خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل راززدایی از پیام متن (هرمنوتیک بولتمان و گستره راز زدایی در تفسیر متون دینی)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 48
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل راززدایی از پیام متن (هرمنوتیک بولتمان و گستره راز زدایی در تفسیر متون دینی) – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل راززدایی از پیام متن (هرمنوتیک بولتمان و گستره راز زدایی در تفسیر متون دینی) شامل 115 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل راززدایی از پیام متن (هرمنوتیک بولتمان و گستره راز زدایی در تفسیر متون دینی) گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل راززدایی از پیام متن (هرمنوتیک بولتمان و گستره راز زدایی در تفسیر متون دینی) با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل راززدایی از پیام متن (هرمنوتیک بولتمان و گستره راز زدایی در تفسیر متون دینی) از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل راززدایی از پیام متن (هرمنوتیک بولتمان و گستره راز زدایی در تفسیر متون دینی) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل راززدایی از پیام متن (هرمنوتیک بولتمان و گستره راز زدایی در تفسیر متون دینی) را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل راززدایی از پیام متن (هرمنوتیک بولتمان و گستره راز زدایی در تفسیر متون دینی) :
اشاره:
مساله اصلی که هرمنوتیک متون با آن سروکار دارد فهم وتفسیرمتون است. گرچه هرمنوتیک گام به گام و تدریجا کار خود را به همه علوم انسانی گسترش داده است و حتی امروزه مباحثی ازآن در بیرون از قلمرو تفسیر متون، از قبیل جامعه شناسی،روانشناسی، معرفت شناسی، فلسفه، سیاست و غیره نیز مطرح می شود، ولی اکثر مباحث آن با فهم و تفسیر متون ارتباط دارند.
از این رو، هرمنوتیک برای رشته هایی که با متون دینی سروکاردارند، اهمیت بسزایی دارد.
متون دینی در ادیان مختلف پیام و یا پیام هایی برای مخاطبان خود دارند و وظیفه مفسران راز زدایی از این پیام ها و گشودن راز آنها است. هرمنوتیک نیز در این میان تلاش می کند تا راهی برای حل این مساله بیابد.
تعبیر «راز متن » نکته جدیدی نیست که تنها هرمنوتیک بدان اشاره کرده باشد، بلکه مفسران رسمی متون دینی از سنت هاو ادیان مختلف از قدیم به این نکته اشاره کرده اند و متون دینی خود را اسرارآمیز دانسته اند. این نکته حتی در لابه لای سخنان مفسران قرآن کریم نیز به چشم می خورد. (۱)
وقتی از «راز متن » سخن می گوییم به سطح و مقیاس خاصی از زبان نظر داریم. هر متنی از علایم و نمادهای زبانی فراهم آمده است. نظریه پرداز معاصر «پل ریکور» (۲) تحلیل های جذابی در این زمینه دارد. او معتقد است که متون تنهامقیاس و سطح زبان نیستند و زبان شناسان از سطوح ومقیاس های دیگری نیز سخن می گویند. آنها از واژه هاوجملات بحث می کنند. معناشناسی لغتی (۳) به سطح ومقیاس واژه ها مربوط می شود. همچنین، زبان شناسان ازجملات و بافت های گوناگونی که واژه ها در آنها قرارمی گیرند و اختلاف این بافت ها بحث می کنند. این مقیاس وسطح غیر از سطح معناشناسی لغتی است و معناشناسی ساختاری (۴) نام دارد (۵) ،متون به سطح و مقیاس سومی اززبان تعلق دارند که سطح هرمنوتیکی است. مساله راز متن ازاین جهت مساله ای هرمنوتیکی است و به تبیینی هرمنوتیکی نیاز دارد.
