خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل طب و داروسازی در اندلس
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل طب و داروسازی در اندلس قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شخصیت و آثار ابن قتیبه ی دینوری
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شخصیت و آثار ابن قتیبه ی دینوری قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
18ساعت
40دقیقه
52ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه ای بر ویژگی های اخلاقی – اجتماعی داستان سیاوش

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 64

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل اندیشه ای بر ویژگی های اخلاقی – اجتماعی داستان سیاوش – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه ای بر ویژگی های اخلاقی – اجتماعی داستان سیاوش شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه ای بر ویژگی های اخلاقی – اجتماعی داستان سیاوش:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه ای بر ویژگی های اخلاقی – اجتماعی داستان سیاوش به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اندیشه ای بر ویژگی های اخلاقی – اجتماعی داستان سیاوش به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اندیشه ای بر ویژگی های اخلاقی – اجتماعی داستان سیاوش با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه ای بر ویژگی های اخلاقی – اجتماعی داستان سیاوش با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اندیشه ای بر ویژگی های اخلاقی – اجتماعی داستان سیاوش با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه ای بر ویژگی های اخلاقی – اجتماعی داستان سیاوش را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اندیشه ای بر ویژگی های اخلاقی – اجتماعی داستان سیاوش :

چکیده

نقش مهم ادبیات در فرهنگ سازی ما را بر آن می دارد تا با آثار ادبی بهتر و بیشتر آشنا شویم . مقاله حاضر به بررسی یکی از داستانهای دلکش شاهنامه فردوسی به نام «سیاوش و سودابه » می پردازد و جنبه های گوناگون اخلاقی – اجتماعی سیاوش را بازگویی می کند . سیاوش مانند سایر قهرمانهای فردوسی در شاهنامه، از ویژگی های مهمی برخوردار است، از جمله خردورزی که یک اصل مهم در نظر فردوسی است و شاهکار سترگ خود را با یادکرد خرد آغاز می کند . ویژگی مهم دیگر، پاکدامنی و طهارت نفس است که هسته اصلی داستان را تشکیل می دهد و به نیکویی ما را به یاد قصه «یوسف و زلیخا» می اندازد . ویژگی دیگر سیاوش، وفای به عهد و در نهایت، کشته شدن مظلومانه او به دست دشمن و پیروزی خون مظلوم بر جفای ظالم است .

کلید واژه ها: شاهنامه فردوسی، سیاوش، سودابه، پاکدامنی، وفای به عهد، خردورزی، خون مظلوم .

۱ . مقدمه

قرن حاضر که می توان آن را قرن صنعت و علم و تکنولوژی نامید، دارای ویژگی هایی است که ما را بر آن می دارد تا بیشتر به بحث فرهنگ، بویژه بخش ادبیات که در فرهنگ سازی نقش عمده ای دارد، توجه کنیم . زندگی این قرن دچار یکنواختی کسل کننده ای شده و حیات معنوی و روحی بشر به مخاطره افتاده است . فرهنگهای ملی، بخصوص خرده فرهنگها در فرهنگهای کلان هضم و نابود می گردد . در این زندگی، همه ابنای بشر هر یک به نوعی در خود فرو رفته اند و فرصت ندارند اندکی از خود و اندیشه منافع مادی بیرون آیند و به زندگی روحی و معنوی بیندیشند و به جلای روح و فکر و ذهن بپردازند . سقراط این نوع زندگی را به حالت کسی تشبیه می کند که مبتلا به جذام و خارش بدن باشد و هیچ کس هم او را از خاراندن بدن باز ندارد و او تمام عمر خود را به خاراندن بگذراند . آیا زندگی او را می توان زندگی باسعادتی شمرد؟ ! (۱)

باید گفت در این ورطه هولناک، دنیای غرب بیشتر فرو رفته است و به گفته اقبال لاهوری: «غرب در عالم خزید و از حق رمید .» (۲) اما در عین حال، این مساله هیچ گاه به فرهنگ غرب محدود نشده و به سایر ملل نیز سرایت کرده است و از این روی این خلاء فرهنگی را باید به گونه ای پر کرد . یکی از مهمترین این راهها، توجه به ادبیات، بخصوص شاهکارهای ادبی است، شاهکارهایی مانند شاهنامه فردوسی که نه تنها در میان ایرانیان مشهور است، بلکه شاهکاری جهانی است و به گفته نولدکه آلمانی:

