خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آفرینش شیطان
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 58
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل آفرینش شیطان – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل آفرینش شیطان شامل 91 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل آفرینش شیطان:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل آفرینش شیطان به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آفرینش شیطان به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آفرینش شیطان با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل آفرینش شیطان با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آفرینش شیطان با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل آفرینش شیطان را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آفرینش شیطان :
گفتاری در باره شیطان و عمل او
موضوع ابلیس نزد ما امری مبتذل و پیش پا افتاده شده که اعتنایی به آن نداریم، جزاینکه روزی چند بار او را لعنت کرده و از شرش به خدا پناه می بریم و بعضی افکار پریشان خودرا به این جهت که از ناحیه او است تقبیح می کنیم.و لیکن باید دانست که این موضوع موضوعی است بسیار قابل تامل و شایان دقت و بحث، و متاسفانه تاکنون در صدد بر نیامده ایم که ببینیم قرآن کریم در باره حقیقت این موجود عجیب که در عین اینکه از حواس ما غایب است و تصرفات عجیبی در عالم انسانیت دارد چه می گوید، و چرا نباید در صدد برآییم؟چرا
در شناختن این دشمن خانگی و درونی خود بی اعتناییم؟دشمنی که از روز پیدایش بشر تاروزی که بساط زندگیش برچیده می شود بلکه حتی پس از مردنش هم دست از گریبان او برنمی دارد و تا در عذاب جاودانه دوزخش نیندازد آرام نمی گیرد.آیا نباید فهمید این چه موجودعجیبی است که در عین اینکه همه حواسش جمع گمراه کردن یکی از ماها است و در همان ساعتی که مشغول گمراه کردن او است عینا به همان صورت و در همان وقت سرگرم گمراه ساختن همه بنی نوع بشر است؟در عین اینکه از آشکار همه با خبر است از نهان آنان نیز اطلاع دارد، حتی از نهفته ترین و پوشیده ترین افکاری که در زوایای ذهن و فکر آدمی جا دارد با خبراست.و علاوه بر اینکه با خبر است مشغول دسیسه در آن و گمراه ساختن صاحب آن نیز هست.
(اشاره به اهمال و قصور مفسرین در بحث از شیطان و شناختن او)
آیا تعجب در این است که ما چنین بحثی را عنوان کردیم و یا در این است که چرامفسرین تاکنون اسمی از آن نبرده اند؟و اگر هم احیانا متعرض آن شده اند به پیروی از روشی که دانشمندان صدر اول اسلام داشته اند تنها متعرض اشکالاتی شده اند که مردم عوام در برخوردبا آیات این داستان متوجه آن می شوند، و در این چهار دیواری هر طایفه ای بر آنچه فهمیده استدلال و جنگ و جدال کرده و فهم طایفه دیگر را تخطئه نموده بر آن ایراد کرده و به شمارش اشکالات مربوط به داستان پرداخته است.
۱ – چرا خداوند ابلیس را آفرید؟او که می دانست وی چکاره است؟
۲ – با اینکه ابلیس از جن بود چرا خداوند او را با ملائکه محشور و همنشین کرد؟
۳ – با اینکه می دانست او اطاعتش نمی کند چرا امر به سجده اش کرد؟
۴ – چرا او را موفق به سجده نکرد و گمراهش نمود؟
۵ – چرابعد از آن نافرمانی او را هلاک نکرد؟
۶ – چرا تا روز قیامت مهلت داد؟
۷ – چرا او را مانند خون در سراسر وجود آدمی راه داده و بر او مسلطش کرده است؟
۸ – چرا به لشکریانی تاییدش نمود وبر همه جهات حیات انسانی او را مسلط نمود؟
۹ – چرا او را از نظر و احساس بشر پنهان کرد؟
۱۰ – چرا همه کمک ها را به او کرد و به آدمیان کمک نکرد؟
۱۱ – چرا اسرار خلقت بشر را از اوپوشیده نداشت تا چنین به اغوای او طمع نبندد؟
۱۲ – با اینکه او دورترین و دشمن ترین مخلوقات بود چطور با خدا حرف زد و خداوند هم با او تکلم کرد؟آیا همانطور که بعضی ها گفته اند ازراه معجزه بوده یا آثار و علایمی ایجاد کرده که ابلیس از دیدن آن آثار به مراد او پی برده (۱) ؟
۱۳ – ورودش به بهشت از چه راهی بوده؟
۱۴ – چگونه ممکن است در بهشت که مکان قدس وطهارت است وسوسه و دروغ و گناه واقع شود؟
۱۵ – با اینکه حرفهایش مخالف گفتار خداوند بود چرا آدم آن را پذیرفت؟
……………………………………..
