اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا: بایدها و پیامدها
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 49
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا: بایدها و پیامدها؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا: بایدها و پیامدها انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا: بایدها و پیامدها:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا: بایدها و پیامدها آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا: بایدها و پیامدها با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا: بایدها و پیامدها از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا: بایدها و پیامدها، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا: بایدها و پیامدها :
چکیده
در این مقاله سخن از ضرورت ها و بایدهای مطالعاتی قیام امام حسین (ع) است; و این که بنا بر کدام بینش ها و روش های پژوهشی ای باید قیام امام (ع) را بررسی نمود؟
بر این اساس، نخست دو دیدگاه الهی (مابعدالطبیعی)، و انسانی – تاریخی از یکدیگر تفکیک و ملاحظات مربوط به هریک به اختصار بررسی شده است . در دیدگاه انسانی – تاریخی نیز هشت بینش و روش مطالعاتی به اهل تحقیق و نظر پیشنهاد شده است .
در بررسی پیامدهای قیام نیز به منظور پرهیز از طولانی شدن سخن، تنها به پیامدها و تاثیرات سیاسی و خصوصا روان شناختی قیام پرداخته شده است .
واژه های کلیدی: قیام عاشورا، بینش ها، روش ها، گزارش ها، بایدها، پیامدها .
درباره ی قیام عاشورا سخنان بسیاری گفته و نوشته شده است . شاید به جرات بتوان گفت که کم تر رخدادی در تاریخ اسلام این همه مورد بحث قرار گرفته است و اهل اندیشه و نظر و قلم درباره ی آن، قلم فرسایی کرده اند; اما باز از هر که می شنویم و هر چه می خوانیم حدیث نامکرر است . به راستی علت و رمز این همه پیچیدگی چیست؟ آیا علت «اختلافات و تعارضاتی است که در مدارک مربوط به این مسئله وجود دارد و به همین جهت در تشخیص حقیقت این قیام نظرهای متضادی اظهار شده است؟» (صالحی نجف آبادی، ص ۴).
البته جای تردید نیست که از این واقعه و رویداد بزرگ و سرنوشت ساز تاریخ صدر اسلام گزارش های موثق و قابل اعتمادی که همه ی زمینه ها، اسباب، مقتضیات، علل و نیز تقدم و تاخر زمانی حوادث را به درستی و دقت منعکس کرده باشند در دست نیست; و از این رو کار پژوهشگر امروزی، که به دیده ی تحلیل – و نه صرفا نقلی و روایی و وصفی – بدان می نگرد، با مشکلات و موانعی جدی و اساسی مواجه می شود; اما حقیقت آن است که علت این پیچیدگی تنها اختلافات و تحریفات و جعلیات فراوان در اسناد و مدارک برجای مانده از این واقعه نیست . اگر چنین نقص هایی در مدارک مربوط به این واقعه وجود نداشت، شاید امروزه ما می توانستیم تنها به واقعیت تاریخی آن پی ببریم، نه به همه ی ابعاد و زوایای آن; زیرا تاریخ در نگاه نخست بر واقعیات عینی دلالت دارد و این به معنا و مفهوم روایی و نقلی و وصفی است و اتکای صرف به اخبار و روایات افاده ی علم به معنای حقیقی نمی کند .
آنچه در مطالعات تاریخی (تاریخ انسانی) اهمیت تام و تمام دارد این است که بدانیم با پدیده ای تک بعدی و تک ساحتی به نام انسان مواجه نیستیم . مشکل اساسی در مطالعات مربوط به تاریخ انسانی، آن است که انسان گر چه موجودی مخلوق و محدود است، اما در محدوده ی جدول وجودی اش دارای ابعاد و جنبه های گوناگون است و به همین علت خلاف دیگر پدیده ها که از ظاهری مادی و کمی با کنش هایی ثابت و یک نواخت در طول حیات خود برخوردارند، به دام و کمند کشف روابط علت و معلولی و قانونمندی های مادی و فیزیکی درنمی آید . تفاوت انسان هوشمند و دارای اختیار و آزادی با دیگر پدیده ها که فاقد این امتیازات هستند آن است که جریان حوادث و حرکت تاریخی اش قابل پیش بینی نیست و هرگز نمی توان به طور صریح و جزمی درباره ی علل و اسباب جریان حیات تاریخی اش احکام جبری و قطعی صادر کرد .
