اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی در مبارزه با انحرافات و بدعت ها
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 40
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی در مبارزه با انحرافات و بدعت ها؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی در مبارزه با انحرافات و بدعت ها شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی در مبارزه با انحرافات و بدعت ها را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی در مبارزه با انحرافات و بدعت ها با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی در مبارزه با انحرافات و بدعت ها با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی در مبارزه با انحرافات و بدعت ها تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی در مبارزه با انحرافات و بدعت ها را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عزت و افتخار حسینی در مبارزه با انحرافات و بدعت ها :
اشاره
در پاسخ به این پرسش(۱) که آیا امام حسین علیه السلام در برابر اعمال و رفتار معاویه سکوت اختیار کردند یا به مبارزه سیاسی پرداختند و اگر سکوت نکردند، چه مواضع و سیاست هایی اتخاذ نمودند، باید گفت: گرچه قیام و حرکت نظامی از جانب امام حسین علیه السلام علیه معاویه مقدور و سودمند نبود، امّا این امر بدان معنا نبود که هیچ حرکت، مبارزه و اقدامی از سوی آن حضرت در برابر معاویه صورت نگیرد و آن بزرگوار همانند بسیاری از مسلمانان، که سکوت و حتی تأیید و همراهی با حکومت معاویه را بر اعتراض به وی ترجیح دادند، به گوشه خانه پناه برده و سرنوشت جامعه اسلامی، به ویژه جامعه شیعه را به حال خود رها کنند؛ چرا که آن حضرت همچون جدّ بزرگوارش رسول خدا صلی الله علیه و آله صیانت و پاسداری از مبانی و ارزش های اصیل دین و مبارزه با بدعت ها، فسادها و انحراف ها را، وظیفه و رسالت الهی خویش می دانستند و در راه تحقق این هدف از هیچ کوششی فروگذاری نمی کردند. بنابراین، آن حضرت در شرایط مناسب و مقتضی با موضع گیری های خویش، جامعه اسلامی را به پیروی از چنین سیره و روشی در مبارزات سیاسی علیه معاویه و کارگزارنش فرا می خواندند.
در منابع و مآخذ تاریخی و حدیثی، اخبار و گزارش های فراوانی در این باره ثبت شده است که به مهم ترین آن ها در قالب محورهای ذیل اشاره می گردد:
۱ مخالفت با ولیعهدی یزید
با آن که بر اساس یکی از بندهای پیمان نامه صلح امام حسن علیه السلام با معاویه، هیچ گونه حقی در انتخاب جانشین برای معاویه وجود نداشت، امّا او هیچ وقت به آن بند مثل سایر بندهای دیگر عهدنامه(۲) عمل نکرد و چنان که خود در جمع کوفیان اظهار داشت، همه آن ها را زیر پا گذاشت.(۳)
معاویه در راستای موروثی کردن حکومتش با پیشنهاد و مساعدت بعضی از کارگزاران در ده سال آخر زمامداری اش، تلاش ها و اقدامات زیادی را به منظور طرح و تثبیت جانشینی پسرش یزید از خود نشان داد. چنان که به بعضی از مناطق حوزه اسلامی مسافرت کرد و از نزدیک با ترفندها و شگردهای ویژه، مسأله جانشینی یزید را مطرح کرده و با تهدید یا تطمیع مردم برای یزید بیعت گرفت. او در سفری که به مدینه داشت، علاوه بر گرفتن بیعت از مردم این شهر، دنبال آن بود که از شخصیت های با نفوذ و بزرگ این شهر نیز، که در رأس آنان امام حسین علیه السلام قرار داشت، بیعت بگیرد. از این رو، پس از ورود به این شهر، با حسین بن علی علیه السلام وعبداللّه بن عباس و بعضی از بزرگان دیگر دیدار کرده، پس از طرح موضوع، تلاش کرد تا موافقت آنان را در این باره جلب کند. امام حسین علیه السلام در پاسخ به درخواست معاویه با ذکر مقدمه ای چنین فرمود:
«آنچه درباره یزید گفتی که خود به حدّ کمال رسیده و می تواند امت محمّد را اداره کند، دریافتم. می خواهی با این سخنان مردم را درباره او به اشتباه اندازی. گویا می خواهی درباره شخصی ناشناخته سخن گویی و یا غایبی را بستایی و از کسی که مردم درباره او چیزی نمی دانند، سخن گویی. در صورتی که، یزید خود شخصیّت و باطنش را آشکار ساخته است. اگر می خواهی از مهارت و توانایی یزید آگاه شوی، از او درباره سگ های شکاری و کبوتران پیش پرواز به هنگام تاختن و مسابقه دادن بپرس و در مورد کنیزان آوازه خوان و نوازنده سؤال کن تا تو را به خوبی آگاهی داده و یاری کند. دست از این تلاش ها بردار. چه سودی برایت دارد که خدا را با گناهان این مردم به بیش تر از آنچه خود مرتکب شده ای، ملاقات کنی؟!
