خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحقق اهداف انقلاب و رسالت نسل سوم
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحقق اهداف انقلاب و رسالت نسل سوم قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاریخ نگاری انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی قدس سره
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاریخ نگاری انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی قدس سره قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
32دقیقه
26ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حروف مقطّعه در سرآغاز سوره ها و آراء دانشمندان درباره آن

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 71

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل حروف مقطّعه در سرآغاز سوره ها و آراء دانشمندان درباره آن – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل حروف مقطّعه در سرآغاز سوره ها و آراء دانشمندان درباره آن شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل حروف مقطّعه در سرآغاز سوره ها و آراء دانشمندان درباره آن:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل حروف مقطّعه در سرآغاز سوره ها و آراء دانشمندان درباره آن به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حروف مقطّعه در سرآغاز سوره ها و آراء دانشمندان درباره آن به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حروف مقطّعه در سرآغاز سوره ها و آراء دانشمندان درباره آن با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل حروف مقطّعه در سرآغاز سوره ها و آراء دانشمندان درباره آن با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حروف مقطّعه در سرآغاز سوره ها و آراء دانشمندان درباره آن با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل حروف مقطّعه در سرآغاز سوره ها و آراء دانشمندان درباره آن را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حروف مقطّعه در سرآغاز سوره ها و آراء دانشمندان درباره آن :

دانشیار دانشکده الهیات مشهد

اشاره

حروف مقطّعه ای که در آغاز ۲۹ سوره قرآن واقع شده است، از صدر اسلام تا کنون همواره نگاه مفسّران و قرآن پژوهان را به خود معطوف

داشته و آنان را به اظهار نظرهایی در این باب وادار کرده است، ولی از آنجا که تفسیر مراد این حروف به شیوه ای درست و اطمینان بخش از زبان

پیامبر صلی الله علیه و آله

و دیگر پیشوایان معصوم علیهم السلام

گزارش نشده است، برخی از مفسّران از تفسیر و تعیین مقصود آن روی برتافته و برخی از روی

حدس و گمان و به مدد قراینی کوشیده اند معنایی برای آن بیابند، ولی بیشتر این مفسّران در این راه ناکام مانده اند. نوشته ای که اینک ترجمه آن به

خوانندگان عرضه می شود تلاش علمی استوار و فروتنانه ای است در این باب. نویسنده در این نوشتار با منطق متین علمی، بسیاری از

نظریه هایی را که به زبان صحابه و تابعین و مفسّران طبقه های بعدی جاری شده است مردود می شمارد و سرانجام بی آنکه به تعیین مراد این

حروف دست یازد، می گوید: حکمت آغاز کردن سوره ها با این حروف، آن است که زنگ هشداری بود در گوش منکرانی که به یکدیگر سفارش

کرده بودند به قرآن گوش نسپارند و در اثنای خواندن آن سر و صدا راه بیندازند تا شاید چیره شوند ؛ در نتیجه این حروف، که به این سبک برایشان

نامأنوس بود، آنان را به گوش سپردن و اندیشیدن وا می داشت

.

* * *

سخن مترجم

مقاله ای که اینک به خوانندگان گرامی عرضه می شود پارسی کرده مطلبی است که عالم، فقیه، مفسّر و رهبر دینی فقید مصری شیخ محمود

شلتوت (۱۳۱۰ ۱۳۸۳ق / ۱۸۹۳ ۱۹۶۳م) در تفسیر ناتمام خود نگاشته است

(۱)

.

شلتوت که عالمی روشنفکر و اصلاح طلب و معتقد به

بازبودن باب اجتهاد بود، پس از کسب مدارج علمی و تصدّی مناصب فرهنگی و دینی در سال ۱۹۵۸م به ریاست دانشگاه الازهر برگزیده شد و

تاگاه وفات در این سمت باقی بود

.(۲)

فتوای معروف او مبنی برجواز پیروی از مذهب جعفری از برجسته ترین اقدامات او در این دوره است

.(۳)

از

شلتوت آثار علمی ارزشمندی برجای مانده است که از آن جمله تفسیر ناتمام اوست که اجزایی از آن در یک مجلد چاپ و منتشر شده است

.

