📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
19ساعت
44دقیقه
32ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دو کتاب «طبایع الاستبداد» و «تنبیه الامه »

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 65

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دو کتاب «طبایع الاستبداد» و «تنبیه الامه »؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دو کتاب «طبایع الاستبداد» و «تنبیه الامه » شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دو کتاب «طبایع الاستبداد» و «تنبیه الامه » را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دو کتاب «طبایع الاستبداد» و «تنبیه الامه » با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دو کتاب «طبایع الاستبداد» و «تنبیه الامه » با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دو کتاب «طبایع الاستبداد» و «تنبیه الامه » تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دو کتاب «طبایع الاستبداد» و «تنبیه الامه » را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی دو کتاب «طبایع الاستبداد» و «تنبیه الامه » :

مقدمه

در غالب حرکت های اجتماعی – خصوصا حرکت هایی که از جنس شورش، کودتا، انقلاب و یک نهضت فراگیر هستند – عده قلیلی رهبری حرکت را بر عهده می گیرند . رهبران یک حرکت اجتماعی، ممکن است خود صاحب رای و فکر بدیع باشند و یا بی آن که صاحب رای و فکر خلاق باشند، مجریان و مدیران خوبی برای پیاده کردن اندیشه های دیگران باشند . معمولا رهبران یک حرکت در زمان حیات خود و زمان شکل دهی حرکت، مانع از ایجاد تحریف و انحراف در مسیر حرکت می شوند; مگر این که مانند یاسر عرفات تغییر ایده داده باشند . اما در مراحل بعدی انقلاب – که یا آنان، در قید حیات نیستند و یا شور و شوق اولیه حرکت تا حد زیادی فرونشسته، و کسانی که چندان به اصل حرکت ایمان نداشته اند نیز به نحوی در جهت دهی حرکت نفوذ یافته اند – احتمال انحراف حرکت، بیشتر می شود . تحریف و انحراف در تاریخ یک حرکت اجتماعی، در سطوح مختلفی می تواند رخ دهد:

۱ . جهت واقعی حرکت کتمان شود; و سطح حرکت تنزل یابد; و آرمان هایی غیر از آرمان های واقعی حرکت به عنوان غایت آن معرفی شود; مثلا آرمان ایجاد عدالت خانه که از مهم ترین درخواست های علما در جریان مهاجرت صغرا در نهضت مشروطه بود، از فهرست درخواست های علما حذف شود و فقط به ذکر برخی درخواست های میانی و جزیی آنان اشاره شود (۱) .

۲ . عوامل و محرک های ابتدایی در شروع حرکت تحریف شود; مثلا ظلم و خیانت دستگاه حاکم در ایجاد انگیزه برای شروع حرکت نادیده گرفته شود و در عوض، کل حرکت مسبب از یک ناراحتی و دعوای شخصی برخی رهبران نهضت با یکی از مسئولان دستگاه حاکم معرفی شود .

۳ . بی آن که محتوای حرکت تحریف شود، رهبران ساختگی به جای رهبران واقعی حرکت معرفی شوند . مثل حذف علما و نادیده گرفتن نقش آنان در بیداری و حرکت مردم در جریان نهضت مشروطه و معرفی کردن روشن فکران غرب زده به عنوان رهبران نهضت; و یا تحریف در انتساب اندیشه رهبران نهضت مشروطه به اندیشه نویسندگان اروپایی . مثل انتساب دروغین تنبیه الامه به اندیشه های نویسندگان فرانسوی و یا انتساب رهبران نهضت مشروطه مشروعه به استبداد شوروی .

۴ . مجاری خطوط خدمت و خیانت، و موازنه منفی و مثبت تعویض شود . مثل این که جریان های اجتماعی برخاسته از متن دین، جریان های وابسته، تحجرگرا، مرتجع و عامل عقب ماندگی جامعه و جریان های اجتماعی منتسب به یکی از دولت های قدرت مند; جریان های مترقی، متعالی و عامل پیشرفت جامعه معرفی شود .

از بد اتفاق، همه این گونه تحریفات در تاریخ نهضت مشروطه رخ داده است . اما آنچه که این نوشته درصدد تبیین آن است، بررسی این نکته است که آیا تنبیه الامه به عنوان یکی از مهم ترین منابع فکری نهضت مشروطه و دیدگاه یکی از بزرگ ترین رهبران نهضت مشروطه – که پس از گذشت قریب به یک قرن هنوز زنده و پویاست – ، برخاسته از اندیشه ای دینی و خودی است؟ تا در این صورت نهضت مشروطه نیز یک نهضت اصیل دینی و مردمی قلمداد شود; و یا این که متاثر از اندیشه های خارج از حوزه دین، مثل اندیشه های نویسندگان قرن هجده فرانسه است؟ تا در این صورت، یک نهضت غیردینی، غیراصیل و غیرمردمی شمرده شود .

از آن جا که بیشترین احتمال در تاثیرپذیری تنبیه الامه از اندیشه های غربی، از طریق طبایع الاستبداد کواکبی، و تاثیرپذیری طبایع الاستبداد از کتب آلفیری، و آلفیری از نویسندگان فرانسوی است; به مقایسه و تطبیق موضوع، محتوا و روش بحث دو کتاب «تنبیه الامه » و «طبایع الاستبداد» می پردازیم .

