خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هنر و دین از نگاه علامه جعفری
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هنر و دین از نگاه علامه جعفری قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گذری بر شخصیت علمی، اخلاقی و سیاسی میرزای نائینی قدس سره
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گذری بر شخصیت علمی، اخلاقی و سیاسی میرزای نائینی قدس سره قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
12ساعت
05دقیقه
44ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کاربردهای تبلیغی مثنوی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 73

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کاربردهای تبلیغی مثنوی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کاربردهای تبلیغی مثنوی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کاربردهای تبلیغی مثنوی شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کاربردهای تبلیغی مثنوی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کاربردهای تبلیغی مثنوی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کاربردهای تبلیغی مثنوی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نگاهی به کاربردهای تبلیغی مثنوی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!

کاربرد منثوی در تبلیغ

زبان فارسی غنی ترین ادبیات را در دامن خود پرورش داده است. ایرانی و زبان فارسی و آداب و فرهنگ ایرانیان نزد پیشوایان معصوم ما از محبوبیت خاصی برخوردار بوده اند. متون نظم و نثر ادب فارسی از قابلیت بالایی در فهم و انتقال فرهنگ و معارف اسلامی برخوردار است؛ زیرا بسیاری از این متون، در سایه وحی و عصمت حرکت کرده اند. بی توجه بودن به ادب فارسی برای درک بهتر معارف اسلامی و نیز عدم استفاده از آن به عنوان منابع غنی تبلیغی «مهمل و مهجور نهادن لسان قوم» است.

اگرچه بسیاری از متون ادب فارسی را می توان منبع تبلیغی محسوب کرد، اما مثنوی معنوی در این میان، جایگاه ویژه ای دارد. این کتاب اعجاب بسیاری از دانشمندان مسلمان و غیرمسلمان را برانگیخته است، تا آن جا که بزرگی همچون شیخ بهائی درباره مثنوی مولوی گفته است:

من نمی گویم که آن عالی جناب هست پیغمبر، ولی دارد کتاب!(۱)

و مستشرقی همچون رینولد نیکلسون (۱۸۶۸۱۹۴۵) نیمی از عمر خود را صرف تصحیح متن مثنوی، شرح و ترجمه آن به انگلیسی و استخراج مختصری از عقاید متفرقه مولوی نموده است. مرحوم جلال الدین همایی درباره نیکلسون می گوید: «او بزرگ ترین خدمت را در تصحیح، شرح و ترجمه مثنوی انجام داده است.»(۲)
در پیوند وثیق و گسترده مثنوی با فرهنگ اسلامی، کافی است که بدانید در مثنوی:

۱. به بیش از ۱۲۰۰ آیه با صراحت یا کنایه پرداخته شده است.(۳)

۲. بیش از هفتصد حدیث مورد استفاده قرار گرفته است.(۴)
۳. صدها داستان کوتاه و بلند نقل شده است.

۴. مملو از مطالب تفسیری، کلامی، تربیتی، سیره، اخلاقی، روان شناسی و سیاسی است.

۵. مطالبی تاریخی با هدف اخلاقی و عرفانی و تربیتی مطرح شده اند.

۶. حضور چهره های قرآنی و تاریخی از انبیا و اولیا و نیز چهره های منفی همچون ابلیس، فرعون، بلعم باعورا، قارون،ابولهب و یزید بسیار چشمگیر است.

۷. واژه های فقهی فارسی و عربی و نیز موضوعات فقهی با نتیجه گیری های اخلاقی و عرفانی، مورد استفاده فراوان قرار گرفته اند.

سخن در این نیست که همه آنچه در این کتاب آمده برای بیان در هر جمع و فضای تبلیغی کارامد و نتیجه بخش است، بلکه سخن آن است که مبلّغان جوان محتوای آن را به دیده یک منبع و متن متین تبلیغی پس از قرآن و سنّت بنگرند و نیز شکل آن را به عنوان قالبی کارامد و جذّاب برای فضاهای تبلیغی و پژوهشی خود برگزینند؛ چرا که در عرصه تبلیغ و نفوذ در دیگران، تأثیر قالب از محتوا کم تر نیست. اگر محتوای تبلیغات متون دینی (قرآن و سنّت) متعالی و آسمانی است، قالب آن هم باید متعالی باشد و هر مظروفی را در هر ظرفی نمی توان ریخت؛ عرصه آفرینش عرصه هماهنگی هاومیزان ها است. خداوند معلم «بیان» انسان است و قرآناعجازمکتوب بیان و«شعر»سحر بیان.