به خدا سوگند! تو پیوسته باطل و ستم و بیدادگری را اختیار نموده ای تا آنجا که جام تبهکاریت لبریز شده و اکنون بین تو و مرگ جز یک چشم بر هم زدن فاصله نیست. پس از آن در روز رستاخیز بر عمل ماندگار خود درآیی و آن روز هرگز گریزگاهی نخواهی داشت. این تو بودی که امر مهم خلافت را که، از نیای مان به ارث رسیده بود، از ما بازداشتی با این که به خدا سوگند ما از رسول خدا صلی الله علیه و آله از جهت نَسَبی ارث می بریم و تو آن را (به عنوان حجت خلافت یزید!) نزد ما آورده ای…»(۴)
معاویه وقتی چنین موضع گیری صریحی را از امام حسین علیه السلام درباره ولیعهدی یزید دید و شنید، حقوق و مستمری همه بنی هاشم را از بیت المال قطع کرده، پرداخت سهم آنان را مشروط به بیعت آن حضرت کرد تا به این وسیله حسین بن علی علیه السلام از سوی بنی هاشم تحت فشار قرار گرفته و راضی به بیعت گردد! امّا او با این شیوه نتوانست از امام حسین علیه السلام بیعت بگیرد و با درخواست و تهدید عبداللّه بن عباس مجبور به پرداخت سهمیه بنی هاشم گردید؛ این در حالی بود که امام حسین علیه السلام از دریافت سهم خویش خودداری کرد.(۵)
۲ نامه کوبنده و افشاگرانه به معاویه
پس از شهادت حجربن عدی، مروان بن حکم، که در این زمان از سوی معاویه حاکم مدینه بود، طی نامه ای به معاویه نوشت: «گروهی از شخصیت ها و بزرگان عراق و حجاز نزد حسین علیه السلام رفت و آمد می کنند، اطمینان ندارم که حسین قیام نکند. من در این باره طبق تحقیقاتی که کرده ام اعلام می کنم که او فعلاً قصد قیام ندارد، امّا اطمینان ندارم که در آینده نیز چنین قصدی نداشته باشد. اینک نظر خود را در این باره بنویس.»(۶)
معاویه پس از دریافت گزارش مروان، علاوه بر پاسخ نامه وی، در نامه ای جداگانه به امام حسین علیه السلام نوشت:
«از طرف تو اموری رسیده است که هرگز گمان نمی کردم به آن امور گرایش داشته باشی. شایسته ترین مردم در وفاداری به آنچه بیعت کرده است، کسی همانند توست در بزرگی و شرافت و منزلت. حال در امر خلافت منازعه نکن. از خدا بترس واین امت را در فتنه مینداز و متوجه خود و دین خود و امت محمّد باش.» این آیه قرآن هم خاتمه نامه معاویه بود: «و لا یستخفّنّک الذین لا یوقنون:»(روم:۶)؛ مبادا آنان که به پایه یقین نرسیده اند تو را بی ثبات و سبکسر گردانند.(۷)
امام حسین علیه السلام در جواب نامه معاویه، پاسخی نوشت که طلایه انقلاب و قیام عاشورا است؛ پاسخی که در هر کلمه آن عزّت و افتخار حسینی موج می زند؛ نامه ای که به تعبیر شیخ عبداللّه علایلی بر تاریخ سایه افکنده و رو در روی سلطه و ستم معاویه قرار گرفته است.(۸)
حضرت در ابتدای نامه ضمن ردّ و تکذیب اخبار و گزارش های عمّال معاویه درباره قیام خویش علیه معاویه، چنین نوشتند:
