادگی و اجتماعی خود را به خوبی شناخته و به نحو احسن استیفا و عمل کند. این مطلب مورد اتفاق همه ادیان و مکاتب است. اگر اختلافی هم هست، در تعیین مصداق است. به اصطلاح، اختلاف صغروی است نه کبروی. بنابراین اگر دین یا مکتبی، زن را از داشتن حق و تکلیف ساقط کند، باید نامش را آنارشیسم نهاد.
پیام دین، پیامی است که از فراز اعصار و قرون بر گستره جهان پهناور انسانیت استمرار دارد و باید مجتهدان و متخصصان گرانقدر، همواره مفسر و رساننده آن پیام باشند و دغدغه هرمنوتیک مسیحیت و یهودیت را به دل راه ندهند؛ چرا که مسیحیان و یهودیان، اولاً: با متون اصلی وحی ارتباط ندارند، بلکه با گزارشها و نقل قولهایی از این و آن، روبرویند. ثانیاً: آنچه در متون کتب مقدس آمده، به شطحیات صوفیان شبیه تر است، تا به بیان حقایق. ثالثاً: محتوای تورات و انجیل با عقل و علم در تعارض آشکار است. رابعاً: از نظر بیان احکام در فقر مطلق گرفتارند؛ از اینرو، ناگریز بودند دست به دامن تفسیر هرمنوتیک شوند، تا دستشان برای تاویلات، توجیهات، جعل احکام و در پرده ابهام نگاه داشتن محتوای کتب مقدس باز باشد.[۷]
ولی ما چه دغدغه ای داریم. پیامهای اسلام، یا وحی است یا وحی گونه، بیان حقایق است نه شطح؛ با علم و عقل، هماهنگ است نه متعارض و از نظر بیان احکام، هر چه لازم بوده، بصورت مسائل جزیی یا قوائد کلی، مطرح کرده و از جامعیت و کمالی برخوردار است که شایسته جاودانگی و جهانی بودن است و تفسیر سمانتیک [۸]می طلبد نه هرمنوتیک.
امت اسلامی همواره زنانی تربیت کرده که شایسته است به طور نسبی، الگو باشند. زن مسلمان معاصر، از این الگوها کم ندارد. چرا که از بستر تاریخ، زنانی برخاستند که بشریت به وجود آنان افتخار می کند[۹] و امت اسلامی از داشتن افراد بیشماری از زنان بعنوان الگو، به خود می بالد. اما همه اینها باید به یک الگوی مطلق منتهی شوند که کسی جز دخت والا گهر پیامبر، همسر امیرالمؤمنان و مادر حسنین و زینب قهرمان و ام کلثوم نام آور نیست. او کسی است که یازده امام معصوم که الگوهای مطلق برای همه انسانهایند از نسل پاک او هستند و جز او، کسی شایسته چنین مقامی نیست.
جهانی بودن و جاودانگی
الگوی مطلق، به شهر، دیار و زمان خاصی بستگی ندارد و الگوی همه قرون و اعصار است، نه قرن و عصر خاصی. او الگوی همه جهانیان است، نه کشور یا منطقه خاصی. او فرزند صالح انسانیت و پیشوای مطلق بشریت است.
در مواردی استثنایی، عقل و شرع حکم می کنند که ما خود را برای رسیدن به آنها به تکلف نیندازیم. خود اسوه ها هم چنین انتظاری ندارند. ولی اگر استثنایی نیافتیم، می گوییم: هر چه گفته و هر چه کرده و هر چه به تقریر، مهر و امضا زده، ملاک عمل برای ماست و نباید تخلف کنیم. فرق نمی کند که ما قرن بیست و یکمی باشیم یا قبل، یا بعد.
طبیعی است که شرایط زمان و مکان متغیر است و این تغییرات، در بخشی از احکام که همان احکام متغیر است، اثر می گذارد. چنانچه پوشش بدن، در حدی که شرع مقدس از زن و مرد خواسته، حکمی است ثابت، ولی فرم و نوع و جنس لباس، امری است متغیر که بر حسب شرایط زمان و مکان متغیر است و حکم دفاع از دین، امت، وطن و ناموس، حکمی است ثابت؛ ولی شکل آن، در شرایط زمان و مکان متغیر است.
