خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قرائتی نوین از نقش و جایگاه زن در حقوق اسلامی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 73
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل قرائتی نوین از نقش و جایگاه زن در حقوق اسلامی یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل قرائتی نوین از نقش و جایگاه زن در حقوق اسلامی شامل 95 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل قرائتی نوین از نقش و جایگاه زن در حقوق اسلامی را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل قرائتی نوین از نقش و جایگاه زن در حقوق اسلامی با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل قرائتی نوین از نقش و جایگاه زن در حقوق اسلامی بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل قرائتی نوین از نقش و جایگاه زن در حقوق اسلامی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قرائتی نوین از نقش و جایگاه زن در حقوق اسلامی وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل قرائتی نوین از نقش و جایگاه زن در حقوق اسلامی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل قرائتی نوین از نقش و جایگاه زن در حقوق اسلامی مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قرائتی نوین از نقش و جایگاه زن در حقوق اسلامی :
به اعتقاد ما هیچ فکری به صرف اینکه «کهن» است و هیچ راه و مسیری از آن رو که در گذشته پیموده است، قداست ندارد.تقدس فقط از آن «حقیقت» است که قائل شدن به چارچوب زمانی خاصی برای آن بی معناست.حقیقت، مولود «حیات» است و از این رو «نبوت» و پیامبری، در معنای دینی خود در واقع حقیقتی است که در ظرف زمانی «گذشته» تبلور یافته است.پیامبر در باور ایمانی ما، انسان همه ادوار «حیات» است و به برهه خاصی از زمان اختصاصی ندارد، گر چه خورشید وجود او نیز مانند هر انسان دیگر در قطعه ای از زمان، تابیدن گرفته و سپس به خاموشی گراییده است.
در مقام گفتگو هیچ بحثی، حرمت شرعی ندارد
از این رو، همه چیز را جز حقیقتی که در گذشته ظهور کرده است، می توان به بحث و گفتگو نهاد، در این میان «نص» که نمی یابد بدان به مثابه شی ای ثابت نگریست، استثناء نیست .زیرا شاید حروف و أشکال «متن» ثابت باشد اما این ضرورتا بدان معنا نیست که مفهوم و مقصود آن هم ثابت و ایستا و بی تحرک است.بعضی از مردم در فهم معنا و مقصود «متن» ، «فرهنگ لغت» را حلال مشکلات می شمارند و سخت بر آن تکیه می کنند.به عکس کسانی نیز هستند که شرایط پیرامونی منفی را که زائیده مقطع زمانی و مکانی خصوصی است، در نظر می گیرند و پیوند آن متن را با تاریخ یا ارتباط تاریخ را با متن می کاوند و از اینجاست که میان این دو گروه، اختلاف نظر پدید می آید.برخی، در جستجو و کشف اشارتهای فراقاموسی با مردم همراه می شوند و از متن زندگی آنان الهام می گیرند، چون بدیهی است که زبان، [تنها] تکواژه های قاموس نیست و کلمات [همچون موجودات زنده ] در مسیر تاریخ انسان زندگی می کنند و همگام با بسیاری از تنوعها و دگرگونیهای انسان تحول می یابند و از این رو، نمی توان همه این جوانب معنایی را در فرهنگ لغت، سراغ گرفت.بر این مبنا شاید همیشه حاجتمند باشیم که بیش از آنکه در متون لغت به دنبال فهم مفردات «نصوص زبانی» برآئیم برای فهم دقیق فکر و اندیشه مورد نظر تلاش کنیم [که ممکن است بخشی از آن در قوامیس لغت مغفول عنه واقع شده باشد] ؛ چه، فضای ذهنی و احساسات و آرزوهای شخصی که واژه هایی را به کار می برد و غالبا گفتنی نیست و امکان ظهور نمی یابد، همه داخل در معنای آن واژگان است.
مبنای قرائت ما از نقش و جایگاه زن در حقوق اسلامی
از این رهگذر، در قرائتی نوین از جایگاه زن در حقوق اسلامی ناچار باید با اتکاء بر پایگاهی معین، حرکت خود را آغاز کنیم، زیرا هر فعالیت حقوقی، ناگزیر از شناخت مبانی آن نظام حقوقی، می آغازد.از این رو، می پرسیم: آیا براستی در اسلام در عمق معنای انسانیت که تشریع و قانون گذاری دینی از آنجا نشأت گرفته است، «زن» یا «مرد» بودن موضوعیت دارد؟ و آیا از این حیث، تفاوتی میان انسانیت زن و مرد می توان در نظر آورد؟
من بر آنم که در این میان، زن بودن و مرد بودن را اصولا مطرح نمی توان کرد.انسان از نفسی واحد آفریده شده است:
الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها
ترجمه: او که شما را از نفسی واحد آفرید و همسر او را هم از او پدید آورد (نساء/۱) .
