اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه عرفا و فلاسفه (۲)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 64
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه عرفا و فلاسفه (۲) یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه عرفا و فلاسفه (۲) شامل 77 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه عرفا و فلاسفه (۲) را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه عرفا و فلاسفه (۲) با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه عرفا و فلاسفه (۲) بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه عرفا و فلاسفه (۲) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه عرفا و فلاسفه (۲) وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه عرفا و فلاسفه (۲) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه عرفا و فلاسفه (۲) مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل برهان صدیقین از دیدگاه عرفا و فلاسفه (۲) :
تقریر برهان صدیقین از دیدگاه قیصری
قیصری در مقدمه بر فصوص الحکم پنج تقریر برای برهان صدیقین ذکر کرده است:
۱. تقریر نخست
«الوجود واجب لذاته، اذ لو کان ممکنا لکان له عله موجوده، فیلزم تقدم الشی ء علی نفسه…». (۱)
حاصل برهان این است که: طبیعت وجود اگر واجب باشد فهو المطلوب و اگر ممکن باشد محتاج به علتی است که موجود باشد، زیرا که علت وجود باید موجود باشد و چون طبیعت در ضمن هر فردی متحقق است، پس لازم می آید تحقق شیی ء بر نفس و این محال است.
۲. تقریر دوم
«الوجود لیس بجوهر ولا عرض لما مر و کل ما هو ممکن فهو اما جوهر او عرض، ینتج: ان الوجود لیس بممکن فتعین ان یکون واجبا». (۲)
وجود نه جوهر است و نه عرض پس ممکن نیست زیرا ممکنات یا جوهرند و یا عرض پس واجب است.
۳. تقریر سوم
«الوجود لا حقیقه له زائده علی نفسه والا یکون کباقی الموجودات فی تحققه بالوجود ویتسلسل وکل ما هو کذلک فهو واجب بذاته لاستحاله انفکاک ذات الشی ء عن نفسه ». (۳)
حقیقت وجود چیزی زاید بر خودش نیست، زیرا اگر حقیقت وجودچیزی غیر از خودش باشد در تحقق و موجود شدن، حقیقت مذکور نیاز به وجود و علت موجده خواهد داشت و به این ترتیب تسلسل لازم می آید که باطل است پس حقیقت وجود غیر از خود وجود نیست پس این حقیقت واجب به ذات خواهد بود زیرا ذات شی ء از خودش قابل انفکاک نیست.
۴. تقریر چهارم
«کل ما هو غیر الوجود یحتاج الیه من حیث وجوده و تحققه و الوجود من حیث هو وجود لا یحتاج الی شی ء فهو غنی فی وجوده عن غیره و کل ما هو غنی فی وجوده عن غیره فهو واجب فالوجود واجب بذاته ». (۴)
هر چیزی غیر از وجود از حیث وجود و تحقق خود نیازمند به وجود است و وجود هستی بخش اوست و وجود از این حیث که وجود و هستی محض است نیاز به چیزی برای هست شدن ندارد، و هر چیزی که در هست شدن و هستی خود نیاز به غیر خود ندارد واجب است به ذات خود و واجب الوجود بذاته است.
۵. تقریر پنجم
«کل ممکن قابل للعدم و لا شی ء من الوجود المطلق بقابل له فالوجود واجب بذاته ». (۵)
هر موجودممکن قابلیت این را دارد که در زمانی معدوم شود در حالی که هستی مطلق و محض در برابر عدم است و به هیچ وجه بما انه وجود قابلیت نیستی را ندارد، بنابراین وجود ذاتا واجب است.
قیصری در جای دیگر تقریر ششمی را مطرح کرده است:
«اعلم ان کل احدمن اهل العام لا یشک فی کونه موجودا و وجوده لذاته والا لدار او تسلسل و کل وجود لذاته واجب ». (۶)
هر شخصی خود را به قطع و یقین دارای هستی می داند و این هستی اش را لذاته می داند یعنی هستی را نشات گرفته از چیزی خارج از دایره ی هستی نمی داند و الا دور یا تسلسل لازم می آید و چنین وجودی واجب است.
