خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تقسیم عادلانه بیت المال
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تقسیم عادلانه بیت المال قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در زمینه آیه الاکمال
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پژوهشی در زمینه آیه الاکمال قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
18دقیقه
38ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جامعیت و کمال دین

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 42

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل جامعیت و کمال دین شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل جامعیت و کمال دین در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل جامعیت و کمال دین با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل جامعیت و کمال دین نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل جامعیت و کمال دین هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل جامعیت و کمال دین اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جامعیت و کمال دین :

در اینکه اسلام، از نظر پیروان آن، دینی جامع و کامل است،جای گفتگو نیست. قرآن کریم می فرماید:

الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم واخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا (۱)

«امروز کافران از دین شمانومید شدند. از آنها نترسید و ازمن بترسید. امروز دین شما راکامل کردم و نعمتم را بر شماتمام ساختم و به اسلام، بعنوان دین شما راضی شدم.»

آن روزی که کفار از دین مسلمانان نومید شدند وامیدهای آنان بر باد رفت، چه روزی بود؟ آن روز، که دین به کمال و تمامیت رسید و خداوندخشنود شد از اینکه اسلام، دین بشریت باشد، کدامین روز بود؟

آیا روز یاس، همان روز اکمال و اتمام است؟ مفسران کلام الهی پذیرفته اند که این دو، در یک روزبوده است.

اماآیا روزی که آیه نازل شد،همان روز یاس کفار و اکمال دین و اتمام نعمت بود؟

علامه طباطبایی، مفسربرجسته عالم اسلام، در تفسیرمحققانه خود به نقد نظریات گوناگون،برخاسته و با کنکاشی عمیق در تعیین روز نزول آیه و روز اکمال و اتمام،سرانجام به نظریه ای رسیده که درخورتامل است.

احتمالات مورد نقد و نظر به قرار زیرند:

۱- مقصود از آن روز، روز معینی نیست; بلکه مقصود زمانی است که بابعثت پیامبر و دعوت او، اسلام ظهورمی کند و شجره طیبه آن می روید و به رشد و پویایی می پردازد.

این احتمال درست نیست. زیرا ظاهرآیه، این است که در روز نزول آیه مورد بحث، مسلمانان، دینی داشته اند که کفاردر انتظار زوال آن بوده و مسلمین از آنهابیم و هراس داشته اند و این، با آغازظهور اسلام سازگار نیست.

۲- مقصود، روز فتح مکه است. چراکه در آن روز خداوند، نیرنگ مشرکان قریش را باطل کرده، و شوکت و صلابت آنها را درهم شکست و بنیان دینشان راویران کرد از این رو امید خود را از دست دادند و دانستند که توان مبارزه با اسلام و جلوگیری از پیشرفت آن را ندارند.

این احتمال با جمله «الیوم اکملت لکم…»، که از سیاق آیه، وحدت «روز»استفاده می شود، سازگار نیست. چرا که روز فتح مکه، روز اکمال دین و اتمام نعمت نیست، بلکه دین هنوز مراحلی دیگر را طی می کند.

۳- مراد از «الیوم »، روز نزول آیه برائت است که اسلام گسترش یافته وآثار شرک، محو، و آداب و سنن جاهلیت فراموش گردید و در اماکن مقدس، هیچ مشرکی دیده نشد و هیچ یک از شعایر شرک، در مقابل شعایرتوحیدی خودنمایی نکرد.

اما این نیز بمفهوم اکمال دین و اتمام نعمت نیست.

نزول آیه برائت، به سال نهم هجری مربوط است; (۲) حال آنکه پس از نزول آن آیه کریمه، آیات بسیاری در زمینه حلال و حرام نازل گردیده که تا ارتحال جانگداز نبی اکرم(ص) ادامه داشت. درسوره مائده که آخرین سوره نازل شده بر پیامبر است، همچنان آیات بسیاری در زمینه حلال و حرام وجود دارد.