شاهنامه، یک حماسه ملی است که هیچ ملتی نظیر آن را ندارد . (۳)

ولی با تاسف بسیار باید گفت در میان ایرانیان و حتی دانش پژوهان ایرانی هم کاملا شناخته شده نیست . این آثار می تواند روح خشک و یکنواخت قرن حاضر را طراوت و تازگی بخشد و انسان با خواندن این آثار، از خودی خود بیرون آید و به چیزی فراتر از خود بیندیشد . از این جهت است که فرهنگ دوستانی مانند دکتر غلامحسین یوسفی، محقق و ادیب نامی معاصر در دهه های چهل و پنجاه این خلاء را به خوبی احساس کرده و در مقاله های خود به آن پرداخته است . وی در همان دهه ها می گوید:

هر وقت می بینم برخی از فرزندان ما پیش از آنکه با دنیای شاهنامه و پیام انسانی آن آشنا شوند، فریفته داستانهای مبتذل فرنگی می گردند، به عنوان یک معلم و مربی نمی توانم خود را ببخشم! (۴)

یکی از داستانهای دل انگیز شاهنامه، داستان سیاوش و شیفتگی نامادری او، سودابه بر سیاوش است که بخصوص از آن جهت که ما را به یاد برخی قصص قرآنی می اندازد بسیار جالب توجه است; از جمله، قصه «یوسف و زلیخا» و در مواردی «گذر ابراهیم از آتش » و اثبات بی گناهی او و نیز در بخشی از داستان که کیخسرو، فرزند سیاوش در میان ظالمان می روید و می بالد و خانه ظلم را بر می اندازد، مانند داستان حضرت موسی علیه السلام است . این داستان به سبب ابعاد فراوان و جذابیت خاص خود، همواره مورد توجه شاهنامه پژوهان و فرهنگ دوستان بوده است . در ادامه، با اشاره ای کلی به ابعاد شخصیتی و اخلاقی سیاوش گفتار خود را پی می گیریم .

۲ . شخصیت سیاوش

سیاوش یکی از بزرگترین قهرمانان و شخصیت های مهم حماسه ملی ایران است . نام او همواره بر تارک تاریخ و تمدن ایرانی می درخشد و او را هاله ای از ویژگی های مهمی مانند طهارت نفس، شرافت اخلاقی، پای بندی به اصول مردانگی، وفای به عهد و پیمان تا سر حد جان، خردورزی، مظلومیت، حسابگری و زیرکی، عالیترین نمونه جمال و کمال و عفت، نجیب و رام و آرام در مقابل تقدیر و سرنوشت، آرام ولی بزرگوار و بزرگ منش، در بر گرفته است .

محمدعلی اسلامی ندوشن در این باره می گوید:

سیاوش عزیزترین پهلوان شاهنامه است . او نیز مانند ایرج به سبب خوبی سرشت خود، قربانی نبرد خیر و شر می گردد; گویی برای آنکه درخت خوبی از خشکیدن مصون بماند، باید گاه به گاه از خون یکی از بی گناه ترین و آراسته ترین فرزندان آدمی آبیاری شود . (۵)

و به حق سیاوش یکی از کسانی است که درخت آزادگی را در کشور آزادگان، ایران، با خون خود آبیاری کرد و این درخت، تا ابد برای ایران و ایرانی سرسبزی ثمر می دهد، این درخت، همان درخت نیکی است و باید گفت شاهنامه، سرتاسر چیزی جز نبرد خیر و شر و نیکی و بدی نیست .

دکتر اسلامی ندوشن می گوید:

سیاوش نیز مانند آن دسته از پهلوانانی که با سرنوشت خاص و برای ماموریت خاص به دنیا می آیند، برای به وجود آمدنش مقدماتی فراهم می گردد که همراه غرابت است . . . در شاهنامه و فکر باستانی ایران، خوبی و بدی دو شاخه یک درخت هستند; یکی ثمر نیک می دهد و یکی ثمر بد; چنان که از تخم فریدون، ایرج مبین نیکی می شود و سلم و تور مبین بدی . بر عکس، سیاوش و کیخسرو و فرود، با داشتن خون ترک، به جانب نیکی می گرایند . (۶)

دکتر غلامحسین یوسفی درباره عظمت شخصیت سیاوش می گوید:

