خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیوه های فرهنگی ارتباطی پیامبر (ص)در عهد مکی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیوه های فرهنگی ارتباطی پیامبر (ص)در عهد مکی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق و فقه / عناصر اخلاقی و عرفانی در فقه شیعه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق و فقه / عناصر اخلاقی و عرفانی در فقه شیعه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
41دقیقه
07ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ارتباطات در جامعه اسلامی متکثر فرهنگی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 71

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل ارتباطات در جامعه اسلامی متکثر فرهنگی شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل ارتباطات در جامعه اسلامی متکثر فرهنگی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل ارتباطات در جامعه اسلامی متکثر فرهنگی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل ارتباطات در جامعه اسلامی متکثر فرهنگی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل ارتباطات در جامعه اسلامی متکثر فرهنگی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل ارتباطات در جامعه اسلامی متکثر فرهنگی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ارتباطات در جامعه اسلامی متکثر فرهنگی :

چکیده :چند گونگی و تنوع فرهنگی در جوامع یکی از مباحث علوم فرهنگی است که بررسی

تاثیرات آن در ارتباطات اجتماعی و چگونگی سامان بخشیدن به آن در مسیر اهداف مشترک

اجتماعی یکی از مسایل مهم حوزه مشترک ارتباطات و فرهنگ به شمار می آید. این نوشتار

به منظور بررسی و ارایه برخی اصول و راهبردهای اسلام در خصوص ارتباطات در جوامع

اسلامی متکثر فرهنگی تهیه شده است تا به گوشه ای از سؤالات متعدد موجود در زمینه

چگونگی روابط مطلوب میان اقوام ، نژادها و گروه های فرهنگی مسلمانان در جامعه

اسلامی و نیز ارتباط با اقلیتهای دینی پاسخ دهد و مبانی وحدت فرهنگی جامعه اسلامی

را مرور نماید. برای این منظور نویسنده ضمن بررسی مفهوم فرهنگ و تحلیل عوامل موثر

بر وحدت فرهنگی، پدیده تکثر فرهنگی و پیامدهای ناشی از آن را مورد توجه قرار می

دهد. هدف از این بررسی آن است تا ویژگی ها و اصول حاکم بر یک الگوی سالم ارتباطی در

این گونه از جوامع استخراج و جهت تحلیل و برنامه ریزی بومی به کار گرفته شوند

.

مقدمه

چندگونگی و تنوع فرهنگی در جوامع یکی از مباحث مهم علوم فرهنگی است که بررسی

تاثیرات آن در ارتباطات اجتماعی و چگونگی سامان بخشیدن به آن در مسیر اهداف مشترک

اجتماعی یکی از مسائل مهم حوزه مشترک ارتباطات و فرهنگ به شمار می آید. همانگونه که

می دانیم برای حمایت و توجه به گونه های مختلف زندگی, رسیدن به درک چندگونگی ضروری

است،زیرا تکثر فرهنگی میان مردم که به شکلهای نژادی, قومی, جنسی, مذهبی و شیوه و

سنن زندگی آنها وجود دارد باید بدرستی شناخته شوند تا این سرمایه های فرهنگی در

قالب ارتباطات صحیح و مؤثر اجتماعی به بافت زندگی ها غنا و رنگ تازه ای بخشند

.

از سوی دیگر, تکثر فرهنگی در قالب ارتباطات اجتماعی ناموزون و ناکارآمد, خطری

بالقوه برای وحدت یک جامعه بشمار می آید و در واقع خود یکی از عوامل مهم تجزیه

فرهنگی است. امپراطوری عثمانی, اتحاد جماهیر شوروی, یوگسلاوی و در میان کشورهای

اسلامی افغانستان از نمونه های تاریخی این واقعیت به شمار می آیند. امروزه علوم

مختلف اجتماعی با سامان دادن مطالعات میان رشته ای در پی پیشگیری و حل چنین

بحرانهایی برآمده اند. ارائه اصول و بنیادهایی برای طراحی نظام ارتباطات فرهنگی

کارآمد متناسب با شرایط جوامع متکثر فرهنگی, یکی از مقاصد مهم مطالعات میان رشته ای

فرهنگ و ارتباطات است

.

جوامع اسلامی نیز از صدر اسلام با موضوع تکثر فرهنگی و پیامدهای مربوط به آن دست به

گریبان بوده اند. آن زمان که پیامبر عظیم الشان اسلام

r

در پی تحقق آرمان عالی خود

یعنی ایجاد حکومت اسلامی در مدینه برآمد, مهمترین معضل موجود حل اختلافها و

تخاصمهای گذشته اقوام و پیروان ادیان در مدینه بود. اسلام با طرح بدیع و مقدس مبانی

وحدت فرهنگی و اجتماعی خود, نه تنها این مشکل را به سادگی از پیش پای برداشت, بلکه

خود مدعی وحدت مسلمانان از نژادها, اقوام, ملیتها و فرهنگهای گوناگون در سرتاسر

دنیا شد و آن را تحت عنوان عالی امت اسلامی برای جهانیان عرضه داشت و بنیادهای

نظامی از ارتباطات فرهنگی را به این منظور بنیان نهاد

.