۴- با توجه به اینکه احتمالات سه گانه فوق مردود است، این احتمال می ماند که مراد از «الیوم »، همان روزی است که آیه «الیوم یئس الذین کفروا …»نازل شده است.

همه مفسران، جمله های: «الیوم یئس الذین کفروا» و «الیوم اکملت لکم دینکم …» را به یکدیگر مربوط می دانند.اگر آن روز، نه روز فتح مکه و نه روزنزول آیه برائت، نبوده است، پس چه بوده است؟! آیا روز عرفه یعنی روز نهم ذی الحجه سال دهم هجری؟ مگر درروز عرفه آن سال چه اتفاقی افتاده که کفار را مایوس کرده و اکمال دین و اتمام نعمت را باعث شده باشد؟!

کفار قریش که در روز فتح مکه (سال هشتم) مایوس شده بودند. کفار عرب هم با نزول آیه برائت در سال نهم مایوس شده اند و مراد، یاس همه کفارعالم هم نمی تواند باشد زیرا، قطعا درروز عرفه سال دهم هجرت که مسلمانان در مناسک حج هستند، اتفاقی جهانی نیفتاده و کفاری که خارج ازجزیره العرب هستند، هنوز دارای شوکتند و از دین و آیین خود مایوس نشده اند.

پیامبراکرم(ص) پیش از آن،دستورهای فراوانی در زمینه فرایض دینی و از جمله حج صادر فرموده وآنچه در روز عرفه بیان کرده، تنها حکم حج تمتع بوده که آن هم بعد از رحلت آن حضرت مهجور شد. در این صورت،آموزش حج تمتع، نمی توانسته موجب اکمال دین باشد. بعلاوه بیان حکم حج،چه ارتباطی با یاس کفار دارد؟

نمی توان ادعا کرد که در روز عرفه،بقایای احکام اسلامی نازل شد و دین بابیان احکام باقی مانده، به اکمال و اتمام رسید، زیرا بعد از روز عرفه هم، احکام دیگری همچون آیات مربوط به “کلاله”و “ربا” نازل شده است.

بنابراین بی شک، مراد، روز غدیراست. هجدهم ماه ذی الحجه سال دهم هجری، همان روزی که پیامبر اکرم درمراجعت از سفر حج، در غدیر خم،نزول اجلال فرموده در میان جمعیت انبوه مسلمانان، علی(ع) را به خلافت وامامت برگزید. این احتمال با روایات هم موافق است. اینک جای این سؤال است که نصب امام و تعیین جانشین پیامبر چه تاثیری در یاس کفار، اکمال دین،اتمام نعمت و خشنودی خدا داشته است؟!

در حقیقت باید روشن شود چه اتفاقی افتاده که چهار خاصیت بسیارمهم و سرنوشت ساز دارد:

۱ – یاس کفار

کفار برای طرد اسلام از صحنه زندگی مردم، توطئه ها کردند، خون دلهاخورده و کشته ها دادند و گرچه دربسیاری میادین، شکست خوردند اماقطعا هنوز مایوس نشده بودند. آنان امیدداشتند که با رحلت پیامبر خدا، امت اسلام متلاشی شده و تعلیمات اسلامی به فراموشی سپرده شود.

تنها نقطه امید کفار همین بود. ولی اگر خداوند برای دوران پس از رحلت پیامبر، رهبر و امامی بر مردم بگمارد که کار حفظ دین،تدبیر امور و ارشاد امت راهمچون خود پیامبر دنبال کندو بقای حکومت اسلامی درمسیر صحیح، تضمین شود، آخرین امید کفار نیز مبدل به یاس خواهد شد. در این صورت ترس از کفار معنی ندارد. ولی باید از خداترسید. یعنی مؤمنان باید درامر خلافت که امید کفار را ازمیان برده،از خدابترسند وکاری نکنند که خدا را به خشم آرند.