بنابر آنچه گذشت، بدون شک شناخت و بررسی تاریخ زندگانی و کنش ها و واکنش های شخصیت هایی روحانی که از مرتبه ی احکام و مقتضیات جبری و غریزی نفس خود فراتر رفته، به توانایی ها و استعدادهای مکنون در ضمیر خود پی برده اند، نسبت به دیگر انسان ها، که هم چنان در بند غرایزند و به مرتبه ی حیات مادی و موجود طبیعی نزدیک ترند، دشوارتر و بسیار پیچیده تر است .
امام حسین (ع) به دور از هر باور فرقه ای یا وابستگی و تعصب قومی، یکی از نخبگان همه ی فصول حیات بشری است . نخبه ای از نخبگان دینی و روحانی که یکی از صحنه های شگفت تاریخ انسانی را آفرید . واقعه ای که عقل را از درک اسرارش عاجز کرده و به زانو نشانده است .
بنابراین، مهم ترین عامل پیچیدگی شناخت واقعه ی عاشورا آن است که رهبر این قیام، شخصیتی است که عشق و عقل، عرفان و برهان، دیانت و سیاست، حقیقت و واقعیت، دنیا و آخرت، شور و شعور، شعر و شمشیر، روح و تن، فکر و فقه، همه و همه را درهم آمیخته و منشوروار از هر ضلع و زاویه ای تلالؤ و جلوه گری خیره کننده ای دارد . پیچیدگی روح و شخصیت او هزاران پیچ و تاب در قوه ی عقل و فهم شاهدان و همه ی کسانی که درباره ی قیام او گفته و نوشته اند درافکنده است .
نگارنده ادعا ندارد که این مقاله بتواند با قید و بند الفاظ، گره ای از این معما را بگشاید، بلکه فقط کوششی است که از کشش مهر آن شهید فرزانه ی همیشه جاوید حاصل آمده است . امید است که در آینه ی جمیل جمالش به تماشای جلوه های جمال الهی بنشینیم .
دو دیدگاه و نگرش کلی در زمینه ی ضرورت قیام امام حسین (ع) ذهن پیروان و همه ی مسلمانان و به طور کلی پژوهشگران عرصه ی تاریخ و به ویژه تاریخ اسلام را به خود مشغول کرده است و هر یک طرف داران و مخالفانی دارد .
دیدگاه نخست منظر الهی (متافیزیکی) است . بر اساس این دیدگاه خداوند چنین مقدر کرده بود که امام با جمعی از پیروان و یاران صدیق و مخلصش برای حفظ و نجات اسلام به شهادت برسند . مشخصه های این دیدگاه عبارت اند از:
الف) امام انسانی است مافوق انسان، با ویژگی ها و خصیصه های علم مخصوص و عصمت، یا به تعبیر روش تر، نظرکرده ی الهی است .
ب) قیام عاشورا رویدادی فراتاریخی است; زیرا امام فراانسان است .
ج) قیام و شخصیت امام (ع) فراتاریخی و غیرقابل تحلیل و کنکاش عقلی است .
د) تسلیم و توکل و نهایتا نفی الگوگیری از قیام امام (ع).
ه) امام (ع) مامور عمل به تکلیفی است که خداوند تقدیر کرده است; یعنی شهادت و کشته شدن .