اگرچنین ضرورتی نسبت به«کاربردهای تبلیغی مثنوی» احساس شده باشد، بدون آموزش و استاد و متنی متین، راهی طولانی و خسته کننده است و اگر هم نتیجه بخش باشد، بسیار دیرهنگام خواهدبود.

بنابراین، باید آموزش چنین مقوله ای به فراگیران و دانش پژوهان دوره های تبلیغی مورد اعتنا و اهتمام جدّی متولّیان آموزش های تبلیغی قرار گیرد و تدریس زبان فارسی در نظام آموزشی حوزه پا به پای ادبیات عرب اهمیت بیش تری یابد و خلاصه کلام آن که زبان عربی برای ما زبان تفهّم است و زبان فارسی زبان تفهیم و تبلیغ، و هیچ یک ما را از دیگری بی نیاز نمی کند. فهمیدن معارف اسلام بدون زبان عربی ممکن نیست و فهماندن آن برای ایرانیان، بدون فارسی، ممکن و دست کم جذّاب نیست.

الفاظ قرآن در مثنوی

به راحتی، می توان ادعا کرد که قرآن بر تمامی مثنوی سایه افکنده است. گذشته از این که روح قرآن حاکم بر این کتاب است، الفاظ قرآنی در این کتاب موج می زند. طبق شمارش کتاب آیات مثنوی نوشته آقای محمود درگاهی، بیش از ۱۲۰۰ آیه مورد استفاده مولوی قرار گرفته است. البته در مواردی، فقط یک کلمه در مصراعی درج شده و گاه دو و گاه سه و گاهی تمامی یک مصراع عینا یا با اندک اختلافی، که با وزن عروضی مثنوی هماهنگ شود، از آیه نقل شده است.

برای نمونه، به موارد ذیل توجه کنید:

بی حس و بی گوش و بی فکرت شوید

تا خطاب «اِرجِعی» را بشنوید.(۵)

که از آیه «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ اِرْجِعی إِلی رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهً» (فجر: ۲۷۲۸) یک کلمه در آن درج شده است.

اسم هر چیز تو از دانا شنو

سِرّ رمز «عَلَّمَ الأسما» شنو

که از آیه «وَ عَلَّمَ آدَمَ الاَْسْماءَ کُلَّهَا…» (بقره: ۳۱) دو کلمه در آن درج شده است.

عالمی را لقمه کرد و در کشید!

معده اش نعره زنان «هل من مزید»

که از آیه «یَوْمَ نَقوُلُ لِجَهَنَّمَ هَل امْتَلَأْتِ وَ تَقوُلُ هَلْ مِنْ مَزِیدٍ» (ق: ۳۰) سه کلمه در آن درج شده است.

و زمَلَک هم بایَدَم جَستن زجو

«کُلُّ شَی ءٍ هالِکْ إلاّ وَجهَهُ»

که از آیه «وَ لاَ تَدْعُ مَعَ اللّهِ إِلَها آخَرَ لاَ إِلهَ إِلاَّ هُوَ کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلاَّ وَجْهَهُ» (قصص: ۸۸) پنج کلمه در یک مصراع کامل آن درج شده است.

معنای آیات در مثنوی

نوع دیگر استفاده از قرآن، درج معانی آیات بدون ذکر الفاظ است (تلمیح) که این نوع بهره گیری نیز در مثنوی بسیار رواج دارد. به چند نمونه اشاره می شود:

لیک گفتی گرچه می دانم سرت

زود هم پیدا کُنَش بر ظاهرت(۶)

اشاره به آیه «ادْعوُنی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» (غافر: ۶۰)

گر خَضِر در بَحر کشتی را شکست

صد درستی در شکست خضر هست(۷)

اشاره به آیه «فَانطَلَقَا حَتَّی إِذَا رَکِبَا فی السَّفِینَهِ خَرَقَهَا» (کهف؛ ۴۱)

آن پسر را کِش خَضِر ببُرید حلق

سرّ آن را در نیابد عامِ خلق(۸)