نوشته زیر که در نوع خود مطلبی نفیس و پیراسته است، خود حاکی از اعتدال فکر و استقامت اندیشه آن رهبر فقید است. مترجم امیدوار است

این نوشته خوانندگان را سودمند باشد. گفتنی است که پاورقیها و ارجاعات از افزوده های مترجم است

.

سوره بقره با حروف سه گانه ای آغاز شده است که آن را گسسته می خوانند بدین صورت: ألف، لام و میم. بسیاری از سوره های قرآن هم از

حیث آغاز شدن با چنین حروفی با این سوره همانندی دارند. درمیان آن سوره ها جز سوره ای که در پی بقره می آید، سوره مدنی دیگری وجود

ندارد. مقصود از آن سوره «آل عمران» است که چنین آغاز می شود: «ألم. اللّه لا الهَ الاّ هو الحیُّ القیُّوم. نَزَّلَ علیک الکتاب بالحقِّ مصدِّقا لما بین

یدیه و أنزل التوراهَ و الانجیل. من قبلُ هُدًی لِلناسِ و انزلَ الفُرقانَ

»(۴)

ولی بقیه سوره هایی که حروف مقطّعه دارند جملگی مکّی هستند

.

حروف مقطّعه ای که این سوره ها با آن آغاز شده اند، به چند شکل آمده است: پاره ای ازآنها تنها از یک حرف شکل گرفته اند ؛ مانند: «ص و

القرآنِ ذِی الذکرِ»، «ق والقرآنِ المجید»، «ن و القلمِ و ما یَسطُرونَ». پاره ای هم دو حرف دارند ؛ مثل «طه. ما أنزلنا علیک القرآنَ لِتَشقی»، «یس. و

القرآنِ الحکیم»، «حم. تَنزیلُ الکتابِ من اللّه ِ

العزیزِ الحکیمِ». برخی از آنها هم سه حرف یا بیشتر دارند؛ مانند «الم»، «المص»، «المر»، «کهیعص» و «حم عسق

».

سوره هایی که به آنها اشاره کردیم با این حروف، به سبکی که پیش از این نزد تازیان شناخته نبوده است آغاز شده اند و این حروف را در زبان

عربی، جز مسمَّیات خود به عنوان حروف هجا که سخن از آنها شکل می گیرد، معنایی که خواننده یا شنونده را بدان رهنمون سازند نبوده است

.

تفسیر مراد آنها نیز به شیوه ای درست و اطمینان بخش از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله گزارش نشده است. از همین رو، مردم در برابر آن دو دسته شده اند

:

یک دسته معتقدند این حروف از جمله اموری است که تنها خدا از آن آگاه است. بنابراین هیچ کس به شناخت مراد آن دست نمی یابد. در این باره

از زبان ابوبکر روایت می کنند که گفت: «در هر کتابی رازی نهفته است و راز قرآن در سرآغاز سوره هاست

»(۵).

از علی [ علیه السلام ] هم روایت کنند که

گفت: «هر کتابی را گزیده ای باشد و گزیده این کتاب حروف هجاست

(۶)

شعبی

(۷)

را از این حروف پرسیدند، گفت: «آن راز خداست، آن را

مجویید

»(۸).

چنین سخنانی از زبان بسیاری از صحابیان و تابعان رسیده است

.

دسته دیگر منکر آن است که در کتاب خدا چیزی باشد که به فهم بندگان درنیاید. اینان معتقدند بودنِ چنین چیزی با اوصافی که خداوند قرآن

را بدان وصف کرده است نمی سازد؛ زیرا خداوند قرآن را با تعبیراتی از قبیل «بلسان عربیٍ مبینٍ»، «تبیانا لکلّ شی ءٍ»، «هدی للنّاس» و اوصاف

دیگری از این دست ستوده است. از جمله دلایل این گروه این است که گویند: اگر در قرآن چیزی باشد که به فهم درنیاید، هیچ یک از این اوصاف

درباره آن کتاب درست نباشد. این عقیده را به متکلّمان نسبت داده و در تفسیر مقصود این حروف از زبان آنان اقوالی بسیار نقل کرده اند؛ از جمله

:

۱

این حروف نامهایی هستند برای سوره هایی که بدان آغاز شده اند

.