این دیدگاه که به طور سنتی بر ذهن شیعیان سایه افکنده، عمیق ترین و خطرناک ترین تحریف را از شخصیت امام (ع) پدید آورده است و آن حضرت با چنین ذهنیتی فقط و فقط مورد تقدیس و تکریم و مدح و رثا قرار می گیرد . تقدیس و مدح و رثا و عزاداری با این بینش، نه تنها رفتار پیروان آن حضرت، که شخصیت آن امام را نیز واژگونه می نمایاند . عناصر حقیقت طلبی، معرفت جویی و آگاهی بخشی، ظلم ستیزی، عدالت طلبی، شورآفرینی از سرعشق و شعور، مبارزه با کج روی و انحراف و زر و زور و تزویر تا مرز شهادت و . . . از مراسم و مجالس عزاداری رخت برمی بندد; و درنتیجه قیام و شخصیت امام کارآمدی خود را در جنبه های فکری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، عرفانی و . . . از دست می دهد . ناگفته نماند که با شکل گیری انقلاب اسلامی در ایران و روشنگری های خردمندانه ی حضرت امام خمینی (ره) و اندیشمندانی دیگر . . . افق های نوینی در بررسی و رویکرد به قیام عاشورا گشوده شده است; افق های تازه ای که در دیدگاه دوم به اختصار به آنها خواهیم پرداخت .
نگارنده قصد ندارد که دیدگاه الهی درباره ی قیام عاشورا را مورد انکار و یا بی توجهی قرار دهد . اساسا انکار و حتی بی توجهی به منظر الهی در فهم و تحلیل قیام عاشورا خواه ناخواه به نادیده انگاشتن روایات بسیاری خواهد انجامید که، اگر صحت آنها به طور یقین مورد تایید قرار نگیرد، جرح و تعدیل اسناد و اثبات جعل و تحریفشان نیز دشوار است . رسول خدا (ص) و علی بن ابی طالب (ع) در روایات متعددی، نه فقط بنابر علم مخصوص نبوت و امامت، بلکه بر اساس درک عمیقی که از واقعیات زمانی و مکانی خود داشتند، از کشته شدن امام حسین (ع) خبر می دهند . تنها به ذکر این کلام از علی (ع) بسنده می کنیم که هنگام برپا شدن هنگامه صفین وقتی از کوفه حرکت کرد و به سرزمین کربلا رسید آن حضرت توقف کرد و گریست و سپس فرمود:
هذا والله مناخ رکابهم، و موضع منیتهم، فقیل له: یا امیرالمؤمنین ما هذا الموضع؟ فقال: هذا کربلاء و یقتل فیه قوم یدخلون الجنه بغیر حساب . ثم سار و کان الناس لایعرفون تاویل ما قال، حتی کان من امر الحسین بن علی (ع) و اصحابه بالطف ما کان، فعرف حینئذ من سمع کلامه مصداق الخبر فیما انباهم به; (شیخ مفید، ج ۱، ص ۳۳۳) همین جا، به خدا، جای خوابیدن مرکب ها و موضع کشته شدن آنهاست . به او عرض شد: ای امیرمؤمنان این جا چه جایی است؟ فرمود: این جا کربلاست و گروهی در این جا کشته خواهند شد که بی حساب وارد بهشت شوند . این سخن را فرمود و به راه افتاد و مردم معنای سخن آن حضرت را ندانستند تا جریان کربلای حسین (ع) و یارانش پیش آمد; پس آن گاه آنان که سخن امیرالمؤمنین (ع) را شنیده بودند صدق گفتار آن حضرت را دانستند .
