اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کاوشی در حکم فقهی صابئان
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 41
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل کاوشی در حکم فقهی صابئان!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل کاوشی در حکم فقهی صابئان بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل کاوشی در حکم فقهی صابئان از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل کاوشی در حکم فقهی صابئان شامل 73 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل کاوشی در حکم فقهی صابئان استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل کاوشی در حکم فقهی صابئان با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل کاوشی در حکم فقهی صابئان قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل کاوشی در حکم فقهی صابئان حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل کاوشی در حکم فقهی صابئان به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کاوشی در حکم فقهی صابئان :
بخش اول
سخن در اینکه آیا احکام ذمیان درباره صائبان جاری است یا خیر؟ نیاز به کاوشی افزون در ادله و نیز کندوکاوی اساسی در شناخت موضوع دارد زیرا تردید در حکم فقهی «صابئان »، از ناشناختگی وضعیت ایشان و مجهول بودن حقیقت آیین و باورهایشان نشات می گیرد. از این رو، بایسته می نماید که در آغاز، سخنانی از بزرگان در مورد ایشان یاد شود.
دیدگاه فقیهان
۱. شیخ مفید گوید: «و قد اختلف فقهاء العامه فی الصابئین و من ضارعهم فی الکفر سوی من ذکرناه من الثلاثه الاصناف، فقال مالک بن انس و الاوزاعی: کل دین بعد دین الاسلام سوی الیهودیه و النصرانیه فهو مجوسیه و حکم اهله حکم المجوس.» فقیهان اهل سنت در مورد صابئان و همانندان ایشان در کفر، هم اندیش نیستند – البته در غیر سه گروه مسیحیان، یهودیان و زردشتیان – مالک بن انس و اوزاعی گویند: هر آیین بجز آیین مسلمانی – و غیر از یهودیگری و نصرانیگری – مجوسی بشمار آید و پیروان آن در حکم مجوسی هستند. شیخ مفید، در همسانی این گروهها با مجوسیان، به یادکرد دیگر سخنان فقیهان اهل سنت می پردازد و سپس اظهار می دارد: «فاما نحن فلانتجاوز بایجاب الجزیه الی غیر من عددناه لسنه رسول الله(ص) فیهم و التوقیف الوارد عنه فی احکامهم.» ما در وجوب جزیه، از گروههای یاد شده [مسیحیان، یهودیان، زردشتیان] پا فراتر نمی نهیم زیرا سنت پیامبر(ص) در گرفتن جزیه، فقط در مورد ایشان است و ما در احکام فقهی که از پیامبر درباره آنان وارد شده، به توقیف: [پاسداشت مرز موضوعات] فرمان داریم. سپس شیخ مفید، سخن فقیهان یاد شده را در همسانی حکم فقهی صابئان با مجوسیان، بعید می شمرد و چنین می گوید: «فلو خلینا و القیاس لکانت المانویه و المزدقیه و الدیصانیه عندی بالمجوسیه اولی من الصابئین لانهم یذهبون فی اصولهم مذاهب تقارب المجوسیه و تکاد تختلط بها.»
اگر ما به «قیاس » هم وانهاده شویم، در دیدگاه من مانویان، مزدکیان و دیصائیان به مجوسیان نزدیکترند تا صابئان. زیرا در باورهای بنیادین، گروههای نخست به مجوسیان نزدیکترند و چه بسا درهم می آمیزند. شیخ مفید، در ادامه نوشتار، از برخی کیشهای مهجور یاد می کند و نزدیکی آن را با مسیحیت و یا باورهای مشرکان عرب باز می گوید و سپس می نویسد: «فاما الصابئون فمنفردون بمذاهبهم ممن عددناه لان جمهورهم یوحد الصانع فی الازل و منهم من یجعل معه هیولی فی القدم، صنع منها العالم فکانت عندهم الاصل و یعتقدون فی الفلک و ما فیه الحیاه و النطق و انه المدبر لما فی هذا العالم و الدال علیه و عظموا الکواکب و عبدوها من دون الله عز و جل و سماها بعضهم ملائکه و جعلها بعضهم آلهه و بنوالها بیوتا للعبادات و هولاء علی طریق القیاس الی مشرکی العرب و عباد الاوثان اقرب من المجوس لانهم وجهوا عبادتهم الی غیرالله سبحانه فی التحقیق و علی القصد و الضمیر و سموا من عداه من خلقه باسمائه جل عما یقول المبطلون.» اما صابئین در آیین خود، از شمار مذاهب یاد شده متمایزند زیرا بیشتر ایشان به توحید ازلی آفریدگار جهان معتقدند. اما برخی از آنان، «هیولی » [= ماده نخستین] را چونان خداوند، قدیم می دانند و جهان را پدید آمده از آن می شمرند و در نزد ایشان، هیولی مبدا نخست جهان است. ایشان معتقدند که فلک و موجودات آن، از حیات و توانایی نطق برخوردارند و اینکه فلک، تدبیر و راهنمایی گیتی را بر عهده دارد. هم چنین ایشان، ستارگان را بزرگ می دارند و آن را پرستش می کنند. برخی از آنان، ستارگان را فرشتگان و برخی خدایگان می دانند و برای آنان، معابدی بنا می نهند. از این رو، صابئان به مشرکان عرب و پرستشگران بت، نزدیکترند تا به مجوسیان زیرا ایشان غیر خداوند را پرستش می کنند. هم در درون و هم در رفتار برون و آفریده خداوند را به نامها و صفات ویژه او می ستایند و براستی خداوند از آنچه یاوه گویان می گویند، فراتر است.