«طبایع الاستبداد»

این کتاب، دومین اثر معروف و پرآوازه کواکبی می باشد که در عصر استبداد سلطان «عبدالحمید» عثمانی برای آزاد کردن و بیداری مردم مسلمان، مخصوصا اعراب نوشته شده است . این کتاب حدود چهار سال قبل از امضای اولین فرمان مشروطیت در ایران نوشته شده است; از این رو با توجه به محتوای ضد استبدادی آن، برای جامعه ایرانی آن وقت که درگیر با استبداد قاجاری و در صدد ایجاد نظام مشروطیت بود، می توانست مفید و تاثیرگذار باشد . به همین علت، در ۱۳۲۵ ق توسط یکی از شاه زادگان قاجار به نام «عبدالحسین میرزا» به فارسی ترجمه شد .

فضای قلمی کتاب تقریبا در سراسر آن تند است و این امر می تواند معلول دو چیز باشد:

عنوان و هدف کتاب، مقتضی قلمی است که جدای از مستدل و دارای پشتوانه فکری بودن، باید شورآفرین و بیدار کننده نیز باشد . به عبارت دیگر، هدف از نوشتن کتاب تنها با اجتماع «شور» و «شعور» حاصل می شود . چرا که اگر شور توسط شعور هدایت نشود، علاوه بر این که سطحی، موقت و کم تاثیر خواهد بود، جهت مشخصی را هم در سیر تکاملی خود نخواهد داشت .

۲ . این کتاب دو سال قبل از رحلت کواکبی، یعنی در سال ۱۳۱۸ ق نوشته شده است، آن هم در شرایطی که وی تقریبا در تبعید (مصر) به سر می برد . خشم سال های متمادی مبارزه کواکبی علیه استبداد عثمانی – به خصوص که در اواخر عمرش از بیدار شدن مردم استبدادزده عرب، ناامید شده بود – در این کتاب جمع شده است; پس طبیعی است که قلم آن تند و صریح باشد .

در این که آیا این کتاب صرفا نتیجه مبارزات خود اوست و یا این که به نحوی از فضاهای سیاسی و علمی دنیای آن روز، مخصوصا غرب هم متاثر بوده یا نه، اقوال مختلفی وجود دارد:

۱ . برخی بر این باورند که کواکبی این کتاب را از روی کتاب «ویکتور آلفیری (۲) » که در زمان او پرآوازه بوده، اقتباس کرده است (۳) . به خصوص که «تاپی یرو (۴) » ادعا کرده، کواکبی زبان فرانسه را می دانسته است . ولی «سامی الدهان (۵) » و «احمد امین (۶) » معتقدند که او هیچ یک از زبان های اروپایی را نمی دانسته است (۷) و دانسته هایش را درباره تاریخ و اندیشه اروپایی از طریق ترجمه های ترکی کتاب های اروپایی به دست آورده است . وی، رساله «طبایع » را نیز از ترجمه ترکی یکی از مقالات آلفیری اقتباس کرده است (۸) .

ترجمه ترکی کتاب آلفیری در سال ۱۸۹۸ به وسیله «عبدالله جودت » به قصد تبلیغ علیه سلطان عبدالحمید در «ژنو» منتشر شده و احتمالا یک نسخه از آن در دست کواکبی بوده است (۹) .

۲ . از سوی دیگر، «رشید رضا» می گوید: اوصافی که «کواکبی » از نظام استبدادی برمی شمارد گزارشی چنان دقیق از شیوه حکومت عثمانی است که نمی توان آن را فراورده ذهن بیگانه دانست . (۱۰) به عبارت دیگر، رشید رضا معتقد است که طبایع نتیجه تجربه مبارزات کواکبی با دولت عثمانی است .

۳ . به نظر می رسد که کتاب طبایع نه آن طور است که تمام آن متاثر از کتاب ها و اندیشه های اروپایی باشد، و نه آن طور که همه از ترواشات ذهنی نویسنده باشد . بلکه همان طوری که خود کواکبی در مقدمه طبایع بدان اعتراف می کند; برخی متاثر از دیگران و بعضی زاییده فکر خود اوست . چه این که غالب کتاب هایی که نوشته می شوند، این گونه اند .

«تنبیه الامه »

تنبیه الامه مهم ترین اثر سیاسی مرحوم نایینی است که در ربیع الاول ۱۳۲۷، تقریبا ده ماه پس از الغای موقت مشروطیت و بستن مجلس (جمادی الاول ۱۳۲۶) و چهار ماه پیش از فتح تهران و بازگشت مجدد مشروطیت (جمادی الثانی ۱۳۲۷) نوشته شد (۱۱) ، و همان سال در بغداد و سال بعد در تهران چاپ شد . در سال ۱۳۳۴ ش با مقدمه و توشیح و توضیح سودمند آیت الله طالقانی برای سومین بار چاپ شد (۱۲) . در ابتدای کتاب، دو تن از مراجع بزرگ نجف اشرف – ملا محمدکاظم خراسانی و عبدالله مازندرانی – تقریظیه زده اند و بعدها علمای دیگری نیز بر آن تقریظیه زده اند (۱۳) . در زمان حیات نویسنده از این کتاب استفاده های سویی شد و به همین علت مرحوم نایینی وقتی به مرجعیت می رسند، دستور جمع آوری آن را از کتاب خانه ها و منازل می دهد و برای به دست آوردن هر نسخه آن، مقدار پولی هم به عنوان جایزه در نظر می گیرند (۱۴) . و آن گاه که برخی در مورد مشروطیت و کتاب تنبیه الامه از او سئوال کردند، در برابر آنان نسبت به آنچه صورت گرفته بود به درگاه الهی استغفار نمود (۱۵) . هر چند برخی، جمع آوری این کتاب را به دستگاه حاکمه نسبت می دهند (۱۶) .