متون دینی می خواهند پیامی را به مخاطبان خود انتقال دهند. مفسر نیز می خواهد از این پیام پرده بردارد و آن را برمخاطبان مفهوم سازد. اما چرا این پیام به صورت راز درمی آید و به تفسیر نیاز پیدا می کند؟ و هرمنوتیک معاصر چه پاسخی به این پرسش می دهد؟
هرمنوتیک کلامی (۶) بولتمان، پاسخ خاصی برای این مساله پیش کشیده است که قصد دارم در این مقاله به شرح وبررسی آن بپردازم. پیش از بیان نظر بولتمان مقدمه ای را که ریکور برای ورود به نظر او بیان کرده به اختصار می آورم.این مقدمه اشاره به خاستگاه های مساله هرمنوتیک درمسیحیت است.
مساله هرمنوتیک در مسیحیت
چرا در مسیحیت مساله هرمنوتیک مطرح شد؟ درمسیحیت همواره مساله هرمنوتیک مطرح بوده است، زیرامسیحیت گونه ای پیام و اعلان، (Proclamation) برای یهودیان داشت. این پیام از طریق مکتوباتی، یعنی از طریق متون مقدس دست به دست به مسیحیان امروزی رسیده است. آنگونه که از متون مقدس مسیحیان استفاده می شود،پیام اصلی مسیحیت در این باره آن است که خدا در حضرت مسیح به صورت خاصی برای بشر تجلی کرده است. این پیام اصلی مسیحیت که از طریق متون به دیگران رسیده،باید با همان قوت اصلی که برای مسیحیان اولیه وجودداشته،زنده نگه داشته شود. از این نظر، هرمنوتیک مسیحی رابطه یگانه میان متون مقدس و پیامی که مدلول آنها است را مورد بحث و بررسی قرار داده است.
رابطه مکتوبات با این پیام و رابطه این پیام با واقعه مسیحیت و معنای آن پیام، موضوع اصلی هرمنوتیک مسیحی بوده است. (۷) ولی این نکته در خور توجه است که این روابط، یعنی رابطه متون با پیام و نیز رابطه پیام با واقعه مسیحیت، که معنای آن پیام است، همواره از طریق مجموعه ای از تفاسیر ظاهر شده اند. ظهور و بروز این تفاسیر در حقیقت سرگذشت هرمنوتیک در مسیحیت رانشان می دهد. ویژگی های موقعیت هرمنوتیکی مسیحیت تاعصر ما در پرده ای از ابهام فرو رفته بود و تنها اندیشمندان دوره مدرن از این ویژگی ها پرده برداشتند، لذا مساله هرمنوتیک در مسیحیت را باید مساله ای نوین به شمارآورد، چرا که نقشه موقعیت آن تنها در دوره مدرن بطورکامل ترسیم شد. (۸)
«پل ریکور» نقشه موقعیت هرمنوتیکی مسیحیت را به شیوه ای نظامند و تاریخی در سه مرحله، ترسیم می کند. این سه مرحله به طور متوالی و پی در پی مطرح شده اند. هرچند به طور ضمنی و هم زمان مطرح بوده اند. مساله هرمنوتیک در مرحله اول از پرسشی برخاسته است که اذهان مسیحیان اولیه را به خود مشغول داشته بود و حتی در عصرجنبش اصلاحات در صدر مباحث قرار داشت. پرسش مذکور این بود که چه رابطه ای میان دو عهد، یعنی عهد عتیق و عهد جدید وجود دارد؟ کتاب مقدس از دو عهد عتیق وجدید تشکیل یافته است و ارتباط این دو، بحثی هرمنوتیکی را می طلبیده است. اگر از منظر تاریخی به این مساله بنگریم; در حقیقت دو متن مقدس در کار نبوده، بلکه یک متن مقدس و یک واقعه در کار بوده است. عهد عتیق متنی بود که در تاریخ حیات آن، واقعه مسیحیت رخ داده است و وقوع همین واقعه متن مقدس یهودیان را عتیق وباستانی کرده است. عهد جدید جایگزین عهد عتیق نمی شود، بلکه رابطه مبهمی با آن دارد که به تفسیر نیازمنداست. (۹)
در مرحله دوم، خاستگاه مساله هرمنوتیک در مسیحیت راباید در سخنان «پولس » جستجو کرد، گرچه نظر او با نظربولتمان به شکوفایی کامل رسیده است. بولتمان می گویدکه تفسیر کتاب مقدس و تفسیر زندگی به طور متقابل جرح و تعدیل می یابند و با یکدیگر وفق داده می شوند. پولس زمانی که می گفت مخاطب پیام سیحیت باید در پرتومصائب و رستاخیز مسیح، فراز و نشیب های زندگی خود راتفسیر و رمزگشایی کند، همین نکته را در نظر داشت. مرگ ورستاخیز مسیح از طریق انعطاف پذیری تفسیر وجود بشری،تفاسیر جدیدی می یابند.