در حقیقت باید گفت: در انسان دو جنبه است: یکی جنبه ثابت که به نوع انسان بستگی دارد و دیگری جنبه متغیر که به فرد فرد انسانها مربوط است. آنچه به نوع انسان مربوط است، همواره ثابت است و در مسیر تکاملی انسان و در گذر اعصار و قرون و در اماکن مختلف تغییر نمی کند و آنچه به فرد فرد انسانها مربوط است، متغیر است.
نیازهای دوگانه
۱ – نیازهای اولی، که از عمق ساختمان جسمی و روحی بشر و از طبیعت زندگی اجتماعی او سرچشمه می گیرد و تا انسان انسان است، نیازهای جسمی و روحی او چه در قالب زندگی فردی و چه در قالب زندگی اجتماعی و چه در قالب زندگی خانوادگی، استمرار دارد.
مگر ممکن است انسان باشد، ولی خواب، خوراک، مسکن، پوشاک و همسر نخواهد؟ مگر ممکن است روزی انسان از علم، زیبایی، نیکی، پرستش، احترام، تربیت، حق و تکلیف بی نیاز گردد؟ مگر روزی خواهد آمد که انسان از معاشرت، مبادله، تعاون، عدالت، آزادی، مساوات، حکومت، قضاوت، اخوت، دفاع و خانواده بی نیاز باشد؟ این قبیل احکام به منزله گوهر دین است.
۲ – نیازمندیهای ثانوی، که از نیازهای اولی برمی خیزد. مانند نیاز به انواع آلالت و ادوات و وسائل زندگی که در هر عصری با عصر دیگر فرق می کند. این نیازمندیها ناشی از توسعه و تکامل است، نردبانی به سوی توسعه بیشتر و تکامل برتر است. این قبیل احکام به منزله صدف دین است.[۱۰]
تشخیص گوهر و صدف دین، هنر بسیار بزرگی است که اسلام شناسان واقعی و مجتهدان حقیقی از آن برخوردارند. آنهایی که از این هنر برخوردار نیستند، همه چیز را گوهر دین می دانند. به عنوان مثال؛ علمای اخباری از سوار شدن اتومبیل و هواپیما یا روشن کردن چراغ برق و استفاده از رادیو و تلویزیون، بلند گو، روزنامه و مجله خودداری می کنند؛ چرا که اینها در عصر پیامبر نبوده و معتقدند که امروز هم مثل آن روز، باید بر چارپایان سوار شد و از چراغهای پی سوز استفاده کرد. آنها عقیده دارند که قاعده «لاضرر» مخصوص قضیه سمره بن جندب است که وقت و بی وقت به بهانه سرکشی درخت خرمای خویش مزاحم صاحبخانه می شد و امروز نباید بر مصادیق بارزتر ضرر که بسیار گسترده تر هم شده تطبیق داد. اینان برای دین، صدفی قائل نیستند. از نظر ایشان اسوه بودن پیامبر(ص) و زهرا (س) و ائمه اطهار(ع) به طرز لباس پوشیدن، حمام رفتن، سفر کردن، خط نوشتن، قرائت کردن، منبررفتن و همه جنبه هایی است که ما برخی را ثابت و مربوط به نوع انسان و برخی را متغیر و مربوط به خصوصیات فردی انسانها می دانیم.
