خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن ۴
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن ۴ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن / کلیاتی از اخلاق در قرآن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن / کلیاتی از اخلاق در قرآن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
26دقیقه
07ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 61

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن شامل 73 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق در قرآن :

اشاره

در راستای ارائه سلسله مباحث اخلاقی، تاکنون چند جلسه از این سخنرانیها را به تحریر کشیده ایم. اینک دنباله این مباحث از نظر خوانندگان عزیز می گذرد. معرفت

خلاصه مباحث پیشین

در مباحث گذشته، نکته هایی درباره چند آیه از سوره «الشمس » به عرض رسید. بعضی از آن نکته ها با مسائل «فلسفه اخلاق » ارتباط پیدا می کرد; مسائلی که در محافل علمی و فلسفی دنیا، مورد بحث و گفتگوی فراوانی است; از جمله، ذکر گردید که منظور از تعبیر شریف «قدافلح من زکیها» (شمس:۹) این است که تزکیه روح و قلب حقیقتی است که خدای متعال آن را ملاک ارزش اخلاقی قرار داده و با توجه به این مطلب، موضع گیری اسلام در مقابل مکتب اثبات گرایی اخلاق متعال آن را ملاک ارزش اخلاقی قرار داده و با توجه به این مطلب، موضع گیری اسلام در مقابل مکتب اثبات گرایی اخلاق (Positvism) ، به طور کامل آشکار می گردد; زیرا بر خلاف تصور آنان که می گویند ارزشهای اخلاقی تابع قرارداد و سلیقه های مردم می باشد، اسلام معتقد است که این ارزشها تابع حقایق نفس الامری می باشد و کارهای خوب اخلاقی را کارهایی می داند که در کمال نفس تاثیر حقیقی دارد.

در ابتدای بحث، به شبهه ای که از سوی اثبات گرایان مطرح شده بود، پاسخ گفته شد. هرچند این مختصر مجالی برای بررسی دلایل، معارضات وشبهات ندارد، ولی چون این شبهه را مطرح نموده ایم،به اجمال بدان پاسخ می دهیم تا بی پایه بودن سخن آنان که بر آداب و رسوم تکیه می کنند ومی گویند: ممکن است رفتاری در یک جامعه ارزشمند، خوب ونشانه ادب تلقی گردد، درحالی که همین رفتار در جامعه دیگر، بی ادبی یا رفتاری خنده دار به حساب آید، آشکار شود.

اعتباری نبودن اخلاقیات (پاسخ به شبهه اثبات گرایان)

بدیهی است که آداب و رسوم غیر از مسائل اخلاقی است. منظور ما از اخلاق، اصول رفتار انسان است که می تواند شکلهای متفاوتی داشته باشد. آداب و رسوم مربوط به اشکال رفتار و غیر از روح آن است. در اخلاق، برای ما مطرح است که مثلا، به پدر، مادر، معلم یا سالمندان احترام بگزاریم. این مساله ای اخلاقی است، اما شکل آن می تواندتابع قراردادباشد. پس مثالهایی که آنها مطرح می کنند مربوط به آداب و رسوم است; یعنی شکل رفتارها، نه مسائل اخلاقی.

ولی آنچه که ما می گوییم تابع واقعیت است روح رفتار اخلاقی می باشد; مثلا، لازم است همیشه به کسانی که احترام شان واجب است، احترام بگزاریم،اما درمورد مصادیق آن، اختلاف نظر وجود دارد یا شکل احترام ممکن است متفاوت باشد. ما معتقدیم که پدر، مادر، معلم و سالمندان از آن جمله اند و رعایت احترام نسبت به این افراد یک مساله اخلاقی است و در تمام شرایط و تمام جوامع و اعصار تاریخی، احترام به این اشخاص لازم است. این یک حکم تغییر ناپذیر است. اما اینکه شکل احترام باید چگونه باشد، به آداب و رسوم محلی و قومی بستگی دارد که تغییرپذیر است. ممکن است چیزی در جایی خوب باشد و در جای دیگر بد; اما تفاوت دو دیدگاه لطمه ای به اصل اخلاق نمی زند. پس همه ارزشها، از جمله ارزشهای اخلاقی، اعتباری، فرضی و تابع سلیقه و قرارداد نیست و نظر اسلام صد در صد مخالف مکتب اثبات گرایی اخلاقی است.

نفی وظیفه گرایی اخلاقی (پاسخ به شبهه کانت)

از همین تعبیر که در آیه شریفه مزبور وارد شده است، نظر اسلام در مقابل بعضی دیگر از مکاتب اخلاقی نیز به دست می آید. نظریه معروفی وجود دارد که از آن با عظمت هم یاد می شود;آن،نظریه کانت در فلسفه اخلاق است.