واژه «زوج» در لغت هم شامل مرد است و هم زن.نفسی واحد وجود دارد که «زوجیت» در همان دایره معنا و تجسم می یابد و پدیدآورنده وحدت در عین «کثرت» است.این نفس واحد همانطور که زن و مرد را در جلوه های جسمانی متفاوت ظاهر ساخته و این خود نشان دهنده قابلیت تنوع آن نفس است، همچنین می تواند سلوک و رفتارهای متفاوتی را به نمایش بگذارد.در تکوین و آفرینش یک نفس آفریده شده است و هیچ دوگانگی در این زمینه به چشم نمی خورد.روی این اصل، می توان دریافت که تشریع الهی و آسمانی به یک اندازه زن و مرد را شامل می گردد.هنگام زندگی انسان در بهشت و پیش از هبوط او به زمین، زن و مرد هر دودر کنار هم حضور داشته و شیطان آنان را بالسویه فریفته است:
انی لکما لمن الناصحین
ترجمه: من از خیر خواهان شما هستم (اعراف/۲۱) . «فاکلا منها» ترجمه: آنگاه از آن [میوه ممنوعه ] خوردند (طه/۱۲۱) .مشکل [نافرمانی از امر خدا] از «آدم» سرچشمه نگرفته بود که «حواء» را [در خوردن از شجره ممنوعه ] بفریبد یا حواء سبب از راه به در شدن آدم گردد .بلکه ضعف درونی «بشر» باعث شد که در این کژ راهه با هم همراه شوند؛
و خلق الانسان ضعیفا
ترجمه: انسان، ناتوان آفریده شده است (نساء/۲۸) .در قرآن «ضعف» ، ضعف زن نیست بلکه صفت نوع انسان است که گاه سبب دچار شدن او به اشتباه و خطا می گردد و زمینه انحراف او را فراهم می کند.پس از هبوط آدم و حوا به زمین، خداوند، آنان را مخاطب قرار داده فرمود :
اما یأتینکم منی هدی فمن تبع هدای
ترجمه: آنگاه اگر رهنمودی از من برای شما آمد، کسانی که از رهنمودم پیروی کنند… (بقره/۳۸) .از این رو می توان گفت: در اسلام، مبدأ تشریع همان وحدت نفس انسانی است که گویای این اندیشه است که مشکلات انسان از یک دست است و از این رو، راهکارهای حل آنها نیز باید همگون باشد؛ اگر بپذیریم که ماهیت انسان، متنوع و چند گونه است، طبیعی است که مشکلات او نیز نشانه هائی از این تنوع و تکثر را با خود به همراه داشته باشد و در نتیجه تأثیر خصوصیت هر بخش از این اجزاء متنوع را در زوایای گوناگون شاهد باشیم، اما باید توجه داشت که همه آنها از هر نوع نشانی از یک واقعیت دارند و در مجرایی واحد قرار می گیرند .
یکسان بودن زن و مرد در قبال احکام شرعی
در قرآن کریم هیچ حکمی از احکام شرعی را نمی توان یافت که تنها به زن یا مرد اختصاص داشته باشد.در چارچوب کلی مسؤولیت دینی پاره ای مسائل اثباتی وجود دارد که خداوند از مردم از زن و مرد طلبیده است که بدان پایبند باشند و مسائل دیگری نیز هست که جنبه نفی ای دارد و وظیفه همه است که آنها را ترک کنند.قرآن کریم در سوره احزاب از عناصر اثباتی در عرصه مسؤولیت دینی اینگونه سخن می گوید:
ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیرا و الذاکرات اعد الله لهم مغفره و اجرا عظیما
ترجمه: بیگمان مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان فرمانبر و مردان و زنان درستکار و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان خاضع و مردان و زنان صدقه بخش و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خدا را بسیار یاد می کنند، خداوند برای همه آنان آمرزش و پاداشی عظیم آماده ساخته است (آیه ۳۵) .
سؤال اینجاست که در این آیه مبارک، آیا میان زن و مرد، تفاوتی در زمینه ارزشهای دینی هست؟ ارزشهای دینی و پاداشی اخروی و دعوت کتاب آسمانی قرآن در زمینه پایبندی به ارزشها در مورد زن و مرد، یکسان مطرح شده است:
و ما کان لمؤمن أو مؤمنه اذا قضی الله و رسوله امرا أن یکون لهم الخیره من أمرهم
ترجمه: و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد که چون خدا و پیامبرش امری را مقرر کردند، آنان را در کارشان اختیار [و چون و چرایی ] باشد (احزاب/۳۶) .