«من قصد جنگ و اختلاف ندارم؛ اما از جنگ نکردن با تو و حزب تو، که از قاسطین هستند، به خدا پناه می برم. افراد ستمکاری که اطراف تو را گرفته اند داخل در حزب ستمگران و یاران شیطان هستند. آیا تو قاتل حُجر و یاران او، که اهل زهد و عبادت بودند و برای از میان بردن بدعت و امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند، نیستی؟! تو از روی ظلم و تجاوزگری پس از آن که با آنان پیمان های محکم و میثاق های مؤکّد بستی، پیمانت را شکستی و آنان را کشتی و با این کار، بر خدا گستاخی نموده، پیمان او را سبک شمردی. آیا تو کشنده عَمْرِوبن حَمِق که از بسیاری عبادت، چهره و بدنش لاغر و فرسوده شده بود، نیستی که پس از دادن امان و بستن پیمان (پیمانی که اگر به آهوان بیابان می دادی، از قله های کوه ها پایین می آمدند) او را کشتی؟! آیا تو ادعا نکردی که زیاد فرزند ابوسفیان است، در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است: «فرزند به شوهر ملحق می گردد و زناکار باید سنگسار گردد»(۹)؟! سپس او را بر مردم مسلط کردی؟ او بر مسلمانان سخت گرفته، دست و پای آنان را قطع کرد و بر شاخه های نخل به دار آویخت. ای معاویه! گویی از این امت نیستی و آن ها هم از تو نیستند…
و گفتی که من مردم را در فتنه نیندازم؛ به خدا سوگند! من فتنه ای برای مردم بزرگ تر از حکومت تو نمی بینم. و گفتی که درباره خودم و دینم و امت محمّد بیندیشم؛ به خدا قسم! من کاری برتر از جهاد با تو نمی بینم که اگر با تو بجنگم به خدا تقرّب جسته ام و اگر از نبرد با تو باز ایستم از خدا طلب آمرزش می کنم و از خدا می خواهم مرا به آنچه موجب رضا و خشنودی اوست، ارشاد و هدایت کند. و گفتی که به من نیرنگ خواهی زد. ای معاویه! هر نیرنگی که می خواهی به من بزن، به جان خودم سوگند از دیرباز نیرنگ بازان با شایسته کاران چنین کرده اند و من امید آن دارم که زیان آن به خودت برسد و عملت را تباه گرداند؛ پس هر کاری که می توانی بکن.
ای معاویه! از خدا بترس و بدان که خداوند کتاب و پرونده ای دارد که هر عمل بزرگ و کوچکی را در آن ثبت می کند و بدان که خداوند جنایات تو را که به صِرف ظنّ و گمان مردم را می کشی و به محض اتهام، آنان را به بند می کشی و گرفتار می سازی و فرزند شرابخوار و سگ بازت را زمامدار مسلمانان کرده ای، هرگز فراموش نخواهد کرد. تو با این کارها، خود را به هلاکت افکندی، دین خود را تباه ساختی و حقوق مردم را پایمال کردی، والسلام.»(۱۰)
حضرت در این نامه اگر چه به صراحت با معاویه اعلام جهاد نفرمود، امّا فرمود: برای عدم مجاهده و قیام در پیشگاه خدا عذری ندارد. این نامه دارای سه جهت گیری اصلی است:
الف. با نظریه سلطنت معاویه، که اطاعت محض از سلطان را القا می کرد، مخالفت نمود؛
ب. معاویه به عنوان قاتل انسان های با ایمان و مخلص همچون حجربن عدی و عمروبن حَمِق معرفی گردید؛
ج. ضرورت جهاد با معاویه و توجه به این نکته که معاویه «دین» را نابود کرده است.