او می گوید: برای اینکه کاری ارزش اخلاقی داشته باشد باید فقط به انگیزه اطاعت از حکم عقل یا اطاعت از وجدان انجام گیرد. و هر نوع انگیزه دیگری در کار اخلاقی، آن را از ارزش ساقط می کند. به فرض، اگر انسان حرف راست بزند، برای اینکه مردم او را احترام کنند، کارش اخلاقی نیست و ارزشی ندارد یا اگر کسی به فقیری، مریضی یا درمانده ای کمک کند و این کار را برای ارضای عواطف اش انجام دهد این کار نیز بی ارزش است. حتی اگر کسی کاری را به قصد اینکه از پاداش اخروی یا دنیوی آن بهره مند شود، انجام دهد باز هم ارزش اخلاقی ندارد. ارزش اخلاقی مخصوص کاری است که فقط به دلیل اطاعت از حکم عقل انجام گیرد.

انسان برای کاری که وظیفه اوست نباید توقع هیچ گونه پاداشی داشته باشد. او باید در کار اخلاقی، ارضای عواطف و نتیجه کار را، که موجب سعادت یا کمال نفس است و پاداشی بر آن مترتب می شود، در نظر نداشته باشد. اگر در کار اخلاقی، انگیزه ای غیر از تبعیت از عقل وجود داشته باشد آن کار یا بی ارزش است و یا ارزش منفی دارد.

نظر اسلام با نظر کانت موافق نیست. تفصیل بررسی این نظریه و اشکالهایی که بر آن وارد است محل بحث ما نیست ولی به طور خلاصه، می توان گفت که امتیازی که این نظریه بر نظریه های پیشین اخلاقی دارد این است که تا زمان کانت، درباره «نیت فعل » کمتر بحث می شد و اگر بقایای اخلاق یونانیها را که کم و بیش، به عالم اسلام نیز سرایت کرده و برخی از فلاسفه اسلامی هم کتابهای اخلاقی شان را بر اساس آن تنظیم کرده اند، مطالعه کرده باشید، می بینید که ملاک اخلاق در کتب آنها عبارت است از: اعتدال در قوه شهوت، غضب و عقل. اعتدال در شهوت، عفت; اعتدال در غضب، شجاعت و اعتدال در عقل، حکمت است. برآیند این سه صفت نیز عدالت می باشد. این یک نظریه اخلاقی است که از افلاطون، ارسطو و امثال آنها نقل شده و علمای اخلاق اسلامی نیز معمولا براساس همان روش حرکت کرده اند.

در کتابهای آنان، هیچ جا مطرح نیست که مثلا، کسی که کار شجاعانه ای انجام می دهد انگیزه اش چگونه باید باشد یا اگر انسان ثروتمند، سخاوتمند هم باشد دارای صفت خوبی است و کار او ارزش اخلاقی دارد و اینکه با چه نیتی باید بخشش کند، مطرح نمی شود. یا تحصیل علم در صورتی که افراط و تفریط در آن نباشد حکمت است و ارزش دارد; اما نیت تحصیل مطرح نیست.

در میان فلاسفه اخلاق، کانت از همه بیشتر، به این مساله توجه کرده است که هر کاری به صرف اینکه ظاهرش معتدلانه، بین افراط و تفریط در شهوت یا غضب، باشد ارزش اخلاقی ندارد; زیرا ممکن است این کار از سر ریا کاری، ارضای عاطفه یا خواهش دل باشد. کانت بسیار سختگیری کرد و گفت که کار باید فقط برای ادای وظیفه باشد و کاری که تنها به این نیت انجام گیرد ارزش اخلاقی دارد. البته همه عناصر نظریات کانت این نیست، عناصر دیگری نیز وجود دارد که آنها نیز اشکالهای خاص خود را دارند.

نقطه مثبت نظریه کانت پذیرش اصل «ارزش اخلاقی » است; اما مشکل عمده و اشتباه اساسی او در تعریف ارزش اخلاقی می باشد. وی معتقد است که انسان باید وظیفه را به دستور عقل و وجدان انجام دهد و در این عمل، انگیزه ای غیر از پیروی عقل و وجدان نداشته باشد. در اعتراض به او، می گوییم: انسان تا زمانی که برای خود وجودی قایل است طالب کمال و سعادت خود می باشد و هر کاری که انجام می دهد – هر چند ناآگاهانه – رسیدن به سعادت و کمال در عمق نیت اش وجود دارد و نمی تواند جز این باشد.

بنابراین، یکی از اشکالهای وارد بر این نظریه آن است که اصلا ممکن نیست که کار عاقلانه ای از انسان سر بزند و نیت کمال یا سعادت در عمق دل او نباشد. حتی می توان گفت که چنین کاری عاقلانه نیست، چه رسد به اینکه فاقد ارزش اخلاقی باشد. اصولا، نمی توانیم از سر عقل کاری را انجام دهیم که موجب سعادت یا کمالی برای خودمان نباشد. ممکن است در تشخیص سعادت اشتباه کنیم; اما این انگیزه به طور فطری، در همه وجود دارد.