در اینجا «دور هرمنوتیکی » میان معنای مصائب، مرگ ورستاخیز حضرت مسیح، و معنای وجود در کار است که به طور متقابل از یکدیگر رمزگشایی می کنند. ما براساس فهمی که از مصائب حضرت مسیح داریم به سراغ زندگی ووجود خود می رویم و آن را تفسیر می کنیم و سپس براساس تفسیر خود از زندگی و وجود باز می گردیم و در تفسیرمصائب حضرت مسیح تجدید نظر می کنیم. (۱۰)
متون دینی از این نظر گنج بی پایانی هستند که اندیشه آدمی را درباره هر چیزی بر می انگیزند. وظیفه هرمنوتیک در این مرحله، گسترش دادن فهم متن تا آنجا است که این فهم باتفسیری جامع از وجود و واقعیت در قالب دستگاه مسیحیت، یکسان و برابر شود. در نتیجه، فهم و تفسیر متن دینی ابزاری برای درک هستی و واقعیت می شود.
در مرحله سوم، خاستگاه مساله هرمنوتیک کاملا نوین می نماید و تا زمانی که روش های انتقادی علوم دنیوی درتفسیر کتاب مقدس به کار گرفته نشده بودند از آن خبری نبود. پیام مسیحیت در قالب داستان ها و متونی مطرح شده است و ما این پیام را تنها از راه تفسیر به مدد علوم وروش های انتقادی می توانیم به دست بیاوریم. از این نظر،عهد جدید نیز متعلق تفسیر قرار می گیرد و وظیفه هرمنوتیک پرده برداشتن از پیام آن است. هرمنوتیک نه تنهاباید از ارتباط عهد جدید با عهد قدیم بحث کند، بلکه درفهم عهد جدید نیز نقش دارد. مساله هرمنوتیک به این معنامحصول مدرنیته است، چرا که از واکنش علوم انتقادی ازقبیل لغت وتاریخ و غیره سبت به متون مقدس پدید آمده است. (۱۱)
هرمنوتیک به این صورت سوم که در مدرنیته مطرح شده اصلی را در بر دارد که بولتمان آن را «اسطوره زدایی » demythologization می نامد. به نظر بولتمان کتاب مقدس پیامی دارد که مفسر باید آن را به دست آورد. این پیام درقالب زبان اسطوره ای بیان شده و حجاب اسطوره، بر تن دارد و این حجاب پیام را در هاله ای از ابهام قرار داده و آن رارازآلود ساخته است. از این رو، مفسر باید حجاب از آن برگیرد و راز زدایی کند. (۱۲) اشاره ای به نظر ریکور درباره متن و مقایسه نظر بولتمان با آن می تواند در ایضاح نظر اومفید باشد.
