خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چرا بحران دینی به وجود می آید؟
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چرا بحران دینی به وجود می آید؟ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیامدهای کنترل رسمی دین و فرهنگ
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیامدهای کنترل رسمی دین و فرهنگ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
03دقیقه
28ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هویت آزادی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 67

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
5 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل هویت آزادی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل هویت آزادی با 60 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل هویت آزادی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل هویت آزادی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل هویت آزادی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل هویت آزادی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل هویت آزادی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هویت آزادی :

گفت وگو با فاضل میبدی

گوناگون، ۲۵/۵/۸۲

چکیده: در این گفت وگو این پرسش پاسخ داده می شود که آیا آزادی یک مقوله ذاتی دین است یا از عرضیات آن به شمار می رود . آقای فاضل به دو رویکرد فقه گرایانه و عرفان گرایانه به دین اشاره می کند و پاسخ پرسش فوق را در هر یک از رویکردها بازگو می کند . در نظر ایشان، جمع میان این دو رویکرد محال عقلی نیست .

آیا آزادی یک مقوله ذاتی دین است یا از عرضیات آن به شمار می رود، یا به تعبیر امروزی تر، یک مقوله پیش ازدینی و فرادینی است یا پس ازدینی؟ نمی توانیم به این پرسش جواب ثابت و یکسانی از دیدگاه و نگاه همه دین شناس ها بدهیم و پاسخ این امر به نوع مدل دین شناسی ما بستگی دارد . اگر رویکرد ما به دین رویکرد فقه گرایانه باشد، آزادی یک مقوله عرضی خواهد بود; یعنی هیچ فقیهی بر اساس فتاوایی که می دهد، یا هیچ مکلفی بر اساس اعمالی که به خاطر شرح وظایف خود انجام می دهد، نمی تواند آزادی را یک مقوله ذاتی دین بداند; زیرا آنجا بحث تکلیف در میان است و انسان آزادی گزینش رفتار را ندارد و در دایره ای قرار می گیرد که در آن، ملزم و مکلف است . بنابراین بر حسب مدل فقه گرایانه، آزادی نمی تواند یک مقوله ذاتی دین باشد . اما اگر رویکرد عرفان گرایانه به دین را برگزینیم، قضیه فرق می کند; یعنی یک عارف، بیش از هر چیز، در پی یک تجربه دینی است و کسی که به دنبال تجربه دینی است نمی تواند در یک مسیر بسته و محدود حرکت کند . اگر رویکرد، رویکرد عرفانی شد، در آنجا آزادی به عنوان یک مقوله ذاتی دین مطرح است . به تعبیر دیگر، آزادی یک پدیده طبیعی است، نه قانونی . یک انسان عارف از درون خود را آزاد می بیند و آزاد می اندیشد و یک نگاه بازتری به دین دارد که از قائل بودن به آزادی برای خویش ناشی می شود .

بنده جمع بین رویکرد فقه گرایانه و عرفان گرایانه را محال منطقی و عقلی نمی دانم; ولی در طول تاریخ معمولا عارفان و فقیهان در کمتر نقطه ای به هم می رسند . بنده در ذهن ندارم عارفی در مقام اجتهاد و فتوا باشد و همانند فقیهان فتوا بدهد . شما اگر مقدمه اسفار ملاصدرا را بخوانید، می بینید ملاصدرا گرفتاری خود را از جانب برخی فقها می داند که قدرت هضم فلسفه را ندارند .

