خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتابی و سخنی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتابی و سخنی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ضایعه درگذشت آیه الله العظمی اراکی قدس سره
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ضایعه درگذشت آیه الله العظمی اراکی قدس سره قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
19ساعت
29دقیقه
45ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پاسخی به نامه «اران ولایتی است از آذربایجان »

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 40

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل پاسخی به نامه «اران ولایتی است از آذربایجان »؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پاسخی به نامه «اران ولایتی است از آذربایجان »، محتوای خود را در قالب 98 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل پاسخی به نامه «اران ولایتی است از آذربایجان » با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پاسخی به نامه «اران ولایتی است از آذربایجان » آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل پاسخی به نامه «اران ولایتی است از آذربایجان » به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل پاسخی به نامه «اران ولایتی است از آذربایجان » ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پاسخی به نامه «اران ولایتی است از آذربایجان »، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخی به نامه «اران ولایتی است از آذربایجان » را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پاسخی به نامه «اران ولایتی است از آذربایجان » :

گروه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز

پس از مطالعه نامه آقای صمد سرداری نیا مندرج در شماره ۴۲ مجله مشکوه که نقدی بر بخشهایی از مقاله چاپ شده

نگارنده در شماره ۴۰ همان مجله تحت عنوان «جمهوری مسلمان نشین آذربایجان » بود، درصدد برآمدم جهت تنویر اذهان

و افکار خوانندگان عزیز بویژه محققان بی غرض نکته ها و مطالب جدیدی را افزون بر داده های پیشین یادآوری کنم و

قضاوت نهایی را به عهده اهل قلم و صاحبنظر محول نمایم

.

آنچه بیش از همه مورد توجه و اعتراض آقای سرداری نیا در مقاله مزبور قرار گرفته و از عنوان نامه نیز پیداست آن است

که ایشان کوشیده اند با استناد به چند منبع داخلی و خارجی که عمدتا مربوط به قرن ششم هجری به بعد به شمار

می روند ثابت کنند اولا نام واقعی و تاریخی منطقه، اران نبوده بلکه آذربایجان بوده و اران ولایتی از آذربایجان به شمار

می رفته است و این دو هیچ وقت از همدیگر جدا نبوده اند. ثانیا آراء و نظریات متفکران معاصر در این که نام آذربایجان از

طرف مساواتیها به این خطه داده شده است مردود و غیرقابل اعتماد است

.

با استناد به گفته ها و نوشته های ایشان به ایراد مطالبی کوتاه درخور جواب نامه می پرازم. اما قبل از هر چیز باید خود

نویسنده نامه را مورد خطاب قرار داد و گفت

:

از آنجا که اصولا هر گونه تحقیق دقیق و فراگیر باید مستند و با مراجعه به متون و نسخه های خطی کهن صورت گیرد،

متاسفانه جنابعالی نه تنها از این شیوه غافل بوده اید و منابع مورد نظرتان از چنین امتیازی برخوردار نیست بلکه برای

اثبات مدعای خویش از آثار کسانی بهره برده اید که ملاک داوریهایشان غیرمنصفانه و دور از واقعیت بوده و واجد حقایق

تاریخی و واقعی نیست. حال آن که برای ارزشمند بودن یک کار تحقیقی و پژوهشی ناگزیر باید از متون تاریخی و

جغرافیایی معتبر و موثق جغرافیدانان و مورخان گذشته و حال بهره گرفته و آنها را مورد استفاده قرار داد

.

در آغاز به اختصار باید گفت که اران و آذربایجان ایران در یک اقلیم و یا یک محدوده جغرافیایی قرار نگرفته بودند که ما

بخواهیم آنها را یکی بدانیم چرا که هر کدام از آنها سرزمینی مستقل و جدا از هم بوده اند و صحت این مطلب را می توان

از لابلای اکثر مدارک و اسناد باز یافت. هر چند در برخی از فرهنگها و کتابها نیز چنان که منتقد محترم ذکر کرده اند،

محدوده آن دو یکی دانسته شده و اران ولایتی از آذربایجان شمرده شده است. اما در مقام مقایسه به این نتیجه می رسیم

که اندیشه های صاحبان آثار دسته اول بر آراء دسته دوم برتری داشته و از قوت و اعتبار بیشتری برخوردار است

.