تفاوت تقریرهای قیصری از برهان صدیقین
قیصری در تمام تقریرهای گذشته سعی کرده است که با تکیه به حقیقت هستی و توجه به ویژگی های مختلف وجود محض، واجب بودن آن را اثبات کند. در تقریر نخست ضمن توجه به وجود محض و حقیقت وجود محض و ویژگی علیت آن که غیر هستی نمی تواند لت برای هستی باشد وجوب هستی را ثابت می کند چه خود شی ء نمی تواند علت خود باشد. در تقریر دوم خواص ممکن را در حقیقت وجود محض جستجو می کند و انتفای این خواص را دلیل بر وجوب وجود محض می داند در تقریر سوم عینیت وجود محض با تحقق و تحصل آن، دلیل بر وجوب است دانسته شده و در تقریرچهارم وابستگی غیر وجود به وجود و عدم نیاز وجود به غیر خود در تحقق، دلیل بر وجوب وجود گرفته شده است.
در تقریر پنجم عدم قابلیت عدم از سوی وجود محض مورد نظر در برهان قرار گرفته و در تقریر ششم حقیقت هستی با توجه به هستی خود فرد درک شده; استقلال این حقیقت با توجه به برهان بطلان دور و تسلسل ثابت شده و از اینجا به وجوب وجود رسیده است. بنابراین; عدم امکان وجود علت برای هستی، عدم انطباق خواص ممکن بر وجود محض، عینیت هستی با تحقق، وابستگی غیر هستی به هستی، عدم قابلیت عدم به هر نحوی از سوی وجود و بطلان دور و تسلسل راه های سیر منطقی و عرفانی قیصری از حقیقت هستی محض به سوی واجب الوجود و یا وجوب وجود می باشند.
تقریر معروف در السنه ی عرفا
تقریر معروف در السنه ی عرفا بر سه مرحله استوار است:
۱. اثبات وجود صرف هستی.
۲. امتناع عدم برای حقیقت هستی محض.
۳. ضرورت چیزی که عدم پذیر نیست.
مرحوم آشتیانی در بیان تقریر معروف عرفا مقدمه ی نخست را چنین اثبات می کند که وقتی ثابت شد که وجود اصالت دارد نه ماهیت، در این صورت وجودی که منشا آثار است یا وجود صرف است یا وجود مشوب به غیر وجود و مقید و یا هر دو در صورتی که وجود صرف یا هر دو باشند پس تحقق وجود صرف ثابت می شود ولی اگر گفته شود منشا آثار و فعلیت وجود مشوب و مقید است در این صورت نیز وجود صرف بایستی مسلم گرفته شود; زیرا اگر وجود صرف و مطلق در کار نباشد و وجود مشوب و مقید از کجا بیاید؟ اگر مطلقی نباشد مقیدی هم نخواهد بود، هستی مقید فرع بر هستی مطلق است. مطلق در باب وجود و هستی غیر از مطلق در باب مفاهیم است، مطلق مفهومی ذاتا هیچ تحصل و تعینی ندارد و تحصل خود را از افراد و مراتب خود می گیرد در حالی که مطلق وجودی عین تعین و تحصل است پس چگونه ممکن است مقید وجودی که تابع اوست موجود باشد ولی مطلق وجود ثابت نباشد.
مرحوم آشتیانی برای اثبات مقدمه دوم می فرمایند:
صرف وجود و هستی محض،محال است که متصف به نیستی شود یعنی ذاتا در ذات خود او قابلیت و پذیرش نیستی ندارد، و در طرح عدم از خود نیازی به واسطه ای در انصاف به موجودیت و وجوب وجود ندارد، همچنان که نیازی به علت خارجی ندارد، اما این که نیازی به واسطه در انصاف یا حیثیت تقییدیه ای ندارد که واضح است چون عدم قابلیت عدم برای وجود نمی تواند برگرفته از ماهیت و یا امری در ذات وجود غیر آن باشد و اما این که نیازی به علت خارجی برای طرد عدم ندارد، زیرا که آن علت خارجی یا مثلش است و یا خودش ویا وجود مشوب، اما مثل که باطل است چون «صرف الشی ء لا یتثنی ولا یتکرر» امر صرف و محض بسیط قابل دو تا شدن و تکرار نیست و اما خودش که بطلان آن واضح تر است و اما وجود مشوب و مقید که ثابت شد فرع بر وجود مطلق است پس نمی تواند علت برای کمال وجود مطلق باشد.