این نوشتار به منظور بررسی و ارائه برخی اصول و راهبردهای اسلام در خصوص ارتباطات

در جوامع اسلامی متکثر فرهنگی تهیه شده است تا به گوشه ای از سؤالات متعدد موجود در

زمینه چگونگی روابط مطلوب میان اقوام, نژادها و گروههای فرهنگی مسلمان در جامعه

اسلامی و نیز ارتباط با اقلیتهای دینی پاسخ دهد و مبانی وحدت فرهنگی جامعه اسلامی

را مرور نماید. امید است این مختصر, دستمایه ای برای مطالعات دقیقتر و تفصیلی بعدی

در موضوع مورد بحث باشد

.

مفهوم وحدت و تجزیه فرهنگی

توزین هر عنصر و پدیده فرهنگی در جامعه را می توان بر روی یک پیوستار ترسیم کرد

.

مثلاً اگر پایبندی به یک ارزش معینی را در نظر بگیریم, یک سر پیوستار حمایت و دفاع

قاطعانه از آن ارزش و برسر دیگر آن, ضدیت با ارزش مورد نظر قرار می گیرد و در میانه

آن بی تفاوتی ارزشی جای داده می شود. هنگامی می توانیم از فرهنگ به عنوان یک کل

نسبتاً همگن سخن بگوییم که تعداد زیادی از جامعه بر مفاهیم, ارزشها و هنجارهای

مشابهی اتفاق نظر و عمل داشته باشند. چگونگی توزیع یا عمل به یک عنصر فرهنگی را

می توان به صورت سه نمودار فرضی ترسیم کرد. (عبدی، ۱۳۷۳، ف ۱

)

نمودار الف, نمایانگر اتفاق نظر و عمل افراد بسیاری از کل افراد جامعه حول ارزش یا

باور میانگین است. این حالت در جوامع سنتی و توتالیتر که تنوع فرهنگی چندانی در

آنها وجود ندارد مشاهده می شود. نمودار ب, مشهور به توزیع عادی از جمله توزیع های

مشهور آمار است و در بسیاری حالات فرض می شود که توزیع یک متغیر عادی است.در این

توزیع, حدود دو سوم افراد در یک فاصله قابل قبولی (بعلاوه ومنهای یک انحراف معیار

)

از میانگین قرار دارند. در جوامع امروزی با وجود تکثر و پراکندگی در باورها و

رفتارهای اجتماعی و فرهنگی, توزیع بسیاری از عناصر فرهنگ به صورت عادی می باشد

.

نمودار ج , در صورتی تحقق می یابد که پراکندگی توزیع بسیار گسترده بوده و تمرکز

چندانی حول میانگین نظرات و رفتارها وجود نداشته باشد. در این صورت ممکن است دو

حالت به وقوع بپیوندد: یکی این که آن جزء فرهنگ که از چنین توزیعی برخوردار است

,

تاثیر خود را در بقاء و حیات جامعه از دست داده باشد که در چنین حالتی تنوع شدید در

آن مشکل ساز نخواهد بود.حالت دیگر در صورت چنین توزیعی در مقولات مهم فرهنگی رخ

می دهد که انسجام و همبستگی اجتماعی را دچار اختلال می کند

.

آنچه در این بحث مهم است, وجود وحدت نسبی است. برای شکوفا شدن فرهنگ یک ملت, افراط

و تفریط در وحدت و اختلاف یک مانع مهم بشمار می آید, اما تعیین میزان مطلوب آن

,

بستگی به شرایط فرهنگی و اجتماعی هر جامعه دارد. بنابراین, ما فقط می توانیم بیانگر

و نمایشگر بعضی موارد باشیم که در آن افراط و تفریط خطرناک است. یکی از این موارد

که منجر به تجزیه فرهنگی می شود, نوع ویژه ای از توزیع است که به مراتب پراکندگی آن

بیشتر از نمودار ج است. تجزیه فرهنگی زمانی مصداق می یابد که دو میانگین در پیوستار

جزء فرهنگ وجود داشته باشد یا به عبارت دیگر دو گروه افراطی و تفریطی نه تنها در

اقلیت نباشند, بلکه در دو قطب متمایز متمرکز شده و افراد میانه به اقلیت تنزل

یابند. در چنین حالتی توزیع افراد در پیوستار فرهنگ به صورت دوکوهانه در می آید

.