استرابون از جغرافی نویسان سده اول پیش از میلاد مسیح نام باستانی اران را آلبانیا دانسته و با استناد به نوشته های

تئوفانس میلتی در بخش یازدهم کتاب جغرافیای خود چنین آورده است: «آلبانیا سرزمینی است که از جنوب رشته

کوههای قفقاز تا رود کر و از دریای خزر تا رود آلازان امتداد دارد و از جنوب به سرزمین مادآتروپاتن محدود است

».

این نظریه نشانگر آن است که آلبانیای قفقاز به نام آتروپاتن یا آذربایجان مشهور نبوده و این دو سرزمین از یکدیگر جدا

بوده اند به طوری که مرزهای جنوبی آلبانیا به سرزمین مادآتروپاتن محدود می شده است

.

پلینیوس جغرافی نگار و تاریخ نویس دیگر سده نخست میلادی در کتاب خود تاریخ طبیعت در این باره نوشته است

: «

آلبانها در دشتهای اطراف رود کر سکونت داشتند و رود آلازان آنها را از ایبریان (گرجیها) جدا می کرد

». (۱)

می بینیم که اظهارنظر پلینیوس نیز به نوشته استرابون بسیار نزدیک است. در زمان انوشیروان نیز که مملکت ایران به

چهار کوست (سمت) تقسیم می شد سرزمینهای آذربایجان و قفقاز جنوبی در کوست آتورپاتکان قرار داشتند و آلبانیا

(

اران) از سرزمینهایی بود که در شمال آذربایجان واقع شده بود و شمالی ترین کرانه دریای خزر و پایتختش پرتو (بردعه

)

مرزبان نشین بوده است

. (۲)

در جنگ هراکلیوس امپراتور روم با خسرو پرویز ساسانی، وی در فصل زمستان با گرفتن پنجاه هزار اسیر از آذربایجان به

طرف سرزمینهای شمال ارس بویژه آلبانی که دارای زمستانهای معتدل است به راه افتاد و پس از گذشتن از ارس و

ماندگار شدن در آلبانی به نوشته تاریخ آغوانک به شاهان آغوانک (آلبانی، اران)، ایبری (گرجستان) و ارمنستان نامه

نوشت و از آنان خواست که لشگریان رومی را در جنگ علیه ایران یاری کنند

. (۳)

از مطالب فوق و سایر آثار به جا مانده از جمله کتیبه موبد کرتیر، متعلق به اوایل دوره ساسانی، که در آن از افروخته

شدن آتش مغان در ایران و انیران (خارج از ایران) سخن به میان رفته است، بروشنی می توان دریافت که آذربایجان

بخشی از ایران بود اما آلبانیای قفقاز از سرزمینهای انیران به شمار می رفت

. (۴)

در همین جهت با نگاهی به آثار دوران اسلامی بحث را پی می گیریم و درمی یابیم که اکثریت قریب به اتفاق صاحبان آن

آثار به هنگام اشاره به حدود و شهرهای سرزمینهای اران و آذربایجان، آن دو را مستقل از هم ذکر کرده اند

.

ابن فقیه که اثر خود را در سال ۲۹۰ ه ۰ ق تالیف نموده سرزمین ارمنستان را چهار بخش دانسته و آن بخشها را «ارمینیه

اول و دوم و سوم و چهارم » نامیده است. او در این بخش بندی اران را جزء بخش اول بلاد ارمینیه آورده و برذعه، بیلقان،

قبله، شیروان، شابران، شکی، شمکور (شامخور) و بلاسجان (بلاشگان) را از شهرهای اران یاد کرده است. وی در ادامه

می افزاید: حد آذربایجان تا رود رس (ارس) و کر است

. (۵)

ابن حوقل با ارائه تصویر جداگانه از سه ناحیه ارمینیه، آذربایجان و اران در اثر خود، رود ارس را مرز میان آذربایجان و

اران دانسته و می گوید: «دریای خزر از مغرب به اران و حدود سریر و بلاد خزر و بخشی از بیابان غزان محدود است. او

شهرهای برذعه، جنزه (گنجه)، شمکور، شماخیه، شروان، شابران، قبله و شکی را از سرزمین اران، و شهرهای اردبیل،

داخرقان،

(۶)

تبریز، سلماس، خوی، برکری، ارومیه، مراغه، اشنه، میانج، مرند، برزند را جزو آذربایجان معرفی کرده است

». (۷)

ابن خردادبه متوفای سال ۳۰۰ ه ۰ ق از اران و آذربایگان و شهرهای آن دو جداگانه یاد کرده است

.