چنین پیش آگاهی هایی تنها محدود به شهادت امام حسین (ع) نیست . پیش آگاهی های رسول خدا (ص) درباره ی کشته شدن علی (ع) و یا کشته شدن عمار یاسر به دست گروه ستمگر و فتح کاخ های کسری در بین النهرین و ایران و کاخ های قیصر در شام و . . . همه حکایت و دلالت بر چنین معنایی دارد که امام حسین (ع) یا به دلالت اخبار نبوی و علوی و یا به طریق ادراک وجدانی و اشراقی از شهادت خود کاملا آگاه بود و نیک می دانست که نه با وجود سلطه ی متعصبانه ی اموی که بر همه ی مقدرات امور اسلام و مسلمین چیرگی یافته اند، امید پیروزی هست و نه می توان به علت روحیات و فکر و فرهنگ قبیله ای حاکم بر همه ی بلاد اسلامی زیر سیطره ی عرب، و از آن جمله کوفه، دل به دعوت و ثبات فکری و عملی آنان (مردم کوفه) خوش کرد و صرفا با اتکا به آنان رهسپار کوفه شد . صحت این مدعا از آن جا برمی آید که اولا، آن حضرت در طول خلافت پنج سال و سه ماهه ی برادرش، به خوبی از اوضاع اجتماعی، فکری، سیاسی و . . . شهر کوفه آگاهی داشت; ثانیا، چگونه می توان پذیرفت افرادی چون عبدالله بن عباس و محمد بن حنفیه و نیز شخصی شاعر، چون فرزدق، به آن حضرت هشدار دهند که به کوفه نرو (طبری، ج ۴، ص ۲۹۰) و همه ی اهل نظر آن روزگار از اوضاع عراق و کوفه آگاهی کامل دارند و تنها – العیاذ بالله – امام حسین (ع) ناآگاه است؟ امام حسین (ع) خود از همه ی آنان به شرایط آن روزگار آگاه تر بود و مهم تر آن که آنچه را امام می دانست آنان نمی دانستند و از آن غافل بودند و آن خطر بزرگی بود که اسلام و مسلمین را تهدید می کرد . عمق خطر آن بود که با به خلافت رسیدن یزید که سمبل و نماد تمام نمای جاهلیت و فرهنگ شرک و کفر عرب پیش از اسلام بود، اسلام و اسلامیت به یک باره رنگ می باخت .
شایان ذکر است که مسئله و خطر مهم، نه شخص یزید، بلکه حاکمیت یافتن جریانی انحرافی به نام «طلقاء» بود که سرسخت ترین دشمنان اسلام و مسلمین بودند و بیست و یک سال تا فتح مکه در برابر اسلام ایستادگی کردند و سرانجام نیز پس از غلبه ی نظامی – سیاسی پیامبر (ص) بر مکه در رمضان سال هشتم هجری، قریش باقی مانده بر شرک و کفر و اشرافیت قبیله ای، از سر ترس و یا طمع (سیاست تالیف قلوب) به اسلام درآمدند و رسول خدا (ص) آنان را طلقاء (جمع طلیق)، یعنی آزادشدگان نامید، تا هویت و چهره ی واقعی آنان در آینده ی جامعه ی اسلامی گم نشود; و از آن جا که تاریخ و رویدادهای تاریخی کلیتی به هم پیوسته اند، زمینه های شکل گیری قیام عاشورا را باید از سقیفه جست وجو کرد و اصلی که به ناحق در آن جا بنا نهاده شد و مسیر تاریخ اسلام را چنان رقم زد که فاطمه ی زهرا (س) غمگنانه از دنیا به جوار رضوان خداوند شتافت; علی (ع) عمرش را سوگمندانه و غریبانه سپری کرد و سرانجام به دست جریان انحرافی دیگری به نام خوارج به شهادت رسید; امام حسن (ع) از سر اجبار و اضطرار تن به صلح داد و امام حسین (ع) برای دریدن نقاب نفاق از چهره ی شرک و کفری که به نام اسلام بر مسند خلافت و جانشینی رسول خدا (ص) تکیه زده بود، آگاهانه و آزادانه تن به شهادت داد; بنابراین، خطر اصلی برای اسلام و مسلمین شخص یزید نبود، بلکه خطر جریانی به نام طلقاء بود که یزید پس از پدرش نماد و سمبل کامل آن به شمار می رفت و امام حسین (ع) ضرورت قیام برضد این جریان را نیک دریافته بود و می دانست که کشته خواهد شد، هم چنان که از پدر و جدش شنیده بود . ذکر دو روایت زیر در آگاهی امام به شهادتش تایید بیش تری خواهد بود .