اشاره به آیه «فَانطَلَقا حَتَّی إِذَا لَقِیَا غُلَاما فَقَتَلَهُ» (کهف: ۷۴)

همچو اسماعیل پیشش سَر بِنِه

شاد و خندان پیش تیغش جان بده(۹)

اشاره به آیه «قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی إِنْ شَاءَاللّهُ مِنْ الصَّابِرینَ» (صافات: ۱۰۲)

آن شراب حق ختامش مشک ناب

باده را ختمش بود گند و عذاب

اشاره به آیه «خِتَامُهُ مِسْکٌ وَ فی ذَلِکَ فَلْیَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ» (مطفّفین: ۲۶)

آتش ابراهیم را دندان نزد

چون گزیده حق بود چونش گَزَد؟(۱۰)

پرورَد در آتش ابراهیم را

ایمنیّ روح سازد بیم را(۱۱)

اشاره به آیه «قُلْنَا یَا نَارُ کُونی بَرْدَا وَ سَلَاما عَلَی إِبْرَاهِیمَ» (انبیاء: ۶۹)

گفت نار از خاک بی شک بهتر است

من زنار و او زخاکِ اکدر است(۱۲)

اشاره به آیه «قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ» (ص: ۷۶)

احادیث در مثنوی

به دلیل استفاده مولوی از روایات صادره از معصومان علیهم السلام ، رایحه ای از عصمت و پاکی به بخش هایی از این کتاب وزیده است. او بحق در زمینی کردن معانی بلند توفیق وافری دارد و کلمات آسمانی را به لسان قوم تنزیل داده است. او با استفاده از حدیث «إنّا معاشرَ الأنبیاءِ نُکلّمُ النّاسَ علی قدرِ عقولِهم»(۱۳) به پیروی از پیام آوران الهی ساده گویی را شیوه شایع خود قرار داده است؛ چنان که می گوید:

پست می گویم به اندازه عقول

عیب نبود این بود کار رسول(۱۴)

و نیز حدیثی دیگر که «کلّموا النّاسَ علی قدرِ عقولهم لا علی قدرِ عقولکم حتّی لا یُکذَّبَ اللّهُ و رسولُه»(۱۵) و «مَن کان له صبّیٌ فلیتصبیّ.»(۱۶)
چون که با کودک سر و کارت فتاد

هم زبان کودکان باید گشاد

مرحوم بدیع الزمان فروزانفر بیش از هفتصد بیت وافی به مقصود روایات را از مثنوی جمع و تدوین کرده که در کتابی مستقل تحت عنوان احادیث مثنوی منتشر شده است. به نمونه هایی دیگر از این بهره گیری توجه کنید:

در بیان این سه کم جُنبان لَبت

از ذهاب و از ذهب و زمذهبت(۱۷)

… ور بگویی با یکی دو، الوداع

«کُلُّ سِرٍّ جاوَزَ الاثنینِ شاع»(۱۸)

که بر این حدیث شریف دلالت دارد: «استرذهابَک و ذهبَک و مذهبَک.»(۱۹)
چون درِ معنی زنی بازت کنند

پرّ فکرت زن که شهبازت کنند

در اشاره به حدیث «من قَرَعَ بابا و لَجَّ وَلَجَ»(۲۰)

مال را کز بهر دین باشی حمول

نِعمَ مالٌ صالحٌ گفت آن رسول

اشاره به «نعمَ المالُ الصّالحُ للرجلِ الصّالحِ» و نیز «نعمَ العونُ علی تقوی اللّهِ الغنی.»(۲۱)

این جهان زندان و ما زندانیان

حفره کن زندان و خود را وارهان

مأخوذ از حدیث (الدنیا سجنُ المؤمِن و جَنَّهُ الکافر»(۲۲)

بیان اعتقادات در مثنوی

موضوعات کلامی و اعتقادی همچون توحید، نبوّت، معاد، امامت، فلسفه خلقت و فلسفه مرگ در مثنوی حضوری چشمگیر دارند. طرح این مسائل با تکیه بر عقل صِرف با نوعی صعوبت همراه است، اما مولوی این موضوعات را به گونه ای حسّی و وجدانی ترسیم کرده است. برای نمونه، او موضوع جبر و اختیار را همراه با لطافتی دلنشین بیان کرده است:

آن یکی می رفت بالای درخت

می فشاند آن میوه را دزدانه سخت(۲۳)

صاحب باغ آمد و گفت: ای دنیّ!