ریکور متن را اثری از گفتار می داند. هر متنی پیامی دارد که در شرایط و ظروف خاص زمانی و مکانی به مخاطبان خاصی القا شده است. متن اثری کتبی است و صرفا تثبیت گفتار نیست، بلکه همراه با عمل تثبیت ویژگی هایی را نیزمی یابد. فرض کنید شما به سخنانی گوش می دهید و سپس آن را یادداشت می کنید. با این عمل، شما گفتار را تثبیت می کنید، ولی متنی که نگاشته اید، از ظروف و شرایط شکل گفتاری اش فاصله گفته و با آن تفاوت هایی پیدا کرده است.متن از سه جهت با شکل گفتاری اش تفاوت پیدا کرده است:اولا، در گفتار، گوینده ای در کار است که خود، سخن می گوید اما بعد از عمل نگارش متن و تثبیت آن، دیگرگوینده ای در میان نیست. بنابراین متن از گوینده، فاصله زمانی گرفته است. ثانیا، در گفتار، مخاطبان شفاهی طرف گفتگو بوده اند و گوینده مستقیما با آنها ارتباط برقرارمی کرده است. اما با عمل تثبیت، این مخاطبان غایب شده اند. لذا متن از مخاطبان شفاهی نیز فاصله زمانی گرفته است. ثالثا، گفتار در شرایط و موقعیتی خاص رخ داده است.با عمل تثبیت، متن از شرایط و موقعیت اصلی گفتار فاصله گرفته است. خلاصه آنکه، در متن نسبت به گفتار سه نوع فاصله گیری زمانی; یعنی فاصله گیری از مؤلف، فاصله گیری از مخاطبان شفاهی و فاصله گیری از شرایط و موقعیت اصلی وجود دارد. (۱۳)
به نظر بولتمان فاصله گیری متون دینی از گفتار مشکلی رابرای بشر نوین به بار آورده است. عهد جدید برای مخاطبان شفاهی خاصی بوده و آن مخاطبان جهان بینی خاصی داشته اند. مخاطب امروزی عهد جدید، یعنی بشر نوین جهان بینی دیگری دارد و به کلی از جهان بینی مخاطبان شفاهی عهد جدید دست شسته است. جهان بینی خاص مخاطبان شفاهی جزو مختصات فکری آنان بوده است وبشر نوین مختصات فکری جدیدی دارد. بنابراین، تفسیرعهد جدید باید به گونه ای باشد که آن را از مختصات فکری قدیمی به مختصات فکری بشر نوین انتقال دهد، چرا که این دو نوع مختصات با یکدیگر همخوانی ندارند.
ناهمخوانی جهان بینی اسطوره ای با جهان بینی علمی نوین: بولتمان در ابتدای مقاله مشهورش، «عهد جدید واسطوره شناسی »، به طرز بدیعی به شرح این ناهمخوانی همت گمارده است. به نظر او، در عهد جدید باورهایی به چشم می خورند که امروزه نه تنها علما و دانشمندان آنها رانمی پذیرند، بلکه باور به آنها را غیر معقول می دانند. پیام مسیحیت در عهد جدید در قالب «دستگاه جهانشناختی » (۱۴) آمده است، که انسان جدید دیگر آن را نمی پذیرد و به جای آن دستگاه دیگری را پیش کشیده است. او جهان شناسی عهد جدید را «جهان بینی اسطوره ای » (۱۵) و جهان شناسی انسان جدید را «جهان بینی نوین علمی » (۱۶) می نامد. (۱۷) جهان شناسی عهد جدید اسطوره ای است و بر طبق آن جهان ساختاری سه طبقه دارد که زمین در مرکز آن، بهشت در بالا و دوزخ در پایین است. بهشت منزلگاه خدا وموجودات ملکوتی و دوزخ محل درد و عذاب است. در این جهان شناسی زمین صرفا صحنه حوادث طبیعی و روزمره نیست، بلکه از یک سو، صحنه فعالیت خدا و ملائکه، و ازسوی دیگر، صحنه فعالیت ابلیس و شیاطین است. نیروهای فوق طبیعی در امور طبیعی و در تفکر انسان و اراده وافعالش دخالت می کنند. زندگی این مخلوق الهی معرکه نزاع خدا و شیطان است. گاهی ارواح خبیثه و شیاطین، و گاهی نیز خدا ، او را به تصرف خود در می آورد. (۱۸)