تاثیرپذیری «تنبیه الامه » از «طبایع » ; تحریف یا واقعیت؟

«عبدالهادی حایری » معتقد است، طبایع که تحت تاثیر ترجمه ترکی کتاب آلفیری نوشته شده بود و به این علت، متاثر از اندیشه های اندیشمندان سده هیجدهم فرانسه می باشد (۱۷) ; هم به فارسی ترجمه شد و هم مستقیما مورد استفاده مرحوم نایینی قرار گرفت و در شکل یابی تئوری استبداد وی نقش عمده ای بازی کرد . پس می توان گفت اندیشه های نو که در کتاب تنبیه الامه یافت می شود، به طور عمده ولی غیر مستقیم، از ایده های اندیشمندان سده هجده فرانسه به ویژه «مونتسکیو» ریشه گرفته است (۱۸) . به نظر می رسد که این قول موجه نباشد، چون مقایسه تطبیقی این دو کتاب به خوبی می رساند که تنبیه الامه از طبایع اقتباس نشده است، زیرا:

۱ . عنوان فصل ها – به استثنای فصل ششم – و محتوای این دو کتاب با یکدیگر متفاوت است . عنوان فصل های کتاب طبایع عبارتند از: استبداد چیست؟ استبداد با دین، استبداد با علم، استبداد با بزرگی، استبداد با مال، استبداد با اخلاق، استبداد با تربیت، استبداد با ترقی، استبداد و رهایی از آن . در حالی که عنوان های کتاب تنبیه الامه عبارتند از: مقدمه (شامل: حقیقت استبداد، تبیین گونه های حکومت، آزادی، برابری، قانون اساسی، مجلس شورای ملی)، مردود بودن استبداد در همه ادیان و در نزد همه فلاسفه (فصل اول)، غیر ایده آل و غصبی بودن هر حکومتی در عصر غیبت و لزوم تلاش برای ایجاد حکومتی به قدر مقدور غیراستبدادی (فصل دوم)، نظام مشروطه بهترین نوع حکومت قدر مقدور (فصل سوم)، رفع برخی شبهات و وسوسه ها در خصوص حریت، مساوات و . . . (فصل چهارم)، شرایط مسئولیت پذیری نمایندگان مردم در مجلس برای اداره حکومت و بیان وظیفه عملیه ایشان (فصل پنجم)، خاتمه: راه های درمان استبداد (فصل ششم) .

هم چنان که پیداست، به جز فصل ششم تنبیه الامه که عنوان آن با فصل نهم طبایع یکی می باشد، سایر فصل ها از جهت عنوان و محتوا با یکدیگر متفاوتند . فصل ششم تنبیه الامه هم که بیشتر در معرض شک در اقتباس از طبایع می باشد; اگرچه به لحاظ عنوان توافق دارند، به لحاظ محتوا و راه هایی که برای رهایی از استبداد پیشنهاد می کنند، کاملا با یکدیگر متفاوتند .

«کواکبی » در آخرین بخش از کتاب خود، به استبداد و راه رهایی از آن می پردازد . وی رفع استبداد را منوط به شروط زیر می داند:

الف) اکثریت ملت، باید دردهای استبداد را احساس کرده باشند تا مستحق آزادی گردند .

ملتی که حکم زبونی بر آن رفته و آن را تا حد چارپایان کشانده باشند، هرگز سئوال از آزادی نکند و گاه باشد که بر مستبد کینه گیرد; ولی به جهت انتقام بر شخص مستبد، نه به جهت خلاصی از استبداد . اینها فقط بیماری را با بیماری دیگر عوض می کنند، و بسا بود که آزادی، خودبه خود به ملتی برسد، اینها نیز قدر آزادی خود ندانند .

ب) استبداد را با سختی نباید مقاومت کرد، بلکه باید به تدریج با او مقاومت جویند . چرا که مقاومت استبداد با عنف اگر شود، مبادا فتنه ای برآید که مردمان را درو نماید . اگرچه گاهی استبداد، از شدت به درجه ای رسد که ناگهان فتنه از روی طبیعت منفجر شود، مخصوصا پس از موارد زیر:

بعد از منظر خونین دردناک; بعد از واقعه جنگی که مستبد در آن مغلوب گردیده; بعد از اهانت مستبد نسبت به دین; بعد از تنگی شدید مالی که عمومیت یافته باشد و از مستبد مساواتی نبینند; بعد از حادثه تنگنا که موجب همراهی قسمتی بزرگ از زنان در یاری کردن مردان باشد; بعد از آن که دوستی شدید از مستبد، نسبت به کسی که ملت او را دشمن شرف خویش داند ظاهر گردد .

مستبد، هر قدر که نادان باشد به این امور واقف است، و چون یکی در صدد شود که مستبد را به هلاکت رساند، او را دلیر سازد تا یکی از این اشتباهات را مرتکب شود و خودبه خود اسباب سرنگونی خود را فراهم کند .