(۱)تفسیر تبیان ج ۴ ص ۳۶۰
۱۶ – و با اینکه خلود در دنیا مخالف با اعتقاد به معاد است چگونه طمع در خلود کرد؟
۱۷ – با اینکه آدم در زمره پیغمبران بود چطور ممکن است معصیت کرده باشد؟
۱۸ – با اینکه توبه کار مانند کسی است که گناه نکرده است چطور توبه آدم قبول شد و لیکن به مقامی که داشت بازنگشت؟و چگونه…؟و چگونه…؟
اهمال و کوتاهی مفسرین در این موضوع جدی و حقیقی، و بی بند و باری آنها دراشکال و جواب به حدی رسید که در جواب از این اشکالات بعضی از آنان به خود جرات دادندکه بگویند مقصود از آدم در این داستان آدم نوعی است، و داستان یک داستان خیالی محض است (۱).و یا بگویند مقصود از ابلیس قوه ای است که آدمی را به شر و فساد دعوت می کند (۲).ویا بگویند صدور فعل قبیح از خداوند جایز است، و همه گناهان از ناحیه خود او است.و اواست که آنچه را خودش درست کرده خراب می کند، و بطور کلی، خوب آن چیزی است که اوبخواهد و به آن امر کند و بد آن چیزی است که او از آن نهی کند (۳).و یا بگویند اصلا آدم اززمره پیغمبران نبوده و یا بطور کلی انبیا معصوم از گناه نیستند، و یا قبل از بعثت معصوم نیستند وآدم آن موقع که نافرمانی کرد مبعوث نشده بود (۴) و یا بگویند همه این صحنه ها برای امتحان بوده است (۵).
باید دانست تنها چیزی که باعث بی فایده بودن این مباحث شده این است که این مفسرین در این مباحث بین جهات حقیقی و جهات اعتباری فرق نگذاشته و مسائل تکوینی رااز مسائل تشریعی جدا نکرده اند، و بحث را درهم و برهم نموده، اصول قراردادی و اعتباری راکه تنها برای تشریعیات و نظام اجتماعی مفید است در امور تکوینی دخالت داده و آن را، حکومت داده اند.
(چند مطلب که باید در بحث از مساله شیطان و حقائق دینی و تکوینی مربوط به آن بیان شود)
(۱ – وجود نفسی اشیاء خیر است)
ما اگر بخواهیم در پیرامون این مساله و حقایق دینی و تکوینیی که در آن است آزادانه بحث کنیم باید قبلا چند جهت را تحریر نماییم:
۱ – باید دانست تمامی اشیایی که متعلق خلق و ایجاد قرار گرفته و یا ممکن است قراربگیرد وجود نفسی شان(وجودشان بدون اینکه اضافه به چیزی داشته باشد)خیر است.بطوری
……………………………………..
(۱)تفسیر المنار ج ۱ ص ۲۸۲ – ۲۶۷ و ج ۸ ص ۳۵۳
(۲)تفسیر المنار ج ۱ ص ۲۷۵ – ۲۶۷
(۳)تفسیر القرطبی ج ۴ ص ۲۶۱۱، و تفسیر الکبیر ج ۱۴ ص ۴۰ – ۳۹
(۴)تفسیر الکبیر ج ۲ ص ۱۷۸ – ۱۷۷، و تفسیر المنار ج ۸ ص ۳۵۴
(۵)مجمع البیان ج ۴ ص ۶۵ ط تهران
که اگر به فرض محال فرض کنیم شری از شرور متعلق خلقت و ایجاد قرار گرفته و موجود شودپس از موجود شدنش حالش حال سایر موجودات خواهد بود، یعنی دیگر اثری از شر و قبح در آن نخواهد بود، مگر اینکه وجودش اضافه و ارتباط به چیز دیگری داشته باشد، و در اثر این ارتباطنظامی از نظامهای عادلانه عالم وجود را فاسد و مختل سازد، و یا باعث شود عده ای دیگر ازموجودات از خیر و سعادت خود محروم شوند، اینجاست که شرهایی در عالم پدید می آید.
و اینکه در بالا گفتیم: “بدون اینکه وجودشان اضافه به چیزی داشته باشد”مقصودمان همین معنا بود.بنا بر این اگر موجودی از قبیل مار و عقرب دیدیم که از نظر اضافه ای که به مادارند مضر به حال ما است باید بدانیم که بطور مسلم منافعی دارد که از ضررش بیشتر است وگر نه حکمت الهی اقتضای وجود آن را نمی کرد و در این صورت وجود چنین موجودی هم خیرخواهد بود.