سرانجام مرحوم آشتیانی چنین نتیجه می گیرند که وجود مطلق و هستی صرف که قابلیت عدم را ندارد واجب الوجود بالذات است. (۷)
تقریر برهان صدیقین از دیدگاه حکمت متعالیه
تقریر ملاصدرا از برهان صدیقین
از کلمات ملا صدرا، دو تقریر برای برهان صدیقین به دست می آید. تقریر نخست آن بیانی کوتاه و موجز است:«الوجود لا یمکن تالیف حقیقه من حیث هی… واذ قد علمت استحاله قبلیه غیر الوجود علی الوجود بالوجود لاح لک ان الوجود من حیث هو متقرر بنفسه موجود بذاته…». (۸)
مرحوم آخوند می فرمایند:
طبیعت وجود اصیل ممتنع الترکیب بوده و قابل تحلیل به جهات و اجزا نیست، زیرا صرف الحقیقه لا یتکرر و لایتثنی و نیز هیچ چیز و حیثیتی غیر وجود امکان تقدم بر وجود ندارد، پس چنین طبیعتی نه قابل تعلیل است و نه قابل تقیید و ضرورتا غنی بالذات ومستقل التقرر والموجودیه است. بنابر این موجودات امکانی و هویات فقری و تعلقی فقط در فرض مسبوقیت به وجود واجب قابل فرض هستند و بدین جهت بدون نیاز به ابطال دور و تسلسل و بدون میانجیگری فروض عقلی و فقط بر اساس ملاحظه طبیعت وجود محض، به طور لمی، مصداق بالذات واجب الوجود ثابت می شود ولی با وجود این اصاله الوجود ملاحظه شده است.
تقریر دوم صدرالمتالهین با تکیه به مقدماتی بیان شده است که این مقدمات و مشروح تقریر آن از قرار زیر است:
مقدمه ی اول: اصالت وجود، یعنی حقیقت خارجی را «هستی » تشکیل می دهد.
مقدمه ی دوم: حقیقت هستی وحدت تشکیکی دارد، یعنی این هستی نه واحد محض از نوع وحدت شخصیه است و نه کثرت محض است. در حکمت مشاء دیده می شود بلکه وحدت این حقیقت عین مراتب کثیره است، به گونه ای که هر مرتبه را نمی توان به دو بخش جامع و خصوصیات منحل کرد.
مقدمه ی سوم: معلول ذاتا محتاج به علت بوده و ذاتا عین ربط به علت است و وجود معلول وجود رابط است.
مقدمه ی چهارم: حقیقت وجود با قطع نظر از هر حیث و جهتی که به آن ضمیمه شود مساوی با کمال و فعلیت محض است و راه یافتن عدم در آن،تنها ناشی از معلولیت و تاخر از مرتبه ی علت است.
با توجه به این اصول، مرحوم آخوند تقریر مفصل خود را از برهان صدیقین بیان کرده اند که ماحصل آن از قرار زیر است: (۹)
«حقیقت هستی که دارای مراتب تشکیکی است یا غنی بالذات است و یا متعلق به غنی بالذات است. به بیان دیگر: موجود بما هو موجود یا مستقل است و یا رابط، اگر مستقل و غنی محض باشد واجب بالذات است و ا گر رابط باشد مرتبط به مستقل است، چون وجود رابط وجودی است که ربط عین ذات اوست و ذاتی جز ربط ندارد».
