اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عوامل اعتماد و همکاری میان مردم و حکومت
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 43
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل عوامل اعتماد و همکاری میان مردم و حکومت!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل عوامل اعتماد و همکاری میان مردم و حکومت بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل عوامل اعتماد و همکاری میان مردم و حکومت از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل عوامل اعتماد و همکاری میان مردم و حکومت شامل 105 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل عوامل اعتماد و همکاری میان مردم و حکومت استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل عوامل اعتماد و همکاری میان مردم و حکومت با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل عوامل اعتماد و همکاری میان مردم و حکومت قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل عوامل اعتماد و همکاری میان مردم و حکومت حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل عوامل اعتماد و همکاری میان مردم و حکومت به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عوامل اعتماد و همکاری میان مردم و حکومت :
چکیده
این مقاله بر آن است که عوامل و راهکارهای جلب اعتماد و حس همکاری بین مردم و حکومت را براساس گفتار و کردار امیرمؤمنان علی (ع) روشن سازد .
مطالبی که در این مقاله بحث و بررسی شده عبارتند از:
– پذیرش مسئولیت براساس تکلیف الهی
– شایسته سالاری
– صداقت و پیشگامی در عمل
– حسن تدبیر و نیکو اداره کردن امور
– رنج خود و راحت دیگران را طلبیدن
– اجرای عدالت، عدم تبعیض و برابری
– شرکت مردم در امور سیاسی و اجتماعی
– پایبندی به عهد و پیمان و بیعتی که بسته اند و خیرخواهی برای حکومت و . . .
پیش از آنکه عوامل همکاری و اعتماد بین مردم و حکومت را از دیدگاه نهج البلاغه بررسی کنیم لازم است رابطه حکومت با مردم را از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار دهیم .
رابطه حکومت با مردم
در حکومتهای استبدادی و اشرافی رابطه مردم با حکومت رابطه برده دار و برده است . اگر احیانا امکاناتی برای آنها فراهم می کنند برای این است که با پروار کردن آنها بهره بیشتری ببرند، چنانکه تاسیس مدارس و بیمارستانها، بوجود آوردن راههای شوسه و راه آهن ها، کارگاهها و کارخانه هاو . . . از طرف جهان سرمایه داری در کشورهای جهان سوم برای این منظور است نه خدمت به آنها .
در حکومتهای مردم بر مردم به معنی غربی آن، دولت مجری خواسته های مردم است اگر چه خلاف مصلحت آنها و زشت ترین کارها باشد مثلا هر گاه اکثریت مردم رای به جواز رابطه جنسی و . . . بدهند، دولت خود را موظف به اجرای آن می داند همانگونه که در سوئد و انگلستان مرسوم است .
اما در حکومت اسلامی رابطه مردم با حکومت رابطه ابوت و بنوت (پدر فرزندی) است . چنانکه می دانیم عالیترین نوع عواطف، عاطفه پدری و مادری است .
اما این عاطفه در مقام تعلیم و تربیت فرزندان نباید حاکم مطلق باشد .
پدر و مادر در عین آنکه فرزندانشان را حتی بیشتر از خود دوست می دارند، اما رعایت مصلحت آنان را باید بیشتر از همه چیز دوست بدارند . اگر فرزندی مرتکب خلاف شود تنبیهش کنند و اگر غذایی برایش مضر باشد از خوردن آن منعش نمایند; بر انجام کارها تکلیفش کنند و . . . حکومت اسلامی نیز باید رفتارش با مردم بر همین اساس باشد، در عین آنکه آحاد ملت را فرزند خود می داند و به آنها عشق می ورزد، هیچگاه اجازه ندهد احدی مرتکب خلاف شده از زیر بار تکالیف مقرره که حافظ منافع و مصالح امت اسلامی است شانه خالی نماید .
علی (ع) در فرمان تاریخش به مالک اشتر بر این رابطه چنین تاکید می کند:
«ثم تفقد من امورهم ما یتفقد الوالدان من ولدهما» . (۱)
آنگاه از آنان آنگونه تفقد کن که پدر و مادر از فرزندشان تفقد و دلجویی می کنند .