اگر حماسه ملی ایران تنها سیاوش را در خود پرورده بود، باز هم گرانقدر بود و در خور تحسین . یاد سیاوش و ایرج، تعظیم تقوی و فضیلت است و زشت شمردن دروغ و خیانت . (۷)

۲ . ۱ . خردورزی و درنگ و اندیشه در کارها

از ویژگی های مهم سیاوش در شاهنامه، خردورزی، درنگ و اندیشه و تدبیر در رخدادهای گونه گون زندگی است . او در میان دو راهی های زندگی می اندیشد و گزینش می کند . خردورزی که پایه و اساس اندیشه فردوسی را در اثر بی بدیل او، حماسه ملی ایران، شاهنامه تشکیل می دهد، در سیاوش نمودی به تمام معنی می یابد و همین ویژگی و عامل مهم خردورزی است که نه تنها به سیاوش، بلکه به تمام حماسه سترگ فردوسی رنگ و بویی خاص می دهد . سراینده این اثر، خود حکیم است و اثر خود را نیز با یادکرد خرد آغاز می کند .

یکی از شاهنامه پژوهان می گوید:

مهمترین عنصر در نزد او [فردوسی]، خرد است . خرد نیروی تشخیص نیک و بد است و زندگی را به جانب اعتدال، مدارا، روشن بینی و مردمی سوق می دهد . (۸)

در شرع مقدس اسلام نیز عقل از جایگاه والایی برخوردار است و منابع روایی شیعه نیز مانند اصول کافی با «کتاب العقل و الجهل » آغاز می گردد و عقل از جنود الهی دانسته شده است و تعبیر «اول ما خلق الله العقل » (۹) نیز بیانگر این نکته است که اساس آفرینش بر خرد نهاده شده است . فردوسی، خود مسلمانی معتقد و شیعه ای واقعی است و قهرمانان او در شاهنامه نیز که در واقع انسانهای نمونه و کامل نژاد ایرانی هستند، از این ویژگی مهم، یعنی خردورزی برخوردارند . وی در داستان سیاوش نیز، خردورزی، زیرکی، درنگ و آهستگی و تدبیر در عواقب امور را از ویژگی های مهم سیاوش برمی شمارد .

مرحوم یوسفی در کتاب برگهایی در آغوش باد درباره خردورزی در شاهنامه و قهرمانان آن می گوید:

در شاهنامه، پهلوانان نه فقط شجاع و دلیرند، بلکه از هوش و خرد و فرهنگ نیز بسیار بهره ورند . تنها سینه شان فراخ و بازوشان ستبر نیست; روح و اندیشه شان نیز قوی است; چنانکه این خصیصه را در رستم به نهایت می بینیم . (۱۰)

مسلم است که سیاوش نیز که از اوان کودکی در نزد خردمندی چون رستم پرورده شده است، از خرد بالایی برخوردار می باشد . همین ویژگی مهم سیاوش است که وقتی با ویژگی های دیگر همراه می شود، نگین درخشان شخصیت ها و قهرمانان فردوسی در شاهنامه می گردد .

اینک با توجه به این گفتار، به بررسی نمونه هایی از خردورزی و درنگ و تدبیر در داستان سیاوش می پردازیم .

الف) سیاوش در جریان اولین دیدار خود از کاخ پدر، پس از اینکه آیین رزم و بزم را از رستم فرا گرفت و به سوی پدر بازگشت، ناگاه با سودابه (۱۱) نابکار که نامادری او نیز می باشد، روبرو می گردد و همین لحظه شوم، ابتدای گرفتاری های سیاوش است . سودابه که از سیاهترین چهره های زن در شاهنامه است، از همین لحظه شیفته روی سیاوش می شود و به دنبال کام گرفتن از او است; اما همیشه سیاوش را در مقابل فتنه گری های این زن دیوصفت، خردمند و اهل درنگ و اندیشه می بینیم:

چو سودابه روی سیاوش بدید پر اندیشه گشت و دلش بر دمید

چنان شد که گفتی طراز نخ است و یا پیش آتش نهاده یخ است

کسی را فرستاد نزدیک اوی که پنهان سیاوخش را رو بگوی

که اندر شبستان شاه جهان نباشد شگفت ار شوی ناگهان

فرستاده رفت و بدادش پیام برآشفت از آن کار آن نیکنام

بدو گفت مرد شبستان نیم مجویم که با بند و دستان (۱۲) نیم

(۱۴۰- ۱۳۵/۳)