۲ و ۳ – اکمال دین و اتمام نعمت:

اکمال و اتمام از نظر معنی به هم نزدیکند. راغب اصفهانی، “کمال” شی ءرا، حاصل شدن هدف آن و “تمام” شی ءرا، رسیدن آن به حد و مرتبه ای می داندکه نیازی به خارج از خود نداشته باشد. (۳)

محققان با الهام گرفتن از آیات قرآن،”تمام” و “کمال” را اینگونه تحلیل کرده اند:

برخی از امور به گونه ای هستند که بابودن همه اجزا، اثر بر آنها مترتب می شود و بدون یکی از آنها، مترتب نخواهد شد. مانند روزه، که اگر در یک جزء از اجزای روز، ترک امساک شود،باطل است. در اینجا واژه “تمام” به کارمی بریم. مثل «اتمواالصیام الی اللیل »(الانعام ۱۱۵) روزه را تا شب به اتمام برسانید. در مورد اجزای نماز نیزاینگونه است. اگر کسی یک جزء واجب از نماز را عمدا به جای نیاورد، نمازش ناقص است و اثری بر آن مترتب نیست.

برخی دیگر، اموری هستند که اثر،وابسته به حصول همه اجزاء در آنهانیست. بلکه هر جزئی، اثری دارد. مانندروزه ماه رمضان که روزه هر روز، اثری دارد و اثر مجموع روزه های یک ماه،مجموعه آثار هر روز است. در اینجا ازواژه “کمال”استفاده می کنیم. مثل: «من لم یجد فصیام ثلاثه ایام فی الحج و سبعه اذ ارجعتم تلک عشره کامله » (البقره ۱۹۶)در این آیه از کسی که پول قربانی ندارد،خواسته شده که سه روز در حج و هفت روز بعد از مراجعت، روزه بگیرد تا ده روز کامل شود.

آنچه در روز غدیر، اتفاق افتاده، دووجهه دارد: هم “کمال دین” و هم “تمام نعمت” است. یعنی دین به منزله یک”کل استغراقی”، تلقی شده و مشتمل بردستورهایی است که هر کدام، هدف خاصی دارد و “هدف مجموع”، مجموع اهداف یکایک دستورها است.اینجاست که حادثه مورد نظر، دستورمهمی بر دستورهای دین افزوده و آن را کامل کرده است. و اگر آن حادثه نبود،دین کامل نشده بود. گو اینکه به قول طبری دستورهای دیگری هم بعد از این قضیه ممکن است نازل شده باشد، اما آنها در کمال دین نقشی ندارند. ولی این حادثه خاص، موجب کمال دین است.

و اما نعمت چیست که اگر این حادثه نبود، ناتمام می ماند و عینا مانند نماز یا روزه ای بود که مکلف، آن را قطع می کرد و به پایان نمی برد و اگر این حادثه باشد، همچون نمازی است که «اولهاالتکبیر و آخرهاالتسلیم » و سایر اجزا نیز هر کدام به جای خود است؟

این نعمت، نعمت “ولایت” است.یعنی ولایت خدا، رسول و اولی الامر.پس دین بدون “ولایت”، همچون کالبدی بی روح است و اما ولایت هم تنها به ولایت خدا تمام نمی شود و الزاما باید به ولایت رسول پیوند یابد. ولایت رسول هم لازم است، اما تمام نیست.زمانی تمام می شود که ولایت اهل بیت(ع) را در پی داشته باشد.

۴ – دین پسندیده (رضیت لکم الاسلام دینا):

معلوم می شود آن دینی که از نظرتشریع به کمال نرسیده و از نظر نعمت”ولایت”، تمام نیست، مرضی وپسندیده خدا نیست و به همین جهت است که به دنبال یاس کفار، اکمال دین واتمام نعمت فرمود: «و رضیت لکم الاسلام دینا» و بدین ترتیب وعده ای که خدا در سوره نور داده بود، در سوره مائده تحقق یافت:

وعدالله الذین آمنوا منکم و عملواالصالحات لیستخلفنهم فی الارض کمااستخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لایشرکون بی شیئا (۴)

«خداوند به آنهایی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند، وعده داده است که آنها را در روی زمین خلیفه کند. همانگونه که پیشینیان آنها را خلیفه کرد و دینشان را که برایشان پسندیده است، برای آنها استوار و متمکن سازد وخوف آنها را مبدل به امن کند که مرابپرستند و چیزی شریک من قرارندهند.»

