اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تصحیح أحادیث الکتب الأربعه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 70
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تصحیح أحادیث الکتب الأربعه؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل تصحیح أحادیث الکتب الأربعه انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 52 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل تصحیح أحادیث الکتب الأربعه:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل تصحیح أحادیث الکتب الأربعه آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل تصحیح أحادیث الکتب الأربعه با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تصحیح أحادیث الکتب الأربعه از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل تصحیح أحادیث الکتب الأربعه، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تصحیح أحادیث الکتب الأربعه :
الکتب الأربعه:
۱ الکافی، أبو جعفر محمد بن یعقوب الکلینی الرازی (ت ۳۲۹ ه) .
۲ من لا یحضره الفقیه، أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی (ت ۳۸۱ ه) .
۳ تهذیب الاحکام، أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسی (ت ۴۶۰ ه) .
۴ الاستبصار، أبو جعفر الطوسی أیضا.
تحریر المسأله:
یراد بالتصحیح هنا اعتداد جمیع ما فی الکتب الاربعه من أحادیث رویت عن أهل البیت (ع) معتبره و مقطوعا بصدورها عن الأئمه.
و المسأله هذه وقعت موقع الخلاف بین علمائنا، و طال البحث فیها، و طال معه النقاش حولها .
و نقطه الخلاف فی واقعها هی: هل أن تصریحات المشایخ الثلاثه هی شهاده منهم بصحه أحادیثهم و توثیق رواتها، فیؤخذ بها بناء علی قبول شهاده العدل الواحد فی مثل هذا المقام، أو أنها اجتهاد منهم قائم علی منهج خاص بهم، فلایکون حجه فی حق غیرهم.
«قال السید فی (المفاتیح) : إن إخبار الکلینی بصحه ما دوّنه فی الکافی
210
کما یمکن أن یکون باعتبار علمه بها، و قطعه بصدورها عن الأئمه (ع) ، فیجوزالاعتماد علیها و الحال هذه کسائر أخبار العدول، کذلک یمکن أن یکون باعتبار اجتهاده، و ظهورها عنده و لو بالدلیل الظنی، فلا یجوز إذن الاعتماد علیه، فإن ظن المجتهد لا یکون حجه علی مثله، کما هو الظاهر من الأصحاب، بل و من العقلاء و حیث لا ترجیح للاحتمال الأول وجب التوقف»[۱] و مبدأ هذا، هو ما أثاره المیرزا محمد أمین الاسترابادی الاخباری فی کتابه الموسوم ب (الفوائد المدنیه) ، قال فی ص ۱۸۱: «الفصل التاسع فی تصحیح أحادیث کتبنا، بوجوه تفطنت بها بتوفیق اللّه الملک العلام، و دلاله أهل الذکر (ع) ، و بجواز التمسک بها، لکونها متواتره النسبه إلی مؤلفیها».
و ذکر اثنی عشر وجها فی الاستدلال علی صحه أحادیث الکتب الاربعه.
أهمها و أقواها الوجوه التی ضمّنها تصریحات المشایخ الثلاثه مؤلفی الکتب الأربعهفی خطب کتبهم، باعتقادهم صحه ما فیها من أحادیث رووها عن الأئمه (ع) .
و تابعه علی هذا جمع من علمائنا، و جلهم من الاخباریین، فالحر العاملی مثلا عقد الفائده السادسه من خاتمه کتابه (الوسائل) لهذا، قال فی ۲۰/۶۱: «الفائده السادسه فی ذکر شهاده جمع کثیر من علمائنا بصحه الکتب المذکورهو أمثالها، و تواترها، و ثبوتها عن مؤلفیها، و ثبوت أحادیثها عن أهل العصمه ع».
ثم ذکر ما قاله کل واحد من المشایخ الثلاثه من الاعتقاد بصحه ما رواه فی الکتاب عن أهل البیت (ع) .
و واصل بعد هذا نقل أقوال العلماء الآخرین.