نکته اصلی این نامه، همین جهت گیری سوّم است. معاویه به امام حسین علیه السلام می گوید: به فکر دین و امت محمّد صلی الله علیه و آله باش و فتنه گری مکن، امام حسین علیه السلام در جواب معاویه می فرماید: حکومت تو که دین را نابود کرده است، بزرگ ترین فتنه برای مردم است.
وقتی معاویه نامه امام حسین علیه السلام را خواند، در سینه اش شعله حقد و کینه زبانه کشید. یزید و عبداللّه بن عمروعاص به معاویه توصیه کردند که جوابی به نامه امام حسین علیه السلام بدهد که در آن تحقیر و توهین نسبت به آن حضرت و پدرش درج شود. معاویه در جواب پیشنهاد آنان گفت:
«… به خدا سوگند هیچ گونه عیبی در حسین سراغ ندارم. به نظرم رسید نامه تهدیدآمیزی به او بنویسم، سپس (به مصلحت) دیدم که این کار را نیز نکنم و او را به ستیزه جویی نکشانم.»(۱۱)
برخورد امام حسین علیه السلام با هدایای معاویه
آنچه نوشته شد، اخبار و گزارش های موثق در این باره بود که نشانگر عمق مخالفت امام حسین علیه السلام با معاویه و نمایانگر عمق خصومت تیرگی روابط بین آن دو است. امّا بعضی از گزارش ها حاکی از آن است که رفتار معاویه نسبت به امام حسین علیه السلام و نیز امام حسن علیه السلام نیکو و شایسته بوده است و معاویه آنان را از هدایا و جوایز خویش بهره مند می ساخته است. چنان که ابومنصور طبرسی در این باره می نگارد:
«معاویه برای امام حسین علیه السلام چیزی که ناراحتش کند، ننوشت و آنچه را به او می داد، قطع نکرد. او در هر سال، علاوه بر کالاها و هدایای گوناگون، یک میلیون درهم برای او می فرستاد!»(۱۲)
ابوحنیفه دینوری پا را از این فراتر گذاشته و در این باره می نویسد:
«گویند: در مدت زندگی معاویه هیچ گونه بدی یا کار ناپسندی از او نسبت به حسن علیه السلام و حسین علیه السلام سر نزد، و او هیچ چیز از اموری را که شرط کرده بود، از آنان دریغ نداشت و در نیکی کردن به آنان، تغییر روش نداد.»(۱۳)
همچنین در خصوص ارسال عطایا و جوایز از جانب معاویه و قبول آن ها از سوی امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام گزارش هایی به مضامین زیر نقل شده است:
۱. امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام جوایز و عطایای معاویه را قبول می کردند.(۱۴)
۲. امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام در دیداری با معاویه، دویست هزار درهم از وی دریافت کردند!(۱۵)
۳. معاویه اوّل ماه، یک میلیون درهم برای امام حسن علیه السلام و نهصد هزار درهم برای امام حسین علیه السلام فرستاد!(۱۶)
چنین گزارش هایی را به سادگی نمی توان پذیرفت. امّا درباره هدایا و وجوه نقدی باید گفت: اگر چه بعید به نظر نمی رسد که اعطا و ارسال آن ها توسط معاویه به این انگیزه بوده که او می خواسته با این کار از حجم اقدامات و اعتراضات آن دو بزرگوار علیه خویش بکاهد و در صورت امکان، آنان را تا حدّ زیادی همراه و موافق سیاست ها و شیوه حکومت داری اش کند، امّا این که امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام آن هدایا و پول ها را پذیرفته و دریافت کرده باشند، محل تأمل و جای تحقیق و بررسی دارد؛ چرا که اوّلاً، گزارش های یاد شده با اخبار و گزارش های دیگری مبنی بر عدم پذیرش هدایا و جوایز معاویه، معارض است؛ چنان که از امام موسی بن جعفر علیه السلام نقل شده که فرمودند: «امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام جوایز معاویه را نمی پذیرفتند.»(۱۷) همچنین در جریان مسافرت معاویه به مدینه جهت بیعت گرفتن برای یزید از بزرگان و شخصیت های سرشناس این شهر از جمله امام حسین علیه السلام ، زمانی که معاویه مجبور به پرداخت مستمری به تعویق افتاده بنی هاشم شد، امام حسین علیه السلام از دریافت سهم خویش استنکاف کرد.(۱۸)