بولتمان در مقاله «درباره مساله اسطوره زدایی » درباره اسطوره توضیحاتی داده است. او اسطوره را به معنایی به کار می برد که معمولا در علوم دینی و تاریخ به کار می رود.اسطوره حادثه ای است که در آن نیروهای فراطبیعی وفراانسانی فعالیت دارند، تفکر اسطوره ای در مقابل تفکرعلمی قرار دارد و بر طبق آن، جهان و حوادث آن نسبت به دخالت نیروهای فراطبیعی گشوده و باز (۱۹) هستند. به همین دلیل تفکر اسطوره ای از دیدگاه تفکر علمی مملو ازخلاها و شکاف های پرنشدنی است، چرا که در تفکر علمی،بر خلاف تفکر اسطوره ای، جهان نسبت به دخالت نیروهای فراطبیعی، بسته (۲۰) است. در تفکر اسطوره ای نه تنهاجهان، بلکه حیات شخصی تفکر اسطوره ای همانند تفکر علمی عینیت بخش (۲۲) است و همین امر موجب می شود که مراد واقعی از اسطوره،مستور و پنهان بماند. اسطوره به گونه ای سخن می گوید که جهان و حیات بشر را پر از معماها و رازها نشان می دهد،درباره دخالت خدا و نیروهای فراطبیعی که وابسته به آنهاهستیم، در طبیعت تصاویری جامع به دست می دهد. به گونه ای سخن می گوید که واقعا مکانی بالاتر از زمین ازلحاظ مکانی وجود دارد که نیروهای فراطبیعی در آنجااقامت دارند و پایین تر از آن مکانی هست که دوزخ در آن قرار دارد. همچنین، اسطوره به شیوه ای نارسا و ناقص درباره نیروهای فوق طبیعی سخن می گوید که آنها را مانندنیروهای طبیعی و در ردیف آنها قرار می دهد. به عنوان نمونه، وقتی معجزه ای را بیان می کند، به این شیوه سخن می گوید که موجود فراطبیعی ناگهان در زنجیره علت های طبیعی در می آید و موجب وقوع حادثه ای می شود. و یادرباره خدا به شیوه ای بحث می کند که گویی از یک انسان سخن می گوید. (۲۳) این گونه امور را نمی توان مقصود ومراد اصلی اسطوره دانست، و چنانکه گفتیم جهان بینی علمی نوین آنها را نمی پذیرد. اسطوره زدایی نیز روشی برای رسیدن به مراد اصلی اسطوره است.
اسطوره زدایی و راز زدایی: در اسطوره میان حجاب ها وگوهر باید فرق گذاشت. گوهر همان مراد اصلی است که حجاب هایی مانند عینیت بخشی و سخن گفتن به شیوه ای نارسا، آن را در بر گرفته است. اسطوره زدایی برگرفتن و کنارزدن این حجاب ها برای رسیدن به آن گوهر است; یعنی رسیدن به پیام متن است. مراد اصلی اسطوره، سخن گفتن ازوجود انسان است به نحوی که بر پایه امور فراطبیعی استوارگشته و به آنها مقید شده است. در حقیقت، اسطوره زدایی اقدامی سلبی ایجابی را در بر دارد. در نگاه نخست،اسطوره زدایی اقدامی کاملا سلبی است که می خواهد لباس اسطوره ای را از تن پیام مسیحیت کنار نهد. این روش ما را ازجهان بینی اسطوره ای، که پیام در قالب آن بیان شده، آگاه می سازد و مانع منحرف شدن توجه ما از پیام و مقصوداصلی اسطوره به این جهان بینی و لباس اسطوره ای می شود.اما در نگاهی دیگر، اسطوره زدایی اقدامی ایجابی نیز هست.این روش با کنار نهادن حجاب اسطوره به پایان نمی رسد،بلکه با کنار نهادن این حجاب، پیام اسطوره و مقصود اصلی آن نیز برملا می شود و این جنبه ایجابی اسطوره زدایی است.از این لحاظ، اسطوره زدایی تفسیر وجودی است; به این معنا که از مقصود و مراد اصلی اسطوره که سخنی درباره وجود انسان است، پرده بر می دارد. (۲۴)
پوسته و حجاب های اسطوره ای در حقیقت موجب شده که پیام و مراد اصلی رازآلود شود و از این رو، اسطوره زدایی باراز زدایی همراه است، ولی تفاوت اندکی نیز با آن دارد. رازتفاوت را باید در تفکیک جنبه سلبی اسطوره زدایی از جنبه ایجابی آن جست. با کنار نهادن پوسته و حجاب های اسطوره ای که در کارکرد سلبی، اسطوره زدایی صورت می گیرد و راز آلود بودن پیام نیز زدوده می شود، و در واقع جنبه سلبی با راز زدایی همراه است. لیکن اسطوره زدایی گامی فراتر از راز زدایی می رود و به تفسیر وجودی نیزمی پردازد. به عبارت دیگر، اسطوره زدایی هم پرده کاذب رااز پیام اصلی بر می دارد و هم به تفسیر وجودی آن می پردازدو برای فهم عمیق آن تلاش می کند. اما راز زدایی تنها درکارکرد سلبی صورت می گیرد.