اما سودابه دست بردار نیست و با مکر و ترفند، شاه را بر آن می دارد که سیاوش را به بهانه دیدن خواهران خود به شبستان بفرستد:

فرستش به سوی شبستان خویش بر خواهران و فغستان (۱۳) خویش

بگویش که اندر شبستان برو بر خواهران هر زمان نو به نو

سپهبد سیاوخش را خواند و گفت که خون رگ و مهر نتوان نهفت

تو را پاک یزدان چنان آفرید که مهر آورد بر تو هر کت بدید

پس پرده پوشیدگان را ببین زمانی بمان تا کنند آفرین

(۱۵۰- ۱۴۴/۳)

در همین جاست که خردورزی و اهل درنگ و تامل بودن سیاوخش (۱۴) آشکار می گردد:

سیاوش چو بشنید گفتار شاه همی کرد بر خیره در وی نگاه

زمانی همی با دل اندیشه کرد بکوشید تا دل بشوید ز گرد

گمانی چنان برد کو را پدر پژوهد همی تا چه دارد به سر

که بسیار دان بود و چیره زبان هشیوار و بینادل و بدگمان

(۱۵۶- ۱۵۳/۳)

سیاوش با خود می پیچد و راز می کند و عاقبت اندیشی را از همین آغاز پیشه خود می گرداند:

بپیچید و برخویشتن راز کرد از انجام آهنگ آغاز کرد

که گر من شوم در شبستان اوی ز سودابه یابم بسی گفتگوی

(۱۵۸- ۱۵۷/۳)

سیاوش پس از اندیشه و تدبیر و درنگ در این امر و نتایج و پیامدهای رفتن به شبستان و همسخن شدن با سودابه نیرنگ باز، پاسخ پدر را این گونه می دهد:

چنین داد پاسخ سیاوش که شاه مرا داد فرمان و تخت و کلاه

کز آن جایگه کافتاب بلند برآید کند خاک را ارجمند

چو تو شاه ننهاد بر سر کلاه به خوبی و دانش به آیین و راه

مرا راه بنما سوی بخردان بزرگان و کارآزموده ردان

دگر نیزه و گرز و تیر و کمان که چون پیچم اندر صف بد گمان

چه آموزم اندر شبستان شاه به دانش زنان کی نمایند راه

(۱۶۵- ۱۵۹/۳)

سیاوش با این سخنان دیدگاه خود را از همان ابتدا به پدر می گوید که از عاقبت این کار که راهنمای آن زنی پتیاره (۱۵) و نیرنگ باز چون سودابه است، باید ترسید و انسانهای خردمند از آن اندیشناکند . اما به هر حال چون نمی خواهد از فرمان و خواست پدر سرپیچی کند، آن را می پذیرد; ولی با این سخن می خواهد عواقب و پیامدهای کار را که سیاوش با تیزبینی و دوراندیشی ویژه خود از همین آغاز دریافته است، به گردن شاه بیندازد و این، ژرف نگری و دوراندیشی و خردورزی سیاوش را بخوبی می نمایاند . سیاوش از پدر خواسته که او را به سوی بخردان راه نماید، زیرا که خود خردمند است و خردمندان را دوست تر دارد .

ب) یکی دیگر از نمودهای خردمندی سیاوش، در ادامه همین داستان قابل مشاهده است . وقتی سیاوش به دستور پدر به شبستان می رود، سودابه که اندیشه ناروای خود را در پس چهره مادری مهربان پنهان کرده است، نخستین کام خود را از راه شهوت برمی گیرد و سیاوش خردمند از همین جا داستان را تا آخرش می خواند و حساب کار را می کند:

سیاوش چو از پیش پرده برفت فرود آمد از تخت، سودابه تفت

بیامد خرامان و بردش نماز (۱۶) به بر درگرفتن زمانی دراز

همی چشم و رویش ببوسید دیر نیامد ز دیدار آن شاه سیر

و:

سیاوش بدانست کان مهر چیست چنان دوستی نز ره ایزدی است

و سیاوش به سرعت خود را از کانون فتنه و شهوت دور می گرداند:

به نزدیک خواهر خرامید زود که آن جایگه کار ناساز بود

(۲۰۳- ۱۹۷/۳)

