اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 66
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری :
چکیده:
در این مقاله نویسنده موضوعات مختلف در ارتباط با بحث فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری را مورد بررسی قرار می دهد. ابتدا به تعریف فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری می پردازد و سپس نبوغ و خلاقیت را با هم مقایسه می نماید و در ادامه به بحث تفاوتهای فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری می پردازد. سپس تئوریهای مختلف در این موضوع را بیان می کند. نویسنده در ادامه معیارهای شناخت فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری را بیان می کند و ساختار مغز و عملکرد آن را شرح می دهد.مباحث بعدی که نویسنده به آن می پردازد عبارتند از مبانی روان شناسی فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری، ارتباط هوش و خلاقیت، فرآیند فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری و تکنیکهای فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری.
فایل پاورپوینت کامل خلاقیت و نوآوری
خلاقیت به عنوان یک نیاز عالیه بشری در تمام ابعاد زندگی او مطرح است و عبارت است از تحولات دامنه دار و جهشی در فکر و اندیشه انسان بطوری که حائزیت توانائی در ترکیب عوامل قبلی به طرق جدید باشد را شامل می شده، خلاقیت همچون عدالت دموکراسی و آزادی برای افراد مختلف دارای معانی مختلف می باشد ولی یک عامل مشترک در تمام خلاقیتها این است که خلاقیت همیشه عبارت است از پرداختن به عوامل جدیدی که عامل خلاقیت در آنها موجود بوده و به عنوان مجموع میراث فرهنگی عمل می کنند ولی آنچه که تازه است ترکیب این عوامل در الگویی جدی است. تلاشهای خلاقیت وسیله ای برای نوآوری است. خلاقیت بیشتر یک فعالیت ذهنی و فکری است و نوآوری بیشتر جنبه عملی دارد. در حقیقت محصول نهایی عمل خلاقیت است و نوآوری می تواند در خط مشی ها، فرآیندها، فنون نیز مانند فعالیت ها و رفتارهای افراد رخ می دهد. نوآوری مهارتی است که با بسیاری همکاریهای دیگر همراه است، وات من می گوید: (اگر بخواهید نوآور باشید بایستی تا حدی باز برخورد کنید سعی فراوان کنید اشتباهاتی مرتکب شوید. اگر افراد شکست نخورند احتمالاً چیزی هم یاد نخواهند گرفت، طبق نظر گیلفورد «خلاقیت یعنی حل یک مشکل یا سلسله ای از مسائل کوچک و بزرگ، «و به نظر راجرز» خلاقیت یعنی اظهار وجود و استقلال طلبی و حفظ شخصیت انسان»
اندیشمندان دیگری نظر دارند که تحقیق در مورد خلاقیت و عناصر تشکیل دهنده آن، بیش از یک قرن پیش توسط دانشمندان علوم اجتماعی شروع شد، ولی انگیزه اساسی برای پژوهش بیشتر در سال ۱۹۵۰ توسط گیلفورد ایجاد گردید. گیلفورد خلاقیت را با تفکر واگرا (دست یافتن به رهیافتهای جدید برای حل مسایل) در مقابل تفکر همگرا (دست یافتن به پاسخ صحیح) مترادف می دانست. خلاقیت از دیدگاه روانشناسی، پدیدار گردیدن تلفیقی از اندیشه های نو به وسیله شهودگرایی از منابع ناشناخته تعریف شده است. پاپالیا خلاقیت را توانائی دیدن چیزها در یک نظر نو و معمولی، دیدن مشکلاتی که هیچ کس دیگر امکان تشخیص