شیخ مفید، در این بررسی شیوه ی یک فقیه متکلم را پیمود و سخن مخالفان ناهم اندیشان را در اینکه «صابئی » از ذمیان است، به نقد سپرد و آن را با خدشه در همگونی مقیس [= صابئی] و مقیس علیه [= مجوسی] باطل ساخت. سخن ایشان، بسیار نیک و استوار است، اما بدان شرط که باورهایی را که به «صابئان » نسبت داد، براستی عقاید پذیرفته ایشان باشد و همان بنیاد آیین و کیش آنان را سازمان بخشد. در این زمینه در ادامه گفتار سخن خواهیم گفت.
۲. شیخ طوسی، در «الخلاف » گوید: «الصابئه لایؤخذ منهم الجزیه و لایقرون علی دینهم و به قال ابوسعید الاصطخری و قال باقی الفقها: انه یؤخذ منهم الجزیه، دلیلنا اجماع الفرقه و اخبارهم و ایضا: قوله تعالی: فاقتلوا المشرکین و «فاذا لقیتم الذین کفروا» و لم یامر باخذ الجزیه منهم و ایضا قوله تعالی: «قاتلوا الذین لایؤمنون » فشرط فی اخذ الجزیه ان یکونوا من اهل الکتاب و هؤلاء لیسوا من اهل الکتاب.» از صابئان، جزیه گرفته نمی شود و آنان در آیین خویش، آزاد وانهاده نمی شوند. [از فقیهان اهل سنت] ابوسعید اصطخری، با این دیدگاه همرای است. اما دیگر فقیهان آنان گویند: از ایشان جزیه گرفته می شود. دلیل ما، اجماع امامیان و روایات ایشان است. هم چنین خداوند گوید: مشرکان را بکشید… و نیز گوید: بهنگام برخورد با کافران… در این آیات، به جزیه فرمان نداده است. هم چنین خداوند فرمود: با کسانی که ایمان ندارند، کارزار کنید. .. بنا بر این، خداوند در جزیه، قید «اهل کتاب » را قرارداد و صابئان در شمار اهل کتاب نیستند. استدلال شیخ طوسی به دو آیه نخست و سپس افزودن این نکته که خداوند به گرفتن جزیه از ایشان فرمان نداد، بنیادسازی قاعده ای فراگیر در برخورد با کافران است و خلاصه آن چنین است: رهاورد دو آیه این است که با کافران باید جنگید مگر آنانکه به اخذ جزیه از آنان، فرمان داده شده باشد و درباره صابئان، چنان دستوری نیامده است.
و اما استناد ایشان به آیه ی جزیه، بر دو مقدمه استوار است:
نکته ی نخست:
از آیه استفاده می شود که از غیر اهل کتاب نمی توان جزیه گرفت. این مقدمه را از آیه، هر چند به انضمام روایت عبدالکریم هاشمی، می توان استفاده کرد.
نکته دوم:
صابئان در شمار «اهل کتاب » نیستند یا دست کم این نکته، ثابت نیست. در مورد نکته اخیر، در ادامه ی سخن، دیدگاه خویش را خواهیم گفت. ۳. طیربسی، در تفسیر آیه ی «ان الذین آمنوا… و الصابئین » پس از یاد کرد سخنان فقیهان و لغت شناسان درباره معنای «صابئین » و باورهای ایشان گوید: «و الفقهاء باجمعهم یجیزون اخذ الجزیه منهم و عندنا لایجوز ذلک لانهم لیسوا باهل کتاب.» تمامی فقیهان اهل سنت، گرفتن جزیه از ایشان را روا می دانند. اما فقیهان امامیه، جائز نمی شمرند زیرا صابئان در شمار اهل کتاب نیستند. استدلال طبرسی، همگون با گفتار شیخ طوسی در «الخلاف » است [که پیشتر یاد شد]. ۴. علی بن ابراهیم، در تفسیر خویش در آیه ی: «ان الذین آمنوا والذین هادوا….»گوید: «الصابئون قوم لامجوس و لایهود و لانصاری و لامسلمون و هم یعبدون الکواکب والنجوم.» صائبان، گروهی هستند که نه مجوسی و نه یهودی و نه نصرانی و نه مسلمان هستند ایشان، ستاره پرستند. ۵. صاحب جواهر، پس از یادکرد دیدگاه «ابن جنید» در اینکه از «صابئان » جزیه می توان گرفت، می گوید: «و لاباس به ان کانوا من احدی الفرق الثلاث.» اگر ایشان در زمره ی یکی از گروههای سه گانه [= مسیحیان، یهودیان، مجوسیان] باشند، این دیدگاه پذیرفتنی است. صاحب جواهر، در ادامه ی سخن به یادکرد سخنانی می پردازد که صابئان را در شمار فرقه های یادشده قرار داده اند. هر چند در آن گفته ها ناهمسازیهائی وجود دارد. سپس، اظهار داشته اند: «و حینئذ یتجه قبول الجزیه منهم.» بنا بر این، پذیرش جزیه از صابئان شایسته می نماید. پس از آن، سخنان کسانی را یادآور شده اند که صابئان را به پرستش ستارگان و… متهم ساخته اند و سپس افزوده اند: «و علیه یتجه عدم قبولها منهم.» بنا بر این سخنان، نپذیرفتن جزیه از ایشان موجه می نماید. اما ظاهر سخن ابن جنید، که در کتاب «المختلف » علامه حلی یاد شده است; آن است که صابئان را در پذیرش جزیه، گروهی مستقل از گروههای سه گانه یادشده قرار داده و نه زیر مجموعه ی ایشان، و اصولا همین، بایستی مراد سخن کسانی باشد که پذیرش جزیه از صابئین را باور دارند، وگرنه در پذیرش جزیه از کیشهای سه گانه، مخالفت وناهم اندیشی میان دو فقیه، رخ نداده است!