از خدا شرمیت کو؟ چه می کنی؟

شخصی غاصبانه وارد باغی شد، از درخت بالا رفت و شروع به چیدن و خوردن میوه کرد. صاحب باغ سر رسید و معترضانه به او گفت: ای آدم فرومایه، چه می کنی؟ از خدا شرم بدار! دزد میوه در پاسخ صاحبِ باغ گفت: اگر یکی از بندگان خدا از باغ خدا خرمایی، که حق عطا کرده، بخورد، چرا از روی بی خردی او را نکوهش می کنی و بر خوان کرم الهی بخل روا می داری؟ صاحب باغ به خدمت کار خود گفت: ریسمانی بیاور تا جواب این دزد بی شرم را بدهم!

پس ببستش سخت آن دَم بر درخت

می زد او بر پشت و ساقش چوب سخت

میوه چین جبری مسلک می نالید که از خدا شرم کن و دست از زدن بازدار و منِ بی گناهِ بی نوا را مکُش. صاحبِ باغ با زیرکی خاص و با استفاده از منطق جدلی، تمامی افعال خود را به خدا نسبت داد:

گفت: از چوب خدا این بنده اش

می زند بر پشت دیگر بنده خَوش

چوب حقّ و پشت و پهلو آنِ او

من غلام و آلت فرمانِ او

یعنی یکی از بندگان خدا از چوب خدا بر پشت بنده دیگرش می زند؛ چوب و پشت و پهلو از آن خداست و من از او فرمان می برم. جبری به التماس افتاد:

گفت: توبه کردم از جبر ای عیار!

اختیار است، اختیار است، اختیار(۲۴)

بدین سان، آن جبری میوه چین در مقابل خداوند باغ خاضع شد و به وجودِ اختیار، اقرار کرد.

تبلیغ یا دعوت پیامبرگونه در مثنوی

به سادگی، می توان «دعوت پیامبرگونه» را تعریفی کوتاه و جامع از «تبلیغ دینی» به حساب آورد و الگوهای گوناگون تبلیغ را که بر اساس سیره پیامبران مطرح شده است در قرآن یا روایات سامان داد.

الگوگیری مولوی از سیما و سیره دل انگیز انبیای عظام الهی علیهم السلام فراوان و حیرت انگیز است، دلالت ها به قدری قوی است که خواننده ضرورت و اشتیاقی برای بررسی سند و صحت و سُقم تاریخی آن ها در خود نمی یابد. او در دفتر پنجم، داستانی از سیره عملی حضرت رسول اللّه صلی الله علیه و آله در تبلیغ و ایجاد تحوّل و انقلاب درونی آورده است:

گروهی از کافران در مسجدی بر حضرتش وارد شدند و از او درخواست کردند که آن ها را ضیافت کند. حضرت میهمانان را بین خود و یاران تقسیم کرد. نصیب حضرت از این گروه مردی تنومند و کریه المنظر بود که همه از پذیرایی او خودداری کردند.

میهمان شکم باره پیامبر غذای همه اهل خانه را خورد. وقت خوابیدن به اتاقی رفت. کنیزک، که از رفتار او به خشم آمده بود، در اتاق را از بیرون بر او بست و او را محبوس کرد. نیمه شب میهمان برای قضای حاجت به سوی درآمد، اما در را بسته یافت. حیران و بی درمان لاجرم دوباره به بستر خزید، چشم ها را بر هم گذاشت و به خواب رفت. خواب های آشفته و پریشان به سراغش آمدند؛ خود را در ویرانه ای خالی و به دور از نظر ناظر محترم دید! در ویرانه رؤیایی و خیالی خویش، خود را آسوده ساخت. وقتی بیدار شد، نگاهش به بستر پُر قذر و خبث افتاد. از اضطراب و خوف رسوایی، درون او به جوش آمد، در انتظار پایان شب سیه و گشوده شدن در به سر برد:

تا گریزد او چو تیری از کمان

تا نبیند هیچ کس او را چنان

قصّه بسیار است کوته می کنم

باز شد آن در رهید از درد و غم

اما گشاینده در رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که پس از گشودن در، پنهان شده بود تا آن کافر شرمسار روی حضرت نشود. البته پیامبر صلی الله علیه و آله عاقبت پرخوری او را می دانست، اما مأمور به نهی نبود و حکمت الهی اقتضا می کرد آن کافر پلیدی خویش را ببیند و مقدّمه پاکی اش به دست «رحمهٌ للعالمین» شود.