در این نوع از توزیع فرهنگی, ثقل میانگین و افراد میانه بسیار کاهش می یاید و گرایش

مسلط به سوی یکی از دو قطب خواهد بود و همین امر سبب قطبی تر شدن آن عنصر فرهنگ

خواهد شد. در تجزیه فرهنگی فوق, دو نوع متمایز از یکدیگر می توان تشخیص داد. یکی

هنگامی که افراد جامعه به لحاظ تعداد و فراوانی در دو قطب متمرکز می شوند و دیگری

زمان بیشتری را برمی انگیزد. چرا که جوامع در خصوص تفاوتهای فرهنگی خود با سایر

جوامع تساهل نسبی دارند ولی نسبت به این تضادها در جامعه خود سختگیر هستند, علت آن

نیز این است که اینگونه تفاوتها اصل و بقای جامعه را به خطر می اندازند. (عبدی،

1373

، ف ۱

)

آنچه که تاکنون بیان شد در خصوص ازهم پاشیدگی و تجزیه در عنصری از فرهنگ بود که

گروهی به یکسوی آن و گروهی دیگر به سوی مخالف آن گرایش می یابند که در اثر آن

همبستگی عناصر فرهنگی و ثبات اجتماعی دچار اختلال می شود ولی نوع دیگری ازهم

پاشیدگی فرهنگی نیز متصور است که الیوت آن را چنین توضیح می دهد : «هرچند به نظر

چنین می رسد که پیشرفت تمدن, گروههای فرهنگی متخصص تری را پدید می آورد, نباید توقع

داشته باشیم که این توسعه از تعرض خطرناک مصون بماند. پیامد تخصصی شدن فرهنگ, چه

بسا که ازهم پاشده شدن فرهنگی را به دنبال داشته باشد و این ریشه ای ترین مصیبتی

است که می تواند بر یک جامعه نازل شود. این تنها نوع ازهم پاشیدگی نیست یا تنها

جنبه ای نیست که در آن

می توان ازهم پاشیدگی را مورد مطالعه قرار داد, ولی بی توجهی

به علت ومعلول ازهم پاشیدگی فرهنگی, جدی ترین ضایعه است… این ضایعه نباید با

بیماری در یک نظام کاست یکی گرفته شود, مانند آنچه در مذهب هندو پدید آمد

.

ازهم پاشیدگی فرهنگی زمانی پدیدار می شود که دو یا چند قشر چنان از هم جدا شوند که

در عمل به فرهنگهای متمایز تبدیل گردند، یا فرهنگ در سطح گروه بالاتر به بخشهایی

تقسیم شود که هر یک به تنهایی نمایشگر یک فعالیت فرهنگی باشد … عقاید و آداب

مذهبی, فلسفه و هنر, همه گرفتار این گرایش (در غرب) هستند که به صورت حوزه هایی تک

افتاده در آیند که بخش کوچکی از افراد حول یک قطب متمرکز می شوند ولی این بخش کوچک

به لحاظ کیفی و تاثیرگذاری بر جامعه, نقش مؤثر و بسیاری دارد. این دو نوع تجزیه را

می توان تجزیه کمی و کیفی نامید

.

همانگونه که بیان شد, فرهنگ شامل دو عنصر ارزشها- آرمانها و هنجارها – و رفتارهاست

که ارزشها ذهنی و رفتارها عینی هستند و قطبی شدن و تجزیه هر یک بر دیگری تاثیر

می گذارد. اگر چه هر قطبیتی به کاهش وحدت و مفاهمه افراد جامعه از یکدیگر

می انجامد, ولی الزاماً به تضاد در تجزیه اجتماعی منجر نمی شود. مشکل زمانی آغاز

می شود که رفتارها با یکدیگر تداخل داشته باشند یا به لحاظ نمادی افراد جامعه آن

رفتارها یا ارزشها را مال خود یا جامعه تلقی کنند. در این صورت, قطبی شدن فرهنگ به

تضاد در رفتار, تنوع و احتمالاً تجزیه منجر می شود

.

یکی از مسائل مهم در تجزیه فرهنگی, تفکیک در مجموعه ارزشی و رفتاری از یکدیگر است

.

از آنجا که رفتارها عینی هستند, فارغ از این فشارها می توانند مسیری دیگر را در پیش

گیرند. از این رو, باید مراقب بود که در سیاست گذاری های فرهنگی تنها به رفتارهای

قابل مشاهده بسنده ننماییم, بلکه ارزشها و آرمانهای فرهنگی را نیز مورد دقت و توجه

قرار دهیم، چرا که هر چه فاصله میان این دو بخش فرهنگ از یکدیگر بیشتر شود, عدم

تعادل فرهنگی افزونتر می گردد

.

باید توجه داشت که تجزیه فرهنگی هر چند اندک باشد, در مقایسه با اختلافات فرهنگی

میان ملتها گرچه زیاد باشد, حساسیت ارتباطی با یکدیگر توسط گروهها توسعه می یابند

.

حساسیت هنری با جدا شدنش از حساسیت مذهبی و حساسیت مذهبی با دوری گزیدن از حساسیت

هنری سطحی شده است و نشانه های آداب چه بسا که صرفاً برای چند بازمانده طبقه ای محو

شده باقی بماند… از هم پاشیدگی در سطوح بالاتر نه تنها مایه نگرانی گروهی است که

آشکارا به آن مبتلا شده, بلکه مایه نگرانی همه مردم است.» (الیوت، ۱۳۶۹

)

بنابراین از نظر الیوت, تجزیه و از هم پاشیدگی فرهنگی فقط به شکل گیری دو فرهنگ

جداگانه محدود نمی شود, بلکه ممکن است اجزاء فرهنگ پیوستگی خود را از دست بدهند و

ارتباط آنها قطع شود. به عبارت دیگر در نوع اول از تجزیه, فرهنگهای پدید آمده دارای

کلیه اجزاء فرهنگ به هم پیوسته هستند ولی در نوع دیگر از هم پاشیدگی فرهنگی, ارتباط

میان اجزاء آن مثل دین و هنر از میان می رود. اگرچه نوع دوم بیشتر در جوامع غربی و

نوع اول بیشتر در جوامع در حال توسعه رخ می دهد

.