چگونگی جامعیت و کمال

با عنایت به آیه سوم سوره مائده ومضامین دیگر اسلامی، هیچ مسلمانی نیست که دین را ناقص – اعم از “ناتمام”یا ” غیرکامل” – بداند.

دین، شجره طیبه ای است که به اعتبار “نعمت”، تام و تمام و به اعتبار جنبه های اعتقادی و اخلاقی و فقهی،”کامل” است.

این مطلب، به طور قطع مورد قبول همه مذاهب اسلامی است. اگر اختلافی درباره آن باشد در این است که آیا آنچه دین را کامل و نعمت را تمام کرده، قضیه مهم غدیرخم بوده است، یا قضیه ای دیگر؟!

فایل پاورپوینت کامل جامعیت و کمال دین در چیست؟!

قدر مسلم این است که دین، نسبت به آنچه در قلمرو آن باشد، ساکت نیست و از این حیث، جامع و کامل است. اماآیا سیاست، امامت و رهبری امت، به دین مربوط است یا نه؟ آیا امور دنیوی بشر در قلمرو دین است یا نه؟ و آیا دین در این امور، سکوت کرده یا خیر؟! آیادین، اخروی است یا دنیوی؟ و یا هم دنیوی و هم اخروی است؟ آیا کاری به دنیای مردم نداشته و دنیا را به قیصرها وآخرت را به پیامبران واگذارده است؟! یااینکه همچون برهان برخی فلاسفه برنبوت، بگوییم که پیامبران آمده اند تا تنهاروابط اجتماعی مردم را درست کنند وجلو تعدیات و تجاوزات را بگیرند؟

بسیار دشوار بلکه محال است که بگوییم: دین فقط دنیوی یا فقط اخروی است. چرا که دنیا مقدمه و مزرعه آخرت و آخرت، نتیجه و ثمره دنیاست.و بنابراین، دین نمی تواند دنیوی محض یا اخروی محض باشد.

پس جامعیت دین به این است که هم به دنیای مردم نظر داشته باشد و هم به آخرت آنان. آن هم نه به گونه ای که میان دنیا و آخرت، دیواری به ضخامت دیوارچین قرار دهد و برای هر یک، بدون ارتباط به یکدیگری برنامه ریزی کند.

به هرحال، هیچ مسلمانی در مساله فایل پاورپوینت کامل جامعیت و کمال دین، بحث کبروی ندارد. اما به لحاظ صغروی و مصداقی جای بحث است که مرز دین تاکجاست؟ دین اگر نسبت به مسایل درون مرزی خود سکوت کرده باشد، هرگزنمی تواند تام و کامل باشد. اما اگر نسبت به مسایل برون مرزی خود سکوت کند،به تمامیت و جامعیت آن، لطمه ای واردنمی شود. گرچه ممکن است به قاعده لطف، در مسایل برون مرزی خود نیزوارد شود و راه را بر انسانها بگشاید.چنانکه داود(ع)، زره می بافد و این صنعت را که به حکم «و علمناه صنعه لبوس » (۵) از خدا آموخته، به مردم نیزمی آموزد، یا نوح کشتی می سازد وصنعت کشتی سازی را – اگر نگوییم ابداع می کند – رونق می بخشد و زمینه پیشرفت آن را فراهم می سازد. یوسف،مدیریت کشاورزی مصر را بر عهده می گیرد و کشوری را با همسایه های آن در قحطسالی هفت ساله از خطرگرسنگی و نابودی نجات می بخشد و…