اما سودابه دست بردار نیست و با چهره مادری مهربان، چاره ای نو می اندیشد، بدین گونه که دوباره به بهانه ای دیگر سیاوش را به شبستان بکشاند تا شاید بتواند او را رام خود گرداند و کام از او بر گیرد . ترفند جدید این است که به بهانه اینکه دختر خود یا دختری دیگر را از شبستان به عنوان زن سیاوش برگزیند، کیکاووس را وسوسه می کند تا دوباره او را به شبستان بفرستد و کیکاووس هم به این امید:

که از پشت تو شهریاری بود که اندر جهان یادگاری بود

کنون از بزرگان زنی برگزین نگه کن پس پرده کی پشین

(۲۳۴- ۲۳۲/۳)

او را به شبستان می خواند . اما سیاوش می گوید هر کس را که تو برگزینی، رواست و من بنده ام و مطیع و نیازی به رفتن به شبستان نیست:

مبادا که سودابه این بشنود دگرگونه گوید، بدین نگرود

به سودابه زین گونه گفتار نیست مرا در شبستان او کار نیست

اما کیکاووس که از «آب در زیر کاه » آگاه نیست، از سخن سیاوخش خنده اش می گیرد:

زگفت سیاوش بخندید شاه نه آگه بد از آب در زیر کاه

(۲۳۹- ۲۳۷/۳)

کاووس گفتار و پیشنهاد سودابه را از سر مهر مادری می داند; زیرا او در نبود مادر، جای مادرش را پر کرده; اما چه مادری! گر چه سیاوش دوباره برای امتثال امر پدر مجبور است به شبستان برود، اما دور اندیشی او به او می گوید که:

نهانی ز سودابه چاره گر همی بود پیچان و خسته جگر

بدانست کان نیز گفتار اوست همی زو بدرید بر تنش پوست

(۲۴۵- ۲۴۴/۳)

و این امر، تیزبینی و ژرف اندیشی سیاوش را بخوبی نشان می دهد .

ج) بار دوم که سیاوش به اجبار به شبستان می رود، سودابه ای که مهری به ظاهر مادری، اما «نز ره ایزدی » با سیاوش دارد، حرف دل خود را با نیرنگ تمام به سیاوش می گوید و کام گناه آلود دیگری از سیاوش برمی گیرد; ولی سیاوش پاک و پرشرم از این کار «رخانش از شرم چون خون می شود» و از «کیهان خدیو» یاری می جوید که اورا از شر سودابه بی شرم «دور دارد» . اما سیاوش می داند که با این سودابه «چاره گر و پر از بند و نیرنگ » باید با درنگ و اندیشه و ترفند برخورد کند و مصلحت کار را در آن می بیند که با او با نرمی سخن گوید و خود را از این دام بیرون کشد و این نیز از مواردی است که خردورزی سیاوش را، علاوه بر پاکی و طهارت او، بخوبی نشان می دهد:

اگر سرد گویم برین شوخ چشم (۱۷) بجوشد دلش، گرم گردد ز خشم

یکی جادویی سازد اندر نهان برو بگرود شهریار جهان

همان به که با او به آواز نرم سخن گویم و دارمش چرب و گرم

سیاوش از آن پس به سودابه گفت که اندر جهان خود تو را کیست جفت

نمانی مگر نیمه ماه را نشایی به گیتی به جز شاه را

کنون دخترت بس که باشد مرا نباید جز او کس که باشد مرا

(۲۹۳- ۲۸۸/۳)

و بدین گونه سیاوش برای گریز از سودابه «شوخ چشم » به ازدواج با دختر او رضایت می دهد و باز دوراندیشی سیاوش در پایان این سخن نیز نمودار است که می گوید هر حرف خلافی که کردی و هر کاری که کردی من نادیده گرفتم و تو هم سعی کن با کس این راز را مگشایی و با کس مگویی:

تو این راز مگشای و با کس مگوی مرا جز نهفتن همان نیست روی

سر بانوانی و هم مهتری من ایدون گمانم که تو مادری

(۳۰۰- ۲۹۹/۳)

اما سودابه سیاوش را رها نکرد و بالاخره تا آخر کار پیش رفت و سیاوش همچنان پاک و عفیف ماند و «از بهر دل، دین به باد نداد» و با «پدر، بی وفایی » نکرد و از راه «مردی و دانش » جدایی نگزید و کار به جایی رسید که سیاوش برای اثبات بی گناهی و پاکی نفس خود مجبور شد از آتش بگذرد و با یاری «یزدان نیکی دهش » به سلامت از آتش بیرون آمد .