ج) قبل از این که در صدد هلاکت مستبد باشند، باید چیزی که در صدد هستند تا استبداد را به آن بدل کنند، آماده کنند . در باب تبدیل استبداد، شناسایی اجمالی کافی نیست; بلکه مطلب را باید تبیینی واضح و موافق رای همه با اکثریت یا به رای عموم لشکری معین کنند . چرا که اگر فایده کار در ابتدا مبهم باشد; ناچار در آخر اختلاف واقع شود و کار فاسد گردد .

هرگاه مستبد احساس خطر کرد و شروع به احتیاط کرد; ملت از روی طبیعت مستعد گردیده، تا قبول این قوانین کند که خود حاکم خویش باشد . پس مختار است که خود مستبد را تکلیف نماید تا اصول استبداد را به اصول مقرره که مهیا ساخته اند، بدل کند و او هم چاره ای جز قبول نخواهد داشت (۱۹) .

د) محاسبه بی مسامحه ملت از مجریان قانون (۲۰) .

. راه هایی که تنبیه الامه برای رهایی از استبداد پیشنهاد می کند، چهار چیز است:

الف) رفع جهل و غفلت عمومی از طریق تشریح حقیقت استبداد و مشروطیت به زبان «حکمت، موعظه حسنه و جدال احسن » و به شیوه ای ملایم و به دور از خشونت، و با رعایت حفظ اذهان از شوائب غرضیات، و تحرز از موجبات تنفر و انزجار قلوب .

ب) رفع استبداد دینی از طریق ملکه تقوا و عدالت .

ج) رفع سنت «شاه پرستی » ، و میزان ارزش قرار دادن «لیاقت، درایت و علم » را به جای شاه پرستی .

د) رفع تفریق کلمه، و ترتیب دادن موجبات اتحاد به حکم عقل و شرع (۲۱) . البته اگرچه کواکبی نیز در طبایع، به جهل و نقش آن در تقویت استبداد اشاره کرده و می نویسد: «نادانی ملت و سپاه منظم، دو سلاح مهم مستبد است . مستبد می خواهد که رعیتش در شیر و فایده هم چون گوسپند باشد; و در اطاعت مانند سگ، فروتنی و تملق نمایند . اما بر رعیت است که مثل اسب باشد; اگر او را خدمت کنند خدمت نماید و اگر بزنندش بدخویی آغازد (۲۲) . در عین حال، به وضوح روشن است که راه های درمانی مرحوم نایینی و کواکبی برای استبداد، یکی نیست .

۲ . محتوای کتاب تنبیه الامه نشان می دهد که نویسنده آن، شخصی مجتهد و آگاه به تمام مبانی دینی مکتب خود می باشد و در صدد است تا تطبیق و پیاده شدن اصول مشروطیت غربی را در قوانین اسلام توجیه کند . جدای از این که اعمال مستبدانه شاه قاجار در بستن مجلس ملی ایران، نویسنده را به ضرورت نوشتن این کتاب – جهت هدایت مردم ایران و در صحنه نگه داشتن آنها – کشانده است . نکته قابل ذکر این است که تنبیه الامه بیشتر برای جواب دادن به شبهه ها و اشکالاتی نوشته شده است که از جانب علمای مشروعه خواه مبنی بر مخالفت اصول مشروطه غربی با اسلام، مطرح می شدند . حایری نیز به این نکته اشاره کرده و می نویسد: «نایینی کتاب ها و رساله های فراوانی را از آثار شعبه استبداد دینی بر ضد مشروطه خوانده بود و همین نکته یکی از انگیزه های نایینی را برای نوشتن کتابش تشکیل داد (۲۳) .

به همین علت، علی رغم ادعای نویسنده آن مبنی بر تحریر کتاب برای عموم مردم و حذف دو بخش از آن به علت صعوبت و غیر قابل استفاده بودن آن برای عموم (۲۴) ; باز هم متن و محتوای کتاب بالاتر از سطح فکری توده مردم است; چرا که جواب دادن به آن شبهه ها و سئوال ها، مقتضی بحثی عالمانه می باشد . به عبارت دیگر، فضای کتاب تنبیه الامه نشان می دهد که ناظر به شرایط خاص حاکم بر آن روزگار ایران نوشته شده است، نه متناسب با اصول و فصل های کتاب کواکبی که حداقل هفت سال قبل و متناسب با فضای خاص دیگری نوشته شده است . بنابر این، اقتباس از طبایع، اساسا هدف مرحوم نایینی را از نوشتن تنبیه الامه برآورده نمی کند .