دور فهم و ایمان در اسطوره زدایی: هنگامیکه مفسر با زبان اسطوره ای مواجه می شود، می داند که حجاب اسطوره ای کاذب و ناخوشایند است، و باید به دنبال مراد اصلی آن بگردد. جستجوی مفسر برای فهم، به خاطر ایمان او به متن صورت می گیرد. در این مورد دور هرمنوتیکی ظاهرمی شود; مفسر برای اینکه بفهمد، باید ایمان بیاورد، درصورتی که فهم پیام برای ایمان آوردن ضروری است. بیان دور این است که مفسر می خواهد آنچه را که متن می گوید،بفهمد و برای اینکه بفهمد، باید به آنچه که متن می گویدایمان داشته باشد، اما آنچه که متن می گوید در جایی غیر ازمتن نیامده است. بنابراین، برای اینکه به سخن متن ایمان بیاورد آن را نخست باید بفهمد. (۲۵)
بولتمان در این سخن تا حدی با «کارل بارت karl Barth »وفاق دارد. به قول بارت: «فهم در سیطره متعلق ایمان است ».بولتمان نیز به تقدم متعلق ایمان بر فهم اذعان دارد، ولی تفاوت او با بارت در این است که می گوید این تقدم درمرحله تفسیر و فهم متن، تنها به این صورت تحقق می یابدکه برای فهم باید ایمان بیاوریم و متعلق ایمان نیز از طریق فهم متن به دست می آید و دور هرمنوتیکی در واقع میان فهم و ایمان در کار است. (۲۶)
عناصر جهان شناسی اسطوره ای: بر طبق توصیفی که بولتمان از جهان شناسی اسطوره ای ارائه می دهد این جهان شناسی مجموعه ای از باورها است که یا باید همه راپذیرفت و یا همه را کنار نهاد. لیکن علوم نوین بر شق اخیرمهر تایید می نهند. ما در جهان بینی عهد جدید چهار عنصرمتمایز را تشخیص می دهیم، که چنین جهان شناسی را پدیدآورده اند، و در جهان شناسی نوین مقبول نیستند. این عناصرعبارتند از: جهان سه طبقه، مفهوم خاصی از علیت که درمعجزات عهد جدید به چشم می خورد، دخالت روانی وآخرت شناسی. (۲۷)
پیش از آن که به توضیح این عناصر بپردازم باید به نقشی که مفهوم جهان شناسی اسطوره ای در اندیشه بولتمان دارد،اشاره کنم. کارکرد این مفهوم در هرمنوتیک بولتمان این است که او را در این نکته یاری می رساند که باورهای عهدجدید را به صورت یک دو شقی «این … یا آن…» مطرح کند.بسیاری از مسیحیان امروزه بر این باورند که برخی ازباورهای پولس مثلا قابل قبول نیست، اما امروزه برخی ازآنها را بدون هیچ تجدید نظری باید پذیرفت.
آنها برخی از باورهای عهد جدید راطرد می کنند و برخی دیگر را می پذیرند. مثلا می گویند این باور را که حضرت عیسی پسر خداست و به خاطر گناهان ما به صلیب کشیده شد و بعد از مرگ زنده شد و غیره را باید بی هیچ چون وچرایی پذیرفت. بولتمان در مقابل می گوید که ما نمی توانیم در مورد باورهای عهد جدید گزینشی عمل کنیم، یعنی برخی را انتخاب کنیم و آنها را با تبصره و بر حسب موردصحیح بدانیم.