زمانی که امام (ع) می خواست از مدینه بیرون رود، ام سلمه، همسر پیامبر (ص)، به ایشان عرض کرد:
لاتخرج الی العراق فقد سمعت رسول الله (ص) یقول: یقتل ابنی الحسین بارض العراق .
و امام در جوابش فرمود:
انی و الله مقتول کذلک و ان لم اخرج الی العراق یقتلونی ایضا (موسوعه کلمات الامام الحسین، ۲۹۳).
امام (ع) به برادرش محمد بن حنفیه در مکه فرمود:
اتانی رسول الله بعد ما فارقتک فقال: یا حسین اخرج فان الله شاء ان یراک قتیلا (همان، ۳۲۹).
برای پرهیز از طولانی شدن کلام، تفسیر دیگری از دیدگاه نخست را در بررسی منظر دوم، یعنی منظر انسانی – طبیعی عرضه خواهیم داشت .
منظر دوم منظر انسانی – طبیعی است . کلیت و مشخصه های این دیدگاه عبارت اند از:
الف) امام ماهیت و هویتی انسانی دارد، اما انسانی مافوق و در عین حال، تاریخی (نظریه ی نخبگی) و قابل بررسی .
ب) قیام ماهیتا رویدادی تاریخی و قابل مطالعه و تحلیل تاریخی است .
ج) تحلیل قیام در چهارچوب جدول حیات فردی و جمعی انسانی صورت می گیرد .
د) شخصیت و قیام امام بر دو محور و دو خصیصه ی ذاتی انسان، یعنی آگاهی و اختیار قرار دارد .
ه) از شخصیت و قیام امام می توان الگوگیری نمود; چون از منظر انسانی – طبیعی قابل بررسی است .
نخست باید یادآور شویم که نگریستن به شخصیت و قیام امام حسین (ع) از این منظر، نه تنها از شان و مرتبت والای آن حضرت و قیامش نمی کاهد، که شاید سیمای حقیقی امام و حرکت او را بهتر بشناساند .
از آن جا که شخصیت امام ماهیتی طبیعی و انسانی دارد، قیام آن حضرت و فلسفه، انگیزه ها، اهداف، فرایند و تاثیرات و پیامدهای آن نیز باید در چهارچوب جدول حیات فردی و جمعی انسان مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد، نه خارج از این چهارچوب; زیرا خارج ساختن امام از دایره ی بررسی حیات طبیعی و انسانی بزرگ ترین تحریف را در پی دارد و دریچه ی تجزیه و تحلیل علمی و معرفت شناسانه ی آن را می بندد . شاید همین نوع نگاه مقدس مآبانه، که خود انحرافی در اندیشه و عقل بشری است، سبب شده باشد که ما شیعیان نگاه کارکردگرایانه به زندگانی انبیا و اولیای الهی نداشته باشیم و – با وجود محبت زایدالوصفی که به آن بزرگواران داریم – به سبب فقدان یا ضعف معرفتی به آنان، نتوانسته ایم از آنان الگویی مؤثر و سازنده و کارآمد در همه ی جنبه های حیات فردی و جمعی خود به دست آوریم .
اگر این منظر را در مطالعه و بررسی قیام امام حسین (ع) بپذیریم، ناگزیر باید تبعات و پیامدهای آن را نیز بپذیریم . نخستین پیامد پذیرش این دیدگاه آن است که از نظریه پردازی و فرضیه سازی برای راه بردن به شناخت ابعاد مختلف قیام ابا نکنیم و نظریه را با نظریه و فرضیه را با فرضیه پاسخ دهیم .