بس عداوت ها که آن یاری بوَد

بس خرابی ها که معماری بوَد

شخص فضولی، رختخواب آلوده را خدمت حضرت آورد که مهمان مفتضح خود را ببین!

جامِه خواب پُر حدث را یک فضول

قاصدا آورد در پیش رسول

که چنین کرده است مهمانت ببین

خنده ای زد رحمهٌ للعالمین

پیامبر صلی الله علیه و آله پس از لبخندی ملیح، امر کرد که وسایل شُست وشو را بیاورند.

که بیار آن مطهَره این جا به پیش

تا بشویم جمله را با دست خویش

اطرافیان سراسیمه شدند و از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواستند که خودشان کار شُستن را انجام دهند، اما پیامبر نپذیرفت و فرمود: حکمت در این است که خود بشویم! به ناچار، اطرافیان منتظر شدند تا این حکمت و سرّ الهی گشوده شود و پیامبر هم با جدّیت و دل دادگی، نه به تقلید و ریا، پلیدی ها را تطهیر می کرد…

مهمان بُتی داشت که آن را گم کرده بود. با خود گفت: آن را دیشب در آن خانه جا گذاشتم. با وجود آن که شرمسار بود. اما حرص، حیای او را برد… برای پیداکردن بت با شتاب، داخل اتاق محمد مصطفی صلی الله علیه و آله شد و آن حال وخیم را بدید؛ دید دست خدا (رسول اللّه صلی الله علیه و آله ) با دست خود، آن آلودگی ها را به خوبی و خوشی می شوید. ناگهان بت خود را فراموش کرد، شور و حالی در او ایجاد شد که گریبان خود را چاک می داد:

می زد او دو دست را بر رو و سَر

کلّه را می کوفت بر دیوار و در

آن چنان که خون ز بینیّ و سرش

شد روان و رحم کرد آن مهترش

دل پیامبر صلی الله علیه و آله به حال او سوخت. آن کافر فریادها می زد و مردم در اطرافش گرد آمدند و در آن حال می گفت: ای مردم، از من حذر کنید! من چنان دچار شور و مستی شده ام که اختیاری از خود ندارم. از اطرافم پراکنده شوید!

سجده می کرد او که ای کُلّ زمین

شرمسارست از تو این جزو مَهین

سجده کنان به پیامبر صلی الله علیه و آله می گفت: ای کل زمین و ای همه عالم و ای کسی که افلاک برای تو خلق شده اند، این جزو حقیر از تو شرمنده است، و در این حال، به ظلم و زشتی و گم راهی خویش اقرار می کرد و به خضوع حضرت خاتم صلی الله علیه و آله در مقابل حضرت حقّ گواهی می داد.

تو که کلّی خاضع امر وی ای

من که جُزوم ظالم و زشت و غوی

تو که کلّی، خوار و لرزانی زحق

من که جزوم در خلاف و در سبق

و دم به دم روی به آسمان می کرد و می گفت: من رویی ندارم که به این قبله جهانیان نظر کنم.

چون زحد بیرون بلرزید و تپید

مصطفی اش در کنار خود کشید

حضرت او را آرام کرد و مورد لطف و نوازش قرار داد:…

تا نگرید ابر کی خندد چمن؟

تا نگرید طفل کی جوشد لَبَن؟

مولوی سپس می گوید: تو هم این فرمایش حق را که فرموده است «باید بسیار بگریند» گوش کن تا شیر فضل الهی فرو ریزد.

گفتِ «فَلیَبکوا کَثیرا» گوش دار

تا بریزد شیر فضل کردگار

چشم گریان بایدت چون طفلِ خُرد

کم خور آن نان را که نان آبِ تو برد

باید مانند طفل خردسال چشمی گریان داشته باشی، از آن نان کم تر بخور؛ زیرا نان (در این جا منظور متاع قلیل دنیا) آبروی انسان را می برد…

این سخن پایان ندارد، آن عرب

ماند از الطاف آن شه در عَجب

خواست دیوانه شدن عقلش رمید

دست عقل مصطفی بازش کشید

او نزدیک بود دیوانه شود و عقل از او پر گیرد، اما دست عقل محمد مصطفی صلی الله علیه و آله او را دوباره به سوی عالم عقل متوجه ساخت.