موسی به قارون می گوید: «و ابتغ فیماآتاک الله الدار الآخره و لاتنس نصیبک من الدنیا و احسن کما احسن الله الیک » (۶)

دین از بشر نمی پذیرد که آخرت خود را به دنیا بفروشد و دنیا را هدف نهائی قرار داده، آخرت را فدای دنیا کندچرا که خداوند فرموده است: «اولئک الذین اشتروا الحیاه الدنیا بالآخره » (۷)

دین، سعادت دنیا و آخرت مردم رامی خواهد و در دعاهای قرآنی آمده است که: «ربنا آتنا فی الدنیا حسنه وفی الآخره حسنه و قنا عذاب النار» (۸)

دنیای منهای آخرت در نظر دین،متاع غرور و کالای فریب است و به همین جهت فرمود: «و ماالحیاه الدنیا الامتاع الغرور» (۹)

از نظر دین، دنیا محل عبور و آخرت محل استقرار است. علی(ع) فرمود:«انما الدنیا دار مجاز و الآخره دار قرار فخذوامن ممرکم لمقرکم و لاتهتکوا استارکم عندمن یعلم اسرارکم و اخرجوا من الدنیاقلوبکم من قبل ان تخرج منها ابدانکم ». (۱۰)

باید از این دنیا توشه برگرفت ونبایدپیش خدا پرده دری کرد. باید قبل ازخروج بدن، دل را از این دنیا خارج کرد.دنیایی که از آن به عنوان راه آخرت ووسیله رشد و تزکیه و استکمال انسانهامورد استفاده قرار گیرد، درخور ستایش است، نه در خور مذمت. از این روامیرالمؤمنین(ع) شخصی را که زبان به مذمت دنیا گشوده بود، ملامت کرد وفرمود: «اتغتر بالدنیا ثم تذمها ان الدنیا دارصدق لمن صدقها و دار عافیه لمن فهم عنهاو دار غنی لمن تزود منها و دار موعظه لمن اتعظ بها مسجد احبآءالله و مصلی ملائکه الله و مهبط وحی الله و متجر اولیاءالله…» (۱۱)

اما دنیایی که هدف باشد (و نه وسیله رشد و تهذیب و استکمال،) هم خودش بی اعتبار است و هم دارنده آن. از این روعلی(ع) درباره آنان می فرماید:«یتنافسون فی دنیا دینه و یتکالبون علی جیفه مریحه » (۱۲) بر سر دنیای دون بریکدیگر پیشی گیرند و چون سگها این مردار گندیده را از هم می ربایند.

آری دنیای بی هدف، پست و دنی است و حکم مردار متعفن دارد ودنیاداران همچون سگان لاشخورند.

قلمروی دین؟!

با توجه به اینکه دنیا مقدمه آخرت وراهی برای رسیدن به آن است، می توان گفت که اصولا همان طور که دین نمی تواند نسبت به مساله ای از مسایل اخروی بی تفاوت باشد، نسبت به مساله ای از مسایل دنیوی نیز نمی تواندبی تفاوت باشد.

موجودی که فرزند این دنیاست و ازراه دنیا متوجه آخرت می گردد، به هیچ وجه نمی تواند بیگانه از دنیا باشد،چنانکه بیگانه از آخرت نیست. علم،فرهنگ، تمدن، حکومت، سیاست،اقتصاد، هنر، صنعت، کشاورزی،دامداری، خانواده، اجتماع و فرد، به اعتباری، در قلمرو دین هستند و طبیعی است که دین جامع و کامل باید در باب همه آنها قانون و ضابطه بدهد. بشر درحقوق و اخلاق و عبادات، نیازمند دین است. درست است که بشر با عقل عملی خود، حسن و قبح افعال و مبانی بسیاری از بایدها و نبایدها را – اگراشعری فکر نکنیم – درک می کند و طبعابه درک مسایلی از اخلاق، عبادات وحقوق نایل می شود. ولی این اندازه برای اخروی شدن دنیا و برای اینکه جریان زندگی دنیا به سلامت آخرت منتهی شود، کافی نیست و لذا علاوه برحجت باطن (عقل)، به حجت ظاهر(انبیاء و اولیاء) نیازمندیم.