۲

این حروف نشانه و رمزهایی برای پاره ای از نامها یا صفات خدای متعال می باشند؛ مثلاً الف اشاره است به اینکه خدای متعال احد

(

یگانه)، اوّل (سرآغاز)، آخر (سرانجام)، ابدی (همیشگی) و ازلی (بی آغاز) است و لام مثلا اشاره است به اینکه او «لطیف» و میم به اینکه او

ملک (پادشاه)، مجید (ارجمند) و منّان (نیکویی کننده) و عین به اینکه او عزیز (شکست ناپذیر) و عدل (دادگر) است. گویند: ابن عبّاس درباه

«

ألم» گفت؛ یعنی: انا اللّه أعلم (من خدایی هستم که می دانم) و درباره «ألر» گفت: أنا اللّه اَری (من خدایی هستم که می بینم) و سخنانی دیگر از این

دست که معمولاً روایت می کنند

.(۹)

۳

مشهورترین این نظریه ها که محقّقانِ متکلّم آن را برگزیده اند آن است که می گویند: اینها حروفی است که نازل شده تا هشدار دهد که قرآن

چیزی نیست جز از جنس همین حروفی که مخاطبان قرآن آن را شناخته و سخن خود را از آن ترکیب کرده اند و برکاربرد آن توانا و به قوانین

فصاحت و بلاغت آن آگاه هستند. بنابراین قرآن از حیث موادّی که ازآن ترکیب می یابد، نزد آنان ناشناخته نبوده است. پیامبر هم بادعوت آنان به

آوردن کتابی همانند قرآن یا ده سوره یا یک سوره از آن، آنان را به مبارزه و هماوردی فراخوانده است و آنان از این کار ناتوان مانده اند. بنابراین اگر

قرآن از جانب غیر خدا بود، با عنایت به شناخته بودن مواد قرآن برای آنان، هر آینه می توانستند ناتوانی و رسوایی را از خویشتن دور ساخته، با

عجز همیشگی روبه رو نمی شدند؛ عجزی که در آینده ای که پایانش را جز خدا نمی داند استمرار خواهد داشت. «فان لم تَفعَلوا و لَن تَفعَلوا فَاتقوا

النارَ الّتی وَقُودُها الناسُ و الحجارهُ أعِدَّتْ للکافرینَ

».(۱۰)

آیا در کتاب خدا چیزی هست که به فهم در نیاید؟

این نظریه ها و آرائی دیگر از این دست از زبان متکلّمانی ابراز شده است که معتقدند ممکن نیست که قرآن مطلبی را دربرداشته باشد که به فهم

انسانها درنمی آید. ما در آغاز مایلیم بگوییم: این نظریه که می گوید حروف مقطّعه رمزهایی است که به نامها یا صفات یا قضایایی اشاره دارد که

خدای سبحان را توصیف می کنند، عقیده ای است که اطمینان هیچ قلبی را به خود جلب نمی کند؛ زیرا نه سند شایسته اعتمادی دارد و نه قاعده و

قانونی که بتوان بدان رجوع و استناد کرد. در نتیجه هر کسی می تواند به آن حروف بنگرد و نامها یا صفات یا قضایایی را که ذهنش می رسد

برگزیند و این حروف را رمز و نشانه آن نامها یا صفات قرار دهد

.

همچنین ما بر این باوریم که اشتهار سوره ها به نامهایی جز این حروف، مانند سوره بقره، سوره آل عمران، سوره اعراف، سوره مریم و امثال

اینها، این نظریه را که این حروف نامهای سوره ها هستند مردود اعلام می کند.اگر آن چنان که آنان می گویند این حروف نامهای سوره ها بود،

هرآینه بر زبان یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله

و بر زبان مؤمنان در نسلهای پیاپی جاری می شد

.