عوامل تهدید کننده وحدت فرهنگی

جامعه ای که برخوردار از ویژگی تکثر فرهنگی است, در آن, خرده فرهنگها و ضد فرهنگها

نقشهای مهم تر و موثرتری ایفا می کنند که در موضوع یکپارچگی و وحدت فرهنگی و در

مقابل آن تنازع و تجزیه فرهنگی باید بدانها توجه ویژه داشت. خرده فرهنگها عبارت از

گروههایی هستند که در فرهنگ جامع سهیم بوده و دارای ارزشها, هنجارها و شیوه های

زندگی خاص خود می باشند. ضد فرهنگ نیز خرده فرهنگی است که ارزشها, هنجارها و شیوه

زندگی آن اساساً با فرهنگ حاکم در تضاد می باشد. چنین گروهی آگاهانه برخی از

مهمترین هنجارهای جامعه بزرگتر را رد می کنند. از انواع خرده فرهنگ می توان به

فرهنگهای نژادی, قومی و مذهبی اشاره نمود که به میزان عدم تطابق و تجانس این خرده

فرهنگها با فرهنگ عمومی, جامعه دچار عدم ثبات نیز خواهد شد و در مقابل هر چه میان

عناصر متفاوت فرهنگی و خرده فرهنگهای یک جامعه با فرهنگ کلی, یگانگی و سازگاری وجود

داشته باشد, توسعه سیاسی و حل و فصل مشکلات آن آسان تر صورت می پذیرد

.

بر پایه آنچه بیان شد, تنشها و تعارضات فرهنگی یک جامعه متاثر از عوامل گوناگونی

است که خطرات بالقوه یکپارچگی فرهنگی آن جامعه به شمار می آیند. برخی از این عوامل

بیرونی و متاثر از تماس جامعه با محیط بیرون است که میزان تاثیرپذیری از جوامع دیگر

متاثر از فاصله, مقدار ومدت تماس فرهنگی و نیز میزان تجانس فرهنگهای دو جامعه با

یکدیگر می باشد که در اثر آن ممکن است برخی خرده فرهنگها و ضد فرهنگها تقویت شده و

موجبات از میان رفتن تعادل فرهنگی را فراهم آورند, بویژه در مواقعی که دشمنان یک

جامعه در صدد ایجاد اختلاف و بحران سازی فرهنگی باشند و برنامه هایی در این خصوص را

طراحی نمایند.بسیاری از عوامل تهدید کننده وحدت فرهنگی یک جامعه را باید در داخل

جستجو کرد. گاه این عوامل در اثر تغییرات و ساخت اجتماعی پدید می آیند و ضعف

هنجارها در نظارت بر نقشها و رفتارهای افراد جامعه و در نتیجه تکثر نابهنجار فرهنگ

و نظام گسیختگی را سبب می شوند و گاه در اثر وجود پاره فرهنگهای جذب نشده در جامعه

بزرگتر که عمدتاً شامل اقیلتهای قومی, نژادی, زبانی, مذهبی و غیره است، ناهمگونی و

تنشهای فرهنگی به وجود می آیند. به طور کل عوامل ریشه ای تعارضهای فرهنگی را

می توان بر این ترتیب دسته بندی کرد

:

۱

نژاد پرستی: یکی از عوامل فرهنگی که سبب بروز تضاد میان انسانها شده و ارتباطات

انسانی را دچار اختلال می سازد, اعتقاد و عمل به برتری نژادی است. مطابق تئوریهای

نژاد پرستانه, انسانها دارای جوهر واحد نبوده بلکه بعضی از نژادها نسبت به بعضی

دیگر از برتریها و امتیازات کیفی برخوردار می باشند و باید قیمومیت سایر نژادها را

بر عهده گیرند و در یک جمله نژاد پرستی گفتمان تمییز است. بارزترین نمونه این نقش و

تنازع فرهنگی که ارتباطات درون فرهنگی و میان فرهنگی بسیاری از جوامع را در طول

تاریخ متاثر از خویش ساخته است, برتری نژاد سفید بر سیاه است. در طول تاریخ سیاهان

به عنوان نژاد پست, مورد اهانت و تحقیر واقع شده اند و حتی بدنهای آنها دستمایه

تفریح و سرگرمی نژاد سفید بوده است. نژاد پرستی توجیه ایدئولوژیکی اعمال وحشیانه

بشر و سوء استفاده از سیاهان در کارهای کثیف و طاقت فرسا بوده است. همچنین بر اساس

رنگ پوست تقابلهایی مطرح گردیده است همانند شر در برابر خیر و بربریت در برابر

متمدن بودن

.