امام باقر (ع) در ضمن بیان خصائص رهبر جامعه اسلامی از قول رسولخدا نیز به این حقیقت تاکید دارد:
لا تصلح الامامه الا لرجل فیه ثلاث خصال ورع یحجزه عن معاصی الله و حلم یملک به غضبه و حسن الولایه علی من یلی حتی یکون لهم کالوالد الرحیم . (۲)
امامت جز برای مردی که دارای خصلتهای سه گانه زیر باشد شایسته نیست:
۱ – پرهیزگاری و ورعی که او را از گناه الهی باز دارد .
۲ – حلم و بردباری که بدان وسیله خشم خود را تحت کنترل خود درآورد .
۳ – حسن سرپرستی نسبت به مردمی که امامت آنها را به عهده دارد تا جایی که نسبت به آنان همانند پدری مهربان باشد .
این رابطه مبتنی بر لطف و محبت نه تنها با افراد مسلمان و حکومت اسلامی است، بلکه همه آحاد ملت در صورتی که به قوانین مملکت احترام بگذارند از این رفتار انسانی و لطف و مهربانی برخوردار خواهند بود .
علی (ع) در فرمانی که برای مالک اشتر، هنگامی که او را استاندار مصر نمود، نوشت در این باره چنین دستور داد:
«و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه لهم و اللطف بهم و لا تکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم فانهم صنفان اما اخ لک فی الدین و اما نظیر لک فی الخلق » . (۳)
قلب خویش را نسبت به ملت خود مملو از رحمت و محبت و لطف کن و همچون حیوان درنده ای نسبت به آنان مباش که خوردن آنان را غنیمت شماری، زیرا آنان دو گروهند: یا برادران دینی تو اند و یا از نظر آفرینش انسانهایی همانند تو .
حال باید دید چه عواملی می تواند این رابطه را ناگسستنی و مستحکم سازد؟
برای استحکام این رابطه مقدس – رابطه حکومت و مردم – از دیدگاه اسلام و نهج البلاغه عواملی وجود دارد که ذیلا به اهم آنها اشاره می شود:
۱ – پذیرش مسئولیت، تنها بر اساس تکلیف الهی:
در مکتب علوی پذیرش مسئولیت زعامت جامعه اسلامی، مانند دیگر مسئولیتها تنها به خاطر انجام وظیفه و تکلیف الهی است نه برای ریاست کردن و یا سوءاستفاده نمودن و یا بهره مندی از منافع زودگذر آن .
علی (ع) آنجا که از رمز قبول زعامت جامعه اسلامی سخن می گوید بر این حقیقت تاکید می کند:
«اما و الذی فلق الحبه و برا النسمه لو لا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء الا یقاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها و لسقیت آخرها بکاس اولها و لالفیتم دنیاکم هذه ازهد عندی من عفطه عنز» . (۴)
آگاه باشید سوگند به خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید، اگر نه این بود که جمعیت بسیار گرداگرد مرا گرفته و به یاریم قیام کرده اند و از این جهت حجت بر من تمام نشده بود، و اگر نبود عهد و پیمانی که خداوند از علماء و دانشمندان گرفته که در برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان، سکوت نکنند، من مهار شتر خلافت را رها می ساختم و از آن صرفنظر می نمودم و آخر آن را با جام آغازینش سیراب می کردم، آن وقت خوب می فهمیدند که دنیای شما در نظر من بی ارزشتر از آبی است که از بینی بز ماده ای بیرون آید .
چنانکه ملاحظه می فرمایید اگر تکلیف الهی بر علما و دانشمندان هر جامعه نبود که در برابر شکمبارگی ستمگران و حرومیت ستمدیدگان سکوت نکنند، ریاست طلبی و بهره مندی از مظاهر زندگی مادی نمی توانست انگیزه قیام امیرالمؤمنین (ع) برای تصدی زعامت جامعه اسلامی باشد .