اگر دین، طرفدار اعتکاف در غار،رهبانیت، زهد خشک صوفیانه،تجردگرایی قلندرانه و گریز از کار وتلاش و اجتماع و سیاست و فلاحت وصنعت بود و زندگی استثنایی وغیرطبیعی مرتاضان را وقعی می گذاشت، آنگاه حق داشتیم برای دین، مسایل برون مرزی و درون مرزی درست کنیم و دین جامع و کامل رامحدود به مسایل خاصی درخوررهبانیت، ترک دنیا، تجرد، نفرت و گریزبدانیم.

اما می دانیم که اسلام غیر از این است. ریاضت اسلام، روزه واجب رمضان است و اعتکاف مستحب اسلام،سه روز ماندن در مسجد است ورهبانیت آن، جهاد می باشد. چنانکه پیامبر به عثمان بن مظعون – که به خاطرمرگ فرزند و از شدت حزن، در کنج خانه عزلت گزیده و به عبادت پرداخته بود فرمود: «یاعثمان ان الله تبارک و تعالی لم یکتب علیناالرهبانیه انما رهبانیه امتی الجهادفی سبیل الله » (۱۳) بدین ترتیب، هیچ امری ازامور دنیا و هیچ عملی از اعمال بشر درحیات این دنیا، خارج از قلمرو دین نیست. در این موضوع، هیچ فرقی بین مسایل فردی، خانوادگی و اجتماعی نیست و صد البته برخی از مسایل به خاطر اهمیتی که دارند، ضمن اینکه درقلمرو دین هستند، در درجه اول اهمیت قرار دارند.

اصولا نباید فراموش کرد که در قرآن کریم پیامبرگرامی اسلام به عنوان تزکیه کننده و تعلیم دهنده معرفی شده.چنانکه می فرماید: «و یزکیهم ویعلمهم الکتاب و الحکمه » (۱۴) دین مبین اسلام تمام ابعاد وجودی انسانها اززمان انعقاد نطفه – بلکه قبل از آن – تاکودکی، جوانی، پیری، مرگ، پس ازمرگ را مورد توجه قرار داده و با دیدی وسیع، با تعلیم و تزکیه انسان، تمام مراحل وجود و همه علل و شرایطتکاملی از جمله اصلاح محیط اجتماعی را مد نظر قرار داده برای رشد معنوی وتربیت او به نحوی بهتر و پسندیده تر،برنامه ریزی می کند، طبیعی است که تشکیل حکومت صالح نیز نمی تواند ازمسایل برون دینی باشد. دینی که حتی مساله مضمضه و استنشاق و ازاله موهای زاید و ناخنها و نظافت بدن را ازیاد نبرده، چگونه ممکن است در مساله حکومت که از اهم مسایل دنیوی واخروی بشر است، ساکت مانده و دم فرو بسته باشد؟! و مگر ساکت مانده است؟!

در قرآن کریم به مساله حکومت،اهمیت ویژه ای داده شده و با آیه «اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولی الامرمنکم » (۱۵) ، حاکمیت را یکسره از نااهلان سلب کرده و طوق اطاعت ظالمان وفاسقان و حاکمان به غیر “ما انزل الله” رااز گردن انسانها برداشته و بهترین نوع اطاعت را بر آنها واجب شمرده که درزمان حضور، اطاعت از معصوم و درعصر غیبت کبری، اطاعت از آنانی است که با انتخاب مستقیم یا غیرمستقیم مردم و برحسب موازین و معیارهای تعیین شده از سوی شرع مقدس زمام امورمسلمین را به دست می گیرند. ومضمونی دلنشین از حاکمیت فقهای جامع شرایط و امام گونه های عصر انتظارپدید می آورد. در روایات نیز بدان مطلب توجه اکید شده و راه حکومت طاغیان، ظالمان و بی خبران از اسلام وقوانین آن بسته شده و مخصوصا درروایتی از امام باقر(ع) آمده است که:«بنی الاسلام علی خمسه اشیاء: علی الصلوه والزکوه و الحج و الصوم والولایه ».