همچنین کسانی که از هنر تشخیص گوهر و صدف دین برخودار نیستند، گمان می کنند که همه چیز دین، متغیر است. نماز، روزه، جهاد، حجاب، شوهرداری و مادری زن، به انسانهای سنتی و کهن مربوط است، نه بشر متمدن قرن بیست و یکم. امروز تمام سنتهای اخلاقی، حقوقی، حکومتی، اجتماعی و دینی باید تغییر کنند. همانطور که تفسیر هرمنوتیک و قرائتهای مختلف دین نیز همین را می خواهد. اینها دین شناس نیستند، برای اینها گوهر و صدف یکی است و الگوها هم متغیرند. زهرا(س) زن ممتاز عصر خود بوده است. در عصر او، ارزشها و داوریها به او امتیاز می بخشیده است. امروز ارزشها تغییر کرده و داوریها عوض شده است. چگونه می توان همچنان زهرا(س) را الگوی قرن بیست و یکم و همه قرنهای آینده دانست. هنگامی که ارزش ها، دیدگاهها، قضاوتها و رویکردها عوض می شود، الگوها هم عوض می شوند. او فرزند زمان خودش بوده و ما فرزند زمان خویش هستیم.
اگر کاوه آهنگر در شاهنامه فردوسی یک قهرمان است، برای عصر ضحاک است که توانست با پرچمی از جرم مخصوص آهنگری، ملتی را نجات بخشد. درفش کاویانی مظهر افتخار و شرف و ملیت نژاد ایرانی آن روز بوده و ربطی به این روزها و این روزگار ندارد. ولی باید گفت که چنین نیست، یعنی در داستان درفش کاویانی هم یک پوسته و یک گوهر وجود دارد که گوهرش ثابت و پوسته اش متغیر است.
آیا اگر یهودیان و مسیحیان به دلیلی که گفتیم – نتوانستند برای دین خود گوهری بشناسند و همه چیز آن را متغیر دانستند، ما هم ناگزیریم چنین باشیم؟ آیا شخصیت والای فاطمه(س) را هم باید به سرنوشت شخصیت اسثتنایی مریم، محکوم کنیم؟ آیا سکه قهرمانگری مادر و خواهر موسی که آن همه تلاش کردند، تا جان موسی را از خطر حفظ کنند، از اعتبار افتاده است؟ آیا زنان برجسته تاریخ، فقط تعلق به عصر خود دارند؟ آیا آسیه که کاخ فرعونیان را لرزاند، همچنان یکی از الگوهای نسبی نیست؟
حقیقت این است که ما گرفتار دو طایفه ایم: یکی طایفه ای که اهل افراطند و دیگری طایفه ای که اهل تفریطند. افراطیون همه چیز را گوهر پنداشته اند و اهل تفریط، همه چیز را صدف دین می دانند.
با شخصیتها نیز همین برخورد می شود. برخی همه چیز شخصیت را به عنوان گوهر دین، اخلاق و انسانیت تلقی می کنند و بنابراین طوطی وار، از طرز راه رفتن، لباس پوشیدن، خوردن، خوابیدن و سخن گفتن او تبعیت می کنند. این روش، مشکلات فراوان دارد و نتیجه ای جز رکود و شکست به بار نمی آورد.
الگو پذیری از حضرت فاطمه(س)
۱ – حیا و عفت در نگاه
امیرالمؤمنین (ع) می فرماید: ما نزد پیامبر (ص) نشسته بودیم. حضرت پرسیدند: بهترین کارها برای زنان چیست؟ همه ما از جواب عاجز ماندیم. پس از پایان آن مجلس، نزد فاطمه (س) آمدم و سؤال را بازگو نموده، گفتم: هیچ یک از ما جواب آن را نمی دانستیم. فاطمه (س) فرمود:
«ولکنی اعرفه، خیر النساء ان لایرین الرجال و لایراهن الرجال» ولی من می دانم، بهترین زنان، کسانی اند که مردان را نبینند و مردان آنها را نبینند. از اینرو پیامبر خدا فرود: «فاطمه بضعه منی»[۱۱] فاطمه پاره تن من است.
در روایت دیگری آمده است که پیامبر گرامی اسلام از اصحاب خود سؤال کرد که زن چیست؟ گفتند: عورت است. پرسید: چه زمانی زن به خدا نزدیکتر است؟ کسی ندانست. هنگامی که فاطمه(س) شنید فرمود: «ادنی ما تکون من ربها ان تلزم قعر بیتها» زن، هنگامی به خدا نزدیکتر است که ملازم اندرون خانه اش باشد.