در غیر این صورت همانگونه که در ابتدای امر بعد از وفات رسول الله به خاطر مصالح عمومی اسلام و مسلمین از اقدام به این امر خودداری کرده بود، در پایان نیز از قبول آن خودداری می کرد . تنها انگیزه او برای پذیرش این مسئولیت خطیر، همان تکلیف الهی بود و بس .
و نیز از آن حضرت آنجا که علت اصرار خویش را در امر حکومت بر مردم بیان می کند به این حقیقت چنین تصریح می نماید:
«اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا منافسه فی سلطان و لا التماس شی ء من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک فیامن المظلومون من عبادک و تقام المعطله من حدودک » . (۵)
بار خدایا تو می دانی آنچه ما انجام دادیم نه برای این بود که ملک و سلطنتی به دست آوریم و نه برای اینکه از متاع دنیا چیزی تهیه کنیم بلکه بخاطر این بود که نشانه های از بین رفته دینت را بازگردانیم و آثار اصلاح را در بلادت آشکار سازیم تا بندگان مظلومت در ایمنی قرار گیرند و قوانین و مقرراتی که بدست فراموشی سپرده شده بار دیگر عملی گردد .
آری، در مکتب اسلام، قبول مسئولیتها تنها بعنوان یک تکلیف الهی است نه برای ریاست و اظهار قدرت و بهره گیری از مظاهر زودگذر دنیا که در آن صورت از کفش وصله داری بی ارزشتر خواهد بود .
عبدالله بن عباس می گوید:
در منزل «ذی قار» بر امیرمؤمنان وارد شدم در حالی که کفش خود را وصله می کرد . به من فرمود: قیمت این کفش چقدر است؟ گفتم: قیمتی ندارد . فرمود:
«و الله لهی احب الی من امرتکم الا ان اقیم حقا او ادفع باطلا» . (۶)
به خدا سوگند، همین کفش بی ارزش، برایم از حکومت بر شما محبوبتر است، مگر اینکه با این حکومت حقی را به پای دارم و یا باطلی را دفع نمایم .
بنابراین، وقتی که ملت احساس کرد مسئولین حکومت اسلامی تنها به عنوان انجام وظیفه و اقامه حق و دفع باطل مسئولیتها را قبول کرده اند و مقام و منصب، پیش آنان پشیزی ارزش ندارد، طبعا همکاریهای لازم را با آنان مبذول و به آنها اعتماد خواهند داشت .
۲ – تقسیم پستها بر اساس لیاقت:
از ویژگی های حکومت اسلامی این است که پستها را براساس لیاقت و شایستگی تقسیم می کند، از شخص اول حکومت اسلامی که همان امام و ولی فقیه است تا دیگر مسئولان و کارگردانان حکومت اسلامی باید شایسته ترین و خدمتگزارترین افراد برای لت باشند .
به نظر شیعه، امام و جانشین پیغمبر که زعامت کشور اسلامی را به عهده دارد شایسته ترین فرد روی زمین است که از جمیع فضائل علمی و اخلاقی و غیره در درجه کمال و عصمت برخوردار و از هرگونه رذائل به دور است . سیدالشهداء ابی عبدالله الحسین (ع)، هنگامی که مسلم بن عقیل را به عنوان نماینده خود به سوی مردم کوفه می فرستاد در پاسخ نامه مردم کوفه ویژگی های امام مسلمین را چنین مشخص می کند .
فلعمری ما الامام الا بالکتاب، القائم بالقسط، الدائن بدین الحق، الحابس نفسه علی ذات الله . (۷)
به جانم سوگند کسی شایستگی مقام رهبری و امامت مسلمین را ندارد مگر آنکه دارای ویژگی های زیر باشد:
۱ – بر طبق کتاب خدا حکم کند .
۲ – برای برقراری قسط و عدل قیام نماید .
۳ – به دین راستین حق پای بند باشد .
۴ – خود را وقف خدمت در راه خدا کند .