همین طور قرآن کریم در گفتگو از عمل آدمی می فرماید:
انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی
ترجمه: من عمل هیچ صاحب عملی را از شما چه زن و چه مرد بی پاداش نمی گذارم (آل عمران/۱۹۵) .
الزانیه و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما مائه جلده
ترجمه: زن و مرد زنا کار، را هر کدام صد تازیانه بزنید (نور/۲) .
و السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما
.ترجمه: دستان مرد و زن دزد را بزنید (مائده/۳۸) .
در جای دیگر در قالب تمثیل می خوانیم:
و ضرب الله مثلا للذین کفروا امرأه نوح و امرأه لوط کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتاهما فلم یغنیا عنهما من الله شیئا و قیل ادخلا النار مع الداخلین و ضرب الله مثلا للذین آمنوا امرأه فرعون اذ قالت ربی ابن لی عندک بیتا فی الجنه و نجنی من فرعون و عمله و نجنی من القوم الظالمین و مریم ابنه عمران…
ترجمه: خداوند درباره کافران مثلی می زند و آن همسر نوح است و همسر لوط که در حباله دو بنده از بندگان شایسته ما بودند سپس به ایشان خیانت کردند و آن پیامبران در برابر امر و عذاب الهی چیزی را از آنان باز نداشتند و به آنان گفته شد که همراه وارد شوندگان، وارد آتش دوزخ شوید و نیزخداوند در مورد مؤمنان مثلی می زند و آن همسر فرعون است که گفت: پروردگارا برای من در نزد خودت، خانه ای در بهشت بنا کن و مرا از فرعون و عمل او رهایی بخش و از قوم ستم پیشه نجاتم ده و نیز مریم دختر عمران را (مریم/۱۲ ۱۰) .در این تصویر کلی که قرآن کریم در این آیات ارائه کرده است زن ناشایستی که در اعمال و رفتار خویشتن، تن به عوامل ضعف وجودی خویش سپرده است به مثل کافرانی است که از نقاط سوء اخلاقی باید بپرهیزد و زن شایسته ای که از توان بی اعتنایی و پشت کردن به فضا و شرایط فاسد جامعه خوش برخوردار است و به تمامی جنبه های مثبت در عمل پایبند مانده است، به مثل، همان زنان و مردانی است که ایمان به خدا در دل و جان آنان ریشه دوانده است. [در آئین پاک اسلام ] هیچ اصل فکری وجود ندارد که در باب مسؤولیت و نتایج آن، مرد را بر زن مقدم شمارد.با دقت در آیه ۱۳ از سوره مبارک حجرات:
یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم
.ترجمه: ای مردم ما شما را از یک مرد و یک زن آفریدیم و شما را به هیأت اقوام و قبائلی در آوردیم تا با یکدیگر انس و آشنائی یابید.بیگمان گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است، می توان دریافت که مسأله اساسی «انسان» است و هیچ فرقی میان آنان از حیث پایبندی عملی به اصول ارزشی به چشم نمی خورد، مگر آن که سطوح مختلفی در زمینه عمل به آن موازین در بین آنان بتوان یافت.بنابر این، اصل و اساس، همان انسانیت انسان است که حقوق مخصوصی را به هر کدام از زن و مرد بخشیده است.
پاسخگوئی به بعضی اشکالات
دیدگاه فقهی و حقوقی ما در مورد زن، بر پایه این طرز تلقی استوار است که گمان می کنیم تصویر صحیحی از مفهوم انسانیت را نمایش می دهد.حال به طرح بحث و گفتگو راجع به پاره ای مسائل که ممکن است برخی از مردم به آنها به مثابه «اشکال» در عرصه مباحث حقوقی اسلام نگاه می کنند می پردازیم: ۱ «
الرجال قوامون علی النساء
» ترجمه: مردان بر زنان تسلط دارند (نساء/۳۴) .شاید برخی گمان برند این «قوامیت» چندان فراگیر است که همه چیز را در چتر خود می پوشاند و در نتیجه همیشه مرد، در مرتبه نخستین می نشیند و سرپرست و ناظر بر امر زن است و زن همیشه انسان درجه دوم است.تلقی ما چنین رنگ و بوئی ندارد، بلکه بر آنیم که قوامیت مطرح در این آیه صرفا به حوزه مسائل زناشویی و خانوادگی اختصاص دارد، زیرا در ادامه آن می خوانیم:
بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما أنفقوا من اموالهم
ترجمه: زیرا خداوند بعضی از انسانها را بر بعضی دیگر برتری بخشیده و از آن رو که مردان از اموال خویش [برای زنان ] خرج می کنند (نساء/۳۴) .تنها جایی که وظیفه مرد است که به لحاظ مرد بودن مسؤولیت خرجی دادن زن را به لحاظ زن بودن بر گردن بگیرد، در دایره زوجیت است، زیرا مسؤولیت «پدر» در زمینه تقبل مخارج فرزندان، در مورد پسر و دختر یکسان است و تأمین مخارج دختر را از آن رو به عهده دارد که «فرزند» اوست نه یک موجود «زن» .