الگو و طرح مطالعاتی در بررسی قیام عاشورا
قیام عاشورا را باید با تنوع بینش ها و روش های علمی بررسی نمود . متاسفانه بسیاری از نوشته های مربوط به قیام امام حسین (ع) فاقد روشمندی بینش علمی اند . نه فرضیه ی مشخصی، نه مجهول معینی و نه هدف و ضرورت به خصوصی را در نظر دارند; و ملامت بارتر این است که از روش مطالعاتی و تحقیقاتی مربوط به حوزه ها و رشته های تخصصی بی بهره اند . در این گونه آثار همه چیز به چشم می خورد، جز حرف و سخن نو و به قول خواجه حافظ، جز فکرتر . تکرار مکررات در این آثار، رغبت خواندن را از خواننده می گیرد; بنابراین، در بررسی قیام امام حسین (ع) باید از بینش و روش علمی مشخص و تعریف شده ای پیروی کرد و به اصول و مبانی اخلاق علمی پایبند بود; همچون: حقیقت جویی، پرهیز از تعصب و جانب داری، تلاش برای درک واقع و نه حمل پیش فرض ها و معتقدات خود بر موضوع و واقعیت مورد تحقیق، امانت داری در بهره گیری از منابع قدیم و جدید، تحمل نقد علمی دیگران، پرهیز از تنگ نظری و . . . .
در این مطالعات هشت بینش و روش زیر در خور توجه است:
۱- بینش و روش روایی .
۲- بینش و روش فلسفه ی تحلیلی تاریخ .
۳- بینش و روش فلسفه جوهری تاریخ .
۴- بینش و روش دینی (و فقهی).
۵- بینش و روش سیاسی .
۶- بینش و روش جامعه شناسی تاریخی (مردم شناسی).
۷- بینش و روش روان شناسی .
۸- بینش و روش عرفانی .
بنابر هریک از بینش ها و روش هایی که برشمردیم، فرضیات، پرسش ها، روش ها، اهداف و ضرورت های خاصی مطرح می گردد . که در این جا صرفا برای گشودن افق هایی تازه به اختصار، به بیان فرضیات و پرسش ها و . . . درباب هریک خواهیم پرداخت .
۱- مطالعه و بررسی قیام بنابر بینش و روش روایی:
بر این اساس باید درباره ی قیام امام (ع) کتاب شناسی و نیز ماخذشناسی جدی ای صورت پذیرد . اساس استوار و نیرومندی را برای مطالعات و تحقیقات بعدی فراهم می آورد . کتاب شناسی و ماخذشناسی با روش نوین از ضروریات مهمی است که مورد غفلت جدی قرار گرفته است . هنوز روایات و اخبار سره از ناسره تفکیک نشده اند . هنوز روایاتی که از حاضران و شاهدان در جریان قیام اخذ شده اند و روایاتی که مآخذ دیگری داشته اند از هم متمایز نیستند; خصوصا سهم بازماندگان خاندان امام در نقل و گزارش صحیح ماوقع روشن نیست .
براین اساس، هریک از کتاب های نگاشته شده درباره ی قیام امام (ع) باید از طرق مختلف رجالی، درایتی، علم علل، مطابقه و مقایسه ی روایات با یکدیگر، تطبیق روایات با قراین و شواهد عقلی، طبیعی و مقتضیات تاریخی ارزیابی شوند; و کسی قادر به انجام چنین پژوهشی است که با فن کتاب شناسی و مکاتب و روش ها و بینش ها و نیز انواع تاریخ نگاری آشنایی داشته باشد .