نیز از حضرت علی (ع) در مورد صفات و مشخصات حکومت اسلامی چنین آمده است:
«و قد علمتم انه لا ینبغی ان یکون الوالی علی الفروج و الدماء و المغانم و الاحکام و امامه المسلمین البخیل فتکون فی اموالهم نهمته و لا الجاهل فیضلهم بجهله و لا الجافی فیقطعهم بجفائه و لا الحائف للدول فیتخذ قوما دون قوم و لا المرتشی فی الحکم فیذهب بالحقوق و یقف بها دون المقاطع و لا المعطل للسنه فیهلک الامه » . (۸)
شما می دانید آن کس که در منصب امامت مسلمین بر نوامیس، خونها، غنایم و احکام تسلط دارد، نباید بخیل باشد تا در جمع آوری اموال آنان برای خویش حرص ورزد و نباید جاهل و نادان باشد تا با جهلش آنان را گمراه کند و نه جفاکار تا پیوندهای آنها را از هم بگسلد و به نیازهای آنان پاسخ نگوید و نه ستمکار که در اموال و ثروت آنان حیف و میل نماید و گروهی را بر گروه دیگر مقدم دارد و نه رشوه گیر در قضاوت تا حقوق را از بین ببرد و در رساندن حق به صاحبانش کوتاهی ورزد و نه آنکس که سنت پیامبر را تعطیل کند و بدین سبب امت را به هلاکت بیفکند .
در زمان غیبت امام معصوم، زعامت مسلمین بر عهده فقیه عادل و با تقوی و آگاه به زمان، شجاع و مدیر و مدبر است که امام عسکری علیه السلام قسمتی از ویژگی های او را چنین معرفی می فرماید:
فاما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا علی هواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه . (۹)
هرگاه فقیهی خویشتن دار، دیندار، مخالف با هوای نفس، مطیع فرمان مولا بود، مردم موظفند از او پیروی نمایند .
امام حسین (ع) نیز ضمن روایت مفصلی روی علم دینی او، و امین بر حلال و حرام بودنش تکیه می کند و چنین ادامه می دهد:
ذلک بان مجاری الامور و الاحکام علی ایدی العلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه . (۱۰)
جریان امور و احکام باید در دست عالمان الهی که بر حلال و حرام او امینند، باشد .
اما دیگر مسئولان حکومت اسلامی نیز باید تنها بر اساس لیاقت و شایستگی انتخاب شوند و هیچگونه رابطه و توصیه ای در انتخاب آنان مؤثر نباشد که امیرالمؤمنین علی (ع) در این زمینه چنین فرمان می دهد:
ولا تقلبن فی استعمال عمالک و امرائک شفاعه الا شفاعه الکفایه و الامانه . (۱۱)
در استخدام کارکنان و فرمانروایانت شفاعت و وساطت کسی را مپذیر مگر شفاعت شایستگی و امانتداری خود آنها را .
در فرمان تاریخیش به مالک اشتر در مورد استخدام کارمندان چنین دستور می دهد:
«ثم انظر فی امور عمالک فاستعملهم اختبارا و لا تولهم محاباه و اثره فانهما جماع من شعب الجور و الخیانه و توخ منهم اهل التجربه و الحیاء من اهل البیوتات الصالحه و القدم فی الاسلام المتقدمه فانهم اکرم اخلاقا و اصح اعراضا و اقل فی المطامع اشراقا و ابلغ فی عواقب الامور نظرا» . (۱۲)
در کارهای کارمندانت بنگر و آنها را با آزمایش و امتحان به کار وادار و از روی میل و استبداد آنها را بکاری وا ندار، زیرا استبداد و تسلیم تمایل شدن کانونی از شعبه های جور و خیانت است، و از میان آنها افرادی که با تجربه تر و پاکتر و پیشگامتر در اسلامند، برگزین! زیرا اخلاق آنها بهتر و خانواده آنها پاکتر و همچنین کم طمعتر و در سنجش عواقب کارها، بیناترند .
اصولا با بودن افراد صالحتر و داناتر به کتاب خدا و سنت پیامبر، انتخاب افرادی که در این حد نیستند، خود خیانت به خدا و پیامبر و مسلمین خواهد بود که پیامبر اسلام در این زمینه فرموده است:
من استعمل عاملا من المسلمین و هو یعلم ان فیهم من هو اولی بذلک منه و اعلم بکتاب الله و سنه نبیه فقد خان الله و رسوله و جمیع المسلمین . (۱۳)
کسی که کارمندی از مسلمین را بکار گیرد در حالی که می داند در میان آنها فردی که از او بهتر و به کتاب خدا و سنت پیامبر داناتر است، وجود دارد، به خدا و پیامبر و همه مسلمین خیانت کرده است .