ادیان توحیدی در سه سطح ظاهر شده اند: یک سطح، سطح ظاهری دین است که عامه مردم با آن سروکار دارند . این بخش مناسک است و حلالیات و محرمات و نماز و روزه و … . سطح دوم از ظاهر می گذرد و یک حالت عقلانی به این مسائل می دهد . اما عده ای می خواهند از دو لایه مذکور بگذرند و یک آگاهی تجربی نسبت به حقیقت دین پیدا کنند . معمولا بخش اول را فقها، بخش دوم را فلاسفه و متکلمان، و بخش سوم را عرفا تشکیل می دهند . یک فقیه هیچ گاه متکلمانه و فیلسوفانه نمی اندیشد و آنچه به مکلف توصیه می کند، انجام آن اعمال ظاهری است . اما یک عارف در این مرحله نمی ماند; چرا که اگر بخواهد عرفان و کشف شهود پیدا کند، باید از این مرحله عبور کند . فقیه یک راه می شناسد، چون آزاد نیست; اما عارف چون در انتخاب راه آزاد است، ممکن است صدها راه کشف کند . این است که در اینجا تکثرگرایی هم مطرح می شود . شما اگر بحث آزادی عقیده را مطرح کردید، نمی توانید یک راه ارائه دهید . اگر عقیده آزاد شد، باید راه های مختلف مطرح شود . بنابراین اگر شما بحث آزادی عقیده را مطرح ساختید، باید ملتزم به لوازم آن هم باشید که یکی از لوازم آن، تکثرگرایی است; چون نمی توان عقیده را به کسی تحمیل کرد و بشر خود باید انتخاب کند . ممکن است هر کس طریقی برگزیند . آیه ای که می خواهم در این زمینه مطرح کنم این است که خدا فرمود برای هر امتی راهی و مناسکی قرار دادیم . «لکل امه جعلنا منسکا هم ناسکوه » (حج ۲۲: ۶۷) . باری تعالی در جای دیگر می فرماید: «لکل جعلنا منکم شرعه ومنهاجا ولو شآء الله لجعلکم امه و حده; برای هر کسی شرعه ای قرار داده ایم و اگر خدا می خواست شما را امتی واحد قرار می داد» (مائده ۵: ۴۸) . لذا اگر خداوند می خواست، می توانست ما را امتی واحده قرار دهد; اما چرا این گونه نکرد . مفهوم این عبارت آن است که اگر ما اختلافی در مناسک داریم، این اختلاف ضرورتی و تکوینی است; یعنی ابنای بشر تکوینا و ذاتا با هم اختلاف دارند .

خداوند می فرماید «وان هذا صر طی مستقیما فاتبعوه » (انعام ۶: ۱۵۳) . منظور این است که صراطی که من ارائه می دهم صراط وسیعی است; یعنی صراطی است که: «ان الذین ءامنوا و الذین هادوا و النصری و الصبین من ءامن بالله و الیوم الاخر و عمل صلحا فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون » (بقره ۲: ۶۲) . قرآن ادیان مختلف را به رسمیت شناخته است . چنین نیست که خداوند بفرماید که تمام راه هایی که ادیان مختلف نشان داده اند، باطل، و دین اسلام ناسخ همه ادیان است . اینکه اسلام ناسخ ادیان گذشته باشد، مورد اختلاف است .