یا در بیانی شفاف تر می توان تقریر دوم ملاصدرا را از برهان صدیقین این گونه مطرح کرد:
«حقیقت هستی عین موجودیت است و در موجودیت و واقعیت داشتن خود مشروط به هیچ شرط و مقید به هیچ قیدی نیست بلکه هستی، چون هستی است موجود است و از سوی دیگر کمال و عظمت و استغنا و فعلیت از خود وجود برخاسته و جز وجود حقیقتی ندارد، پس هستی در ذات خود مساوی با نامشروط بودن و وجوب ذاتی و ازلی است و به این ترتیب عقل انسان او را از اصالت وجود به ذات لا یزال حق رهنمون می گردد».
و یا به بیانی دیگر می توان گفت:
«حقیقت وجود به لحاظ خودش حد و قیدی ندارد، بنابراین هیچ مرتبه ای از عدم در حقیقت وجود فرض نمی شود، قهرا حقیقت وجود حیثیت تقییدی ندارد چنانکه حیثیت تعلیلی هم ندارد، زیرا اگر علتی برای آن فرض شود، حقیقت وجود محدود می شود، چون لازمه ی معلولیت، محدودیت است پس حقیقت وجود بی نیاز از علت است و واجب الوجود می باشد».
صدرالمتالهین نتایج برهان صدیقین را علاوه بر اثبات ذات واجب الوجود، عبارت دانسته اند از: (۱۰)
۱. توحید ذات واجب الوجود (لان الوجود حقیقه واحده).
۲. علم خدا به ذات خویش و ماسوای خود و حیات ذات حق(اذ العلم لیس الا الوجود).
۳. قدرت و اراده ی ذات حق(لکونهما تابعین للحیاه والعلم).
۴. قیومیت ذات واجب نسبت به سایر موجودات (لان الوجود الشدید فیاض لما دونه).
۵. ابطال دور و تسلسل.
تقریر ملا صدرا از برهان صدیقین با تقریر شیخ الرئیس و شیخ اشراق، با توجه به توضیحات گذشته، از چند جهت متفاوت است:
۱. در برهان صدرالمتالهین حقیقت وجود مورد توجه است، در حالی که در برهان شیخ الرئیس مفهوم وجود و در برهان شیخ اشراق ماهیت مبنا و اساس برهان قرار گرفته است.
۲. در برهان ملا صدرا امکان فقری مطرح است (۱۱) ، در حالی که در تقریر شیخ الرئیس و شیخ اشراق امکان ماهوی مورد نظر است.
۳. برهان صدیقین به تقریر صدرالمتالهین نیازمند به ابطال دور و تسلسل نیست و بلکه خود بر ابطال آن است، در حالی که برهان شیخ الرئیس و شیخ اشراق وابسته به ابطال دور و تسلسل است.
۴. تقریر ملاصدرا وشیخ اشراق علاوه بر اثبات ذات واجب به کمالات آن نیز می پردازد، در حالی که تقریر شیخ الرئیس بیش از اثبات ذات واجب نمی تواند کاربردی داشته باشد.
۵. مبانی برهان مرحوم ملاصدرا کاملا مستحکم و مبرهن است در حالی که برخی مبانی شیخ اشراق مانند اصالت ماهیت رد شده است.
۶. برهان ملاصدرا نسبت به تمام مراتب وجود و موجودات فراگیر است، در حالی که تقریر شیخ اشراق دربرگیرنده موجودات جسمانی و جرمانی نیست.
ممکن است گفته شود که در کنار این امتیازات برهان صدرالمتالهین یک نقص هم دارد و آن این که این برهان برای اثبات این جهت که عالم، خدا نیست نیاز به برهانی جداگانه دارد در حالی که چنین نیازی در تقریرهای شیخ الرئیس و شیخ اشراق به چشم نمی خورد، ولی باید گفت که در برهان ملاصدرا نیز نیازی به مطلب فوق نیست، چون عالم به دلیل محدودیت و ترکیب در رتبه ی معلولیت قرار دارد و در تقریر ملاصدرا وجود خدا به عنوان طبیعت محض وجود که منزه ا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