حتی افراد، در صورتی که شایسته تر از آنها وجود داشته باشد، حق ندارند خود را بر آنها مقدم کنند زیرا پیامبر اسلام فرمود:
من تقدم علی قوم المسلمین و هو یری ان فیهم من هو افضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمین . (۱۴)
هر کس خود را بر دیگر مسلمین مقدم کند در حالی که ببیند در میان آنها افراد شایسته تری وجود دارد، خیانت به خدا و پیامبر و مسلمین نموده است .
حال ملتی که دارای چنین حکومت و مسئولین باکفایت و شایسته ای باشد، طبعا نسبت به آنها اعتماد خواهد داشت و با آنها همکاری صمیمانه خواهد نمود . (۱۵)
۳ – صداقت و پیشگامی در عمل:
تا زمانی که مردم از کارگردانان امور صداقت و یکرنگی نبینند، نمی توانند به آنها اعتماد کنند و مهمترین چیزی که می تواند نشان دهنده صداقت آنها باشد این است که پیش از همه خود به گفتارشان عمل کنند . زیرا اثری که رفتار و عمل در افکار و روح آدمی دارد غیر از تاثیر گفتار است . تاثیر گفتار آنی و زودگذر است، ولی تاثیر عمل ریشه دار و عمیق است و لذا گفته اند که دو صد گفته چون نیم کردار نیست .
روی همین اصل آئین مقدس اسلام به پیروان خود دستور می دهد: پیش از آنکه مردم را با گفتار دعوت به حق کنند، با عمل اقدام به اینکار نمایند .
امام صادق (ع) در این باره می فرماید:
کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلوه و الخیر فان ذلک داعیه . (۱۶)
مردم را با غیر زبانتان بسوی حق و فضیلت دعوت کنید تا از شما پرهیزکاری و کوشش در راه خدا و نماز و کارهای نیک مشاهده کنند، بدیهی است که این روش گرایش دهنده تر است .
شاید رمز اینکه اسلام، گفتار بدون عمل را گناه بزرگ می داند، (۱۷) همین تکذیب عملی و موجب سلب اعتماد باشد .
قطعا برای همین اهمیت است که علی ابن ابیطالب (ع) آنجا که درباره وظائف رهبران جامعه سخن می گوید به این حقیقت تصریح می کند:
«من نصب نفسه للناس اماما فلیبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم » . (۱۸)
کسی که خود را پیشوای مردم قرار دهد، باید پیش از آنکه به تعلیم دیگری بپردازد، به تعلیم خویشتن اقدام نماید، و پیش از آنکه مردم را با زبان ادب کند با کردارش ادب نماید . کسی که خویشتن را می آموزد و تربیت می کند به احترام سزاوارتر است از کسی که معلم و مربی دیگران است .
نیز هنگامی که می شنود «عثمان بن حنیف » فرماندار او در بصره به مهمانی جوانی از مردم آن سامان می رود که انواع غذاها و خورش ها در سر سفره اش موجود بوده، توانگران در آنجا حضور داشته، ولی از فقرا و مستمندان احدی در آن مهمانی شرکت نداشته اند، نامه تند و عتاب آمیزی به او می نویسد و از این کار که موجب اختلاف طبقاتی و برانگیختن خشم توده مردم علیه کارگردانان امور است، شدیدا او را نکوهش می کند . آنگاه وظیفه رهبران جامعه را در پیشقدم بودن در کارهای نیک و دوری جستن از زشتیها این طور بیان می کند:
«الا و ان لکل ماموم اماما یقتدی به و یستضی ء بنور علمه الا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه و من طعمه بقرصیه الا و انکم لا تقدرون علی ذلک و لکن اعینونی بورع و اجتهاد و عفه و س
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