امّا نظریه ای که به محققانِ پیرو این رأی نسبت داده اند مبنی بر اینکه این حروف هشدار است به اینکه این قرآن از جنس همان مادّه سخن

است که با آن انس دارند و در عین حال از آوردن مثل آن ناتوان مانده اند. ما معتقدیم این نظریه بر دو قضیه استوار است که معتقدان به آن، آن دو را

از موضع تازیان نسبت به قرآن که خود یک واقعیت تاریخی است و از طبیعت این حروف به دست آورده اند: یکی اینکه این حروف آغازین

سوره ها، از جنس همان حروف هجاست که تازیان آن را می شناسند و سخنشان از آن ترکیب می گردد و قرآن نیز طبعا از همان حروف تألیف شده

است. دوم اینکه با وجود این آنان از آوردن مثل قرآن ناتوان مانده اند. اینک در مقام ارزیابی باید گفت تازیان را شایسته نبوده که ندانند یا غافل

باشند که این قرآنی که محمد صلی الله علیه و آله

آن را بر آنان می خواند از جنس همین حروف است. امّا عجز و شکست آنان از آوردن سخنی همسنگ قرآن

امری است که خود بدان واقف بودند و تاریخ هم از ناتوانی ایشان آگاهی دارد و قرآن نیز آن را با عبارتی روشن و روشنگر ثبت کرده است. بنابراین

در هیچ یک از آن دو قضیه نیازی به بکارگیری رمز نبوده است، آن هم چنین رمزی بعید که نه به گزارش صحیح و نه به فهمی روشن استناد دارد

.

برگزیدن خدا برخی از رازها را برای خویش سنّتی است که در آفرینش و امر او همواره بوده و هست

باری، با متکلّمان درباره این اصلی که بدان استدلال کرده و نظریه های خویش را درباره معانی سرآغاز سوره ها بر آن بنیان نهاده اند؛ یعنی همان

اصلی که می گوید «ممکن نیست که در قرآن چیزی باشد که به فهم در نیاید»، به مناقشه برخاسته و به آنان گفته اند: وصف کردن قرآن به اوصافی از

قبیل هدی، تبیان و امثال اینها، این نکته را باطل نمی سازد که در سرآغاز برخی سوره ها چنین حروفی بیاید که نه تکلیفی به آنها وابسته است و نه

هدایتی. قرآن همواره در جمله هایش و در بیان هدفهایش روشن است. بنابراین عیبی ندارد برای گوشزد کردن این نکته که همواره قدرت کامل در

جانب خداوندی و کاستی درجانب بندگی است، پاره ای چیزها در قرآن بیاید که آگاهی درباره آن تنها در اختیار خداست. این سنّت خدا در عرصه

آفرینش و تکالیف است. وی را در هستی بسا رازهاست که دنیا پایان می پذیرد و آنها همچنان فهم ناشده می مانند و او را در عرصه تکالیف بسی

رازهاست که بنده در برابر آن اختیاری جز فرمانبرداری ندارد! این اکتشافاتی که روز به روز برای آدمیان پدیدار می شود و حقایقی که نسل به نسل

برای دانشمندان روشن می گردد، چیزی جز قطره یا قطره هایی از دریای آفرینش خدا نیست؛ آفرینشی که پایانش را جز او کسی نمی داند. «قل لو

کانَ البحرُ مِدادا لِکلماتِ ربّی لَنَفِدَ البحرُ قبلَ أن تَنفَدَ کلماتُ ربّی و لو جئنا بمثله مَدَدا

»(۱۱) «

ولو اَنّما فی الارض مِن شجرهٍ أقلامٌ والبحرُ یَمُدُّه من

بعده سبعهُ ابحُرٍ ما نَفِدَت کلماتُ اللّه إنّ اللّه عزیزٌ حکیمٌ

»(۱۲)

خدای متعال آنجا که درباره سیر دادن شبانه بنده اش از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سخن می گوید، فرماید: «لِنُریه من آیاتنا

»(۱۳) (

تا پاره ای

از آیات خود را به او نشان دهیم). همچنین آنجا که درصدد سخن گفتن درباره وحی کردن به اوست فرماید: «لقد رای مِن آیات ربِّه الکبری