از سوی دیگر، محتوا و سبک قلم کتاب طبایع، به حقیقت – همان طور که نویسنده آن اراده کرده است – در سطح فهم عموم مردم می باشد و نشان می دهد که برای فضایی استبدادزده نوشته شده است و بیشتر حالت تبیینی و توصیفی دارد، تا استدلالی و به منظور حل شبهات . به همین علت نگارش ساختاری دو کتاب کاملا متفاوت است . سبک قلمی طبایع گاه به طور کامل حماسی و ادبی می شود و بیشتر حالت خطابی و اقناعی دارد، مثل عبارت: «اگر استبداد، شخصی بود و می خواست که حسب و نسب خویش را آشکار سازد، هر آیینه می گفت: نامم شر است، پدرم ستم کاری، مادرم بدرفتاری، برادرم خیانت کاری، خواهرم درویشی، عمویم تنگ دستی، دایی ام زبونی، فرزندم بی نوایی، دخترم بی کاری، وطنم خرابی و قبیله ام نادانی است (۲۵) » . اما سبک قلمی تنبیه الامه از ابتدا تا انتها، به شیوه استدلالی صرف می باشد . چه این که، مقتضی رفع و دفع و حل شبهات، استدلال است; و مقتضی توصیف و تبیین، ساده گویی و گاه حماسی گویی . علی الخصوص که «حوزه خطاب میرزا، نه مردم عادی بلکه مجتهدان و فضلا و نخبگان علما و حوزه های دینی شیعه بوده اند (۲۶) » .

۳ . به لحاظ هدف نیز، تنبیه الامه و طبایع با یکدیگر قابل تطبیق نیستند . چرا که تنبیه الامه، به دنبال تبیین استدلالی مشروع بودن نظام مشروطه و عدم منافات آن با اصول اسلامی می باشد . وی تحقق مشروطیت واقعی را منوط به دو اصل «حریت » و «مساوات » می داند و در این خصوص می نویسد: «سرمایه سعادت و حیات ملی و محدودیت سلطنت و مسئولیت مقدمه آن، و حفظ حقوق ملیه، همه منتهی به این دو اصل; یعنی حریت و مساوات می شود و حق آزادی خدادادی است، حقی که در نظام استبدادی برافتاده و اعاده اش از شرایط جامعه است (۲۷) » .

ولی طبایع به دنبال تلفیق دموکراسی با اسلام می باشد (۲۸) . وی سر پیشرفت ملت های متمدن را مشارکت عمومی آنها دانسته و این مشارکت را بزرگ ترین اسرار کاینات برمی شمارد (۲۹) .

۴ . محمدجواد صاحبی در مقدمه ای که بر کتاب طبایع زده است، اقتباس تنبیه الامه از طبایع را چنین نقد می کند: «هر دو کتاب را مکرر و با دقت مطالعه و بررسی کرده ام و همسانی و مشابهتی میان آن دو ندیده ام . زیرا به جز اندکی از اصطلاحات رایج در فرهنگ دینی و عربی و پاره ای از نکات که لازمه استدلال های عقلی است و معمولا از باب توارد دو اندیشه بر یک موضوع، در گفتارها و نوشتارها دیده می شود، شباهت دیگری میان آن دو دیده نمی شود و اصولا آهنگ دو کتاب با هم متفاوت است; زیرا کواکبی در طبایع به بررسی درد و مرحوم نایینی در تنبیه الامه به درمان پرداخته است . آری ممکن است مرحوم نایینی قبل از نوشتن اثر خود، کتاب طبایع را دیده باشد (۳۰) .

۵ . مرحوم استاد حمید عنایت، قول اقتباس تنبیه الامه از طبایع را هم سو با قول ایران شناسان غربی دانسته و می نویسد: «رساله تنبیه الامه، رساله ای بسیار بدیع تر و منظم تر از طبایع است، اگر چه به سبب پیچیدگی شیوه نگارش و روش استدلال، مثل طبایع شهرت همگانی ندارد . یکی دو تن از ایران شناسان غربی در گفت وگو با نگارنده، مدعی شدند که مطالب تنبیه الامه از طبایع گرفته شده است، ولی بررسی و مقابله دقیق دو کتاب این دعوی را تایید نمی کند (۳۱) » .

۶ . به نظر می رسد که کواکبی تا حدودی از اندیشه های غربی قرن هیجدهم متاثر شده است و گاه از آنها به نحوی دفاع می کند; مثلا وقتی می خواهد برجستگانی را نام ببرد که مستبدان از آنها می ترسند، نمی تواند از ذکر نام قهرمانان غربی چشم بپوشد و ناخودآگاه «منتسکیو» ها و «شیلار» ها را نیز یاد می کند (۳۲) ; و یا مستبد غربی را به نحوی مذمت می کند که از نوعی مدح نیز نسبت به مستبد شرقی برخوردار می شود .

وی در جایی از این کتاب می نویسد: «از جمله فرق های مستبد غربی و شرقی این است که مستبد غربی ملت را بر کسب، اعانت می کند ولی مستبد شرقی چنین نمی کند و واضح است که این اعانت، نه به نفع ملت، بلکه در راستای همان استبداد می باشد; و گرنه مستبدی که ملت را برای خود ملت اعانت کند که دیگر مستبد نیست (۳۳) » . در مقابل، مرحوم نایینی حضرت سیدالشهدا (حسین بن علی) علیه السلام را قهرمان ضد استبدادی معرفی می کند (۳۴) .