جمع بندی دیدگاهها
۱. در این مساله، فقیهان ما اجماع ندارند زیرا اول آن که ابن جنید با دیدگاههای یاد شده، مخالف است و در تحقق اجماع، رای او دخالت دارد و ثانیا: فتوای دانشوران در نگرفتن جزیه از صابئان، برخاسته از موضوع شناسی ایشان درباره صابئین است – این که آنان، در زمره اهل کتاب نیستند و در کلام شیخ مفید، قمی، طبرسی تا صاحب جواهر با این برداشت آشنا شدید – و چنین موردی، با «اجماع حجت » که از حکم الهی درباره موضوع مشخص و معلوم حکایت می کند، فاصله ای بس دراز دارد. ۲. موضوع این مساله، از سوی فقیهان پیشین تحریر و تنقیح نشده است نه از راه تفحص و پیگیری حالات منتسبان به این فرقه و شنیدن باورهایشان، و یا فهمیدن دیدگاههایشان از طریق کتابها و نوشته های خود آنان; و نه از راه مقایسه آنچه که درباره ایشان گفته اند، به گونه ای که اعتماد در شناخت این فرقه پدید آید. فرقه ای که نام آن سه بار در قرآن مجید یاد شده است. بلی! گاه در برخی از نوشته های «ملل و نحل »، پرتوی بر گوشه ای از باورها، و بخشی از تاریخ آنان، افکنده شده است. هر چند این اندازه، در شناخت موضوع له برای مصونیت کافران یاد شده و نیز گرفتن و یا نگرفتن جزیه از آنان، کفایت نمی کند. شاید رویگردانی فقیهان از شناخت کامل موضوع، بدان جهت بوده است که آنان با حکم فقهی «صابئین » چندان درگیر نبوده اند. بویژه آنکه فقیهان بزرگوار ما، از داوری میان مردمان و حکومت به دور بوده اند و به گرفتن جزیه از کافر و یا جنگ با کافران مبتلا نبوده اند، نه در صحنه عمل و نه در جایگاه فتوا و ابراز احکام.
تحقیق مساله
پس از شناخت نبود اجماع قابل اعتماد در بحث، بایستی به تنقیح پرسش پرداخت. از یکسو بایستی ادله ی لفظی را کاوش کرد – چه عمومات و چه اطلاقات – شاید بتوان از آن قاعده ای استنباط کرد که فراگیر مورد سخن باشد و یا در فرض نبود دلیل اجتهادی، مقتضای اصول عملی را در آن جست و جو کرد. از سوی دیگر: تحقیق پرسش نیازمند کاوشی افزون برای شناخت موضوع و پرتوافکنی بر زاویه های پنهان آن است. بنا بر این، بحث در دو سویه است: الف) سویه ی نخست آن، چهار پرسش کبروی را در بردارد: ۱. مراد از کتاب در احکام جزیه چیست؟ آیا کتابهای آسمانی ویژه ای مراد است؟ و یا هر کتاب آسمانی که شریعت آور بوده است؟ یا هر کتاب آسمانی – چه شریعت آور و چه غیر آن -؟ ۲. اگر در کتابی بودن صابئین، تردید باشد، آیا می توان آنان را در زمره کسانی دانست که شبهه کتابی بودن را دارند و احکام ایشان را در مورد آنان، جاری دانست؟ ۳. اگر در توحید و شرک ایشان تردید باشد، آیا می توان به دعاوی خودشان در این مورد، تمسک جست؟ و آیا سخن آنان در مورد خود و باورهایشان، برای دیگران حجت است؟ ۴. اگر تردید در مورد ایشان برطرف نشد، قاعده چه اقتضایی را دارد؟ آیا در این مورد اصل لفظی و یا عملی هست که بتوان به آن استناد جست؟
××× ب) سویه ی دوم، در بردارنده پرسشهای ص
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