گفت این سوآ، بیامد آن چنان

که کسی برخیزد از خواب گران

فرمود: به این طرف بیا! یعنی از عالم مستی به در آی! آن مهمان عرب مانند کسی که تازه از خواب سنگینی برخاسته، بدان سو آمد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: حیرت را رها کن و به خود آی! زیرا که در این طرف، با عقل و هوشیاری تو کار دارم.

آب بر رو زد، در آمد در سُخن

کای شهید حق! شهادت عرضه کن

پیامبر صلی الله علیه و آله آبی به صورت آن عرب زد و او فورا به حرف آمد و گفت: ای گواه حق، کلمه حق را بر من عرضه کن تا بر حقانیّت خدا و رسول گواهی دهم…

حضرت محمد صلی الله علیه و آله کلمه شریفه شهادتین و ایمان به حق را بر آن جوان عرضه کرد و او نیز پذیرفت:

گشت مؤمن، گفت او را مصطفی:

که امشبان هم باش تو میهمان ما

گفت: واللّه تا ابد ضیف توام

هر کجا باشم به هر جا که روم

من به وسیله تو حیات معنوی پیدا کرده ام و دربان تو هستم و در این جهان و آن جهان، بر سر سفره لطف تو نشسته ام:

گشت مهمان رسول آن شب عرب

شیر یک بُز، نیمه خورد و بست لب

پیامبر صلی الله علیه و آله هرچه به او اصرار کرد و فرمود: از شیر و نان نازک بازهم بخور، آن مهمان گفت: به خدا قسم، بدون هیچ تظاهر و ریایی از دیشب هم سیرتر شده ام:

آن گدا چشمیِ کفر از وی برفت

لوت ایمانیش لَمتُر کرد و زَفت

تنگ چشمی کافرانه از او دور شد تا غذای ایمانی و طعام روحانی او را چاق و فربه کند.

میوه جنّت سوی چشمش شتافت

معده چون دوزخش آرام یافت.

نقش ادب در هدایت (براساس نکته ای قرآنی)

رسالت مبلّغ هدایت مردم است و از آن جا که عمل انسان تابع فکر و عقیده است، انسان هدایت یافته اعمال و رفتار و اخلاق خود را بر اساس مکتب دینی خود سرو سامان می دهد. اما چه بسیار است که عملکردهای انسان زمینه ساز بی دینی یا دین داری او خواهند شد. آیات فراوانی گواه بر این مدّعا هستند و مدلول همه آن ها این است که اگر انسان تقوای الهی پیشه کند و محافظت بر اعمال خود داشته باشد و در راه خدا اهل مجاهده و تلاش باشد، خدای تعالی درهای هدایت را به روی او می گشاید؛ همچنین کسانی که غوطه ور در گناهان شوند، پلیدی ها آن ها را احاطه می کنند، نگرش دینی آن ها نیز دچار آسیب فراوان و جدّی می شود و یکسره آیات الهی را به مسخره می گیرند و تکذیب می کنند و این سخن پیام آور عاشورا، حضرت زینب علیهاالسلام ، در مقابل یزید بود: «ثُمَّ کانَ عَاقِبَهَ الَّذیِنَ أَسَاءُوا السُّوءَی أَنْ کَذَّبُوا بِأیاتِ اللّهِ وَ کَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون» (روم: ۱۰)؛ کسانی که زشتی و نافرمانی پیشه کردند، عاقبتِ آن ها چنین می شود که آیات الهی را تکذیب و استهزا کنند. اما آنان که در عالم کفر و بی دینی، همه پرده ها را ندریده اند و همه پل ها را پشت سر خود فرو نریخته اند و حدّ نصابی از ادب را حفظ کرده و گستاخی را پیشه خود نساخته اند، چه بسا در معرض نسیم هدایت الهی قرار گیرند. از ذکر آیات عدیده در این مورد صرف نظر می شود، صرفا توجه ارباب معرفت بدین نکته جلب می گردد که «توصیه به ادب» و سلوک پسندیده اجتماعی را بخشی از تبلیغات دینی خود قرار دهند.