این تصور نژاد پرستانه تا آنجا رسوخ فرهنگی پیدا کرد که برخی اندیشمندان غربی مدعی

دانش و فرهنگ را نیز متاثر از خویش ساخت؛ دیوید هیوم اختلاف نژادی میان رنگین

پوستان و سفیدها را نوعی اختلاف ماهوی می داند که سبب اختلاف در دستاوردهای تمدنی

بین دو نژاد شده است. توماس جفرسون منادی نظریه روشنگرانه برابری انسانها, معتقد

است که طبیعت به لحاظ عقل, بخششی نسبت به سیاهان نداشته است. اما نوئل کانت نیز

می گوید که اختلاف در توانایی ذهنی در حد اختلاف در رنگ پوست جدی است

(Jordan, 1995, PP.285-286)

و در دائرهالمعارف بریتانیکا آمده است: «هیچ سیاهی تا به حال در

علم, شعر و هنر با سفیدها برابر نبوده است». (۱۸۸۴

, V.XVII,P.318)

۲

قوم پرستی: یکی دیگر از عوامل تفرقه و جدایی در میان انسانها, محور قرار دادن

قوم یا ملتی خاص است که از آن به ناسیونالسیم تعبیر می شود. قوم پرستی به معنای

امروزی آن با تاکید بر عواملی چون خاک, خون, زبان, تاریخ, شرایط اقلیمی و از این

دست, وحدت امت بشری را دچارمخاطره نموده و مانع اتحاد ملت ها بر اساس پیوندهای اصیل

انسانی گردیده است. امروزه ارتباطات میان فرهنگی اقوام و ملتها به میزان قوم مداری

ایشان دچار اختلال گردیده و نزاعهای قومی بسیاری را سبب شده است که از جمله می توان

به جنگهای بالکان, جنگ افغانستان و بحرانهای قاره سیاه اشاره داشت

.

نظریه های مربوط به ملیت گرایی فراوان و گاه در تعارض با یکدیگر است. یوهان هردر

(۱۸۰۳ – ۱۷۴۴ )

و یوهان فیخته (۱۸۱۴ – ۱۷۶۲) از فلاسفه آلمان به نقش زبان و تاریخ

در پیدایش شعور ملی و تکوین قومیت تاکید فراوان ورزیده و زبان را نمودار جوهر روح

ملی و هویت جداگانه هر ملت معرفی نمودند و کسانی چون نامق کمال در ترکیه (۱۸۸۸

– ۱۸۴۰)

و عبدا… ندیم و ساطع الحصری(۱۹۶۹۱۸۸۰) در مصر به ترویج این نظریه

پرداختند, اما ناسیونالیسم فرانسه برخلاف ناسیونالیسم آلمانی, اشتراک در زبان و

تاریخ را برای پیدایش وطنی کافی ندانسته و به پیروی از نظریه ارنست رنان, خواست و

اراده افراد را مورد تاکید قرار داد. عده ای دیگر از جمله فویر باخ و مصطفی کامل به

اهمیت و نقش تعیین کننده مرزوبوم و محیط طبیعی در تکوین ملیت و پیدایش شعور ملی

تاکید ورزیدند. (سادات، ۱۳۵۸، ص ۲۹

)

۳

اختلافات دینی و مذهبی: دین یکی از عناصر عمده و موثر در تنظیم ارتباطات درونی و

برونی جوامع شمرده می شود. در درون جوامع دینی, مذاهب گوناگون, روابط اجتماعی را

متاثر از خویش می سازند. در سیستمهای مذهب محور, نحوه تعامل با اقلیتهای دینی و

مذهبی همواره یکی از مسائل فرهنگی و معضلات اجتماعی محسوب می شده است. زمانی

حکومتهای متعصب یهودی,شرایط سختی را برای اقلیت مسیحی پیش آوردند و با تعصب بر

ویژگیهای نژادی و مذهبی یهود, رفتاری ضد انسانی را نسبت به غیر یهودیان اعمال

کردند. اما از نخستین سالهای قرن چهارم مسیحی با رسمی شدن دین مسیحیت در روم,عرصه

بر یهودیان تنگ شد تا جایی که دایره المعارف بزرگ بریتانیا می نویسد:تمامی قسمتهای

اروپا در قرن شانزدهم میلادی به روی یهود بسته بود و تنها در قسمتی از شمال ایتالیا

و قسمت نا چیزی از آلمان و فرانسه, یهود بهره ای از آزادی داشت. در سال ۱۶۴۸ قانونی

از پارلمان انگلستان گذشت که بر اساس آن مخالفان اصل تثلیث به اعدام محکوم می شدند

.

با رسمی شدن مذهب پروتستان در انگلستان به سال ۱۶۸۸ مقرر شد که هیچ مسیحی کاتولیک

حق انجام مراسم مذهبی را در این کشور ندارد، در حالی که حکومتهای کاتولیک فرانسه تا

اواخر قرن هفدهم میلادی, سختگیریهای بسیاری را بر پروتستانها اعمال نمود

.