اسلام بر پنج ستون استوار شده است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت.

زراره می پرسد: کدامیک برتر است؟و چرا؟!

حضرت می فرماید: «ولایت ». زیرا«هوالدلیل علیهن ». “ولایت”، افضل است، چرا که کلید بقیه است و زمامدار،انسان شایسته ای است که خود، دلیل وراهنما برای سایر احکام است.

راوی می پرسد: پس از ولایت، کدام افضل است؟ می فرماید: نماز; چرا که پیامبر خدا فرمود: نماز ستون دین شماست.

سپس فرمود: قله امور و کلید اشیا وخشنودی خدا، اطاعت از امام پس ازمعرفت اوست. خداوند فرمود: «من یطع الرسول فقد اطاع الله و من تولی فماارسلناک علیهم حفیظا» (۱۶) اگر کسی شبهاعبادت کرده، و روزها روزه بدارد و همه مالش را صدقه داده، و همه ساله حج کند و ولایت ولی خدا را نشناسد تا آن راگردن نهد و همه اعمالش به دلالت اوباشد، در ثواب آن اعماق حقی نیست واز صف اهل ایمان بیرون است … (۱۷)

از این روایت (با سند صحیح ودلالت روشن) استفاده می شود که حکومت در متن دین اخروی و خدایی است و دین منهای حکومت، هرگزنمی تواند سوق دهنده مردم به سوی خدا و آخرت باشد.

نکته ای در خور تامل، این است که احکام تکلیفی پنج قسم است: واجب،حرام، مستحب، مکروه و مباح.

طبعا هیچ فعلی از افعال مکلفین خارج از این احکام نیست.

چهار قسم اول به تعبدی و توصلی تقسیم می شوند. آنجا که فعل یا ترک،نیاز به قصد قربت دارد، تعبدی و آنجاکه نیاز ندارد، توصلی است. اما درمباحات، تقسیم به تعبدی و توصلی بی معنی است.

آیا دین اخروی، مردم را در امورمربوط به اداره کشور اسلامی به اباحیگری فراخوانده یا در این مواردمهم نیز، احکام واجب و حرام دارد؟

ممکن است کسی بگوید نیازی نیست که دین اینگونه مسایل را درقلمرو واجبات، مستحبات، محرمات،مکروهات قرار دهد. بلکه در قلمرومباحاتند و انسان عاقل، خود در این موارد تصمیم می گیرد و نیازی به امر ونهی و تکلیف ندارد. بنابراین، حتی چنین کسی هم معترف است که مسایل برون دینی نداریم و او نیز – ناآگاهانه -تمام اعمال بشر را از نظر حکم وتکلیف، در قلمرو دین می شناسد،منتهی ادعا می کند که امور سیاسی وحکومتی، نظیر بسیاری از مسایل دیگرجزو مباحاتند. پس تنها باید بررسی کردکه آیا اینگونه مسایل، به راستی درقلمرو مباحاتند و تصمیم گیری درباره آنها کاملا به اختیار بشر نهاده شده یااینکه در قلمرو واجبات، محرمات واحیانا مکروهات و مستحباتند و بشر،وظائف سیاسی نیز دارد و در اینگونه امور، باید پیرو دین باشد؟

بنابراین اختلاف بر سر برخی ازمسایل است که آیا در قلمرو مباحات می باشند یا در قلمرو، واجبات ومحرمات. نه اینکه آیا این مسایل، داخل در قلمرو دینند یا خارج؟ و آیا از مسایل برون دینی اند یا درون دینی؟!