و فی (الفائده التاسعه) ذکر اثنین و عشرین وجها للدلاله علی قطعیه صدورما فی الکتب الأربعه و أمثالها من کتب أصحابنا القدماء عن أهل البیت (ع) ، و من ضمنها ما ذکره المیرزا الاسترابادی .
211
و أیضا أهمها و أقواها تصریحات المشایخ الثلاثه فی خطب کتبهم باعتقادهم صحه ما فیها من مرویات عن أهل البیت (ع) .
و کان سبب هذه الاثاره هو تنویع الأخبار من قبل السید ابن طاووس، و التأکید علیه من قبل تلمیذه العلامه الحلی، حیث ساعد هذا مساعده فاعله علی فتح باب النقاش فی المسأله، و دراستها دراسه موسعه، بسبب ما حدث من تطورلواقع الامامیه بعد غیبه الامام المهدی (ع) ، و اختفاء القرائن التی کانت تلقی الاضواء علی الاحادیث فی قبولها أو رفضها، و فقدان النسبه الکبیره من الاصول الاربعمائه.
یقول الشیخ الطریحی: «و تعلیله علی ما ذکره بعض المتأخرین بأنه لماطالت الأزمنه بین من تأخر و الصدر السالف، و آل الحال إلی اندراس بعض کتب الاصول المعتمده، بتسلط حکام الجور و الضلال، و الخوف، من إظهارهاو انتساخها، و انضم إلی ذلک اجتماع ما وصل إلیهم من کتب الاصول فی الاصول المشهوره فی هذا الزمان، فالتبست الاحادیث المأخوذه من الأصول المعتمدهبالمأخوذه من غیر المعتمده، و اشتبهت المتکرره فی الاصول بغیر المتکرره، و خفی علیهم قدس اللّه أرواحهم کثیر من تلک الأمور التی کانت سبب وثوق القدماء بکثیر من الاحادیث، و لم یمکنهم الجری علی أثرهم فی تمییز ما یعتمدعلیه عما لا یرکن إلیه، فاحتاجوا إلی قانون تتمیز به الاحادیث المعتبره عن غیرها، و الموثوق بها عما سواها، فقرروا لنا شکر اللّه سعیهم ذلک الاصطلاح الجدید، و قربوا إلینا البعید، و وضعوا الأحادیث الوارده فی کتبهم الاستدلالیه، بما اقتضاه ذلک الاصطلاح من الصحه و الحسن و التوثیق»[۲] فلا بد و الحال هذه و من باب الاحتیاط للدین، و لصیانه السنه الشریفه أن یدخلها ما لیس منها، من إعاده النظر فی واقع المرویات.
و کان المیرزا الاسترابادی و من تابعه من الاخباریین لا یرون لهذا التطور فی واقع الامامیه أیّ تأثیر مهم یدعو إلی إعاده النظر.
212
و علینا من أجل أن نقف علی جلیه الأمر، و تلبیه لمقتضیات البحث من ناحیه منهجیه أن نذکر مواضع الاستشهاد من مقدمات کتبهم، ثم نحاول استنطاقهالمعرفه مؤدیاتها، أو ما یظهر منها علی الأقل.
و هی:
۱ من خطبه الکافی:
«و قلت: إنک تحب أن یکون عندک کتاب کاف، یجمع من جمیع فنون علم الدین، ما یکتفی به المتعلم، و یرجع إلیه المسترشد، و یأخذ منه من یرید علم الدین، و العمل به، بالآثار الصحیحه عن الصادقین (ع) .
هذا هو موضع الاستشهاد الذی استفید منه تصریح الشیخ الکلینی بأن مافی کتابه (الکافی) هو من (الآثار الصحیحه عن الصادقین) .