مشکلات مربوط به اقلیتها به تدریج در عهدنامه های قرون ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ مانند عهدنامه

وستفالی و وین, عهدنامه ۱۸۵۶ پاریس و عهدنامه ۱۸۷۸ برلن مورد توجه قرار گرفت و بر

آزادیهای آنها تاکید شد. سرانجام با تشکیل جامعه ملل پس از جنگ جهانی اول, مساله

حمایت از اقلیتها و رعایت حقوق آنها حوزه ی بین المللی یافت و جامعه ملل مقرر

نمود: « برای تضمین احترام و رعایت حقوق اقلیتها باید تعهدات دول در مورد اقلیتها

در قوانین اساسی آنها منعکس شود و علاوه بر این, جامعه ملل مراقبت خواهد نمود که

این تعهدات اجراء شود.» (صفدری، ۱۳۴۰، ص ۲۳۵

)

پس از جنگ جهانی دوم و تشکیل سازمان ملل متحد, اگرچه منشور ملل متحد به بخشی از

آزادی ها و حقوق اساسی بشر توجه خاص مبذول داشت ولی اقلیتها به طور خاص مورد حمایت

واقع نشدند. مجمع عمومی سازمان ملل در نخستین اجلاسیه خود اعلام نمود: مصلحت عالیه

جامعه بشریت اقتضا می کند که به آزار و ایذای افراد بشر و تبعیضات مذهبی و نژادی

خاتمه داده شود. در اجرای این تصمیم, کمیسیون حقوق بشر و کمیسیون فرعی حمایت

اقلیتها و جلوگیری از تبعیض در سال ۱۹۴۷ شروع به کار نمود ولی مجموعه این اقدامات

به توصیه ها و تاکیدات ختم شد و به این ترتیب, تاکنون شکل اقلیتها از جمله اقلیتهای

دینی به عنوان یک موضوع مورد بحث باقی مانده است

.

در جوامع اسلامی نیز حضور اقلیتهای دینی و اقلیتهای مذهبی اسلامی یکی از مشکلات

ارتباطات فرهنگی آنها محسوب شده است. مقصود از مذاهب, روشها و مسلک های کلامی, فقهی

یا اخلاقی است که در داخل اردوگاه اسلامی پدیده آمده است. در حال حاضر مسلمانها به

دو دسته اهل سنت و شیعه تقسیم می شوند که هر یک دارای مذاهب فقهی متعددی می باشند

.

متاسفانه جهل این مذاهب نسبت به یکدیگر و به اسلام راستین, تهمت و افترای پیروان

مذاهب به یکدیگر, تحزب و تعصب مذهبی, تحمیل عقاید به جای گفتگو و دسیسه های

استعماری و از همه مهمتر هوا و هوسهای نفسانی, اختلافات مذهبی را تشدید نموده و

ارتباطات میان آنها را مختل ساخته است و گاه به نزاعهای نظامی و تجزیه فرهنگی منجر

شده است

.

وجود این اختلافهای نژادی, قومی, مذهبی و غیره عقاید قالبی را پدید می آورد که بر

چگونگی فرایند اطلاعات سایر افراد و گروهها تاثیر می گذارد. با ایجاد چنین عقایدی

,

افراد اطلاعاتی را بر می گزینند که مطابق با آن عقاید باشد و اطلاعاتی را هم که با

آن عقیده قالبی مطابقت نداشته باشد مردود می شمارند. در نتیجه آنها بسادگی اطلاعاتی

می سازند که در رابطه با درون گروه فرهنگی مثبت و در رابطه با برون گروه منفی

می شود. همچنین آنها اطلاعاتی را که با عقاید قالبی ایشان سازگار است بیشتر از سایر

اطلاعات به خاطر می آورند. به این ترتیب, بهنگام تماس مردم با گروههایی که درباره

آنها عقاید قالبی روشنی دارند خودبخود آن عقیده فعال شده و در تنظیم روابط اجتماعی

آنها تاثیر گذار می شود. عقاید قالبی نادرست و گاه افراطی فرهنگی که در اثر

اختلافهای فرهنگی پدید آمده اند, نقشی مهم در اختلالات فرهنگی یک جامعه دارند

. (

تریاندیس، ۱۳۷۶، صص ۴۰۷-۴۱۲

)

علاوه بر آنچه بیان شد, پدیده تکثر نابهنجار فرهنگی که منجر به نظام گسیختگی می شود

متاثر از عواملی است که برخی از آنها عبارتند از

:

هرگاه در یک اجتماع, اجتماعی کردن افراد بدرستی صورت نگیرد

.

هرگاه در یک نظام اجتماعی ناراحتیهای موجود هیچ راهی جهت تخفیف نیابد

.

هرگاه نظام اجتماعی با محیط همخوانی نداشته باشد

.

هرگاه هدفهای نظام مشخص باشد، اما همه اعضاء امکان دست یافتن به هدفهای تعیین شده

را نداشته باشند

.

هرگاه ارتباط کافی میان گروههای مختلف جامعه وجود نداشته باشد

.