استبداد سیاسی و استبداد دینی از نگاه تنبیه الامه و طبایع

از نظر کواکبی، استبداد در اصطلاح، یعنی تصرف کردن یک یا چند نفر در حقوق ملت، بدون ترس از بازخواست و منشا آن این است که حکمران، مکلف نیست تا تصرفات خود را با شریعت یا بر قانون یا بر اراده ملت مطابق سازد . وی هم چنین معتقد است که استبداد در همه انواع حکومت ها – اعم از فردی مطلقه، فردی مقیده و دموکراسی (حکومت جمعی) – قابل تصور است; چرا که در حکومت های دموکراسی، اشتراک در رای دفع استبداد نمی کند . البته عمدتا آن را تخفیف می دهد ولی گاه استبداد حکومت دموکراسی، سخت تر و مضرتر از استبداد حکومت فردی است (۳۵) . در هر حال; استبداد، استبداد است حتی اگر در قالب یک حکومت دموکراتیک باشد . سلطنت مستبده نسبت به تمامی فروعات خود، دارای صفت استبداد باشد; از مستبد اعظم گرفته تا پلیس و فراش و . . . وزیر اعظم سلطان مستبد، لئیم اعظم ملت باشد . وزیر مستبد، وزیر مستبد باشد نه وزیر ملت، و مشیر سلطنت مستبده نیز مشیر مستبد است و بر ملت غیرت برد نه از بهر ملت . پس دستگاه مستبده، همه اش از جنس استبداد است . برزگر بدبخت را به سپاهی گری گیرند و او همی گرید; ولی به محض این که آستین جامه سپاهیان درپوشد، نخست بر پدر و مادر خویش خوی پلنگی آشکار کند و سپس بر سایرین، و در این راه میان دشمن و برادر فرق نگذارد (۳۶) .

مقام مستبد مثل هیزم شکنی است که برای رسیدن به منفعت عاجل، فقط درختان را قطع می کند و از این شخص جز خراب کاری امیدی نیست (۳۷) .

مرحوم نایینی نیز استبداد را عمل و تصمیم خودسرانه یک فرد بدون در نظر گرفتن دیدگاه های دیگران و مقابل آن را مفهوم عمل و تصمیم بر اساس مشورت با دیگران می داند (۳۸) .

کواکبی درباره ارتباط «استبداد سیاسی » و «استبداد دینی » ، به دیدگاه سیاسیون غربی استناد می کند و نظر آنها را – که معتقدند دین و استبداد دو کلمه باشد به یک معنی (۳۹) – پسندیده و می نویسد: «سیاسیون غربی بر این باورند که استبداد سیاسی از استبداد دینی تولید می شود و یا این که لااقل این دو همزاد و محتاج یکدیگرند، و یکی در عالم دل حکومت دارد و دیگری در عالم جسم . تعلیمات دینی آدمیان را به ترس از قوه هولناک و عظیمی فرامی خوانند و مستبد نیز مردم را از برتری شخصی و مکبر حسی خود می ترساند . به عبارت دیگر; مردم عوام، معبود خود را با ستم کار خویش در بسیاری از حالات و نام ها و صفات، مشترک می بینند . هیچ مستبدی نیست که برای خود صفتی قدسی انتخاب نکرده باشد و یا لااقل برای خود اصحابی از اهل دین نگه نداشته باشد تا او را در ظلم بر مردم به نام خداوند یاری کنند . پس میان دو استبداد دینی و سیاسی، مقارنه بدون انفکاک است که هر زمان که یکی از این دو در ملتی موجود شود، دیگری را نیز با خود می آورد یا اگر یکی زایل شود دیگری نیز زایل می شود» .

مرحوم نایینی اگر چه استبداد سیاسی و استبداد دینی را در ارتباط با یکدیگر و متقوم به هم می داند، لیکن استبداد سیاسی را لزوما زاییده استبداد دینی نمی داند (۴۰) . به همین علت، ممکن است در جایی استبداد باشد ولی ربطی به امور دینی نداشته نباشد، مثل استبداد در ممالک کفر . آن استبدادی که مرحوم نایینی با آن مخالف بود و تنبیه الامه را در رد آن نوشت; نه لزوما استبداد دینی، بلکه بیشتر استبداد سیاسی حاکم بر ایران بود .

به نظر مرحوم نایینی، «استبداد دینی عبارت از ارادات خودسرانه است که منسلکین در ذی سیاست روحانیه، به عنوان دیانت اظهار و ملت جهول را به وسیله فرط جهالت و عدم خبرت به مقتضیات کیش و آیین خود، به اطاعتش وامی دارند; و این اطاعت و پیروی چون غیرمستند به حکم الهی – عز اسمه – است، لهذا از مراتب شرک است (۴۱) » . وی استبداد سیاسی در کشورهای اسلامی را در سه مرحله ظلم، به تصویر می کشد:

۱ . ظلم حکام ستم کار به امام معصوم – علیه السلام – از جهت اشغال مقام رهبری; که می بایست به او یا نماینده اش باز گردانند و یا از طرف آنها مجاز شناخته شوند .

۲ . ستم به مردم، از جهت سلطه بر اموال و نفوس و نوامیس ایشان; که می بایست به وسیله وضع قانون اساسی برطرف گردد .

۳ . ستم به خدا، از جهت گستردگی حکومت ستم کاران و خداگونه حکومت کردن و احکام خدا را زیر پا گذاردن; که می بایست به وسیله نظارت مردم از طریق مجلس شورا که نمایندگان ملت اند، جلوگیری به عمل آید (۴۲) .