شهرها و روستاهای آذربایجان را در جنوب ارس دانسته و از اران، تفلیس، برذعه، بیلقان، قبله و شیروان جداگانه یاد کرده

و افزوده است که شهرستانهای اران و جزران (گرجستان) و سیسجان جزو بلاد خزر بودند که در روزگار انوشیروان به

تصرف او درآمدند

. (۸)

کتاب الاعلاق النفیسه نگاشته شده به سال ۲۹۰ یا ۳۱۰ ه خوره های آذربایجان را اردبیل، مرند، باجروان، ورثان و مراغه

ذکر نموده و خوره های ارمینیه را نیز اران، جزران، نشوی (نخجوان)، خلاط، دبیل و … آورده است

. (۹)

اصطخری نیز در اثر جغرافیایی خود با ترسیم نقشه های جداگانه از سه ناحیه ارمینیه و اران و آذربیجان، اران را از

آذربایجان جدا می داند و می گوید: «در همه اران شهری بزرگتر از بردع و دربند و تفلیس نیست ». وی شهرهای اران را

بیلقان، ورثان، بردیج (برزنج)، شماخی، شیروان، ابخاز، شابران، قبله، شکی، گنجه و شمکور نام برده است. و بردع را

پایتخت اران و اردبیل را مرکز آذربایجان دانسته است

. (۱۰)

مقدسی در قرن چهارم ه ۰ ق از سرزمین رحاب

(۱۱)

یاد کرده و آن را به سه خوره بخش نموده است. نخستین آنها از بالای

دریاچه «اران » است، سپس ارمینیه و در پایان «آذربایجان » باشد. اران نزدیک ۱۳ سرزمین رحاب است که همچون

جزیره ای در میان دریاچه و رود «ارس » و رود «مک » آن را از درازا می شکافد. قصبه آن برذعه است. از شهرهایش: تفلیس،

قلعه، خنان، شمکور، جنزه، بردیج، شمارخیه، شروان، باکوه، شابران، باب الابواب، ابخاز، قبله، شکی، ملاذگرد، تبلا

می باشد

. (۱۲)

صاحب تاریخ یعقوبی، اران را از استانهای ارمنستان آورده که به آن ارمنستان چهارم می گفتند و قباد پادشاه ایران آن را

فتح کرد. همچنین در کتاب جغرافیای خویش البلدان، ارمنستان را سه بخش نام برده و گوید: «بخش اول شهر دبیل،

قالیقلا، خلاط و شمشاط و سواد. بخش دوم: شهر بردعه و شهر بیلقان و شهر قیله (قبله) و شهر دربند. بخش سوم: شهر

خزران (جرزان) و شهر تفلیس و شهری که معروف به مسجد «ذی القرنین » است ». و شهرهای آذربایجان را نیز از قرار زیر

دانسته است: اردبیل، برزند، ورثان، برذعه، شیز، سراه،

(۱۳)

مرند، تبریز، میانه، ارومیه، خوی و سلماس

. (۱۴)

در کتاب فتوح البلدان نیز اران بخشی از ارمینیه آمده که انوشیروان قوم دلیر سیاسیجان را در شهرهایی از اران اسکان

داد

. (۱۵)

در تاریخ بلعمی می خوانیم: فریدون به زندگانی خویش جهان [ملک] را میان فرزندان خود به سه قسمت کرد: ترک و

خزران و … طوج [تور] را داد و او را فغفور نام کرد; زمین عراقین… پارس و سند و… همه ایرج را داد… ولایت او بدو باز

خواندی ایران شهر; زمین مغرب و روم و سقلاب و آذربایگان و اران و کرج تمامیت مرسلم را داد و او را قیصر نام کرد

. (۱۶)

در کتاب نزهه المشتاق

(۱۷)

از آثار ابوعبدالله محمدبن محمد الادریسی متعلق به سده ششم ه ۰ ق نیز نقشه سرزمینهای

آذربایجان، اران، ارمنستان، سریر و بلاد خزر جداگانه رسم شده است

. (۱۸)

مؤلف آثار البلاد و اخبار العباد جایگاه اران و آذربایجان را در دو اقلیم متفاوت از اقالیم هفتگانه ذکر کرده و نوشته است

:

آذربایجان در اقلیم چهارم واقع شده و سرزمینی است پهناور بین اران و کوهستان، در صورتی که اران در اقلیم پنجم قرار

گرفته و جزو ایالات غیرایرانی آمده است

. (۱۹)

صاحب معجم البلدان گوید: «اران ولایتی وسیع و دارای بلاد بیشمار است که جنزه یکی از آنهاست و مردم آن را گنجه

نامند دیگر بردعه، شمکور و بیلقان. بین آذربایجان و اران رودی است که به آن الرس گفته می شود. آنچه مجاور این رود

است از جانب مغرب و شمال از ولایت اران است و آنچه در مشرق این رود واقع شده از آذربایجان است و اران همچنین نام

یک قلعه مشهوری است از نواحی قزوین

». (۲۰)

که البته منظور ما در این مقال مسلما نظر اول یاقوت حموی می باشد

.