»(۱۴) (

بی

گمان پاره ای از نشانه های پروردگار خویش را به عیان دید). این سخنان دلهای مؤمنان را آگاه می سازد که در مکنون این هستی و در ژرفنای

آفرینش خدا چیزهایی هست که خردها آن را درنمی یابند و فهم ها به آن دسترسی ندارند. «و ما أوتیتم من العلمِ الا قلیلاً

»(۱۵) (

به شما از دانش جز

بهره ای اندک نداده اند). اگر این اشاره ای باشد که ما را راهبری می کند که در آفرینش رازهایی است که به فهم بندگان در نمی آید، هر آینه در نماز از

حیث شمار رکعتها، وقتها و بسیاری از ابزارها و چگونگیهایش، و در زکات و کفّارات و دیگر مقادیر مقرّر که از بندگان خواسته شده، اشاره های

روشن و آشکار دیگری است که نشان می دهد خدا درتکالیفش چیزهایی نهاده که آدمیان از درک رازهایش ناتوان می مانند و تکلیفی جز آنکه باور

کنند و فرمان برند ندارند. دراین صورت است که بندگی درباره آنان صدق می کند و ایمان آنان ناب می گردد. قرآن هم شأنی از شئون خداست که

درآن سنّت خویش یعنی آفرینش و تکلیف را در معرض آزمایش قرارداده است و در نتیجه حروفی درآن نهاده که معنای آن تنها در حیطه علم

خداست و با آن حروف کاستی بشر را نشان داده است، بی آنکه دخلی به مقاصد قرآن داشته باشد، یا آنکه از وضوح و روشنی قرآن چیزی بکاهد

.

بنابراین ما معتقدیم که در قرآن رازی نهفته است که بشر آن را در نمی یابد و آن راز، معانی این حروفی است که در مطلع سوره ها آمده

است، ولی سزاوار نیست که این باور را گسترش دهیم و آنچه را هم که معنای عربی اش روشن و آشکار و از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله تفسیرش ثبت شده

است، مشمول این قانون بدانیم و همچنان که گروهی درگذشته پنداشته اند، گمان کنیم که قرآن ظاهری دارد که برآن معنی دلالت دارد و عامّه مردم

آن را می فهمند و بدان مکلّف هستند، و در عین حال باطنی دارد که تنها بندگان خاص خدا آن را در می یابند و به مقتضای آن معنا مکلّف اند. این

گرایش همان عاملی است که مسلمانان را گرفتار پراکندگی ساخته و سبب شده است آنان به روی یکدیگر شمشیر بکشند و گردن یکدیگر را

بزنند

.

متشابه در قرآن

ممکن است کسی بگوید: چگونه رازی درک ناشدنی جز معانی همین حروفی که درباره آن سخن می گوییم در قرآن وجود ندارد، درحالی که

حدیثهای بسیاری نقل شده و کتابهای پیشینیان و معاصران سرشار گشته از اینکه در قرآن محکمی هست و متشابهی. محکم آن است که مردم آن

را دریافته و مدلول و معنایش را شناخته اند و متشابه آن است که مردم آن را درنیافته و مدلول و معنایش را نشناخته اند،

و اینکه دانشمندان در

برابر این متشابه دو دسته بودند: یک گروه دانشمندان سلف هستند که معتقدند متشابه را باید رها ساخت و در معنای آن ژرفکاوی نکرد. گروه

دیگر دانشوران خلف می باشند که به تأویل و برگرداندن لفظ از معنای شناخته اش به معنایی که با معنای آیه محکم سازگار باشد، معتقدند. این

گروه آیه هایی از قبیل «الرحمنُ علی العرش استوی

»(۱۶) «

یداللّه فوقَ أَیدیهم

»(۱۷)

،

«

بل یداه مبسوطتان

»(۱۸)

،

«

والأرضُ جمیعا قَبضَتُه یومَ القیامهِ

والسمواتُ مطویّاتٌ بِیَمینِه

»(۱۹)

را در زمره متشابه ها قلمداد می کنند. آیا همه اینها کافی نیست که نشان دهد در قرآن افزون بر «فواتح السور» مطالبی