در روایت دیگری آمده است که: نابینایی از فاطمه(س) اذن دخول خواست. فاطمه(س) خود را از او پنهان داشت. پیامبر خدا پرسید: چرا پنهان شدی؟ او که تو را نمی بیند، پاسخ داد:
«ان لم یکن یرانی فانی اراه و هو یشم الریح» اگر او مرا نمی بیند، من او را می بینم و او بوی مرا استشمام می کند. از این رو پیامبر خدا فرمود:« اشهدانک بضعه منی»[۱۲] شهادت می دهم که تو پاره تن منی.
در روایت دیگری آمده که پیامبر خدا فرمود: «اذا کان یوم القیامه نادی مناد من بطنان العرش یا معشرالجمع نکسوا رؤوسکم و غضوا ابصارکم حتی تجوز فاطمه علی الصراط» هنگامی که قیامت فرا می رسد، منادی از بطن عرش ندا می کند که ای مردم، سرهایتان را برگردانید و دیدگان را فرو پوشید تا فاطمه (س) از صراط بگذرد. سپس او به همراه هفتاد هزار حوریه از صراط می گذرد.[۱۳]
با توجه به مروری که برروایات داشتیم، معلوم می شود که دیدگاه حضرت زهرا(س) این بوده که زن و مرد یکدیگر را نبینند. بخصوص که این امر را بعنوان یک فضیلت برای جنس زن ذکر کرده است نه بعنوان یک امر شخصی.
در این زمینه، آیات قرآن کریم وظیفه زن را پوشش از نامحرم می داند، نه اینکه خانه نشین یا پرده نشین بشود، البته این، یک امر مستحبی است. بدیهی است که مستحبات، افزون بر واجبات است. چنانچه اگر کسی واجب را ترک کند یا مرتکب حرام شود، مجازات می شود، ولی انجام فعل مستحب یا ترک فعل مکروه فضیلت است و مجازاتی ندارد. قرآن کریم به پیامبر خدا چنین دستور می دهد: «یا ایها نبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن، ذلک ادنی ان یعرفن فلایؤذین . . . .»[۱۴] ای پیامبر، به همسران و دخترانت و به زنهای مؤمن، بگو که جلباب[۱۵] خود را بر خویش فرو پوشند که این، نزدیکتر است به اینکه به عفت و پاکدامنی شناخته شود و مورد اذیت و آزار هوسرانان قرار نگیرند. از این آیه معلوم می شود که بر زنان و دختران پیامبر و زنان دیگر واجب بوده که در موقع خروج از خانه، از جلباب استفاده کنند. طبعاً چنین کاری واجب است.
در آیه دیگر می فرماید: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن».[۱۶] به مردان مؤمن بگو: (به خاطر عفت) دیدگان خود را فرو پوشند و فروج خود را حفظ کنند و به زنان مؤمن بگو: (به خاطر عفاف) دیدگان خود را فرو پوشند و فروج خود را حفظ کنند». به دنبال این دستور عام برای اهل ایمان می فرماید: «ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن»[۱۷]باید سرپوش خود را بر گریبانها بزنند. فلسفه این دستور نیز روشن است. اگر سرپوش را بر گریبانها بزنند، گوش و گوشواره و مو و گردن هم پوشیده می شود.
در مورد همسران پیامبر نیز دستوراتی داریم مبنی بر اینکه: «و قرن فی بیوتکنّ»[۱۸] در خانه های خودتان قرار بگیرید و در جای دیگر می فرماید: «اذا سالتموهن متاعاً فاسألوهن من وراء حجاب»[۱۹]هر گاه کالایی از آنها درخواست می کنید، از پشت پرده درخواست کنید. بدین روی ممکن است دستور اول از وقار باشد که در این صورت، می تواند عمومی باشد و ممکن است از قرار باشد، در این صورت، اگر حمل بر وجوب شود، از دستورات مخصوص است. موقعیت زنان پیامبر ایجاب می کرد که جز در مواقع ضروری از خانه بیرون نیایند؛ چرا که ممکن بود هم برای خودشان مضر باشد و هم برای امت اسلامی، چنانکه مسافرت عایشه به بصره فاجعه آفرید.