و آیه”تبارک الله رب العالمین” (۲) و آیه”و ان من شی ء الا یسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم” (۳) نیز به آن اشاره دارد.
(۲ – ارتباط اجزای عالم خلقت به نحو تساوی و تماثل نیست بلکه حکمت و نظام عالم مقتضی وجود مراتب مختلف است)
۲ – عالم خلقت با همه وسعتی که در آن است تمامی اجزایش به یکدیگر مربوط ومانند یک زنجیر اولش بسته و مربوط به آخرش می باشد، بطوری که ایجاد جزئی از آن مستلزم ایجاد و صنع همه آن است، و اصلاح جزئی از اجزای آن به اصلاح همه آن مربوط است، همچنانکه فرموده: “و ما امرنا الا واحده کلمح بالبصر” (۴) و این ارتباط لازمه اش این نیست که جمیع موجودات مثل هم و ربطشان به یکدیگر ربط تساوی و تماثل باشد، زیرا اگر همه اجزای عالم مثل هم بودند عالمی به وجود نمی آمد بلکه تنها یک موجود تحقق می یافت، و لذا حکمت الهی اقتضا دارد که این موجودات از نظر کمال و نقص، و وجدان مراتب وجود و فقدان آن، وقابلیت رسیدن به آن مراتب و محرومیت از آن مختلف باشند.
آری، اگر در عالم، شر و فساد، تعب و فقدان، نقص و ضعف و امثال آن نبود بطور مسلم
……………………………………..
(۱)آن کسی که هر چه آفرید نیکویش آفرید.سوره سجده آیه ۷
(۲)بسیار پر خیر است خداوندی که برای عالمیان یگانه پروردگار است.سوره اعراف آیه ۵۴
(۳)و هیچ چیز نیست مگر اینکه تسبیح گوی به حمد خدا است، و لیکن شما تسبیح آنها رانمی فهمید.سوره اسری آیه ۴۴
(۴)سوره قمر آیه ۵۰
از خیر، صحت، راحت، وجدان، کمال و قوت نیز مصداقی یافت نمی شد، و عقل ما پی به معانی آنها نمی برد، چون بطور کلی عقل هر معنایی را از مصادیق خارجی آن انتزاع می کند اگردر عالم مصداقی از شقاوت، معصیت، قبح، ذم و عقاب و امثال آن نبود، سعادت، اطاعت، حسن، مدح و ثوابی هم تحقق نمی یافت، و همچنین اگر دنیایی نبود آخرتی هم وجود نداشت، مثلا اگر معصیتی نبود یعنی نافرمانی امر مولوی مولی به هیچ وجه ممکن نبود قهرا انجام خواسته مولی امری ضروری و اجباری می شد، و اگر انجام دادن فعلی ضروری و غیر قابل ترک باشددیگر امر مولوی به آن معنا ندارد، و خواستن مولی چنین فعلی را تحصیل حاصل است.
و وقتی امر مولوی معنا نداشت اطاعت هم مصداق نخواهد داشت، و وقتی اطاعت ومعصیتی نبود مدح و ذم، ثواب و عقاب، وعد و وعید و انذار و بشارتی هم نخواهد بود، و وقتی اینگونه امور نبود دین و شریعت و دعوتی هم نخواهد بود، و وقتی دینی در کار نبود نبوت ورسالتی هم نخواهد بود، و وقتی نبوت و رسالتی نباشد قهرا اجتماع و مدنیتی هم نخواهد بود، اجتماع هم که نباشد انسانیتی نیست و همچنین و بر همین قیاس فرض نبود یک چیز مستلزم فرض نبود جمیع اجزای عالم است.
(اگر شیطانی نبود، نظام عالم انسانی هم نبود و صراط مستقیمی فرض نمی شد.آیات مربوط به داستان سجده آدم تصویری است از روابط بین نوع انسانی و نوع ملائکه و ابلیس)این معنا که معلوم شد اینک می گوییم اگر شیطانی نبود نظام عالم انسانی هم نبود، ووجود شیطانی که انسان را به شر و معصیت دعوت کند از ارکان نظام عالم بشریت است، ونسبت به صراط مستقیم او به منزله کناره و لبه جاده است، و معلوم است که تا دو طرفی برای جاده نباشد متن جاده هم فرض نمی شود.اینجاست که اگر دقت شود معنای آیه”قال فبمااغویتنی لاقعدن لهم صراطک المستقیم” (۱) و آیه”قال هذا صراط علی مستقیم ان عبادی لیس لک علیهم سلطان الا من اتبعک من الغاوین” (۲) به خوبی روشن گشته و صدق ادعای ما معلوم می گردد.