قطعا در برخی از مسایل، اختلافی نیست که از جمله مباحاتند. مثل اینکه ساعت رسمی کشور را یک ساعت جلوبیاوریم یا نیاوریم. مردم و سیاستمداران برحسب مصالح اجتماعی و اقتصادی می توانند در این موضوع تصمیم بگیرند.نه جلو بردن ساعت، مخالف دین و نه نبردن آن، منصوص در دین است.درست مثل اینکه شخص یا خانواده ای می توانند درباره تعطیلات تابستانی خودتصمیم بگیرند که چگونه آن رابگذرانند؟ در خانه یا در سفر؟ در داخل یا خارج از کشور؟ آنچه مهم است، این است که هر تصمیمی بگیرند، باید بافعل حرام یا ترک واجبی توام نباشد.

اختلاف درباره مسایل سیاسی وحکومتی است. آیا دین در اینگونه مسایل، به بیان سلسله ای از وظایف وتکالیف پرداخته و همانگونه که درمسایل عبادی و تجاری، واجب و حرام رسیده، در این امور هم واجبات ومحرمات داریم، یا خیر؟! آیا اسلام بشررا در انجام و ترک افعال سیاسی وحکومتی، آزاد شمرده و امور سیاسی رااز مباحات دانسته است؟ آیا اگر دین به اینگونه امور توجه کند، صبغه خدایی واخروی بودن خود را از دست می دهد ودنیوی می شود، یا اینکه به همان دلیل خدایی و اخروی بودن، باید به اینگونه امور توجه جدی کند و برای هموارکردن راه زندگی سعادتمندانه اخروی وتقرب به خدا، مردم دیندار را به تشکیل حکومتی تشویق کند که معیارها وضوابط خود را از دین بگیرد، مجری احکام خدا باشد و در عین حال، از تزکیه و تعلیم انسانها چیزی دریغ ندارد.

به نظر ما همین بینش دوم، صحیح است. صحت و سقم هر یک از این دوبینش از راه مراجعه به متون اصیل دینی به دست می آید. به خصوص که استدلالات مربوط به بینش اول، ازاستحکام لازم برخوردار نیستند وچنانکه خواهیم دید با مضامین اصیل دینی ناسازگار است.

نظری به بینش مخالف

تفکیک کنندگان دین از سیاست وحکومت، سعی کرده اند که مساله حکومت را از قلمرودین اخروی وخدایی خارج کنند. یا به تعبیر ما آن را درقلمرو مباحات قراردهند. از جمله بازرگان در مقاله “آخرت و خدا، هدف بعثت انبیاء” می گوید:

«اصرار ما در منحصر دانستن هدف دین به آخرت و خدا و تفکیک رسالت انبیا از سیاست و اداره دنیا برای چیست؟ شعارهای دین برای دنیا یا دین و دنیا با هم یک سلسله زیانها و آفات وانحرافهایی به بارمی آورد که نهایت آن،خسرالدنیا و الاخره شدن است (۱۸)

می بینیم که وی کمابیش معترف است که دنیا مزرعه آخرت است ومحال است که دین عنایتی به دنیا نداشته باشد. منتهی حکومت را از قلمرو دین،خارج می کند و ادعا می کند که بدون توجه به حکومت، می شود دنیا را مزرعه آخرت کرد. حال آنکه چنانچه گفتیم هیچ چیز از قلمرو دین خارج نیست و گرچه برخی از امور در قلمرومباحات دینی باشند. اما امر مهمی مثل حکومت! به حال خود رها نشده و مباح هم نیست بلکه احکام متعدد از ابعادمتعدد متوجه آن است.

استدلال اول: تبدیل توحید به شرک

«وقتی بهبود زندگی فرد و اجتماع ومدیریت مطلوب دنیا، پابه پای آخرت وخدا، هدف و منظور دین قرار گرفت،اخلاص در دین و عبودیت خدا درمحاق رفته، پس زده و فراموش می شود.بدین وسیله توحید تبدیل به شرک …گردیده و دیانت و دینداری از اصالت وخاصیت می افتد» (۱۹)

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.