موجود بودن آنها را نمی دهد و پس ارائه رهیافتهای جدید، غیرمعمولی و اثربخش است. لوتانز استاد رفتار سازمانی خلاقیت را به وجود آوردن تلفیقی از اندیشه ها و رهیافتهای افراد و یا گروه ها در یک روش جدید، تعریف کرده است. بازر من خلاقیت را فرآیند شناختی از بوجود آمدن یک ایده، مفهوم، کالا یا کشفی بدیع می داند. از تعریفهای عنوان شده می توان نتیجه گیری کرد که در مورد مفهوم خلاقیت، یک توافق عمومی ولی کند در شرف ظهور است. علی رغم توافق عمومی محدود، در مورد تعریف نظری و عملیاتی خلاقیت، این اعتقاد که خلاقیت مفهومی چند بعدی است در حال تکوین است، در این مقاله نویسنده خلاقیت را تولید ایده ها، رهیافتها و مفاهیم اصیل، بدیع و جدیدی می داند که از رفتاری انطباق پذیر برخوردار باشد. پاره ای از محققین می گویند. تاکنون کوششهای بسیاری برای تعریف خلاقیت صورت گرفته است در جهان بینی فرلو از «نیاز به خود شکوفائی» به عنوان بالاترین نیاز یاد شده است. سقراط توانائی یک شاعر را نه هنر، بلکه الهام می داند جان دیویس در توصیف تفاوت و تشابه کار دانسته و هنرمند می گوید. (در هر دو گروه تفکری عاطفی و احساساتی وجود دارد که خمیر مایه آنها، دربرگیرنده ایده ها یا معانی قابل تحسینی است. هر دو آنها به الهام یعنی آمیختگی نهائی ایده ها در ذهن نیمه آگاه متکی است، توماس کارلایل معتقد است که بخشی از فعالیتهای ذهنی دربرگیرنده تفکر عقلانی و بخش دیگر شامل فعالیتهای ذهن ناخودآگاه است که به طور مبهم درک شده یا بر آن کنترل نداریم وی می گوید «ناحیه تعمق در زیر ناحیه بحث و استدلال آگاهانه قرار داشته در عمق ساکت و اسرار آمیز این ناحیه، نیروی حیاتی نهفته است. اگر چندی بخواهد خلق بشود، باید در این ناحیه قرار داشته باشد. بروستر می گوید: فرآیند خلق و ابداع همان فرآیند تغییر، فرآیند رشد و فرآیند تکامل است که در حیات ذهنی ما رخ می دهد. واقعا خلاقیت چیست و مشخصات آن کدام است؟ آیا هر شیئی یا روش جدیدی که توسط فردی ابداع شود ثمره نوعی خلاقیت است؟ آیا ساختن اشکال گوناگون با وسایل بازی توسط کودکان نیز نوعی خلاقیت است؟ مگر نه این است که هر اختراعی نتیجه تکمیل یا ترکیب نتایج اکتشافات و یافته های علمی یا فنی قبل از خود است؟ پس تمام اجزاء و مفردات آن نو و جدید نیست و قبلا در جای دیگر مطرح شده و یا به کار رفته است پس اطلاق نام ابداع و نوآوری به آن خطا نیست؟ اگر اندیشه ای نو و بدیع به ذهن انسان خطور کند ولی محلی از بروز و ظهور نداشته باشد آیا می توان آن را ابداع نامید؟ اگر هزار سال پیش فهمیدم پرواز انسان در آسمان توسط شخصی در ذهن مجسم شده باشد باید وی را فردی غیرعادی خیال پرداز و یا مبدع نامید؟ اگر کسی وسیله ای نو و جدید ساخت ولی این وسیله هیچگونه استفاده ای نداشته باشد و یا برای بشر مضر باشد باز هم می توان وی را خلاق نامید؟ تاریخ شاهد موارد بی شماری است که فردی ادعای ایجاد روش، ایده. یا وسیله ای نو را داشته ولی در حقیقت ادعای وی کذب بوده است. عکس این مطلب نیز بارها اتفاق افتاده که زمانی شخصی دقیقا و واقعا فکر و ایده ای نو و ابداعی داشته ولی این امر به دیده اطرافیان و جامعه به عنوان مطلب ساده و پیش پا افتاده ای آمده است. زمانی که داوینچی مفهوم ماشین پرنده را به صورت طرح کاغذ ارائه کرده بسیاری نظر او را ستودند. ولی بیش از یک قرن بعد وقتی که، لنگلی، مفهوم ماشین پرنده را به دنیا آورد. علی رغم پیشرفته بودن علم و صنعت روشنفکران آن عصر ایده وی را به نام «حماقت لنگلی» به باد انتقاد و تمسخر گرفتند. در صورتی که چند سال پیش از آن هواپیما ساخته شده و به حرکت درآمد. اگر بخواهیم هر کار نوعی را ابداع بنامیم تقریبا تمام افراد مبدع تلقی می شوند زیرا هر کس در طول عمر خویش حداقل در مواردی چند، راه و روش ثابت و از پیش تعیین شده ای را هر چند جزئی تغییر داده است. روشن است وقتی شخصی به نکته جدید یا وسیله یا روشی نو می رسد حداقل این امر از نظر خودش نوعی ابداع محسوب می گردد. تجسم بمب هسته ای و صحنه انفجار آن واقعا وحشتناک است. کسی که اولین بمب هسته ای را طرح کرد هر چند در عالم جنون کره خاکی را ترک گفت ولی خود را مبدع و مخترع می دانست در صورتی که حاصل تلاش او در آن زمان جز نابودی بخشی از انسانها و زجر و شکنجه گروه دیگر نتیجه ای نداشت با این وجود چنین طرحی قبلا توسط شخص دیگری به نظر شخص دیگری نرسیده بود کدام یک از این موارد ابداع و خلاقیت است؟ خلاقیت از موضوعاتی است که درباره آن بحث فراوان شده است بی آنکه مفهوم آن بدرستی روشن شده باشد کلمه «خلاقیت» در زمینه های گوناگون و در معانی مختلف به کار برده شده است تا آنجا که برخی از پژوهشگران آن را فاقد معنی مشخص و دقیق دانسته اند عباراتی نظیر «معلم خلاق» دانش آموز خلاق، «نقاش خلاق» فراوان به کار برده شده است اما خلاقیت در مورد این افراد معنی یکسانی ندارد. ممکن است منظور از معلم خلاق کسی باشد که درس را بهتر ارائه می دهد در صورتی که نقاش خلاق به کسی اطلاق می شود که سبک جدیدی را در نقاشی پایه گذاشته است نه کسی که نقاشی هنرمندانه تری ارائه داده است همچنین است عبارت دانش آموز خلاق که معنی ثابتی ندارد و نظر معانی درباره آن با یکدیگر متفاوت است هر وقت که کلمه خلاقیت را می شنویم بی اراده به یاد کارها و آثار برجسته هنرمندان و دانشمندان نامی می افتیم. لیکن باید بخاطر داشته باشیم که همواره لازمه خلاقیت نبوغ نیست. هر کس در کارهای روزمره خود ممکن است خلاقیت از خود نشان دهد منتهی خلاقیت بعضی بیشتر است و بعضی کمتر مثلا کسی که در خانه دستگاهی را که قبلا ندیده است تعمیر می کند که بانویی که غذای جدید خوشمزه ای می پزد. یا دانش آموزی که شیوه جدیدی برای درس خواندن ابداع می کند و با صرف وقت کمتر نتیجه بهتری به دست می آورد همگی از قدرت خلاقیت خود استفاده کرده اند. حتی حیوانات نیز گاه از خود خلاقیت نشان می دهند یعنی «اعمال و ابتکاراتی دست می زنند که در گنجینه غریزه آنان یافت نمی شود و از حیوانات همجنس و همسن آنها دیده نشده است. البته باید به خاطر داشت که نبوغ نیز لازمه کارهای بسیار بزرگ است کمتر کسی است که از نظر هنری، علمی، اجتماعی یا نظایر آن خدمات شایسته ای به بشریت کرده باشد و از نبوغ لازم برخوردار نباشد پس می توان نتیجه گرفت که خلاقیت در همگان وجود دارد ولی خلاقیتی که در سطح جهانی قابل طرح باشد معمولا با نبوغ همراه است.