و ناقش استاذنا السید الخوئی قدس سره هذه الاستفاده بقوله:
«و أما ما ذکر من شهاده محمد بن یعقوب بصحه جمیع روایات کتابه و أنهامن الآثار الصحیحه عن الصادقین علیهم السلام، فیردّه:
أولا: إن السائل إنما سأل محمد بن یعقوب تألیف کتاب مشتمل علی الآثار الصحیحه عن الصادقین سلام اللّه علیهم، و لم یشترط علیه أن لا یذکر فیه غیر الروایه الصحیحه، أو ما صحّ عن غیر الصادقین علیهم السلام، و محمد بن یعقوب قد أعطاه ما سأله، فکتب کتابا مشتملا علی الآثار الصحیحه عن الصادقین علیهم السلام فی جمیع فنون علم الدین، و إن اشتمل کتابه علی غیر الآثارالصحیحه عنهم علیهم السلام، أو الصحیحه عن غیرهم أیضا استطرادا و تتمیماللفائده، إذ لعلّ الناظر یستنبط صحه روایه لم تصحّ عند المؤلف، أو لم تثبت صحتها.
و یشهد علی ما ذکرناه: أن محمد بن یعقوب روی کثیرا فی الکافی عن غیر المعصومین أیضا و لا بأس أن نذکر بعضها:
213
۱ ما رواه عن علی بن ابراهیم، عن بعض أصحابه، عن هشام بن الحکم، قال: «الأشیاء لا تدرک إلاّ بأمرین. . . »[۳] ۲ ما رواه بسنده عن أبی أیوب النحوی قال: «بعث الیّ أبو جعفرالمنصور فی جوف اللیل. . . »[۴] و رواه أیضا عن علی بن ابراهیم عن أبیه، عن النضر بن سوید[۵] ۳ ما رواه بسنده عن أسید بن صفوان صاحب رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله، قال: «لما کان الیوم الذی قبض فیه أمیر المؤمنین علیه السلام ارتجّ الموضع بالبکاء»[۶] ۴ ما رواه بسنده عن ادریس بن عبد اللّه الأودی، قال: «لما قتل الحسین علیه السلام، أراد القوم أن یوطئوه الخیل»[۷] ۵ ما رواه بسنده عن الفضیل، قال: «صنایع المعروف و حسن البشریکسبان المحبه»[۸] ۶ و ما رواه بسنده عن ابن مسکان عن أبی حمزه، قال: «المؤمن خلطعمله بالحلم. . . »[۹] ۷ ما رواه بسنده عن الیمان بن عبید اللّه، قال: «رأیت یحیی بن أم الطویل وقف بالکناسه . . . »[۱۰]
214
۸ ما رواه بسنده عن اسحق بن عمار، قال: «لیست التعزیه إلا عندالقبر. . . »[۱۱] ۹ ما رواه بسنده عن یونس، قال: «کل زنا سفاح، و لیس کل سفاح زنا. . . »و هو حدیث طویل عقد محمد بن یعقوب له بابا مستقلا[۱۲] و أیضا روی بسنده عن یونس، قال: «العله فی وضع السهام علی سته لا أقلّ و لا أکثر»و أیضاقال : «إنما جعلت المواریث من سته أسهم. . . »[۱۳] و قد جعل لهما أیضا محمد بن یعقوب بابا مستقلا.
۱۰ ما رواه بسنده عن ابراهیم بن أبی البلاد، قال: «أخذنی العباس بن موسی. . . »[۱۴] ۱۱ ما رواه عن کتاب أبی نعیم الطحّان، رواه عن شریک، عن اسمعیل بن أبی خالد، عن حکیم بن جابر، عن زید بن ثابت أنه قال: «من قضاء الجاهلیهأن یورّث الرجال دون النساء»[۱۵] ۱۲ ما رواه بسنده عن اسماعیل بن جعفر، قال: «اختصم رجلان إلی داود علیه السلام فی بقره . . . »[۱۶] و ثانیا: لو سلّم أن محمد بن یعقوب شهد بصحه جمیع روایات الکافی فهذه الشهاده غیر مسموعه، فإنه إن أراد بذلک أن روایات کتابه فی نفسها واجدهلشرائط الحجیه فهو مقطوع البطلان، لأن فیها مرسلات و فیها روایات فی إسنادها مجاهیل، و من اشتهر بالوضع و الکذب، کأبی البختری و أمثاله. و إن أر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