هست که معنایش شناخته نمی شود؟

اختلاف دانشمندان درباره معنای متشابه

در آغاز باید بگوییم: آری، همه اینها هست و آن را از زبان سلف و خلف خوانده ایم، ولی این کسی که چنین می گوید این نکته را در نظر

نیاورده است که دانشمندان بر سر تعیین معنای «متشابه» که درآیه شریفه «هوالذی انزل علیک الکتابَ منه آیاتٌ محکماتٌ هنَّ أمّ الکتابِ و اُخَرُ

متشابهاتٌ

»(۲۰)

در برابر «محکم» به کار رفته است،

راه اختلاف پوییده و در این باره نظریه های بسیاری ابراز کرده اند. برخی از این نظریه ها به متکلّمان و پاره ای به اصولیان و بعضی هم نه به اینان و

نه به آنان منسوب است. از میان این نظریه ها، دو نظریه مشهور گشته است: یکی همان که اِشکال کننده بدان اشاره می کند که چکیده اش این

است: متشابه آن است که ظاهرش معنایی را می رساند که مقام خدایی را نشاید و با دلالت آیات محکم مبنی بر منزّه شمردن خدا از صفات

آفریدگان نمی سازد. بنابراین مسلمان یا باید به گونه ای بدان باور آورد که با تنزیه ناسازگار نباشد و به کمک تأویل به تعیین مقصود آن تن ندهد و

در نتیجه راز آن برای او در پرده غیب که حقیقتش را جز خدا نمی دانَد محفوظ می مانَد؛ یا آنکه آن را از ظاهرش برگرداند و معنایی را برای آن

تعیین کند که در پسِ این ظاهر برآن دلالت دارد و بدین گونه بدان ایمان آورَد؛ مثلاً بگوید: «استواء» به معنای استیلاء، «ید» به معنای قدرت،

«

یمین» به معنای توان و نیرو و «بسط ید» به معنای کثرت بخشش و عطا و… است، همچنان که چنین هم گفته اند. بنابراین وجه، متشابه به معنای

آنچه خدا آگاهی از حقیقت آن را تنها برای خویش برگزیده است، نمی باشد، بلکه از نوع متشابهی خواهد بود که برای دریافت معنایش باید به

آیات محکم پناه برد. در نتیجه کسانی که توان این کار را دارند؛ یعنی ثابت قدمان در دانش معنای آن را می دانند. بر پایه رأی اخیر مطلب روشن و

آشکار است، به این صورت که در قرآن، متشابه به معنایی که آگاهی از آن تنها در اختیار خداست وجود ندارد

.

در حالی که برخی از دانشمندان در تعیین معنای متشابه بر این اعتقادند، برخی دیگر از آنان معتقدند که «متشابه» در برابر «محکم» لفظی است

که ابعاد دلالتش متعدّد و محل اختلاف دانشمندان و برداشتهای گوناگون آنان است. این برداشتهای گوناگون یا به اختلاف در معنی تک واژه ای بر

می گردد که در آیه وارد شده است؛ مثل «قُرْء

»(۲۱)

که آن را هم در معنای حیض (خونریزی ماهیانه) و هم در معنای طُهر (پاک شدن ازآن خون) به کار

گرفته اند؛ یا به اختلاف در معنای جمله مربوط می شود. همچنان که چنین اختلافی را در آیه زیر می بینیم: «لِلّذین یُؤلونَ من نسائهم تَرَبُّصُ اربعهِ

اشهُرٍ فإن فاؤوا فانّ اللّه َ غَفورٌ رحیمٌ. و إن عَزَموا الطلاقَ فانّ اللّه َ سمیعٌ علیمٌ

»(۲۲)

یا به داوری خواندنِ حدیثی بر می گردد که فقیهی آن را درست به

معنای آیه مربوط می داند، در حالی که دیگری به سببی که خود بدان معتقد است آن حدیث را در تفسیر آن آیه به داوری نخوانده است. نمونه های

این موضوع فراوان و در کتابهای خلاف پراکنده است و فقه پژوهان از آن آگاهند. مقصود از «امور مشتبَه که بسیاری از مردم از آن نا آگاه هستند» نیز