خلاقیت موضوع جالب توجه و بحث انگیزی است و پرسشهای زیادی را مطرح می کند مثلا تعریف صحیح خلاقیت کدام است؟ چگونه می توان خلاقیت را اندازه گرفت؟ آیا خلاقیت ارثی است یا اکتسابی؟ آیا خلاقیت مترادف با هوش است یا با آن تفاوت دارد؟ خلاقیت با پیشرفت تحصیلی و شخصیت فرد چه ارتباطی دارد؟ خصوصیات افراد خلاق و خصوصیات کار خلاق کدام است و چگونه می توان خلاقیت را تشخیص داد؟ میان نبوغ و خلاقیت چه رابطه ای وجود دارد؟ آیا می توان از طریق آموزش، خلاقیت را پرورش داد؟ اگر جواب مثبت است چه روشهایی برای این کار مناسب هستند؟
در سه دهه اخیر، عده ای از صاحبنظران سعی بر این داشته اند که تعاریف جامعی از خلاقیت عرضه کنند. گرچه کوششهای آنان کاملا موفقیت آمیز نبوده است ولی بررسی نتایج تحقیقات آنان می تواند ابعاد تعریف خلاقیت را تا حدودی کاهش دهد. شاید به جرات بتوان گفت که جامع ترین نظریه مربوط به خلاقیت توسط گیلفورد عرضه شده است. گیلفورد با تحقیقات فراوان سرانجام به این نتیجه رسید که تواناییهای فکری انسان را نمی توان در یک بعد خلاصه کسی و آن را هوش یا چیزی شبیه آن نامید. وی با استفاده از روشهای پیشرفته آماری و ماشینهای کامپیوتر دریافت که قوای فکری انسان را می توان به ۱۵۰ عامل مجزا، که هریک به تنهائی قابل اندازه گیری است تقسیم کن به نظر او برخی از این خصیصه ها مستقیما در ظهور خلاقیت مؤثرند. این خصیصه ها عبارتند از روانی جریان فکر، انعطاف پذیری قوای فکری، و اصالت اندیشه و تصمیم گیری، این سه خصیصه به نظر گیلفورد تشکیل تفکر واگرا یا تفکر غیرمتعارف را می دهند. افرادی که تفکر واگرا دارند در فکر و عمل خود با دیگران فرق دارند و از عرف و عادت دور می شوند و روشهای خلاق و جدید را بکار می برند. به عکس کسانی که از این خصوصیات برخوردار نیستند تفکر همگرا دارند و در فکر و عمل خود از عرف و عادت پیروی می کنند پس تفکر واگرا یعنی دور شدن از یک نقطه مشترک که همان رسم و سنت و عرف اجتماع است و همگرا یعنی نزدیک شدن به آن نقطه مثلا دانش آموزی که در پاسخ به پرسشهای امتحان از مطالب کتاب و گفته های معلم استفاده می کند همگرایانه عمل کرده است. اگر پاسخهای صحیحی بدهد که در کتاب درسی یا گفته های معلم منعکس نبوده است و صرفا از ذهن خود او تراوش کرده اند واگرایانه رفتار کرده است. البته تفکر واگرا وقتی مترادف با خلاقیت است که منجر به نتیجه مثبت و ثمربخش شود وگرنه در عین حال که واگرا است خلاق محسوب نمی شود. برای مثال اندیشه و رفتار یک بیمار روانی ممکن است با اندیشه و رفتار همگان تفاوت داشته باشد ولی چون به نتیجه ای که مفید حال خود و اجتماع است نمی انجامد خلاق محسوب نمی شود. معنای خلاقیت نزد همه یکسان نیست. در نوشته ها به بیش از ۱۰۰ نوع تعریف خلاقیت برمی خوریم برای «خلاقیت» انواع مترادفها آورده اند مثلا «تفکر مولد» «قوه ابداع» قوه تخیل و تفکر پر شاخ و برگ یا جوانبی به این ترتیب تعریفها از بعضی جهات متفاوت اند و از بعضی جهات متشابه. اما کلا تعریفها را می توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد. ۱- تعریف خاستگاهی ۲- تعریف فرآیندی
۱- نگرشهای خاستگاهی، روانکاوان و گروهی از روانشناسان بیشتر به خاستگاه خلاقیت توجه کرده اند تا به خود آن، مثلا زگلونه فهدیه معتقد بود که خلاقیت از تعرض درون فرد ناشی می شود و هنگامی پدید می آید که انرژی امیال ارضا نشده (و ارضا نشدنی) در نیل به هدفهای ممنوعه ابتدائی به سمت هدفهای جامعه پسند تغییر جهت دهد. به نظر فروید فرآیند خلاق شامل برونی کردن فرآورده های درونی تخیل از طریق تعامل گونه های ابتدائی و بالغ تفکر است. فروید دو فرآیند فکری را از هم تمییز می دهد. فرآیند اولیه فکر ناخودآگاه، تصادفی، انگیزشی و بدون ارتباط با واقعیت است و فرآیند ثانویه منطقی، هدفمند و در ارتباط با واقعیت است فرد خلاق کسی است که از تفکر نوع اولیه (خیالپردازی و رویا بافی) بی آنکه مقهورش شود استفاده کند و فرآیند ثانویه را برای تبدیل طرحهای حاصل از تفکر اولیه به طرحهای تحقق پذیر به کار گیرد.