مولوی رفتار ساحران دربار فرعون را مصداق رعایت ادب می داند و این که هدایت آن ها وامدار رفتار ظاهری و سلوک پسندیده شان در مقابل حضرت موسی علیه السلام بود و اعتقاد توحیدی آن ها و سپس شهادت آن ها بر اثر حداقلی از اخلاق نیکوی ایشان بود:

ساحران در دوران فرعون به ستیز و مجادله با حضرت موسی علیه السلام کمر بستند، ولی از نظر رعایت ادب، به حضرت موسی پیشنهاد کردند که ابتدا او معجزه خود را نشان دهد، ولی آن حضرت فرمود: نخست شما آغاز کنید. همین مقدار ادب و احترامی که ساحران برای حضرت قایل شدند، سبب گردید که به دین راستین و ایمان حقیقی راه یابند، ولی در عین حال، به سبب عناد و ستیزشان، دست و پای آن ها بریده شد.

ساحران در عهد فرعون لعین

چون مِرا کردند با موسی به کین

لیک موسی را مقدم داشتند

ساحران او را مکرّم داشتند(۲۵)

ساحران از باب تکریم و احترام، حضرت موسی علیه السلام را بر خود مقدّم داشتند.

زان که گفتندش که فرمان آن توست

خواهی اول آن عصا تو فکن نخست

آن ها به حضرت موسی علیه السلام گفتند: فرمان از آن شماست، اگر می خواهید اول شما عصا را بیفکنید.

این اشاره است به آیه ۱۱۵ از سوره اعراف که می فرماید: «قَالُوا یَا مُوسَی إِمَّا أَن تُلْقِیَ وَ إِمَّا أَنْ نَکُونَ نَحْنُ الْمُلْقِینَ قَالَ أَلْقُوا…»؛ ساحران گفتند: ای موسی، اکنون تو مختاری؛ خواهی نخست تو عصای خود بیفکن یا ما بساط سحر بگسترانیم. گفت: اول شما افکنید.

گفت: نی، اول شما، ای ساحران

افکنید آن مکرها را در میان

این قَدَر تعظیم، دینشان را خرید

کز مِرا آن دست و پاهاشان برید

همین احترام و ادبی که ساحران در حق حضرت موسی علیه السلام رعایت کردند، دینشان را خرید و به ایمان راستین راه یافتند، ولی چون ابتدا به عناد و ستیز با آن حضرت کمر بسته بودند، دست و پایشان بریده شد! این اشاره است به آیه ۴۹ سوره شعراء که فرعون به آن ها گفت: «لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلَافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعینَ»؛ دست و پای شما را بر خلاف هم می برم، آن گاه همه را به دار می کشم.

ساحران چون حَقّ او نشناختند

دست و پا در جرم آن درباختند(۲۶)

اشتیاق پیامبرگونه در تبلیغ

همه انبیای الهی علیهم السلام مشتاق و حریص بر هدایت مردم بودند. کوچک ترین دل سردی، خستگی، ناامیدی و گسست از مردم در ساحت عصمت، ترک أولی و عصیان محسوب می شود. حضرت یونس علیه السلام مصداقی روشن از این مدّعاست. مولوی حضرت نوح را شاهدی اعلا برای استقامت در دعوت می داند که انکار منکران او را به خاموشی و عزلت از عیال خدا نکشانید. اگرچه دعوت انبیا علیهم السلام منجر به نتایج زودهنگام نمی شد و سخت ترین مقاومت ها در مقابل آن ها صورت می گرفت، اما پیامبران با قبول و ردّ مردم، انجام رسالتِ خود را جهت نمی دادند.

لیک دعوت واردست از کردگار

با قبول و ناقبول او را چه کار؟

نوح نهصد سال دعوت می نمود

دم به دم انکار قومش می فزود

هیچ از گفتن عنان واپس کشید؟

هیچ اندر غار خاموشی خزید؟(۲۷)

آیا هرگز حضرت نوح علیه السلام به سبب لجاجت و عناد قوم، از گفتن و دعوت کردن آنان دست کشید؟ و آیا در مقابل مخالفت های قوم ساکت ماند؟

گفت از بانگ و علالای سگان

هیچ واگردد ز راهی کاروان؟

یا شب مهتابی از غوغای سگ

سُست گردد بدر را در سیرتگ؟(۲۸)

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.