از سوی دیگر، اگر ما تا این حد دایره ارزشهای اخلاقی را محدود کنیم، به فرض آنکه چنین چیزی ممکن باشد معلوم نیست که در عالم، چند نفر پیدا شود که کارشان ارزش اخلاقی داشته باشد; کاری که فقط به این دلیل انجام گیرد که وجدان می گوید و در مقابل، هیچ انتظاری از انجام آن وجود نداشته باشد، نه از پاداش دنیوی، نه از پاداش اخروی و نه حتی به این قصد که نفس، تکامل پیدا کند یا به سعادت برسد، عواطف نیز در انجام کار دخالتی نداشته باشد. با این وصف، چند نفر را در تمام دنیا، می توان یافت که این گونه کار کنند؟ علاوه بر آن، همه انسانهای دیگر نیز کارشان فاقد ارزش خواهد بود! پس اشکال ایشان منطقی نیست. البته اشکالهای اساسی دیگری نیز بر این نظریه وارد است که فرصت طرح همه آنها نیست; اما به طور مختصر، می گوییم که اسلام چنین نظری را ندارد.

فطری بودن سعادت طلبی

اسلام واقع بینانه این موضوع را پذیرفته است; هر مکتب دیگری نیز باید آن را بپذیرد که اگر انسان برای خودش وجودی قایل است و اگر کاری را از روی عقل انجام می دهد به دنبال کمال یا سعادت است; اما برخی کمال و سعادت خود را قرب به خدا، برخی آن را در نعمتهای بهشتی و برخی دیگر درلذتهای دنیوی می دانند. هیچ گاه انسان عاقل بی هدف کاری را انجام نمی دهد، بلکه از کار خود هدفی دارد، لکن گاهی کارش نتیجه دنیوی دارد و گاهی اخروی، گاهی برای کسب عزت نزد خدا، آن را انجام می دهد و گاهی برای آنکه کمال خود را دوست دارد – تا نفس اش کامل تر شود.

اگر از هر انسان اخلاقی، حتی همان انسانی که برای کانت یک نمونه است، بپرسید که فداکاری و ایثار شما برای چیست، واز همان کسی که می گوید: «کار خود را از روی عاطفه یا توقع دریافت پاداش نکردم، بلکه به حکم عقل خود، عمل کردم.» سؤال می کنیم که چرا از حکم عقل اطاعت می کنی؟اگر بخواهد به درستی جواب دهد، می گوید: «انسان منطقی کسی است که از حکم عقل اطاعت کند و حکم عقل این است که انسان به فضیلتی دست یابد; یعنی به دنبال کمال خود باشد و من می خواهم انسانی منطقی باشم. لذا، راستگویی را فضیلت و کمال می دانم.»

پس به نظر اسلام، انسان عاقل بدون هدف، کاری را انجام نمی دهد، بلکه به دنبال سعادت و فلاح است و این مصداقا با کمال روح یکی است. (تفاوت آن دو خارج از بحث ماست.) از نظر مصداق، فرقی نمی کند که بگوییم: طالب سعادت ست یا طالب کمال. اگر سعادت را درست تحلیل کنیم و آن گونه که افراد ساده انگار تصور می کنند، سعادت را به داشتن پول و مقام معنی نکنیم به یقین، به این نتیجه خواهیم رسید که آنچه کمال روح است، همان سعادت می باشد.

در هر صورت، قرآن به این مطلب اذعان دارد که انسان نمی تواند به دنبال فلاح و سعادت خود نباشد. هر کاری را که انسان انجام دهد در نهایت، برای نیل به سعادت است. از هر کس سؤال کنید که چرا این کار را انجام می دهی، برای کار خود، دلایلی ذکر می کند. اگر همین طور سلسله سؤالات را ادامه دهیم در نهایت، به جایی می رسیم که دیگر نمی توان پرسید چرا; زیرا خواستن سعادت «چرا» ندارد. سعادت، مطلوب ذاتی هر انسانی است. این نه تنها عیب نیست که یک حقیقت است و در طلب اصل سعادت اختلافی نیست، بلکه اختلاف بر سر مصداق سعادت و به تبع آن، اختلاف بر سر تعریف سعادت می باشد. غیر از این هم ممکن نیست; چون غیرممکن است که انسان عاقل باشد ولی طالب سعادت خود نباشد. اگر هم چنین بگوید به زبان است.

ذو مراتب بودن سعادت و شقاوت

مساله دیگر آنکه سعادت یک نقطه مشخصی نیست که اگر کسی به آن رسید سعادتمند باشد و اگر کسی بدان نرسید حتما بدبخت باشد، بلکه سعادت مراتب بسیاری دارد; گاهی کسی به یک مرتبه آن می رسد و دیگری به دو مرتبه و سومی به

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.