روانشناسان انسانگرا از قبیل فروم، ماسلو و راجرز این چشم انداز روانکاوانه را وارونه کردند و گفتند که خلاقیت هنگامی خود می نماید که هیچ تعارضی در درون فرد وجود نداشته باشد. به نظر آنها خلاقیت مهمول تعامل افراد سالم و فارغ از تعارض با محیطهای سالم و مساعد است. پس فرآیند خلاقیت شامل آزادسازی قوه طبیعی خلاقیت از طریق حذف نیروهای بازدارنده فرد و موانع موجود در محیط آنهاست. روان سنجهائی چون گیلفورد نیز خلاقیت را قوه ای طبیعی می دانند که در محیط مساعد مجال بروز می یابد. اما معتقدند که قوه هر فرد منوط به داشته های ژنتیکی اوست. لذا نیرو، می توان «قوه خلاقیت، افراد را با آزمونهای استاندارد شده اندازه گیری کرد. در این نظریه نیز مانند نظریه روانکاوانه فرآیند خلاقیت از تعامل دو نوع تفکر متباین حاصل می شود. «تفکر واگرا» که اطلاعات را به انواع شقوق نامتعارف تبدیل می کند و «تفکر همگرا» که در پی نتایج «تکین» یا «متعارف» است.
۲- نگرشهای فرآیندی: تداعی گرایان و کسانی که نگرش «اطلاعات پردازی» را در پیش می گیرند بیشتر به فرآیند فکر توجه دارند تا خاستگاه آن البته بر جنبه های متفاوتی از این فرآیند تاکید می کنند اما همه آنها خلاقیت را کیفیتی از این فرآیند از این فرآیند می دانند که اکتسابی است و با آموزش و ممارست ارتقاء می یابد.
تداعی گرایان، از دیدگاه این گروه تفکر شامل پویش و ارزشیابی در پاسخهائی است که عادتا با نوع مساله مورد نظر متداعی می شوند بنابراین، سه عنصر نظریه تفکر تداعی گرایان عبارت اند از محرک (موقعیت معین مساله باز) پاسخ (موقعیت معین حل مساله) و پیوند و تداعی (ذهنی) این دو نیرمندی پاسخ متغیر است زیرا بعضی از تداعیها نیرومند تر (نزدیکتر یا نانوستر) هستند پس خلاقیت عبارت است از تداعی پاسخهای دور با موقعیت معین مساله ساز و به بار دادن پاسخی نو برای آن به عبارت دیگر، خلاقیت فرد تابعی است از توانائی او در استمداد از تداعیهای دور و پویش در آنها، چه به طور مستقیم و چه از طریق افکار واسطه (مثلا تمثیل یا قیاس) در انتخاب پاسخ مساله گشتالت تداعی گرایان اصول بر جنبه های «تجربه پذیر» یا عادتی تفکر تاکید دارند اما روانشناسان گشتالت به شیوه های «موله» یا بدیع تفکر درباره موقعیت مساله ساز توجه می کنند به نظر رولتهایمر، تفکر نه با عملیات منطقی تدریجی صورت می گیرد و نه با تداعیهای دلبخواهی غیر متصل، بلکه با تجدید سازمان هر چه قطعی تر کل موقعیت صورت می گیرد.