با در نظر گرفتن این دو جهتی که ذکر شد اگر در آیات راجع به داستان سجده آدم دقت شود معلوم خواهد شد که این آیات در حقیقت تصویری است از روابط واقعیی که بین نوع انسانی و نوع ملائکه و ابلیس است، چیزی که هست این واقعیت را به صورت امر، اطاعت، استکبار، طرد، رجم و سؤال و جواب بیان کرده، و نیز معلوم خواهد شد که تمامی اشکالاتی که شده – و ما پاره ای از آن را در بالا نقل کردیم – ناشی از کوتاهی در تفکر و دقت بوده است.
……………………………………..
(۱)سوره اعراف آیه ۱۶
(۲)سوره حجرات آیه ۴۲
لذا می بینیم بعضی از مفسرین(صاحب المنار)هم وقتی در مقام جواب از آن اشکالات برمی آید به این معنا تنبه یافته و می گوید که”این داستان اشاره به فطرت و طبایع انسان و ملائکه و ابلیس می کند”باز در اثر کوتاه آمدن در تحقیق و تدبر، رشته صحیحی را که تنیده بود پنبه کرده و می گوید”امر ابلیس به سجده و نهی آدم از خوردن از درخت، امر و نهی تشریعی نبوده بلکه تکوینی بوده است” (۱) غافل از اینکه امر و نهی تکوینی قابل تخلف ومخالفت نیست، امر تکوینی یعنی ایجاد، و نهی تکوینی یعنی عدم ایجاد و با این حال چگونه ممکن است امر تکوینی باشد و ابلیس آنرا اطاعت نکند؟و چطور ممکن است نهی تکوینی باشد و آدم از امتثال آن سرپیچی نماید؟
(۳ – بهشتی که آدم قبل از هبوط در آن بوده بهشت جاودان نبوده بلکه بهشت برزخی بوده که غرائز بشری در آنجا ظاهر و هویدا می شده)
۳ – از داستان بهشت آدم به تفصیلی که در سوره”بقره”گذشت چنین بر می آید که قبل از اینکه آدم در زمین قرار گیرد خداوند بهشتی برزخی و آسمانی آفریده و او را در آن جای داده، و اگر او را از خوردن از درخت مزبور نهی کرد برای این بود که بدین وسیله طبیعت بشری را آزموده معلوم کند که بشر جز به اینکه زندگی زمینی را طی کرده و در محیط امر و نهی وتکلیف و امتثال تربیت شود، ممکن نیست به سعادت و بهشت ابدی نائل گردد، و جز باپیمودن این راه محال است به مقام قرب پروردگار برسد.از اینجا نیز معلوم می شود که هیچکدام از اشکالاتی که بر این داستان وارد کرده اند وارد نیست، برای اینکه بهشت آدم بهشت جاودان نبوده تا اشکال شود به اینکه بهشت جای اولیای خدا است نه جای شیطان.و یا اشکال شود به اینکه بهشت جای خلود است و کسی که وارد آن شد دیگر بیرون نمی شود پس آدم چطور بیرون آمد؟و نیز بهشت دنیایی و مادی نبوده تا مانند سرزمین های دیگر دنیا جای زندگی دنیوی باشدو اداره آن زندگی تنها به وسیله قانون و امر و نهی مولوی ممکن باشد، بلکه بهشت برزخی وجایی بوده که سجایا و اخلاق و خلاصه غرایز بشری – نه فقط آدم(ع) – ظاهر و هویدامی شده.
باز به اول کلام برگشته و می گوییم: پروردگار متعال در باره حقیقت و ذات این موجود شریری که نامش را ابلیس نهاده جز مختصری بیان نفرموده، تنها در آیه”کان من الجن ففسق عن امر ربه” (۲) جن بودن او را بیان کرده، و در جمله”خلقتنی من نار”از قول خود او حکایت کرده که ماده اصلی خلقتش آتش بوده.و اما اینکه سرانجام کارش چیست و
……………………………………..
(۱)تفسیر المنار ج ۸ ص ۳۵۴ ط بیروت.
(۲)سوره کهف آیه ۵۰
جزئیات و تفصیل خلقت او چگونه بوده؟صریحا بیان نکرده است.لیکن آیاتی هست که می توان از آنها چیزهایی در این باره استفاده کرد، از آن جمله آیه”لاقعدن لهم صراطک المستقیم، ثم لاتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لا تجداکثرهم شاکرین” (۱) است که حکایت قول خود او است، و از آن استفاده می شود که وی نخست در عواطف نفسانی انسان یعنی در بیم و امید، و در آمال و آرزوهای او، و در شهوت وغضبش تصرف می نماید و آنگاه در اراده و افکاری که از این ع
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