ولایت نیز اگر چه از آن مردان است، ولی «ولایت» بر تمام مردم اعمال می شود و نه «فقط» بر زنان.پیامبر، امام و ولی فقیه به یک نسبت بر مردان و زنان ولایت دارند.از این رو می توان گفت: تنها مسأله ای که به مرد و زن بودن عنایت شده است مسأله ازدواج است. «قوامیت» نیز اساسا به [ارجحیت وجودی ] «شخصیت» شخص «قوام» ارتباطی ندارد بلکه صرفا به شخصی برمی گردد که مسؤولیت اداره خانواده بر عهده اوست، زیرا در هر حال، این مسؤولیت فقط باید به یکی از زن و مرد محول گردد و اصولا معقول نیست که بر عهده هر دو نفر آنان گذاشته شود.بر این اساس و نظر به پاره ای خصوصیتها که اختلاف جنسیت میان زن و مرد پدید آورده است، ولایت [و قوامیت ]، مسؤولیت مرد قلمداد شده است.
جلوه برخی از این خصوصیتها را می توان در ویژگیهای جسمانی و صفات روحی و نفسانی و وظیفه خرجی دادن مرد ملاحظه کرد.
راستی اگر پذیرش مدیریت و اداره امور فرد دیگر، نشانه کمبود انسانیت طرف مقابل باشد، بطور کلی زیر بار مدیریت هیچ کس می توان رفت؟ !
این یک مسأله، موضوع دیگر شبهه ای است که در مورد آیه ۲۲۸ از سوره مبارک بقره مطرح می شود :
و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف و للرجال علیهن درجه
ترجمه: به گمان ما «درجه» که در این آیه از آن سخن رفته است، صرفا به برخی حقوق اشاره دارد که در دایره مسائل زوجیت «حق» اختصاصی مرد است.حق طلاق سرآغاز همه این حقوق است .به این ترتیب، ناگفته خود پیداست که از این «درجه» ارجحیت مقام و ارج انسانی اراده نشده است، بلکه مراد از آن حقی است که در جنبه اجرائی مسائل درون خانوادگی، به مرد اختصاص دارد.مسأله دیگری که در این باب مطرح می توان کرد همان مسأله ارث است که بحث و گفتگوی بسیار برانگیخته است:
للذکر مثل حظ الأنثین
(نساء/۱۱) ترجمه: که خواه و ناخواه با مسأله «دیه» (خونبها) پیوند می خورد.سؤال این است که آیا اختصاص نصف حق الارث مرد به زن، از این مقوله ناشی نمی شود که «زن» نصف مرد است و کمال انسانی را فقط در وجود مرد، می توان نظاره کرد؟ طبعا این گمان، پندار ناصحیحی بیش نیست زیرا جز در پارهای موارد اندک شمار تمام مسؤولیتهای که مرد بر عهده دارد بر دوش زن نیز سنگینی می کند.از این رو می توان گفت: زن به مثابه انسانی کامل در قبال اعمال و رفتار خویش، درست به اندازه مرد، در برابر اعمال خویش مسؤول است.پس وجه این تفاوت در چیست؟
موضوع ارث
در ادای حقوق مادی آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، رعایت اصل عدالت است.مسأله ای کلی وجود دارد و آن اینکه وقتی کسی عطایی را از کس دیگر قبول می کند، باید بیندیشد که در عوض آنچه او عطا کرده است، چه انتظاراتی دارد؟ میان اخذ و بخشش، می باید همخوانی و تعادل وجود داشته باشد.اگر کسی هزار دلار به کسی بدهد و در مقابل دو هزار دلار از او بخواهد و همو به دیگری پانصد دلار بدهد و هیچ مسؤولیتی از او طلب نکند، کدامیک سود برده اند؟ ! از عالم نظریه به عرصه واقعیتها پا بگذاریم.خداوند مقرر فرموده است که زن نصف سهم الارث مرد را ببرد ولی هیچ مسؤولیت مادی بر او فرض نکرده است.در عوض پرداخت نفقه زن و فرزند و جز آنها که اقتضای زندگی زناشوئی است، وظیفه مرد است.زن حتی مسؤول تأمین مخارج خود نیست و هیچ مسؤولیتی در جهت تقبل هز
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