در لسان فقها، بحثی از آزادی، به معنایی که در قاموس سیاسی این روزگار منظور است، مطرح نشده است . هرچند در کتب فقه هر از گاهی، چند کلام معدود درباره حریت، در مقابل بندگی، مطرح شده است، اما در فقه، تعریف آزادی با معنای امروزین آن در علوم اجتماعی و سیاسی تفاوت دارد . باید اشاره کرد که در کتبی از قبیل جهاد و امر به معروف، گاه از آزادی سخن به میان آمده است، اما بحث مدونی در این باره وجود ندارد . در قرون اخیر نیز که سخن از آزادی سیاسی است، فقها از آن استیحاش داشته اند و می ترسیدند که آزادی سیاسی با تعبدیات دین ناسازگار باشد; همان طور که در صدر مشروطیت شاهدیم . اما در سیره مولا علی علیه السلام بحث از آزادی و ارتباط آن حضرت با مخالفان فکری و سیاسی و کسانی که در التزام تز سیاسی ایشان نبودند، به طور کاملا شفاف مشهود است . حضرت علی علیه السلام مخالفین خود را به رسمیت می شناخت، به آنها آزادی سیاسی به معنای امروزی می داد، از حقوق اجتماعی هم محرومشان نمی کرد . بنابراین اگر ما تابع سیره ائمه، به ویژه علی علیه السلام، باشیم، مخالفین را تا زمانی که مسلحانه برخورد نکرده باشند، آزاد می گذاریم . انسان حق دارد فکر انتقادی خود را اظهار و ابراز کند ولو امام معصوم در مقابلش باشد . هیچ وقت علی علیه السلام نگفت چون من امامم و معصوم، هیچ مخالفی حق اظهارنظر ندارد، بلکه برعکس، فرمود: من هم ممکن است گرفتار خطا شوم و بر شماست که مشورت کنید و مرا راهنمایی کنید تا من گرفتار خطا نشوم . مطلب بعد راجع به پیمان نامه ها و معاهده های حضرت رسول است که با مخالفین خود از قبیل یهود داشت . پیامبر از آنجا که تابع وحی بود، در بعد احکام وحیانی از آیات خداوند تبعیت می کرد و از به کارگیری قدرت اختیار محروم بود; اما در احکام ثانویه و سیاسی براساس عقلانیت و درایت و تدبیر عرف حاکم حرکت می کرد . به هر حال، در سیره عملی حضرت رسول و در ادبیات سیاسی ایشان، هیچ نشانی از تحدید و تحریم مخالفان فکری و سیاسی وجود ندارد . ما حق نداریم هیچ مخالف فکری و سیاسی را تنها به حکم تضارب نظری از حقوق حقه محروم کنیم چه رسد به حبس و تنبیه و زندانی کردن وی . واقعا متحیرم از اینکه نویسندگانی را به جرم اظهار عقیده روانه زندان می کنند . به کدام مجوز شرعی و اصل عقلی این عمل نامطلوب را انجام می دهند . این امر خلاف شرع و اصول عقلی و مبانی وحیانی است .

باری تعالی یک حق طبیعی برای انسان قائل است: «لکم دینکم ولی دین » و یا «لآ اکراه فی الدین » . لکن یک بحث قانونی هم مطرح است; یعنی فردی که بر اساس عقیده خود در جامعه ادامه حیات می دهد، هنگامی به عرصه جامعه می آید، یک حق قانونی هم برای او منظور است که می تواند عقیده خود را ابراز کند . برای تعیین مرز بین آزادی قانونی و ابراز عقیده این نکته مطرح است که ما تا زمانی در ابراز عقیده آزادیم که آزادی دیگران را تضییع نکنیم . نکته دیگر موهبتی است که به نام اختیار در انسان وجود دارد . من معتقدم آزادی غیر از اختیار انسان است . به تعبیر دیگر، آزادی یعنی به کار انداختن اختیار انسان . باید دانست که اختیار انسان تکوینی است و معنای متحول ندارد، اما مبحث آزادی با اختیار افتراق معنا دارد و متحول است . ممکن است یک فرد در زمان حضرت علی علیه السلام یک طور از اختیارش استفاده کند و امروز یک طور دیگر; چرا که بستر استفاده از اختیار و چگونگی بهره گیری از آن در زمان های مختلف، متفاوت است .

اشاره

مطالب یادشده هر چند مشتمل بر نکات مثبت و مفیدی است که مورد شک و تردید قرار ندارد، اما در عین حال از وجوه قابل تامل نیز خالی نیست که به اختصار به برخی از آنها اشاره می شود:

۱ . در طرح مسئله این گونه آمده است که «آیا آزادی یک مقوله ذاتی دین است و یا از عرضیات دین، و همچنین آیا به تعبیر امروزی تر، یک مقوله پیش ازدینی و فرادینی است و یا پس از دینی » .

الف) به نظر می رسد طرح بحث بدین صورت و با دو تعبیر یادشده خالی از ابهام و اشکال نباشد; چرا که گویا پیش از دینی بودن با ذاتی بودن و پس ازدینی بودن با عرضی بودن مساوق دانسته شده است . اما آزادی در هر دو صورت ذاتی دین نیست و عرضی آن است; چرا که ذاتی شی ء هیچ گاه از آن جدا نمی شود: «الذاتی لای

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.