رویکرد گزینشی و تبصره ای (موردی) adhoc نسبت به عهدجدید امکان پذیر نیست. زیرا بر طبق جهان بینی عهد جدیداین باورها از یکدیگر مستقل نیستند، بلکه در بن و اساس آنها دستگاهی عام از باورها، راجع به جهان قرار دارد. هریک از باورهای خاص در عهد جدید به گونه ای ضرورت منطقی، مستلزم این دستگاه هستند. اگر از این دستگاه چشم بپوشیم باید آن باورها را نیز کنار بگذاریم. بنابراین، با یک دو شقی مواجه هستیم، یا باید همه این باورها را بادستگاهی که در بن آنها قرار دارد یک جا بپذیریم و یا همه راکنار بگذاریم. (۲۸) لذا او می گوید:
«ما نمی توانیم پیام بشارت را با انتخاب برخی ازبخش های آن و کنار نهادن دیگر بخش ها نجات دهیم…نگرش اسطوره ای را به صورت کامل یا باید بپذیریم و یارد کنیم.» (۲۹)
با کنار نهادن این جهان شناسی با باورهای خاص، تفسیروجودی ضروری می نماید، جهان شناسی اسطوره ای امرعرضی است. مخاطبان تاریخی عهد جدید به این جهان شناسی باور داشتند. از این رو، پیام در قالب این جهان شناسی برای آنها بیان شده است. ولی انسان جدید این جهان شناسی را نمی تواند بپذیرد. بنابراین، تنها راهی که برای رسیدن به پیام متن وجود دارد، تفسیر وجودی است.بولتمان در این نکته تحت تاثیر اگزیستانسیالیسم هایدگراست و میان اگزیستانسیالیسم و جهان بینی اسطوره ای تعارضی می یابد. رفع تعارض بدین گونه امکان پذیر است که صورت اسطوره ای; یعنی جهان شناسی اسطوره ای را طردکنیم و معنای اصلی عهد جدید را به دست بیاوریم، معنایی که پس از طرد جهان شناسی اسطوره ای بر جای می ماند،معنای باقیمانده فهمی از خویشتن است که در پیام آمده است و هدف از تفسیر وجودی رسیدن به چنین فهمی است. ایمان باید از چنگال هر نوع جهان بینی که به زبان عینی بیان شده، رها شود، خواه این جهان بینی اسطوره ای باشد و خواه علمی. تعارض میان جهان بینی اسطوره ای وتفسیر وجودی، دلیل بر این است که ایمان هنوز بر حسب واژگان در خور، بیان نشده است. (۳۰)
اینک به بحث در مورد هر یک از عناصر جهان شناسی اسطوره ای می پردازیم:
۱ – جهان سه طبقه: یکی از عناصر جهان شناسی اسطوره ای که در بن باورهای خاص عهد جدید قرار دارد; جهان سه طبقه است. به نظر بولتمان پشتوانه هر باور سنتی به بهشت ودوباره زنده شدن مردگان، این فرض است که جهان ساختاری سه طبقه دارد. اعتقاد به صعود ارواح به بهشت ویا سقوط آنها به جهنم و نیز باور به اینکه پسر انسان ManSon of سوار بر ابرها از ملکوت می آید و مردگان برمی خیزند.بر پایه چنین فرضی استوار شده اند. (۳۱)
در مورد اینکه آیا واقعا نویسندگان عهد جدید به چنین جهانی اعتقاد داشتند یا خیر، وفاق وجود ندارد. ولی این پرسش مطرح می شود که آیا سخن بولتمان صحیح است که اگر به جهان سه طبقه باور نداشته باشیم، باور به بهشت وزنده شدن مردگان امکانپذیر نخواهد بود؟
در نظر او این جهان بینی اسطوره ای ما را ملزم می کند که یکی از دو شق را بپذیریم; یا به جهان سه طبقه باور داشته باشیم و یا به تفسیر وجودی که عینی بودن زبان اسطوره ودر نتیجه، باور به بهشت و زنده شدن مردگان را کنارمی گذارد، روی بیاوریم. بولتمان به وضوح باور به زنده شدن مردگان را با چگونگی و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
