اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دهان پر از عربی، زبان چرا خاموش ؟!
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 45
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دهان پر از عربی، زبان چرا خاموش ؟!، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل دهان پر از عربی، زبان چرا خاموش ؟! شامل 42 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل دهان پر از عربی، زبان چرا خاموش ؟!:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل دهان پر از عربی، زبان چرا خاموش ؟! را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل دهان پر از عربی، زبان چرا خاموش ؟! توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دهان پر از عربی، زبان چرا خاموش ؟! :
یکشنبه هفتم رضمان ۱۴۱۶ ه . ق برابر با هشتم بهمن ۱۳۷۴ ش یکی از برجسته ترین چهره های علم و دانش، بویژه در
زمینه شناخت نسخه های خطی، چشم از جهان فروبست. دانشمند محقق، علامه سید عبدالعزیز طباطبائی قدس سره،
که با رحلتش سوگی سنگین بر محافل علمی و فرهنگی خیمه زد، شصت و هشت سال از عمر پربرکت خویش را در راه
دانش اندوزی و دانشمندپروری گذراند و در این سالیان، آثار نمایانی از خویش به گنجینه بزرگ و گرانسنگ فرهنگ
اسلامی افزود، و بیشتر از آن، راهنماییها و روشنگریهایی است که محققان و پژوهشگران متون اسلامی، همواره از آن
بهره مند بوده اند
.
بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی که پیوسته در مطالعات خود از چشمه جوشان آگاهیهای این دانشی مرد
فرزانه، فیض می برد در روزهای برگزاری کنگره کتاب و کتابخانه در تمدن اسلامی که شهریورماه سال ۱۳۷۴ در مشهد
برگزار کرد، نیز پذیرای ایشان بود. در آن روزها فرصتی پیش آمد تا گفت وگویی صورت پذیرد و متن آن در خبرنامه داخلی
کنگره درج شود
.
این گفت وگو را آن روز، عنوان دادیم که حکایت از وجود جهانی می داد بنشسته در گوشه ای و اینک ضمن بزرگداشت یاد و
خاطره آن فقید سعید، آن را با همان عنوان به خوانندگان گرامی تقدیم می کنیم با این تفاوت که امروز براستی زبان وی
خاموش است و هزاران دریغ
!
:
جناب استاد، لطفا مختصری از شرح احوال خود را بیان بفرمایید
.
به تاریخ ۲۳ جمادی الاول ۱۳۴۸ ه . ق مصادف با چهارم آبان ۱۳۰۸ ه . ش در نجف متولد شدم و در همان جا نشو و نما
یافتم. مراحل تحصیلی مختلف را در حوزه طی کردم. مهمترین اساتید من در سطح عبارت بودند از: مرحوم فانی
اصفهانی، آشیخ مجتبی لنکرانی و آشیخ عبدالحسین رشتی، در خارج فقه مرحوم آیه الله عبدالهادی شیرازی، در فقه و
اصول و تفسیر آیه الله خویی در نجف. بیشتر با علامه امینی و شیخ آقا بزرگ معاشر بودم و همراه ایشان به تهران می آمدم
و به نجف بازمی گشتم. از سال ۱۳۵۶ در قم هستم و با مؤسسات و افراد مختلفی همکاری و تماس دارم. آقای شهرستانی
پایه گذار مؤسسه آل البیت از من خواستند در آنجا نظارت داشته باشم و اکنون بیشتر با آنها در تماس هستم و برای دیگر
مؤسسات نیز هر کدام کاری داشته باشند، انجام می دهم
.
:
در بسیاری از فهرستهای نسخ خطی به یادداشتهای شما ارجاع شده است. بفرمایید این یادداشتها اکنون در چه وضعی
است؟ آنها را چاپ می فرمایید؟ به صورت فیش است؟ چه مقدار است؟
اینها یادداشت نیست، بلکه فهرست کتابخانه امیرالمؤمنین است که من تهیه کرده ام و آقای احمد منزوی هم در فهرست
نسخ خطی خود از یادداشتهای متفرقه من بسیار استفاده کرده است. فهرست نسخه های خطی کتابخانه
امیرالمؤمنین علیه السلام دو پوشه نسخه های خطی عربی بود و یک پوشه هم نسخه های فارسی که البته به صورت فیش
بود. پوشه نسخه های خطی فارسی را از نجف با خود به ایران آوردم و در اختیار آقای منزوی گذاشتم و ایشان آنها را به
فهرست خود منتقل کردند و در هر جا به این یادداشتها ارجاع داده، اما اینها فهرست است و ان شاءالله بزودی چاپ خواهد
شد. پس از این که از نجف آمدم مابقی فهرستها در آنجا مانده بود که به طرز مجعزه آسایی به دستم رسید و هم اکنون در
فکر تجدیدنظر در آنها و چاپ آنها هستم
.