فرمول بندی مساله در پاسخ آن چگونه است: وانکر سه مشخصه اصلی برای فرآیند حل مساله ذکر می کند.۱) جل کننده نوع کلی مساله را در نظر می گیرد مقتضیات آن را بررسی می کند و سعی می کند مسیر رسیدن به جواب را تشخیص دهد.۲) سعی می کند مقتضیات عملی جواب مساله را تشخیص دهد.۳) راه حل خاصی را می جوید که این مقتضیات عملی را برآورده کند وانکر می گوید که در حل مساله عمدتا حرکت از عام به خاص است. افراد وقتی به جوابی موقت برسند که مقتضیات فرموله شده را برآورد نکند یا نتواند پیشتر بروند احتمالا عقبگرد می کنند و مقتضات عملی قبلا فرموله شده را بازبینی می کنند یا حتی عقب تر می روند تا به جنبه عام تری از مسئله برسند. بر سعی کرد نشان دهد که خلاقیت چگونه به فرآیند حل مساله وارد می شود. به نظر او ، شیوه فرمولبندی مساله معین می کند که کدام جنبه ای تجربه گذشته و محیط فعلی به عنوان جنبه ای مناسب انتخاب می شوند و چگونه ترکیب می شوند تا مسیرهایی نو و معنی دار پدید آوردند او در توضیح تجربه سازمان عناصر موقعیت مساله ساز از معهوم «مسیر» استفاده کند. اتفاقی باید بیفتد تا تغییری در مسیر ایجاد شده ناکامی در حل مساله کافی نیست زیرا خیلی وقتها ناکامی تکرار می شود. میر می گوید که با تجربه فرمولبندی است که تجربه مسیر صورت می گیرد. در انتخاب مسیر جدید، موقعیت مساله ساز به شیوه جدیدی می شود. تغییر مسیر مستلزم شکستن قیدهای نظری و تجربی است. با این کار هدفها و طرق عملی جدیدی کشف می شوند بنابراین خلاقیت عبارت است از توانائی در تجربه مسیر فکری حل مساله، تجدید مسیر چون ماهیت شناختی دارد از موقعیت معین مساله ساز ناشی می شود و می توان آن را از طریق آموزش عوض کن. بنابراین، آموختنی است اطاعات پردازی در این نگرش، مدلهای اطاعات پردازی برای تفکر ساخته می شود و بسیاری از این مدلها برنامه نویسی کامپیوتری و آزمون کامپیوتری شده اند. نیونل، شاو، و سایمن گفته اند که حل مساله تا جایی خلاقیت است که یک یا چند شرط از شرطهای زیر برآورده شده. ۱) محصول تفکر بدیع و ارزشمند باشد.۲) تفکر نامتعارف باشد ۳) مستلزم پایداری ئ انگیز عالی در مدت زمان قابل توجه – یا با شدت زیاده باشد .۴) اصل مساله مبهم و بدون تعریف واضح باشد و حل کننده مساله مجبور باشد خودش مساله را فرمولبندی کند.
حتی تعریف نبوغ به حدی با تخیل در آمیخته است که یافتن تعریفی از همه تعاریف بهتر باشد غیرممکن به نظر می رسد. شومینهاور نوشته است که نبوغ عبارت است از استعداد دریافت سازمان درونی امور و ملاحظه عام در خاص ویلیام جمیز معتقد بود که نبوغ استعداد تمیز فروع از اصول است به نظر بوفون نبوغ در آن بردباری تبلور می شود که هرگز برخورد با موانع آن را از ادامه کار باز نمی دارد. و بالاخره اموسون نبوغ چنین تعریف کرده است یک درصد قدرت خلاقه و نود و نه درصد عرق جبین.
هربرت می گوید: حدود ۴۰ سال پیش، دادگاههای فدرال آمریکا ثبت هر اختراع را مشروط به ارائه مدرکی می کردند که ثابت می کند «بارقه نبوغی» در کار بوده است این کلام عدالت بوده و یک نسل از وکلای ثبت اختراعات و اکتشافات با این مشکل دست به پنجه نرم می کند که چنین بارقه های نبوغ و شواهد خلاقیت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