هرگاه پایگاههای مختلف افراد در اجتماع با یکدیگر تناسب و همخوانی نداشته باشد و

از این نظر بر آنان فشارهای مختلفی وارد شود. (رودلف، ۱۳۵۶، صص ۱۲۸-۱۳۰

)

اسلام و مساله تکثر فرهنگی در جامعه اسلامی

همان گونه که پیش از این بیان شد, تکثر فرهنگی در یک جامعه هم می تواند به عنوان

عامل مهم و مؤثر در رشد و تکامل یک جامعه عمل کند و هم خود عاملی بازدارنده در این

مسیر باشد . عناصر متعدد فرهنگی سبب چنین تکثری در جامعه هستند که از این میان به

سه عنصر مهم نژاد, قوم و مذهب از دیدگاه اسلام می پردازیم که پیش از این به عنوان

عوامل اصلی تهدید کننده وحدت فرهنگی مورد بحث قرار گرفتند

.

از ابتدای ظهور اسلام, حضور نژادهای گوناگون در مدینه النبی, سؤالات متعددی را در

خصوص دیدگاههای اسلام به موضوع ارتباطات میان نژادهای گوناگون بر می انگیخت . آیات

قرآن, روایات پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) و نیز سیره ایشان گواه این معناست که

از نظر اسلام کلیه تئوریهای نژاد پرستانه مطرود و محکوم است و هیچ گاه عنصر نژاد

مایه فضل یک مسلمان بر دیگری نبوده است. از نظر قرآن اساساً بشر خلق شده است که امت

واحد باشد

:

«

و ما کان الناس الا امه واحده فاختلفوا و…» (یونس/۱۹

)

«

مردم در اصل یک ملت واحد بودند, سپس اختلاف پیدا کردند

»

همان گونه که در آیه ۱۳ سوره حجرات آمده است، از نظر اسلام نژاد همه خاکی است, همه

از یک نژاد هستند و اگر اختلافاتی در ظاهر باشد, همه در حکم اعراض بوده و هیچ یک در

حکم جوهر نمی باشد, چرا که جوهر آنها واحد است. چنین اختلافهای ظاهری سبب برتری یک

عده از انسانها بر دیگران نیست, بلکه معیار برتری را باید در ویژگیهای معنوی

انسانها و در تقوای آنها جستجو کرد

.

پیامبر اسلام در روز نهم حجه الوداع در صحرای عرفات مسلمانان را فرا خواند و خطاب

به جمع مسلمین, پیام تاریخی خود را بیان فرمود و در بخشی از آن بیان داشت

:

«

ای مردم بدانید که خداوند شما واحد است و پدر شما هم واحد است, همه شما از آدمید

و آدم نیز از خاک است, همانا عزیزترین شما در پیشگاه ربوبیت پرهیزگارترین شماست

.» (

نهج الفصاحه، ص ۶۷۵

)

در واقع پیامبر اسلام در این قسمت از بیانات خود اساس ارزشها و بنیان معنوی جامعه

اسلامی را بیان فرمود و در مقابل کسانی که دم از برتری نژادی می زنند, شعار وحدت

نژادی سرداد و به صراحت فرمود که نژاد همگان واحد و همانا نژاد خاکی است

.

اندکی توجه به مفاهیم اسلامی به خوبی نشان می دهد که اسلام دین فطری و بشری و در

نتیجه یک ایدئولوژی الهی برای عموم افراد انسانها در تمام زمانها و مکانهاست. به

همین جهت نیز قرآن خطاب کلی «یا ایهاالناس» را بارها و بارها به کار برده است و در

آیات متعددی نظیر آیه ۲۸ سوره سبا در مقام بیان خصوصیت رسالت آسمانی پیامبر اسلام

می فرماید

:

«

و ما ارسلناک الا کافه للناس بشیراً و نذیراً و لکن اکثر الناس لایعلمون

« (

ای پیامبر) ما تو را جز بشارت دهنده و بیم رسان برای عموم مردم نفرستاده ایم ولی

بیشتر مردم نمی دانند

همان گونه که ملاحظه می شود, خطاب قرآن به همه مردم است. هر انسانی که در روی این

کره خاکی به وجود آید, در هر پاره ای و مقطعی از زمان و مکان که باشد, پیام اسلام

شامل حال او خواهد بود

.

با چنین دیدگاه فرا قوم گرایی است که در جامعه اسلامی پیامبر, بلال حبشی, سلمان

فارسی وصهیب رومی در کنار ابوذر غفاری و عمار یاسر قرار داشتند تا آنجا که وقتی از

سلمان, صحابی بزرگ پیامبر, پرسیده می شود که کیستی و پدرت چه کسی بود؟ جواب

می دهد: «من فرزند یکی از بندگان خدایم, برده بودم و خداوند مرا به وسیله پیامبرش

آزاد کرد و گمراه بودم و بدست پیامبرش هدایتم فرمود.» (مطهری، ۱۳۷۵، صص ۷۴-۷۵

)