همین است. بنابراین برداشت، متشابه از دایره آنچه خدا حقیقت آن را تنها در اختیار خویش گرفته است بیرون می باشد و طبعا به موضوع سخن

ما هم مربوط نیست، همچنان که این معنی از متشابه را در موضوعات فقهی یافتیم، در موضوعات دیگری هم می یابیم که آن موضوعات نه به

صفات خدا و منزّه دانستنش وابسته است و نه به موضوعی از موضوعات عقیدتی. مقصود از این موضوعات، مسائل علمی ای است که

متکلّمان بدان پرداخته و در آن راه چند فرقه شده اند؛ مانند خلق افعال، رؤیت باری، حقیقت میزان و صراط، زیادت صفات بر ذات و مسائل

دیگری از این دست که موجب خلاف میان دو گروه معتزله و اهل سنّت شده است و هریک از دو گروه بر وفق رأی و روش خویش، دلیل و

دستاویز خود را از قرآن داشته اند. بی تردید اختلاف متکلّمان در قضایایی از این دست همانند اختلاف فقیهان در مذاهب و برداشتهایشان است

.

در هر دو نوع از موضوعات خدا نخواسته که بندگانش را به قضیه معیّنی مکلّف سازد، بلکه درِ اجتهاد را به روی خرد آدمی گشوده است تا انسان

آن را بپیماید و نعمت خدا را بر خویشتن در عرصه درک و فهم تحقق بخشد و همگان در این مسیر مؤمن، نجات یافته و در درگاه خدا پسندیده

هستند، خواه به خطا رفته باشند، خواه به صواب. این جنبه ای است که در اینجا درباره اش به همین اشاره بسنده می کنیم و امیدواریم همین اشاره

پیام رسایی باشد برای کسانی که اختلاف دانشمندان را در آن بخش از مسائل کلامی که فراتر از مسائل عقیدتی است بهانه ای برای خرده گیری

و حمله به ایمان و عقیده مردمان ساخته اند. خدا را نشاید که از خرده گیری و تهمت خشنود باشد، آن هم به سبب رأیی که یک اندیشمند در

موضوعی که خدا آن را در معرض اندیشه و اجتهاد قرار داده برگزیده است

.

رأیی که ما در معنای متشابه برمی گزینیم

باری، ما را شایسته است که در معنای متشابه آن نظری را برگزینیم که به اختلافِ دلالت و احتمال معانی گوناگون در آیات الاحکام یا آیات

معارف، به گونه ای که بدان اشاره کردیم، برمی گردد. همچنین سزاوار است که ما رأی متکلّمان خَلف را برگزینیم که لفظ را از معنای ظاهری اش به

معنایی که سزاوار مقام خدایی و منزّه دانستن اوست بر می گردانند. بنابراین و آن رأی، برای ما همان می ماند که گفتیم؛ یعنی در قرآن جز «فواتح

سور» چیزی که خدا آگاهی از آن را برای خود برگزیده باشد، وجود ندارد

.

افزون بر آن باید دانست که میان متشابه بر وفق نظر آنان که از ژرفکاری در معنای آن تن می زنند و سرآغاز سوره ها فرق زیادی هست ؛ زیرا

متشابه در قالب قضایایی دارای محمول و موضوع و اثبات و نفی وارد شده است و واژگان این قضایا نزد لغت شناسان معانی حقیقی شناخته

شده دارند که گاه در معانی مجازی به کار می روند، که البته میان این معانی مجازی و حقیقی قراینی وجود دارد

.

ولی سرآغاز سوره ها که حروفی بریده و ناپیوسته اند چنین نیستند. نه قضایایی دارای موضوع و محمول هستند، و نه مثلا مانند «استوی» در

آیه «الرحمنُ علی العرشِ استوی» واژه هایی دارای معانی روشن هستند. این قضایا در مقام توصیف خدا صادر شده اند و جملگی دانشوران

محمول آن را برای موضوعشان ثابت می دانند به گونه ای که ایمان بدان راست آید؛ امّا سرآغاز سوره ها که اکنون درباره آن سخن می گوییم چنین

نیستند