۲- مطالعه و بررسی قیام بنابر بینش و روش فلسفه ی تحلیلی تاریخ:
بنابر این بینش و روش مفاهیمی چون گذشته، حال و آینده و انواع برداشت ها و تبیین های موجود درباره ی تاریخ، نظیر تبیین های قانونمند، عقلانی، علی و روایی و مسائلی چون: مورخان چه چیزی را شواهد، مدارک یا تبیین تلقی می کنند و آیا نتایج و دستاوردهای آنان واجد حقیقت عینی است یا خیر؟ و آیا داوری های اخلاقی درباره ی شخصیت های تاریخی وظیفه ی مورخ است یا خیر، بررسی می شود (نوذری، ص ۲۳- ۲۵). به طور کلی در این بینش و روش دو نوع نگاه و رویکرد را باید از هم تفکیک کرد: یکی رویکرد ارزشی و یا نگاه باورمندانه به دین و کنش های دینی و از آن جمله قیام امام حسین (ع) است . که منظری درون دینی دارد . دیگری رویکرد معرفت شناختی است که منظری بیرون دینی دارد . بنابر این رویکرد پژوهشگر نه از موضع ارزشی که از موضع معرفت شناختی به قیام امام حسین (ع) می نگرد و در قدم اول درصدد آن است که اثبات کند آیا موضوع قیام امام حسین (ع) و به طور کلی پدیده ی دین، دانش و معرفت است و ارزش معرفتی دارد یا خیر؟
از آن جا که در فهم و داوری مطابق با واقع در مطالعات تاریخی اختلاف آرای بسیاری وجود دارد، وظیفه ی کارشناس و متخصص کارآمد علم تاریخ این است که بتواند بنا بر مبانی و اصول و روش های علمی، تحلیل و داوری خود را از رویدادها قابل دفاع عقلی و علمی (معرفتی) بنماید; به عنوان مثال، یکی از پرسش های اساسی در ارتباط با قیام عاشورا این است که چرا امام حسین (ع) عراق و کوفه را برای قیام برگزید و حج را در مکه به عمره تبدیل کرد و رهسپار آن دیار شد؟ چرا در مدینه یا مکه یا بنا به پیشنهاد عبدالله بن عباس (دینوری، ص ۲۲۴) به یمن نرفت؟ سطحی ترین پاسخ این است که امام دعوت مردم کوفه را اجابت کرد; از این رو رهسپار این شهر شد، زیرا امام می بایست بر مردم کوفه و نیز در محکمه ی تاریخ حجت را بر همگان تمام کند تا بعدها مدعی نشوند که «اگر امام به ندای آنان پاسخ مثبت می داد می توانست به تشکیل حکومت ناب دینی امیدوار شود و بنی امیه یا طلقاء و لعناء را از اریکه ی قدرت به زیر کشد» . اما بعد چنین نشد و امام به شهادت رسید . این پاسخی است ساده و سطحی که قطعا درک واقع بینانه ای از شخصیت و حرکت امام به ما نمی دهد .
ایراد اساسی به پاسخ ساده و سطحی فوق این است که نمی توان از این معنا غفلت ورزید که به هرحال امام لااقل چون دیگر مردان سیاست آشنای آن روزگار، مانند عبدالله بن عباس و یا فرزدق، به اوضاع و شرایط فکری و روحی و زمینه های اجتماعی – سیاسی کوفه آشنا و آگاه بود . شهری که او بیش از پنج سال در خلافت ناکام پدر و برادر بزرگوارش در آن زیسته بود و از نزدیک با فضای فکری، فرهنگی، سیاسی و . . . آن آشنا بود; بنابراین، نمی توان امام را – العیاذ بالله – شخصیتی پنداشت که از سر ساده نگری به دعوت و وعده های مردم کوفه دل خوش کرده و بعد هم در دام فریب تذبذب فکری و روانی آنان گرفتار آمده و لاجرم به کشته شدن خود و یاران و نیز اسارت خاندانش تن داده باشد .