ثانیا، بر فرض صحت سند و قبول چنین گزارش هایی، پذیرش چنین هدایا و جوایزی از سوی آن بزرگواران، قابل قبول و موجّه بوده است. چنان که در روایتی از امام باقر علیه السلام درباره دریافت عطایا و جوایز حاکمان ستمگر سؤال شد، حضرت جواز قبول چنین هدایایی را مستند به صدور چنین کاری از امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام کردند و فرمودند: «[مانعی نیست چرا که] حسن و حسین علیهماالسلام عطایای زورمندانی همچون معاویه را می پذیرفتند؛ زیرا آنان شایستگی و حق آنچه را که از معاویه دریافت می کردند، داشتند.»(۱۹)
ثالثا: اگر (فرضا) امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام عطایا و جوایز یاد شده را دریافت می کردند، آن ها را برای خود و خانواده شان هزینه نمی کردند و به مصرف نیازمندان و فقرای بنی هاشم و دیگر افراد مستمند و یتیم جامعه اسلامی می رساندند. چنان که مرحوم مجلسی در این باره چنین روایت کند: «حسن و حسین علیهماالسلام این اموال (عطایا و جوایز) را از معاویه می گرفتند و حتی به اندازه آنچه مگس در دهان خود می گیرد، برخود و خاندان خود هزینه نمی کردند.»(۲۰)
از این رو، ارسال یک میلیون درهم از جانب معاویه برای امام حسن علیه السلام چنان که اخبار «دلائل الامامه» و «احتجاج» از آن حکایت می کرد و پذیرش آن از ناحیه امام حسن علیه السلام از این باب بوده است، بدین معنی که معاویه مطابق یکی از مواد معاهده صلح بین او و امام حسن علیه السلام موظف بود که یک میلیون درهم از محل خراج «دارابجرد»(۲۱) (دارابگرد) برای تقسیم بین بازماندگان شهدای جمل و صفین به امام حسن علیه السلام پرداخت کند(۲۲) و پذیرش آن از سوی آن حضرت نیز طبعا بدون اشکال و کاملاً مشروع بوده است؛ زیرا آن را برای مصرف یاد شده می گرفته اند.
اما این که رفتار معاویه با امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام نیکو بوده است، نه تنها شاهدی بر این ادعا وجود ندارد، بلکه تاریخ گواه است که معاویه از هر فرصتی که به دست می آورد، برای خدشه دار کردن چهره امام علی علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام و در نهایت حذف آنان، استفاده می کرد. او نه تنها با علی علیه السلام و خاندانش سر ناسازگاری و مخالفت داشت، بلکه با شیعیان او نیز به جرم پیروی و ابراز عشق و ارادت به خاندان علوی رفتار وحشتناک و هولناکی داشت.(۲۳) نمونه بارز آن، قتل بی رحمانه حُجر بن عدی کندی، یکی از اصحاب بزرگ علی علیه السلام و از یاران مخلص او، بود که منابع تاریخی به تفصیل از آن سخن گفته اند.(۲۴) از این رو، چگونه می تواند رفتار معاویه با امام حسن علیه السلام نیکو باشد، در حالی که او آن حضرت را با دسیسه مسموم کرد(۲۵) و به شهادت رساند و حاکم او، مروان بن حکم، از دفن جنازه مطهر آن بزرگوار در کنار مرقد جدّ بزرگوارش جلوگیری کرد.(۲۶) چنان که عدم پای بندی پسر ابوسفیان به مواد پیمان نامه صلح و زیر پا قرار دادن آن، دلیل روشنی بر کذب و نادرستی گفتار «دینوری» می باشد.