دیدگاه کواکبی و نایینی رحمه الله درباره سلطنت مشروطه

کواکبی در خصوص رابطه سلطنت های مشروطه و استبداد می نویسد: شریک بودن مردم در رای دادن و برگزیدن، دفع استبداد نمی کند و چه بسا که حکمرانی یک گروه، از حکومت یک نفر سخت تر و زیان بارتر باشد . بنابراین، سلطنت مشروطه که قوه قانون گذاری را از قوه مجریه جدا می کند; تا هنگامی که مجریان را در برابر قانون گذاران مسؤول نگرداند نمی تواند استبداد را از میان بردارد . به همین علت می نویسد: سلطنت از هر قسمی که باشد از وصف استبداد بیرون می رود، مگر آن که تحت راقبت شدید و محاسبه بی مسامحه باشد (۴۳) .

مرحوم نایینی نیز از واژه هایی نظیر «سلطنت اسلامیه » ، «سلطنت نوع اول » ، «سلطنت جائره » و «سلطنت مستبدانه » استفاده می کند . اما این که موضع وی در قبال اصل سلطنت چیست، جای بحث دارد . وی با طرح تبدل و تحول سلطنت مطلقه به شورویه (۴۴) ، اساس نظریه سیاسی خود را پی می ریزد (۴۵) ; و در پاسخ به این سئوال که اگر سلطانی به مشارکت و مساوات با ملت راضی شد و کمالات عالیه زیادی را هم دارا بود، آن وقت آیا باز هم لزومی برای تشکیل مجلس شورا و مشروطیت باقی می ماند یا نه؟ می نویسد: «این اعمال سلطان از مقوله تفضل است نه از باب استحقاق . علاوه بر همه اینها، مصداقش منحصر و نایاب تر از عنقا و کبریت احمرند، و رسمیت و اطرادش هم از ممتنعات است (۴۶) .

نایینی، مشروطه را نظامی به طور کامل اسلامی و ایده آل نمی دانست . به باور وی، مشروطه بدان جهت مشروع بود که دفع افسد به فاسد بود و دارای ستم و غصب کم تری بود، و میزان خلاف و تجاوز به حقوق مردم در آن کم تر از حکومت استبدادی رخ می داد (۴۷) . بر این اساس، او مشروطه را یک نظام قدر مقدور می داند (۴۸) و معتقد است که حکومت مشروطه از باب ضرورت و به «عنوان ثانوی » ، مشروع است . زیرا حکومت در مرحله نخست حق امام معصوم علیه السلام و در دوره غیبت، از باب ولایت فقیه یا «حسبه » از آن فقیهانی است که شرایط لازم را دارا باشند . اما اینک که استبداد حاکم است و حکومت معصوم علیه السلام امکان پذیر نیست، مهار ستم و استبداد به قدر امکان از ضروریات دین اسلام است . وی برای توضیح این مطلب به سه اصل فقهی زیر استناد می کند: «نهی از منکر» ، «اداره کشور از وظایف فقیهان » و «بایستگی قلمرودار کردن حکومت ستم (۴۹) » .

رابطه دین و سیاست از نگاه کواکبی

کواکبی پس از بحث درباره ارتباط استبداد سیاسی و استبداد دینی، به رابطه خود دین و سیاست پرداخته و می نویسد: «در مذهب اسلام مطلقا نفوذ دینی نیست، مگر در مسایل اقامه دین (۵۰) » . این امر نشان می دهد که گویا کواکبی قایل به جدایی دین از سیاست بوده است، و چون قلمرو اوامر و نواهی دینی را نه در حوزه اجتماعی و دنیایی، بلکه فقط در ساحت روابط فردی و مربوط به آخرت می داند; در جایی دیگر از همین کتاب می نویسد که «مستبد، از علوم دینی که متعلق به معاد است بیم ندارد (۵۱) ; و در جای دیگر که به تفصیل از علوم خطرناک برای مستبد نام می برد (۵۲) ، از علوم دینی نامی نمی برد (۵۳) .

وی هم چنین معتقد است که مستبدان، این دین را وسیله تفرق کلمه و تقسیم امت قرار دادند و با سخت گرفتن و مشوش داشتن و داخل کردن زیادت ها در او، آن را ضایع کردند . وی با استناد به حدیث «هلک المتنطعون (۵۴) » معتقد شده است که نباید در امر دین سخت گیری کرد (۵۵) .

به نظر می رسد، این نظر کواکبی با دیدگاه قبلی وی که حوزه نفوذ دین را صرفا مسایل مربوط به اقامه دین – به معنی خاص عبادات و معاملات – می دانست، بی ارتباط نباشد . زیرا وقتی که دین امری فردی محسوب شود، سخت گیری در آن موجه نخواهد بود . البته این بدان معنی نیست که کسانی که قایل به «دین حداکثر» هستند و قلمرو آن را بسیار فراتر از مسایل فردی – بلکه در تمام حوزه های اجتماعی – می دانند، لزوما تبلیغ دین را از طریق سخت گیری ممکن می دانند; بلکه معتقدند که اسلام دین «تبشیر و تنذیر» است و در آن «وعده و وعید» در هم تنیده شده است . هم بهشت دارد، هم جهنم; هم حدید دارد و هم میزان; هم ذوالفقار دارد، هم رحمت و شفاعت . در یک کلام، اسلام دین اعتدال است، نه فقط سخت گیری و نه همیشه سهل انگاری .

شاید بتوان مبانی فکری کسانی که امروزه استراتژی خود در تبلیغ دین و اداره جامعه دینی را بر اساس تز «تساهل و تسامح » تنظیم و تعریف کرده اند، با مبانی فکری کواکبی پیوند زد .