:
چنان که فرمودید، جنابعالی مدتی از نزدیک با علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی در تماس بوده اید. آیا با ایشان همکاری
داشته اید؟ تملذ فرموده اید؟ چند سال با ایشان مراوده داشته اید؟
من حدود ۲۵ سال با ایشان مراوده و نسبت به ایشان ارادت بسیار داشتم و منزلمان روبروی هم بود. هنگامی که به ایران
می آمدم مشخصات نسخه های خطی مختلف را از مکانهای گوناگون یادداشت و خدمت ایشان ارائه می کردم وایشان
نسخه هایی را که ندیده بود، استفاده می کرد. سپس مشغول فهرست نویسی کتابخانه امیرالمؤمنین علیه السلام شدم و
گاهی در بعضی نسخه ها دچار اشکال می شدم که از علامه امینی اجازه گرفتم تا از محضر آقابزرگ استفاده کنم. ایشان
گفتند به شرط آن که نسخه را شب به کتابخانه بازگردانی اشکالی ندارد. من کتاب را ظهر خدمت شیخ آقا بزرگ می بردم
و عصر آن را از ایشان می گرفتم و ایشان مرا راهنمایی می کرد که شیوه حل مشکل چگونه بوده است
.
:
چه خاطره ای از ایشان دارید؟ لطفا مواردی را بیان فرمایید که می تواند برای پژوهشگران جالب و بی گمان مفید باشد
.
از اخلاق شخصی و علمی ایشان و هر خصوصیت دیگری را که در خاطر دارید بیان فرمایید
.
ایشان مرد وارسته و بی آلایشی بود و هیچ تکبر، غرور و وابستگی نداشت و من از جهت سلامت نفس مانند ایشان سراغ
ندارم و از باب مبالغه می توانم بگویم اگر کسی کتابی از ایشان را در مقابل خودش می سوزاند و باز کتاب دیگری
می خواست، ایشان دریغ نمی کرد. آن مرحوم فقر و سختی بسیاری را تحمل کرد، اما باز هم از نگارش کتابهایش دست
نکشید و آنها را به هزینه خودش چاپ کرد و خود، آنها را بسته بندی می کرد و برای افراد و مؤسسات مختلف در سراسر
جهان می فرستاد. روزی به منزل ایشان رفتم و دیدم که بسته های کتب در زیر تخت ایشان مانده، گفتم اگر خادمتان
نمی تواند اینها را به پست ببرد، اجازه بدهید من ببرم که موافقت نکردند، بعدها متوجه شدم که ایشان در آن موقع پول
پست کردن کتابها را نداشته است. اکنون نتیجه آن زحمات را مشاهده می کنیم
.
:
جنابعالی مدتی در آستان قدس تشریف داشته اید. شنیده ایم نسخه های کتب فقه را فهرست فرموده اید. آیا در یک جلد
بوده است؟ چرا چاپ نشده؟
من در سال ۵۰-۱۳۴۹ که هزاره شیخ طوسی در دانشکده الهیات مشهد برگزار می شد از نجف دعوت شدم و آمدم. آن
زمان با عید نوروز مصادف بود. جناب آقای شانه چی پیشنهاد کردند که در ایران بمانم و نسخ کتب فقهی را فهرست کنم و
من چون علاقه داشتم پذیرفتم. ایشان با آقای دکتر رجایی که در آن زمان رئیس کتابخانه بودند گفتگو کردند و ایشان هم
پذیرفتند و با من قراردادی بستند. من گفتم نمی توانم از کتابخانه امیرالمؤمنین علیه السلام صرف نظر کنم و باید گاهی
به آنجا هم بروم و این مطلب در قرارداد هم قید شد. بنابراین، در آن تابستان خانواده ام هم از نجف به مشهد آمدند و من
مشغول فهرست کردن کتب فقه، حدیث، اصول و… شدم. مدتی بعد به نجف رفتم تا مدتی کوتاه در آنجا بمانم و سپس
بازگردم ولی بر اثر فشار بعثیها نتوانستم به ایران برگردم، تا این که سرانجام در سال ۵۶ توانستم به ایران بازگردم و تا
سال ۶۳-۶۲ در ایران بودم. آقای شاکری، رئیس کتابخانه آستان قدس، با من تماس گرفتند که بقیه فهرست را تکمیل