با شیوه ای که معاویه در امر حکومت داری در پیش گرفته بود، نمی توانست رفتار شایسته و پسندیده ای نیز نسبت به امام حسین علیه السلام داشته باشد. او در نامه ای که گذشت، به امام حسین علیه السلام می نویسد: «با تو از درِ مکر وارد خواهم شد.» به گمان قوی مراد وی از روش مکارانه، روش رایج وی دربرخورد با مخالفان یعنی ترور و مسمومیت با زَهر است. چنان که پیش از این، از همین شیوه برای از میان برداشتن مخالفانی همچون مالک اشتر، امام حسن علیه السلام ، سعد بن ابی وقاص(۲۷) و عبدالرحمن بن خالد بن ولید(۲۸)، بهره جست.
۳ تبیین جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام
اگر چه معاهده صلح با معاویه یکی از عوامل مهم بازدارنده قیام و نهضت مسلحانه اباعبداللّه علیه السلام بود، امّا این امر و امثال آن، آن حضرت را از بیان حق و تبیین مقام و منزلت خویش و اهل بیت علیهم السلام باز نمی داشت؛ از این رو، در هر شرایط مناسبی، به امر به معروف و نهی از منکر پرداخته، فضایل و مناقب خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله را یادآور می شد و از آنان به عنوان محور حق دفاع می کرد.
دو نمونه ذیل، شاهد این مطلب است:
موسی بن عقبه می گوید: «به معاویه گفتند: مردم چشم شان را به حسین علیه السلام دوخته اند. کاش به او فرمان می دادی تابه منبر برود و سخنی گوید؛ چرا که در او ناتوانی یا لکنت زبان است.
معاویه گفت: ما نیز چنین پنداری درباره حسن داشتیم ولی او پیوسته در چشم مردم بزرگ می شد و ما رسوا می شدیم.
این گذشت تا روزی معاویه به حسین علیه السلام گفت: ای اباعبداللّه ! ای کاش منبر می رفتی و سخنی می گفتی! حسین بر منبر رفته حمد و ثنای خدا فرمود و بر پیامبر صلی الله علیه و آله درود فرستاد. ناگاه شنید کسی می گوید: این شخص کیست که سخن می گوید.
امام حسین علیه السلام ضمن معرفی خویش و اهل بیت علیهم السلام به عنوان یکی از دو چیز گران بها، که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را در میان امتش به یادگار گذاشته است و آنان مرجع تفسیر و تاویل قرآن هستند؛ با استدلال به آیاتی چند از قرآن کریم، اطاعت از اهل بیت علیهم السلام را همانند اطاعت از خدا و رسول وی واجب شمرده و مردم را از گوش فرا دادن به ندا و وسوسه های شیطان برحذر داشت.
معاویه تا چنین بیاناتی را از آن بزرگوار شنید دیگر نتوانست تحمل کند؛ از این رو گفت: “ای اباعبداللّه ! بس است؛ مقصود خود را رساندی.”(۲۹)
زمانی دیگر در مجلس معاویه چنین فرمود:
«من فرزند کسی هستم که در پاکی همانند آب آسمان است و در زمین ریشه دارد. من فرزند کسی هستم که در اصل و تبار فاخر، شرافت والا و نیک نامی دیرین خانوادگی بر همه اه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