همو در اثر دیگر خود المشترک، رود رس (ارس) را مرز میان اران و آذربایجان ضبط کرده و به هنگام سخن از اقلیم اران،

آن را اقلیمی مشهور میان آذربایجان و ارمنستان خوانده است

. (۲۱)

در ذیل تاریخ گزیده در ذکر وقایع سال ۷۴۴ قمری می خوانیم: «… روز دیگر از آب ارس گذشته به راه گوگجه دنگز متوجه

اران شدند

…».

نیز در حوادث سال ۷۴۸ قمری آمده: مملکت آذربیجان و عراق عجم و اران و موغان و بعضی از گرجستان و کردستان و

تراکمه بر امرا و نوکران قسمت کرد

. (۲۲)

حسن پیرنیا حدود آذربایجان را در عهد اشکانیان از جانب شمال با ارمنستان بزرگ و اران و از طرف غرب با ارمنستان

بزرگ و کوچک و کردون (کردستان) و آدیابن و از سمت جنوب با مادبزرگ ذکر کرده، ولی از جانب مشرق اطلاعی به

دست نداده است

. (۲۳)

از گفته پیرنیا به خوبی می توان پی برد که اران (آلبانی قفقاز) و آذربایجان (اتورپاتکان) در دوران

پادشاهان اشکانی نیز دو ناحیه مستقل و جدا از هم بوده است

.

گذشته از اظهارنظرهای نویسندگان و مورخان و جغرافی نگاران پیش از اسلام و پس از آن در پیرامون حدود آذربایجان و

اران و نام بردن شهرهای آن دو به طور جداگانه، دانشمندان و محققان صاحبنظر قرون وسطی و معاصر نیز از این امر

غافل نبوده و هر کدام به نحوی مطالبی اظهار داشته اند، از جمله

:

موسی کاگان کاتواتسی مورخ و مؤلف کتاب تاریخ آغوان، در قرن دهم میلادی، ضمن بحث در پیرامون آلبانیای قفقاز،

حدود آن منطقه را از ایبری (گرجستان) تا دروازه هونها (دربند قفقاز) و رود ارس نوشته است

. (۲۴)

بارتولد خاورشناس مشهور روسی گوید: «ارس که در قدیم مصب جداگانه از کر داشت سرحد بین آذربایجان و اران (آلبانی

قدیم) بود

». (۲۵)

به عقیده وی، اران همان آلبانیای روزگار باستان است که از ناحیه دربند در شمال شرق تا شهر تفلیس در

غرب و تارود ارس در جنوب و جنوب غرب امتداد داشت

. (۲۶)

مشابه چنین نظریاتی در آثار برخی دیگر از محققان و مورخان ارمنی و روسی قرن بیستم همچون برخوداریان، دورن،

کریمسکی، یامپولسکی و … به چشم می خورد که به دلیل طولانی بودن گفتار مورد نظر به ذکر اسامی آنان بسنده کردیم

.

پژوهشگران و علاقه مندان و اهل فن به منظور اطلاع بیشتر در این باره می توانند به کتاب آذربایجان و اران (آلبانیای

قفقاز) تالیف عنایت الله رضا مراجعه کنند

.

با توجه و دقت نظر به مدارک و شواهد گویا و مستند که به نمونه هایی چند از آنها اشاره شد به این نتیجه می رسیم که

اران و آذربایجان دو نام جغرافیایی بوده و بر دو منطقه جداگانه اطلاق می شده است و درست نیست که بگوییم «اران

ولایتی است از آذربایجان

».