وپیامبر نیز می فرماید:«هیچ عربی بر عجمی برتری ندارد, مگر در سایه پرهیزگاری

.» (

نهج الفصاحه، ص ۶۷۵) در زمان خلافت علی (ع) نیز وقتی دو زن که یکی عرب و دیگری غیر

عرب بود. برای قضاوت به آن حضرت رجوع می کنند, زن عرب از این که آن حضرت هر دو را

به یک چشم می نگرد ناراحت می شود . حضرت علی (ع) دو مشت خاک از زمین بر می دارند و

می فرمایند: «من هرچه در این دو مشت خاک می نگرم اختلافی بین این دو نمی بینم

امروزه در جوامع اسلامی, تکثر قومی با پیشینه های تاریخی, فرهنگی و نیز موقعیتهای

کنونی متنوع, کم و بیش وجود دارد. از دیدگاه اسلام مصادیق این تکثر تا زمانی که در

تخالف با ایدئولوژی اسلامی نباشند محترم هستند و در عین حال, سیاستهای فرهنگی ملی و

فراملی نباید هیچ گاه به سیاستهای قوم محور تبدیل شوند و روابط فرهنگی را به جای

محوریت تقوی و برادری دینی, متاثر از خویش سازند. همان گونه که پیامبر اسلام فرمود

:

«

آنان که به قومیت خود افتخار می کنند, آن را رها کنند که آن جز ذغالی از ذغالهای

جهنم نیست.» (حکیمی، ۱۳۶۰، صص ۹۲-۹۳) همچنین می فرماید : « عربیت پدر کسی به شمار

نمی رود و فقط زبان گویایی است, آن که عملش نتواند او را به جایی رساند حسب و نسبش

هم او را به جایی نخواهد رساند» (بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۱۳۷

)

و به قول اقبال لاهوری

:

امر حق را حجت و دعوا یکی است خیمه های ما جدا, دلها یکی است

از حجاز و چین و ایرانیم ما شبنم یک صبح خندانیم ما

یکی دیگر از مصادیق تکثر فرهنگی در جامعه اسلامی, حضور مذاهب اسلامی متعدد است که

شاید مهمترین عامل تهدید کننده وحدت فرهنگی جامعه اسلامی در طول تاریخ به شمار

می آمده است و استعمارگران از این عنصر فرهنگی, به منظور تحقق مقاصد شوم خود بهره

می برده اند و در این میان, علمای شیعه و اهل تسنن همچون مصلحانی بزرگ متوجه خطر

شدند و در جهت تقریب میان مذاهب اسلامی دست به تالیف آثار بزرگ و اقدامات اجتماعی

زدند. خوب است در این مقام, با دیدگاه اسلام به موضوع ارتباطات در جامعه اسلامی

متکثر مذهبی, از زبان ایشان آشنا شویم

.

مرحوم کاشف الغطاء, عالم شیعی, در سخن معروف خود می گوید : «بنی الاسلام علی کلمتین

:

کلمه التوحید و توحید الکلمه»وی وحدت کلمه را در ردیف کلمه توحید قرار داده است تا

اهمیت آن را مجسم کند. در جایی دیگر ایشان در خصوص ارتباط مذاهب اسلامی با یکدیگر

بیان می دارد

:

«

پس از این که مسلمانان بر وجوب اخذ و پیروی از نصوص قرآن کریم اتفاق دارند, دیگر

چه عذری برای این همه دوری ودشمنی متقابل و عداوت و بغضاء دارند؟ قرآن برای وحدت و

گرد آوردن ایشان کافی است, حال اختلاف و غیر آن به هر پایه که می خواهد برسد, زیرا

قرآن مانند رابطه و رشته ای محکم, آنان را در بسیاری از اصول و فروع جمع می کند و

آنان را در محکم ترین روابط, یعنی توحید, نبوت, قبله و جز اینها از ارکان و دعائم

اسلام مشترک می سازد . اختلاف رای در فهم و استنباط از قرآن در پاره ای از مسائل

,

از قبیل اختلاف در اجتهاد است که باعث دشمنی و کینه نسبت به هم می شود

.

بزرگترین فرق جوهری, بلکه شاید تنها فارق بین دو طائفه سنی وشیعی, همانا مساله

امامت است که در این مساله طرفین در دو خط ایستاده اند… حال با این فاصله وسیع

میان دو طایفه, آیا کسی از شیعه را می یابی که بگوید کسی که قابل به امامت نباشد

مسلمان نیست یا کسی از اهل سنت را می یابی که بگوید قائل به امامت خارج از اسلام

است ( لا و کلا ). پس قول به امامت و عدم آن, با وحدت جامعه اسلامی و حکام قطعی آن

,

از قبیل حرمت خون و مال و عرض مسلمانان و لزوم برادری و حفظ حرمت یکدیگر و عدم جواز

غیبت و بسیاری از امثال آن از حقوق مسلمان بر مسلمان, برخورد ندارد و به آن صدمه

نمی زند.» (واعظ زاده خراسانی، ۱۳۶۲، ص ۲۲۳

)

علامه شیخ محمد جواد مغنیه, زیر عنوان ضروریات دین و مذهب بیان می کند

:

«

مسلمان کسی است که هر آنچه را اسلام, از اصول و فروع, معتبر دانسته و پذیرفته

,

بدان معتقد باشد و آن اصول سه تا است: توحید و نبوت و معاد, پس کسی که در یکی از

این سه اصل شک روا دارد یا از روی قصور و تقصیر از آن غافل شود مسلمان نیست و کسی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.