در صورتی که دستور مزبور حمل بر استحباب شود، عمومیت پیدا می کند. ولی بهتر است که حمل بر وجوب شود؛ تا از مختصات باشد.
دستور دوم نیز از مختصات است. در فلسفه این حکم فرموده است: «ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن»[۲۰] این کار برای پاکی دلهای شما و ایشان، بهتر است. چنانچه علت حکم، حکم را تعمیم و تخصیص می دهد. پس اگر ننشستن در پرده، ضرری به طهارت نزند، وجوب آن منتفی است و اگر ضرر بزند، وجوب آن، همگانی است. اصل، طهارت دلهاست. بنابراین خروج از خانه و سفر، سخن گفتن با مردان، حضور در مجالس، محافل، کوچه، خیابان و بازار، اگر به طهارت دلها ضرر نزند و رفت و آمدها و گفتگوها در حد طبیعی و عادی باشد، منعی ندارد و اگر برای طهارت دلها مضر بوده و منشأ بی بند و باری، هرزگی، وسوسه های شیطانی و خدای ناکرده نردبان زنا شود، ممنوع است وگرنه ممنوعیتی ندارد. حاصل آنکه طهارت مراتبی دارد؛ ممکن است از زنان پیامبر، مرتبه اعلای طهارت خواسته شده باشد، ولی از سایرین توقع این مرتبه نباشد.
در قرآن ملاحظه می کنیم که دختران شعیب برای آب دادن و چرانیدن حیوانات از خانه بیرون آمده اند و سپس یکی از آنها که مشی شرمگینانه ای داشت، از سوی پدر مأمور شد که موسی را نزد او ببرد. بنابراین آمد و شد عادی و دور از جلوه گری و طنازی که هیچ فسادی به دنبال ندارد، بلامانع است؛ ولی هر جا زمینه فساد فراهم شد، باید تحت کنترل در آید.
اکنون که آیات و روایات مربوط به بحث، مورد بررسی قرار گرفت، مروری خواهیم داشت بر سیره و خلق و رفتار آن بانوی بزرگوار حضرت زهرای مرضیه(س) در مواقع لزوم و ضرورت، با مردان سخن می گفتند و در قضیه فدک برای طلب حق خود به مسجد آمده و در حضور جمع، سخنرانی کردند. همچنین برای دفاع از امامت و خلافت امیرالمؤمنین(ع)، همراه حسنین، شبانه به در خانه انصار می رفتند و آنها را به یاد وصایای پیامبر گرامی اسلام می انداختند.
از سوی دیگر ایشان پس از رحلت پیامبر بسیار می گریستند و در حقیقت با زبان گریه، فریاد مظلومیت خود را به گوش مردم رسانیده و اتمام حجت می کردند، تا آنجا که مردم گفتند: از بسیاری گریه تو به تنگ آمده ایم، یا شب گریه کن یا روز. پس از آن، ایشان روزها به قبرستان شهدا (بقیع یا احد) می رفتند و گریه می کردند.[۲۱]
این نیز شاهد دیگری بر این مدعا است که آن بزرگوار، گاهی که لازم می شد، از خانه خارج می گشت. سلمان فارسی می گوید: هنگامی که علی (ع) را برای بیعت به مسجد بردند، او نزد قبر پیامبر آمد و فرمود: پسر عمم را رها کنید. به خدا سوگند، اگر رهایش نکنید، موهایم را پریشان می کنم و پیراهن پیامبر را بر سر می نهم و به درگاه خدا استغاثه می کنم؛ ناقه صالح، پیش خدا گرامی تر از من نبود. سلمان می گوید: احساس کردم که پایه های مسجد دارد از جای خود کنده می شود. نزد او آمدم و گفتم: ای سیده من، پدرت رحمت بود، تو نقمت نباش. سپس پایه های مسجد آرام گرفت.[۲۲]
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