اما درباره تغییر نام اران به قره باغ، مورد نظر مؤلف، هر چند در کتاب یادداشتهای قزوینی و برخی دیگر از نوشته ها به

این مطلب اشاره شده است، اما نباید نظریات دیگران را نیز از نظر دور داشت چنان که مؤلف فرهنگ جهانگیری

می نویسد: از زمان مغول قسمت جنوبی اران، قراباغ خوانده می شده است

. (۲۷)

یا در ذیل تاریخ گزیده چنین می خوانیم: «در ۲۸ رمضان سال ۷۵۹ ه ق چهل وهفت امیر غلف شمشیر آبدار گشتند. آنها

که بیرون بودند چون این خبر بدیشان رسید عازم نخجوان شدند و اخی جوق را برگرفتند و به قراباغ اران رفتند. قریب

دو ماه در اران و بردع بودند… در زمستان سال ۷۶۱ ه ۰ ق به عمارت رشیدی نقل مکان کرد و به قراباغ اران رفت و آنجا

قشلامشی کرد به سبب وبا و طاعون که در ولایت آذربیجان بود… در سال ۷۸۴ ه ۰ ق سلطان احمد به طرف نخجوان

رفت و از راه سیسجان

(۲۸)

به قراباغ اران رفت… در سال ۷۸۵ه۰ق سلطان احمد به تبریز آمد و در فصل خریف متوجه بغداد

شد و امیر محمد دواتی و امیرسنتای را به قراباغ اران فرستاد

». (۲۹)

باز در کتاب حبیب السیر چنین آمده است: «در سال ۶۹۴ ه ۰ ق غازان خان پادشاه مغولان به قراباغ اران رفته قوریلتای

فرمود… به سال ۷۳۶ ه ق وفات سلطان ابوسعید بهادرخان در نواحی قراباغ اران به وقوع پیوست و در مدفنی که در

حوالی سلطانیه بنا نهاده بودند مدفون گردید… امیر تیمور گورکانی جهت قشلاق، قره باغ اران را اختیار کرده به آن دیار

رفت

». (۳۰)

مؤلف محترم از سوی دیگر، بدون ذکر هیچ علت خاصی، در نامه خویش، هدف غایی نوشته ها و پژوهشهای محققان

ایرانی و غیرایرانی مخالف با نام واقعی امروزی جمهوری آذربایجان را، خصومت و دشمنی با مسلمانان آذری و حتی

نابودی آنان دانسته اند. حال آن که با اندکی تامل و نگرش محققانه درمی یابیم که بیشتر نویسندگان ایرانی بجز برخی از

آنان خودشان اهل آذربایجان ایران می باشند که به زبان مادری و میهن ایران علاقه مند بوده و بدان عشق می ورزیدند

.

بنابراین دلیلی نمی دیدند که در تحقیقات و آثار خود احساسات مسلمانان آذری را جریحه دار سازند. زیرا خودشان بهتر

واقف بودند که در صورت ثبوت نظریه مغرضانه آنان، گذشته از این که حیثیت شغلی شان به خطر خواهد افتاد آثار قلمی

آنها نیز زیر سؤال و ذره بین قرار خواهد گرفت و خدشه دار خواهد شد

.

نگارنده پس از مطالعه نامه دوست عزیزمان بخوبی دریافتم منشا استناد ایشان در پافشاری این سخن: «جمهوری

آذربایجان از سابق به این منطقه اطلاق می شده و اختصاص به دوران حاکمیت حزب مساوات ندارد.»، بیشتر

خاورشناسان روسی هستند. ولی باید گفت بجز نظریات معدودی از آنان امثال بارتولد و … به اندیشه های سایر مؤلفان

روسی نمی توان چندان اعتماد کرد، چرا که با توجه به اغراض و مقاصد استعماری روسها در ایران بویژه در قرون ۱۹ و ۲۰

میلادی نوشته های آنان نمی تواند از پایه و اساسی محکم برخوردار باشد. با این همه بهتر است در این مقال برای روشن

شدن بیشتر مدعای خویش بجز منابع و مآخذ اشاره شده از نظریات و افکار دیگران نیز بهره گیریم

.

صاحب فرهنگ معین گوید: «اران سرزمینی در شمال غربی ایران و مغرب دریای خزر در قفقاز که روسها بدان نام

آذربایجان شوروی داده اند. شهرهای عمده آن باکو، گنجه، شماخی، دربند، ایروان و نخجوان و از شهرهای قدیم آن برذعه

است که اکنون خرابیهای آن پیداست

(۳۱)

».

احمد کسروی می نویسد: «شگفت است که اران را اکنون آذربایجان می خوانند. در صورتی که آذربایجان یا آذربایگان نام

سرزمین دیگری است که در پهلوی اران و بزرگتر و مشهورتر از آن می باشد و از دیرباز همواره این دو سرزمین از یکدیگر

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.