رابطه استبداد و علم از نگاه کواکبی و نایینی رحمه الله

کواکبی رابطه استبداد و علم را این گونه ترسیم می کند: «هم چنان که مصلحت آن وصی، مقتضی نیست که یتیمان به حد رشد برسند، هم چنین موافق غرض مستبد نیست که رعیت به نور علم منور گردد; و از آن جا که میان علم و استبداد، جنگ دایمی و ستیز مستمر است، مستبد دیدار دانشمند باهوش را خوش ندارد و هر گاه به دانشمندی مثل طبیب یا مهندس یا . . . محتاج شود، کسی را از ایشان که کوچک نفس و متملق باشد اختیار می کند . (۵۶) »

وی در خصوص تاثیر جهل رعیت در قوت استبداد مستبد می نویسد: «عوام، قوت مستبد و اسباب روزی او هستند . با خود ایشان بر ایشان حمله می برد و به وسیله ایشان بر غیر ایشان تطاول می جوید . چون ایشان را اسیر کند، از شوکت او خرم شوند و چون اموالشان غصب کند، او را بر باقی گذاشتن جانشان ستایش کنند و چون خوارشان سازد، بلندی شان او را بستایند . چون با اموالشان انفاق به اسراف کند، گویند زهی، مردی است کریم، و حاصل سخن این که عوام به سبب ترسی که از جهل ناشی می شود، با دست خود خویشتن را سر می برند (۵۷) » .

مرحوم نایینی نیز اصل این شجره خبیثه – سلطنت مستبده – را همان بی علمی ملت به وظایف سلطنت و حقوق مشترکه نوعیه می داند (۵۸) و می نویسد: «همین جهل رعیت است که می پندارد، هر چه نکرد باید ممنون بود . اگر کشت و مثله نکرد یا قطعه قطعه به خورد سگان نداده یا به نهب اموال قناعت و متعرض ناموس نشد، باید تشکر کرد (۵۹) » . ایشان برای زدودن جهل مردم، به ریشه های آن توجه کرده و میان جهل و استبداد سلطنتی ارتباط برقرار می کند و راه زدودن جهل را از بین بردن سلطنت و یا لااقل محدود کردن آن به حدود و قوانین می داند . از این رو، وی طرح نظام حکومتی قدر مقدور را ارایه می دهد و بیان می دارد که اگر نتوانیم حکومت مطلوب را – که وی لزوما آن را حکومت معصوم علیه السلام می داند – ایجاد کنیم، باید تلاش کنیم تا نظام حکومتی ما هرچه مقدور است به آن نظام مطلوب، نزدیک تر شود (۶۰) .

نگاهی اجمالی به محتویات منحصر به فرد طبایع

۱ . ترس متقابل مستبد و رعیت از یکدیگر:

کواکبی در خصوص ترس مستبد از رعیت و بالعکس می نویسد: «ترس مستبد از کینه رعیت افزون تر از ترس رعیت از آسیب مستبد است . چه، ترس مستبد ناشی از علم، و ترس رعیت ناشی از جهل است . ترس مستبد از انتقام به حق است و ترس رعیت از زبونی موهومی است . ترس مستبد از بهر جان است و ترس رعیت از بهر نان . مستبد اگر استبدادش فزون گردد، ترسش نیز به همان نسبت فزون می شود تا جایی که از چاکران و خواص خود و حتی از اندیشه و خیالات خود می ترسد (۶۱) » .

۲ . راه شناخت ملت استبدادزده:

کواکبی، راه شناخت ملت استبدادزده را وجود زیاد الفاظ تعظیم و چاپلوسی در لغت و زبان عرفی آن ملت می داند . وی سپس از این سخنش نتیجه می گیرد که چون در زبان و لغت فارسی الفاظ تعظیم زیاد است، پس ملت ایران سابقه استبدادزدگی زیادی دارد (۶۲) .

۳ . رابطه استبداد و بزرگی:

کواکبی، بزرگی را به حرمت داشتن در دل ها معنی می کند و آن را رتبه ای روحانی برمی شمارد که در نفوس آدمیان با نزلت حیات برابری می کند و برای آن اقسامی ذکر می کند:

بخشش مال از بهر نفع عام را بزرگی کرم; و بخشش علم نافع از بهر عام را بزرگی فضیلت; و بخشش جان در راه نظم و یاری حق را – که برترین اقسام بزرگی است – بزرگی والا گویند (۶۳) .

وی درباره ارتباط اداره های مستبده با انواع بزرگی می نویسد: «اداره های مستبده، خود موجد بزرگی دروغین می شوند . یعنی در سایه مستبد اعظم، مستبدان کوچکی درست می شوند . بزرگی دروغین در ملت های قدیمه کم تر یافت می شود، بلکه در قرن های وسط شروع به رستن نموده است و در قرن های آخرین، بازار آن رواج یافت . منظور مستبد از تربیت بزرگان دروغین، این است که به توسط ایشان بتواند ملت را فریب دهد تا در زیر نام منفعت، خود را زیان رسانند; مثلا ایشان را وادارد تا در جنگی که خود او محض اقتضای استبداد برافروخته، جان فشانی کنند یا ملت را به کار گیرد تا دشمنان ظلم او را به نام این که دشمن ملت می

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.