کیکاووس که پس از این آزمایش، بی گناهی سیاوش و ناپاکی سودابه بر او مسلم گردید، سودابه را خوار کرد و او را سزاوار مرگ دانست تا حدی که سودابه باید «بی جان شود و ز بد کردن خویش پیچان شود» و دستور داد تا او را به سزای کردار زشت و خیانت بر شاه، بردار آویزند; اما در همین جا باز نمونه دیگری از خردورزی و ژرف نگری و دوراندیشی سیاوش آشکار می گردد . او می داند که گرچه پدر اکنون دستور قتل سودابه را صادر کرده است، اما در دل به او مهر می ورزد و بزودی از این کار پشیمان خواهد شد و همه گناهان را به گردن سیاوش خواهد انداخت و از این روی از پدر می خواهد که سودابه را به او ببخشد و این امر، هم از بزرگ منشی و گذشت سیاوش حکایت می کند و هم نشانه خردورزی و دوراندیشی اوست .

سیاوش چنین گفت با شهریار که دل را بدین کار رنجه مدار

به من بخش سودابه را زین گناه پذیرد مگر پند و آید به راه

همی گفت با دل که بر دست شاه گر ایدون که سودابه گردد تباه

به فرجام کار او پشیمان شود ز من بیند این غم چو پیچان شود

و از قضا پیش بینی سیاوش هم درست از آب در می آید و گذشت زمان این را ثابت می کند:

برین گونه بگذشت یک روزگار برو گرمتر شد دل شهریار

چنان شد دلش باز در مهر اوی که دیده نه برداشت از چهر اوی

(۵۵۷- ۵۴۸/۳)

اما این نامادری بدمهر و بدنهاد، دست از سر سیاوش برنمی دارد و باز بر آن است که دوباره شاه را نسبت به او بدگمان کند و این کار را هم می کند و ای کاش یک ذره از خردورزی و اندیشمندی سیاوش در وجود پدر بود و فردوسی نیز همین مطلب را بیان می دارد:

ز گفتار او شاه شد بدگمان نکرد ایچ بر کس پدید از مهان

به جایی که کاری چنین اوفتاد خرد باید و دانش و دین و داد

(۵۶۱- ۵۶۰/۳)

که متاسفانه کاووس هیچ کدام از اینها را ندارد . در این شرایط است که سیاوش مجبور است خود را از این کانون پر از فتنه و بی مهری دور کند و به دنبال بهانه ای می گردد و حمله افراسیاب به ایران این زمینه را فراهم می کند و او نبرد با دشمن و حتی کشته شدن در خاک دشمن را بر این ننگ و بدنامی ترجیح می دهد .

خردورزی سیاوش به اینجا ختم نمی شود و او حتی در جنگ و در خاک دشمن نیز همیشه خرد را راهنمای خویش دارد .

ه) نمونه دیگر از خردورزی سیاوش، در گروگان گیری از افراسیاب است، زمانی که افراسیاب به ایران لشکرکشی می کند و در اثنای آن خوابی می بیند و از سیاوش می ترسد و راه آشتی با سیاوش را پیش می گیرد . افراسیاب خواب خود را این گونه بیان می دارد:

بیابان پر از مار دیدم به خواب زمین پر ز گرد، آسمان پر عقاب

زمین خشک شخی (۱۸) که گفتی سپهر بدو تا جهان بود ننمود چهر

سرا پرده من زده بر کران به گردش سپاهی ز گندآوران (۱۹)

یکی باد برخاستی پر ز گرد درفش مرا سرنگون ساز کرد

(۷۲۸- ۷۲۵/۳)

مردی زبان آور و بسیارمغز، خواب افراسیاب را تعبیر می کند که آن فرد، سیاوش است که برای نبرد با افراسیاب در راه است و بهتر است که با او از در آشتی درآید و او نیز گرسیوز را برای آشتی به سوی سیاوش روانه می کند و سیاوش با رستم رای می زند و تصمیم بر این می شود که برای اطمینان، صد تن از پهلوانان افراسیاب را به عنوان گروگان به نزد سیاوش بیاورد و شهرهای ایران زمین را که در دست اوست رها و به مرز توران عقب نشینی کند:

ز گردان که رستم بداند همی کجا (۲۰) نامشان بر تو خواند همی

چو پیمان همی داشت خواهی درست تنی صد که پیوسته خون توست

بر من فرستی به رسم نوا (۲۱) که باشد به گفتار تو بر گوا

و دیگر از ایران زمین هر چه هست که آن شهرها را تو داری به دست

بپردازی و خود به توران شوی زمانی ز چنگ و ز کین نغنوی

(۸۶۶- ۸۶۳/۳)

و این همه، از ژرف اندیشی و تدبیر و دورنگری سیاوش حکایت می کند و او با دلی پر از خون راه را ادامه می دهد:

که من با جوانی خرد یافتم زکردار بد روی برتافتم

شبستان او درد من شد نخست به خون دلم رخ ببایست شست

ببایست بر کوه آتش گذشت به من زار بگریست آهو به دشت

وز آن ننگ و خواری به جنگ آمدم خرامان به چنگ نهنگ آمدم

دو کشور بدین آشتی شاد شد دل شاه چون تیغ پولاد شد

(۱۱۸۲- ۱۱۷۷/۳)

۲ . ۲ . پاکی، طهارت نفس، عفت و پاکدامنی سیاوش

داستان سیاوش، از این جهت داستان یوسف و زلیخا را به یاد می آورد و سیاوش در این زمینه، هم در صورت و هم در سیرت، یوسف گونه است; سیرت او از نظر پاکی و طهارت نفس و نوع برخورد او با سودابه نابکار درست به داستان یوسف و برخورد او با زلیخا می ماند و همان گونه که یوسف گفت: «رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه . . .» (۲۲) سیاوش هم دور شدن از کانون فتنه کاخ پدر و شبستان او و نیرنگهای سودابه شوخ چشم را به هر قیمتی که باشد دوست تر دارد، حتی اگر به قیمت نبرد با افراسیاب و پناه بردن به دشمن بیگانه و مظلومانه در دیار دشمن به خاک و خون کشیده شدن باشد . او نیز همانند یوسف که در روایات مذهبی، عالی ترین نمونه جمال و کمال و عفت است، در روایات ملی، عالی ترین نمونه جمال و کمال و عفت است . (۲۳) او این همه دشواری را از ماندن در کاخ و آلوده شدن به هواهای نفسانی و برآوردن کامهای ناروا ترجیح می دهد و جان خود را در این راه می دهد و این، خود می تواند یکی از نمونه های طهارت نفس و پاکی برای مردان و زنان، بخصوص جوانان ایران زمین، بلکه جهانیان باشد .

داستان سیاوش نمونه بارز پیروزی نیکی بر بدی و پاکی بر ناپاکی است و الگویی مناسب در دوراهی های زندگی .

استاد یوسفی در این باره می گوید:

در سراسر داستان، سیمای تابناک و نجیب سیاوش به نحو بارزی پرتوافکن است و جانها را به سوی خود می کشد . سیاوش مظهر پاکی و آزادگی، بزرگواری و مردانگی است . بارها بر سر دوراهی هایی قرار می گیرد که انتخاب یکی از آنها دشوار است . رگذشت سیاوش نموداری است از مراحل بحرانی زندگی انسان و در برابر تصمیم های بزرگ واقع شدن و به قول هملت: «بودن یا نبودن; مساله این است » . اصولا زندگی مجموعه روزهایی است بر سر دوراهی و تنها شریفانند که راه درست را بر می گزینند . (۲۴)

سیاوش کسی است که در این راه و انتخاب راه شرف و جوانمردی سربلند بیرون آمد .

چنانکه گذشت، سیاوش علاوه بر اینکه از نظر سیرت همانند یوسف است، از نظر صورت نیز به یوسف می ماند، به گونه ای که هر که او را می بیند، شیفته جمال او می شود، همان گونه که زنان مصر شیفته یوسف شدند . سیاوش در کودکی «چو تابنده مهر» و «کودکی چون پری است » و «به چهره، بسان بت آذری است » و «از آن گونه نشنید کس روی و موی » و وقتی جوان است و سودابه او را می بیند که وصف آن گذشت . و همان گونه که زنان

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.