به نظر نگارنده، یکی از مهم ترین دلایل انتخاب عراق و شهر کوفه برای قیام، آن بود که اولا بذر اندیشه های تشیع در آن جا پاشیده شده بود و مناسب ترین شرایط را برای قیام داشت و ثانیا بین النهرین (یا عراق) به مرکزیت شهر نوبنیاد کوفه، به تعبیر علی بن ابی طالب (ع)، محل گردآمدن رجال و اموال بود (ر . ک: ابن اعثم، ج ۱، ص ۴۴۷) ; یعنی عراق و کوفه مرکز ثقل حیات اجتماعی و تنوع قومی و نیز مرکز ثقل حیات اقتصادی برای مسلمانان بود . مهم تر از مرکزیت اجتماعی و اقتصادی عراق، این سرزمین کانون دیرپای حیات دینی، فرهنگی، علمی و محل تلاقی و آمیزش نحله ها و تضارب آرای پیروان مختلف ادیان و مذاهب ومیراث دار فرهنگ و تمدن ساسانی بود که بر شکل گیری فرهنگ و تمدن اسلامی سهم شایانی داشت; بنابراین شاید به این دلیل بود که امام حسین (ع) برخلاف دیگران، چشم به افق های دور دوخته بود . او خود بهتر از دیگران می دانست که نمی توان به دعوت و وعده های مردم کوفه دل خوش کرد; اما این نکته ی عمیق و دقیق را هم به خوبی می دانست که به لحاظ شرایط خاص دینی، مذهبی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و . . . ، اگر بذری در عراق پاشیده می شد، تلف نمی شد و به سرعت رویش و پویش می یافت . حال اگر امام (ع) به پیشنهاد دیگران محل دیگری را برای قیام برمی گزید، محل امنی چون یمن یا مناطقی در حجاز، ایران و . . . ، می توانست به اهدافی که در سر داشت برسد؟ آیا به راستی قیام عاشورا در کربلا با درنظر داشتن همه ی شرایط و اوضاعی که برشمردیم در ترمیم و تعیین سرنوشت اسلام اثرگذارتر از دیگر مناطق نبود؟ (فاعتبروا یا اولی الابصار).
۳- مطالعه و بررسی قیام بنابر بینش و روش فلسفه ی جوهری تاریخ:
این بینش و روش، ناظر به مفاهیم جوهری، یعنی مسائل و مباحث بنیادی در اندیشه ی تاریخی است . مسائل و مباحثی که ناظر به زمان و مکان معینی نیستند; و درحقیقت بر آن است که از فلسفه ی وجودی انسان، خصلت ها، توانایی ها و کارکردهایش، آغاز و فرجام تاریخ، ماهیت وجود و موجود تاریخی، فلسفه و رمز و راز تحول و تغییر و تکامل یا انحطاط انسان تاریخی، جبر و اختیار و ده ها مسئله ی دیگر بحث کند . نکته ی حایز اهمیت آن است که فلسفه ی جوهری تاریخ، قدیمی تر از فلسفه ی تحلیلی است و ادیان آسمانی در طرح و باروری چنین بینشی نقش و سهم شایانی داشته اند، اما جای تاسف است که از این منظر کم تر به پیامدها و ره نمودهای کتب آسمانی توجه شده است و اندیشمندان (خواه فیلسوف یا مورخ) از این منظر به تاریخ و یا مفهوم جوهری آن نپرداخته اند . در میان همه ی تفاسیری که بر قرآن کریم نوشته شده است به ندرت می توان به تفسیری برخورد که اندیشه و منطق تاریخی را پایه و شالوده ی تفسیر آیات قرار داده باشد; بنابراین، منظر فلسفه ی جوهری تاریخ بابی است که هنوز چندان بر ذهن متفکران مسلمان گشوده نشده است; (ما اکثر العبر واقل الاعتبار).
۴- مطالعه و بررسی قیام بنابر بینش و روش دینی (احیاگری):
بنابر دیدگاه بسیاری از گزارشگران و مورخان قدیم و جدید، واقعه ی عاشورا و قیام امام
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
